چکیده

در طراحی سیمای شهری و در فرایند بهبود کیفیت محی ، ارتقا کیفیت بصری – کالبدی عرصه های عمومی شهر از جایگاه والایی برخوردار است. ارتقای کیفیت، به منظور بالا بردن قابلیت حضور پذیری در این عرصه ها ست. اما پیچیدگی زندگی امروز، تکنولوژی و استفاده نادرست از آن، باعث دگرکونی در بسیاری از مفاهیم فضاهای شهری شده است که تنها مفهوم به جای مانده ، مسیرهایی برای ارتباط فضاهاست. بی توجهی به کیفیت محی به منزله کمرنگ نمودن ارزش های اجتماعی ، فرهنگی و هویتی نهفته در فضاهای شهری و ایجاد فضاهای مردم گریز و ملال آور و عدم توانایی این فضاها در ایجاد محیطی منعطف و پاسخگو در برابر رفتارها و نیازهای شهروندان در ساختار شهری است. خیابان فردوسی سنندج به سبب جایگاه تاریخی و اجتماعی در بافت مرکزی، مرکزیت تجاری و شریانی بین بافت قدیم و جدید شهر و پر تردد بودن از نظر حرکت سواره و پیاده، از نقش تعیین کننده ای در هسته مرکزی سنندج برخوردار است.روش تحقیق در این نوشتار بر پایه روش تحلیلی – توصیفی استوار بوده و از شیوه های اسنادی و میدانی استفاده شده است.

در این مقاله ضمن ارزیابی دقیق وضع موجود و شناخت مشکلات فضای
مذکور از نقطه نظر کالبدی، عناصر تاثیرگذار بر کیفیت بصری-
فضایی، جنبه های زیبایی شناختی محی و تاثیر آن بر سیمای شهر،
راهکارهای علمی جهت ارتقاء شاخصهای کیفی این محور تاریخی ارائه
می گردد.

واژههای کلیدی: سیمای شهر، فضای شهری، کیفیت محی ، خیابان فردوسی، سنندج

-۱ مقدمه

شهرهای امروز ما را دو خطر تهدید می کند یکی بی مایگی بی چهره بخش اعظم توسعه های جدیدی است که جای خانه های قدیمی را در حومه های بلاوا سطه شهر می گ یرد یا م ثل قارچ در ا طراف شهر می روی ند و دی گری نابودی با فت مو جود مر کز شهرها ست که اگر چه در اغ لب موارد متروک شده اند اما گاه سرشار از شخصیت اند و متاسفانه روز به روز بیشتر با طرح های بی مایه ملال انگیز و راه حل های قالبی بی چهره جایگزین می شوند. ]۱[

مساله توجه به سیمای شهر، فقدان آن در شناسایی و به وجود آمدن آن از جم له ی کی از مهم ترین م شکلات شهرها ست. م حی های شهری با ید چنان محیطی باشند که مردم را به ابراز خواسته هایشان تشویق نماید

۱ – این مقاله برگرفته از طرح پژوهشی صاحب مقاله تحت عنوان » ارزیابی

æ طراحی سیمای شهری خیابان فردوسی سنندج « میباشد که در دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج به انجام رسیده است.

۱

و فعالا نه بر ح سب نیازهای شان ع مل کن ند و به جای آن که ف ق برای
ک سانی شناخته شده با شد که مالک یت بی شتری دار ند برای ع موم ک سانی
طرا حی شود که از م حی ا ستفاده می کن ند و از شکل آن م تاثر می
شوند. این تفکر بیگانگی شهروند از شهر و گمنامی شهروندان را کاهش

می دهد و حس هویت مردم و ریشه دار بودن در محی کالبدی شهرها را افزایش می دهد. [۲] منحصر بودن یک مکـان ، نتیجـه نحـوه سـازماندهی ف ضایی ، شکل گ یری منا سب راه ها، تج مع ساختمانها و انط باق با اقلیم ، جذب سنتهای ملی و محلی، استفاده از اختلاف سطوح ، حفظ یا افزودن بر جلوه ساختمانهای مهم ، فضاهای منظر سازی شده و توجه به عادات مردم است. با این همه هر روز بسیاری تصمیمات معماری با عدم آگاهی یا حداقل توجه به پی آمدهای شهری آنها اخذ می گردد. امروزه و در این زمان که معماری به اشکال و سبکهای مختلفی مطرح می گردد ا ین بی توجهی خ طرات ب سیاری را به دن بال دا شته و به ه مین دل یل شهرهای کوچک وبزرگ ما سیمای مطلوبی نیافته اند. [۳]

