بررسی شهر سلطانیه

 

 

مقدمه ای بر اوضاع جغرافیایی شهر سلطانیه

شهر سلطانیه در ۴۷ کیلومتری سمت شرق زنجان قرار گرفته است. این منطقه از شمال به بخش طارم علیا، از غرب به بخش حومه از شهرستان زنجان، از جنوب به شهرستان خدابنده و از شرق به شهرستان ابهر محدود بوده و ۹۴۰ کیلومتر مربع وسعت دارد. این بخش دارای ۳۳ روستا و ۲۵۷۷۰ نفر جمعیت است. مهمترین وجه مشخصه سلطانیه پس از مسائل مربوط به ارزشهای تاریخی وجود چمن معروف سلطانیه است. این چمن قسمتی از فلات زنجان- ابهر را در برگرفته و از فاصله گرفتن دو رشته ارتفاعات موازی که در جهت شرقی- غربی ممتداند، تشکیل گردیده و دارای ۳۵ کیلومتر مربع وسعت است.

 

پیشینه تاریخی سلطانیه:

با مطالعات باستان شناسی روشن شده که در داخل چمن سلطانیه شش محوطه باستانی بدین ترتیب وجود دارد. تپه تاریخی یوسف آباد، تپه تاریخی قلعه، محوطه شهر سلطانیه، تپه تاریخی نور، تپه تاریخی چمن. بررسی در عناصر و یافته های اتلال مزبور گویای این واقعیت است که منطقه مزبور از اواخر هزاره دوم قبل از میلاد تا حمله مغول مورد استفاده اقوام مختلف بوده است. بنابراین قول حمدالله مستوفی که سلطانیه را قبل از حمله مغول غیر مسکون دانسته با تردید مواجه می گردد. به استناد متون تاریخی این منطقه قبل از استقرار مغول شهر ویاژ یا شهر ویاز نامیده شده است. ولی آنچه که مسلم و روشن است، پس از حمله مغول و استقرار طایفه ای از آنها در این محل آن را قنقور النگ نام گذاری کرده اند.

این منطقه (قنقور النگ) به علل گوناگون در دوره های مختلف ایلخانی مورد توجه و محل یا ییلاق بوده است. سلطانیه ابتداء در دوران ارغون خان (۶۸۳-۶۹۰) به پایتختی انتخاب گردید. سیاستمداران ارغون در انتخاب این محل به پایتختی از نظر سیاسی و سوق الجیشی راه صوابی پیموده اند، زیرا قنقور النگ نسبت به م تصرفات غربی امپراعتوری ایلخانی مرکزیت داشت. و از طرف دیگر، با عنایت به اینکه پس از استقرار جانشینان هلاکو، به ویژه اواخر دوران ارغون خان و دوره

های غازان خان و اولجایتو که به زور شمشیربندان مغول حکومت نسبتاٌ واحدی در منطقه بسیار وسیع از رود سند تا فلسطین با ترکیبی از اقوام مختلف و متمدن آن روزی تشکیل یافته بود، خود موجب پیشرفت سریع ارتباطات بازرگانی را فراهم نمود، تقویت و اصلاح جاده های بازرگانی، ایجاد تاسیسات مربوط به راهدارخانه ها، ایجاد انتظام در مناطق و مسیرهای تجاری، تدوین یاساهای چنگیزی به دزدان و قطاع الطریق از عوامل و انگیزه های این جریان اقتصادی است و سیاستی که توانسته حمل و نقل کالاهای مشرق زمین را به اروپا، که از طریق روسیه و دریاچه اورال انجام می پذیرفت از راه امپراطوری ایلخانی عبور دهند در این صورت بود که ایجاد مرکز اقتصادی بسیار قوی و واجد شرایط در منطقه ای از نظر سیاسی پاسخگوی این نیاز باشد، امری لازم و ضروری به نظر می رسد.

این منطقه با توجه به ویژگی هایی که بیان گردید محلی بجز قنقور النگ که همانا سلطانیه است نمی تواند باشد. علی ای حال شهر سلطانیه در دوره بنیان گذاران آن پس از تبریز دومین شهر مهم در امپراطوری ایلخانان بوده و از نظر تجارت خارجی نخستین آن به حساب می آمده است. و کلیه مال التجاره به جهت ایجاد تمرکز و اخذ مالیت های مورد لزوم و کنترل آمد و شد، در این شهر تخلیه و بارگیری می شده است. رونق اقتصادی به حدی بوده که گلاویخو سفیر پادشاه اسپانیا در دربار میرانشاه (۸۰۶-۸۰۹ هجری قمری) در بازدید از سلطانیه بحث مفصلی را در مورد رونق تجاری مطرح نموده است. این شهر از دوبخش کهندژ و شارستان تشکیل یافته و آن در بخش پر ۲۰۰ هکتار بوده است.

عناصر تشکیل دهنده این شهر عظیم اسلامی به علل گوناگون جغرافیایی سیاسی از میان رفته تنها با مدارک باستانشناسی می توان به بازشناسی آن توفیق یافت. به استناد متون تاریخی این شهر به کاروانسراهای زیبا و اقامتگاه های عمومی مجهز بوده تا سرویس مناسب را از نظر پذیرایی و اقامت عرضه نماید.

 

سبب ایجاد گنبد سلطانیه

اولجایتو پس از طرح سلطانیه تصمیم گرفت که به تقلید از آرامگاه برادرش غازان خان ، آرامگاه رفیع و باشکوهی برای خود بسازد به همین جهت برای بر پائی این آرامگاه ، هنرمندان از هر سو به سلطانیه آمدند تا یکی از شاهکارهای عظیم دوره مغول را به عرصه ظهور برسانند .

