مقدمه:
استانداردهای حسابداری هدف اصلی از تهیه و ارائه صورتهای مالی را کمک به استفاده کنندگان در راستای تصمیم گیری هایشان میداند. همچنين اطلاعات حسابداری دارای ویژگی های کیفی خاصی است. از جمله مهمترین این ویژگی ها می توان به قابلیت اعتماد و مربوط بودن این اطلاعات اشاره کرد. یکی از مهمترین و بحث انگیز ترین اقلام حسابداری می توان سرقفلی و دارایی های نامشهود را نام برد. صرفنظر از تعریف سرقفلی و دارائیهای نامشهود آنچه در این تحقیق اهمیت چ

داشته است، بررسی وجود قابلیت اعتماد و مربوط بودن ارزشهای گزارش شده این دو در صورتهای مالی می باشد.
اگر اقلام حسابداری دارای دو ویژگی مربوط بودن و قابلیت اطمینان باشند، باید در تصمیم گیری استفاده کنندگان از این اطلاعات مفید واقع شوند و بر ارزش بازار شرکت اثر بگذارند. برای بررسی قابلیت اعتماد و مربوط بودن سرقفلی و دارایی های نامشهود گزارش شده در صورتهای مالی ناگزیر باید تحت یک رابطه همبستگی این دو را با ارزش بازار شرکت سنجید.

فصل اول
كليات تحقیق

۱-۱) مقدمه
در اين فصل بطور مختصر به کلیات تحقیق شامل؛ بیان مسئله، اهداف، اهمیت، مدل تحلیلی، چارچوب نظری، فرضیات، دوره زمانی، قلمروها و در نهایت تعریف واژگان کلیدی تحقیق پرداخته خواهد شد.

۲-۱) تاریخچه مطالعاتی

تحقيقات داخلي
كرمي و عمراني (۱۳۸۹)در پژوهشي كه آقايان كرمي و عمراني تحت عنوان ” تأثير چرخه عمر شركت بر ميزان مربوط بودن معيارهاي ريسك و عملكرد” انجام داده اند به بررسي تأثير چرخه عمر شركت بر ميزان مربوط بودن معيارهاي ريسك و عملكرد پرداخته اند. در اين تحقيق، بازده سهام به عنوان متغير وابسته و معيارهاي ريسك و عملكرد به عنوان متغيرهاي توضيحي در نظر گرفته شده تا ميزان مربوط بودن معيارهاي مزبور با در نظرگرفتن متغير تعديل كننده چرخه عمر شركت بررسي گردد. نخست نمونه آماري با استفاده از متغيرهاي رشد فروش، نسبت سود تقسيمي و مخارج سرمايه اي به شركت هاي در مرحله رشد، بلوغ و افول تفكيك شده، سپس با استفاده از معادلات رگرسيوني چند متغيره و آزمون آماري وونگ فرضيات تحقيق بررسي شده اند. نتايج حاصل از بررسي ۵۱۸ سال – شركت طي سال هاي ۱۳۸۰ الي ۱۳۸۶ نشان مي دهد كه ميزان مربوط بودن معيارهاي ريسك و عملكرد و نيز توان توضيحي افزاينده معيارهاي ريسك در مراحل مختلف چرخه عمر(رشد، بلوغ، افول) تفاوت معناداري با يكديگر دارند. نتايج حاصل از آزمون آماري وونگ نشان مي دهد كه توان توضيحي افزاينده معيارهاي ريسك در مرحله رشد، داراي بيشترين مقدار و در مر

حله بلوغ داراي كمترين مقدار است.

بايزيدي و جبارزاده كنگرلوئي (۱۳۸۸) در پژوهشي كه آقايان بايزيدي و جبارزاده كنگرلوئي تحت عنوان “بررسي و مقايسه قدرت توضيح دهندگي ارزش افزوده اقتصادي، درآمد پسماند و رشد غير عادي سود در تعيين ارزش بازار سهام شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران” انجام داده اند مدل ارزيابي درآمد پسماند، ارزش بازار شركت را تابعي از سود و ارزش دفتري حقوق صاحبان سهام در روش حسابداري شمول كلي و مدل رشد غير عادي سود، ارزش بازار شركت را تابعي از ميزان سود غير عادي در هر دوره مي داند در حالي كه مدل ارزش افزوده اقتصادي، ارزش شركت را بر اساس سود عملياتي خالص پس از كسر هزينه هاي تأمين مالي (از طريق بدهي يا حقوق صاحبان سهام) در روش حسابداري متعارف محاسبه مي كند. در اين پژوهش، تعداد ۱۱۵ شركت پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دورهء زماني ۸۶-۸۲ بررسي شده است. جهت آزمون فرضيه ها از دادههاي تلفيقي استفاده شده است. نتايج اين پژوهش نشان ميدهد كه بين قدرت توضيحي اين مدلها در تعيين ارزش شركتها در حالت كلي تفاوت معني داري وجود ندارد و تقريباً در تمامي موارد، مدل ارزيابي درآمد پسماند نسبت به مدل ارزش افزوده اقتصادي و همچنين مدل ارزش افزوده اقتصادي نسبت به مدل رشد غير عادي سود در تعيين ارزش شركتها داراي قدرت توضيحي نسبي بالاتري است
سعيدي و قادري (۱۳۸۶)در پژوهشي كه آقايان سعيدي و قادري تحت عنوان ” بررسي مربوط بودن سود حسابداري، ارزش دفتري گردش وجوه نقد عملياتي و سرمايه گذاري در مدل هاي ارزشيابي مبتني بر قيمت” انجام داده اند به بررسي توان پيش بيني کنندگي ارزش دفتري، سود خالص، گردش وجوه نقد عملياتي و سرمايه گذاري به عنوان نماينده اطلاعات حسابداري در رابطه با ارزش بازار شرکتها پرداخته اند. يافته هاي تحقيق نشان مي دهد که ارزش دفتري و سود حسابداري اقلامي مربوط تر هستند و وارد نمودن گردش وجوه نقد (عملياتي و سرمايه گذاري )در قدرت توضيح دهندگي مدلها افزايش معني داري ايجاد نمي کند.

تحقيقات خارجي
هالتسن و واتز ( ۲۰۰۹)در پژوهشي كه هالتسن و واتز تحت عنوان ” ارتباط بين ارزش و قابليت اطمينان دارايي هاي نامشهود: قبل و بعد از IFRS ” انجام داده اند، ارزش هاي گزارش شده دارايي هاي نامشهود را قبل و بعد از IFRS در سالهاي ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۸ در شركتهاي كشور استراليا مورد بررسي قرار داده اند.
آنها به اين نتيجه رسيده اند که پس از تصویب استانداردهای حسابداری ارزش هاي گزارش شده دارايي هاي نامشهود بسياري از شرکت تغییر کرده است. همچين قابلیت اطمینان دارايي هاي نامشهود تاثیر قابل توجهی از ارزش هاي گزارش شده دارد.
تامپسون و دنيس )۲۰۰۳)در پژوهشي كه رابرت و دنيس تحت عنوان ” شواهدي در ارتباط با مربوط بودن اقلام تعهدي يا جريان هاي وجه نقد: موضوع استهلاك ” انجام داده اند، براي يافتن شواهدي جهت تاييد اين موضوع، آنان به مقايسه قدرت تفسير سود محاسبه شده بر مبناي حسابداري تعهدي اموال، ماشين آلات و تجهيزات و سود محاسبه شده بر مبناي حسابداري نقدي اموال، ماشين آلات و تجهيزات با يكديگر پرداخته اند، تا بدانند كه كدام يك از آنها بهتر مي تواند سودهاي آتي مجموعه بزرگي از شركت هاي توليدي را تفسير كنند. آنان دريافتند كه سود محاسبه ش سهام را مي تواند توضيح دهد و قدرت تفسير سود محاسبه شده توسط روش استهلاك بيشتر است. اين نتيجه حتي براي شركت هايي كه از يك الگوي منظم سالانه براي مخارج سرمايه اي استفاده مي كنند نيز صدق مي كند.

