مقدمه:
محیط اجتماعی و اقتصادی زائیده روابط متقابل اجتماعی، اقتصادی و مناسبات اقتصادی میان افراد یک جامعه میباشد. روابط اجتماعی در سطوح وسیع موجد نهادهای اجتماعی خواهد بود.نهادها به نوبه خود جهت بقاء هر جامعه بوجود می آید وساخت یک اجتماع را شکل میدهد. جوامع متعدد بشری دارای خصوصیات فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، جغرافیایی و ژنتیکی خاص خود میباشند.هر گونه مطالعه ای که درباره انسان صورت گیرد باید در چارچوب زمانی مکانی مشخص انجام پذیرد.چرا که جوامع در حال تحول دائمی هستند.انسان به عنوان موجودی اجتمایی که در جامعه دارای روابط متقابل متعددی است واز محیط اجتمایی

،اقتصادی تاثیر میپذیرد وتاثیر میگذارد مورد مطالعه علوم متعددی از جمله علم انسان شناسی زیستی قرار گرفته است. مراد از انسان شناسی زیستی مطالعه خصوصیات زیستی وبدنی تکامل وتحول انسان و اختلافات زیستی موجود میان انسانها است.این علم به مطالعه منشا تغییرات وتفاوتهای موجود میان افراد یک گروه از یک طرف و میان گروهها و جمعیتهای انسانی از طرف دیگر میپردازد.درانسان شناسی زیستی مطالعه اختلافات موجود میان انسانها با توجه به رشد ونمو و اختلافات تشریحی امری ضروری است و مقایسه وضع فیزیولوژیک، متابولیک و بیوشیمیک بدن در گروههای مختلف انسانی نیز انجام میشود. انسان شناسی زیستی همچنین تفاوت اندازه های بدن را در میان افراد مختلف از یکطرف ومیان گروههااز طرف دیگر مطالعه ومقایسه میکند.مطالعه خصوصیات زیستی و بدنی را با توجه به مطالعات علوم انسانی و اجتمایی انجام میدهد.

باتوجه به مطالب بیان شده روشن میگردد که آنچه در این تحقیق در پی آن هستیم بررسی تفاوت خصوصیات کمی در نزد افراد مختلف با توجه به شرایط محیطی متفاوت از جمله شرایط مربوط به مادر، محیط خانوار،سن ازدواج،رابطه خویشاوندی وغیره میباشد.بدین منظور با مطالعه کلیه منابع علمی در دسترس و شناسایی ویژگیهای جمعیتی و بهداشتی مادران و نوزادان، مطالب طبقه بندی شده و بر اساس آن متغیر های تحقیق شناسایی شد و فرضیه های مورد نظر ارائه گردید و سپس اقدام به جمع آوری اطلاعات جهت آزمون فرضیه ها شده است .گزارش و ارائه این پژوهش در پنج فصل به شرح ذیل تهیه و تنظیم شده است :
فصل اول در برگیرنده مقدمه ،بیان مساله ،اهمیت و ضرورت ،اهداف تحقیق و تعریف مفاهیم و متغیرها میباشد .فصل دوم شامل چهارچوب تئوریک و پیشینه تحقیق میباشد.فصل سوم روش شناسی شامل معرفی متغیرهاوارائه فرضیه های تحقیق ،تعیین نمونه و جامعه آماری ،روشهای نمونه گیری ،نحوه جمع آوری اطلاعات وچگونگی استخراج آنها بحث ومعرفی شده است .فصل چهارم به یافته های تحقیق میپردازد که به سه بخش جداول مربوط به ویژگیهای بهداشتی و

جمعیتی مادران (توصیفی) ،جداول مرتبط با ویژگیهای بهداشتی نوزادان(توصیفی) و جداول ارتباط بین ویژگیهای جمعیتی و بهداشتی مادران با ویژگیهای بهداشتی نوزادان (استنباطی )تقسیم بندی شده است .فصل پنجم به بحث و نتیجه گیری و ارائه پیشنهادها بر اساس یافته های تحقیق پرداخته ونتایج تئوریک و عینی تحقیق حاضر مورد بحث و بررسی قرار گرفته است .در پایان گزارش،منابع و ماخذ مورد استفاده در تحقیق آمده است.

