چکیده تحقیق
بی سوادی یکی از مسائل عمده اکثر کشورهای جهان سوم است که ریشه و اساس بسیاری از مسائل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را تشکیل می دهد.

بررسی های اخیر سازمان یونسکو و بسیاری از سازمانهایی که در ارتباط با سوادآموزی یا آموزش بزرگسالان در کشورهای مختلف فعالیت می کنند نشان می دهد که این مسئله مشکلی همگانی است و محدود به کشورهای جهان سوم نیز نمی شود. این بررسی ها بیانگر این واقعیت تلخ هستند که بی سوادی و کم سوادی گرچه مسئله حاد و لاینحل اکثر کشورهای جهان سوم است ولی مشکل جدید کشورهای پیشرفته صنعتی نیز هست. اما مسئله بی سوادی به دلیل افزایش بی سوادان روز به روز اهمیت بیشتری می یابد.

با توجه به اینکه کسب مهارتهای سواد اولیه پله های نردبان دانش و آگاهی است، بی سواد ماندن درصد بالایی از افراد جامعه وسیله ای برای عدم آگاهی و فقدان تخصص و مهارتهای لازم برای ایجاد جامعه ای مستقل، آگاه و تواناست.

با وجود اینکه ی سالهای متمادی، برنامه های مبارزه با بی سوادی به صور مختلف در اغلب کشورهای جهان سوم رونق داشته ولی به دلیل رشد جمعیت بر تعدد بی سوادان جهان افزوده شده است. بدین وسیله لازم است از افرادی که در تهیه این پروژه من را یاری نموده اند قدردانی شود. ابتدا از ریاست محترم نهضت سوادآموزی شهرستان نیشابور و راهنمایان تعلیماتی و کادر اداری نهضت قدردانی می شود و و پس از آن از آموزشیارانی که صادقانه پاسخ دادند و سوادآموزان و نوسوادان که همکاری کردند سپاسگذاری می شود.

مقدمه
معمولاً برای پدیده هایی چون عقب ماندگی اقتصادی، فقر، جهل و وابستگی دلایلی متفاوت بیان می شود. این پدیده ها در دایره بسته ای فرض می شوند که هر کدام تشدید کننده دیگری است. نقطه آغاز همه این پدیده ها بیسوادی و جهل است که از بزرگترین معضلات هر جامعه محسوب می شود.

با اندکی تعمق و تفحص در سرنوشت جوامع بشری از ادوار دور تا کنون، می توان به این نتیجه رسید که قسمت اعظم مسائل بشری که تنها بخشی از آن در این جا عنوان گردید، نه تنها از بی سوادی که از سواد نیز هست، چرا که مسائل و مشکلات جوامع به اصطلاح عقب افتاده و کشورهای جهان سوم حتی فقر و جهل آنها نیز معلول عواملی است که در اثر سیاست گذاریها، مدیریت ها و برنامه ریزی ها جوامع پیشرفته که غنی و باسواد نیز هستند به وجود آمده است.
پس آنچه در این ماجرا حائز اهمیت است، تعهد اخلاقی و وجدان آگاه سیاسی حکومتها و دولتها و اتخاذ خط مشی های بشردوستانه، اصولی، واقع بینانه بر اساس شرایط موجود در هر جامعه است.

همچنان که شاهدیم در محافل و جوامع مختلف از هر طریق وسائل ارتباط جمعی و رسانه های گروهی به طور مداوم از انسانیت، بشردوستی، آزادی دموکراسی، زدودن فقر و جهل و بی سوادی داد سخن به میان می آید که در اصل هدف جز نقض حقوق بشر، از میان برداشتن و دموکراسی، استثمار و در

نتیجه فقر و نادانی، بردگی، جنگ و مسائل گوناگون دیگر نیست. به همین دلیل ملتهایی که با تلاش و از خودگذشتگی بسیار و پس از مبارزات طولانی، خود را از زیر سلطه استعمار و استثمار رها می سازند در اولین مرحله پس از کسب آزادی و استقلال، به ایجاد دگرگونی های اساسی در روابط اقتصادی و اجتماعی جامعه می پردازند و به عنوان اساسی ترین رکن این تغییر به اجرای برنامه های سوادآموز و آموزش بزرگسالان می پردازند. زیرا این حقیقت را نمی توان نادیده