۳-۱) بیان مسئله
با توجه به بیانیه شماره ۴ هیئت تدوین کننده استانداردهای حسابداری که هدف اصلی از تهیه و ارائه صورتهای مالی را کمک به استفاده کنندگان در راستای تصمیم گیری هایشان میداند، اطلاعات حسابداری باید دارای ویژگی های کیفی خاصی باشد. از جمله مهمترین این ویژگی ها می توان به قابلیت اعتماد و مربوط بودن این اطلاعات اشاره کرد. یکی از مهمترین و بحث انگیز ترین اقلام حسابداری می توان سرقفلی و دارایی های نامشهود را نام برد. صرفنظر از تعریف سرقفلی و دارائیهای نامشهود آنچه در این تحقیق اهمیت دارد و پایه و اساس شکل گیری آن نیز بوده است، بررسی وجود قابلیت اعتماد و مربوط بودن ارزشهای گزارش شده این دو در صورتهای مالی می باشد.
اگر اقلام حسابداری دارای دو ویژگی مربوط بودن و قابلیت اطمینان باشند، باید در تصمیم گیری استفاده کنندگان از این اطلاعات مفید واقع شوند و بر ارزش بازار شرکت اثر بگذارند. برای بررسی قابلیت اعتماد و مربوط بودن سرقفلی و دارایی های نامشهود گزارش شده در صورتهای مالی ناگزیر باید تحت یک رابطه همبستگی این دو را با ارزش بازار شرکت سنجید.
۴-۱) چارچوب نظری تحقیق
دارايي‌ نامشهود به‌ يك‌ دارايي‌ غيرپولي‌ و فاقد ماهيت‌عيني‌ اطلاق‌ مي‌شود كه‌:
الف‌. به‌ منظور استفاده‌ درتوليد يا عرضه‌ كالاها يا خدمات‌، اجاره‌ به‌ ديگران‌ يا براي‌ مقاصد اداري‌ توسط‌ واحد تجاري‌ نگهداري‌ مي‌شود،
ب‌. با قصد استفاده‌ طي‌ بيش‌ از يك‌ دوره‌ مالي‌ توسط‌ واحد تجاري‌ تحصيل‌ شده‌ باشد، و
ج‌. قابل‌ تشخيص‌ باشد (استاندارد حسابداري، شماره ۱۷).
در تعریف جامع، سرقفلی را چنین بیان کرده اند: سرقفلی ممکن است شاخصی از تجارت باشد که شرکت ها را قادر می سازد تا سود مازادی نسبت به بازده سرمایه گذاری به طور نرمال کسب نمایند. مازاد سود یعنی سود اضافی که بیشتر از سود معمولی باشد. مفهوم سرقفلی یعنی آنچه که سبب می شود مشتریان بیشتری برای شرکت جلب گردد.
سرقفلی اساساً به موارد زیر بستگی دارد:

الف) حسن شهرت مالکین شرکت، ب) معروفیت محصولات، ج) اثربخشی آگهی و تبلیغات، د) موقعیت و جا و مکان مناسب، ه) انحصاری بودن محصولات، و) در دسترس نبودن محصولات مشابه.
سرقفلی فقط می تواند در امور تجاری به وجود آید. سرقفلی معروفیت و شهرتی است که یک فعالیت تجاری به کمک آن می تواند مشتریان زیادی را مجذوب خود نماید تا فروش را بیشتر و در نتیجه سود بیشتری را کسب نماید. بدین جهت سرقفلی نقش یک دارایی را ایفا می کند. سرقفلی همانند یک دارایی شرکت، اثربخش عمل می نماید. سرقفلی به تدریج به دست می آید و غیر قابل رویت و نامحسوس می باشد. علیرغم این تفاوت ها، سرقفلی یک دارایی با ارزش برای موفقیت شرکت است. بعضی اوقات ممکن است یک شرکت برای سرقفلی، بیشتر از یک دارا

یی محسوس و قابل رویت تلاش نماید. از این رو، مصلحت نمی باشد که سرقفلی یک دارایی موهوم تلقی گردد (کرباسی یزدی،۱۳۸۷، ۳۸).
ارزش دفتري يكي از مفاهيم حسابداري است و با استفاده از معيار ارزش هر يك از اقلام دارايي بر اساس داده هاي تاريخي تعيين مي گردد. ارزش دفتري دارايي ها همان ارقام و مقاديري است كه در ترازنامه ي شركت نوشته مي شود و ارزش دفتري هر سهم عبارت است از نسبت حقوق صاحبان سهام عادي به تعداد سهام شركت (مريدي پور و موسوي، ۱۳۸۵، ۲۱).

۵-۱) فرضیه های تحقیق
با توجه به اهداف تحقیق و با در نظر گرفتن موضوع تحقیق « بررسی قابلیت اعتماد و مربوط بودن ارزش های گزارش شده سرقفلی و دارایی های نامشهود در شرکتهای پذیرفته شده در بورس تهران » طی سالهای ۱۳۸۴ تا پایان ۱۳۸۸ فرضیه های پژوهشی زیر تدوین و ارائه می گردد تا پس از جمع آوری اطلاعات، آنها را برای تأیید يا رد مورد آزمون قرار دهیم:
فرضیه اصلی:
اقلام گزارش شده سرقفلی و دارایی های نامشهود توسط سیستم حسابداری، مربوط و قابل اطمینان است.
فرضیه های فرعی برای تائید فرضیه اصلی:
۱٫ بین اقلام گزارش شده سرقفلی و ارزش بازار شرکت رابطه مستقیمی وجود دارد.
۲٫ بین اقلام گزارش شده دارایی های نامشهود و ارزش بازار شرکت رابطه مستقیمی وجود دارد.

۶-۱) اهداف تحقیق
هدف کلی این پژوهش بررسی این موضوع است که آیا دو مورد از مهمترین ویژگی های کیفی اطلاعات حسابداری یعنی مربوط بودن و قابلیت اعتماد ،در مورد اقلام داراییهای نامشهود و سرقفلی مصداق دارند یا خیر. در حقیقت می توان هدف این تحقیق را کمک به استفاده کنندگان از اطلاعات حسابداری در مورد وجود و یا عدم وجود کیفیت اطلاعات بطور موردی در خصوص ارزش های گزارش شده داراییهای نامشهود و سرقفلی بیان کرد(مريدي پور و موسوي، ۱۳۸۵، ۲۱).

۷-۱) حدود مطالعاتی
تحقیق حاضر در زمره تحقیقات تجربی در حوزه امورمالی و حسابداری می باشد. موضوعا

ت مالی مانند سایر موضوعات علمی که از روش های آماری در پژوهشها و تحقیقات خود استفاده می نمایند، نیازمند داده ها و اطلاعاتی می باشند که در طول یک دوره زمانی ایجاد می شوند و بدیهی است که هر اندازه تعداد داده های مورد نیاز، مربوط به دوره زمانی طولانی تر باشند، نتایج بدست آمده از روشهای آماری با دقت و صحت بیشتری توأم خواهد بود. دوره زمانی پژوه

ش حاضر را سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۸ در نظر گرفته ایم. قلمرو تحقیق از لحاظ زمانی، مکانی و موضوعی به شرح زیر می باشد؛
۱-۷-۱) قلمرو زمانی
قلمرو این تحقیق از نظر زمانی سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۸ می باشد.

۲-۷-۱) قلمرو مکانی
قلمرو تحقیق از نظر مكاني، شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد.

۳-۷-۱) قلمرو موضوعی
از لحاظ موضوعی قابلیت اعتماد و مربوط بودن ارزش های گزارش شده سرقفلی و دارایی های نامشهود در شرکتهای پذیرفته شده در بورس تهران بررسی و مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.

۸-۱) واژگان کلیدی
دارايي‌ نامشهود : به‌ يك‌ دارايي‌ غيرپولي‌ و فاقد ماهيت‌عيني‌ اطلاق‌ مي‌شود كه ‌:
الف‌ . به منظور استفاده‌ در توليد يا عرضه‌ كالاها يا خدمات‌، اجاره‌ به‌ ديگران‌ يا براي‌ مقاصد اداري‌ توسط‌ واحد تجاري‌ نگهداري‌ مي‌شود،
ب‌‌. با قصد استفاده‌ طي‌ بيش از يك‌ دوره‌ مالي‌ توسط‌ واحد تجاري‌ تحصيل‌ شده‌ باشد، و
ج‌‌. قابل‌ تشخيص‌ باشد.
دارايي‌ : عبارت‌ است‌ از حقوق‌ نسبت‌ به‌ منافع‌اقتصادي‌ آتي‌ يا ساير راههاي‌ دستيابي‌ مشروع‌ به‌ آن‌ منافع‌ كه‌ درنتيجه‌ معاملات‌ يا ساير رويدادهاي‌ گذشته‌ به‌ كنترل‌ واحد تجاري‌ درآمده‌ است‌. (استانداردهای حسابداری ایران، شماره ۱۷).
سرقفلی: هر گونه‌ مازاد بهاي‌ تمام‌شده‌ ترکيب تجاري نسبت‌ به‌ سهم‌ واحد تحصيل‌كننده‌ از ارزش‌ منصفانه‌ داراييها و بدهيهاي‌ قابل‌ تشخيص‌ در تاريخ‌ انجام‌ معامله‌ بايد به‌ عنوان‌ يك‌ دارايي‌ با نام‌ سرقفلي‌ شناسايي‌ شود (همان منبع، شماره ۱۹).
مربوط‌ بودن‌: اطلاعاتي‌ مربوط‌ تلقي‌ مي‌شود كه‌ برتصميمات‌ اقتصادي‌ استفاده‌كنندگان‌ در ارزيابي‌ رويدادهاي‌ گذشته‌ ، حال‌ يا آينده‌ يا تائيد يا تصحيح‌ ارزيابيهاي‌ گذشته‌ آنها مؤثر واقع‌ شود .
قابلیت اعتماد: براي‌ اينكه‌ اطلاعات‌ مفيد باشد بايد همچنين‌ قابل‌ اتكا باشد . اطلاعاتي‌ قابل‌اتكاست‌ كه‌ عاري‌ از اشتباه‌ و تمايلات‌ جانبدارانه‌ بااهميت‌ باشد و به‌ طور صادقانه‌ معرف‌ آن‌ چيزي‌ باشد كه‌ مدعي‌ بيان‌ آن‌ است‌ يا به‌ گونه‌اي‌ معقول‌ انتظار مي‌رود بيان‌ كند (مفاهیم نظری گزارشگری مالی)۳٫
رقم گزارش شده سرقفلي و دارايي هاي نامشهود: بيانگر ارقام ارائه شده مربوط

به حساب سرقفلي و دارايي هاي نامشهود پس از كسر استهلاكات مربوطه مي باشد.