بنای گنبد سلطانیه در سال ۷۰۲ هجری قمری ( روایتی ) بر اساس طرح آرامگاه غازان خان که آن نیز از بنای آرامگاه سلطان سنجر در ( مرو ) الهام گرفته ، ساخته شده بود با این تفاوت که پلان آرامگاه سلطان سنجر مربع و پلان گنبد  سلطانیه  هشت ضلعی است اگر چه تا حد  زیادی معماری آرامگاه سلطان  سنجر در بنای سلطانیه تاثیر گذاشته بود لیکن چیزهای ابتکاری در بنای اخیر بحدی است که آنرا  بصورت یکی از شاهکارهای هنر و معماری ایران درآورده است که بعدها نمونه و الگوئی  بای احداث تعداد زیادی از ابنیه این دوره شد همچنین معماری گنبد سلطانیه را شخصی  به نام سید علی شاه انجام  داده است .  

نا به قولی، بر اثر تشویق و ترغیب  علما و روحانیون بزرگ  شیعه که در آن زمان در دستگاه حکومتی  صاحب منزلتی بودند، اولجایتو مذهب تشیع را به عنوان مذهب رسمی پذیرفت و بعد از مدتی تصمیم که آرامگاه خود را به ائمه اطهار اختصاص دهد. بدین منظور  قصد انتقال  اجساد مطهر آنان  (حضرت  علی (ع) و امام حسین (ع) ) را به سلطانیه  داشت تا بر رونق تجاری و  اهمیت  مذهبی  پایتخت جدید التایس خود بیفزاید لذا دستور داد تا تزئینات داخلی بنا که تا آن روز انجام نگرفته بود طوری بپردازند که در آن شعائر مذهب تشیع  یخوبی مورد استفاده قرار گیرد بهمین جهت بود که کلمه «علی»  به طور مکرر با کاشی در متن اجر نوشته شده است.

انتقال اجساد مطهر ائمه بخاطر مخالفت شدید علمای شیعه  یا بقولی خواب سلطان مکه حضرت  علی بن ابی طالب را ناراضی دیده بود و آن حضرت  از این عمل ناراضی بود انجام نگرفت و منصرف شد.

بنابراین سلطان ایلخان مصمم شد که دوباره این بنا  را به آرامگاهی برای خود اختصاص دهد. به نظر می رسد که در همین ایام از مذهب تشبع  برگشت و مذهب اهل سنت را اختیار کرد. شاید  به همین منظور بود که دستور داد تمام تزئینات  معرق کاری که کلمه «علی»  ۰ع) بر آن نقش بسته بود، و تمام تزئینات آجری کاشیکاری و گره سازی را با پوشش از گچ اندودند و روی  آن پوشش را با  کتیبه و اشکال مختلف هندسی طرحهای گل و بوته دار با رنگ آبی  بر زمینه  سفید گچبری کردند که  این عمل احتمالا در سال ۷۱۳ رخ داده اولجایتو در سال  ۷۱۶ هـ . یعنی تقریبا  چهار سال  بعد از اتمام بنا  در سن ۳۶ سالگی در گذشت و جسد وی در  تابوتی از زرناب در آرامگاه  ابدیش دفن شد.

معماری

گنبد سلطانیه در دوره بر پایی مرتفعترین بنای  جهان بوده و هم اکنون نیز یکی از عظیم ترنی بناهای تاریخی جهان به شمار می رود. این بنا قسمتی از مجموعه عظیمی است که به ابواب البر مشهور بوده و شامل دارالشفا ، بیت القانون، بیت الحکمه ، دار الباده  و … این بنا در قوم هم کف  با فضاهای جانبی آرامگاه دارای  پلام مربع مستطیل بوده و ادامه مجموعه در طبقات هشت ضلعی متمایل  به منتظم است.

این گنبد از سه فضای گنبد خانه  تربت خانه ، سردابه تشکیل شده و از نظر حجمی  و ترکیب فضا  آئین  تدفین  مغول  که در دو مرحله انجام می گرفت مطابقت داده و آن را با معماری ترکیبی از مراسم  تدفین مغول  تبیین نمود با توجه به این طرز تفکر خانه محل عزاداری به جسد سردابه محل نگهداری و تدفین جسد و تربت خانه فضای مسقف  بالای سردابه می باشد ورودی اصلی آرامگاه اولجایتو در ایوان های شمال شرقی و شمال غربی  تعبیه شده و کاربرد ایوانهای شمالی شرقی و غربی پنجره می باشند پلان گنبد خانه متمایل به هشت  ضلعی منتظم و طول هر یک از اضلاع از ۰۶/۱۰ تا  ۱۶/۱۰ متر متغیر است .

قطر گنبد خانه ۴۰/۲۴ متر می باشد در این فضا ۸ جرز سنگین  با عرض ۳۲/۶  تا ۲۵/۷ متر  با سطح  مقطع ۵۰ متر مربع قرار گرفته و مهمترین وجه مشخصه  تحول معماری از دوران  سلجوقی  به دوران  ایلخانی را نمایش می دهد. در حد فاصل این  جرزها ایوانها و بنائی در دو طبقه اجرا گریدده و ارتفاع  طبقه همکف از رقوم ۷/۹ متر و ارتفاع  طبقه اول از رقوم هم کف ۷۰/ ۱۹ متر قابل اندازه گیری می باشدو کف این فضا  با استفاده از سنگ رخام سفید مفروشی یوده است.

