بررسی علل و عوامل حجاب زدگی دانشجویان جوان دختردانشگاه آزاد مجمتع ولی عصر تهران و گناباد

فصل اول
مقدمه
با مطالعه در انسان های نخستین مشاهده می کنیم آنها از برگ درختان و پوست حیوانات برای پوشش بدن خود و محافظت از تغییرات جوی و موانع طبیعی بهره می گرفته اند،تا عصر حاضر که با استفاه از تکنولوژی لباس ها و پو شش های متنوعی را تولید و استفاده می کنند و این نکته بر اهمیت استفاده از پوشش می افزاید.
ادیان نیز از پوشش به عنوان حجاب یاد می کنند و استفاده از آن را متذکر و عاملی جهت امنیت زن و جامعه و کاهش فساد جامعه می دانند و زنان و مردانی که حجاب را رعایت
نمی کنند مورد نکوهش قرار می دهد.
حجاب پوششی است بین زن و مرد و زن طی آن زیبایی های جسمی خود را از مرد نامحرم می پوشاند در دین اسلام ،قرآن زنان را به حجاب توصیه کرده است(آیه ۳۱ سوره نور).
بدحجابی پوششی است که علاوه بر اینکه شکل و جنس پوشش رعایت شده ولی نحوه ی استفاده از آن صحیح نمی باشد و زنی که از پوشش استفاده می کند ولی به علت نادانی و ناآگاهی یا تعمداً آن را رعایت نمی کند. دچار حجاب زدگی شده است. و حتی زنان دیگر از آن ها به عنوان بی عفت یاد می کنند که این خود نشان دهنده ی این است که حجاب در جامعه به عنوان ارزش پذیرفته شده است جزء فرهنگ ایرانی می باشد. طبق نظریه دورکیم در صورتی که فردی ارزش و هنجارهای جامعه ای را نادیده بگیرد جامعه را دچار تزلزل می کند و جامعه او را تهدید می کند.
حجاب زدگی در جامعه آثاری بر جای می گذارد که عبارتند از سست شدن بنیاد خانواده ، به خطر افتادن نسل آینده ،افزایش فساد و بی بند وباری و … .
از مهمترین عوامل تاثیرگذار بر حجاب زدگی می توان تبلیغات استعمارگران ،غرب زدگی ،خودنمایی و …رانام برد.(Ham Mihan Forum .htm)
کتابها و مطالب و تحقیقات بسیاری در زمینه حجاب نوشته و تالیف شده است. که از آن جمله می توان به کتاب مسئله حجاب از آیت الله مرتضی مطهری،حجاب در عصرما از محمدرضا اکبری ،فرهنگ برهنگی برهنگی فرهنگی از غلامرضا حداد عادل،نام برد.

