چکیده :

با بررسی و مطالعه در معابد و پرستشگاه های ادیان ابراهیمی که مشتمل بر سه دین اسلام، مسیحیت و یهودیت میباشد به این موضوع پی میبریم که کالبد معماری اینگونه معابد بسیار به یکدیگر شباهت دارد. وجود گنبد، محراب، شبستان و …. در اکثر مساجد، کلیسا ها و کنیسه ها خود گواه محکمی بر این مشابهت کثیر میباشد.

نوع تحقیق این مقاله کاربردی بوده و روش تحقیق استفاده شده در آن گردآوری اطلاعات میباشد.

در انتهای این پژوهش و با بررسی نمونه هایی از معابد در این سه دین به تأکید بر شباهت های میان آنها پرداخته و بوسیله ی وجود شباهت های کالبدی معابد به این نتیجه میرسیم که شباهت های معنوی و حقیقی میان ادیان ابراهیمی به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه کاملا در معماری پرستشگاه هاو معابد آنها نمود خارجی ومعمارانه پیدا کرده است. قابل ذکر است که این ارتباط بر اساس ارتباطات معنایی معماری بررسی گردیده و اثبات میشود.

کلمات کلیدی:” ادیان، معابد، کالبد معماری، شباهت، تفاهم”

مقدمه :
در اینکه نه تنها از نگاه دینی تکثّر اقوام، ملل و زبان پذیرفته شده، بلکه بیان شده است که فلسفهی اینتکثّر، شناخت و معرفت نسبت به هم میباشد و از لوازم آن گفتوگو و ارتباط با یکدیگر است. بهترین شاهد قرآنی آیهی /۱۳ حجرات است:

یا» ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عند االله اتقیکم ان االله علیم خبیر.[۱] «

ای مردم! ما همهی شما را اول از مرد و زنی آفریدیم و آنگاه شعبههای بسیار و فرق مختلف گردانیدیم تا یکدیگر را بشناسید. بزرگوارترین شما نزد خدا با تقواترین مردمند و خدا هم کاملاً آگاه است.

در آیهی /۲۲ روم این اختلاف زبان و رنگ، از آیات الهی برشمرده شده است. در سخنان حضرت رسول (ص) پس از فتح مکّه، نه تنها تکثّر انسانها پذیرفته شده، بلکه با تمثیل زیبایی، ریشهی تبعیض نیز خشکانده و بر تساوی و برابری آدمیان با هر نژاد

و رنگی تأکید شده است. کلام حضرت این چنین است:
» ان الناس من عهد آدم الی یومنا هذا مثل اسنان المِشط لا فضل للعربی علی العجمی و لاحمر علی الاسود الا بالتقوی.«

همانا مردم از زمان حضرت آدم تا امروز مثل دندانههای شانهاند. هیچ برتری عرب را بر عجم و سرخ را بر سیاه نیست جز به تقوی.

در مجموع اگر برای گفتوگو به رسمیت شناختن اقوام، نژادها، ملل و زبانهای مختلف، شرط لازم و ضروری است، در نگاه دینی نه تنها این تکثّر پذیرفته شده، بلکه فلسفهی آن نیز »لتعارفوا« است (شناخت و عرفان از یکدیگر) که مبنای محکمتری برای تشویق و تأیید گفتوگو و ترابط است. زیرا ممکن است تکثّر اقوام با این مبنا پذیرفته شود که چون متفاوتند، لذا باید تنازع داشته و در ستیز باشند، حال آنکه در نگاه اسلامی تکثّر با فلسفهی شناخت یکدیگر است و آن هم با تأکید بر اینکه، آدمیان با هر رنگ و نژاد و زبان، برابرند. این نگاه خود سّد و مانعی در راه برخورد اقوام و ملل با مبنای تفاخرآمیز و قوم مدارا و نژادپرستانه است. در نتیجه راه برخورد تمدنهارا سدّ نموده و پذیرش تکثّر ملل- آن هم برای شناخت و با تأکید بر برابری آنها- مبنای محکمی برای گفتوگوی

تمدنهاست. [۱] اگر بحث هدایت دیگران و اصل دعوت برای مسلمانان با چند

اصل قبلی منضم شوند (اسلام، دین اکراه و اجبار نیست (بقره(۲۵۶/ و بندگان هدایتیافته و خردمند کسانی هستند که از بین اقوال، کلام احسن را بر میگزینند. (زمر(۱۸/ و دیگران به دلیل تقلید کورکورانه از آباء و اجداد مورد سرزنش قرآن بوده (بقره(۱۷۰/ و

بسیاری از افراد که سر از جهنم در میآورند، به جهت به کار نگرفتن قدرت عقلانی است (اعراف(۱۷۹/ و…)، به این نکات میرسیم:

(۱دعوت از دیگران برای گفتوگو لازم است.
(۲ نباید توقع داشت که با دعوت و استدلال ضعیف، دیگران به سوی ما اقبال کنند. لذا باید با زبان، بیان، استدلال و منطق دیگران آشنا شد. از سوی دیگر، پیام مستدلتر، محکمتر و نیکوتر از آنها ارائه کرد تا قابل پذیرش باشد. [۱]

(۴ تنها در گفتوگو و تعامل با دیگران است که مکتبی و گروهی میتواند مدعای کلام احسن و دین کامل داشته باشد و الا هر مکتب و گروهی، پیشاپیش خود را کامل و بینقص میبیند.