قوس ایوانها در این فضا پنج و هفت تند است. در منتهی الیه این قوسها کتیبه هایی با متن احادیث نبوی در آن نوشته شده و پس مقرنس کاری زیبایی که وظیفه  ترمپه ها بر آن محول شده پلان هشت ضلعی را به پلان دایره  تبدیل نموده و زمینه  اجرا گنبد را فراهم آورده است.

 دومین فضای مورد بحث آرامگاه اولجایتو فضای موسوم به تربت خانه می باشد این فضا به شکل مستطیل با طول ضلع ۶۰/۱۷ متر و عرض ۸/۷  متر و با ارتفاع ۱۶ متر، محراب مجموعه را در  جرز  جنوبی در خود جای داده است پوشش سقف تربت خانه از سه واحد  طاق و تویزه ساخته شده قطر طاق وسطی که بزرگتر  است ۹ متر  و طاقهای طرفین ۳ متر قابل اندازه گیری می باشد در ارتفاع ۰/۳ متری از کف در گرداگرد آن

کتیبه ای در دو قلم ریز به خط کوفی  مشجر و قلم درشت به خط ثلث نوشته شده و اطراف کلمات را تزئینات اسلیمی پرنموده اتس. بین تربت خانه و محوطه  زیر گنبد  پنجره بزرگی از مس طلا قرار داشت که به مرور زمان از بین رفته و یا به غارت برده شده است.

سردابه سومین فضایی است که با ترکیب فضاهای مذکور افاده معنی می  نماید این فضا محل قبر اصلی می باشد ورودی سردابه در ایوان جنوبی تربت خانه قرار دارد و با تعبیر ۹ پله  به پهنای ۲۵۰ سانتیمتر می رسد در وسط این فضا محل قبر و در  طرفین آن دو  فضای کوچک  جهت  استقرار نگهبانان جلوگیری از ورود ارواح خبیثه  تعبیه شده بررسی ترکیب  فضایی  این سردابه و ارتباط آن با  کل مجموعه و قابل مقایسه نبودن ان با سایر بناهای آرامگاهی می توان  چنین استنتاج نمود که این آرامگاه بر اساس بینش مغول  بویژه ائین شمنیت ساخته شده باشد. گنبد آرامگاه اولجایتو  بزرگترین  نوع خود در بناهای تاریخی ایران  با راتفاع  ۵۰/۴۸ متر و قطر دهانه ۴۰/۲۴ متر  و با ضخامت ۱۶۰ سانتیمتر با روش دو پوششی ساخته شده و فضای خالی بین دو پوسته ۶۰ سانتیمتر می باشد.

اهمیت تشخیص زمان در گنبد سلطانیه

مقید بودن  مسلمانان به اهمیت  تشخیص زمان برای انجام مراسم مذهبی را می توان سبب ایجاد  ساعت آفتابی  در اسکلت این بنا داشت  باین طریق که اگر  از سوراخ گنبد اصلی  بتابد زمان اذان ظهر است نوری که از پمجره های بزرگ می تابد بین ساعت و نور پنجره های کوچک حدود دقیقه  را مشخص می ساخت به  احتمالی طرح  ۸ ضلعی بنا نیز به خاطر ایجاد چنین ساعتی بوده در شب هم به  یاری برخی از ستاره ها از این  پنجره ها دیده می شدند زمان را مشخص می گردند.

 

پلکانها

در بین حرزهای هشت گانه  پلکانهای مارپیچی وجود دارد که طبقه زیرین را به طبقات دوم و غرفه های خارجی و مناره های هشتگانه متصل می کند لازم به تذکر  است که این پلکانها همه از پایین شروع  نمی شود بلکه  فقط  دو پلکان دیگر در نمای خارجی ولقع شده است.

پلکانهای زوایای شمالی به طبقه دوم راه می یابد و پلکان سومی بدون اتصال به طبقه دوم بسوی بالا ادامه پیدا می کند. پلکانهای هشتگانه از طیقه سوم (غرفه های خارجی) ظاهر شده  و تا  امتداد مناره های هشتگانه صعود می نماید.

 

ایوانها

همانطور که در فوق اشاره شد بر اضلاع هشتگانه پلان داخلی ۸ ایوان  رفیع و وسیع به ارتفاع ۸۰/۱۸ و به عرض ۷۰/۷ متر واقع شده اند. این ایوانها یکنواختی حاصل از وجود  جرزهای قطور، را از بین برده و باعث شده که بنا زمخت  جلوه ننماید. این ایوانها در عمق ۶۰/۲ و ارتفاع ۹ متری  به دو طبقه تقسیم شده است.. در طیقه اول یا همکف ورودی های اصلی  و ورودی ها کوچک فرعی به محوطه های عبادتی قرار دارند.

ایوان جنوبی متصل به محوطه ای  بنام تربت خانه است که در صفحات آینده شرح آن داده خواهد شد. ایوانهای شرقی و غربی در انتها دارای درهای بزرگ می باشد. در حالیکه در انتهای طبقه اول ایوانهای فرعی بک در کوچک وجود دارد. سقف طبقه اول دارای قندیل بندی و مقرنسکاری بسیار جالب و زیبا می باشد

طبقه دوم  این بخش بوسیله راهروی پوشیده ای با هم در ارتباطند. بطوری که م یتوان در این طبقه تمامی بنا را دور زد در غرفه  های طبقه دوم انواع  تزئینات  ومقرنسکاریهای ارزنده ای دیده می شود که نشانگر ذوق و سلیقه و دقت هنرمندان دوره ایلخانیان است.