بیان مسئله
حجاب پوششی است که زن را ملزم می کند که بدن خود را از نگاه نامحرمان بپو شاند و زن و مردی که این حجاب را ر عایت نکنند دچار بد حجابی شده و جامعه و همین طور خودشان را دچار ناامنی می کنند. به مساله حجاب در همه ی ادیان الهی تاکید فراوان شده است. اسلام طرفدار آن است که زن در حضور بیگانه بدن خود را بپوشاند تا عزت و کرامتش درمقابل مرد بیگانه محفوظ بماند نه این که در مقابل مرد موجودی مبتذل باشد و در عین حال هرگز مجبور به کناره گیری از جامعه نمی شود.
در ایران از اواخر دوره ی قاجاریه به بعد زمزمه هایی توسط آزادی خواهان و متجددین برای آزادی زنان و رفع حجاب آنان آغاز شد.بعد از برقراری مشروطیت مدارس دخترانه باز شد و پای زنان ایران به فرهنگ باز شد و فکر آزادی زن به سبک غربی و رفع حجاب توسط زنان فرهنگ رفته توسعه یافت و به مرور انجمن های مختلف زنان به این منظور تشکیل شد.بعد از پایان سلطنت قاجاریه ،انگلیس برای تامین منابع خود در ایران توسط رضاخان،کشف حجاب بین زنان را انجام داد ولی بعد از انقلاب به وسیله حکومت جمهوری اسلامی ضرورت حجاب رسماً اعلام و برای جلوگیری از انواع توطئه ها وسوء استفاده ها،حتی مختصاتی نیز بدان قائل گردید تا از راه افراط و تفریط ها موضوع را به ابتذال نکشاند که از آن جمله سادگی پوشاک و حجاب بود آن هم به صورتی که بر جذابیت زن از نظر مرد بیگانه نه افزوده و غیر مستقیم عامل محرکی برای ایجاد و رواج فساد نگردد ولی به مرور زمان،بی سروصدا و به تدریج روسری های رنگارنگ و جذاب خارجی به طور فراوان مورد توجه و استفاده گروه خاصی از زنان قرار گرفت که در این راه احکام شرعی مورد دستاویز قرار گرفته است . در این اقدام گرچه ظاهراً قانون مراعات می شود اما از سوی دیگر یا افزودن بر جذابیت زن در نظر مرد این اهداف خنثی می شود زیرا حجاب سبب کاهش جرم و جنایت و فساد در جامعه می شود.( عسگریwww.bashgah.net,1384,)
بدحجابی به خصوص در ده تا پانزده سال اخیر رشد زیادی کرده است به گونه ای که به یک معضل اجتماعی تبدیل گردیده است. در ابتدا موضوع در حدی نبود که احساس خطر شود اما رشد پدیده بدحجابی در ایران روبه افزایش رفت ولی متولیانی که وظیفه شرعی و قانونی شان اجرای برنامه هایی برای علاج این پدیده بود هیچ اقدام را صورت ندادند ودر واقع اصلاً در این ۲۸ سال هیچ اقدامی صورت نگرفته است که نتیجه هم بدهد.
طبق آمار ی که به دست آمده است فعلاً پدیده بدحجابی نیمی از جمعیت زنانه نه مردانه ویا این که فعلاً بخش زنانه ،را مورد توجه قرار داده است.زنان نیمی از جمعیت ۷۰ میلیونی ایران را تشکیل می دهند.پدیده ی بدحجابی عمدتاً به سنین ۱۵ تا ۳۰ سال مربوط می شود چرا که کودکان و میانسالان و کهنسالان را با این مقوله کاری نیست. درهمان حال باید از رقم آنان ۴۳ درصد جمعیت روستا نشین کشور را کم کرد و همچنین آمار دختران در شهر های کوچک هم باید از این آمار کم کرد و درنهایت عدد باقی مانده را میان حداقل ۱۰ و حداکثر ۱۵ شهر تقسیم نمود آنگاه در خواهیم یافت که ما در هر شهرستانی که بدحجابی در آن یک روند نامطلوب و غیر قابل تحمل است،با تعداد کمی افراد به نسبت آنچه تصور می شود مواجه می باشیم . در این جا به طور طبیعی به این نتیجه می رسیم که در شر ایطی که اکثریت قاطع افراد در جامعه و از جمله خانواده های افراد بد حجاب از این موضوع رنج می بر ند،دستگاههای مسئول در نظام می توانند برنامه ریزی کنند و دریک دوره ی زمانی نه چندان طولانی شاهد کاهش چشم گیر این پدیده باشند.( بنی حسwww.mnarjes )
طبق نظریه دورکیم: مجموعه اعتقادات و احساساتی که درمیان معدل اعضای یک جامعه مشترک است و این مجموعه را می توان وجدان جمعی یا مشترک نامید و وجدان جمعی در پهنه جامعه شایع و منتشر است .این و جدان،مستقل از شرایط و وضع افراد است.افراد گذرا هستند و وی ماندنی و از نسلی به نسل دیگر نیز دگرگون نمی شود و نسل های متوالی را به یکدیگر مربوط می کند.
طبق این نظر فرهنگ نیز نسل به نسل به افراد منتقل می شود و به نسل های بعد می رسد و به عنوان وجدان جمعی در جامعه محسوب می شود.منشأ همبستگی اجتماعی اشتراک عده ای از حالات وجدان درمیان کلیه اعضای یک جامعه است.
بنا بر نظر دورکیم حجاب یک هنجار اجتماعی است که وجدان جمعی آن را قبول دارند.در جوامع چنانچه حجاب و ارزش رعایت شود جامعه از همبستگی برخوردار می شود یعنی حجاب به عنوان یک وجدان جمعی مورد قبول قرار می گیرد ولی اگر حجاب رعایت نشود و تعدادی از آن تخطی کنند آن همبستگی از بین می رود.
در این تحقیق به بررسی و شناخت عوامل و آثار سوء حجاب زدگی در دانشجویان جوان دختر تهرانی و گنابادی پرداخته می شود.

