مقدمه :
کارکردن و فعالیت فرایندی است که در آن کالا تولید می شود یا خدمتی ارائه می گردد و در مقابل این خدمات و تولید فرد دستمزد و حقوق دریافت می گیرد
کارکردن در بخشهای دولتی، کار در حجره و مغازه ها و باغ و مزرعه و کارخانه و یا داشتن حرفه در برخی حرفه های سنتی مثل آهنگری، جوشکاری، سفالگری و فرش بافی و گلیم بافی، چارق دوزی و … همه و همه مستلزم تولید کالا یا ارئه خدمات خاصی است که در مقابل افراد دستمزد و حقوق می گیرند. گاهی

دستمزد ممکن است به صورت نقدی و یا به صورت تامینی باشد. مثلاً فردی در یک کارگاه کار می کند که صاحب کارگاه زندگی او را تأمین و سالانه کت و شلوار و یک وعده مسافرت هم درنظر بگیرد.

اگر فردی کاری را برای دل خویش انجام می دهد و جنبه زیبا شناختی دارد نمی توان به آن شغل گفت زیرا مستلزم دریافت حقوق و دستمزد نمی باشد. جهان در اثر کار و فعالیت بنا شده و دنیای متمدن که آثاری از میلیونها سال در داخل دریاها و غارها و بناهایی از هزاران سال و پیش در دل دارد محصول کار و فعالیت نسلهای گذشته بشری است. (عبدالله شفیع آبادی، نظریه های شغل و حرفه، رشد، چاپ پنجم، ۱۳۷۱ ، تهران ، ص ۵۶)

اگر ایجاد تمدن ها و بناها و ساخت تاریخ و تغییرات اجتماعی محصول کار و تلاش انسانی است، اگر تولید میلیارد تن انواع محصولات کشاورزی محصول کار و فعالیت انسانی است، اگر صید میلیونها تن ماهی و آبزیان نتیجه تلاش انسانهاست، و اگر گردش میلیارد دستگاه و چرخ و محور کارخانجات و صنایع به دست انسانی است، اگر حمل و نقل میلیاردها تن مواد اولیه و معدنی جهت تبدیل و بهره وری مواد با ماشین ها و لوکوموتیوها و هواپیما به دست انسانی است، اگر آموزش و ارائه مهارت و دانش و معلومات در هزاران دانشگاه و میلیونها کلاس درس از تلاش اساتید و آموزگاران است و اگر بازیابی و حیات مجدد جان میلیونها انسان که در اثر سوانح و تصادفات و بیماری ها به دست پزشکان و پرستاران احیا می شود و این هم از عایدی تلاش انسانی است.

و اگر میلیاردها انسان روزمره از جایی به جایی از محلی به محلی از علمی به علمی دیگر از سطحی به سطح دیگر از شرایطی به شرایطی دیگر از دوره ای به دوره دیگر از مقطعی به مقطع دیگر رشد و ارتقاء می یابد و همه محصول تلاش فکر و اندام و تحمل دانش و توانایی و حس و اراده و میل و انگیزه و علاقه و تصمیم و شرایط مختلف کاری افراد است.

آیا نباید این افراد سالم باشند و از کار و تلاش خود لذت ببرند و از فعالیت خود راضی باشند؟
بنابراین این تحقیق با موضوع رابطه سلامت عمومی و رضایت مندی شغلی ارائه شده است.
بیان مسئله :

سلامت عمومی در دیدگاه و منظر عمومی و عام مردمی همان داشتن صحّت بدن و عدم وجود بیماری و مرض تلّقی می شود. اما سلامت عمومی از دیدگاه های علمی و طبی و روان شناسی و روان شناسی بالینی و رشته های دیگر متفاوت است.
حتی نگرش به سلامت در نظام و اجتماعات مختلف نیز تفاوت هایی با هم دارند و نیز در دیدگاه مکاتب علمی و تخصصی نیز متفاوت است.( علی صادقی حسن آبادی، بهداشت عمومی، انتشارات کوشامهر، شیراز، چاپ هشتم، ۱۳۷۵ ، ص ۲۹)

مثلاً از زاویه پزشکی نرم و سلامت به جنبه های درمانی و سرانه درمان توجه دارد روان شناسی از دید آماری و داده ها گزارش می کند و حتی روان شناسی اجتماعی سلامت را براساس نرخ ارتکاب اعمال مجرمانه و آسیب های اجتماعی بررسی می کند.

برهمین اساس نیز رضایت مندی شغلی و ارتباط آن با سلامت عمومی از منظر پزشکی و درمانی، روان شناسی اجتماعی و در نهایت منظر عمومی نیز متفاوت خواهد بود. زیرا جامعه شناس و روان شناس اجتماعی رضایت مندی شغلی بیشتر حاصل مناسبات اجتماعی در محیط عاری از اعمال مجرمانه و آرامش جستجو می کند و چنانکه در بالا اشاره شد.