بیان مساله:

همانطوریکه مشخص است مجموعه شرایط وعوامل بدنی، روانی، اجتماعی ،جمعیتی و بالاخره ژنتیکی، محیطی را برای جنین و نوزاد فراهم میکند که به طور قاطع و محسوسی بر هنجارهای حیاتی و زیستی او تاثیر میگذارند .

تنها عامل مهم بقاء نوزاد و تامین رشد ونمو او که در جهان ودر تمام گروههای جمعیت شناخته شده است پیشگیری از تولد نوزاد با وزن کم میباشد. در واقع در نوزادان سبک وزن (کمتر از ۲۵۰۰گرم)احتمال اینکه نوزاد بمیرد سه برابر است.

در کشور ما بر اساس مطالعه آقای دکتر ملک افضلی در سال ۱۳۷۱ نشان میدهد نسبت کم وزنی در کودکان شهری ۷%ودر کودکان روستایی ۸%میباشد .در استانهایی مانند کردستان ،سیستان و بلوچستان ،هرمزگان و لرستان نسبت کم وزنی نوزادان بالاتر است واین به دلیل محرومیت این استانها و مسائل مرتبط با محرومیت نظیر تغذیه مادران و کودکان است .معمولا در این استانها زنان به کارهای سخت اشتغال دارند که این مساله ارتباط خیلی نزدیک با وزن نوزاد دارد
بی تردید سلامتی جوامع ارتباط مستقیم با سلامتی و بقاء مادران و کودکان دارد.وقتی مادران زنده بمانند و رشد کنند کودکانشان نیز زنده مانده و رشد خواهند کرد .وقتی مادران و کودکان زنده بمانند و رشد کنند جوامعی که آنها در آن زندگی می کنند پیشرفت خواهند کرد.

مادران و کودکان بیشماری در جهان در اثر وضعیت بد بهداشتی، فقر غذایی و مراقبتهای بهداشتی نامناسب میمیرند و یا از عوارض آن رنج میبرند .سالانه بیش از نیم میلیون مادر در اثر بارداری و زایمان میمیرند. در همین زمان ۶/۱۰میلیون کودک زیر ۵ سال بر اثر معدودی بیماری قابل پیشگیری و درمان پذیر جان خود را از دست میدهند.تقریبا تمامی این مرگها در کشورهای با درآمد پایین یا متوسط و در بین فقیرترین افراد در این کشورها روی میدهد.

مادران و کودکان بیشماری هر ساله از بیماری رنج میبرند یا میمیرند .میلیونها مادر و کودک در هر سال به علت حاملگی، زایمان و یا در اوایل کودکی جان خود را از دست میدهند .بسیاری دیگر از وضعیت بد بهداشتی و سوء تغذیه رنج میبرند. نوزادان «۲۸-۰روزه »در معرض بیشترین خطر برای مرگ هستند(۲۰۰۴who)
در هر دقیقه یک مادر بر اثر عوارض بارداری و زایمان جان خود را از دست میدهد به عبارت دیگر ۱۴۰۰ مادر هر روزو۶/۱۰میلیون مادر در هر سال(who2005) جان میبازند. در هر دقیقه ۲۰ کودک زیر ۵ سال میمیرد.این یعنی ۳۰۰۰۰مرگ کودک در هر روز و.نوزادان کمتر از یکماه در معرض بیشترین خطر هستند .سالانه حدود ۴ میلیون مرگ از بین تمامی مرگهای زیر ۵سال در بین نوزادان اتفاق میافتد(لاون و همکاران ۲۰۰۴)

۷۰ درصد کل مرگهای مادران در اثر ۵ عامل اتفاق می افتد :خونریزی( ۲۴درصد) ،عفونت (۱۵ درصد) ،سقط غیر ایمن (۱۳ درصد)، بالا بودن فشار خون (۱۲ درصد) و زایمان سخت( ۸ درصد). با وجود این فقر، تبعیض اجتماعی، پایین بودن سطح تحصیلات و خشونت علیه زنان مهمترین علل زمینه ای مرگ ومیر و ناتوانیهای مادران را تشکیل میدهند. زنانی که در سنین پایین باردار میشوند، آنان که تعداد بارداریشان زیاد است، آنان که از بیماریهای عفونی مثل مالاریاو یا سل رنج میبرند وآنان که دچار سوء تغذیه یا کم خونی هستند بیشتر در معرض مرگ ومیر قرار دارند.

