چکیده

مقاله حاضر به بررسی عوامل موثر بر افزایش پدیده طلاق در شهرستان سنقروکلیایی می پردازد، این پژوهش، با روش تبیینی از نوع پیمایش انجام گرفته و جامعه آماری جامعه آماری تحقیق حاضر، ۲۵۰ زوجینی بودند که در سال ۹۲ به دادگستری شهرستان سنقر دادخواست طلاق داده بودند و نمونه پژوهش حاضر ۵۰ نفر مطلقه و ۵۰ نفر زوج عادی می باشد که با روش نمونه گیری در دسترس(نمونه گیری آسان) انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات، از یک پرسشنامه ی پژوهشگر ساخته، استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، ازآزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. ازبین متغیرهای مستقل: نارضایتی جنسی، اعتیاد به مواد مخدر، دخالت اطرافیان، میزان درآمد ماهیانه، ناباروری با متغیر وابسته »افزایش طلاق« رابطه معناداری داشته، یعنی با برآورده نشدن نیازهای جنسی، بالا رفتن اعتیاد، دخالت اطرافیان و ناباروری، طلاق افزایش می یابد اما بین اختلاف سنی زوجین و افزایش طلاق رابطه معنادار وجود نداشته است.نتیجه می گیریم هر چه میزان درآمد و سطح تحصیلات افزایش یابد، اعتیاد و دخالت والدین نباشد، و نیازهای جنسی زوجین برآورده شود و ازدواج آگاهانه، بر اساس همسان گزینی صورت پذیرد، و نیز همراه با مشاوره قبل از ازدواج باشد،ازدواج منجر به طلاق نمی گردد.

واژگان کلیدی: ازدواج، خانواده، طلاق، همسان همسری، آسیب اجتماعی

۱

مقدمه

خانواده اولین نهاد جامعه پذیری است که بشر نتوانسته است جایگزینی برای آن بیابد و ازدواج مبنای شکل گیری خانواده و قطب مقابل آن طلاق است که سبب اضمحلال آن می گردد که در این بین برای زنان بیشتر از مردان اثرات منفی دارد(.(musai & et al 2011 همچنین علاوه بر افراد، بر پیکره جامعه هزینه های بسیاری را تحمیل می کند(.(schramm 2006 پیش تر، طلاق، آخرین راه حل یک زندگی مشترک محسوب می گردید و تا رسیدن به آن نقطه پایانی، تمامی راهها را برای تداوم زندگی زناشویی آزمون می شد، اما اکنون طلاق، همچون ازدواج، امری طبیعی محسوب می شود و در اکثر جوامع روشی پذیرفته و نهادینه شده برای پایان ازدواج است و ازدواج دیگر، به مفهوم صرف کردن تمام زندگی با یک شخص نیست(اسحاقی و همکاران، .(۹۹ :۱۳۹۱

آنکه، طلاق پدیده ای است مؤثر بر تمامی جوانب جمعیت در یک جامعه، زیرا از طرفی بر کمیت جمعیت اثر می نهد، چون تنها واحد مشروع و اساسی تولیدمثل یعنی خانواده را از هم می پاشد. از طرف دیگر، بر کیفیت جمعیت اثر دارد، چون موجب می شود فرزندانی محروم از نعمت های خانواده، تحویل جامعه گردند، که به احتمال زیاد فاقد شرایط لازم در راه احراز مقام شهروندی یک جامعه اند و همچنین طلاق را می توان یک پدیده فرهنگی دانست. طلاق به نوعی رنگ جامعه ای را می پذیرد که در آن تکوین یافته است.

مطالعات نشان می دهد که در امروزه حدود نیمی از ازدواج ها منجر به طلاق می شود. محققان عواملی مانند افزایش استقلال اقتصادی زنان، کاهش درآمد مردان بدون مدارج دانشگاهی، افزایش انتظارات شخص از ازدواج و پذیرش اجتماعی بیشتر طلاق را در این موضوع دخیل دانسته اند((amato 2000به نقل از (پروین و همکاران،.(۱۲۰ :۱۳۹۱ درست است که از هم گسیختگی خانواده بیشترین آسیب را بر طرفین ربط وارد می کند. لیکن در فرایند زندگی و در سنین مختلف بر سایر اعضای خانواده به خصوص فرزندان، اثرات متفاوتی از نظر کمی و کیفی وارد می سازد. تجربه طلاق برای تمامی اعضای خانواده اضطراب زاست. طبق پژوهش های انجام شده ۷۰ درصد از افرادی که دچار آسیب های اجتماعی می شوند، فرزندان طلاق هستند. از این رو، توجه به مقوله پیشگیری از طلاق از اهمیت خاصی در مباحث مرتبط با آسیب های اجتماعی برخوردار است. به باور جامعه شناسان، عدم تفاهم، اعتیاد، دخالت اطرافیان، فقر و ازدواج زودرس از عوامل اصلی طلاق است (ستوده، ۱۲۱ :۱۳۸۴ـ.( ۱۲۰

