-۱ مقدمه

بروس جیلک نگاهی رادیکال به حوزه آموزش معاصر دارد و معتقد است که سیستم آموزش قدیمی و تاریخ گذشته قادر

به ارضای نیازهای کودک و نوجوان امروزی در دنیای مدرن نیست و مدرسهها به شیوهای نادرست بهجای آنکه به محیطی ۲/۵ cm گستردهتر و شبیهسازی نزدیکتری به شهر و واقعیّت های جامعه تبدیل شوند، مکانهایی بسته و بچهگانه عرضه کردهاند که ادعای برآورده کردن تمام نیازهای کودکان و نوجوانان را دارد. با این آگاهی او سعی می کند در مدرسههایی که طراحی آنها را به عهده می گیرد، فاکتورهای مختلف سیاست، اقتصاد، جامعه و محیط را در شکل، معماری، طراحی داخلی و تعریف برنامه آموزشی وارد کند؛ به این ترتیب مدرسه خود حکم یک مدل کوچک از جامعه واقعی را پیدا می کند. جیلک در مقالات و سخنرانیهای خود درباره اصول طراحی فضای آموزشی برای کودکان پیوسته به مواردی اشاره کرده است که در سطح بینالمللی مورد توجّه و ارزیابی قرار دارند. در دنیای امروز مسئله عدم تطابقفضای آموزشی و زندگی واقعی مطرح است؛ مثلاً آنکه در مدرسه های سنتی، کودکان بهشکل منفرد یاد می گیرند و به سوالها پاسخ میدهند، درحالی که در دنیای واقعی، امکان مشورت و کار گروهی فراهم است که نتایج بهتری در پی دارد.(احسانی موید و دیگران،۱۳۹۳،(۱۰ بنابراین می توان گفت پاسخگویی به چنین نیازی در طراحی محیطهای انسانساخت معماری و شهرسازیِ مخصوص کودکان، نیازمند مطالعه دقیق دنیای کودکان، و بررسی دقیق رشد و تکامل کودکان و حتّی نوجوانان است. و این تلاش وسیله ضروری تربیت مطلوب کودکان و نوجوانان به شمار میرود.”سالهاست که مطالعه رشد و تکامل کودک، بیش از اینکه یک امر انتزاعی و نظریِ محض باشد، به صورت امری اجتماعی در آمده است. و روانشناسان رشد به چگونگی توصیف و تبیین رشد و تکامل اکتفا نمیکنند بلکه میکوشند اطلاعات زیادی درباره رشد و نمو کودکان بدست آورند؛ همچنین میخواهند چگونگی کنترل، تغییر، و بهتر ساختن رشد و نمو را دریابند. در واقع، میدان رشد و نمو کودک تحت تأثیر اشخاصی قرار گرفته است که علاقهمندند پاسخهای مسائل اجتماعی مهم را دریابندمثلاً. روانشناسان رشد معاصر به مطالعه وضع کودکستانها می پردازند زیرا میخواهند محیطهای یادگیری خوبی برای کودکان خردسال فراهم سازند.”(شعاری نژاد،۱۳۸۰،(۳

با مطالعه دقیق مسائل مربوط به کودکان و محیط آن ها چه به روش کتابخانهای و چه به روش میدانی، مقدار عظیمی از اطلاعات در مورد کودکان، دنیای آنها و تفکّرات و احساس آنها جمعآوری میشود، که برای بهرهبردن صحیح از این اطلاعات باید بهگونهای صحیح گزارههای آن را در کنار هم گذاشت و به صحیح ترین پاسخها در زمینه طراحی مناسب کودکان رسید. بنابراین برای رسیدن به زیباترین و بهترین پاسخ در این زمینهپس” از تفکّر و تعمّق درمورد اطلاعات جمعآوری شده در