بیشترین عواملی که جان نوزادان«۲۸-۰روزگی»را تهدید میکند در اثر ترکیبی از شرایط دوره پریناتال یعنی زمان حول وحوش تولد (مثل وزن کم زمان تولد، صدمات زایمانی و خفگی زمان تولد )و عفونت های شدید است.

بقاء و سلامت مادران وکودکان علاوه بر اهمیت آن به عنوان حقوق فردی محور حل بسیاری از چالشهای اقتصادی اجتماعی و توسعه است. وقتی مادران و کودکان، بیمار شده ویا میمیرند خانواده ها، جوامع و کشورهای آنها نیز متاثر شده و صدمه میبیند. بهبود وضعیت بقاء و سلامت مادران و کودکان نه تنها باعث ارتقاء سطح سلامت جوامع میشود بلکه موجب کاهش فقر و نابرابری نیز خواهد شد.

بهداشت ضعیف یکی از دلایل اصلی فقیر شدن و فقیر ماندن خانواده است (نارایان و همکاران ۲۰۰۰ )مادران و کودکان بیمار باعث افزایش هزینه های خانواده میشوند. قیمتها و کسری مخارج مهمترین عوامل بازدارنده برای دریافت خدمات بهداشتی هستند که منجر به تاخیرهای خطرناک برای جستجوی کمک در خارج از خانه بویژه برای زنان حامله و کودکان میشوند.(۲۰۰۳oecd,who)وقتی یک مادر بیمار شده یا میمیرد سهم مولد او در خانه ، نیروی کار، اقتصاد و جامعه از بین میرود و بقاء و تحصیل فرزندان وی به مخاطره می افتد. هر سال حدود یک میلیون نفر از کودکان خردسال به واسطه مرگ مادرانشان میمیرند.(۲۰۰۳who)

بهداشت خوب کودکان امری الزامی برای توسعه اقتصادی و اجتماعی است (بانک جهانی ۱۹۹۳)تخمین زده شده که به ازاء هر یک دلار سرمایه گذاری برای سلامت کودک ۷ دلار از طریق کاهش هزینه های رفاه اجتماعی و افزایش قدرت تولید جمعیت جوان یا بالغین ذخیره میشود . (بانک جهانی ۱۹۹۶)وقتی کودکی بیمار شده ویا میمیرد هم خانواده وهم جامعه صدمه میبیند بیماریهای پی در پی و سوء تغذیه روی تکامل و نمو ذهنی اندازه جسمانی و توانایی کودکان خردسال تاثیر میگذارد. این امر باعث کاهش موفقیت در تحصیل بعلاوه کاهش در قدرت تولید و ظرفیت کار در سالهای آینده عمر میشود (کمیسیون اقتصاد ماکرو و بهداشت۲۰۰۱)

با توجه به مطالب فوق وحساسيتهاي موجود پيرامون موارد مذكور،اين مطالعه درصدد است تابه سوالات كليدي از جمله اينكه آيا ويژگيهاي جمعيتي مادراعم از سن ازدواج،سن حاملگي ،سطح تحصيلات ويا ويژگيهاي بهداشتي او اعم از سوابق حاملگيهاي قبلي وي بر سلامت نوزاد او تاثيرگذار است يا خير ؟،پاسخ دهد.در حقيقت سوالات فوق پرسشهاي اصلي تحقيق هستندكه موردمطالعه و آزمون قرارخواهند گرفت .اميد است كه با ارائه پاسخهاي صحيح و منطقي به سوالات فوق توانسته باشيم گامي كوچك در جهت كمك به برنامه ريزان و دست اندركاران امور بهداشتي و جمعيتي برداشته ونيز نقطه عطفي باشد در زمينه مطالعاتي از اين قبيل در حوزه علوم جمعيتي

