بررسی طرح سپر دفاع موشکی آمریکا

نگاهی به تاریخچه طرح های موشکی آمریکا
نایک زئوس: Nike –Zeus
طرح های دفاعه ضد موشکی آمریکابرای بازار دهة ۱۹۵۰ و در دوران ریاستجمهوری آیزنها و رئیس جمهور پیشین این کشور آغاز شد. در آن زمان طرح دفاع ضدموشکی آمریکا به «نایک زئوس» شهرت داشت.

جنگ ستارگان Star war
پس از آن رونالد ریگان رئیس جمهور اسبق آمریکا در سال ۱۹۸۳ طرح جدیدی را تحت عنوان جنگ ستارگان یا ابتکار دفاع استراتژیک در زمینة بوجود آوردن یک سامانة دفاع ضدموشکی مطرح کرد.

ریگان در ژانویة ۱۹۸۴ دستور داد تا مرحلة تحقیقاتی و عملیاتی دفاع موشکهای بالستیک مستقر در فضا اجرا شود. بر اساس این طرح لازم بود ماهواره های متعددی از فضای خارج جو، زمین را در برابر حملات موشکی مورد حمایت قرار دهند البته این طرح به مرحلة اجرا در نیامد ولی تلقی عمومی چنین بود که این پروژه به عنوان یک حربة تبلیغاتی جدید برای کسب امتیازاتی از شوروی در مذاکرات خلع سلاح ژنو مطرح شده بود و کارشناسان هم بر این باور بودند که گرچه طرح ریگان هرگز عملی نشد ولی درتضعیف روحیه و فرسایش توان مادی اتحاد جماهیر شوروی سابق که ابزار و امکانات علمی و مالی لازم برای چنین رقابتی را نداشت بسیار مؤثر بود.

سیستم دفاع در برابر حملات محدود
جورج بوش پدر به عنوان جانشینی برای ریگان طرح واقع بینانه تری را در این خصوص دنبال کرد وی طرح خود را سیستم دفاع در برابر حملات محدود نامید ولی این طرح هم به اجرا در نیامد . جورج بوش به دنبال اجرای طرح دفاع ضد موشکی در دریا و زمین بود.
دفاع ملی موشکی National missiledeferce

کلینتون هم به دنبال رؤسای جمهور پیشین آمریکا طرح خود را دفاع ملی موشکی نامید . بر اساس این طرح زنجیره ای از صدها موشک رهگیر در زمین مستقر می شوند و به کمک شبکه هشدار دهنده ای متشکل از رادارها و ماهواره ها مانع نفوذ موشکهای بالستیک دشمن می شوند.
این طرح کلینتون به رغم اینکه از سوی برخی کارشناسان نظامی آمریکا عملی و واقعگیرانه توصیف شده بود در آزمایش های اولیه با شکست مواجه شد و کلینتون در سال ۲۰۰۰ میلادی این طرح را به حال تعلیق در آورد و ادامة آن را به جانشین خود واگذاشت.

در این طرح از تمامی امکانات فنی مستقر در زمین ، دریا و فضا برای رهگیری موشکهای بالستیک طرف مقابل قبل از رسیدن به فضای آمریکا رهگیری و نابود شود.
این طرح پس ازعبور از مراحل متعدد و تغییر نامهای گوناگون طی نیم قرن گذشته، در زمان کلینتون ۳ بار مورد آزمایش قرار گرفت که در ۲ آزمایش با شکست مواجه شد.
اولین آزمایش اواخر سال ۱۹۹۹، دومین آزمایش اواسط ژانویة ۲۰۰۰ و سومین آزمایش نیز در هفتم ژوئیه ۲۰۰۰ انجام شد که پس از آن این طرح تا زمان جوج بوش پسر به تعلیق درآمد.
به گفته مقامات پنتاگون در این طرح مشخصاً پیش بینی شده بود که یکصد موشک رهگیر در آلاسکا مستقر شوند تا با ورود موشکهای بالستیک دشمن به فضای آمریکاع رهگیری و در خارج از جو زمین نابود شوند.

بر اساس این طرح ، علاوه بر استفاده از ماهواره ها ، موشکهای رهگیر مستقر در آلاسکا ، گرینلند و انگلستان از رادارهای موسوم به رادارهای باند ایکس و یکصد رادار رهگیر مستقر در داکوتای شمالی نیز استفاده می شد.
برای این طرح ۶۰ میلیارد دلار هزینه پیش بینی شده بود. در این طرح موشکهای شلیک شده از سوی یکی از کشورهای جهان ابتدا توسط یکی از مجموعه ماهواره های اطراف زمین شناسایی و به مرکز اطلاعات هشدار داده می شود پس از ان میسر موشک بلافاصله توسط شبکه ای از رادارهای هشدار دهنده تعیین می گردد . تمامی اطلاعات دریافتی از ماهواره ها و شبکه های راداری در خصوص این موشک ومسیر حرکت آن به رایانه ای در کلورادو مخابره می گردد.