 

فصل دوم
مروری بر ادبيات تحقيق

۱-۲) مقدمه
در تدوین گزارش تحقیق مرسوم است که فصل دوم به مروری بر ادبیات وپیشینه تحقیق پرداخته می شود. بررسی پیشینه تحقیق معمولاً نقدی از دانش موجود درباره موضوع پژوهش است. بررسی پیشینه تحقیق اگر به درستی صورت گیرد به بیان مساله کمک می کند و یافته های تحقیق را به پژوهش های قبلی متصل می سازد.

۲-۲) هدف‌ صورتهاي‌ مالي‌
در پيوست استاندارد هاي حسابداري تحت عنوان، مفاهيـم‌ نظري‌ گزارشگـري‌ مالـي هدفهاي تهيه صورتهاي مالي به شرح زير آورده شده است:
۱٫ هدف‌ صورتهاي‌ مالي‌ عبارت‌ از ارائـه‌ اطلاعاتي‌ تلخيص‌ و طبقه‌بندي‌ شده‌ درباره‌ وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ است‌ كه‌ براي‌ طيفي‌ گسترده‌ از استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ در اتخاذ تصميمات‌ اقتصادي‌ مفيد واقع‌ گردد.
۲٫ صورتهاي‌ مالي‌ همچنين‌ نتايج‌ وظيفه‌ مباشرت‌ مديريت‌ يا حسابدهي‌ آنها را در قبال‌ منابعي‌ كه‌ دراختيارشان‌ قرار گرفته‌ منعكس‌ مي‌كند. استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌، براي‌ اتخاذ تصميمات‌ اقتصادي‌، غالباً خواهان‌ ارزيابي‌ وظيفه‌ مباشرت‌ يا حسابدهي‌ مديريت‌ مي‌باشند. تصميمات‌ اقتصادي‌ مزبور به‌ عنوان‌ نمونه‌ شامل‌ مواردي‌ از قبيل‌ فروش‌ يا حفظ‌ سرمايه‌گذاري‌ در واحد تجاري‌ و انتخاب‌ مجدد يا جايگزيني‌ مديران‌ مي‌باشد.
۳٫ از آنجا كه‌ صورتهاي‌ مالي‌ عمدتاً بيانگر اثرات‌ مالي‌ رويدادهاي‌ گذشته‌ است‌ و لزوماً دربرگيرنده‌ اطلاعات‌ غيرمالي‌ نيست‌، تمام‌ اطلاعات‌ مورد لزوم‌ استفاده‌كنندگان‌ را جهت‌ اتخاذ تصميمات‌ اقتصادي‌ فراهم‌ نمي‌آورد. با اين‌حال‌، صورتهاي‌ مالي‌ نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ مشترك‌ اغلب‌ استفاده‌كنندگان‌ را رفع‌ مي‌كند.
۴٫ اطلاعات‌ ارائه‌ شده‌ در صورتهاي‌ مالي‌ مشمول‌ محدوديتهاي‌ مختلف‌ ديگري‌ نيز هست‌

. اطلاعات‌ مالي‌ تحت‌ تأثير ابهامات‌ موجود قرار مي‌گيرد زيرا دربرگيرنده‌ برآوردها بوده‌ و اثر معاملات‌ بين‌ دوره‌هاي‌ مالي‌ مشخص‌ تخصيص‌ يافته‌ است‌. اطلاعاتي‌ را كه‌ نمي‌توان‌ برحسب‌ واحد پول‌ بيان‌ كرد در متن‌ صورتهاي‌ مالي‌ قابل‌ انعكاس‌ نمي‌باشد. به‌علاوه‌، اطلاعـات‌ منـدرج‌ در صورتطاف‌پذيري‌ مالي‌ براي‌ يك‌ دوره‌ گذشته‌ مي‌باشد.

۳-۲) استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ و نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ آنان‌
استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ به‌ اشخاصي‌ اطلاق‌ مي‌شود كه‌ جهت‌ رفع‌ نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ متفاوت‌ خود از صورتهاي‌ مالي‌ استفاده‌ مي‌كنند. تأمين‌ نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ تمام‌ مفاهيـم‌ نظري‌ گزارشگـري‌ مالـي‌ استفاده‌كنندگان‌ توسط‌ صورتهاي‌ مالي‌ امكان‌پذير نيست‌ ولي‌ نيازهايي‌ وجود دارد كه‌ براي‌ همه‌ استفاده‌كنندگان‌ مشترك‌ است‌ . بالاخص‌ همه‌ استفاده‌كنندگان‌ به‌ نوعي‌ به‌ وضعيت‌ مالي‌ ، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ علاقه‌مند هستند . اعتقاد براين‌ است‌ كه‌ هرگاه‌ صورتهاي‌ مالي‌ معطوف‌ به‌ تأمين‌ نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ سرمايه‌گذاران‌ باشد ، اكثر نيازهاي‌ ساير استفاده‌كنندگان‌ را نيز در حد توان‌ برآورده‌ مي‌كند . به‌عبارت‌ ديگر اطلاعات‌ تهيه‌ شده‌ براي‌ سرمايه‌گذاران‌ ، به‌ عنوان‌ يك‌ مرجع‌ اطلاعاتي‌ براي‌ ساير استفاده‌كنندگان‌ نيز مفيد است‌ چرا كه‌ اينان‌ مي‌توانند اطلاعات‌ مشخص‌تري‌ را كه‌ در معاملات‌ خود با واحد تجاري‌ بدست‌ مي‌آورند با اين‌ مرجع‌ اطلاعاتي‌ بسنجند. استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ و نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ آنها به‌ شرح‌ زير است‌ :
الف‌ ـ سرمايه‌گذاران‌:
سرمايه‌گذاران‌ به‌ عنوان‌ تأمين‌كنندگان‌ سرمايه‌ متضمن‌ ريسك‌ واحد تجاري‌ و مشـاوريـن‌ آنـان‌ علاقه‌منـد بـه‌ اطـلاعـاتـي‌ در مـورد ريسـك‌ ذاتـي‌ و بـازده‌ سرمايه‌گذاريهاي‌ خود مي‌باشند . اينان‌ به‌ اطلاعاتي‌ نياز دارند كه‌ براساس‌ آن‌ بتوانند در مورد خريد ، نگهداري‌ يا فروش‌ سهام‌ تصميم‌گيري‌ كنند و عملكرد مديريت‌ واحد تجاري‌ و توان‌ واحد تجاري‌ را جهت‌ پرداخت‌ سود سهام‌ مورد ارزيابي‌ قرار دهند.
ب‌ ـ اعطاكنندگان‌ تسهيلات‌ مالي‌ :
اعطاكننندگان‌ تسهيلات‌ مالي‌ علاقه‌مند به‌ اطلاعاتي‌ هستند كه‌ براساس‌ آن‌ بتوانند توان‌ واحد تجاري‌ را در بازپرداخت‌ به‌موقع‌ اصل‌ و متفرعات‌ تسهيلات‌ دريافتي‌ ارزيابي‌ كنند.

ج‌ ـ تأمين‌كنندگان‌ كالا و خدمات‌ و ساير بستانكاران‌:
تأمين‌كنندگان‌ كالا و خدمات‌ و ساير بستانكاران‌ به‌ اطلاعاتي‌ علاقه‌مند هستند كه‌ آنها را در اتخاذ تصميم‌ در زمينه‌ فروش‌ كالا و خدمات‌ به‌ واحد تجاري‌ و ارزيابي‌ توان‌ واحد تجاري‌ جهت‌ بازپرداخت‌ بدهيهاي‌ خود در سررسيد، ياري‌ رساند. بستانكاران‌ تجاري‌ برعكس‌ اعطاكنندگان‌ تسهيلات‌ مالي‌ به‌ وضعيت‌ واحد تجاري‌ در كوتاه‌مدت‌ علاقه‌مند هستند مگر آنكه‌ واحد تجاري‌ از مشتريان‌ عمده‌ آنان‌ بوده‌ و ادامه‌ فعاليت‌ آنان‌ به‌ تداوم‌ معاملات‌ با واحد تجاري‌ متكي‌ باشد.
د ـ مشتريان‌ :
علاقه‌ مشتريان‌ به‌ كسب‌ اطلاعات‌ در مورد تداوم‌ فعاليت‌ واحد تجاري‌ است‌، بالاخص‌ زماني‌ كه‌ رابطه‌ آنان‌ با واحد تجاري‌ بلندمدت‌ بوده‌ يا اينكه‌ درحد قابل‌ ملاحظه‌اي‌ به‌ محصولات‌ و خدمات‌ واحد تجاري‌ وابسته‌ باشند.