گرفت که جهل و نادانی خود عاملی است که به بازگرداندن دست جنایتکاران و استثمارگران جهانی کمک می کند. در واقع هرگونه تحول و تغییر سازنده بدون توجه کافی به برنامه های سوادآموزی و آموزشی بزرگسالان مخصوصاً در کشورهای جهان سوم که دارای درصد بالای بی سوادی هستند، غیرممکن است.

از سوی دیگر گسترش آموزش بزرگسالان و ریشه کن کردن بی سوادی یک ضرورت اخلاقی برای جامعه بین المللی محسوب می شود. بی سوادی با فقر پیوند مستقیم دارد و در محروم ترین مناطق کشورهایی که دچار کمبود منابع طبیعی هستند، در بین فراموش شده ترین گروه های انسانی، در میان کسانیکه از نارسایی ها و کمبودهای مهم و اساسی مانند غذا، بهداشت، مسکن و بی کاری رنج می برند و به گسترده ترین شکل ممکن وجود دارد تداوم بی سوادی سدی عظیم در راه توسعه است و مانع از آن می شود که میلیون ها نفر مرد و زن عنان زندگی خویش را در دست بگیرند. بی سوادی عاملی است که مبارزه

علیه فقر، نابرابری ها و تلاش برای پایه گذاری روابط برابر و منصفانه در برابر افراد و ملتها را محکوم به شکست می کند. اگر شرایط و ویژگیهای کشورهای محروم را مورد بررسی دقیق قرار دهیم، ملاحظه می کنیم که بی سوادی هرچند خود معلول نارسایی های اقتصادی و اجتماعی است ولی در ایجاد و تشدید آنها نقش تعیین کننده ای دارد. استعمار جهانی که آگاهی و خلاقیت انسان ها را مانعی برای حضور و سلطه خویش در کشورهای جهان سومی می داند نیز از دیرباز

سعی خود را بر این معطوف داشته است که با طرحهای درازمدت مانع رشد و شکوفایی استعدادهای مردم شود و برنامه های رنگارنگش از رواج سیستم های غلط آموزشی و طبعاً شیوع بیماری مدرک گرایی تا کمیته به اصطلاح پیکار یا بی سوادی و نظایر آن شامل این مدعاست.
اهمیت موضوع:
بررسی مسائل و مشکلات سوادآموزی از اهمیت ویژه ای برخوردار است چرا که عدم موفقیت در باسواد کردن بی سوادان جامعه در طی سالیان دراز علی رغم صرف هزینه گزاف و تأسیس سازمانهای مختلف سوادآموزی با مدیریت های متفاوت و به کارگیری منابع مادی و نیروی انسانی قابل توجه، عدم توجه کافی به تجربیات قبلی مسائل و مشکلاتی است که از گذشته همواره موجود بوده و در هر دوره به هر شکلی خاص بر سر راه این پیکار بزرگ قد علم کرده است.
مسئله تحقیق
آیا بین برخی از شاخص های اجتماعی، فرهنگی و بیکاری و… با عدم استقبال سوادآموزان از کلاس های نهضت سوادآموزی در شهرستان نیشابور رابطه وجود دارد؟ و تحلیل و مسائل مشکلات سوادآموزی در شهرستان نیشابور می باشد.
بیان موضوع:

خیل مسائل و مشکلات سوادآموزی در ایران موضوع این پژوهش است. مشکلات مربوط به آموزش بزرگسالان، به ویژه سوادآموزی در جامعه ما در سابقه تاریخی و طولانی برخوردار است که طی دورانهای مختلف به شکلی خاص تکرار شده و ادامه یافته است. قانون فرهنگ ایران در سال ۱۲۹۰ تصویب گردید و بر طبق آن مقرر شده که تعلیمات ابتدایی برای همه اطفال از ۷ سالگی اجباری است و در سال ۱۳۳۲ قانون تعلیمات اجباری به تصویب رسید. به عبارتی دیگر در