یکی از خصوصیات اصلی  ومنحصر بفرد در گمبد  سلطانیه  دو جدارهبودن آن است که از  دو قشر موازی و مجزا  که صرفا  با پشت  یندهای آجری بین خود  بهم مربوط بوده و همچنین فرم واحدی را شامل می شوند  تشکیل شده است. و این تنها نمونه در مورد  گنبدهائی با وضع  ساختمانی فوق الذکر محسوب می شود و به نظر اینجانب نمی توان نمونه ای  با وضع ساختمانی فوق الذکر در دنیا  یافت که متعلق به قبل از بنای مزبور باشد. و از این رو گنبد فوق  اهمیت شایانی را در تاریخ معماری دنیا داراست بطوریکه مدتها بعد از ساختمان گنبد سلطانیه چه در غرب و چه  در شرق  رفته رفته آثاری با خصوصیات تکنیکی فوق  بوجود می آید . از جکله مهمترین آثاری که به تقلید از گنبد سلطانیه احداث شده گنبد کلیسای سانتاماریا دلفیوره می باشد که بیش از صد سال  بعد از آن ساخته شده است

 

سابقه تاریخی احداث گنبد به استناد کتیبه ها:

سرتاسر داخل گنبد سلطانیه پوشیده از کتیبه های مختلفی است که با رنگ روی گچ ترسیم شده است. در سالهای مختلف بعد از سال ۱۳۵۰ قسمتهایی از گچ روی دیوار توسط کارشناسان ایتالیایی از جای خود برداشته شد و در جعبه های بزرگ قرار داده شد و پس از برداشتن گچ، تزئینات اصلی آجری گنبد نمایان شد.

در ارتباط با زمان ایجاد تزئینات روی گچ میان متخصصان هنر اسلامی اختلاف وجود دارد که در چه زمانی این تزئینات گچی بر روی تزئینات اصلی کار گذاشته اند.

پروفسور پیروسن پائولزی در گزارشات پروژه مرمت مسجد و آرامگاه  سلطان محمد خدابنده اشاره می کند که در گنبد سلطانیه کلاسه دوره تزئینات دیده می شود که دوره اول مربوط به اصل بنا که با تزئینات کاشیکاری بوده یک دوره تزئینات با کاشی شش گوش که از کف تا ارتفاع حدود سه متری را زینت داده و دوره سوم تزئینات گچ کاری که روی تزئینات اصلی گنبد انجام گرفته است.

در واقع در گنبد سلطانیه دو دوره تزئینات دیده می شود که دوره اول مربوط به تزئینات اصلی گنبد و دوره دوم مربوط به گچ کاری روی این تزئینات منتهی قسمت پایین گنبد در دسترس همگان بوده (از کف زمین تا حدود ارتفاع سه متر) آن قسمت به جای گچ کاری (که با دست زدن به مرور زمان آسیب می بیند) با کاشی شش گوش پوشانده اند یعنی گچ کاری روی تزئینات اصلی گنبد و کاشی کاری شش گوش پایین گنبد هم زمان انجام شده است.

در مطالعه کتیبه های گنبد سلطانیه به دو تاریخ متعلق به دوره اصلی ساخت گنبد بر می خوریم که تاریخ اول سال ۷۱۰ هجری قمری است و بر روی سر در شرقی بیرون گنبد قرار دارد. این تاریخ زمان پایان ساختمان گنبد با تزئینات بیرون آن و بدون تزئینات داخل گنبد می باشد. تاریخ دوم سال ۷۱۳ هجری قمری در قوس طبقه دوم ایوان شرقی داخل گنبد دیده می شود که تقریبا نشانه پایان تزئینات کاشیکاری داخل گنبد است (پایان کل تزئینات دوره اول با توجه به قسمت باقی مانده بنا از طبقه دوم ایوان که دارای تاریخ ۷۱۳ هجری قمری تا بالاترین نقطه داخل گنبد، احتمالا مدت کوتاهی بوده است چون که جشن افتتاح گنبد به استناد کتاب تاریخ اولجایتو روز ۱۲ ربیع الاخر سال ۷۱۳ هـ ق بوده است.

مدارک زیاد در گنبد وجود دارد که ثابت می کند شروع تزئینات دوره دوم نیز در زمان سلطان محمد اولجایتو انجام گرفته است و شروع آن باید همزمان با شروع وزارت تاج الدین علیشاه در سال ۷۱۵ هـ ق بوده باشد. این وزیر پس از نشستن بر مسند وزارت جهت ارائه کار چشمگیر، به تزئین گنبد پرداخت و ساختمان تربتخانه را نیز به آن اضافه کرد. پایان این تزئینات بدون شک پس از مرگ اولجایتو و در زمان ابوسعید بهادرخان انجام گرفته چون که در داخل گنبد لقب ابوسعید بهادرخان که علاءالدوله می باشد. در زیر حاشیه بالکنهای حد فاصل طبقه اول و دوم موجود است.

مهمترین مدرکی که ثابت می کند گچ کاری روی تزئینات اصلی گنبد در زمان خود اولجایتو انجام گرفته، کتیبه ای است که اکنون در تربت خانه گنبد نگاهداری می شود که نام سلطان محمد در این کتیبه آمده و بعد از آن جمله:

مدالله ظله و نصر نجله

(خداوند سایه او را گسترده کند و فرزندش را پیروز گرداند) آمده که این جمله ثابت می کند که سلطان محمد اولجایتو در زمان گچ کاری روی تزئینات اصلی گنبد زنده بوده است.

