چکیده :

پژوهش حاضر با هدف بررسی شیوع رفتارهای پر خطر( سیگار و قلیان کشیدن ، مصرف مواد مخدر و شادی آور ،الکل ، خطر پذیری جنسی وخشونت درگیری و….) در دبیرستان های دوره دوم پسرو دخترناحیه ٍ شیراز صورت گرفته و فرض براین قرار گرقته که بین محیط مدارس و ویژگی های زمینه فردی و اجتماعی با خطر پذیری رابطه وجود دارد .بنابراین از مقیاس های معتبر و هنجار شده در کشورمان ایران از پرسشنامه خطر پذیری نوجوانان در محیط خانواده گی و جامعه ومدارس و دموگرافیک برای سنجش متغیرها استفاده شده است .با انتخاب ًٌٍدانش اموز دبیرستانی نوبت دوم پسرو دختر(پایه دوم وسوم رشته ریاضی) با روش نمونه گیری تصادفی مناسب با حجم فرضیه های فوق آزمون گردید .

کلمات کلیدی : رفتارها پر خطر ، خطر پذیری ، مواد مخدر وشادی آور ، خطر پذیری جنسی ، خشونت

مقدمه :

نوجوانی بر اساس تعریف سازمان بهداشت جهانی شامل گروه سنی ٌُ-ًٌ سال است که دوره گذر از کودکی به بلوغ به شمار می رود . متوسط سن بلوغ جسمی وجنسی دختران وپسران است .اینگذر دارای ابعاد زیست شناختی ، روان شناختی ، اجتماعی وعاطفی است که نوجوانان در معرض استرس ها ی فراوانی قرار می گیرند (صادقی ،گیلانی ، ٌَََ)دوران نوجوانی وجوانی دوران حساس وسرنوشت ساز وتعیین کننده شخصیت فرد است . سن متوسط دستیابی به استقلال ، خود کفایی وشکل گیری هویت فرد است . . نوجوانی بهترین وحساس ترین دوره عمر انسان به حساب می آید .در همین دوره است که انسان می تواند سرنوشت خویش را رقم بزند وافق آینده خود را روشن ودرخشان ویا آن را تیره وتار سازد . اگر با دید دقیق تمام مراحل زندگی هر انسان را بررسی کنیم ، می بینیم که نوجوانی یکی از سخت ترین ، پر تلاتم ترین وپر فشارترین ودر عین حال شیرین ترین زندگی هر انسانی است ، چرا که در این مرحله است که فرد برای اولین بار با مسائل ورفتارها وفرضیه هایی در ذهن آشنا می شود که شاید در هیچ یک از مراحل قبل وبعد از این دوره با آنها آشنا نبوده است (احدی ،جمهیری ٌََْ).در واقع قالب وجودی انسان در این دوره شکل می گیرد وآینده اوهم بر همین اساس رقم می خورد . درک خطر پذیری در بین نوجوانان وجوانان به عنوان اقتضای قابل انتظار این دوره سنی ونه به عنوان رفتارهای انحرافی ومجرمانه ، امکان شناخت وپیشگیری ازبروز جرم را در نوجوانا ن واقع بینانه تر وعملی تر می سازد (علیزاده،ٌَََ) از آنجا که برای نوجوان یک الگوی دقیق ،روشن وهمه جانبه برای رفتار مناسب تعریف نشده است ، او به سبک وسنگین کردن رفتارها

،آزمایش نقش ها ،ابراز تمایزاز بزرگسالان ودر برخی موارد نادیده گرفتن قواعد دست می زند(شفرز، ًًٍُ) وسرانجام این رشد نقش ها با انجام رفتارهای پر خطر همراه می شود .در این دوران شهوت وناپختگی عقلی بر شخص سایه می افکند ؛ از این رودر این دوره نوجوانی و جوانی اغلب با خطر پذیری هم معنی شده و فرد به عنوان موجودی خطر پذیر تعریف می شود .