طول ۸۰ سال گذشته طبق قوانین مختلف، سازمان های دولتی ملزم به اجرای برنامه های سوادآموزی شدند و اما در واقع از سال ۱۳۱۵ شمسی بود که کلاس های اکابر رسماً شروع به کار کردند. در آغاز تأسیس جمهوری اسلامی ایران هنوز حدود ۱۵ میلیون از جمعیت بالای ۷ سال جامعه یعنی ۷۰ درصد جمعیتی که می توانست بالقوه باسواد باشد بی سواد بودند. به عبارت دیگر در هر دوره برنامه های گوناگون و بودجه سنگین به سوادآموزی بزرگسالان بی سواد اختصاص

می یافت که به دلایل گوناگون از جمله تحمیلی بودند اکثر برنامه ها و طرح های سوادآموزی و در نظر نگرفتن نیازهای آموزشی و شغل بزرگسالان و عدم تطبیق محتوا و مواد آموزشی با مسائل فرهنگی و منطقه ای و علایق و انگیزه های بی سوادان، عدم احساس مسئولیت و تعهد اخلاقی از سوی برخی از مسئولین و جنبه تبلیغاتی یافتن طرح ها و برنامه های مبارزه با بی سوادی و بسیاری عوامل دیگر سبب گردید که بی سوادان همکاری لازم را با برنامه های سوادآموزی نداشته باشند و از شرکت در کلاسها خودداری کنند. یا قبل از اتمام کلاسهای دوره ای آموزشی را رها سازند.

هدف تحقیق:
هدف تحقیق بررسی رابطه برخی از شاخصهای (اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و…) یا عدم استقبال سوادآموزان از کلاسهای نهضت سوادآموزی در شهرستان نیشابور می باشد.
فرضیات تحقیق:
۱- بین وضع اقتصادی سوادآموزان با عدم استقبال آنها از کلاسهای نهضت سوادآموزی رابطه وجود دارد.

۲- بین باورهای فرهنگی مردم با عدم استقبال آنها از کلاسهای نهضت سوادآموزی رابطه وجود دارد.
۳- بین تبلیغات دولت در مورد نهضت با عدم استقبال آنها از کلاسهای نهضت سوادآموزی رابطه وجود دارد.

۴- بین برخوردهای آموزشیار با سوادآموز با عدم استقبال آنها از کلاسهای نهضت سوادآموزی رابطه وجود دارد.
۵- بین علاقه سوادآموزان به یادگیری با استقبال آنها از کلاسهای نهضت سوادآموزی رابطه وجود دارد.
۶- بین اوقات فراغت سوادآموزان با سوادآموز با عدم استقبال آنها از کلاسهای نهضت سوادآموزی رابطه وجود دارد.
۷- بین سن سوادآموزان با عدم استقبال آنها از کلاسهای نهضت سوادآموزی رابطه وجود دارد.
سئوال تحقیق:
آیا علاوه بر موارد یاد شده از قبیل (باورهای فرهنگی، وضع اقتصادی، محدودیت های زمانی، سن، علاقه) عوامل دیگری هم در عدم استقبال سوادآموزان از کلاسهای نهضت سوادآموزی مؤثرند یا خیر؟

روش انجام تحقیق:
برای انجام این تحقیق از روش «همبستگی» جهت بررسی رابطه شاخصهای (اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و…) با عدم استقبال سوادآموزان از کلاسهای نهضت سوادآموزی استفاده می شود.
جامعه آماری:

جامعه: کلیه سوادآموزان در شهرستان نیشابور و آموزشیاران نهضت سوادآموزی خواف.
نمونه: ۱۰۰ نفر از سوادآموزان در روستای زرداب شهرستان نیشابور و ۲۵ آموزشیار نهضت سوادآموزی نیشابور انتخاب شده اند.
روش جمع آوری اطلاعات:

اطلاعات مورد نیاز در این تحقیق از طریق پرسشنامه جمع آوری شده است که دربرگیرنده مواردی مثل وضع اقتصادی، اوقات فراغت، ویژگیهای آموزشیار، تبلیغات دولت، تشویق های نهضت و خوش اخلاقی آموزشیاران، باورهای فرهنگی و حاوی ۱۵ سئوال می باشد و در اختیار سوادآموزان قرار گرفته است.