 

اهمیت و ضرورت انجام تحقیق:
به جهت اهمیت بسیار زیاد سلامت مادر وکودک، موضوع روز جهانی بهداشت سال ۲۰۰۵″ مادران و کودکان سالم “است ودر همین راستا بیش از ۱۸۹ کشور در مورد قطعنامه هزاره و پیگیری اهداف توسعه هزاره متعهد شده اند.

بقاء و سلامت مادران وکودکان علاوه بر اهمیت آن به عنوان حقوق فردی محور حل بسیاری از چالشهای اقتصادی اجتماعی و توسعه است.اما غالبا به این دلیل که زنان و کودکان ضعیف ترین اعضاءجامعه هستند نیازهای آنان درک نمیشود. وقتی مادران و کودکان بیمار شده ویا میمیرند خانواده ها، جوامع و کشور آنها نیز متاثر شده و صدمه میبیند. بهبود وضعیت بقاء و سلامت مادران و کودکان نه تنها باعث ارتقاء سطح سلامت جوامع میشود بلکه موجب کاهش فقر و نابرابری نیز خواهد شد.خدمات پیشگیری باعث کاهش ناتوانیهای مربوط به دوران کودکی شده و میزان سرباری اجتماع را کاهش می دهد.

علاوه بر هزینه های اقتصادی آن برای کل جامعه افزایش باروری با زحمات و هزینه های زیادی برای زوجها به خصوص مادران همراه است. هر بار حاملگی و وضع حمل روی سلامت واحتمال زنده ماندن مادر اثر دارد.در طی مدت بارداری مادر ممکنست از عوارض بارداری به خصوص کم خونی رنج ببردوبه علت ضعف جسمی در معرض ابتلاء به بیماریهای مختلف قرار گیرد .در نتیجه این بیماریها غالبا جنین نیز صدمه دیده و قبل از موعد سقط میشود و معیوب یا مرده به دنیا می آید. هر کدام از این حوادث به نوبه خود روی سلامت جسمی وروحی مادر اثر گذاشته و ممکنست ادامه حیات او را مورد تهدید قرار دهد.بدیهی است هر چه وضع مالی خانواده ضعیفتر باشد احتمال بروز عواقب نامساعد باروری بیشتر خواهد بود.خطرات بالا به خصوص در مورد مادران جوان (کمتر از ۲۰ساله)بسیار بالاست.

حاملگیهای متعدد و نزدیک به هم روی سلامت کودکان خانواده هم اثر معکوس گذاشته و سلامت آنها را به خطر می اندازد. ناتوانی مادر از رسیدگی به کودکان متعدد و از لحاظ سنی نزدیک به هم یکی از دلایل عمده این تاثیر معکوس است. ناتوانی خانواده از تامین نیازهای غذایی ،بهداشتی و تربیتی فرزندان متعدد در سلامت جسمی و روانی کودکان و دسترسی آنان به فرصتهای لازم برای آموزش و پرورش حائز اهمیت است. پایین بودن نسبی قد ووزن کودکان متعلق به

خانواده های بزرگ ،بالا بودن نرخ مرگ ومیر کودکان واطفال در این قبیل خانواده هاو بالاخره عقب ماندگی هوشی و درسی کودکان متعلق به خانواده های بزرگ در مقایسه با خانواده های کوچک شواهد بارزی از تاثیر منفی باروری بالا بر روی سلامت و رشد طبیعی کودکان به دست میدهد.یکی دیگر از مضرات حاملگیهای مکرر واز لحاظ زمانی نزدیک به هم مداخله با امکان شیر دادن کودک توسط مادر وبه این ترتیب به خطر انداختن سلامت وامکان بقای مادران میباشد. لذا شیر دادن به کودکان هم از لحاظ حفظ سلامت کودک حائز اهمیت فراوان است و هم از بوجود آمدن بسیاری از بیماریها در مادر ازجمله ازخطر ابتلا به سرطان پستان و تخمدان پیشگیری میکند. بنابر این تشویق مادران به شیر دادن نوزادان به عنوان جزئی از برنامه های بهداشت باروری مورد تاکید قرار گرفته است.