رضایت مندی شغلی از دیدگاه طبی اغلب شامل رضایتی است که از دیدگاه پاتولوژی جسمانی زیرنظر دارد و الی آخر.
اگر فردی حتی از هر حیث سالم بوده و تعادل روحی و روانی نیز داشته باشد و علاقمند شدید و میل و اراده به خلبانی هم داشته باشد در این صورت این فرد لزوماً یک خلبان نیست و در صورت اقدام به پرواز خود و هواپیما و جمعیت زیادی را دچار حادثه و مرگ می نماید. این مورد همان داشتن استعداد و توانایی و مهارت است که در مورد هواپیما و رانندگی اتوبوس عینیت دارد و شاید متأسفانه در مدیریت این احساس دیرتر توجه دیگران را به خود جلب می کند .

بر همین اساس در این تحقیق درصدد برآمدیم تا ضمن تبیین سلامت عمومی تاثیر و رابطه آن را بر رضایتمندی شغلی افراد در یکی از شرکتهای بزرگ و گسترده مسافربری و اتحادیه های مسافربری ارزیابی کنیم. ) . هدایت اله ستوده ، آسیب شناسی اجتماعی، آواری نور، تهران، چاپ ۴ ، ۱۳۸۶ ، ص ۲۹ حاشیه)
و ضمن تعریف و پرداختن به سلامت عمومی کارکنان مختلف شرکتهای تعاونی مسافربری دیدگاه های آنان را درباره میزان حقوق، نحوه کار، برخورد کارفرمایان و مدیران و سایر شرایط آنان که مترادف با رضایت شغلی آنهاست بررسی کنیم.

اهمیت و ضرورت مسئله :
گذشته اجدادی ما و کار و تلاش آنها مبتنی بر بهره وری کامل و بالا بوده است. چرا که هر وقت احساس گرسنگی می کرد به شکار می رفت و به اندازه گرسنگی اعضای خانواده و گروه شکار می کرد و تا شکار موجود می بود، لزوم شکار دیگر را در سرنداشت و این مسئله در مورد سایر نیازها همچنین بود. این

روش البته از جایگاه علمی و تجربی نشأت نیم گرفت بلکه به صورت طبیعی چنین وضعی در میان اقوام و انسانهای نخستین ایجاد می کرد. این شرایط در زمان گاندی رهبر هند اتفاق افتاد. وی مردم انبوه و فقیر هند را به صنایع دستی خود و کوچک وادار کرد و از این رهگذر ضمن ایجاد کار و شخصیت اجتماعی برای فقیران کشور را از تنگناهای اقتصادی نجات بخشید .

این وضعیت در مورد ماهیت کار و دنیای کار و فعالیت امروزی بیشتر اهمیت پیدا می کند، زیرا جهان پنج میلیاردی و پنج قاره جهان که در بخشهای مختلف اقتصادی، اجتماعی، هنری، سیاسی، آموزشی و … مشموا کار هستند در حالی که معادن و منابع اقتصادی روز به روز کاهش می یابد و طبیعت کارآمدی خود را از دست می دهد و سیل مجارویۀ جمعیت در اثر ازدیاد مصرف و تنوع نیازها و فرهنگ اسراف و زیاد طلبی جهان را تحدید و دریاها و خاکها و هوا را زهرآگین و آلوده ساخته و روح و روان و امنیت خود را در معرض تحدید است خود ساخته محدود کرده. همیت سلامت عمومی و رضایتمندی شغلی تا چه حد اهمیت می یابد؟

و این اهمیت چه اثرات و تبعاتی را به دنبال دارد؟
شاید امروزه این سخن را همه ما به کرار شنیده ایم که هیچ کس از شغل و فعالیت خود راضی نیست. و از میزان درآمد شغل خود ناراضی است. و از محیط کار خود شکایت دارد و از مدیریت و رهبری مؤسسه و شرکت و حمل کار خود گلایه دارد و از سطح روابط و چگونگی ارتباط خود با دیگران شکوه می کند. ( . دفتر همکاری های علمی وزارت آموزش و پرورش، آموزش اساسی به منظور فقرزدایی.)

گاهی گلایه و شکوه ها و شکایتها از خود است که من خسته شده ام و من از رفت و آمد مکرر به محل کارم دلزده شده ام، من از اینکه هر روز در کارم حاضر می شوم ناراحت هستم و از اینکه باید به جای استراحت و تفریح خوشحال باشم رنجور و نگران هستم.

