چکیده

موفقیت بخش مهمی از پروژه اقتصاد مقاومتی به نهادینه شدن مؤلّفه هاي آن در جامعه وابسته است. به نظر اندیشمندان رسیدن به این مهم در گرو بازشناسی و فرمولبندي سبک زندگی متناسب با اقتصاد مقاومتی است که نقش جامعهپذیري و آموزش و پرورش در نهادینه ساختن این نوع از سبک زندگی بسیار راهبردي است. با عنایت به این مهم، تحقیق حاضر در نظر دارد عوامل مؤثر بر گرایش دانشآموزان به سبک زندگی متناسب با اقتصاد مقاومتی را از منظر جامعهشناختی بررسی نماید. این تحقیق به شیوة پیمایشی با استفاده از پرسشنامه محققساخته در بین ۶۵۰ نفر از دانشآموزان متوسطه شهر کرج به عنوان نمونه اجرا شد. یافتهها نشان دادند که میزان گرایش دانشآموزان به سبک زندگی متناسب با اقتصاد مقاومتی با متغیرهاي استفاده از رسانه، میزان مصرفگرایی خانواده، جامعه پذیري دینی، اهتمام مدرسه به فرهنگ اقتصاد مقاومتی و شخصیت اجتماعی پیشرفته همبستگی معنادار دارد. تحلیل رگرسیون آشکار ساخت بیش از

۳۰ درصد از تغییرات متغیر وابسته از طریق متغیرهاي استفاده از رسانه، میزان مصرفگرایی خانواده، جامعهپذیري دینی و شخصیت پیشرفته اجتماعی قابل پیشبینی است.

در کل نقش عوامل مؤثر در فرآیند جامعهپذیري در گرایش به سبک زندگی متناسب با اقتصاد مقاومتی، در این تحقیق برجستهتر بود. بر این اساس، نهادینه ساختن سبک زندگی متناسب با اقتصاد مقاومتی، ناگزیر از توجه به فرآیند جامعهپذیري و در ضمن آن نهاد آموزش و پرورش رسمی و غیررسمی است.

واژگان کلیدي: اقتصاد مقاومتی، سبک زندگی، جامعهپذیري، مصرف و آموزش و پرورش.

مقدمه (بیان مسأله و ادبیات)

با اینکه به دلیل شرایط خاص اقتصادي در سالهاي اخیر توجه ویژهاي از سوي رهبران سیاسی جمهوري

اسلامی ایران به مسأله اقتصاد مقاومتی شده، ولی تعمیق در مؤلّفههاي پروژه اقتصاد مقاومتی گویایی این مهم

است که حرکت به سمت فرهنگ اقتصاد مقاومتی در همه حال براي جامعه حائز اهمیت بوده و دربردارنده پیامدهاي مطلوبی است. این اهمیت هنگامی آشکارتر میشود که اقتصاد مقاومتی را نوعی اقتصاد مردمی و

جامعهمحور در نظر بگیریم. همانطور که مقام معظم رهبري تأکید دارند مردم نقش محوري در اقتصاد مقاومتی دارند و به همین دلیل پیادهسازي اصل ۴۴ قانون اساسی مبنی بر افزایش مشارکت مردمی در اقتصاد را توصیه

همایش ملی نقش سبک زندگی در اقتصاد مقاومتی
۲

میکنند. محوریت یافتن ساختارمند مشارکت مردمی در اقتصاد مقاومتی حاکی از این مهم است که اقتصاد

مقاومتی برخلاف بدیلهاي آن یعنی اقتصاد جنگی یا اقتصاد ریاضتی، پروژهاي موقت و زودگذر نبوده بلکه در سیاستگذاريها و برنامهریزيهاي کلان به افقهاي طولانی مدتی اندیشیده شده است که تنها در صورت

نهادینه شدن فرهنگ اقتصاد مقاومتی قابل حصول است.

توجه به این امر ضرروي است که جمهوري اسلامی ایران در طول قرن بیستم گفتمان جدیدي متشکل از

عناصر سیاسی، فرهنگی، مذهبی و اقتصادي در سطح جهان مطرح نموده که با مخالفت نظام سلطه و استکبار

جهانی روبرو شده و به همین دلیل استکبار جهانی تلاش دارد از انواع فشارهاي اقتصادي نیز به عنوان اهرمی براي تضعیف این گفتمان استفاده نماید. در چنین شرایطی، اقتصاد مقاومتی یعنی تشخیص حوزههاي فشار و

متعاقباً تلاش براي کنترل و بیاثر کردن و در شرایط آرمانی تبدیل چنین فشارهایی به فرصت، که قطعاً باور و

مشارکت همگانی و اعمال مدیریتهاي عقلایی و مدبرانه پیششرط و الزام چنین موضوعی است. یا به تعبیر