اهداف پژوهش
الف) اهداف کلی:
بررسی و شناخت علل حجاب زدگی دانشجویان جوان دختر تهرانی و گنابادی به منظور آگاهی و ارائه راه کار جهت پیشگیری از آثار سوء اجتماعی آن در خانواده و جامعه.
ب) اهداف جزئی:
۱- بررسی و شناخت رابطه بین سن و حجاب زدگی دانشجویان دختر .
۲- بررسی و شناخت رابطه وضعیت تاهل و حجاب زدگی دانشجویان دختر.
۳- بررسی و شناخت رابطه درآمد و حجاب زدگی دانشجویان دختر
۴- بررسی و شناخت رابطه دانشگاه محل تحصیل و حجاب زدگی دانشجویان دختر
۵- بررسی و شناخت رابطه استفاده از رسانه ها و حجاب زدگی دانشجویان دختر.

اهمیت موضوع پژوهش
الف) ضرورت و اهمیت نظری: این تحقیق تلاش خواهد کرد در حوزه حجاب زدگی دانشجویان جوان دختر تهرانی و گنابادی به این سوالات پاسخ دهد.
۱- آیادر جامعه بالاخص دانشجویان حجاب زدگی وجود دارد؟
۲- چرا در جامعه حجاب زدگی وجود دارد؟
۳- به چه شکلی حجاب زدگی در جامعه توسعه می یابد؟
۴- حجاب زدگی به چه میزان باعث تشنح در جامعه و خانواده می شود؟
۵- عوامل اثر گذار در حجاب زدگی چه مواردی می باشد؟
ب) ضرورت و اهمیت عملی:سعی بر آن است که با استفاده از این تحقیق و اطلاعات ذکر شده درباره علت حجاب زدگی در خانواد ه و جامعه و آثار سوء آن در جامعه بکاهیم.

فرضیات :
۱- به نظر می رسد بین سن و حجاب زدگی دانشجویان دختر رابطه وجود داشته باشد.
۲- به نظر می رسد بین وضعیت تأهل و حجاب زدگی دانشجویان دختر رابطه وجود داشته باشد.
۳- به نظر می رسد بین میزان در آمد و حجاب زدگی دانشجویان دختر رابطه وجود داشته باشد.
۴- به نظر می رسد بین دانشگاه محل تحصیل و حجاب زدگی دانشجویان دختر رابطه وجود داشته باشد.
۵- به نظر می رسد بین میزان استفاده از رسانه ها و حجاب زدگی دانشجویان دختر رابطه وجود داشته باشد.