با تو جه به ن قش ف ضاهای شهری اجت ماع پذیر و ان سان مدار در ساختارهای شهری، قدمتی دیری نه در تاریخ شهر سازی دا شته و چ نین فضاهایی در ادوار مختلف به اشکال گوناگون در شهرها حضور یافته و سبب شکل گیری بافت های شهری سر زنده در پیرامون یا بر حول محور خود شده ا ست. آ گورا در شهرهای کلا سیک یو نان، فوروم در شهرهای رومی، میدان و بازار در شهرهای قرون وسطی و …، نمونه های بارزی از ف ضاهای شهری ه ستند که علاوه بر ماه یت ف ضایی ، از کارکرد های
اجت ماعی ب سیار ع مده ای ن یز برخوردار ند. در حال حا ضر برنا مه های
تو سعه شهری در ک شورمان در گس ستی عم یق با سنت گذ شته خود، خودرو
مدار و بر مبنای تسهیل هر چه بیشتر حرکت سواره بوده است و آنچنان

که با ید به ف ضاهای شهری، اهم یت آن ها در ای جاد سرزندگی و پو یایی شهری و ارت قای کیف یت های محی طی ، تو جه ن شده ا ست. ا مروزه در بسیاری از شهرهای کشورمان ، عرصه های عمومی غالبا به نیاز انسان به عنوان یک موجود اجتماعی به درستی پاسخگو نبوده و مردم تنها به فضاها به عنوان مسیری برای گذر می نگرند. در واقع این فضاها به جای آنکه مردم را به مکث و حضور و برقراری مراودات اجتماعی دعوت

کن ند آن ها را به فرار ت شویق می کن ند و دی گر تجر به بر خورد با
دی گران، حس تع لق به جام عه، د یدارهای چ هره به چ هره، ت عاملات
اجت ماعی و تجر به د یدن و د یده شدن به ع نوان ی کی از م هم ترین

نیازهای انسان به درستی اتفاق نمی افتد. که نتایج آن مرده بودن و عدم ا ستفاده از ف ضاهای شهری تو س مردم ا ست. ا ین عدم تو جه به نیازهای روحی و روانی انسان در آفرینش فضاهای شهری، به ناراحتیها و بیماری های روا نی مان ند ا سترس و عدم و جود آرا مش در شهرهای امروزی انجامیده است. [۴]

-۲ فضای شهری

ف ضای شهری ، جز یی ا ست لاین فک از ساخت ا صلی شهر که از دو عن صر
م یدان و خیا بان ت شکیل می گردد و به ترکی بی ا طلاق می شود که از

فعالیت ها، بنا های مخت لف فرهن گی، اجت ماعی، اداری، ت جاری و مان ند

آن و عنا صر و ا جزا شهری به صورتی آرا سته، هماه نگ و وا جد ن ظم و
بالطبع با ارز شهای ب صری، سازمان یاف ته با شد. ا گر خیا بان یا

میدانی واجد این خصوصیات باشد در زمره فضاهای شهری قرار می گیرد در غیر این صورت تنها راهی خواهد بود برای عبور ماشین، یا فلکه و ت قاطعی برای دور زدن سواره. اطلا عات و برر سیها ن شان می ده ند که

۲

فضاهای شهری در گذشته از لحاظ کارکردی و کالبدی غالبا از کارایی
خا صی برای ز ندگی در آن بر خوردار بوده ا ند، در حالی که بر خی از
ا نواع ب سیار م هم ف ضاهای شهری در دوره معا صر مان ند م یدانها و
خیابان ها فا قد کارایی لازم برای ز ندگی شهری ه ستند و غال با ن قش
ارت باطی آن ها به صورت مهم ترین کارکرد و در بر خی موارد تن ها

کارکرد آنها در آمده است ؛ و در شهرهای بزرگ ، با وجود آنکه مردم در طول روز برای جاب جایی در شهر در ا ین گو نه ف ضاها ح ضور دار ند
ا ما به سبب و جود آلودگی های محی طی از قب یل آ لودگی هوا، آ لودگی
صوتی و ازد حام وهمچ نین ف قدان فعال یت های اجت ماعی، ح ضور در ا ین

ف ضاها برای آن ها نه تن ها خو شایند نی ست بل که از آن ها ن یز گر یزان هستند.[۵]