مقام معظم رهبري اقتصاد مقاومتی یعنی آن اقتصادي که در شرایط فشار، در شرایط تحریم، در شرایط دشمنیها و خصومتهاي شدید میتواند تعیین کننده رشد و شکوفایی کشور باشد (بیانات رهبري۱، .(۱۳۹۱

توجه به این برداشت از اقتصاد مقاومتی چند نکته مهم را در مورد پروژه اقتصاد مقاومتی خاطر نشان میسازد؛ اولاً اینکه اقتصاد مقاومتی با ریاضت، فرو رفتن در لاك دفاعی، قطع رابطه با دنیاي بیرون و اقتصاد

سیاسی فرق دارد؛ ثانیاً اقتصاد مقاومتی به معنی مدیریت سرمایههاي اقتصادي، سیاسی و اجتماعی کشور براي

جهش به سوي رشد و شکوفایی است و دست آخر اینکه اقتصاد مقاومتی بر محور مردم استوار است و بدون مشارکت مردم تحققپذیر نیست. مقام معظم رهبري در طول بیانات مختلف از سال ۱۳۸۹ به بعد سعی نمودند شاخصهاي اقتصاد مقاومتی را تشریح نمایند و اندیشمندان و پژوهشگران به تبیین مؤلّفههاي آن فراخوانند.

روي هم رفته، در ادبیات ایشان، مهمترین عناصر پروژه اقتصاد مقاومتی عبارتاند از: مقاوم بودن شیرازههاي

اقتصاد ملی در برابر فشارها و بحرانهاي بینالمللی، استفاده از همه ظرفیتهاي دولتی و غیردولتی، حمایت از

تولید ملی، مدیریت صحیح منابع ارزي، مدیریت منابع انرژي، مدیریت الگوي مصرف، استفاده حداکثري از زمان و منابع براي اجراي طرحهاي مختلف در کشور و در نهایت، ایشان به موضوع مهمی در اقتصاد مقاومتی اشاره دارند که در اصل، این نوع از اقتصاد، دانشبینان است و بنابراین باید به مطالعه و تحقیق در این زمینه

اهمیت زیادي داده شود.

بحث به عمل آمده اهمیت اقتصاد مقاومتی را در دیدگاه مسئولین کشور به ویژه مقام معظم رهبري نشان

میدهد. همچنین نظر بهبعد مردمی اقتصاد مقاومتی، اهمیت مشارکت مردمی را در توفیق آن را خاطر نشان

میکند. در این راستا باید اذعان داشت که مردم به دو دلیل در پروژه اقتصاد مقاومتی اهمیت دارند؛ یکی اینکه

فرهنگ مصرف مردم نقش مهمی در تعیین سرنوشت پروژه اقتصاد مردمی دارد و دوم اینکه اقتصاد مقاومتی

براي رسیدن به اهداف خود نیازمند کنشگرانی خلاق، هوشمند و اجتماعی است که ضمن برخوردار از

.۱ سایت الگوها: www.olgooha.com، ۹۲/۸/۲۰

همایش ملی نقش سبک زندگی در اقتصاد مقاومتی
۳

خلاقیت و توان تدبر لازم براي گذشتن از بحرانهاي اقتصادي، اهداف اجتماعی داشته باشند و از انگیزه کافی

براي همبستگی با سایر اعضاي جامعه برخوردار باشند.

محوریت یافتن این دو عنصر در فرهنگ اقتصاد مقاومتی، لزوم شناخت و تدوین منظومهاي از الگوهاي

کنش، هنجارها و روابط را به لحالظ جامعهشناختی مطرح میسازد که در قالب سبک زندگی بهتر میتوان در

مورد آنها بحث نمود. از این رو، موفقیت پروژه اقتصاد مقاومتی در جلب مشارکت مردمی نیازمند شناخت و

اشاعه سبک زندگی متناسب با اقتصاد مقاومتی و قانع ساختن مردم به انتخاب این سبک از زندگی در میان

انواع سبکهاي زندگی موجود است. از آنجا که شناخت مؤلّفهها و عناصر سبک زندگی متناسب با اقتصاد مقاومتی اولین قدم در جهت مردمی ساختن پروژه اقتصاد مقاومتی است، ضروري است این بحث با پرداختن

به مفهوم سبک زندگی ادامه یابد.