تعریف نظری وعملیاتی متغیرها:
۱- سال ورودی به دانشگاه :یعنی سالی که فرد در کنکور ورودی دانشگاه قبول شده و برای ادامه تحصیل وارد دانشگاه می شود که در این جا منظور محقق از طبقات زیر خارج نمی باشد.
۱) سال ۸۱ و قبل از آن ۲) از سال ۸۱ تا ۸۲ ۳) از سال ۸۳ و بعد از آن
۲- رشته تحصیلی : به آن شاخه ای که فرد هنگام قبولی در دانشگاه انتخاب می کند و در آن مشغول به تحصیل می شود گفته می شود که در این جا منظور محقق از طبقات زیر خارج نمی باشد.
۱)مهندسی ۲)علوم اجتماعی و روانشناسی ۳)سایر موارد
۳-سن :
نظری: تعداد سالهای عمری که فرد در زمان تولد تاکنون گذرانده است.
عملی : سن با معرفه هایی نظیر سال ،ماه و روز سنجیده می شود که این جا منظور محقق از سن ،تعداد سالهای عمر می باشد که از طبقات زیر خارج نمی باشد.
۱) کمتر از ۲۰ سال ۲) از ۲۰ تا ۲۲ سال ۳) از ۲۲ سال به بالا
۴- وضعیت شغلی:
نظری : منظور چگونگی پیشه و فعالیت مستمر و سازمان یافته فرد که دارای بعد اقتصادی است.
عملی : منظور از آن شامل طبقات زیر می باشد که اشتغال یا عدم اشتغال فرد در یکی از ارگانها لحاظ می باشد.
۱) آزاد ۲ )دولتی ۳)بیکار ،خانه دار و سایر موارد
۵- وضعیت تأهل:
نظری : منظور از تاهل این است که دو نفر زن ومرد با یکدیگر قانوناً ازدواج کرده و با یکدیگر زندگی کنند.
عملی : منظور محقق در این جا از وضعیت تاهل از دو طبقه زیر خارج نمی باشد.
۱) مجرد ۲) متأهل
۶- اعضای خانواده :
نظری: اعضای خانواده کسانی هستند که یک خانواده را تشکیل می دهند که از معرفه های زیر خارج نمی باشد .
عملی : در این جا منظور محقق ازاعضای خانواده تعداد افراد خانواده است که در کنار هم زندگی می کنند که از سه طبقه زیر خارج نمی باشد.
۱) چهار نفر وکمتر ۲) از پنج نفر تا شش نفر ۳) از هفت نفر به بالا
۷- در آمد خانواده :
نظری: در آمد خانواده مقدار پولی است که هر ماه یک خانواده از یک منبع در آمد برای گذران زندگی دریافت می کنند.
عملی : در آمد خانواده در این پژوهش منظور مقدار پول دریافتی بابت حقوق و اضافه کاری است و یا در آمدی است که با واحد ریال (تومان ) محاسبه می شود که از طبقات زیر خارج نمی باشد.
۱) کمتر از سیصد هزار تومان ۲) از سیصد هزار تا چهار صد هزار تومان
۳) از چهار صد هزار تومان به بالا
۸- وضعیت مسکن:
نظری: منظور از مسکن در این جا یعنی مکانی که تعدادی از افراد در آن کنار هم زندگی می کنند.
عملی: این متغیر از معرفه هایی نظیر دیوار،اتاق،آشپزخانه و مالکیت و استیجاری مشخص می شود که در این تحقیق منظور محقق از وضعیت مسکن مالکیت می باشد که از سه طبقه زیر خارج نمی باشد.
۱) شخصی ۲) رهن و اجاره ۳) سایر موارد

۹- تماشای تلویزیون :
به افرادی که در طول شبانه روز تلویزیون و برنامه های آن را تماشا می کنند اطلاق می شود. که این متغیر با معرفه هایی نظیر ساعات تماشای تلویزیون ،دفعات تماشای تلویزیون ،مکان تماشای تلویزیون و برنامه های مورد مشاهده شده سنجیده می شود که منظور محقق در این جا ساعات تماشای تلویزیون می باشد.
۱) کمتر از یک ساعت ۲) از یک ساعت تا دو ساعت
۳) از سه ساعت به بالا

خلاصه پژوهش
۱-روش پژوهش :
در این تحقیق از معیارهای کلی ،اکتشافی و توصیفی استفاده شده است .در معیار اکتشافی به بررسی میزان گرایش به حجاب زدگی در دانشجویان دختر جوان دانشگاه آزاد تهران و گناباد پرداخته شده است .
۲- جامعه آماری:
در این تحقیق شامل دانشجویان جوان دختر از دانشگاه آزاد مجتمع ولی عصرتهران و دانشگاه آزاد گناباد می باشد که به صورت طبقه ای ۱۰۰ نفر دانشجوی دختر جهت پاسخگویی به پرسشنامه انتخاب شدند.
۳- حجم نمونه :
شامل دانشجویان جوان دختر دانشگاه آزاد تهران به تعداد ۵۰ نفر و دانشجویان جوان دختر دانشگاه آزاد گناباد به تعداد ۵۰ نفر می باشد.روش نمونه گیری به صورت طبقه ای می باشد.
۴- ابزار اندازه گیری(ابزارسازی):
ابزاراندازه گیری لیکرت و با استفاده از پرسشنامه می باشد و برای تحلیل داده ها از برنامه نرم افزارspss( تحلیل آماری) استفاده شد که در نتیجه جداول یک بعدی و دو بعدی و نمودارهایی را ارائه داد.
۵-روش جمع آوری اطلاعات:
روش جمع آوری اطلاعات به طریق پیمایشی می باشد و براساس سوالاتی که در مورد موضوع تحقیق مطرح شد به آثار مکتوب موجود در کتابخانه مراجعه شد . اسناد مکتوب در این تحقیق شامل روزنامه ها ،مجلات،کتب و اینترنت می باشد.