ه ـ كاركنان‌ واحد تجاري‌ :
كاركنان‌ و نمايندگان‌ آنها به‌ اطلاعاتي‌ در مورد ثبات‌ و سودآوري‌ كارفرمايان‌ خود علاقه‌مندند. اينان‌ همچنين‌ علاقه‌مند به‌ اطلاعاتي‌ هستند كه‌ آنها را در ارزيابي‌ توان‌ واحد تجاري‌ مبني‌
و ـ دولت‌ و مؤسسات‌ دولتي‌ :
دولت‌ و مؤسسات‌ تابع‌ آن‌ در رابطه‌ با تخصيص‌ منابع‌ علاقه‌مند به‌ فعاليتهاي‌ واحد تجاري‌ هستند. اينان‌ همچنين‌ براي‌ تنظيم‌ فعاليتهاي‌ واحدهاي‌ تجاري‌، تعيين‌ سياستهاي‌ مالياتي‌ و تشخيص‌ ماليات‌ و نيز تهيه‌ آمار ملي‌ به‌ اطلاعات‌ نياز دارند.
ز ـ جامعه‌ به‌طور اعم‌ :
آحاد جامعه‌ به‌ طرق‌ مختلف‌ تحت‌ تأثيـر واحدهـاي‌ تجـاري‌ قرار مي‌گيرند. به‌طور مثـال‌، واحدهـاي‌ تجـاري‌ ممكن‌ است‌ در اقتصـاد محلي‌ از طريق‌ ايجـاد اشتغـال‌ و استفـاده‌ از محصولات‌ فروشندگان‌ محلي‌ نقش‌ قابل‌ ملاحظـه‌اي‌ ايفاكنند. از طريق‌ ارائـه‌ اطلاعـات‌ در مورد رونـدهـا و تحولات‌ اخيـر در رشـد واحـد تجاري‌ و طيف‌فعاليتهاي‌ آن‌، صورتهـاي‌ مالي‌ مي‌تواند براي‌ آحاد جامعه‌ مفيد باشد.
ح‌ ـ ساير استفاده‌كنندگان‌ :
اشخاص‌ ديگري‌ كه‌ عمدتاً به‌ ارائـه‌ انواع‌ خدمات‌ به‌ استفاده‌كنندگان‌ فوق‌الذكر بالاخص‌ سرمايه‌گذاران‌ اشتغال‌ دارند، جهت‌ رفع‌ برخي‌ نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ خود به‌ صورتهاي‌ مالي‌ تكيه‌ مي‌كنند. اشخاص‌ مزبور ازجمله‌ شامل‌ بورس‌ اوراق‌ بهادار، كارگزاران‌ بورس‌، تحليل‌گران‌ مالي‌ و پژوهشگران‌ مي‌باشند.
مديريت‌ واحد تجاري‌ مسئول‌ تهيه‌ و ارائـه‌ صورتهاي‌ مالي‌ مي‌باشد. مديريت‌ به‌ شكل‌ و محتواي‌ صورتهای‌ مالي‌ علاقه‌مند است‌ زيرا اين‌ صورتها ابزار اصلي‌ انتقال‌ اطلاعات‌ مالي‌ در مورد واحد تجاري‌ به‌ اشخاص‌ خارج‌ از آن‌ است‌.
مديريت‌ از اطلاعات‌ اضافي‌ در انجام‌ وظايف‌ برنامه‌ريزي‌، تصميم‌گيري‌ و كنترل‌ كمك‌ مي‌گيرد و قادر است‌ شكل‌ و محتواي‌ چنين‌ اطلاعات‌ اضافي‌ را در راستاي‌ رفع‌ نيازهاي‌ خود تعيين‌ كند. گزارش‌ چنين‌ اطلاعاتي‌ خارج‌ از دامنه‌ كاربرد اين‌ مجموعه‌ است‌. معهذا اطلاعات‌ مندرج‌ در صورتهاي‌ مالي‌ منتشره‌ بايستي‌ با اطلاعات‌ مورد استفاده‌ مديريت‌ جهت‌ ارزيابي‌ وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ در تضاد نباشد.

۴-۲) خصوصيات‌ كيفي‌ اطلاعات‌ ‌ ‌ مالي
خصوصيات‌ كيفي‌ به‌ خصوصياتي‌ اطلاق‌ مي‌شود كه‌ موجب‌ مي‌گردد اطلاعات‌ ارائه‌ شده‌ در صورتهاي‌ مالي‌ براي‌ استفاده‌كنندگان‌ در راستاي‌ ارزيابي‌ وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ مفيد واقع‌ شود. برخي‌ خصوصيات‌ كيفي‌ به‌ محتواي‌ اطلاعات‌ مندرج‌ در صورتهاي‌ مالي‌ و برخي‌ ديگر به‌ چگونگي‌ ارائـه‌ اين‌ اطلاعات‌ مربوط‌ مي‌شود.
خصوصيات‌ كيفي‌ اصلي‌ مرتبط‌ با محتواي‌ اطلاعات‌، ” مربوط‌ بودن ‌ ” و ” قابل‌ اتكابودن ‌ ” است‌. هرگاه‌ اطلاعات‌ مالي‌ مربوط‌ و قابل‌ اتكا نباشد، مفيد نخواهد بود. اطلاعاتي‌ مربوط‌ تلقي‌ مي‌شود كه‌ برتصميمات‌ اقتصادي‌ استفاده‌كنندگان‌ در ارزيابي‌ رويدادهاي‌ گذشته‌ ، حال‌ يا آينده‌ يا تائيد يا تصحيح‌ ارزيابيهاي‌ گذشته‌ آنها مؤثر واقع‌ شود .
كيفيت‌ “اهميت ‌”

اهميت‌ يك‌ كيفيت‌ آستانه‌اي‌ است‌. اهميت‌ به‌ جاي‌ اينكه‌ يك‌ خصوصيت‌ كيفي‌ اصلي‌ لازم‌ براي‌ اطلاعات‌ باشد يك‌ نقطه‌ انقطاع‌ است‌ و بايد قبل‌ از ساير خصوصيات‌ كيفي‌ اطلاعات‌ مورد توجه‌ قرار گيرد. اگر اطلاعات‌ بااهميت‌ نباشد نيازي‌ به‌ بررسي‌ بيشتر آن‌ نيست‌.
اطلاعاتي‌ بااهميت‌ است‌ كه‌ بتواند برتصميمات‌ اقتصادي‌ استفاده‌كنندگان‌ كه‌ برمبناي‌ صورتهاي‌ مالي‌ اتخاذ مي‌شود ، تأثير گذارد . اگر اطلاعات‌، نادرست‌ ارائـه‌ شود يا حذف‌ گردد ، اهميت‌ ارائـه‌ نادرست‌ يا حذف‌ اطلاعات‌ ، به‌ ميزان‌ و ماهيت‌ قلم‌ مورد بحث‌ براساس‌ قضاوتي‌ كه‌ در شراي