گاهی گلایه ها و شکایت جنبه روان شناختی دارد که اصولاً من رغبتی به کارم ندارم، کارم متناسب با علایق و رغبتهای من نیست. من کاری را دوست دارم که یا ذهن یا حافظه من دیگر نباشد و با دست و پای من انجام گیرد و این کار درست برعکس این انتظارات من است. من از کارم نمی توانم انتظارات اجتماعی ام را جبران کنم و برای من زننده است، شغل من ماهیت درونی مرا با خود همراه ندارد و شغل من با من بیگانه است.

گاهی شغلی متناسب با استعدادها و علایق و با درآمد و شرایط خوب و با مدیریتی سازگار نصیب فرد می شود اما در گذر زمان و تغییر شرایط و ازدواج و انتقال فرزندان به امکان و جاهای دیگر نگرش شرایط تغییر پیدا می کند. و چون توان تطبیق خود را با شرایط جدید از دست می دهد دچار نارضایتی و ناخشنودی در ادامه کار خود می گردد. و لذا رضایتمندی و خشنودی شغلی مفهومی نسبت که اگر در ابتدا اتفاق افتد تا آخر می توان به آن ضمانت و اعتماد کرد.
اهداف تحقیق :

هدف های اصلی تحقیق عبارتند از :
– شناخت سطوح سلامت عمومی کارکنان ؛
– شناخت سطوح رضایت شغلی کارکنان ؛
– شناخت رابطه بین سلامت عمومی و رضایتمندی شغلی.

فرضیه تحقیق :
هرچه قدر سلامت عمومی فرد بالا باشد میزان رضایت مندی شغلی او نیز بیشتر است.
سوال تحقیق :
آیا بین سلامت عمومی و رضایت مندی شغلی رابطه مستقیم وجود دارد؟

متغیرهای تحقیق :
متغیرهای تحقیق عبارتند از :
متغیر مستقل : سلامت عمومی
متغیر وابسته : رضایتمندی شغلی.

متغیرها عناصر اصلی شکل گیری در فرایند تحقیق به شمار می روند، زیرا متن و محتوی تحقیق حول دو محور اصلی یعنی متغیر مستقل و متغیر وابسته دور می زند در واقع ارتباط متغیرها (متغیر مستقل و متغیروابسته) یک ارتباط علت و معلولی است. یعنی در واقع فرایند و ادامه جریان تحقیق تأثیر و اثربخش متغیر مستقل را بر روی متغیر وابسته نشان می دهد.

البته ممکن است غیر از متغیرهای دو گانه ذکر شده (متغیر مستقل و متغیر وابسته) متغیرهای دیگری هم در تبین و شناخت روابط متغیرها اثر بگذارد که قدرت در شغل، اقتدار در قبول شغل، تفریح مدار بودن شغل، مباحث اعتقادی به شغل، ارتباط با معنویت شغل و ده ها عامل و دلیل دیگر که می تواند غیر از متغیرهای ذکر شده در روند و فرایند تحقیق اثر بگذارد که در عرف و ماهیت تحقیقات این عوامل و متغیرها را متغیرهای وابسته یا مزاحم با مداخله گر می نامند.
تعریف عملیات اصلاحات و واژه ها :

سلامت عمومی : اگر با جمع بندی بیمه نظرهای مختلف بپذیریم فردی از نظرجسمی سالم، از نظر فکری بی عیب، از نظرروانی متعادل و شاد و از لحاظ اجتماعی فعال و سازگار و از نظر اقتصادی آگاه و از نظر اقتصادی مولد و از نظر فرهنگی و اعتقادی مسئول و متعهد باشد سلامت عمومی در جامعه حاکم است.
رضایتمندی : میزان برخورداری فرد از انواع امتیازات ناشی از شغل (حقوق، تناسب با استعداد توانایی، منزلت اجتماعی، رشد و تکامل، ضمانت آتی و تفریح و … ) رضایتمندی نام دارد.

رضایتمندی شغلی : اگر رضایتمندی ذکر شده درباره شغل باشد، رضایتمندی شغلی و درباره هر موضوعی جمله بالا صادق است. ( . علی صادقی حسن آبادی، بهداشت عمومی، کوژ مهر، شیراز، ۱۳۷۵ ، ص ۳۸)

فصل دوم :
 تاریخچه کلی بهداشت عمومی
 چهره های جاویدان در تاریخ بهداشت عمومی

 ارزشیابی بهداشت انسان
 هدایت شغلی
 سازش شغلی
 موفقیت شغلی
 رضایت شغلی
 تحقیقات استانی
 فرهنگ سازی و بهره وری شغلی مدیران