همایش بینالمللی روانشناسی و فرهنگ زندگی

International conference pscyhology and cultural life

مراحل قبل، برنامه ریز و طراح باید صریحترین گزارههای مربوط به مسأله را تبیین کنند. این گزاره ها باید بهگونهای باشند که بتواند ساختمان را شکل دهد. اگر این گزارهها با دقّت و مهارت بیان شود، اقدامی در جهت طراحی تلقی میگردد و میتوان از آن بهعنوان معیارهای طراحی برای ارزیابی راه حل طراحی استفاده کرد.” (پنیا،۱۳۸۸،(۹۲و این تلاش تفکّری همهجانبه را میطلبد تا همه الگوهای رشدی و رفتاری را در زندگی کودک به صورت یک تفکّر سیستمی بررسی کند و از اطلاعات بدست آمده برای بیانچگونگی کیفیّت طراحی فضاهای کالبدی مناسب برای کودکان استفاده نماید. “از جمله کاربردهای مستقیمی که تفکّر سیستمی در مهارتهای طراحی دارد، همانا شکلگیری مفهوم»مشخصات کار« است. »مشخصات کار« بهجای توصیفِ

اینکه آنچه طراحی شده است»چگونه باید باشد« یا »از چه چیز میبایست ساخته شود«، به این میپردازد که» چهکاری باید انجام بدهد.« تدوین »مشخصات کار«مستلزمِ این است که شخص تعیین کننده آن از هر نوع پیشفرض و پیشداوری درباره راهحل طراحی بپرهیزد. برنامه معماری نمونهای از »مشخصات کار« است. برنامه معماری مناسب، پیشبینیای از اینکه پروژه چگونه باید باشد و یا از چهساخته شود بهدست نمیدهد، بلکه درواقع میبایست کار مطلوب را توصیف کند و ارائه راهحلهای کالبدی متناسب با ویژگی های ارائه شده را به طراح بسپارد.” (چری،۱۳۸۸، ۳۱و(۳۲

با توجّه به آنچه گفته شد،در این مقاله برای رسیدن به این هدف مهم در طراحی فضاهای معماری و شهرسازی مختصﱢ کودکان، ابتدا اهمیّت نقش محیط و طراحی در تسهیل و بهبود روند یادگیری و هویت سازی کودکان با توجّه به اصول روانشناختی آنها مورد بررسی قرار میگیرد، سپس با تعریفی برای علم روانشناسی فیزیولوژی، تا حدودی به بررسی رفتارهای انسان با توجّه به اصول روانشناختی آنها پرداخته میشود. نیاز به مطالعه روانشناسی رشد کودکان و اصول رشد و تکامل انسان از مسائل ضروری دیگری است که در طراحی اصولی محیط های انسانساخت ویژه کودکان احساس میشود، بنابراین در ادامه بحث، فرایندهای مختلف رشد در تکامل کودک همچون: رشد و نمو بدنی کودک، رشد و تکامل حسی-حرکتی، رشد و تکامل شخصیّت، رشد و تکامل هیجانی و عاطفی، رشد و تکامل اجتماعی و مسائل سازگاری اجتماعی، رشد و تکامل عقلی، رشد و تکامل بازی و خلاقیّت، رشد و تکامل اخلاقی، رشد و تکامل گویایی و زبان و … مورد بررسی قرار میگیرد. چرا که شناخت دقیق خصایص رشد کودک، لازمه طراحی معماری و شهرسازی مناسب ویژه کودکان است. در این راستا روانشناسی عملکردی رنگها، نور، اشکال و فرمها، هارمونی و هماهنگی آنها در تعریف صحیح فضای معماری و شهرسازی کودکان، و همچنین با بررسی نمونههای معماری طراحی شده مخصوص کودکان، به بیان مفاهیم مربوط به اقدامات زیباسازی هماهنگ و متناسب، درجهت ارتقاء کیفیّت محیط های طراحی شده معماری و شهرسازی ویژه کودکان پرداخته میشود. در نهایت این مقاله با بررسی همه موارد فوق، اصول و مبانی طراحی معماری و شهرسازی ویژه

کودکان را برمیشمرد.