وجود جمله سلطان محمد اولجایتو که دهها بار در حاشیه چند ایوان تکرار شده است از جمله مدارکی است که این موضوع را ثابت می کند. بعید به نظر می رسد که سلطانی دیگر تزئینات در گنبد ایجاد کند و نام سلطان اولجایتو را آن هم دهها بار بر آن تکرار کند.

وجود نام تاج الدین علیشاه وزیر معروف اولجایتو و ابوسعید و با عنوان الدستور الاکرم المفخم در قسمت بالای طاق ایوانها بر روی گچ ثابت می کند که مخارج این تزئینات به عهده این وزیر بوده است (کل کتیبه ای که نام تاج الدین در آن آمده به علت پاک شدن قسمت اعظم رنگ روی آن هنوز خوانده نشده). با توجه به مدرک اول که نام سلطان محمد بر روی گچ آمده، ثابت می شود که تاج الدین علیشاه این کار را در زمان اولجایتو آغاز نموده است.

در سراسر گنبد آیات قرآن و احادیث پیامبر (ص) و کلمات قصار حضرت علی (ع) دیده می شود اما در طبقه دوم ایوان جنوب غربی برای اولین برخورد می کنیم با یک دایره ایکه داخل آن با خط کوفی نوشته شده اللهم اشفنا بشفائک و داونا بداوئک که معنی آن (خداوندا ما را به شفای خود شفا ده و به دوای خود ما را مداوا فرما) که بدون شک در ارتباط با مریض بودن اولجایتو است و در همان ایوان برای اولین بار با آیه ای در ارتباط با مرگ روبرو می شویم که با رنگ قرمز آیه کل من علیها فان چندین بار تکرار شده است. وجود این آیه بدون شک نشانه درگذشت سلطان اولجایتو بوده است و می توان گفت که تا این قسمت ایجاد تزئینات روی گچ در زمان اولجایتو بوده است و ادامه کار مربوط به زمان ابوسعید بهادرخان می باشد.

چنانچه معروف است سلطان محمد خدابنده پیرو شیعه بوده ولی در اواخر زمامداریش پیرو اهل تسنن شد. روی گچ کاری دوره دوم طالب زیادی به چشم می خورد که ثابت می کند سلطانی که در زمان دوره دوم تزئینات گنبد، حکومت می کرد، پیرو اهل تسنن بوده است. عنوان کردن اینکه تزئینات دوره دوم در زمان دوره صفویه ایجاد شده، به علت شیعه بودن این سلسله این موضع را به کلی منتفی میکند. یکی ا زمدارکی که دال بر سنی بودن حاکم وقت وجود احادیث زیاد از حضرت علی (ع) بر روی گچ است که هر جا نام حضرت علی (ع) آمده به دنبال آن جمله کرم الله وجهه نوشته شده است. این جمله توسط اهل تسنن

همیشه بعد از نام حضرت علی (ع) بکار می رود زیرا آن حضرت بر هیچ صنمی سجده و تعظیم نکرده است، در حالی که برای بقیه خلفا و صحابه و تابعین از جمله رضی الله عنه استفاده می شود. (این کتیبه تلفیق شده از دو خط در یک کتیبه که قسمت پایین با خط ثلث سوره الملک نوشته شده و روی حروف این سوره در قسمت بالا با خط کوفی احادیثی از حضرت علی (ع) آمده است.) و نیز بر روی گچ کاری داخل گنبد که یک تکه از آن گچها قبلا از جای اصلی خود جدا کردند و اکنون در تربتخانه موجود است. از موارد دیگری که ثابت می کند در زمان تزئینات دوره دوم سلطان وقت پیرو اهل تسنن بوده، وجود نامهای ابوبکر، عمر، عثمان است. بر روی گچ و یا خط کوفی در حاشیه گلهای طاقها منعکس شده است و در حاشیه آن گلها نام علی، حسن، حسین نیز آمده است. (تصویر ۲۵) / ۲۵

در بعضی متون عنوان شده است که علت پوشاندن اصلی گنبد، شیعه بودن اولجایتو بوده و اینکه مطالبی در تایید شیعه در تزئینات اصلی وجود دارد که فعلا در قسمت هایی از تزئینات اصلی که گچ دوره دوم آن برداشته شده است، مطلبی دال بر این موضوع دیده نشده. البته نام حضرت علی (ع) در داخل گنبد در تزئینات اصلی آمده و این مسأله ای نیست چون خود اهل تسنن احترام لازم به حضرت علی (ع) می گذارند، در ضمن بر روی گچ کاری جدید احادیثی بسیار از حضرت علی نوشته شده و نام حضرت علی (ع) نیز چندین بار روی گچ تکرار شده است که در مقایسه با نام حضرت علی (ع) که در تزئینات اولیه دیده می شود می بینیم که روی تزئینات دوره دوم از نام حضرت علی (ع) بیشتر استفاده شده است در ضمن اگر این مطلب صحت دارد (پوشاندن تزئینات اصلی به علت وجود مطالب شیعه گونه در بنا) پس سر در شرقی بیرون گنبد از همه واجب تر بود (از نظر اهل تسنن) که پوشانده شود که این کار هرگز انجام نشد، بر روی این سر در جمله علی ولی الله وصی رسول الله آمده است.