 فشارهای روانی معلمان و عوامل موثر بر آن

تاریخچه کلی بهداشت عمومی :
مبدأ بهداشت عمومی :
اکثر انسانهای اولیه، پاکیزگی و بهداشت فردی را بیشتر بنا به علل اعتقادی و ظاهراً به منظور آنکه در چشم خدایان خود پاک جلوه کنند رعایت می کردند. برای هزارن سال بیماریهای همه گیز (اپیدمیها) به عنوان مکافات تبهکاریهای بشر تلقی می شدند، و این عقیده که بیماری ناشی از عوامل طبیعی، مانند آب و هوا و محیط فیزیکی است، بعدها و به مرور زمان به وجود آمد. این پیشرفت عمده در تفکر، در یونان و طی قرون پنجم و چهارن قبل از میلاد اتفاق افتاد و نمایانگر اولین

تلاش در جهت تنظیم فرضیۀ (تئوری) منطقی و علمی علت بیماری بود. مثلاً رابطه بین مالاریا و باتلاقها بسیار زود (۴۰۳ – ۵۰۳ قبل از میلاد) در اندیشه ها استقرار یافت، اگرچه علل چنین ارتباطی مبهم بود. کتاب «هواها، آبها، مکانها» که تصور می شود در قرن پنجم یا چهارم قبل از میلاد توسط بقراط نگارش یافته باشد، اولین تلاش عمده برای بیان رابطه بین بیماری های انسان و محیط زندگی وی می باشد.

باید توجه داشت که نشانه هایی از اقدامات بهداشتی در زمانهایی بسیار قبل از قرن چهارم در نقاطی مانند هند، مصر و آمریکای جنوبی به دست آمده و در کاوشهای باستان شناسی آثاری از خانه ها و تأسیسات آب و فاضلاب موجود است.
منشاء طب و بهداشت در ایران باستان نیز در افسانه های بی شماری بیان شده و معرفی طب را در این کشور به دوران جمشید، چهارمین پادشاه باستانی ایران نسبت می دهند.
تحول پزشکی بابلیان در حدود ۶۰۰۰ سال پیش و تقریباً چهار هزار سال قبل از پیدایش طب یونان آغاز شده بود. ایشان که به خدایان متعدد و معتقد بودند، هر یک از این خدایان را مسئول نوعی بیماری و درمان می شناختند. ( . چنین نکته ای در بیانات حضرت محمد (ص) هم منعکس است که : برای هر دردی که بر روی زمین خلقش ده درمانی نیز آفریده شده است.)

آشوریان نیز بعد از بابلیان تحت تاثیر اینگونه اعتقادات بودند و ارواح خبیثه ای را که منشاء بیماری ها تلقی می شدند با داروهایی که اغلب منتقلب کننده و نفرت انگیز بود از بدن بیمار خارج می کردند. از مشخصات دیگر طب آشوری پیدایش فمر بهداشت عمومی بود که از طریق آداب و قوانین سخت مذهبی تجسم می یافت. مثلاً زن پس از زایمان ناپاک تلقی می گردید و هر چیزی هم که مورد تماس وی قرار می گرفت آلوده می شد. همچنین کسانی که با پیکر مرده تماس می یافتند ناپاک می شدند. این افکار و عقاید حتی قبل از غلبه ایرانیان بر آشوریان (۵۳۸ قبل از میلاد) در کتب زرتشتیان ثبت شده است. اساس واقعی آنچه در این کتابها آمده اعتقاد به قانون ستیز در طبیعت بوده است. براین اساس، برای هر مرضی که به وسیله اهریمن در زمین منتشر می شد اهورامزدا درمانی به کار می برد .

اعتقاد به ارواح خبیثه در ایجاد بیماریها به دوره ساسانیان منتقل شد ولی فرضیه ای کامل برای توجیه بیماریها به نظر نمی رسید. بنابراین شاید بتوان گفت که نظریه آلوده شدن از طریق ارتباط فیزیکی نیز در این سرزمین بسیار قدیمی است زیرا مثلاً بر طبق مقررات، پزشکان نمی بایستی بدون رعایت دقت و احتیاط از بالین یک بیمار به عیادت بیمار دیگر بروند (تا موجب شیوع بیماری نزد اشخاص سالم نشود).

آب در نظر ایرانیان قدیم همپایه آتش دارای اهمیت و تقدس بود و از طرفی آفتاب نخستین نیروی بزرگ پاک کننده شناخته می شدو با توجه به این نکات، تعلیمات دینی که درباره پاکیزگی مطرح بود با اصولی که پیشگیری از بیماری را موجب می شد چنان آمیزشی داشت که جدا ساختن آنها از یکدیگر امکان پذیر نبود. از جمله آتش، خاک، آب و گیاه نمی باید آلوده می شدند و بدین لحاظ و از جهان مشابه طب زرتشتی در زمینه بهداشت عمومی به عالی ترین حد دوران خود رسیده بود.

