بررسی سلامت روان افرادی است که ازدواج سنتی ، نیمه سنتی و مدرن

چکیده
هدف از پژوهش حاضر ، بررسی سلامت روان افرادی است که ازدواج سنتی ، نیمه سنتی و مدرن داشته اند . به منظور بررسی و رسیدگی به این مهم در فصل ۱ این پژوهش سوالاتی مطرح شد و در راستای رسیدگی به این سوالات و پاسخدهی به آنها . یک نمونه ۳۰ تایی از جامعه مورد پژوهش ( منطقه ۲ تهران ) را انتخاب کردیم و روش اندازه گیری ما در این تحقیق پرسشنامه GHO ( سلامت روان ) و یک پرسشنامه محقق ساخته بود و نیز استفاده از روش تحلیل استنباطی (کروسکال والیس ) .

در انتها به بحث و نتیجه گیری در مورد نتایج بدست آمده پرداخته و مشخص شد که تفاوت معناداری بین سلامت روان این ۳ گروه وجود نداشت و تنها رضایت از زناشویی در بین گروه سنتی بالاتر بود که شاید به دلیل بالا بودن مدت زمان تاهل این افراد بود که در سطح معناداری قرار داشت .

فصل اول

مقدمه
بدون شک سلامت افراد جامعه اهمیت بسزایی دارد جوامع انسانی بدون حفظ سلامت و رعایت بهداشت نمی توانند بقا و استمرار خود را حفظ کنند. بیماری و ناتوانی روابط انسانی را مختل می کند در نتیجه احساس امنیت و همبستگی را از انسان سلب می کند . پس طبیعی است که علم طب با هدف دستیابی به اطلاعات جدید همواره در حفظ و بهبود سلامت جامعه تلاش می کند ، حفظ سلامت جسمانی افراد یک جامعه یعنی جلوگیری از شیوع یا ریشه کن ساختن بیماریهایی که باعث از کار افتادن یا نابودی انسان می شوند .

همانگونه که بهداشت به عنوان وظیفه علم طب و در حیطه علوم پزشکی از اهمیت بسزایی برخوردار است و حفظ سلامتی جسمانی افراد بدان وابسته است بهداشت و سلامت روانی فرد فرد جامعه نیز مورد توجه خاص متخصصین و دست اندرکاران قرار گرفته است . ( شهیدی ، ۱۳۸۱ ، ص ۷) در نظام آفرینش و در حیات پدیده ها و سیر حرکت آنها ، اگر با دیدی عمیق و عارفانه بنگریم جلوه وحدت و محبت آن را می بینیم که این جلوه در میان انسان ها از عوامل انس و روابط انسان است . دست آفرینش میان زن و مردچنین جلوه ای را مبلغی ساخت تاآن دو را به هم پیوند دهد و در کنار هم آرامش گیرند و بنیان اصلی خانواده را تشکیل دهند .

به درستی هیچ جامعه ای نمی تواند ادعای سلامت کند ، چنانچه از خانواده هایی سالم برخودار نباشد . بی هیچ شبهه ، هیچ یک از آسیب های اجتماعی نیست که فارغ از تاثیر خانواده پدید آمده باشد . لذا ما در این پژوهش بر آنیم تا یکی از فاکتورهای مهمی را که در تعیین سلامت روان خانواده نقش بسزایی دارد که در واقع نحوه شروع و آغاز رابطه زوجین با یکدیگر است را بررسی می کنیم . ما در این پژوهش ۳ شیوه ارتباط و آشنایی را که مورد بررسی قرار می دهیم که عبارتند از :
۱) سنتی ۲) نیمه سنتی ۳) مدرن
در فصل ۱ این پژوهش : ما سوالات و مفروضاتی را که در ذهنمان یا در ذهن سایر مردم وجود دارد را مطرح ساخته و انواع متغیرها را تعیین کرده و تعریف می کنیم .

در فصل ۲ این پژوهش : ادبیات و پیشینه موضوع مورد تحقیق را اعم از سلامت روان و ازدواج را مطرح می کنیم .
در فصل ۳ ما جامعه آماری ، نمونه ، روش نمونه گیری ، ابزار تحقیق و… را مد نظر قرار خواهیم داد .
در فصل ۴ داده های بدست آمده از پرسشنامه ها را تحلیل توصیفی و استنباطی خواهیم کرد .
در فصل ۵ نتیجه گیری کرده و محدودیت های پژوهش را عنوان خواهیم کرد و نتیجه پژوهش را با دیگر پژوهش هایی که در این زمینه انجام شده است مقایسه کرده و در آخر منابع را ذکر می کنیم .