تعریف علمی مفاهیم و متغیرهای مورد مطالعه:

سواد: (Literacy)
سواد به معنی مهارت در خواندن، نوشتن و ریاضیات پایه است. میزان این مهارتها طبق ضوابط برابر است با مهارت ها و معلومات تدوین شده در برنامه های آموزشی ابتدایی تا آخر سال چهارم.
آموزش بزرگسالان: (Adult Education)

روندی است که در آن افرادی که به گونه ای دوره آموزشی آنان قطع شده است، آگاهانه برای دگرگونی یا پیشرفت اطلاعات دانش و مهارتهای خویش فعالیتهای سازمان یافته و پی در پی داشته باشند.
نهضت سوادآموزی
مکانی است که در آن افرادی که از خواندن و نوشتن در مدرسه محروم بودند یا می باشند به آنجا می آیند و به سوادآموزی مشغول می باشند.
با سواد: باسواد به کسی گفته می شود که بتواند مطالبی را که می خواند درک کند و بتواند وقایع ساده روزانه زندگی خود را بنویسد کسی که فقط خواندن بداند. نیمه باسواد شناخته شده است.
خودشکوفایی: (Self-Actualization)
واژه ای است که روند توسعه توانایی ها و استعدادهای فرد و قبول خویشتن، هماهنگ کردن و با تکمیل محرکها را نشان می دهد.
بالغ و رشید (Alult)
شخصی که به سن تمیز رسیده و کاملاً رشد کرده است و معمولاً به بعد از ۲۱ سالگی اطلاق می شود ولی این سن در همه جوامع یکسان نیست.

انگیزه پیشرفت (Achierement motire)
تمایل شدید در فرد که هدفهای دشواری را به منظور تحقق بخشیدن به آنها برای خود در نظر بگیرد و واکنشی انفعالی نسبت به موقعیت ها و شکست خود نشان می دهد.
آموزش بزرگسالان:
دلالت بر مجموعه فراشدهای آموزشی سازمان یافته ای می کند که با صرف نظر از چگونگی محتوا، سطح، روش، رسمی بودن یا نبودنشان، و اعم از آنکه دنباله آموزشی دبستانی، دبیرستانی، دانشگاهی باشد جایگزین آنها شوند- به مدد آنها کسانی که از دید جامعه خود بزرگسال شناخته می شوند استعدادهایشان را رشد می دهند، دانش خویش را غنی تر می سازند. چشم انداز شکوفایی تمام شخصی و چشم انداز مشارکت در رشد متوازن و مستقل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی متحول می سازند.

آموزش پایه بزرگسالان (Adult Basie Education)
آموزش هایی در زمینه دانش پایه مثل خواندن و حساب، مهارتهای اولیه مربوط به زندگی و اجتماع و درک زندگی اجتماعی که برای شرکت مسئولانه فرد در جامعه ضروری است.

آموزش مداوم آموزش پیگیر (Lifelong Education, Permanent Education)
تعلیم و تربیت اولین و آخرین تجربه ای نیست که به آموزشهای اساسی که در دوران کودکی شروع می شود محدود باشد بلکه جریانی است که باید در طول زندگی ادامه یابد. زندگی به خودی خود یک روند یادگیری مداوم است اما هرکس به فرصتهایی برای یادگیری هدفدار و مداوم نیاز دارد تا بتواند از تغییرات اجتماعی و صنعتی آگاه شود و خود را برای روبرو شدن با تغییراتی که در محیطش اتفاق می افتد (ازدواج، زندگی خانوادگی، موقعیت شغلی) مجهز کند و به این ترتیب برای رشد خویش توانایی لازم را به دست آورد.