در میان تمام آلودگیها، مرگ از همه بزرگتر و مهمتر بود و دست زدن به مرده باعث پلیدی و ناپاکی شخص شده برای تطهیر، تشریفاتی مخصوص لازم بود. هرچند که سگ حیوان قابل احترامی شمرده می شد، جنبه های زیان بار آن مانند انتقال هاری از نظر دور نمانده و زرتشت در این باره چنین هشدار می داد :
«هرگاه در خانه مزداپرست سگی باشد که نتواند آواز دهد و در هوش وی خلل رسیده باشد وظیفه مزداپرست چه خواهد بود؟ باید گلوبندی چوبی برگردن وی نهند و پوزه بندی … بر او بندند و از دو سو محکم کنند. هرگاه بر طبق این دستور رفتار نکنند و سگی که آواز ندهد و در هوش وی خلل رسیده باشد گوسفند یا انسانی را زخمی سازد چنین شخصی در برابر این زخمها به کیفر بد و زشت خواهد رسید.»

همچنین از جمل روش های پیشگیری از آلودگی ها یکی جمع آوری کثافات موجود در محلهای نگهداری طیور و نیز نگهداری گاو و گوسفند دور از محل زندگی بود. مگس در میان موجودات موذی از همه زیان بارتر و منفورتر شمرده می شد.

شرح وقایع حیاتی از جمله تولد و مرگ بخشی عمده از آداب و مقررات مندرج در اوستا را تشکیل می داد. در قوانینی که انجام سقط را منع می کرد، جنبه های دینی با زمینه های علمی همراه بود. درباره مراقبت از بانوان بارداری که بی سرپرست مانده بودند نیز قوانینی وجود داشت که مقررات مربوط به منع و نهی سقط جنین را تکمیل می کرد.

براساس اطلاعات به دست آمده، وضعیت طب در ایران قدیم پیشرفته تر از آشور بود. حتی به جرأت می توان گفت که ایرانیان اصول «طب یونانی» را به خود یونانیان تعلیم می داده اند چنانکه خود یونانیها هم فرضیه طبایع چهارگانه را یک فرضیه بیگانه (ایرانی) می نامیدند.

بهداشت در دنیای یونان و روم :
همانطور که گفته شد، اولین نشانه ها در زمینه توجیه رابطه انسان و محیط در متون یونانی و به خصوص در آثار بقراط مشهود است. کتاب «هوها، آبها و مکانها» قرنها (تا قرن ۱۹ میلادی – آغاز پیدایش علوم جدید میکرب شناسی و ایمنی شناسی) اساس شناخت نظری بیماریهای بومی (ثابت در منطقه خاص) و همه گیر (اپیدمیک) بود.

اگرچه رومیها مقلد یونانیان در علم طب بودند، ولی به دلایل فرهنگی و خصوصاً جغرافیایی، خود بنیانگزار تسهیلات بهداشتی و خصوصاً تأمین آب مشروب و تعبیه سیستم فاضلاب و ساختن حمامها شدند. پدیده دیگر در زمینه بهداشت عمومی در روم وجود حمامهای عمومی مفصلی بود که بیشتر به تماشاخانه و سیرک شباهن داشت. در همین دوران بهداشت کارگران و معدنچیان نیز مورد توجه قرار گرفت.
بهداشت در قرون وسطی (۱۵۰۰ – ۵۰۰ میلادی) :

قرون وسطی با طاعون سال ۵۴۲ میلادی آغاز و با «مرگ سیاه» (طاعون) سال ۱۳۴۸ به پایان خود نزدیک شد. بیماریهای نظیر جذام، طاعون، آبله، سل، جرب، باد سرخ، سیاه زخم و تراخم نیز در تمام این قرون همه گیر بود.

جداسازی بیماران مبتلا به بیماریهای مسری برای اولین بار در مورد پیشگیری از گسترش جذام به کار گرفته شد. این بیماری که در عهد عتیق بیماری نادری بود در قرون وسطی و به خصوص قرون ۱۳ و ۱۴میلادی به صورت مشکل جدی تری بروز کرد.