ضرورت پژوهش :
می دانیم که خانواده رکن بنیادی و اساسی جامعه است و برای داشتن جامعه ای سالم باید افراد سالمی داشته باشیم ، لازمه برخورداری افراد( کودکان ، نوجوانان ، جوانان ) از سلامت روان ، داشتن والدینی است که خود از سلامت روانی بالایی بهره مندند . برای اینکه یک زوج احساس رضایتمندی کرده وسلامت روانی مطلوبی داشته باشند ، علل و شرایط مختلفی دخیل است . از جمله : وضعیت اقتصادی ، نوع اشتغال ، وجود تفاهم در علائق ، در فرهنگ ، تفاوت سنی که بینشان وجود دارد و پیشینه ای که در زمان تجردی و زندگی با پدر و مادرشان تجربه کردند و…
ولی از آنجایی که یکی از فاکتورهای مهم واساسی در تضمین سلامت روانی زوجین نحوه آشنایی و شیوه همسرگزینی آنهاست ، لذا ضرورت ایجاب می کند تا ما در این پژوهش این مهم را بررسی نماییم .

در این تحقیق ماسه شیوه همسرگزینی را مدنظر قرار داده ایم :
۱) آشنایی و دوستی قبل از ازدواج ( بدون دخالت اولیه خانواده ها ) = مدرن
۲) آشنایی به هنگام خواستگاری ( گذراندن مدت زمانی بیش از ۶ ماه به عنوان نامزد با نظارت و آگاهی خانواده های هر دو طرف و آزادی در مورد قطع یا ادامه ارتباط) = نیمه سنتی

۳) آشنایی به هنگام خواستگاری ( و در مدتی کمتر از ۶ ماه عقد و عروسی کردن)= سنتی

سوالات پژوهش
۱- سلامت روانی افرادی که با استفاده از دیدگاه « سنتی – مذهبی » ازدواج کرده اند چگونه توصیف می شود ؟
۲- سلامت روانی افرادی که با استفاده از دیدگاه « نیمه سنتی – مدرن » ازدواج کرده اند چگونه توصیف می شود ؟
۳- سلامت روانی افرادی که با استفاده از دیدگاه « غیر سنتی – مدرن » ازدواج کرده اند چگونه توصیف می شود ؟
۴- آیا سلامت روانی افرادی که ازدواج سنتی » داشته اند و افرادی که « ازدواج غیر سنتی و مدرن » داشته اند تفاوت معناداری با یکدیگر دارد ؟
۵- میزان رضایت شغلی ، رفاه اقتصادی ، اعتقادات مذهبی و… در این ۳ گروه افراد با ازدواج سنتی ، نیمه سنتی و مدرن چگونه توصیف می شود ؟

فرضیه های پژوهش :
۱) سلامت روانی افرادی که ازدواج سنتی داشته اند و افرادی که ازدواج غیر سنتی داشته اند تفاوت معناداری دارد .
۲) افرادی که ازدوج « نیمه سنتی » داشته اند نسبت به دو گروه دیگر از سلامت روانی بیشتری برخوردارند .

تعیین متغیرها :
متغیر مستقل  ( انواع ازدواج ) ۱)سنتی – مذهبی ۲)نیمه سنتی
۳)غیر سنتی- مدرن
متغیر وابسته  سلامت روان در زندگی زناشویی
متغیرهای مزاحم  جنسیت ، تحصیلات ، مدت تاهل، عقاید مذهبی ، شغل رفاه مالی –داشتن و نداشتن فرزند
متغیر کنترلسن (افراد ۳۵-۲۰ ساله ) ،منطقه سکونت(منطقه ۲ تهران)
تعاریف مفهومی
۱) ازدواج : ازدواج از نظر لغوی بعضی جفت کردن و شوهر کردن و با یکدیگر جفت و قرین شدن و نکاح اما به طور کامل رابطه حقوقی است که به وسیله عقد مخصوص بین زن و مرد ایجاد می شود ( معین ، ۱۳۷۵ ).
۲) ازدواج مدرن : در این پژوهش عبارت است از : مراوده و تعامل بین دو جنس مخالف که همراه با « رابطه عاطفی » است و بعضا می تواند با رابطه جنسی همراه باشد و میزان تعهد در این روابط اغلب متغیر است و ممکن است گاهی به ازدواج ختم شود .
۳) ازدواج سنتی : اساسا ازدواجی است که طبق اسلام با خواستگاری و توصیه بزرگترها شروع شود و افراد فرصت و آزادی برای شناخت یکدیگر را ندارند و در کمتر از ۶ ماه ازدواج کنند .

۴) ازدواج نیمه سنتی : این نوع ازدواج ، ازدواجی است که علیرغم شروع با خواستگاری و توصیه بزرگترهای خانواده ، افراد فرصت و آزادی برای شناخت یکدیگر را دارند و نیز حداقل ۶ ماه قبل از عقد با یکدیگر رفت و آمد کرده و به راحتی در مورد قطع یا ادامه رابطه تصمیم بگیرند .

تعاریف عملیاتی :
سلامت روان : در این پژوهش نمره ایی که هر فرد با استفاده از پرسش نامه با GHQ خواهد گرفت تعیین کننده سلامت روان وی خواهد بود .