بر اساس طرح های تئوریک این رایانه که وظیفة مقابله با این موشک را دارد، اطلاعات دریافتی را به شبکه ای از رادارهای باند ایکس مخابره می کند. این رادار وظیفه دارد تا زمان حقیقی و مسیر واقعی موشک را به رایانة دومی که وظیفه شلیک موشک ضد موشک را بر عهده دارد منتقل می کند.
این رایانه به موشک ماورای جو extra-atmospheric مجهز است که می تواند پس از پرتاب به سرعتی معادل ۲۴ هزار کیلومتر در ساعت برسد . این موشک علاوه بر بهره مندی از اطلاعاتی که از رایانه ها و رادارها دریافت می کندخودنیز به یک رهگیر، تجهیزات مادون قرمز و یک تلسکوپ مجهز است و به این ترتیب بر اساس داده های تئوریک باید بتواند موشک دشمن را ردیابی و هدف قرار دهد.
در مورد طرح سپر دفاع موشکی:

شاید بتوان تصمیم سران سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (NATO) در دهم ژانویه ۱۹۹۴ میلادی برای ایجاد یک پیمان نظامی فرعی با نام طرح مشارکت برای صلح ناتو را اولین تهاجم عملی و واقعی برای تصرف سرزمین های به جا مانده از پیمان ورشو و به عبارتی چرخش بسوی اروپای شرقی بدانیم.
مقام های مسکو تحت تاثیر امواج ناشی از فروپاشی اتحاد شوروی در اقدامی عجولانه در ابتدا ب عضویت این طرح درآمدند ولی با گذشت زمان خود را پیشروی نیروهای ناتو بسوی مریزهای روسیه مواجه دیدند.

با عضویت رسمی جمهوری چک، مجارستان و لهستان درپیمان ناتو در سال ۱۹۹۹، ناتو گامی دیگری را برای جذب اعضای پیشین پیمان ورشو و تسلط بر افق های به جا مانده از حریف پیشین برداشت.
این اقدام ناتو در آن زمان با مخالفت شدید روسیه مواجه شد: زیرا نه تنها سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (NATO) با این اقدام بر سه کشور پیشین بلوک شرق تسلط یافت ، بلکه نیروهای این سازمان تقریباً در ۵۰۰ کیلومتری مرزهای روسیه قرار گرفتند.

سران ۱۹ کشور عضو NATO در اجلاس پراگ در ۲۱ نوامبر ۲۰۰۲ بطور رسمی از هفت کشور دیگر بلوک شرق پیشین برای عضویت در ناتو دعوت کردند . بلغارستان ، رومانی ، اسلوواکی ، اسلوونی ، استونی، لتونی و لیتوانی کشورهایی بودند که از آنان برای عضویت در ناتو دعوت شد.
این کشورها در مراسمی در ابتدای سال ۲۰۰۴ میلادی بطور کامل به عضویت کامل ناتو پذیرفته شدند.

استونی، لتونی و لیتوانی از جمله جمهوری های اتحاد شوروی سابق محسوب می شوند و الحاق آنها به ناتو به معنای آن است که سربازان ناتو به مرزهای دریای سیاه و دریای بالتیک رسیده و در ۴۰۰ کیلومتری مسکو مستقر شدند یکی از نگرانی های مقامات و کارشناسان نظامی روسیه از این بابت است ک استقرار سپر موشکی آمرکیا در چک و لهستان با توجه به پتانسیل های پیش بینی شده بتواند در هماهنگی با تجهیزات دفاع موشکی اروپا شبکه ای بوجود آورد ه قابلیت رهگیری و هدف قرار دادن صدهاموشک استراتژیک را بطور همزمان داشته باشد. این وضعیت از نظر کارشناسان روسی به معنیا آن است که سلاح های استراتژیک روسیه بطور جدی مورد تهدید قرار میگیرند و کارایی خود را از دست می دهند.
در واقع از نظر علمی توانایی رادارها برای رهگیری تعداد زیادی هدف آن هم بطو رهمزمان به اندازه آنتن ها و قدرت انتشار امواج آن بستگی دارد.