خطر پذیری به رفتارهایی اطلاق می شود که احتمال نتایج منفی و مخرب جسمی ، روانی و اجتماعی را برای فرد افزایش دهد ( کارگرگ ، گرور ،ًًٍَ) درک خطرپذیری نوجوان وتاکید بر آن به عنوان اقتضای قابل انتظار این دوره سنی ونه به عنوان رفتاری انحرافی ومجرمانه ، امکان شناخت وپیشگیری از فرایند جرم پذیری را در نوجوانان واقع بینانه تر می سازد . به عبارت دیگر پیش از آن که مراکز قانونی مستقیما بر نوجوانان مجرم وعلائم جرم ومجازات های حقوقی تاکید کنند ، باید تغییرات احساسی وفیزیکی و شرایط اجتماعی و خانوادگی آن ها را در گرایش به خطر پذیری در نظر بگیرند ، چرا که وقوع وگسترش جرم در دوره های جوانی ونوجوانی از ارتکاب به رفتارهای پر خطر در دوره های راهنمایی ودبیرستان آغازمی شود.

سوال مهم این است که چرا اکثر نوجوانان رشد سالمی دارند، اما عده ای از آنان درگیر رفتارهای مخاطره آمیز برای سلامتی شان می شوند؟ سازمان بهداشت جهانی در پاسخ به این سوال معتقد است که عوامل خطرساز و محافظت کننده مشخص می توانند اختلافات در رفتارهای نوجوانان را حتی با در نظر گرفتن وضعیت اقتصادی- اجتماعی، جنس و اختلافات نژادی توضیح دهند. می توان انتظار داشت که با افزایش تعداد عوامل خطرسازی که نوجوان در معرض آنها قرار می گیرد، احتمال وقوع مشکلات رفتاری افزایش یابد و مشابها“ انتظار می رود که افزایش عوامل محافظت کننده با درگیری کمتر در مشکلات رفتاری همراه باشد(سلطانی ،ٌََُ)

تحلیل عوامل خطرساز و محافظت کننده ابزار قدرتمندی برای درک رفتارهای منفی و مثبت نوجوانان و کمک به طراحی برنامه های موفق پیشگیرانه برای آنان می باشند . عوامل فوق می توانند در پنج سطح فرد، خانواده، همسالان، مدرسه و جامعه مورد بررسی قرار گیرند.تاکنون در کشور ما تحقیق جامعی در زمینه هر دو عوامل خطرساز و محافظت کننده در پنج سطح مورد نظر انجام نشده است و بنظر می رسد تحقیقات کمی و کیفی نیز تاکنون به تنهایی و بدون همراهی با یکدیگر نتوانسته اند بخوبی منجر به مداخلات موثری در راستای پیشگیری و تعدیل رفتارهای پر خطر نوجوانان شوند، ، لذا مطالعه حاضر با هدف مطالعه عوامل خطرساز و محافظت کننده مرتبط با رفتارهای پرخطر نوجوانان با استفاده از یک رویکرد ترکیبی طراحی گردیده است.

اهداف طرح:

در ایران به عنوان الگوی ساخت جمعیتی جوان که حجم عظیمی از افراد جامعه را قشر نوجوان وجوان تشکیل می دهد وبه همان نسبت دشواری ها وچالش های جامعه را مسائل این قشر عظیم تشکیل می دهد . اگرچه بزرگسالان نیز رفتارهای پر خطر را تجربه می کنند اما نوجوانان آن ها را بیشتر انجام می دهند . بطوریکه انجام این رفتارها از ابتدای نوجوانی تا میانه آن افزایش می یابد ودر اواخر نوجوانی شدیدا افت می کند ( گنز، بلایت، لستر و گاورس ،ًٌُُ)

روش:

مطالعه حاضر یک تحقیق کمی میباشد که با هدف تبیین نظرات و دیدگاههای دانش آموزان دختر و پسر پایه دوم وسوم دوره دوم متوسطه در رشته ریاضی شهر شیراز ناحیه ٍدر زمینه شایعترین رفتارهای پرخطر در این گروه سنی و عوامل خانوادگی مؤثر بر آن انجام گرفته است. تحقیقات کیفی یک روش منظم بررسی می باشند که اطلاعات به صورت شرح و توصیف پدیدهها ارائه میشوند (نمازی، ٌٍََ)، و هدف پژوهشگر بررسی کیفیت پدیده مورد مطالعه است نه کمیت آن (جوکار، ٌٌََ).

دادهها در این مطالعه از طریق گروه متمرکز ٌ جمع آوری گردید، بدین صورت که اطلاعات از طریق برگزاری جلسات بحث گروهی متمرکز شروع به جمع آوری شد و تا اشباع دادهها ادامه یافت، به صورتی که در نهایت طی َ جلسه بحث گروهی ٍ ساعته (ُ جلسه برای دختران و ُ جلسه برای پسران) این اطمینان حاصل گردید که به اشباع دادهها دست یافته شده است، کما اینکه در بسیاری از منابع نیز ذکر گردیده است که حدود َ یا ُ جلسه بحث گروهی برای هر گروه از شرکتکنندگان مناسب و کافی میباشد.

تعداد نمونهها در این مطالعهًٌٍنفر (ًّ دختر و ًّ پسر) و به صورت نمونهگیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. نمونهها بر اساس تشخیص مشاوران شاغل در مدارس منتخب از بین دانش آموزانی که تلقی میشد در رابطه با موضوع تحقیق آگاهی داشته، قدرت بیان و برقراری ارتباط مناسب در جلسات بحث گروهی را دارا بوده و تمایل به شرکت در مطالعه داشته باشند، انتخاب گردیدند. راهنمای بحث گروهی نیز شامل تعدادی از سؤالات باز در رابطه با رایجترین رفتارهای پرخطر در نوجوانان و عوامل خانوادگی مؤثر بر آن بود .

در ابتدا ُ دبیرستان به صورت تصادفی انتخاب گردید و معرفی نامه پژوهشی به مدیر آموزشگاه ارائه و با هماهنگی و همکاری کارشناس مشاور مدرسه پس از انتخاب دانش آموزان، دعوت نامه ای جهت شرکت در بحث گروهی به آنان داده شد، اجرا گردید. لازم به ذکر است که هر گروه به طور جداگانه مورد مصاحبه قرار گرفت. در جلسات مصاحبه ٍ نفر (یکی از پژوهشگران اصلی طرح به همراه یک نفر مشاور که از همکاران اجرایی طرح بودند در جلسات حضور داشتند که پژوهشگر اصلی، همزمان جریان بحث را هدایت و نکات کلیدی مطرح شده توسط گروه را نیز یادداشت میکرد و نفر دوم، کلمه به کلمه و جزء به جزء از صحبتهای ذکر شده یادداشت برداری میکرد.

در رابطه با نقش عوامل خانوادگی در بروز یا پیشگیری از رفتارهای پرخطر در نوجوانان، اکثریت آنان به »فضای روانی موجود در خانواده« اشاره نمودند، به عبارتی کمبودها و خلأهای عاطفی نوجوانان در خانواده و میزان و نحوه ابراز محبت نسبت به آنان و همچنین عدم تأمین امنیت و آرامش نوجوان در این محیط از مسائل مهم در بروز رفتارهای پرخطر در آنان می باشد، به طور مثال: یک دختر دانش آموز: »کسی که محبت نمیبینه، کسی که راست یا دروغ بهش محبت کنه جذبش می شه« و یا یکی دیگر از دانش آموزان دختر: »ممکنه نوجوانی از نظر رفاهی تامین باشه ولی به دلیل کمبود محبت و اینکه از بچگی، پدر و مادر را دوست خودش نمیدونه، میتونه به سمت این رفتارها کشیده بشه« و یا یک پسر دانش آموز: »وقتی پدر و مادر ها زیاد با هم دعوا میکنن، هر کس به کار خودش باشه و پدر و مادر از بچههای خود و احوال هم باخبر نباشن، هر کدوم از اعضای خانواده به سراغ یک پناهگاه و سنگ صبوری میره که بعضی وقتها اون مواد مخدره.«