« فصل دوم »
بررسی پیشینه تحقیق

ادبیات تحقیق
سابقه پژوهشی موضوع
اولین بررسی: ارزیابی سالانه پیشرفت نوآوران و چگونگی موقعیت نوسوادان
دومین بررسی: مقایسه میزان کارایی برنامه سوادآموزی تابعی یا پیکار با بی سوادی
سومین بررسی: علل عدم استقبال سوادآموزی از کلاسهای سوادآموزی
تعلیمات اکابر
آموزش سالمندان
آموزش بزرگسالان
کمیته ملی پیکار جهانی با بی سوادی
بخش دوم: سابقه پژوهش موضوع
امروزه در زمینه های گوناگون آموزش بزرگسالان از جمله سوادآموزی، مدیریت و برنامه ریزی آن کمیت و کیفیت یادگیری بزرگسالان میزان یادآوری و فراموشی در افراد بزرگسال و مشکلات مربوط به آنان در سطح بین المللی، تحقیقات وسیعی انجام شده است. این تحقیقات در جوامع تحت پوشش، مخصوصاً در کشورهای صنعتی، در ارتباط تنگاتنگ با شرایط و موقعیت و مشکلات خاص آن جوامع قرار دارد.

اولین بررسی: ارزیابی سالانه پیشرفت نوآموزان و چگونگی موقعیت نوسوادان
این بررسی درباره چگونگی موقعیت نوسوادان، میزان کیفیت مهارتهای سواد در افرادی است که طی سالهای ۴۷-۱۳۴۶ به فراگیری مشغول بوده اند.
این پژوهش که گزارش ارزشیابی سالانه پیشرفت سوادآموزان است توسط گروهی از اساتید دانشگاه و مسئولین امر و با همکاری مرکز مطالعه و تحقیق و آمار کمیته ملی پیکار جهانی با بی سوادی انجام شد و از دو قسمت تشکیل شده است:
۱- بررسی و سنجش نتایج کار در کلاسهای پیکار با بی سوادی.

۲- بررسی وضع نوسوادانی که در سال ۱۳۴۶ از نظر میزان فراموشی احتمالی و نحوه استفاده از مهارتهای سواد، مورد ارزیابی و سنجش قرار گرفتند. نتایجی که پژوهشگران از این بررسی ارائه کرده اند به شرح زیر جمع بندی می شود:

۱- نتیجه سنجش سال ۱۳۷۴ با این که در ساده تر از آزمون ۱۳۴۶ نبوده است ولی به مراتب رضایت بخش تر از آن بوده است.
۲- جمع امتیاز زنان و مردان به طور متوسط و یکسان بوده است یعنی هر دو جنس به نسبت مساوی در کلاسهای پیکار با بی سوادی موفق بوده اند.
۳- گرچه همه گروه های سنی به طور کلی موفق بوده اند لیکن کمترین امتیاز به دست آمده مربوط به گروه سنی تا ۱۲ سال است یعنی کلاسهای پیکار تا آن حد که برای بزرگسالان مفید بوده برای کودکان کم سن و سال مفید نبوده است.
۴- در مورد درک مفاهیم کلی، مجموع نمرات زنان و مردان مشابه است.

۵- در زمینه درک مفاهیم جزئی، زنان موفقیت بیشتری نسبت به مردان کسب کرده اند.
از بررسی موارد فوق می توان چنین استنباط نمود که جو فشار و اختناق حاکم بر جامعه در زمان اجرای این پژوهش نقش بسزایی در استخراج نتایج داشته است. زیرا این بررسی از یک سو نتایج کار کلاسهای پیکار با بی سوادی را موفقیت آمیز می داند که گذشت زمان و تاریخ عدم صحت این مدعا را ثابت می کند چرا که در طی این دوره نه تنها از رقم بی سوادان کاسته نشده است بلکه همواره افزایش نیز داشته است. این امر کمیت پایین نتایج کار را آشکار می سازد. از نظر کیفیت نیز عدم کارایی بزرگسالان نوسواد در جامعه بخصوص در زمینه حل مشکلات شخصی و حرفه ای، کیفیت ضعیف برنامه ها را عیان می سازد.