ط‌ مربوط‌ اعمال‌ مي‌شود ، بستگي‌ دارد . جنبه‌هايي‌ از ماهيت‌ كه‌ برقضاوت‌ در مورد اهميت‌ يك‌ قلم‌ تأثير مي‌گذارد شامل‌ معاملات‌ و ساير رويدادهاي‌ بوجود آورنده‌ آن‌ و نيز سرفصلهاي‌ خاص‌ صورتهاي‌ مالي‌ و افشائياتي‌ است‌ كه‌ تحت‌ تأثير قرار گرفته‌ است‌.
مواردي‌ كه‌ بايد مدنظر قرار گيرد شامل‌ ساير عناصر صورتهاي‌ مالي‌ در كليت‌ آن‌ و ديگر اطلاعات‌ دردسترس‌ استفاده‌كنندگان‌ است‌ كه‌ بتواند بر ارزيابي‌ آنها از صورتهاي‌ مالي‌ تأثير گذارد. اين‌ امر به‌ طور مثال‌ متضمن‌ ملاحظه‌ تأثير آن‌ قلم‌ برارزيابي‌ روندهاست‌. در مورد دو يا چند قلم‌ مشابه‌، اهميت‌ مجموع‌ و نيز تك‌تك‌ آنها بايد مدنظر قرار گيرد.
مربوط‌ بودن‌
اطلاعاتي‌ مربوط‌ تلقي‌ مي‌شود كه‌ برتصميمات‌ اقتصادي‌ استفاده‌كنندگان‌ در ارزيابي‌ رويدادهاي‌ گذشته‌ ، حال‌ يا آينده‌ يا تائيد يا تصحيح‌ ارزيابيهاي‌ گذشته‌ آنها مؤثر واقع‌ شود .
ارزش‌ پيش‌بيني‌كنندگي‌ و تأييدكنندگي‌
” اطلاعات‌ مربوط‌ ” ، يا داراي‌ ارزش‌ پيش‌بيني‌كنندگي‌ و يا حائز ارزش‌ تأييدكنندگي‌ است‌ . نقشهاي‌ پيش‌بيني‌كنندگي‌ و تأييدكنندگي‌ اطلاعات‌ به‌ هم‌ مربوط‌ مي‌باشند. به‌ طور مثال‌، اطلاعات‌ در مورد سطح‌ و ساختار فعلي‌ داراييهاي‌ واحد تجاري‌، براي‌ استفاده‌كنندگاني‌ كه‌ سعي‌ دارند توان‌ واحد تجاري‌ را در استفاده‌ از فرصتها و واكنش‌ به‌ شرايط‌ نامطلوب‌ پيش‌بيني‌ كنند، داراي‌ ارزش‌ است‌. همين‌ اطلاعات‌ داراي‌ نقش‌ تأييدكنندگي‌ در مورد پيش‌بيني‌هاي‌ گذشته‌ مثلاً درباره‌ ساختار واحد تجاري‌ و ماحصل‌ عمليات‌ مي‌باشد.
اطلاعات‌ در مورد وضعيت‌ مالي‌ و عملكرد مالي‌ گذشته‌ اغلب‌ براي‌ پيش‌بيني‌ وضعيت‌ مالي‌ و عملكرد مالي‌ آتي‌ و ساير موضوعات‌ مورد علاقه‌ مستقيم‌ استفاده‌كنندگان‌ از قبيل‌ پرداخت‌ سود سهام‌ و دستمزد، تغييرات‌ در بهاي‌ اوراق‌ بهادار و توانايي‌ واحد تجاري‌ جهت‌ ايفاي‌ تعهدات‌ خود در سررسيد، مورداستفاده‌ قرار مي‌گيرد. براي‌ اينكه‌ اطلاعات‌ داراي‌ ارزش‌ پيش‌بيني‌كنندگي‌ باشد نيازي‌ نيست‌ كه‌ در قالب‌ يك‌ پيش‌بيني‌ صريح‌ ارائه‌ شود. معهذا توان‌ پيش‌بيني‌ براساس‌ صورتهاي‌ مالي‌ تحت‌ تأثير نحوه‌ نمايش‌ اطلاعات‌ در مورد معاملات‌ و ساير رويدادهاي‌ گذشته‌ ارتقا مي‌يابد. به‌طور مثال‌ هرگاه‌ اقلام‌ غيرمعمول‌، غيرعادي‌ و غير تكراري‌ درآمد يا هزينه‌ جداگانه‌ افشا شود، ارزش‌ پيش‌بيني‌كنندگي‌ صورتهاي‌ عملكرد مالي‌ افزايش‌ مي‌يابد.

انتخاب‌ خاصه‌
براي‌ ارائه‌ اقلام‌ در صورتهاي‌ مالي‌ بايد خاصه‌ قلم‌ مورد ارائه‌ انتخاب‌ شود. صورتهاي‌ مالي‌ تنها مي‌توانند آن‌ خاصه‌هايي‌ را ارائه‌ كند كه‌ برحسب‌ واحد پول‌ قابل‌ بيان‌ است‌. چندين‌ خاصه‌ پولي‌ وجود دارد كه‌ مي‌توان‌ در صورتهاي‌ مالي‌ ارائه‌ كرد از قبيل‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ تاريخي‌، بهاي‌ جايگزيني‌ يا خالص‌ ارزش‌ فروش‌.
انتخاب‌ خاصه‌اي‌ كه‌ قرار است‌ در صورتهاي‌ مالي‌ گزارش‌ شود بايد مبتني‌بر مربوط‌

بودن‌ آن‌ به‌ تصميمات‌ اقتصادي‌ استفاده‌كنندگان‌ باشد . اطلاعات‌ در مورد ساير خاصه‌ها ازجمله‌ خاصه‌هاي‌ غيرقابل‌ بيان‌ به‌ پول‌ از قبيل‌ مقادير و سررسيدها را مي‌توان‌ با شرح‌ اقلا
قابل‌ اتكا بودن‌
براي‌ اينكه‌ اطلاعات‌ مفيد باشد بايد همچنين‌ قابل‌ اتكا باشد . اطلاعاتي‌ قابل‌اتكاست‌ كه‌ عاري‌ از اشتباه‌ و تمايلات‌ جانبدارانه‌ بااهميت‌ باشد و به‌ طور صادقانه‌ معرف‌ آن‌ چيزي‌ باشد كه‌ مدعي‌ بيان‌ آن‌ است‌ يا به‌ گونه‌اي‌ معقول‌ انتظار مي‌رود بيان‌ كند .
اطلاعات‌ ممكن‌ است‌ مربوط‌ باشد ليكن‌ ماهيتاً يا در بيان‌ چنان‌ غيرقابل‌اتكا باشد كه‌ شناخت‌ آن‌ در صورتهاي‌ مالي‌ به‌طور بالقوه‌ گمراه‌كننده‌ شود. به‌طور مثال‌ اگر اعتبار و مبلغ‌ يك‌ ادعاي‌ خسارت‌ در يك‌ اقدام‌ قانوني‌ مورد سئوال‌ واقع‌ شود، ممكن‌ است‌ شناخت‌ كل‌ مبلغ‌ ادعا در ترازنامه‌ براي‌ واحد تجاري‌ نامناسب‌ باشد گرچه‌ افشاي‌ مبلغ‌ و شرايط‌ ادعا مي‌تواند مناسب‌ باشد.
بيان‌ صادقانه‌
اطلاعات‌ بايد اثر معاملات‌ و ساير رويدادهايي‌ را كه‌ ادعا مي‌كند بيانگر آن‌ است‌ يا به‌ گونه‌اي‌ معقول‌ انتظار مي‌رود بيانگر آن‌ باشد به‌طور صادقانه‌ بيان‌ كند . بدين‌ترتيب‌ مثلاً ترازنامه‌ بايد بيانگر صادقانه‌ اثرات‌ معاملات‌ و ساير رويدادهايي‌ باشد كه‌ منجر به‌ عناصري‌ در تاريخ‌ ترازنامه‌ شوند كه‌ معيارهاي‌ شناخت‌ را احراز كرده‌ باشند.
بيشتر اطلاعات‌ مالي‌ تا حدي‌ در معرض‌ اين‌ مخاطره‌ قرار دارند كه‌ آنچه‌ را كه‌ مدعي‌ نمايش‌ آن‌ هستند كاملاً به‌ طور صادقانه‌ بيان‌ نكنند. اين‌ بدان‌دليل‌ است‌ كه‌ در تشخيص‌ معاملات‌ و ساير رويدادهايي‌ كه‌ قرار است‌ اندازه‌گيري‌ شود يا در طراحي‌ و اعمال‌ روشهاي‌ اندازه‌گيري‌ و ارائه‌اي‌ كه‌ بتواند پيامهاي‌ مرتبط‌ با آن‌ معاملات‌ و ساير رويدادها را انتقال‌ دهد، مشكلات‌ ذاتي‌ وجود دارد. در برخي‌ موارد اندازه‌گيري‌ اثرات‌ مالي‌ اقلام‌ ممكن‌ است‌ آنقدر مبهم‌ باشد كه‌ واحدهاي‌ تجاري‌ عموماً از شناخت‌ آنها در صورتهاي‌ مالي‌ خودداري‌ كنند. معهذا در مواردي‌ ديگر ممكن‌ است‌ شناخت‌ اقلام‌ در صورتهاي‌ مالي‌ مربوط‌ تلقي‌ شود و خطر اشتباه‌ مربوط‌ به‌ شناخت‌ و اندازه‌گيري‌ آنها نيز افشا گردد.
رجحان‌ محتوا بر شكل‌
اگر قرار است‌ اطلاعات‌ بيانگر صادقانه‌ معاملات‌ و ساير رويدادهايي‌ كه‌ مدعي‌ بيان‌ آنهاست‌ باشد، لازم‌ است‌ كه‌ اين‌ اطلاعات‌ براساس‌ محتوا و واقعيت‌ اقتصادي‌ و نه‌ صرفاً شكل‌ قانوني‌ آنها به‌ حساب‌ گرفته‌ شود . محتواي‌ معاملات‌ و ساير رويدادها همواره‌ با شكل‌ قانوني‌ آنها سازگار نيست‌. هرچند اثرات‌ خصوصيات‌ قانوني‌ يك‌ معامله‌ خود بخشي‌ از محتوا و اثر تجاري‌ آن‌ است‌، اين‌ اث