با در نظر گرفتن شروع سوره الفتح (در ردیف ا ول دور تا دور داخل گنبد) از ایوان جنوبی که همان ورودی تربت خانه می باشد، از آن ایوان شروع به بررسی کتیبه ها می نمایم:


ایوان جنوبی

کلیه کتیبه های دوره دوم تزئینات، بوسیله کارشناسان مسئول بازسازی بنا برداشته شده است، با برداشتن این تزئینات، نقوش و کاشیکاری اصلی دوره اول نمایان شد که در این ایوان کتیبه زیر به صورت یک ستاره پنج پر که اضلاع آن از پنج کله محمد به خط کوفی بنایی تشکیل شده دیده می شود.

ایوان جنوب شرقی

بر روی دیوار جانبی سمت راست ایوان جمله السلطان ظلل الله به خط کوفی بنایی با کاشی و آجر به طور تکرار نوشته شده است، روی دیوار جانبی سمت چپ ایوان دو جمله چند بار به خط کوفی بنایی تکرار شده که جمله اول خلدالله ملکه است، این تزئینات مربوط به دوره اول می باشد. (تصویر ۶)/۵

روی قوس این ایوان و در داخل دو مستطیل، کتیبه های روی گچ که متعلق به دوره دوم است دیده می شود. در حاشیه این دو مستطیل یک حدیث از پیامبر اکرم (ص) تکرار شده است که متن آن عدو عاقل خیر من صدیق جاهل که ترجمه آن (دشمن دانا به از نادان دوست) می باشد. (تصویر ۷) ۲۷

یادآوری می شوم که دو حدیث دیگر روی گچ قبلا در ایوانهای مختلف بوده است که اکنون اثری از آنها دیده نمی شود، یکی حدیث طلب العلم فریضه علی کل مسلم و مسلمه و دوم الدنیا مزرعه الاخره می باشد. این دو حدیث به اضافه چند حدیث دیگر روی عکسهای قدیمی مشخص است.

در داخل هر مستطیل روی قوس این ایوان با سه گل شانزده پر تزئین شده که در داخل هر گل یک ستاره شانزده گوش دیده می شود. اضلاع این ستاره از شانزده کلمه محمد، به خط کوفی تشکیل شده است. بر روی اضلاع این ستاره شانزده کلمه علی به خط ثلث آمده است، در حاشیه گلها کلمات ابوبکر، عمر، عثمان، علی، حسن، حسین چند بار تکرار شده است. (تصویر ۸) ۲۵

ایوان شرقی

کلیه تزئینات دوره دوم این ایوان از جا برداشته شده است و آنچه توضیح داده می شود مربوط به دوره اول می باشد.

روی دیوار جانبی ایوان یک ستاره پنج پر آمده که اضلاع آن از پنج کلمه محمد به خط کوفی بنایی، تشکیل شده است و روی دیوار جانبی دیگر ایوان در یک ستاره کلمه علی پنج بار به خط کوفی بنایی تکرار شده است. روی دیوار جانبی داخل ایوان بوسیله آجر و کاشی و با خط کوفی معقلی جمله سبحان الله در یک لوزی شکل چندین بار بصورت تکرار آمده است. این طرح کاشیکاری، قابل مقایسه با جمله سبحان الله در آجرکاری موجود در مسجد جامع ورامین می باشد.

هر دو طرح یکی است با این تفاوت که در گنبد سلطانیه متن حروف دو حاشیه دارد و در مسجد جامع ورامین که در زمان سلطان ابوسعید ساخته شده، متن حروف با یک آجر نوشته شده است به نظر می آید طراح کتیبه گنبد در ساختن جامع ورامین نیز شرکت داشت هاست. (تصویر ۹ و ۱۰) ۵

در قوس طبقه دوم این ایوان، کتیبه ای با خط کوفی آجری در قوس ایوان مشاهده می شود. در این کتیبه آیه (۲۵۵) سوره بقره به شرح ذیل آمده است.

بسم الله الرحمن الرحیم الله لا اله الا هو الحی القیوم لا تاخذه سنه و لا نوم له ما فی السموات و ما فی الارض من ذا الذی یشفع عنده الا باذنه یعلم ما بین ایدیهم و ما خلفهم و لا یحیطون بشی من علمه الا بما شا وسع کرسیه السموات و الارض و لا یوده حفظمها و هو العلی العظیم.

و بعد از پایان آن عبارت جملات اللهم صل علی نبی شفیع الامه … و در انتهای جملات مذکور تاریخ ۷۱۳ هجری به شکل زیر آمده است:

… (ث) لات عشر و سبعمئه

در داخل طبقه دوم این ایوان سوره الاخلاص به خط کوفی آجری به چشم می خورد که جمله بسم الله الرحمن الرحیم در سمت راست و جمله قل هو الله احد الله الصمد لم یلد و لم یولد و در سینه ایوان وجمله لم یکن له کفوا احد در سمت چپ ایوان قرار گرفته است.

