چکیده:

بر اثر توسعه پراکنده و بی سامان شهرها، الگوی سازمان فضایی اولیه و ساختار اصلی آنها دگرگون گشته است. این عوامل موجب از بین رفتن ساختار واحد در کل شهر، انزوای فضایی بخش های مختلف شهر شده است. از طرفی افزایش وسعت شهرها موجب پیچیدگی های کالبدی- فضایی در آنها گردیده، به طوری که شناخت ساختار و استخوان بندی اصلی شهرها و ریخت شناسی آن بر اساس تحلیل تمام اجزای شهرها امری

* این مقاله برگرفته از رساله کارشناسی ارشد برنامه ریزی شهری سمانه جباری با عنوان ” برنامه ریزی ساختار فضایی شهر با رویکرد نظام سلسله مراتبی فضاهای عمومی، مطالعه موردی شهر قزوین” به راهنمایی دکتر منوچهر طبیبیان و مشاوره دکتر علیرضا عندلیب در دانشگاه ازاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران بوده است که در خرداد سال ۲۹۳۱ اتمام یافت.

-۱ دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه ریزی شهری، دانشگاه ازاد اسلامی، واحد علوم وتحقیقات تهران، گروه شهرسازی، تهران، ایران -۲ استاد دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، دانشکده شهرسازی، تهران، ایران -۳ استادیار و عضو هیات علمی دانشگاه ازاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران، گروه شهرسازی، تهران، ایران

مشکل و غیرممکن می باشد. از جمله نظریه ها و روش هایی که به مطالعه ساختار و پیکربندی فضای شهری می پردازد و توانسته به نیازهای تحلیل ساختار فضایی شهرها پاسخ دهد، نظریه چیدمان فضا است.

در این پژوهش درشهر قزوین ، سه محلات در بافت قدیم، میانی و جدید مورد آزمون قرار گرفتند که برای تحلیل ساختار فضایی آن ها از روش چیدمان فضا استفاده شده است. بدین منظور ابتدا نقشه محوری هر یک از محلات ترسیم گردیده و سپس چهار پارامتر اتصال، عمق، کنترل و همپیوندی هر یک از محلات محاسبه و با یکدیگر مقایسه گردیده است. نتایج مطالعات حاظر نشان میدهد که الگوهای طراحی متفاوت، ویژگیهای فضایی متفاوتی را به لحاظ چیدمان فضا خلق می کند و بافت جدید نتوانسته ساختار فضایی مناسبی را ایجاد نماید.

واژه های کلیدی: ساختار فضایی، چیدمان فضا، اتصال،همپیوندی، عمق،کنترل

-۵ مقدمه

در روش چیدمان فضا، سیستم های فضایی نه بر اساس روش های معمول هندسی بلکه بر اساس توپولوژی فضایی آن ها تحلیل می شوند. نظریه چیدمان فضا نگاهی نو به شهر و فضاهای شهری دارد و عملا با مفهوم فضا به عنوان اصلی و یک مفهوم نو برخورد می کند. این مفهوم جدید عملا شهر را فضاهای بین توده ها و نه توده های ساختمانی آن تعریف می کند.

بر این اساس در این پژوهش ابتدا به بیان مفاهیم مربوط به ساختار فضایی و مدل چیدمان فضا و پارامترهای آن پرداخته ایم و سپس با معرفی موقعیت محلات انتخابی و ترسیم نقشه محوری محلات ، شاخص های اتصال،عمق،کنترل و همپویندی در این محلات محاسبه شده و مقادیر به دست آمده در هر یک از محلات با یکدیگر مقایسه گردیده است.