(۴ در هدایت شیوهی گفتوگو متفاوت است. با نخبگان و اهل منطق با زبان حکمت، با عوام و طبقات عادی اجتماع از راه موعظه، با مغرضان از راه جدل (آن هم به نحوه احسن)، باید روبهرو شد به گونهای که در آن تحقیر و … نباشد.

(۵ همین مسئله که باید همهی انسانها به اسلام دعوت گردند، ندا و پیامی عام بشری و همگانی است، نه قومی، گروهی و نژادی. لذا در قرآن » یا ایها العرب« هرگز نیامده، اما به کرات »یا ایها الانسان« مطرح شده و حتی آمده:

»ان هو الا ذکر للعالمین.« (تکویر(۲۷/ این نیست، مگر یک تذًکر و بیدار باشی برای تمام جهانیان.

(۶ اگر انسانها متکثر و شعبه شعبه و قبیله قبیله آفریده شدهاند (حجرات(۱۳/ و دین نیز برای همه بشریت است، هدایت این اقوام و قبایل، منوط و مشروط به گفتوگو و ترابط عاطفی و کلامی از سویی و بهرهبردن از ابزار منطق، استدلال و زبان از سوی دیگر است. لذا هر کس مبنای هدایت و دعوت دیگران در دین را پذیرفت، براساس این مبنا به ناچار باید گفتوگوی با دیگران را نیز بپذیرد.

[۱]

پس در اینجا مشاهده میکنیم که به اصل گفتگوی بین ادیان بسیار تأکید شده است. حال با بررسی شباهت های این سه دین ابراهیمی میخواهیم از طریق شباهت های کالبدی معابد و پرستشگاه های ادیان یهودیت، مسیحیت و اسلام به شباهت های اعتقادی موجود در این سه دین تأکید نموده و به وسیله شباهت های کالبدی و جسمانی معماری به روح وحدت و تقرب ادیان دست یابیم؛ همانطور که پرفسور سید حسین نصر و شوهان چنین عقیده دارند که : سخن از وحدت متعالی ادیان است. در این مبنا ادیان در عین داشتن اشکال و صور گوناگون و متکثر، در حقیقت و معنا از یک حقیقت الهی خبر میدهند. این وحدت در ظاهر و صورت ادیان نیست بلکه در اصل و حقیقت آنها و در یک مرتبهی متعالی است. وحدت متعالی ادیان به این معنا است که انسان در عین اعتقاد کامل به دین خود، به حقیقت ادیان الهی و آسمانی دیگر نیز اذعان

۲

میکند. در این مبنا در چارچوب هر دین و مذهب، دو امر باید تفکیک شوند: شریعت ظاهری (تودههای مؤمن) و طریقت باطنی (عارفان دین). ادیان در عین تکثر در شریعت ظاهری، در طریقت باطنی وحدت دارند. ادیان در خدا همگرایی مییابند و در کمتر از خدا کمابیش واگرایی. وحدت ادیان در ساحت و سطح امر متعالی (خدا) صورت میپذیرد و از این رو »وحدت متعالی ادیان« نامیده شده است. (مبنای شو آن و سید حسین نصر) [۱]

جدول زیر شباهت های اعتقادی این ادیان را به یکدیگر نشان میدهد.

جدول: ۱ اشتراکات و اختلافات ادیان ابراهیمی
مأخذ: نگارندگان [۲]
شماره خصیصه یهودیت مسیحیت اسلام
۱ اعتقاد به وحدانیت خدا * * *
۲ اعتقاد به تثلیث – * –
۳ داشتن اسم خاص برای خدا * – *
۴ حرمت نام خدا * * *
۵ داشتن کتاب مقدس * * *
۶ تنزیه خدا در کتاب مقدس * * *
۷ اعتقاد به معاد * * *
۸ اعتقاد به وحی الهی * * *
۹ معصوم دانستن پیامبر – * *
۱۰ اعتقاد به خاتمیت پیامبر خود * * *
۱۱ اعتقاد به پیامبران پیش از پیامبر * * *
خود

۱۲ داشتن تجربه سه دوره حیات نبی * – *
۱۳ انحصار نمایی در نجات * * *
۱۴ افتخار به پیروی از حضرت ابراهیم * * *
۱۵ جمع بین رهبری دینی و سیاسی * * *
۱۶ داشتن تبلیغ – * *
۱۷ نوکیش می پذیرند * * *
۱۸ معنای خاص برای لغت نبی و رسول – – *
قائلند

۱۹ کتاب آسمانی کلام بشر است * * –
۲۰ مشاهده معجزه از پیامبر خود * * *
۲۱ رسالت جهانی پیامبر – – *
۲۲ داشتن روحانی(واسطه فیض الهی) * * –
۲۳ رد گزارههای غیر مشترک * * *
۲۴ وجود حکم ارتداد – * *
۲۵ وجود مجازات برای گناهکاران و * * *
ملحدان

۲۶ پیروان عوام از پیروان خواص تبعیت * * *
میکنند

۲۷ اعتقاد به حقارت دنیا * * *
۲۸ درخواست زندگی اخلاقی از مردم * * *