پژوهش به عمل آمده در شهرستان نیشابور به مسائل و مشکلات بزرگسالانی مربوط می شود که در فاصله سالهای ۱۳۴۸ تا ۵۰ در کلاسهای سوادآموزی تابعی شرکت داشتند. مهمترین نتایجی که از این پژوهش حاصل شده در شهرستان نیشابور به قرار زیر است:

۱- حدود ۴۸ تا ۵۶ درصد از مشکلات بزرگسالان در زمینه حضورشان در کلاس بود. مهمترین عامل غیبت مواردی از قبیل گرفتاریهای شغلی، هم زمان بودن ساعات کلاس با ساعات کار، مسئولیتهای خانوادگی و کمبود وقت که حدود ۶۷ تا ۸۴ درصد از پاسخها را خود اختصاص داده بودند.

نحوه مدیریت و سازمان دهی برنامه ها، بعد مسافت و کمبود وسایل نقلیه از عوامل دیگری بودند که درصدی از مشکلات مربوط به عدم حضور و غیبت بزرگسالان در برنامه ها را به خود اختصاص دادند. در برخی موارد نظر منفی پدر یا همسر در مورد شرکت زنان در کلاس درس دلیل غیبت آنها در کلاس درس بود.

۲- بخش دیگری از این بررسی نشان می دهد که مشکلات یاددهی- یادگیری نیز در ۳۴ تا ۳۹ درصد موارد به علت عدم حضور افراد در کلاس بوده است و همچنین از عوامل عدم استقبال سوادآموزان از کلاسهای درس کار و مسئولیت زیاد و بالا رفتن سن بوده اند. یعنی در گروه سنی ۵۴ تا ۵۶ ساله افزایش سن دلیل یک سوم از عدم مراجعات بزرگسالان به کلاسهای سوادآموزی شده است در حالی که گروه سنی ۳۱ تا ۳۲ ساله، کار زیاد و مسئولیتهای مختلف دلیل عمده برای کاهش انگیزه حداقل یک سوم افراد نمونه بوده است.

دومین بررسی: مقایسه میزان کارایی برنامه سوادآموزی تابعی با بیکار یا بی سوادی
این بررسی به مقایسه میزان یادگیری فارغ التحصیلان کلاسهای پیکار با بی سوادی و کلاسهای تعلیم سواد توأم با حرفه (سوادآموزی تابعی) می پردازد.
موضوع پژوهش درباره وجه تمایز طرح سوادآموزی تابعی با سوادآموزی سنتی است که همزمان برای مدت سه سال (تا سال ۱۳۵۰) در شهرستان نیشابور به اجرا درآمد و میزان موفقیت هر یک مورد بررسی قرار گرفت.

در طرح پیکار با بی سوادی، تعلی مهارتهای سواد به روش سنتی و از طریق تدریس تاریخ، جغرافیا، مسابقه فرهنگی و اجتماعی ایران و همچنین مذهب و آموزشهای اجتماعی صورت می گرفت. محتوا بر اساس ضوابط کلاس اول تا چهارم ابتدایی در تهران تهیه و به مناطق مختلف کشور فرستاده می شود تا حداقل برای مدت آماده (حدود ۴۵۰ ساعت) تدریس شود.

در حالی که در طرح سوادآموزی تابعی، تعلیم مهارتهای سواد هدف اساسی برنامه آموزشی به شمار نمی آید و هدفهایی دیگر نظیر افزایش کارایی و مهارت حرفه ای بزرگسالان از اهمیت خاص برخوردار است.
سومین بررسی: علل عدم استقبال بی سوادان از کلاسهای سوادآموزی
این مورد یک بررسی اجمالی درباره علل عدم استقبال بزرگسالان بی سواد از شرکت در کلاسهای نهضت سوادآموزی است. نمونه این پژوهش ۴ نفر از آموزشیاران نهضت سوادآموزی شهرستان نیشابور هستند که نظراتشان از طریق پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفته است و در اینجا به چند عامل که در پرسشنامه مطرح شده بود اشاره می کنم:
۱- عوامل شخصی
ضعف جسمانی و روانی، سن، جنس، ترس از تمسخر دیگران و عدم اطمینان نسبت به نتیجه کار و ویژگیهای شخصیتی و فکر افراد.
۲- عوامل خانوادگی
نبودن شرایط مساعد برای مطالعه، مخالفت اعضای خانواده، مسئولیتهای شغلی در خانواده
۳- عوامل خارجی
فقدان وسایل و امکانات برای شرکت در کلاس، مخالفت کارفرما، خستگی ناشی از کار، شغل و ساعات کار، مناسب نبودن زمان کلاس، جنگ و مسائل آن، عدم برخورد صحیح مسئولین، کمبود تبلیغات، نقل مکانها، عدم امنیت و عدم تغییر درآمد.
۴- عوامل هوشی