رات‌ بايستي‌ در چارچوب‌ كليت‌ معامله‌ ازجمله‌ هرگونه‌ معاملات‌ مرتبط‌ مورد تفسير قرار گيرد. به‌طور مثال‌ يك‌ واحد تجاري‌ ممكن‌ است‌ مالكيت‌ قانوني‌ يك‌ كالا را به‌شخص‌ ديگري‌ واگذار كند. ليكن‌ هرگاه‌ به‌ شرايط‌ معامله‌ از يك‌ ديدگاه‌ كلي‌ نگريسته‌ شود، ممكن‌ است‌ اين‌ مطلب‌ آشكار شود كه‌ ترتيباتي‌ وجود داشته‌ است‌ كه‌ از ادامه‌ دسترسي‌ واحد تجاري‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ آن‌ كالا اطمينان‌ حاصل‌ شود. در چنين‌ شرايطي‌ گزارش‌ معامله‌ به‌ عنوان‌ يك‌ معامله‌ فروش‌ از لحاظ‌ مقاصد گزارشگري‌، بيان‌ صادقانه‌ معامله‌ انجام‌ شده‌ نمي‌باشد.
اطلاعات‌ مندرج‌ در صورتهاي‌ مالي‌ بايد بي‌طرفانه‌ يعني‌ عاري‌ از تمايلات‌ جانبدارانه‌ باشد . چنانچه‌ انتخاب‌ و يا ارائـه‌ اين‌ اطلاعات‌ به‌گونه‌اي‌ باشد كه‌ برتصميم‌گيري‌ يا قضاوت‌ در جهت‌ نيل‌به‌ نتيجه‌اي‌ از قبل‌ تعيين‌ شده‌، اثر گذارد، صورتهاي‌ مالي‌ بي‌طرف‌ نمي‌باشد.
احتيـاط‌
تهيه‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ درعين‌ حال‌ بايد با ابهاماتي‌ كه‌ به‌گونه‌اي‌ اجتناب‌ناپذير بربسياري‌ رويدادها و شرايط‌ سايه‌افكنده‌ برخورد كنند. نمونه‌ اين‌ ابهامات‌ عبارت‌ است‌ از قابليت‌ وصول‌ مطالبات‌، عمر مفيد احتمالي‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود و تعداد و ميزان‌ ادعاهاي‌ احتمالي‌ مربوط‌ به‌ ضمانت‌ كالاي‌ فروش‌ رفته‌. چنين‌ مواردي‌ با رعايت‌ احتياط‌ در تهيه‌ صورتهاي‌ مالي‌ و همراه‌ با افشاي‌ ماهيت‌ و ميزان‌ آنها شناسايي‌ مي‌شود. احتياط‌ عبارت‌ است‌ از كاربرد درجه‌اي‌ از مراقبت‌ كه‌ در اعمال‌ قضاوت‌ براي‌ انجام‌ برآورد در شرايط‌ ابهام‌ مورد نياز است‌ به‌گونه‌اي‌ كه‌ درآمدها يا داراييها بيشتر از واقع‌ و هزينه‌ها يا بدهيها كمتر از واقع‌ ارائه‌ نشود . اعمال‌ احتياط‌ نبايد منجر به‌ ايجاد اندوخته‌هاي‌ پنهاني‌ يا ذخاير غير ضروري‌ گردد ياداراييها و درآمدها را عمداً كمتر از واقع‌ و بدهيها و هزينه‌ها را عمداً بيشتر از واقع‌ نشان‌ دهد زيرا اين‌ امر موجب‌ نقض‌ بي‌طرفي‌ است‌ و بر قابليت‌ اتكاي‌ اطلاعات‌ مالي‌ اثر مي‌گذارد.
كامل‌ بودن‌
اطلاعات‌ مندرج‌ در صورتهاي‌ مالي‌ بايد باتوجه‌ به‌ كيفيت‌ اهميت‌ و ملاحظات‌ مربوط‌ به‌ فزوني‌ منافع‌ برهزينه‌ تهيه‌ و ارائـه‌ آن‌، كامل‌ باشد. حذف‌ بخشي‌ از اطلاعات‌ ممكن‌ است‌ باعث‌ شود كه‌ اطلاعات‌ نادرست‌ يا گمراه‌كننده‌ شود و لذا قابل‌ اتكا نباشد و از مربوط‌بودن‌ آن‌ كاسته‌ شود.
قابل‌ مقايسه‌ بودن ‌
استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ بايد بتوانند صورتهاي‌ مالي‌ واحد تجاري‌ را طي‌ زمان‌ جهت‌ تشخيص‌ روند تغييرات‌ در وضعيت‌ مالي‌ ، عملكرد مالي‌ وانعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ مقايسه‌ نمايند . استفاده‌كنندگان‌ همچنين‌ بايد بتوانند صورتهاي‌ مالي‌ واحدهاي‌ تجاري‌ مختلف‌ را مقايسه‌ كنند تا وضعيت‌ مالي‌ ، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ آنها را نسبت‌ به‌ يكديگر بسنجند . بدين‌ترتيب‌ ضرورت‌ دارد اثرات‌ معاملات‌ و ساير رويدادهاي‌ مشابه‌ در داخل‌ واحد تجاري‌ و در طول‌ زمان‌ براي‌ آن‌ واحد تجاري‌ با ثبات‌ رويه‌اندازه‌گيري‌ و ارائه‌ شود و بين‌ واحدهاي‌ تجاري‌ مختلف‌ نيز هماهنگي‌ رويه‌ در باب‌ اندازه‌گيري‌ و ارائه‌ موضوعات‌ مشابه‌ رعايت‌ گردد .
رعايت‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ موجب‌ مي‌گردد كه‌ قابليت‌ مقايسه‌ صورتهاي‌ مالي‌ فراهم‌ آيد زيرا به‌ موجب‌ الزامات‌ مندرج‌ در استانداردهاي‌ مزبور، واحدهاي‌ تجاري‌ مختلف‌ بايد براي‌ حسابداري‌ معاملات‌ و رويدادهاي‌ مشابه‌ از رويه‌هاي‌ مشابهي‌ استفاده‌ كنند.
نياز به‌ قابليت‌ مقايسه‌ را نبايد با يكنواختي‌ مطلق‌ اشتباه‌ گرفت‌ و اين‌ خصوصيت‌ نبايد مانع‌ از بكارگيري‌ روشهاي‌ بهبود يافته‌ حسابداري‌ گردد. هرگاه‌ رويه‌ حسابداري‌ مورد استفاده‌ با خصوصيات‌ كيفي‌ “مربوط‌بودن‌” و “قابل‌اتكابودن‌” سازگار نباشد، براي‌ واحد تجاري‌ ادامه‌ استفاده‌ از آن‌ روي

ه‌ مناسب‌ نخواهد بود. به‌گونه‌اي‌ مشابه‌، درصورت‌ وجود رويه‌هاي‌ جايگزين‌ “مربوط‌تر” و “قابل‌ اتكاتر”، براي‌ واحد تجاري‌ مناسب‌ نخواهد بود كه‌ در رويه‌هاي‌ حسابداري‌ مورد عمل‌ تغيير ندهد.
ثبات‌ رويه‌
قابل‌ مقايسه‌ بودن‌ مستلزم‌ اين‌ امر است‌ كه‌ اندازه‌گيري‌ و ارائه‌ اثرات‌ مالي‌ معاملات‌ وساير رويدادهاي‌ مشابه‌ در هر دوره‌ حسابداري‌ و از يك‌ دوره‌ به‌ دوره‌ بعد با ثبات‌ رويه‌ انجام‌ گيرد و همچنين‌ هماهنگي‌ رويه‌ توسط‌ واحدهاي‌ تجاري‌ مختلف‌ حفظ‌ شود. اگرچه‌ براي‌ نيل‌ به‌ قابل‌ مقايسه‌بودن‌، ثبات‌ رويه‌ لازم‌ است‌ اما هميشه‌ به‌ خودي‌ خود كافي‌ نيست‌. به‌طور مثال‌ در دوران‌ تورمي‌ هرگاه‌ دو واحد تجاري‌ كه‌ شرايط‌ اقتصادي‌ و عملكرد آنها عيناً مشابه‌ است‌ از مبناي‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ تاريخي‌ براي‌ اندازه‌گيري‌ داراييها استفاده‌ كنند، درصورت‌ تحصيل‌ داراييهاي‌ خود در زمانهاي‌ مختلف‌ نتايج‌ متفاوتي‌ را گزارش‌ خواهند كرد.
افشاء
يكي‌ از پيش‌ شرطهاي‌ قابل‌ مقايسه‌بودن‌، افشاي‌ رويه‌هاي‌ حسابداري‌ بكار رفته‌ در تهيه‌ صورتهاي‌ مالي‌ و همچنين‌ افشاي‌ هرگونه‌ تغييرات‌ در آن‌ رويه‌ها و اثرات‌ چنين‌ تغييراتي‌ مي‌باشد. استفاده‌كنندگان‌ بايد قادر باشند تفاوت‌ بين‌ رويه‌هاي‌ حسابداري‌ براي‌ معاملات‌ و ساير رويدادهاي‌ مشابه‌ را كه‌ توسط‌ يك‌ واحد تجاري‌ طي‌ دوره‌هاي‌ مختلف‌ بكار گرفته‌ شده‌ و رويه‌هايي‌ را كه‌ توسط‌ واحدهاي‌ تجاري‌ مختلف‌ اتخاذ شده‌ است‌، تشخيص‌ دهند.
از آنجا كه‌ استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ علاقه‌مند به‌ مقايسه‌ وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و جريانهاي‌ وجوه‌ نقد واحد تجاري‌ در طول‌ زمان‌ مي‌باشند، ارائـه‌ اطلاعات‌ مقايسه‌اي‌ براي‌ حداقل‌ يك‌ دوره‌ مالي‌ قبل‌ ضرورت‌ دارد.
قابل‌ فهم‌ بودن‌
يك‌ خصوصيت‌ كيفي‌ مهم‌ اطلاعات‌ مندرج‌ در صورتهاي‌ مالي‌ اين‌ است‌ كه‌ به‌ آساني‌ براي‌ استفاده‌كنندگان‌ قابل‌ درك‌ باشد.
ادغام‌ و طبقه‌بندي‌ اطلاعات‌