ایوان شمالی شرقی

تزئینات دوره دوم این ایوان نیز برداشته شده است و تزئینات موجود مربوط به دوره اول می باشد که در حاشیه میان ایوان شمال شرقی و ایوان شمالی قسمتی از آیه (۲۵۵) سوره البقره به خط کوفی آمده است. در طبقه دوم این ایوان و در سمت راست جمله الملک لله و در سمت چپ جمله القدره لله به رشته تحریر درآمده است. روی دیوار داخلی ایوان در طبقه دوم و در یک مربع کلمه محمد چهار بار با خط کوفی تکرار شده است. (تصویر ۱۱) ۵

ایوان شمالی

در حاشیه داخلی ایوان، با رنگ روی گچ کتیبه ای مربوط به تاج الدین علیشاه وزیر اولجایتو وجود دارد که به علت از بین رفتن رنگ آن بطور کامل مشخص نیست. در حاشیه خارجی  ایوان قسمتی از حدیث پیامبر اکرم (ص) بدین شرح آمده است ارحموا من فی الارض یرحمهم من فی السماء قال النبی عن الله تعالی. کلمه یرحمهم در این کتیبه می بایستی یرحمکم باشد و اشتباها به این صورت نوشته شده است و در طبقه دوم ایوان در یک دایره جمله اللهم اشفنا بشفائک و داونا بداوئک نوشته شده و روی دیوار، آیه کل من علیها فان با رنگ قرمز روی گچ چند بار تکرار شده است.

ایوان شمال غربی

روی دیوار جانبی بیرون ایوان، کلمه علی در لوزیهای متعددی آمده که در هر لوزی این کلمه چهار بار تکرار شده است و بر روی دیوار جانبی داخل ایوان کلمه محمد در لوزیهای متعددی به صورت چهار بار تکرار شده است، این تزئینات متعلق به دوره اول گنبد است. (تصویر ۱۲ و ۱۳) در حاشیه قوس طبقه دوم ایوان و با رنگ روی گچ جمله الملک الله چندین بار تکرار شده است، در قوس طبقه اول ایوان دو مستطیل دیده می شود که درون هر یک از آنها یک گل شانزده پر دیده می شود، حاشیه این مستطیل با جمله سلطان محمد اولجایتو که چندین بار تکرار شده، تزئین گشته است. گلهای داخل مستطیل قوس با ستاره شانزده پر تزئین شده که اضلاع آن ستاره با شانزده کلمه محمد به خط کوفی و شانزده علی به خط ثلث تزئین شده است. حاشیه این گلها، بر عکس گلهای ایوان جنوب غربی فاقد کلمات ابوبکر، عمر، عثمان، علی، حسن، حسین می باشد. جمله سلطان محمد اولجایتوک در طبقه دوم ایوان با رنگ روی گچ نیز دیده می شود.

ایوان غربی

نوشته های دوره دوم این ایوان مانند نوشته های ایوان جنوب شرقی می باشد، در حاشیه ایوان که از پایین شروع و بطرف بالا ادامه پیدا می کند کتیبه مربوط به تاج الدین علیشاه قرار دارد، این کتیبه در کلیه ایوانها نوشته شده بود که اکنون قسمتهایی از آن در ایوانهای جنوب شرقی، شمالی، شمالی غربی، غربی، جنوب غربی دیده می شود، شرئع این کتیبه با جمله ان من عنایه الله تعالی و کمال الطافه التی افاضها می باشد در قسمت بالای قوس جملات الدستور الکرم المفخم مشاهده می شود و بعد از چند کلمه جمله تاج الحق و المله و الدین علیشاه دیده می شود، در آخر این کتیبه جملات ادام الله نصره و … بالعدل و الاحسان … آمده است.

اگر رنگهای این کتیبه یا قسمتهایی از همان کتیبه در ایوانهای مختلف تثبیت شود کل اشکالات مربوط به دوره دوم تزئینات بطور کامل برطرف خواهد شد.

ایوان جنوبی غربی

در این ایوان تزئینات دوره دوم دیده می شود که نوشته های آن مانند ایوان جنوب شرقی می باشد.

 

کتیبه های تربت خانه

تربت خانه به محلی اطلاق می شود که قبر سلطان محمد اولجایتو در آن جای داشته است، در این محل دور تا دور داخل تربت خانه کتیبه ای گچبری شده و در دو خط مختلف (کوفی و ثلث) دیده می شود. کتیبه ای که به خط کوفی است بر روی انتهای حروف کتیبه ثلث قرار دارد، در این کتیبه احادیثی از حضرت علی (ع) نقل شده که به علت فروریختن قسمت اعظم گچبریها، متن آن مشخص نیست اما کتیبه ثلث آیاتی از سوره الملک می باشد که از قسمت چپ محراب شروع و به علت فرو ریختن گچبریها مشخص نیست که آیا آن سوره بطور کامل نوشته شد یا خیر.

متن باقیمانده آیات این سوره چنین است:

… العزیز الغفور الذ …

… بئس المصیر اذا القو فیها سمعوا لها شهیقا و هی تفور تکاد تمیز من الغیظ کلما القی فیها فوج سالهم خزنتها الم یا تکم نذیر قالوا بلی قد جاء نا نذیر فکذبنا و قلنا ما نزل الله من شیء ان انتم الا فی ضلال…

در داخل تربت خانه تعداد زیادی کتیبه موجود است که همگی به جز یک کتیبه، متعلق به تزئینات دوره دوم گنبد است، در میان این کتیبه ها یک سنگ دارای کتیبه متعلق به دوره صفویه دیده می شود، کتیبه مذکور تسوط شخصی به نام محمد معصوم النامی در سال ۱۰۱۲ هجری قمری ایجاد شده است، شخص مذکور در آن سال از هندوستان به رسالت نزد شاه عباس آمده و در حین عبور از سلطانیه به سوی اصفهان کتیبه مذکور در آن گنبد حجاری کرده است، متن این کتیبه که شامل رباعی و نام آن مشخص و سال رسیدن به سلطانیه چنین است:

دیدم جغدی نشسته در صبح بگاه

بر کنگره مقبره شروان شاه

فریاد کنان ز روی عبرت می گفت

کو آن همه حشمت و کجا آن همه جاه

به تاریخ ۱۰۱۲ که نزد شاه اقلیم گیر شاه عباس از هند به رسالت آمده بود اینجا رسید قایله و راقمه محمد معصوم الترمذی ابا و السبزواری اما و البکری موطنا و النامی تخلصا.