از نظر آسیب شناسان اجتماعی یکی از اثرات منفی طلاق، مشکلات روانی و جسمانی می باشد. پژوهش ها نشان می دهند که اختلالات روانی در بین افراد مجرد، بیوه، جداشده و طلاق گرفته، بیش از افراد متأهل بوده و خطر طلاق برای ایجاد افسردگی بیشتر از بیوه شدن است (ظهیرالدین، .(۲ :۱۳۸۲ افزایش طلاق نیز یک مساله اجتماعی محسوب می شود، هر چند تبدیل طلاق به مسئله اجتماعی مستلزم تبدیل شدن آن از یک گرفتاری خصوصی شخصی و خصوصی، به یک مساله عام ساخت اجتماعی است و زمانی که به عنوان یک مساله اجتماعی مطرح می شود که از حد معینی خارج شده و فراوانی آن غیر متعارف گردد. در این حالت طلاق دیگر یک مشکل فردی نیست، بلکه یک فرآیند چند مرحله ای است که نه تنها روی نحوهی ارتباط افراد خانواده تاثیر می گذارد، بلکه تاثیراتی را نیز در سطح جامعه بر جای می گذارد(اسحاقی و همکاران، :۱۳۹۱ .(۹۹

بررسی وضعیت طلاق، به عنوان یک مسئله در میان مردم، نهادها، نقش ها و پایگاه ها که عناصر اصلی اجتماع را تشکیل می دهند وضعیت اجتماعی موجود را برای برنامه ریزان کشور در بیشتر سطوح و نهادها روشن نموده، تا بتوانند در جهتی برنامه ریزی کنند که موجب کاهش طلاق در نظم اجتماعی شود و بدین ترتیب به اهداف از پیش تعیین شده، دقیق تر و بهتر دست یابند. پس می توان گفت طلاق آفتی اجتماعی است و هیچ جامعه ای نمی تواند نسبت به آن بی توجه بماند. هیچ جامعه ای نمی تواند ادعای سلامت کند، اگر از خانواده هایی استوار برخوردار نباشد.

طلاق به هر دلیل چه برای فرد و چه برای جامعه پیامدهایی دارد. برای زن و مرد مشکلات اقتصادی، روانی، اجتماعی ایجاد می کند و زوج های متارکه کرده را به انزوای موقت و دایمی می کشاند. تعداد طلاق ها نسبت به تعداد ازدواج ها در حدود چند درصد، اما تعداد افراد طلاق گرفته به کل جمعیت در حدود چند در هزار است که اقلیت محدودی به شمار می آید و ما هیچ جامعه ای را پیدا نخواهیم کرد که با اقلیت تک افتاده رفتار و برخوردی برابر آنچه با اکثریت دارد داشته باشد (سالاری، .(۱۴ :۱۳۸۵ طلاق اغلب بهترین راه حل نیست و فقط گریز از پیدا کردن راه حل

۲

است از آنجا که مسائل اجتماعی از بیرون و مشکلات خانوادگی از درون همسو می شوند و خانواده را در معرض تهدید قرار می دهند، فقط با عملکرد آگاهانه می توان مانع از هم پاشیدگی زندگی شد (همان .(۱۵:

در این راستا باید از مسئولین خواسته شود که برنامه ریزی های اجتماعی در زمینه های خانوادگی نظیر آموزش و آگاهی یافتن زوجین نسبت به مسئولیت پذیری در خانواده، اجرای برنامه هایی از طریق وسایل ارتباط جمعی در زمینه مسائل و مشکلات خانوادگی و چگونگی برخورد با آن ها به ویژه در زمینه جو عاطفی خانواده و نیازهای اساسی روانی فرزندان به داشتن خانواده ای مهربان و صمیمی به منظور جلوگیری از انحرافات اجتماعی آن ها توصیه می شود.

در واقع بررسی طلاق در بین مردم شهرستان سنقروکلیایی از این منظر اهمیت دارد که در چند سال اخیر آمار طلاق در این شهرستان افزایش یافته که این امر می تواند موجب بر هم زدن نظام خانواده در این شهر گردد. از این رو، بررسی وضعیت موجود طلاق در بین مردم شهر سنقر
æ شناخت عوامل تقویت یا تضعیف کننده آن، برای داشتن برنامه ریزی درست ضروری است.

Ü پژوهشی که قریشی و شیرمحمدی و برجوند تحت عنوان: فهم عوامل طلاق از منظر مردان و زنان در معرض طلاق و طلاق گرفته مطالعه موردی شهر سقزدر سال ۱۳۹۱ انجام داده و به نتایج زیر دست یافته است. شکل گیری مفاهیم ناظر بر اختلالات رفتاری، نهادها، ارزشهای جدید، حمایت نهادی، عدم شناخت قبل از ازدواج، ضعف اقتصادی و تفاوتهای فرهنگی ـ طبقاتی زوجین به عنوان عوامل موثر بر طلاق از دیدگاه افراد موضوع بحث منتهی شده است. (قریشی و همکاران، .(۱۹: ۱۳۹۲

Ü در تحقیق دیگر، پروین و داودی و محمدی در سال۱۳۹۰ تحت عنوان: عوامل جامعه شناختی موثر در طلاق در بین خانواده های تهران

انجام داده و به این نتایج دست یافته است.هر گاه تعادل ساختار خانواده تحت تاثیر شرایط درونی و بیرونی بر هم می خورد، کارکردهای قوام دهنده تاثیر گذار آن مانند: سرمایه اجتماعی درون خانواده، نظم درون خانواده، ساختار خانواده و… با چالش مواجه می گردد که می تواند زمینه ساز طلاق باشد(پروین و همکاران، .(۱۱۹ : ۱۳۹۰

ـ در پژوهش دیگر که صادقی فسایی و ایثاری در سال ۱۳۹۰، تحت عنوان: تحلیل جنسیتی از زندگی پس از طلاق انجام داده و به نتایج زیر دست یافته است.زنان در مقایسه با مردان پیامدهای متفاوتی پس از طلاق تجربه می کنند و در مجموع با چالش های مضاغفی در زندگی خودپس از طلاق روبرو هستند(صادقی فسایی و ایثاری، .( ۵ : ۱۳۹۰