-۲اهمیّت نقش محیط و طراحی در تسهیل و بهبود روند یادگیری و هویتسازی کودکانبا توجّه به اصول روانشناختی آنها

“در سالهای اخیر اهمیّت نقش محیط و طراحی داخلی در تسهیل و بهبود روند یادگیری و هویتسازی دانش آموزان کاملاً ثابت شده و این درحالی است که کودک از سن هفتسالگی درصد قابل توجه و زمان مفیدی از عمر خود را در فضای آموزشی سپری میکند. در سالهای اخیر ثابت شده که این حوزه برطرف کردن نیازهایی که تاکنون بسیار مورد کمتوجهی قرار گرفته بودند، تأثیر مثبت شگفتانگیزی بر تدریس و یادگیری گذاشته است. کلاسهایی طراحی شد که مستقیماً به باغ و فضای سبز دسترسی داشتهاند، دستشوییهای مستقلی دارند یا کلاسهای جدیدی با امکان تنوع شیوه تدریس و نشستن دانشآموز و معلم در یک فضا ساخته یا طرحی خلق شد، که درصد بالایی از پیشفرضهای آنچه از مدرسه یا آموزشگاههای کودک و نوجوان میشناسیم را تغییر دادهاند .”(احسانی موید و دیگران،۱۳۹۳، (۱۰ بنابراین برای دستیابی به چنین محیط کالبدی مطلوب ویژه کودکان باید اطلاعات دقیقی در مورد هویت کودکان و دنیای آنها و همچنین مبانی و اصول رشد و تکامل

همایش بینالمللی روانشناسی و فرهنگ زندگی

International conference pscyhology and cultural life

کودکان جمعآوری کرد، تا بتوان تصمیمات درستی در جهت طراحی مناسب ویژه کودکان گرفت. چرا که”ارزش تصمیمگیریها بستگی به درستی اطلاعاتی دارد که پایه این تصمیمها هستند.با وجود این غالباً تشخیص میزان درستی اطلاعات ممکن نیست، و یافتن اطلاعاتی بهتر از آنچه دارید، بسیار دشوار مینماید.”(چری،۱۳۸۸،(۱۸۲ این اطلاعات درست زمانی بدست میآیند که طراح، برنامهریز و معمار به تمام حواس پنجگانه کودک و حتی احساس ذهنی و روانی او در حضور یافتن در فضاهای معماری و شهرسازی توجّه کنند. و حتی میتوانز ا خود کودکان و احساس و تفکّر خود آنان در زمینه طراحی بهره برد، که در ادامه به برخی از نمونههای طراحی شده اینگونه اشاره خواهد شد.”آلیس کلارک که در زمینه گوش کردن به کودکان،به ابداع مفاهیم نو دست زده که روی جزئیات موثّر روزانه در زندگی کودک و نیازهای او از معماری و طراحی داخلی متمرکز شدهاندزیرا. برخلاف باور رایج، آن چیزهایی که واقعاً مهم هستند، نادیده گرفته میشوند و هرقدر بیشتر با کودک صحبت میکنید بیشتر پی به اهمیّت این طراحی از دیدگاه او خواهید بردوجه. مهمی از شخصیّت کودک در تعامل با محیطش شکل میگیرد که بخش مهمی از احساسات و دانستههای او را میسازد و اوبعداً یاد میگیرد که هر مکان، مخصوص انجام فعالیّت و کار خاصی است؛ یا به عبارت دیگر، به مرور زمان با مفهوم کاربری مکان آشنا میشود. در سنین پائین توصیه میشود که حد ممکن بایدها و نبایدها به شکل دستورهای امر و نهی به بچهها گفته نشوند، در عوض به طور غیر مستقیم یا دوستانه آنها را به سمت انجام کارهای مطلوب یا برعکس سوق بدهیم . معمارطراحو داخلیِ محل زندگی و فعالیّت کودک در تعیین و تفهیم این ضابطهها تأثیر زیادی دارد که بهوسیله رنگ، علامتها، موانع و حتی صدا او را تشویق به انجام رفتار درست میکند و