يك‌ عامل‌ مهم‌ در قابل‌ فهم‌ بودن‌ اطلاعات‌ مالي‌ نحوه‌ ارائـه‌ آنهاست‌. براي‌ اينكه‌ ارائـه‌ اطلاعات‌ مالي‌ قابل‌ فهم‌ باشد لازم‌ است‌ كه‌ اقلام‌ به‌نحوي‌ مناسب‌ در يكديگر ادغام‌ و طبقه‌بندي‌ شود.
توان‌ استفاده‌كنندگان‌
صورتهاي‌ مالي‌ براي‌ رفع‌ نيازهاي‌ استفاده‌كنندگان‌ مختلفي‌ كه‌ از درجات‌ مختلف‌ آگاهي‌ از فعاليتهاي‌ تجاري‌ و اقتصادي‌ و نحوه‌ حسابداري‌ برخوردارند، تهيه‌ مي‌شود. معهذا اطلاعات‌ مالي‌ عموماً براساس‌ اين‌ فرض‌ كه‌ استفاده‌كنندگان‌ از آگاهي‌ معقولي‌ در مورد فعاليتهاي‌ تجاري‌ و اقتصادي‌ و نحوه‌ حسابداري‌ برخوردارند و اينكه‌ مايل‌ به‌ مطالعه‌ اطلاعات‌ با تلاش‌ معقولي‌ هستند، تهيه‌ مي‌شود. درعين‌حال‌، اطلاعات‌ پيچيده‌اي‌ كه‌ جهت‌ رفع‌ نيازهاي‌ تصميم‌گي

ري‌ اقتصادي‌ مربوط‌ تلقي‌ مي‌شود نبايد به‌ بهانه‌ مشكل‌بودن‌ درك‌ آن‌ توسط‌ برخي‌ استفاده‌كنندگان‌ از صورتهاي‌ مالي‌ حذف‌ شود، گرچه‌ اين‌ گونه‌ اطلاعات‌ نيز بايد حتي‌المقدور به‌ گونه‌اي‌ ساده‌ ارائه‌ شود.
محدوديتهاي‌ حاكم‌ بر خصوصيات‌ كيفي‌ اطلاعات‌ مالي‌

به‌ندرت‌ مي‌توان‌ اطلاعاتي‌ تهيه‌ كرد كه‌ كاملاً مربوط‌، قابل‌اتكا، قابل‌مقايسه‌ و قابل‌ فهم‌ باشد. برخي‌ از مؤثرترين‌ محدوديتها در بندهاي‌ زیر تشريح‌ مي‌گردد:
موازنه‌ بين‌ خصوصيات‌ كيفي‌
يكي‌ از محدوديتها اين‌ است‌ كه‌ اغلب‌ نوعي‌ موازنه‌ يا مصالحه‌ بين‌ خصوصيتهاي‌ كيفي‌ ضرورت‌ دارد. به‌طور مثال‌ اطلاعاتي‌ كه‌ قابل‌ اتكاتر است‌ اغلب‌ از درجه‌ مربوط‌بودن‌ كمتري‌ برخوردار است‌ و به‌عكس‌. عموماً هدف‌، دستيابي‌ به‌ نوعي‌ توازن‌ بين‌ انواع‌ خصوصيات‌ به‌منظور پاسخگويي‌ به‌ اهداف‌ صورتهاي‌ مالي‌ است‌. اهميت‌ نسبي‌ خصوصيتهاي‌ كيفي‌ در موارد مختلف‌ امري‌ قضاوتي‌ است‌.
مثال‌ ديگري‌ از تضاد بالقوه‌ بين‌ خصوصيات‌ كيفي‌، تضاد بين‌ “بي‌طرفي‌” و “احتياط‌” است‌ كه‌ هردوي‌ آنها از خصوصيات‌ مربوط‌ به‌ قابليت‌ اتكا محسوب‌ مي‌شود. بي‌طرفي‌ عبارت‌ از عاري‌بودن‌ از تمايلات‌ جانبدارانه‌ است‌. معهذا اعمال‌ احتياط‌ بيش‌ از حد معمول‌، منجربه‌ بيان‌ كمتر از واقع‌ داراييها و درآمدها و بيان‌ بيشتر از واقع‌ بدهيها و هزينه‌ها مي‌شود. براي‌ اجتناب‌ از اين‌ خطري‌ كه‌ متوجه‌ “بي‌طرفي‌” است‌، “احتياط‌” را نبايد به‌ عنوان‌ يك‌انحراف‌ سيستماتيك‌ در اندازه‌گيري‌ تعبير كرد، بلكه‌ احتياط‌ را بايد نوعي‌ طرز تفكر تعبير كرد كه‌ ارزيابي‌ دقيق‌ ابهامات‌ و توجه‌ هشيارانه‌ به‌ خطرات‌ احتمالي‌ را مي‌طلبد. حالت‌ مطلوب‌ اين‌ است‌ كه‌ ميزان‌ ترديد ناشي‌ از برخورد محافظه‌كارانه‌، كاملاً با تمايل‌ به‌ خوش‌بيني‌ بيش‌ از حد جبران‌ شود.
به‌ موقع‌ بودن‌
هرگاه‌ تأخيري‌ نابجا در گزارش‌ اطلاعات‌ رخ‌ دهد، اطلاعات‌ ممكن‌ است‌ خصوصيت‌ مربوط‌ بودن‌ خود را از دست‌ بدهد. ممكن‌ است‌ لازم‌ شود كه‌ مديريت‌ نوعي‌ موازنه‌ بين‌ مزيتهاي‌ نسبي‌ “گزارشگري‌ به‌موقع‌” و “ارائـه‌ اطلاعات‌ قابل‌ اتكا” برقرار كند. براي‌ ارائـه‌ به‌ موقع‌ اطلاعات‌، اغلب‌ ممكن‌ است‌ لازم‌ شود قبل‌ از مشخص‌ شدن‌ همه‌ جنبه‌هاي‌ يك‌ معامله‌ يا رويداد، اطلاعات‌ موجود گزارش‌ شود كه‌ اين‌ از قابليت‌ اتكاي‌ آن‌ مي‌كاهد. به‌عكس‌، هرگاه‌ به‌منظور مشخص‌شدن‌ همه‌ جنبه‌هاي‌ مزبور، گزارشگري‌ با تأخير انجام‌ گردد، اطلاعات‌ ممكن‌ است‌ كاملاً قابل‌ اتكا شود، ليكن‌ براي‌ استفاده‌كنندگاني‌ كه‌ بايد طي‌ اين‌ مدت‌ تصميماتي‌ اتخاذ كنند بي‌فايده‌ شود. براي‌ نيل‌ به‌ موازنـه‌ بين‌ خصوصيات‌ مربوط‌بودن‌ و قابل‌ اتكابودن‌، باتوجه‌ به‌ الزامات‌ قانوني‌ در مورد زمان‌ ارائـه‌ اطلاعات‌، مهمترين‌ موضوعي‌ كه‌ بايد مورد توجه‌ قرار گيرد اين‌ است‌ كه‌ چگونه‌ به‌ بهترين‌ وجه‌ به‌ نيازهاي‌ تصميم‌گيري‌ اقتصادي‌ استفاده‌كنندگان‌ پاسخ‌ داده‌ شود.
منفعت‌ و هزينه‌

توازن‌ بين‌ منفعت‌ و هزينه‌ به‌ جاي‌ اينكه‌ يك‌ خصوصيت‌ كيفي‌ باشد يك‌ محدوديت‌ مهم‌ است‌. منفعت‌ حاصل‌ از اطلاعات‌ بايد بيش‌ از هزينه‌ تهيه‌ و ارائـه‌ آن‌ باشد.
معهذا ارزيابي‌ منفعت‌ و هزينه‌ اساساً يك‌ فرايند قضاوتي‌ است‌. مضافاً هزينه‌ها لزوماً برعهده‌ استفاده‌كنندگاني‌ كه‌ از منافع‌ اطلاعات‌ بهره‌ مي‌برند قرار نمي‌گيرد. همچنين‌ منافع‌ اطلاعات‌ ممكن‌ است‌ نصيب‌ استفاده‌كنندگاني‌ غير از آنهايي‌ كه‌ اطلاعات‌ براي‌ آنها تهيه‌ شده‌ است‌، شود. به‌ دلايل‌ فوق‌ اغلب‌ ارزيابي‌ منفعت‌ و هزينه‌ تهيه‌ و ارائه‌ اطلاعات‌ مشكل‌ است‌. بااين‌حال‌ تدوين‌كنندگان‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ و نيز تهيه‌كنندگان‌ و استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ بايد از اين‌ محدوديت‌ آگاه‌ باشند.
تصوير مطلوب‌
اغلب‌ گفته‌ مي‌شود كه‌ صورتهاي‌ مالي‌ بايد تصويري‌

مطلوب‌ از وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ ارائـه‌ كند. “تصوير مطلوب‌” مفهومي‌ پوياست‌ كه‌ محتواي‌ آن‌ در پاسخگويي‌ به‌ موضوعاتي‌ از قبيل‌ پيشرفت‌ در حسابداري‌ و تغييرات‌ در نحوه‌ فعاليتهاي‌ تجاري‌ تكامل‌ مي‌يابد. هرچند اين‌ مجموعه‌ مستقيماً به‌ مفهوم‌ “تصويرمطلوب‌” نمي‌پردازد، انتظار براين‌ است‌ كه‌ در كنار استانداردهاي‌ حسابداري‌ به‌ مرور به‌ تكامل‌ تفسير مفهوم‌ فوق‌ كمك‌ كند (مفاهیم نظری گزارشگری مالی) .