در حال حاضر اندازة‌موثر و مفید آنتن ها و قدرت رادارها با امواج ایکس به تعدادی از واحدهای فرستنده و گیرنده ای بستگی دارد که بر سطح آنتن رادار نصب می شود. بر اساس رادارهای متداول حدود ۲۰ هزارواحد فرستنده و گیرندة کوچک بر سطح آنتن راداری با مساحت ۱۰۰ تا ۱۲۰ متر مربع نصب می شود که هر یک بین ۲ تا ۳ وات قدرت انتشار امواج را دارد.
تاکنون در شرایط ایده آل حداکثر واحد فرستنده و گیرنده ای که بر سطح آنتنی با مساحت ۱۲۰ متر مربع نصب شده حدود ۳۰۰ هزار واحد بوده است. واضح است که افزایش تعداد واحدهای فرستنده و گیرنده که بر سطح آنتن نصب می شود در کارایی رادار برای رهگیری همزمان اهداف متعدد مؤثر است : لذا چنانچه واحدهای فرستنده و گیرنده نصب شده بر سطح آنتن رادار ۱۷ برابر شود قدرت انتشار امواج آن نیز افزایش می یابد. بر اساس محاسبات علمی با ۱۷ براب شدن تعداد واحدهای فرستنده و گیرنده بر روی صفحة رادار، قدرت رهگیری آن تا حدود ۳۰۰ برابر (۲۸۹=۱۷ *۱۷) رادارهای متداول کنونی افزایش می یابد.

در واقع کارشناسان نظامی روسیه نگران آن هستند که با ایجاد چنین سامانه ای رادارهای امواج ایکس ۳۰۰ برابر سریعتر از موشکهای استراتژیک روسیه قدرت مانور داشته باشد.
نگرشی کوتاه بر روند شکل گیری طرح دفاعی موشکی در آمریکا
در سال ۱۹۹۸ یک کمیتة‌۲ حزبی ۹ نفره از کنگرة آمریکا مأمور تهیة لیست تهدیدات امنیتی علیه آمریکا در قرن ۲۱ شد.
۱- جنگهای اطلاعاتی

۲- حملات کامپیوتری به سیستمهای حیاتی
۳- تهدیدات موشکی از جانب کشورهای باغی
۴- گسترش تسلیحات کشتار جمعی در سراسر جهان

در ۸ و ۹ ژوئن ۲۰۰۰ با حضور ۱۰۰ نفر از صاحبنظرانی نظامی آمریکا کنفرانسی توسط دانشگاه جنگ ارتش آمریکا و مدیریت موشکی و فضایی این کشور در کالیفرنیا برگزار شد و تأکید شدکه بسیاری از کشورهای مخالف آمریکا ماند کرة شمالی – چین، روسیه و ایران و ۴۰ کشور دیگر دارای تکنولوژی حساس موشکی شده اند که می تواند منافع آمریکا را تهدید کند. این نکته مطرح شد که به عنوان مثال صدام در زمان جنگ کویت می توانست لندن و پاریس و اهداف قرار دهد.
نتایج این کنفرانس مبنای برای طراحی برنامة دفاع موشکی آمریکا قرار گرفت و حوادث ۱۱ سپتامبر باعث تسریع آن شد بودجة این برنامه برای ۵ سال مالی ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۷ بیش از ۱۶۵ میلیارد دلار است.

این برنامه مجریان متفاوتی دارد که برخی از آنها عبارتند از:
۱- شرکت بوئینگ مجری بخش پایه – زمین
۲- شرکت نورتروپ گرومای مجری ساخت سیستم های کنترل نبرد و ارتباطات
۳- شرکت ریتئون مجری ساخت سیستم های نابود کنندة هواپیماهای رهگیر
۴- شرکت لوکهید مارتین و شرکت مجری ساخت پرتاب کننده های موشکی

البته آمریکا خواستار شرکت متحدانی مثل بریتانیا و استرالیا در این طرح است که بیشتر در زمینة‌استفاده از مراکی ردیابی ماهواره ای میباشد.
گرچه واشنگتن و برخی متحدان این کشور تهدیدات دیگری از جمع ایران را عامل اصلی ایجاد چنین سامانه ای می دانند ولی بررسی عوامل دیگر نقش آفرین نشان می دهد که واشنگتن دارای یک نوع دوگانگی رفتار است – کاخ سفید طی هفت دهة گذشته همواره با ارائه طرح های مختلف درصدد بوده است تا ضمن ایجاد یک چتر حفاظتی در اطراف خود بتواند با به کارگیری سامانه هایی ، سلاح‌های بالستیک و استراتژیک قدرت هیا دیگری از جمله چین را به حالت انفعال در بیاورد و امکان تهاجم و یا حتی بازدارندگی را از آنان سلب کند. ضمن اینکه با استقرار سامانة ضد موشکی در جمهوری چک و لهستان واشنگتن به راحتی می تواند کشورهای خاور دور بویژه چین را به انفعال بکشاند.

از دید کارشناسان در معادلات سیاسی و نظامی حاکم بر اروپای شرقی ، خاورمیانه و خاور دور متغیرهای آشکار و پنهانی وجود دارد که واشنگتن و قطعاً حاضر به بازگوئی همة آنها نیست ولی مطمئناً کنترل روسیه و چین به عنوان دو کانون سیاسی و نظامی و اقتصادی جایگاه ویژه ای در راهبردهای کاخ سفید دارد.