مدیریت تمام اینها از عهده معمار و طراح داخلی برمیآید. هنگامی که طراحی خانهای به یک متخصص محول میشود، حضور کودک تمام دیدگاهها و روند کار طراح را تحتالشعاع قرار می دهد و باید هم چنین باشد. از اندازه پلهها و جنس کفپوش گرفته تا دسترسی به دستگیرهها و پنجرهها و چشمی روی در ورودی خانه و غیره. (احسانی موید و دیگران،۱۳۹۳،(۸ بنابراین میتوان گفت در مسیر جمعآوری اطلاعات برای طراحی معماری و شهرسازی”مهمترین اطلاعاتی که باید گردآوری، تحلیل و ترکیب شود مربوط به کاربران ساختمان است. “(چری،۱۳۸۸،۱۸۶مثلاً) در »موزه روباز هاکن، ژاپن«، فضای بازی دستباف برای کودکان طراحی شده است که طراحی آن را توشیکو هوریوجی برعهده داشته است. (شکل۱و(۲میتوان توجّه طراح به دنیای بازی کودکان و خلاقیّت او در ساخت محیطهای جذاب بازی کودکان را دید. معمولاً” زمینهای بازی کودکان و فضاهای سرگرمی آنها کم و بیش شبیه یکدیگرند، تاب و سرسره، استخرهای توپ و غیره. اما در میان تمام این وسایل بازی، اثر معمارانهای که توشیکو هوریوجی با دستان خود ساخته متمایز و جدید است. او تمام پروژه خود را با دست میسازد. و چنین برمیآید که خانم هوریوجی خلاقیّت و مهارت هنر و معماری را با طبع لطیف زنانه و دلسوزی مادرانه ادغام کرده باشد. او

علاقمند به اجرای فضایی است که کودکان در آن بتوانند با احجام هنرمندانه او بازی و آنها را لمس کنند. و این استفاده هنرمندانه از متریال و معماری است که در هیجان و عواطف کودک تأثیر میگذارد و فعالیتهای کودک را لذّتبخش میکند و او را به اعمال گوناگون و خلاق وا میدارد.

شکل-۱فضای بازی دستباف برای کودکان، »موزه روباز هاکن، ژاپن«، طراحی از توشیکو هوریوجی استفاده هنرمندانه از متریال و معماری :

تأثیر گذار بر هیجان و عواطف کودک، لذّتبخش کردن فعالیّتهای کودک و تشویق او به انجام اعمال گوناگون و خلاق.

همایش بینالمللی روانشناسی و فرهنگ زندگی

International conference pscyhology and cultural life

شکل-۲ فضای بازی دستباف برای کودکان، »موزه روباز هاکن، ژاپن:«هیجانی که کودکان در بازی در چنین محیطی تجربه میکنند تعادل حیاتی بدن آنها را بهم میزند و »مهارتهای حرکتی« و »ذهنی« آن ها را افزایش میدهد.

در طراحی فضای بازی دستباف برای کودکان، »موزه روباز هاکن، ژاپن«، رنگکردن احجام سه ماه، و ساخت احجام یک سال برای هوریوجی زمان برده است. پروژه او »دنیای بافتنیهای شگفتانگیز« نام گرفته، و هزاران کودک و والدین آنها از این مکان بازدید میکنند . تعدادی از سازههای آن مختص نوزادان بافته شده و کاملاً امنیّت و راحتی آنها را تأمین میکند. کودکان از سپری کردن زمان در این فضا لذّت میبرند، بازیهای تازهای ابداع میکنند و با یکدیگر در تعاملاند. (احسانی موید و دیگران،۱۳۹۳، ۱۵۶و(۱۵۷ این محیط »بدن « و »ذهن« کودکان را بهخوبی بهکار می اندازد. محیطهای طراحی شده اینچنین در لذّتبخش شدن تجربههای کودکان موثر خواهد بود. هیجانی که کودکان در بازی در چنین محیطی تجربه میکنند تعادل

حیاتی بدن آنها را بهم میزند و » مهارتهای حرکتی« و »ذهنی « آنها را افزایش میدهد. بنابراین میتوان به این نتیجه رسید که نقش محیط و طراحی در تسهیل و بهبود روند یادگیری هویّتسازی کودکان بسیار موثر است، و آنها را به سوی جایگاهشان در زندگی بهعنوان فردی خلاق و شاد راهنمایی میکند.