عقب ماندگی ذهنی، اضطراب برای یادگیری، مطالب درسی فشرده و نامأنوس، عدم اعتماد فرد به حافظه خود، عدم انگیزه برای سوادآموزی کاهش سرعت یادگیری، عدم توجه مسئولین نسبت به تفاوتهای فردی بزرگسالان، احساس عدم امنیت و ترس از محیط های ناشناخته با توجه به نتایجی که از این تحقیق به دست آمده، عوامل عمده و اصلی که در عمد استقبال بزرگسالان بی سواد شرکت در کلاسهای نهضت سوادآموزی نقش اساسی داشته اند به ترتیب زیر طبقه بندی شده اند:

۱- کثرت وظایف و مسئولیت های خانوادگی
۲- مطالب درسی فشرده و نامأنوس
۳- نداشتن انگیزه کافی
۴- بی اطلاعی از مزایای باسوادی
۵- کار زیاد و خستگی ناشی از آن
چهارمین بررسی: میزان نگهداشت سواد

این پژوهش در زمینه میزان نگهداشت سواد توسط نوسوادان در نیشابور است. هدف بررسی در گزارش تحقیق ذکر شده است. مشخص کردن وجود یا عدم ارتباط بین عوامل چون گذشت، زمان، سن، جنس و درآمد نوسوادان با میزان فراگیری و نگهداشت سودی یعنی نگهداری مهارتهایی است که در کلاسهای نهضت سوادآموزی آموخته اند. در این تحقیق وضعیت اقتصادی و شاخص آن یعنی درآمد و همچنین جنسیت، گذشت زمان و سن و نوسوادان به عنوان متغیر

مستقل در نظر گرفته شده است. یادگیری و میزان نگهداشت سواد نزد آنان، متغیر وابسته است. جامعه آماری فارغ التحصیلان دوره تکمیلی نهضت سوادآموزی در نیشابور هستند که حداقل یک سال و نیم از فارغ التحصیل شدنشان گذشته است. نمونه های تحقیق ۱۳۱ نفرند که به روش تصادفی و به نسبت ۱ درصد از کل جامعه انتخاب شده اند. وسیله سنجش آزمونی است که پرسشهایی در زمینه ریاضی، فارسی و املاء دارد و از نهضت سوادآموزی دریافت شده است و مشابه سئوالاتی است که قبلاً فارغ التحصیلان نهضت سوادآموزی با پاسخگویی به آنها موفق به دریافت کارنامه قبولی شده اند.

در این تحقیق، نوسوادان از نظر سواد قبلی به ۳ دسته تقسیم شده اند:
الف) افرادی که هیچ گونه سواد قبلی نداشته اند.
ب) افرادی که حروف را می شناخته اند و قادر به خواندن کلمات ساده بوده اند. در بین این افراد کسانی بوده اند که دوره های پیکار با بی سوادی و یا کلاسهای اول و دوم ابتدایی را در رژیم گذرانده بودند.

ج) افرادی که سواد قرآنی داشتند و یا قادر به خواندن و نوشتن به مقدار قابل توجهی بوده اند. در بین این افراد حتی کسانی بودند که کلاس پنجم ابتدایی را در نظام پیش گذرانده یا چندین یا دوره پیکار با بی سوادی را طی کرده بودند.