۶- روش تجزیه و تحلیل (آماری )اطلاعات:
شیوه سنجش و اندازه گیری متغیرها ،پرسشنامه و آزمون و تحلیل و تفسیر داده ها با کد گزاری و spss به لحاظ روش های آماری می باشد و مقیاس های اندازه گیری اسمی ،ترتیبی و رتبه ای می باشد .
محدوده مطالعاتی پژوهش:
این تحقیق در حوزه جامعه شناسی انحرافات و جامعه شناسی دینی و به صورت اسنادی و میدانی صورت گرفته است.

فصل دوم

ادبيات و پيشينه موضوع پژوهش

مقدمه:
مفهوم پوشش زن در اسلام اين است كه زن در معاشرت با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گري و خودنمايي نپردازد.
علت و فلسفه ايجاد حجاب حفظ آرامش و امنيت زن، تحكيم خانواده و احترام به زن و سلامت نسل آينده مي باشد.
با بررسي و مقايسه حد و كيفيت حجاب در اديان ملاحظه مي گردد كه حجاب د راديان ديگر به نسبت اسلام از شدت بيشتري برخوردار بوده است و دين اسلام سعي در تسهيل كردن آن نموده است. پس به اين ترتيب اين اسلام نيست كه حجاب را به وجود آورده بلكه آن را به شكلي قانونمند كرده تا به صورت متعادل با روحيه ي زن ها سازگار باشد.
وضعيت حجاب در كشور ما به نسبت كشورهاي غربي از وضعيت بهتري برخوردار مي باشد. ولي با اين حال اين وضعيت براي يك كشور انقلابي و اسلامي مناسب نيست و در اين چند سال ارزشها و فرهنگ ما رشد چنداني نداشته اند.
زن ها به علت اين كه از لحاظ عاطفي احساس امنيت نمي كنند مي خواهند با پناه بردن به بدحجابي احساس آرامش و امنيت نمايند. يا اين كه زنان با طرز لباس و آرايش هاي زننده و جلف كه نمود بدحجابي مي باشد مي خواهند با اقدامات دولت مخالفت كنند كه از عوامل اثرگذار در حجاب زدگي خانواده گروه دوستان، رسانه هاي جمعي، عدم نظارت دقيق اجتماعي، ضعف باورها و اعتقادات ديني و مذهبي، خودنمايي و …. مي توان نام برد.
حجاب زدگي در همه طبقات اجتماعي به چشم مي خورد ولي در طبقات مرفه بيشتر مي باشد و افرادي كه از طبقات پايين جامعه دچار بدحجابي شده اند به علت ناآگاهي و ناداني دست به اين كار زده اند. براي حل اين معضل بايد آگاه سازي و فرهنگ سازي، صورت بگيرد و نيز الگوهاي بهتري براي مردم مدنظر قرار داد.