طبق تخمینهای سازمان بهداشت جهانی همه ساله بیش از ۵۸۵۰۰۰زن جوان بر اثر عوارض ناشی از آبستنی و وضع حمل میمیرندو چون حدود ۹۸%کل آبستنیها در حال حاضر در کشورهای در حال توسعه صورت میگیردمیتوان حدس زد که اکثریت قاطع مرگهای مادران جوان بر اثر عوارض بارداری نیز در همان مناطق اتفاق میافتد.به همین ترتیب بیش از ۱۱میلیون کودک کمتر از ۵ سال هر سال در کشورهای در حال توسعه از بین میروند.
حاملگیهای نزدیک به هم با خطر بیشتری برای سلامت و حیات کودکان همراه است. کودکانی که کمتر از دو سال بعد از تولد بچه قبلی به دنیا می آیند، دو برابر بیش از کودکانی که با فاصله دو سال یا بیشتر به دنیا می آیند در معرض خطر مرگ ومیر در سال اول زندگی قرار دارند .به این ترتیب با افزایش فاصله آبستنیها به دو سال یا بیشتر میتوان به طور متوسط مرگ ومیر اطفال را به اندازه یک چهارم (بیست و پنج درصد)تقلیل داد.

کودکان مادرانی که کمتر از ۲۰ سال دارند یک ونیم برابر بیش از کودکان مادران ۲۹-۲۰ساله در معرض خطر مرگ و میر دوران طفولیت قرار دارند .در هر دقیقه حداقل یک نفر زن جوان بر اثر عوارض ناشی از حاملگی و وضع حمل از بین میروند. احتمال اینکه یک زن متعلق به کشورهای در حال توسعه در طول دوره زندگی خود براثر این قبیل عوارض از بین برود سو هشت برابر بیش از همین احتمال در مورد زنان کشورهای پیشرفته است.

زنان به سن باروری و کودکان زیر ۵ سال به ترتیب حدود ۱۲و۲۳درصد از کل جمعیت جهان را تشکیل میدهند. ۴ نفر از ۵نفر جمعیت جهان نیز در در کشورهای رو به رشد زندگی میکنند. سلامت زنان و کودکان این کشورها مستقيما دستخوش پیامد زاد وولدها و مرگهای فراوان و نیز بیماریهای عفونی و سوء تغذیه است .در این تردید نیست که آینده هر کشور و حتی نوع بشر به سلامت کودکان بستگی دارد. برای آنکه کودک به بزرگسالی سالم و توانا بدل شود نیازمند برخورداری از غذای کافی ،آب سالم، آموزش و مراقبتهای بهداشتی و شرایط ا من زندگی است .سلامت کودکان از سویی در گرو آن است که خود سالم به دنیا آیند و آسیب پذیریهای شدید نخستین روزها و سالهای حیات را پشت سر نهندو از سوی دیگر مادران باید از سلامت کافی برای مراقبت از آنها برخوردار باشند .زاد و ولد فراوان و با فواصل اندک دست یافتن به این حال را دشوار و گاه غیر ممکن میکند. یکی از جلوه های جمعیتی در کشورهای در حال توسعه جهان فاصله اندک

تولدهاست. در این حال نه بدن مادر فرصت جبران نیرو و توان از دست رفته در جریان حاملگی قبلی را می یابد و نه مجالی برای مراقبت از کودک باقی میماند .به این ترتیب حاملگیهای با فاصله اندک خود به یکی از عاملهای مرگ کودکان تبدیل میشود . در شرایط جمعیتی کشورهای در حال توسعه کثرت تعداد فرزندان خانواده مساله ای عمده است. بررسیهای فراوان نشان داده است که هر چه شمار فرزندان (رتبه تولد )زیادتر میشود بر مرگ کودکان زیر یکسال نیز افزوده میگردد.