«مرگ سیاه» (طاعون) در سال ۱۳۴۸ از خاورمیانه به سواحل جنوبی اروپا رسید و ظرف سه سال اروپا را در نوردید. روش عمده در مبارزه با طاعون، دور نگهداشتن اشخاص مبتلا و همچنین افراد مشکوک به بیماری، از دیگران بود. جداسازی در ابتدا ۱۴ روز بود که بعداً به ۳۰ روز به مرور تا ۴۰ روز افزایش یافت. براساس این اعتقاد که طاعون عمدتاً از راه کالای آلوده کشتی ها وارد می شود، ونیزیها روش قرنطینه را برای جدکردن کشتیها، کالاها و افراد مشکوک ابداع کردند. به سال ۱۳۸۳ بندر مارسی اولین ایستگاههای قرنطینه خود را بپا کرد که در آن بعد از بازرسی دقیق کشتیهای وارد شده، تمام مسافرین و کالاهای مشکوک برای ۴۰ روز توقیف و در معرض هوا و آفتاب قرار داده می شدند.

در این دوران کلیسا عهده دار مقررات بهداشتی بود. به دنبال سقوط عمومی تمدن یونانی – رومی در غرب، صومعه ها آخرین پناهگاه آموختن شد. صومعه های بزرگ که در طول شاهراههای مهم قرار گرفته بودند وظیفه پذیرایی از مسافرین را نیز بر طبق قوانین خیریه کلیسا برعهده داشته، از تسهیلات بهداشتی مهمی نظیر لوله کشی آب، مستراح های مناسب و تأسیسات تهویه برخوردار بودند. این صومعه ها الگوهایی را برای جوامع شهری که حدود قرن دهم در اروپا پدید آمد فراهم آوردند.

زندگی شهری در قرون وسطی، با مشکلات بهداشتی فراوانی از جمله شلوغی و حفظ راه و رسم زندگی روستایی توسط شهروندان، مواجه بود. این مسائل سبب شد تا بهداشت عمومی از جنبه اندیشه و عمل احیاء گشته و طی قرون وسطی تکامل یابد. یکی از نتایج این اندیشه، تأمین آب لوله کشی در شهرهایی چون ساتمپتون و دوبلین (قرن ۱۳ ) بود. البته بایستی یادآور شد که چنین تأسیساتی قبلاً (در پایان قرن نهم) به دستور سلطان احمد در قاهره به وجود آمده بود. ( . Quarantine از کلمه Quaratenaria به معنی چهل گرفته شده. تعیین چهل روز، برای جداسازی تنها براساس اعتقادات مذهبی (مسیحیت و سایر ادیان) بوده و مبنای علمی ندارد.)

یکی دیگر از نتایج تفکر درباره حل مشکلات زندگی شهری، تأمین آب و غذای سالم و حمایت از مصرف کننده بود. در شهرهایی که آب مصرفی ساکنین توسط لوله کشی تأمین می شد اداره ای به نام «آبخانه» وجود داشت که مسئول آن می بایستی در مورد امانت داری و حفظ اسرار آن سوگند یاد می کرد. ضمناً به موجب مقرراتی فروش ماهی و گوشت و مواد غذایی در محلهای ویژه ای انجام می گرفت. گوشت و ماهی باقی مانده از روز قبل، در برخی از شهرها فقط به غریبه ها عرضه می شد و در بعضی دیگر فقط به بیمارستان ها فرستاده می شد!

تحول اصلی در جهان قورن وسطی آمیختن فرهنگ مهاجمین بربر با میراث کهن (کلاسیک) امپراطوی ساقط (روم)، و بارورها و آموزش های دین مسیح بود. با این حال روم شرقی یا امپراطوری بیزانس آداب و رسوم و فرهنگ روم را ادامه داد و با انتقال مرکز فرهنگ به شرق، بیزانس (یا قسطنطنیه آن چنان که بعدها نام گذاری شد) پایتخت فرهنگی پزشکی اروپا شد. در اینجا میراث یونانی – رومی حفظ شد و از این مراکز برای اولین بار به اعراب در شرق انتقال یافت. اعراب از طریق ترجمه های تهیه شده از متون علمی یونانی – رومی به حقایق دانش یونانی دست یافتند. تا قرن دهم تمام نوشته های اساسی طب یونانی به زبان های سریانی، عبری، یا عربی ترجمه شده یود. از این تاریخ اعراب و کسانی که در قلمرو حکومت ایشان بودند در تکامل طب و بهداشت عمومی سهیم شدند. ( . تئوری موسوم به Miasma)

تلاش عمده دیگری که در قرون وسطی صورت پذیرفت، تفکر درباره علت همه گیریها بود. عموماً طاعون به عنوان یک بیماری مسری تشخیص داده و پذیرفته شده بود. این نظریه بر پایه مشاهده مستقیم قرار داشت ولی تمام سوالات مربوط به ریشه بیماری و طبیعت اپیدمی را پاسخ نمی داد. عقیده مورد قبول همگان این بود که نوعی تغییر در اتمسفر و فساد هوا علت ایجاد بیماری است . براساس این عقیده، فساد هوا ناشی از فاسد شدن مواد آلی، آبهای راکد و

آلوده و امثالهم بوده و استنشاق هوای فاسد، مزاج را مورد حمله قرار داده و بیماری را سبب می شد. همچنین همه گیریهای عظیم ناشی از تلاقی منحوس ستاره ها و ایجاد فساد و اتمسفر بود. این نظریات نه تنها از جهت تأمین پشتوانه نظری اقدامات بهداشت عمومی بلکه از این جهت که فرضیات ایپدمیولوژیک حاکم بر ازمنۀ جدید تا اواخر قرن نوزدهم را تأمین می کرد حائز اهمیت است.