یکی از دلایل مطرح شدن مفهوم سبک زندگی در ادبیات جامعهشناسی، ناتوانی مفاهیم کلاسیکی مثل طبقه

و پایگاه در بازشناسی و تبیین گروهبنديها و هویتهاي متکثر دنیاي مدرن بود. امروزه با پیدایش رفاه نسبی در طبقات پایین جامعه و گسترش حجم طبقه متوسط از سوي دیگر، رفتارهاي مصرفی و نگرشهاي هنجاري به مصرف، شالودة هویتهاي اجتماعی محسوب میشود. مفهوم اصلی و کلیدي در این رویکرد، »سبک زندگی«۱ است که همراه با مفاهیم مرتبط با خود مثل ذوق و قریحه۲، الگو و فرهنگ مصرف و اوقات فراغت۳،

تبدیل به یکی از شاخههاي اصلی جامعهشناسی فرهنگی شده است. به این خاطر، جامعهشناسان براي تعریف

مبناي هویت اجتماعی افراد، توجه خود را از حوزة تولید به حوزة مصرف و از تحلیلهاي ساختی و کارکردي

(که در آنها هویـت اجتماعی کـارکرد یا تابعـی از ساختارهـاي اجتمـاعی دانستـه میشود) به تحلیلهایی معطوف کردهاند که نقش بیشتري به عاملیت۴ و فرایندهاي تأملی۵ در بر ساختن هویتها میدهد. میتوان نتیجه گرفت که مفهوم سبک زندگی بدیل و رقیبی براي مفهوم طبقه اجتماعی است. زیرا مفهوم سبک زندگی بیشتر و بهتر از صور تمایز ساختاري میتواند تفاوتهاي موجود در دیدگاهها و ارزشها و رفتارهاي افراد را
توضیح دهد (چاووشیان، .(۱۳۸۱

سبکهاي زندگی الگویی براي کنش هستند که مردم را از هم متمایز میکنند. بنابراین سبکهاي زندگی کمک میکنند تا آنچه را مردم انجام میدهند و چرایی آن را و معنایی را که براي آنها و دیگران دارد درك کنیم

(چنی؛ ۱۳۸۲؛ به نقل از ازکیا؛ .(۲۴۵ :۱۳۸۸ در کل، سبک زندگی هر فرد عبارت از چارچوب شناختی است

که در آن فرد رفتارهاي خاصی را انتخاب میکند. این رفتارها به فرد کمک می کند تا با زندگی کنار بیاید

(شیلینگ؛ .(۱۰۰ :۱۳۸۲

۱٫ life style 2. taste 3. leisure 4. agency 5. agency

همایش ملی نقش سبک زندگی در اقتصاد مقاومتی
۴

سبک زندگی به عنوان مفهومی مدرن، چنانچه گیدنز در تشریح آن گفته است، بر محوریت انتخاب شکل

میگیرد و انتخابهاي مصرفی، هسته اصلی آن را تشکیل میدهند. گرچه در نگاه اول انتخابهاي مصرفی پدیدهاي فردي به نظر میرسند، ولی تأمل در پیامدهاي اجتماعی این انتخابها نشان میدهد سبک زندگی

مفهومی اجتماعی است؛ زیرا در غیر این صورت نمیتواند بازنمایی از هویتهاي اجتماعی جهان مدرن باشد.

این اندیشه که مصرف، کانون اصلی زندگی اجتماعی مدرن و نیز ارزشهاي فرهنگی شده است (یا میشود)

اساس مفهوم کلیتر فرهنگ مصرف است.

مصرف، خود از عوامل متعددي مثل سلیقه، انتخاب و شرایط اجتماعی و فرهنگی تأثیر میپذیرد و از سوي دیگر، مصرف، خود جنبه نمادینی دارد که به وسیله آن گروهبنديهاي هویتی شکل میگیرد. امروزه این فرآیند

چنان در بعضی جوامع تشدید شده که از آن به مصرفگرایی یا مصرفزدگی یاد میکنند. مصرف گرایی حالتی

خاص از فرهنگ مصرف در جوامع است که به صورت زیر تعریف میشود:

مصرفگرایی بهعنوان یک فرآیند اجتماعی، بر مصرف مصرفی تکیه کرده و مصرف هرچه بیشتر کالاهاي مصرفی، اعم از بادوام و بیدوام را مورد تأکید قرار میدهد. در این فرهنگ، افراد در خرید همیشگی کالاها و خدمات جدید، درگیر میشوند. در جامعه مصرفی به تعبیر بودریلار، »مصرف مبتنی بر خواست، مطرح میشود؛ نه صرفاً مبتنی بر نیاز؛ یعنی مصرف با میل آمیخته میشود و سلیقه و میل افراد در جامعه، بر نوع آن

تأثیر میگذارد(بهار، .(۱۶۹ :۱۳۸۶

کوتاه سخن اینکه در دنیاي امروز، »فرهنگ مصرف« طیف وسیعی از انتخابها را در اختیار مصرفکنندگان قرار میدهد و هر »انتخاب« نشانگر ارزشها، نگرشها و ذائقههایی است که شاید در اصل، ویژگی یک گروه اجتماعی باشند. مفهوم مصرف به مفهوم هویت جمعی مربوط میشود (چاووشیان، .(۱۳۸۱

به همین خاطر، مصرف مهمترین مؤلّفه سبک زندگی است و در بحث از سبک زندگی متناسب با اقتصاد