کتیبه های دوره دوم گنبد که از جای اصلی خود برداشته شده و در تربتخانه موجود است عبارت از:

۱- مهمترین کتیبه که نام سلطان محمد روی آن آمده است و ثابت می کند که تزئینات دوره دوم گنبد در زمان حیات سلطان محمد اولجایتو انجام گرفته است. متاسفانه قسمتهایی از این کتیبه ریخته و از بین رفته است، متن آنچه که از این کتیبه خواناست به شرح زیر است:

… الاسلام و المسلمین محمد مدالله ظله و نصر نجله …

۲- یک قطعه گچ که روی آن تاریخ ۷۲۰ با عدد چنین است:

سنه ۷۲۰

۳- یک تکه گچ که روی آن قسمتی از سوره الفتح آمده است (این تکه گچ مربوط به ردیف اول دور تا دور داخل گنبد می باشد).

۴- یک قطعه گچ یا کتیبه دو خط (کوفی و ثلث) که متن کتیبه کوفی قال علی بن ابی طالب کرم الله وجهه.

۵- قسمتی از قوس گچی از ایوانها که روی آن جمله الملک الله چندین بار تکرار شده است. (تصویر ۱۴) / ۶

به غیر از تربتخانه در داخل گنبد کتیبه هایی زیاد به چشم می خورد که به غیر کتیبه های هشت ایوان، ۴ ردیف کتیبه دور تا دور گنبد که همگی متعلق به دوره دوم تزئینات است، دیده می شود.

ردیف اول

در قسمت پایین سوره الفتح به خط ثلث نوشته شده است، قسمت اعظم این کتیبه را از جای خود برداشته اند و در یک انبار داخل جعبه های چوبی قرار داده اند. لازم به یادآوری است که اگر این کتیبه در داخل ایوانها روی قسمت ورودی قرار گرفته، به صورت باریک در می آید.

ردیف دوم

در حد فاصل طبقه اول و دوم هر ایوان نوشته ای روی گچ دیده می شود که این نوشته از ایوان غربی شروع و دنباله آن در بقیه ایوانها بوده است، کتیبه های پنج ایوان (حد فاصل طبقه اول و دوم هر ایوان) اکنون موجود نیست و قسمت زیادی از کتیبه سه ایوان باقیمانده از بین رفته است، متن این کتیبه ها چنین است:

در حد فاصل طبقه اول و دوم ایوان غربی:

اللهم اید دوله السلطان … العالم

در حد فاصل طبقه اول و دوم ایوان جنوب غربی:

مولی خواقین العرب و العجم … علاء الدنیا الدین

اما از کتیبه ایوان جنوب شرقی چیزی مشخص نیست.

ردیف سوم

در قسمت بالای ایوانها و دور تا دور گنبد آیات سوره الانبیاء به خط محقق آمده که قسمت اعظم آن به مرور زمان سفید گشته است. متن باقیمانده این آیات چنین است:

و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر … و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین … انما یوحی الی انما الهکم … قل ربی …

ردیف چهارم

کتیبه ردیف چهارم در نهایی ترین قسمت بالای گنبد قرار دارد که بوسیله رنگ سبز روی نوشته شده و قسمت اعظم آن به مرور زمان سفید شده و قابل تشخیص نیست و فقط یک قسمت که توسط کارشناسان بازسازی شده واضح است در آن قسمت از آیه (۱۲۷) سوره البقره به خط معقد دیه می شود متن آن قسمت از این آیه که مشخص است چنین است:

… هیم القواعد فی البیت و اسمعیل ربنا تقبل منا انک.

بالای ردیف چهارم یک کاشی با کلمه «الله» از تزئینات اصلی دیده می شود.

در بیرون گنبد سلطانیه چند کتیبه، در سه محل به شرح ذیل به چشم می خورد: کتیبه اول بر روی سر در شرقی گنبد آمده که در حال حاضر این ورودی به وسیله آجر بسته شده است، کتیبه مزبور شامل دروازه مثلث کوچک و سه مثلث بزرگ به اضافه دو گوشه پایین کتیبه می باشد. در این سر در با خط کوفی بنایی با کاشی و آجر نوشته هایی آمده که بدین صورت که هر یک از مثلث های کوچک، متشکل از سه کلمه محمد در سه ضلع و سه کلمه علی در یک شش ضلعی می باشد. (تصویر ۱۵) ۷

در سه مثلث بزرگ جملات زیر آمده است:

مثلت اول: لا اله الاالله الواحد مثلث دوم: محمد رسول الله الصادق

مثلث سوم: علی ولی الله وصی رسول الله (تصویر ۱۶) ۷

در دو گوشه این کتیبه تاریخ آن دیده می شود که نصف تاریخ در سمت راست و نصف دیگر در سمت چپ کتیبه است، متاسفانه قسمت چپ کتیبه که در آن باید کلمه وسبع مائه باشد از بین رفته است و احتمالا این نوشته به شکل (طرح ۶) باشد، اما در سمت راست دو عدد اول تاریخ که عبارت است از فی سنه عشر به چشم می خورد، تزئینات این سردر در سال ۷۱۰ هجری قمری پایان یافته است.