تعريف حجاب :
كلمه حجاب هم به معني پوشيدن است و هم به معني پرده و حجاب. بيشتر استعمالش به معني پرده است. اين كلمه از آن جهت مفهوم پوشش مي دهد كه پرده وسيله پوشش است و شايد بتوان گفت كه به حسب اصل لغت هر پوششي حجاب نيست. آن پوشش حجاب ناميده مي شود كه از طريق پشت پرده واقع شدن صورت مي گيرد. (مطهري، ۱۳۷۳، ص ۷۸).
پوششي را كه اسلام براي زنان مقرر كرده بدين معني نيست كه از خانه بيرون نروند. مفهوم پوشش زن در اسلام اين است كه زن در معاشرت با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گري و خودنمايي نپردازد. (كوهستاني، ۱۳۸۳، ص ۱۳۴).
بنابراين حجاب زن ۱- حجاب، حافظ وقار، شخصيت، كرامت، اصالت و عظمت زن و حافظ زيبايي و منافع او براي شوهر است. ۲- حجاب در اسلام مصونيت است نه محدوديت (همان منبع، همان صفحه)
تاريخ پوشش حجاب زنان به آفرينش اولين انسان هاي روي زمين يعني آدم و حوا برمي گردد. بنابر مفاد آيات قرآن كريم آنان داراي لباس بوده اند اما بر اثر خوردن از شجره ممنوعه پوشش خود را از دست داده و بلافاصله به پوشاندن خود اقدام كرده اند. قبل از اسلام نيز در ميان بعضي از ملل حجاب وجود داشته است. طبق شواهد تاريخي در ايران باستان نيز حجاب بوده است. در اسلام نيز از آغاز نزول قرآن آيات شريفه بيانگر وجوب حجاب در ميان زنان مسلمان است و زنان نيز به رعايت اين قوانين الهي اهتمام ورزيده اند و اين سنت حسنه درميان زنان مسلمان استمرار يافته است. دستورهاي اسلام پيرامون آيات حجاب در احياي فرهنگ عفاف و پاكدامني و سلامت خانواده و اجتماع بسيار مؤثر بود و تحول چشم گيري ايجاد شد به طوري كه عايشه همسر پيامبر در ارتباط با اين وضعيت چنين نقل مي كند «مرحبا به زنان انصار همين كه آيات سوره نور نازل شد يك نفر از آنان مانند گذشته بيرون نيامد و همه ي آنان سرخود را با روسري هاي مشكي پوشاندند» (جليلي، ۱۳۸۳، ص ۷۹).

تاريخچه و مرور اجمالي حجاب در تاريخ اديان
باورها و اعتقادات در عرصه جهاني دو دسته اند كه داراي منشأ الهي و آسماني اند، مثل اعتقادات مربوط به يهود، مسيحيت و حتي از جهاتي زرتشتي و آئين مقدس در اسلام و دسته ديگر زائيده افكار فلاسفه، صاحب نظران، خيرخواهان، مصلحان و احياناً سياست بازان، مدعيان دروغين، جاهلان كه ساخته دست بشرند مثل آئين كنفوسيوس، بودايي، برهمايي، بهايي و …..
عقيده و باور ما اين است كه در اديان الهي آن ها كه به دور از تحريف و دست خوردگي هستند به حمايت از زن برخواستند و او را آفريده اي الهي كه مورد احترام خداوند است معرفی كرده اند دليل آن هم بسيار روشن است زيرا خدا را بالاتر و بزرگتر از آن مي بيند كه آفريده هايي چون زن و مرد داشته و يكي را بر ديگري بي حساب ترجيح دهد و يا به شكنجه و آزار و استثمار زن توسط مرد رضايت دهد. در مورد اديان غيرالهي كه انعكاسي از انديشه و روحيه ي مردم است، مسئله ممكن است به صورت هاي ديگري باشد. ما ذيلاً به چند مورد از آن اها اشاره مي كنيم.

۱) اديان غيرالهي
۱-۱) حجاب درآئين برهمايي :
برهمايي آئيني است كه در هند، طرفداران بسيار دارد. مردم آن از نظر فكري افرادي كم توقع نسبت به زندگي، بي رغبت به مال و به دور از حرص نسبت به مقام و جاه خويشند. در اين آئين زن شخصيتي مستقل ندارد، داراي وجودي تبعي و جزء مايملك پدر يا شوهر است. پدران و شوهران حق هرگونه دخالت و تصرف در فكر و اراده زن داشته واو حق نداشت از خانه خويش بي اجازه آن ها بيرون رود و نسبت به بيگانه آشنايي داشته باشد. حتي شوهر به علت بي عفافي همسر مي توانست او را طلاق دهد. در اين زمينه «ويل دورانت» در كتاب تاريخ تمدن مي نويسد: در هند طبق قانون «مانو» شوهر مي توانست همسرش را به علت بي عفافي طلاق بدهد.