-۲ ادبیات پژوهش

-۵-۲ ساختار فضایی شهر

ساختار فضایی شهر مجموعه ای مرکب از یک ستون فقرات و شبکهای به هم پیوسته از کاربریها و عناصر مختلف و متنوع شهری است که شهر را در کلیت آن انسجام میبخشد و تارپودش در همه گستره شهر تا انتهایی ترین اجزای آن یعنی محله های مسکونی امتداد می یابد .این مجموعه، شالوده سازمان فضایی –

کالبدی شهر و اجزای داخلی آن بوده و مبین خصوصیات کلی شهر است و سایر ساختمانها در شهر همانند پرکننده ها، بینابین بخش های اصلی این شبکه را می پوشانند (حمیدی و دیگران، (۲ :۲۹۳۱

-۲-۲ ترتیب فضایی

منظور از ترتیب فضایی، نحوه چیده شدن فضاها در کنار یکدیگر و در روابط آنها با هم است .این مفهوم به این دلیل اهمیت دارد که نمایش دهنده اهمیت چگونگی ارتباطات فضایی در کل سیستم است.

هر تغییر در نحوه چیدمان فضاها تغییراتی را در سطح کل ترتیب فضایی ایجاد خواهد کرد .به عبارت دیگر، در سطح شهر هر گونه تغییر در نقشه شهر(اضافه یا کم شدن فضا مانند خیابان، فضای باز و غیر آن) تغییراتی را در روابط ترتیب فضایی کل شهر ایجاد خواهد کرد .چنین تغییراتی می تواند احتمال وقوع فعالیت ها و حوادث را دگرگون سازد. تحقیقات متعدد نشان داده است که هر تغییر در چیدمان فضا، میزان و نحوه فعالیت ها را در فضاها تغییر داده است .(عباس زادگان، ۱۳۳۱ ، ص (۱۳

-۳-۲ نظریه حرکت طبیعی

حرکت طبیعی بخشی از حرکت است که به وسیله ساختار چیدمانی فضا و نه جاذبه های موجود در آن تعیین شده باشد. مطالعات متعدد نشان داده اند که عمده ترددهای موجود در سطح شهر (سه چهارم) نه به دلیل قرارگیری مبدا یا مقصد در آن فضاها بلکه به دلیل قرار گیری آن فضا در بخشی از مسیر می باشد.(عباس زادگان، (۳۷ :۲۹۳۲

هیلیر در نظریه خود مبنی بر »حرکت طبیعی« به تاثیر پیکره بندی فضایی بر حرکت عابر پیاده در سطح شهر می پردازد. او بیان می دارد که پیکره بندی فضایی خود به تنهایی مهم ترین عامل هدایت حرکت پیاده در سطح شهر می باشد و در این زمینه عوامل محلی و خرد مقیاس مانند جاذب های فضایی و کاربری اراضی از اهمیت کمتری برخوردار می باشند .)Hillier et al, 1993: 30)

کاربرد روش چیدمان فضا اساسا به منظور ارزیابی قابلیت طرح های پیشنهادی در براورده کردن موارد مورد نیاز طرح از قبیل ایجاد، هدایت و پیش بینی حرکت در سطح شهر می باشد. در راستای پیش بینی ساختارشهر از روش چیدمان فضا می توان برای شناسایی در دسترس ترین و جدا افتاده ترین مسیرها استفاده کرد تا بدین صورت ساختارشهر و حرکت عابر پیاده را به صورتی بهینه هدایت و مدیریت کرد
)Abubakar&Aina, 2006:2)

ویژگی های چیدمان فضا در ایجاد تردد عبوری(حرکت طبیعی) بسیار اهمیت دارد، زیرا نحوه چیدمان فضا ساختار تردد را شکل می دهد و در صورت عبور مردم از فضا ویژگی های محلی و ویژگی های طراحی فضا مردم را تشویق می کننند تا مدت بیشتری در آن مکث کنند و از ویژگی های آن بهره ببرند. زمانی که مردم از فضایی به دلیل ویژگیهای ترتیب فضایی با تراکم بیشتری عبور می کنند، کاربریهایی که نیاز به این

جمعیت زیاد دارند در آن فضاها متمرکز می گردند و خود متقابلا سبب افزایش تراکم تردد می شوند.

(Hillier & Hanson, 1984; Hillier et al., 1993; Hillier & Vaughan, 2007