۵-۲) دارايي‌ نامشهود
بر اساس تعریف ذکر شده در استاندارد حسابداری شماره ۱۷ دارايي‌ نامشهود : به‌ يك‌ دارايي‌ غيرپولي‌ و فاقد ماهيت‌عيني‌ اطلاق‌ مي‌شود كه ‌:
الف‌ . به منظور استفاده‌ در توليد يا عرضه‌ كالاها يا خدمات‌، اجاره‌ به‌ ديگران‌ يا براي‌ مقاصد اداري‌ توسط‌ واحد تجاري‌ نگهداري‌ مي‌شود،
ب‌‌. با قصد استفاده‌ طي‌ بيش از يك‌ دوره‌ مالي‌ توسط‌ واحد تجاري‌ تحصيل‌ شده‌ باشد، و
ج‌‌. قابل‌ تشخيص‌ باشد.

۱-۵-۲) خصوصیات داراییهای نامشهود
۱) موجودیت عینی ندارند
۲) اندازه گیری منافع اقتصادی در آنها دشوار است
۳) تعیین عمر مفید آنها دشوار است
۴) معمولا به منظور استفاده در عملیات عادی و مستمر واحد تجاری تحصیل می شوند و نه به قصد فروش یا سرمایه گذاری
بنابراین شما می توانید داراییهای نامشهود را با توجه به خصوصیات فوق شناسایی کنید.
اصول بکار رفته در حسابداری داراییهای نامشهود فرقی با اصول حسابداري اموال و ماشين آلات و تجهیزات ندارد یعنی:
الف_ هنگام تحصیل دارایی اصل بهای تمام شده رعایت می شود. ( اصول حسابداری ۲، انتشارات سازمان حسابرسی)۱٫
ب_ در خلال استفاده از آن اصل تطابق هزینه با درآمد رعایت می شود.
ج_ و هنگام فروش مابه التفاوت مبلغ دریافتی با ارزش دفتری به عنوان سود یا زیان شناسایی می شود.
بهای تمام شده داراییهای نامشهود در ترازنامه در قسمت داراییهای نامشهود نشان داده می شود.
هزینه ایجاد و نگهداری و یا احیای داراییهای نامشهود غیر قابل شناسایی (سر قفلي) باید در زمانی که وقوع می یابد به حساب هزینه دوره منظور شود.
همه داراییهای نامشهود صرف نظر از اینکه عمرشان محدود، نامعین یا نامحدود باشد، باید مستهلک شوند.
طبق استاندارد حسابداری داراییهای نامشهود، مدت استهلاک هی

چ دارایی نامشهودی نباید از چهل سال تجاوز کند.
برای داراییهای نامشهود به علت نداشتن عینیت ارزش اسقاط در نظر گرفته نمی شود.
بهای تمام شده داراییهای نامشهود باید طی مدت برآورد شده عمر 
در اين کار، معمولا از روش خط مستقیم استفاده می شود مگر آنکه مدیریت دلایل قانع کننده ای برای مناسب بودن روش منظم دیگری داشته باشد.
استهلاک داراییهای نامشهود را به دو طریق می توان ثبت کرد:
۱) قیمت دفتری دارایی را بستانکار کرد
۲) یا آن را جداگانه در حساب استهلاک انباشته مربوطه ثبت کرد.
انتخاب یکی از این دو روش به عرف و عادت بستگی دارد و از منطق حسابداری ناشی نمیشود.

هزینه استهلاک ××××××××××
حق اختراع ( استهلاک انباشته حق اختراع) ×××××××××
استهلاک دارایی نامشهود بر حسب ماهیت و کار برد آن ، ممکن است به حساب هزینه سربار کارخانه یا به حساب هزینه های عملیاتی یا سایر هزینه ها منظور شود.
برای مثال بخش مستهلک شده حق اختراع مربوط به یک فرآیند تولید، منطقا جزو هزینه های سربار کارخانه است و استهلاک علامت تجاری که برای ترویج یک فرآورده بکار می رود، جزو هزینه فروش است و استهلاک سرقفلی جزو سایر درآمدها و هزینه ها منظور می شود.
روش استهلاک و عمر مفید برآورد شده هر یک از داراییهای نامشهود و همچنین مبلغ استهلاک در دوره مالی مورد گزارش، باید در صورتهای مالی یا در یادداشتهای همراه آنها افشا شود.
مدت زمانی که برای استهلاک دارایی نامشهود منظور شده است باید پیوسته مورد بررسی قرار گیرد تا معلوم شود آيا تجدید نظر در عمر مفید برآورد شده آن به سبب تغییر شرایط یا اوضاع لازم هست یا خیر.

تغییر در برآورد عمر مفید به معنای تغییر در برآورد حسابداری است و بنابراین باید در محاسبه استهلاک منظور شود.

۲-۵-۲) داراییهای نامشهود قابل شناسایی :
داراییهای نامشهود قابل شناسایی داراییهای هستند که موجودیت آنها مشخص و مجزا از واحد تجاری است و بطور جداگانه قابل فروش می باشند.

رایجترین داراییهای نامشهود قابل شناسایی عبارتند از:

۱٫ حق اختراع
۲٫ حق تالیف
۳٫ علائم و نامهای تجاری و فرمولهای سری
حق اختراع

حق اختراع عبارتست از حق انحصاری تولید و فروش محصول یک اختراع خاص برای مدت معین که به اشخاص حقیقی با حقوقی اعطا می شود.
مدت اعتبار ورقه اختراع به تقاضای مخترع ۵ یا ۱۰ یا ۱۵ یا ۲۰ سال خواهد بود، در مدت مزبور که باید صراحتا در ورقه اختراع ذکر شود مخترع یا قائم مقام قانونی او حق انحصاری ساخت یا فروش یا اعمال و یا استفاده از دارایی خود را خواهد داشت.
بهای تمام شده حق اختراع خریداری شده عبارتست از قیمت خرید به علاوه هزینه های ضمنی آن:
بهای تمام شده حق اختراع خریداری شده = قیمت خرید + هزینه های ضمنی آن
ثبت خرید حق اختراع به شرح زیر است:

حق اختراع ×××××××××
بانک ××××××××××
حق تالیف
عبارتست از حق انحصاری نظر و پخش و عرضه و اجرای اثر هنری یا نوشته ای که به مدت عمر پدید آورنده و سی سال بعد از فوت او به شخص پدید آورنده و وراث او اعطا می شود.
واحد تجاری ممکن است حق تالیف را با پرداخت حق الامتیاز یا از راه خرید یا از بابت اثری که خود پدید می آورد، کسب کرده باشد.
علائم و نامهای تجاری و فرمولهای سری
این داراییهای نامشهود هم مانند حق اختراع و حق تالیف حقوقی هستند که قابل اجاره و واگذاری یا قابل فروش هستند.
مدت بهره برداری اقتصادی این گونه حقوق تا زمانی است که از آنها استفاده می شود و بهای تمام شده آنها در مدت عمر مفیدشان، یا طی چهل سال، هر ک

دام که کوتاهتر است، مستهلک می شود.
ارزش علامت تجاری، نام تجاری یا فرمول سری به نسبتی که واحد تجاری موفق شود اعتماد و علاقه مشتریان را به فرآورده خود جلب نماید، افزایش می یابد.

۳-۵-۲) داراییهای نامشهود غیر قابل شناسایی (سرقفلی )
بهترین دلیل برای اثبات وجود سرقفلی این است که نرخ بازدهی خالص داراییهای سرمایه گذاری شده در واحد تجاری مورد نظر، بیشتر از نرخ متعارف سود در واحدهای مشابه است.

سرقفلی چیست؟
اگر ارزش جاری یک واحد تجاری را برآورد کنیم و ببینیم که این ارزش بیش از ارزش مجموع داراییهای مشهود و نامشهود قابل شناسایی آن واحد است، ممکن است این افزایش ارزش یا مابه التفاوت بدلیل وجود داراییهای نامشهودی باشد که شناسایی آنها امکان ندارد.