فصل دوم

سلامت
سنت علمی بر آسیب شناسی مبتنی است .نیومن (۱۹۷۹) برای یکپارچه کردن دیدگاه ها به سلامت و بیماری ،تعریف گسترده ای از سلامت را بدین شرح ارایه می کند که در آن سلامتی ترکیبی از بیمار بودن و بیمار نبودن است:
۱٫ سلامتی ،شرایطی را شامل می شود که به صورت بیماری و آسیب شناسی توصیف می شود.
۲٫ شرایط آسیب شناسامه را می توان تظاهر سبک کلی فرد تلقی کرد.

۳٫ سبک فرد که عاقبت خود را به صورت آسیب شناسی نشان می دهد،ابتدایی بوده و قبل از تغییرات ساختاری ،کارکردی وجود دارد .
۴٫ شما بر طرف کردن آسیب ،سبک فرد را تغییر نخواد داد.

۵٫ اگر بیمار شدن شما راهی است که می تواند سبک خود را آشکار کند پس این بیماری ،شکلی از سلامتی را برای او به نمایش می گذارد.
۶٫ سلامتی ،گسترش هشیاری است.(کیت تودور،ترجمه خواجوی ،۱۳۸۲،ص ۵۶و۵۵)

وضعیت سلامتی
وضعیت سلامتی به تجربه کلی فرد یا جمعیت از سلامت گفته می شود . از نظر نیومن(در کنار سلامت به عنوان ظرفیت ،یا فرایند)وضعیت سلامتی یک رویکرد به تعریف سلامت ،و از نظر سنتی به عنوان یک تعریف علوم طبیعی است،یعنی وضعیت عینی که نیازمند تایید زیستی – پزشکی است ، اگرچه هیچ دلیلی برای عدم امکان ارایه یک تعریف ذهنی از وضعیت سلامتی و جود ندارد.
شاخص سلامتی ،مقیاس و وضعیت سلامتی است.

فهرست سلامتی ،ترکیبی از شاخص های متعدد سلامتی است.
فهرست وضعیت سلامتی ،مقیاس خلاصه شده ای از وضعیت سلامتی است.(همان منبع ،۱۳۸۲،ص ۵۷)

ارتقا،آموزش و پیشگیری
بیشتر بحث های ارتقای سلامت شامل نظریه های ارتباط بین «ارتقا و آموزش » و «ارتقا پیشگیری» است. دانشگاه ها با ارایه روش های مختلف از موضوع خود دفاع می کنند .تا ناهیل (۱۹۸۵)اظهار می دارد که به قدری برای ارتقای سلامت معافی گفته شد ه که آن را بی معنی کرد ه است. از نظر مفهومی

،آیزنبرگ(۱۹۸۷) با اطمینان ارتقای سلامت را همراه با حفظ سلامت بخشی از پیشگیری سطح اول تعریف می کند.وی سپس ارتقای سلامت را به آن اقداماتی که زیر سلطه قوانین هستند (مثلاً واکسیناسیون اجباری یا شیوه های غربالگری) و اقداماتی که بیشتر مربوط به آموزش و کنترل رفتار هستند،تقسیم می کند. دیدگاه نوکیشی از سبک های زندگی (وکیفیت زندگی ) و رفتاری که برخی از برنامه های آموزش /ارتقای سلامت آن را ترویج کرده اند،انتقاد کرده است ،و امروزه از اعتبار آن بسیار کاسته است. برای مثال اداره آموزش سلامت قبول دارد که مردم قبل از اینکه بخواهند یا بتوانند رفتار شخصی خود را اصلاح کنند،باید بتواند

نیاز برای تغییر را بفهمند و بپذیرند.از طرف دیگر ،تونز(۱۹۹۰) پیشنهاد می کند که ارتقای سلامت موضوعی است که درمان، پیشگیری و سیاست را تحت پوشش قرار می دهد.تاناهیل(۱۹۸۵) سبکی از ارتقای سلامت را پیشنهاد می کند که شامل سه خوره فعالیت است که با هم همپو شی دارند- آموزش سلامت ،پیشگیری و حفظ سلامت .دکر(۱۹۷۸) بین پیشگیری به عنوان برنامه هایی که هدف آن گروه هایی «در معرض خطر» است و ارتقای سلامت که هدف آن عموم مردم است،تفاوت می گذارد.

 

حفظ سلامت
در سنت سلامت عمومی،حفظ سلامت به معنی کنترل های قانونی یا مالی (مالیاتی ) است،هدف سایر مقررات،سیاستها و فعالیت های داوطلبانه در جهت پیشگیری از بیماری،سلامت یا تقویت مثبت بهزیستی است (تاناهیل ،۱۹۸۵). نیومن و همکاران (۱۹۸۹) از یک چشم انداز روانی اجتماعی تر ،نقش سلامت روان را یک عامل حفاظتی برای سلامت می بننید.(همان منبع،۵۹و۵۸)