در رابطه با »روش فرزندپروری والدین«، »نحوه کنترل و نظارت بر نوجوان از نظر میزان سختگیریها و نحوه مواجهه آنان با اشتباهات و خطاهای وی« ذکر شده توسط اکثریت مشارکتکنندگان در بحثهای گروهی بودند. در این رابطه نمونههای پژوهش به سختگیریهای بیش از حد و یا آزادی دادنهای غیرمنطقی و زیاد به فرزندان اشاره داشتند، به طور مثال، یکی از دختران دانش آموز: »آزادی دادن بیش از حد به دخترها بعد از دوره پیشدانشگاهی و یا برای پسرها از دوره بلوغ به بعد، باعث این رفتارها میتونه بشه، تا یه سنی بچهها کنترل می شن ولی از دوره راهنمایی به بعد، کنترل پدر و مادرها کم می شه و این بچهها الگوی بدی برای سایر بچهها هستند

در رابطه با این سؤال که »چرا در حال حاضر برخی از والدین با فرزندان خود ارتباط خوبی برقرار نمیکنند؟« اکثر نمونههای پژوهش با این امر موافق بودند که: »به دلیل مشغلههای کاری آنان است که فشار عصبی دارند و با فرزند خود خشونت آمیز رفتار میکنند، همچنین وقتی چندین بار تذکر می دهند و می بینند که نوجوانها به حرف آن ها توجهی نکرده و قبول نکرده اند، آن وقت عصبانی میشوند و بد برخورد میکنند«، از سویی دیگر در رابطه با این سؤال که برای بهبود روابط بین والدین و فرزندان جهت پیشگیری از رفتارهای پرخطر در نوجوانان، آیا باید والدین خود را تغییر دهند یا نوجوانان؟ که اکثریت نمونههای پژوهش با این امر موافق بودند که در درجه اول والدین باید تغییر کنند، البته بچهها نیز باید راهنمایی شوند تا از عقل خود استفاده کنند و خیلی احساساتی نباشند و به این درک برسند که نباید رفتارهای پرخطر را انجام دهند.

از نظر اکثریت نمونههای پژوهش، »داشتن روش تربیتی درست از طرف والدین (نظیر راهنمایی نوجوان به صورت متقاعد کردن و نه اعمال زور و خشونت) و همچنین جو خانوادگی صمیمی و عاطفیتر و داشتن روابط دوستانه با فرزندان به صورتی که فرزند، پدر و مادر خود را بهترین دوستخود بداند، و همچنین به آنها آموزش داده شود که چگونه با فرزند خود ارتباط برقرار کنند«، میتواند در پیشگیری از رفتارهای پرخطر مؤثر باشد، به طور مثال، از سوی یکی از دانش آموزان دختر مطرح شد: »پدر و مادر از طریق گفتن خاطره از دوران نوجوونی و جوونی خودشان ارتباط خوبی رو بین خود و فرزندان شان به وجود بیارن« (که البته در این مورد برخی از دانش آموزان دیگر مطرح کردند که صمیمیت افراطی هم خوب نیست و موافق بودند برای »آتو نگرفتن« بچهها از خاطرات گذشته والدین، آنها کارها و جنبههای مثبت رفتاری خود را بازگو کنند، به عبارتی »بیان تجارب مثبت والدین در زمینه چگونگی مواجهه موفقیت آمیز خود با مشکلات و دوری از رفتارهای پرخطر(«