نظریه نیاز به همیاری اجتماعی هنگام بروز بیماریها یا مصائب دیگر، طی قرون وسطی مقبولیت عامه یافت. این امر هم در شرق مسلمان و هم در غرب مسیحی صادق بود و بهترین شاهد آن ایجاد بیمارستانهاست. در شرق بیمارستانهایی توسط حکام و کارگزاران ایشان در کانونهای شهری ایجاد شد. در غرب بیمارستانهایی توسط کلیسا بنا شد که در تمام خاور نزدیک پراکنده بود.

لازم به تذکر است که، در این دوره در دانشگاه های مهم طب و الهیات به صورت تلفیقی از این دو رشته تدریس می گردید و طب بقراط و جالینوس تعلیم داده می شد. در اثر اختلافات فیمابین، دانشگاهها تعطیل و مرکز پزشکی از غرب (شهر الرها) به شرق (جندی شاپور) انتقال یافت و اساتید آن به این مرکز روی

آوردند. در این شهر برای اولین بار در تاریخ ایران طب بقراطی به طور علنی و عمومی به وسیله پزشکان یونانی تدریس می شد. شهر جندی شاپور که در سال ۶۳۶ میلادی به سپاهیان اسلام تسلیم شد، تا آغاز رونق بغداد به عنوان مرکز خلافت، در سراسر دنیای اسلام به عنوان بزرگترین مرکز تعلیم پزشکی باقی ماند. از این زمان به بعد، از استادان خوب محروم گشته رو به انحطاط نهاد. در این دوران در سرزمین های شرقی اقدامات بهداشت عمومی و دستورالعملهای

حفظ الصحه تحت الشعاع تعلیمات طبی و درمانی قرار گرفت و شاید به همین خاطر نشانه چشمگیری در مورد اقدامات بهداشتی در زمینه های اسلامی در کتب تاریخ دیده نمی شود.
بهداشت دوره رنسانس :

پیشرفت های صنعتی در قرون ۱۶ و ۱۷ با موفقیت های مهم علمی همراه بود. این موفقیت ها شامل کشف گردش خون توسط «ویلیان هاروی»، استفاده روزافزون از روش های تجربی، پیشرفت در مطالعه بیماری در فرد و جامعه و اولین توجیه منطقی انتقال بیماری به وسیله عامل بیماری زا توسط «گیرولامو فراکاستورو» بود (۱۵۴۶).

با وجود آگاهی رهبران آن زمان از این واقعیت که توانایی سیاسی و اقتصادی حکئمت در گرو سلامت مردم است، با این حال هیچگونه طرح بهداشتی در سطح ملی به وجود نیامد و این به خاطر عدم آگاهی حکومتها از ترتیب مدیریت اجرائی چنین طرحهایی بود. در نتیجه، برخورد با مشکلات و مسائل بهداشت عمومی هنوز هم به صورت محلی و مقطعی بود. با این وجود اقداماتی برای «نگهداشتن حساب و کتاب» مملکت صورت گرفت که نمونه آن انجام محاسبات سیاسی و آماری (اغلب برای تعیین جمعیت و مالیات) بود.

در همین دوران اولین نشانه ها درباره موجودات ذره بینی به دست آمد. (لیونهاوک، ۱۶۷۶) و این عقیده که ارگانیسم های میکروسکوپی ممکن است علت بیماریهای مسریباشند نضج گرفت. این تحولات پایه ای برای تغییرات بعدی بود.
پیشرفت های عظیم علنی قرون ۱۶ و ۱۷ میلادی اصول تشریح و فیزیولوژی را به عنوان علوم پایه پزشکی بنیان نهاد و با استفاده از روش مشاهده و طبقه بندی، تشخیص دقیق تر امراض ممکن باشد.