-۳ تعریف روانشناسی فیزیولوژی در درک رفتارهای انسان

” روانشناسی زیستشناسینگر، مطالعه علمی زیستشناسی رفتار است. عدهای به این رشته، زیستشناسی روانشناسی نگر، زیستشناسی رفتاری یا علوم عصبنگر رفتاری هم میگویند. اصطلاح روانشناسی زیستینگر این را میرساند که در مطالعه روانشناسی، رویکرد زیستشناختی داریم، نهاینکه زیستشناسی را با رویکرد روانشناختی بررسی کنیم. فیزیولوژی روانی نیز شاخهای از روانشناسی زیستشناسینگر است که رابطه فعالیتهای فیزیولوژیک و فرآیندهای روانی در انسان را بررسی میکند. (کولز۱،۲۰۰۳،گراتون و فابیانی۲،(۲۰۰۳ در تحقیقات فیزیولوژی روانی، آزمودنیها انسان هستند. روش تجربی روانشناسان زیستشناسینگر و سایر دانشمندان برای مطالعه فرآیندهای نامشهود، استنباط علمی است. دانشمندان رویدادهای غیرقابل مشاهده را با دقبت اندازه میگیرند و سپس اندازهها را مبنای استنباط منطقی قرار میدهند.”(پینل،۱۳۸۷، (۱۵-۴

۱ Coles 2 Gratton and Fabiani

همایش بینالمللی روانشناسی و فرهنگ زندگی

International conference pscyhology and cultural life

بنابراین میتوانرویدادهایی چون فعّالیت کودکان، رفتارهای آنها و حتی گفتارهاشان را مورد بررسی دقیق قرار داد، و از یافتن اطلاعاتی در این زمینه، طبقهبندی آنها و مدیریت و برنامهریزی صحیح این اطلاعات، به نتایج قابل توجهی در این زمینه دست یافت، و از آنها برای دادن ایدههای طراحی مناسب همه گروههای سنی( مطالعه موردی در این مقاله: کودکان و نوجوانان)بهره گرفت. و محیطهایی را ساخت که کودکان در آن بتوانند مسائل زندگی را در حد خود تجربه کنند، و به رشد بدنی و ذهنی توام با خلاقیت برسند.

-۴ تعریف روانشناسی رشد کودکان و اصول رشد و تکامل انسان

“منظور از رشد تغییرات منظمی است که از هنگام بستن نطفه تا مرگ در زندگی شخص رخ میدهد. امروزه بیشتر روانشناسان به تأثیر متقابل توارث و محیط در رشد کودک عقیده دارند. بعضی از روانشناسان، محیط و برخی توارث را عامل اصلی رشد میدانند و معتقدند که بیشترین رشد در سنین کودکی وقوع می یابد، اگر محیط رشد کودک در حد امکان، برانگیزنده و مناسب باشد، کودک میتواند حداکثر استعدادهای مبتنی بر توارث را به ظهور برساند.”(مقدم،۱۳۵۸،(۲۵
“میدان روانشناسی رشد به سه بعد ظاهراً جداگانه تقسیم میشود:

۱٫ رشد و نمو بدنی،شامل تغییرات بدنی و رشد حرکتی.

۲٫ رشد و تکامل شناختی، شامل تفکر وزبان.

۳٫ رشد و تکامل اجتماعی – عاطفی، شامل شخصیت و روابط با اشخاص دیگر.

لکن باید بدانیم، مردم موجودات زندهکل و سیستم هستند و نمیتوان رفتار آنها را به سه مقوله مستقل تقسیم کرد. رشد و نمو دربرگیرنده تغییرات بههم پیوسته در سرتاسر همه ابعاد است. بچه غذا میخورد و وزنش زیاد میشود (بعد بدنی)، میخندد و به والدینش بغبغو می کند (بعد اجتماعی – عاطفی)، بعدها با او حرف میزنند و شنوایی او را بر میانگیزند (بعد شناختی)، به او فرصتهایی میدهند که مهارتهایی مانند گرفتن قاشق را پیدا کند (بعد بدنی)، در عین حال به او اجازه میدهند بو و ترکیب غذاهای خود را بفهمد (بعد شناختی)، او را مورد نوازش قرار میدهند (بعد اجتماعی – عاطفی) .”(شعاری نژاد،۱۳۸۰،(۵