یکی از نتایج تعدد فرزندان خانواده اثر سوء آن بر سوء تغذیه کودکان است. هر چه تعداد فرزندان خانواده بیشترشود بر هزینه غذای خانوار افزوده و از سرانه غذای افراد آن کاسته میشود.

حاملگیهای مکرر ونزدیک به هم مانع بازیابی سلامت مادر میشود و مجالی برای تامین ذخایر عمده ای که مادر صرف پرورش جنین خود کرده است پدید نمی آید.به همین دلیل است که با افزوده شدن به تعداد فرزندان، سلامت مادر و کودک هر دو دستخوش اختلال و بحرانهای شدید میشود.بستگی شدید میان سلامت جسمی و روانی مادر و فرزند او آنقدر آشکار است که جای گفتگو ندارد. این ارتباط بخشی از فرآیند مداوم و دامنه داری است که گاه سبب میشود

اختلال در سلامت طی چندین دهه از نسلی به نسل دیگر پایدار بماند. تداوم این اختلال حاصل مجموعه ای از عوامل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و بیولوژیک است .مادر بیمار و ناتوان کودکی به دنیا می آورد که احتمال بقاء او چندان زیاد نیست و اگر زنده بماند ابزاری برای تداوم اختلال در سلامت خود او خواهد بود. مادر نیز انرژی وامکان کافی برای مراقبت از فرزند نخواهد داشت .فرزند او اگر دختر باشد همچون بسیاری از دختران جوان دنیای در حال توسعه با بیماری کم غذایی و شرایط دردناک اقتصادی ،اجتماعی رو به رو خواهد بود واین چرخه همچنان ادامه می یابد. این دختر ممکن است مبتلا به کمخونی، عفونتهای انگلی یا بیماریهای مختلف واگیردار شود که در کنار سوء تغذیه پایدار توان او برای مقابله با بسیاری از مخاطرات اولین سالهای حیات رابه تحلیل میبرد.

در این پژوهش کوشش شده است که عوامل اثر گذار بر سلامت نوزاد(عمدتا وزن تولد)مورد بررسی قرار گیرد.با توجه به اینکه بسیاری از عوامل ایجاد کننده کم وزنی را میتوانیم با مراقبتهای صحیح در دوران بارداری و قبل از آن برطرف کنیم و بخصوص اینکه کم وزنی خود یک عامل مهم ابتلا به بیماریهای زمان نوزادی و شیر خواری و همچنین مرگ ومیر است بنابراین شناخت عوامل موثر در اختلال در سلامتی نوزاد نظیر کم وزنی در منطقه میتواند از نظر برنامه ریزی برای کاهش موارد خطر فوق و در نهایت کاهش مرگ و میر نوزادان وارتقاء سطح سلامت آنان و همچنین توجه به سلامت مادران کارآمد و راهگشا باشدو امید آنکه نتایج این تحقیق بتواند راهنمایی هر چند کوچک در اختیار سیاستگذاران و متولیان بهداشتی ،مراکز جمعیت شناسی ،متولیان فرهنگ سازی در کشور از جمله رسانه ها ،سیستم آموزشی کشور و… قرا دهد.

اهداف تحقیق:
۱٫ هدف کلی : تعیین ارتباط ویژگیهای جمعیتی و بهداشتی مادران با سطح سلامت نوزادان (عمدتاوزن هنگام تولد)آنها در سطح مراکز بهداشتی درمانی شهر تهران(تحت پوشش دانشگاه شهید بهشتی)-سال ۱۳۸۳
۲٫ اهداف ویژه:
۱-۲اهداف ویژه توصیفی :
۱-تعیین نسبت کم وزنی ،میانگین و توزیع نسبی وزن هنگام تولد نوزادان به تفکیک منطقه ودرکل جمعیت مورد مطالعه
۲-تعیین میانگین وتوزیع فراوانی نسبی رتبه حاملگی به تفکیک منطقه ودرکل جمعیت مورد مطالعه
۳-تعیین نسبت جنسی در بدو تولد به تفکیک منطقه ودرکل جمعیت مورد مطالعه
۴-تعیین نسبت اشتغال مادران به تفکیک منطقه ودرکل جمعیت مورد مطالعه
۵-تعیین فراوانی نسبی نوع زایمان به تفکیک منطقه ودرکل جمعیت مورد مطالعه
۶-تعیین نسبت فصول زایمان به تفکیک منطقه ودرکل جمعیت مورد مطالعه