مسأله ي سوزاندن زن به همراه جنازه ي شوهر و ريختن خاكستر او در رودخانه گنگ يا برهماپوترا در اين آئين از روزگار قديم وجود داشته و تا نيم قرن هم ادامه داشته است. علت اين كار بدان خاطر بوده كه براي زن پس از مرگ شوهر وظيفه و رسالتي قائل نبودند. عضوي زائد و بي حساب بود و براي زنده ماندن او توجيهي نداشته اند. مگر اين كه به نزد اقوام خود برود، وگرنه در خانه شوهر براي او جايگاهي نبود و زماني كه به نزد اقوام خود باز مي گشت، باز هم حق نداشت هرگز با شكمي سير زندگي كند ناگزير مي بايست به قناعت و كم خوري بپردازند و عبادت را پيشه خود سازد تا روزي كه مرگش فرا رسد حق ازدواج مجدد از او سلب مي شد حتي اگر مدت زندگي او با شوهر از سال نمي گذشت و او جوان بود. در

اين زمينه ويل دورانت مي گويد «رسم حجاب و يا پرده نشيني زنان شوهر كرده، بوسيله ايرانيان وارد هند شد و به همين جهت اين رسم در نواحي شمال هند بيش از نواحي ديگر استحكام داشته است. شوهران تا اندازه اي براي محافظت همسران خود از دست درازي سايرين يك گونه رسم پرده نشيني شديدي برقرار كرده اند. بنابرآن رسم يك زن آبرومند فقط مي توانست چهره ي خود را به شوهر و فرزندانش نشان بدهد. و در ملأ عام نيز تنها پس از در بر كردن چادري سنگين مي توانست راه برود. حتي پزشكي كه او را درمان مي كرد و نبضش را مي گرفت بايد از پشت پرده چنين مي كرد. در بعضي محافل نشانه بي تربيتي بود كه كسي از چگونگي وضع و حال همسر ديگري به پرسد يا در هنگام مهماني با خانم هاي منزل صحبت كند.

در قانون نامه مانو به مردان چنين اخطار مي شود «زن طبيعتاً ميل دارد مرد را اغوا كند. لذا مرد نبايد در يك جاي خلوت با خويشاوندان نزديك خود بنشيند و نبايد به بالاتر از قوزك پاي دختر عابر نگاه كند» (پارسا، ۱۳۷۷، ص ۳۵).

۲- ۱)آئین كنفوسيوس :
«آئين كنفوسيوس» آئيني است، كه در چين و ژاپن و …. طرفداراني دارد و خود كنفوسيوس مدعي نبوت و رسالت الهي نبوده و پيروان او هم چنين ادعايي ندارند. او را بشري عادي ولي خبره و صاحب نظر معرفي مي كنند بعد معاد و قيامت، كيفر و حسابرسي وحي و قانون خدايي در آن وجود ندارد در اين آئين زن انعكاسي از مرد و براي خدمت و جذب عطوفت شوهر آفريده شده است. گامهاي او فساد آفرين، وجودش فسادآفرين است. داراي ارزش و شخصيت قابل اعتنايي نيست. اختيار او مطلقاً با مرد است و از خود اراده و انديشه اي را نبايد بروز دهد. او جزء مايملك مرد است. همانند كالايي در اختيار او، در انتخاب همسر و در ازدواج صاحب رأي و نظر نيست، تكليف او را ديگران معين مي كنند. همه گاه بايد در اطراف

همسر باشد. براي اين كه دختران زودتر شوهر كنند و يا به جاي دور نروند، پاهاي آنان را به گمان خود زيبا و در حقيقت معيوب مي كردند. او بايد نسبت به مرد خضوع كند از او اطاعت و حرف شنوي كامل داشته باشد براي جلب عطوفت شوهر بايد به ديرها پناه برده، دعا كند و از ارواح نياكان كه خدايان او هستند استمداد به طلبد خلاصه معتقدند زن براي لذت مرد آفريده شده و بهترين زن كسي است كه نسبت به مرد خاضع تر باشد، پرحرفي زن، بيمار شدن او، عقيم بودن او، بي ميلي شوهر نسبت به او، اين حق را براي شوهر ايجاد مي كند تا او را در معرض فروش بگذارد، مثلاً زن در آئين كنفوسيوس از چنين جايگاهي برخوردار است و موجودي بي اراده و خرد و فاقد ارزش و شخصيت قابل اعتنايي است، بايد پرده نشيني را اختيار كند، به ديرها پناه برد تا به تواند از اين طريق عطوفت خانواده شوهر را جلب نمايد و داراي منزلت انساني گردد. (پارسا، ۱۳۷۷، ص ۳۲).