تحولات بهداشتی در قرون ۱۸ و ۱۹ میلادی :
از سال ۱۷۵۰ جمعیت اروپا به سرعت افزایش یافت و این افزایش جمعیت، تعداد زیاد مرگ و میر کودکان زیر یکسال، شرایط نامناسب در زندانها و ایجاد انستیتوهای روانی را به دنبال داشت. این عصر همچنین با کوششهایی برای آموزش عمومی در زمینه های بهداشتی و پرداختن از بهداشت فردی به بهداشت عمومی همراه بود.

انقلاب صنعتی نابسامانی بهداشتی و رفاهی کارگران را به دنبال داشت. هنگامی که عدم انطباق واقعیتها با خوش بینی های فلسفی تظاهر نمود نیاز شدید به حل مشکلات بهداشت عمومی بیش از پیش مشخص گردید. در انگلیس، جایی که انقلاب صنعتی و اثرات بد آن بر بهداشت پیش از هر جای دیگر تجربه شده بود حرکتی به سوی اطلاحات بهداشتی آغاز گردیدکه نهایتاً به تأسیس انستیتوهای بهداشت عمومی انجامید. پیشرفتهای بهداشت عمومی در انگلیس تأثیر بسزایی بر ایالات متحده داشت. در آمریکا همه گیریهای مکرر تب زرد، وبا، آبله، حصبه و تبفوس مدیریت مؤثر بهداشت عمومی را ضروری می ساخت.
این دوره شاهد شروع به کار و رشد سریع بیمارستانها نیز بود. بیمارستانهای ساخته شده در انگلیس که نتیجه کوشش های داوطلبانه شهرنشینان بود الگویی را فراهم ساخت که هنوز در ارائه خدمات بهداشت عمومی مورد استفاده است.

توسعۀ اجتماعی قرن نوزدهم در آلمان و فرانسه، جهت حرکت بهداشت عمومی را برای آینده مشخص ساخت. در نیمه اول این قرن فرانسه در زمینه نظریه های اجتماعی و سیاسی سرآمد همه بود و در نتیجه حرکت بهداشت عمومی در فرانسه عمیقاً تأثیر روح اصلاحات اجتماعی قرار گرفت. با این حال بزرگترین سهم فرانسه در پیشرفت بهداشت عمومی در آن زمان کاربرد روش های علمی در شناخت، درمان و کنترل بیماریهای مسری بود. جنبه دیگری از تکامل بهداشت ظهور آن به عنوان یک علم تجربی آزمایشگاهی بود. در سال ۱۸۶۵ ابداع اولین کرسی بهداشت تجربی در مونیخ ورود دانش به قلمرو بهداشت عمومی را بشارت داد.

تلاشهای نوینی که در زمینه وقایع نگاری زندگی و مرگ صورت گرفت خصوصاً در سوئد و فرنسه (سال ۱۷۴۸) که از پیشگامان این تلاش ها بودند، و آمریکا که اولین سرشماری را در سال ۱۷۹

۰ به انجام رساند نیاز به استفاده از علم آمار را بیش از پیش آشکار نمود. سپس استفاده از روش های واکاوی آماری در حل مسائل بهداشتی ظهور کرد.

پیشرفت های بهداشتی در سالهای ۱۸۷۵ تا ۱۹۵۰ :
شناخت روزافزون عفونت منتهی به ریشه کنی اصولی و یا کنترل مؤثر بیماریهای مسری بسیار شد. اقدامات باکتریولوژیست ایتالیایی (آگوستینوباسی) که بر روی عفونت های ناشی از کرم ابریشم در اوائل قرن نوزدهم انجام گرفت این واقعیت را که موجودات ویژه ای علت بیماریهای خاص هستند نشان داد. کشفیات مربوط به ناقلین انسانی و حیوانی مسائل مربوط به تغییرات قابلیت سرایت و مستعد بودن افراد برای ابتلا را روشن ساخت. در آخرین دهه های قرن نوزدهم، «لوئی پاستور»، «فردیناندکوهن»؛ «روبرت کخ» و دیگران روش هایی را برای جداسازی و تمیز باکتریها از هم، ابداع نمئند. «ژرف لیستر» جراح انگلیسی اصول

جراحی بدون آلودگی را تکمیل نمود. «رونالد راس» پزشک انگلیسی، پشه را به عنوان ناقل مالاریا شناسایی کرد. «پال لوئی سیموند» ایپدمیولوژیست فرانسوی شواهدی را دال بر اینکه طاعون بدواً یک بیماری مخصوص موش بوده و توسط کک پراکنده می شود ارائه نمود، و دو آمریکایی به نام های «والتررید» و «جیمز کارول» این امر را که تب زرد توسط ویروس ایجاد شده و به وسیله پشه منتقل می گردد نشان دادند. بنابراین بهداشت عمومی و طب پیشگیری مدرن تا اندازه زیادی مدیون میکروب شناسان و حشره شناسان پزشکی است.