۷-تعیین فراوانی نسبی فاصله بین دو بارداری متوالی به تفکیک منطقه ودرکل جمعیت مورد مطالعه
۸-تعیین نسبت اولین مراجعه برای مراقبتهای دوران بارداری به تفکیک منطقه ودرکل جمعیت مورد مطالعه
۹-تعیین نسبت فراوانی دفعات مراقبت مادران به تفکیک منطقه ودر کل جمعیت مورد مطالعه

۱۰-تعیین فراوانی نسبی رتبه حاملگی به تفکیک منطقه ودر کل جمعیت مورد مطالعه
۱۱-تعیین میانگین سن فعلی مادران به تفکیک منطقه ودرکل جمعیت مورد مطالعه
۱۲-تعیین نسبت سطح سوادمادران به تفکیک منطقه ودرکل جمعیت مورد مطالعه
۱۳-تعیین میانگین و توزیع فراوانی نسبی سن اولین ازدواج به تفکیک منطقه و در کل مادران مورد بررسی
۱۴-تعیین میانگین تعداد حاملگی بر حسب سطح تحصیلات مادر
۲٫ اهداف ویژه تحلیلی :
۱ ) تعیین ارتباط بین سطح سواد مادرو کم وزنی هنگام تولد

۲ ) تعیین ارتباط بین جنس نوزاد و کم وزنی هنگام تولد
۳ ) تعیین ارتباط بین عدم فاصله گذاری مناسب بین موالید و کم وزنی هنگام تولد
۴) تعیین ارتباط بین تعداد دفعات مراقبت از مادر در طول حاملگی و کم وزنی هنگام تولد
۵ ) تعیین ارتباط بین تعداد حاملگی و کم وزنی هنگام تولد

۶ ) تعیین ارتباط بین سن مادر هنگام حاملگی و کم وزنی هنگام تولد
۷ ) تعیین ارتباط بین بیماری مزمن مادر و کم وزنی هنگام تولد
۸) تعیین ارتباط بین سابقه تولد نوزاد کم وزن توسط مادر و تولد مجدد نوزاد کم وزن
۹ ) تعیین ارتباط بین رابطه خویشاوندی والدین و کم وزنی هنگام تولد
۱۰ )تعیین ارتباط بین طول دوره حاملگی و کم وزنی هنگام تولد
۱۱) تعیین ارتباط بین دو قلوزایی مادر و کم وزنی هنگام تولد

۱۲) تعیین ارتباط بین شغل مادر و کم وزنی هنگام تولد
۱۳ ) تعیین ارتباط بین سن ازدواج مادر و سطح سواد او
۱۴) تعیین ارتباط بین نوع زایمان و سطح تحصیلات مادر

تمیز متغیرهای علی :
۱-متغیرهای مستقل مورد مطالعه ای که در این بررسی وجود دارند عبارتنداز:
سن مادر هنگام حاملگی ، طول دوره حاملگی ، سواد مادر ، شغل مادر ، سواد پدر ، شغل پدر ، تعداد حاملگی مادر ، فاصله بین بارداریها ، جنس نوزاد ، سابقه تولد نوزاد کم وزن ، حاملگی چند قلویی ، بیماری مادر طی دوران بارداری ، تعداد دفعات مراقبت مادردر زمان حاملگی ، سابقه خویشاوندی بین مادر و پدروطول مدت حاملگی
۲-متغیر وابسته در این بررسی کم وزنی نوزاد
( کمتر از ۲۵۰۰ گرم ) در هنگام تولد است.