چکیده

»خلوت« و »اجتماعپذیری« دو مولفهی موثر بر مطلوبییت فضاهای جمعی هستند. در بسیاری از مکانهای عمومی، بیتوجهی به تامین خلوت و حفظ حریم خصوصی، میتواند منجر به احساس ازدحام و کاهش تعاملپذیری فضاهای عمومی شود. در این پژوهش چگونگی ارتباط »خلوت« و »تعاملات اجتماعی« در عرصه عمومی مورد بررسی قرار گرفته است. رویکردهای نظری مربوط مطرح شده است و از طریق بررسی نیازهای انسانی در محیط عمومی و نقش محیط کالبدی بر شکلدهی به رفتار انسان، این رابطه تبیین شده است. پژوهش به روش مطالعات کتابخانهای و از طریق بررسی اسناد موجود انجام شده است. نتایج نشان داد که ازدحام و انزوا، بر تعامل و اجتماعپذیری تاثیر منفی دارند. بررسی نظریههای بومشناسی تعامل اجتماعی ثابت نمود که محیط کالبدی، بر خلوت و روابط اجتماعی تاثیر میگذارد و از طریق فراهم نمودن مشخصهای پایاییِ آسایش افراد و فراهم نمودن امکانات و سازماندهی فضایی، الگوهای ویژهی فعالیت را در فضا قوام میبخشد.

واژه های کلیدی: اجتماعپذیری، خلوت، تعاملات اجتماعی، فضای عمومی ، قابلیت محیط

مقدمه

حیات جمعی فرصتی جهت رها شدن از تنشهای روزمره، گذران اوقات فراغت، تعاملات اجتماعی و بستری برای حضور و آزادی بیان در فضاست که در گروی جذب افراد و گروههای مختلف (Whyte, 1980)، تامین نیازهای اولیه انسان در محیط و ایجاد فضایی فعال و سرزنده است. فضاهای عمومی به عنوان بخشی از محیط مصنوع، میتوانند به نیازهای اساسی استفادهکنندگان پاسخ دهند و با جلب مردم به خود سبب ایجاد تعلق خاطر و سرزندگی محیط شود (دانشپور چرخچیان، .(۱۳۸۶ یکی از نیازهای انسان برای حضور در فضای عمومی و تعامل با دیگران، تامین خلوت و حریم خصوصی اوست که با ارضای نیازهای اساسی انسان مانند امنیت و عزت نفس ارتباط دارد (لنگ، ۱۳۹۰، .(۱۶۵ در دهههای اخیر، به دلیل رشد شهرنشینی در ایران، شهرنشینان معمولا با اضافهبار تحریک روبرو اند Milgeram)،.( ۱۹۷۰ معمولا فرد ساکن در یک منطقه پرتراکم، رفتار سازشی در پیش میگیرد تا تماس خود را با دیگران، با توجه به درجه مطلوب خلوت تنظیم کند؛ به نحوی که » دخالت نکردن در کار دیگران« از اصول معمول در شهرهای بزرگ شده است (آلتمن، .(۱۳۸۲ این درحالی است که خلوت و تعاملات اجتماعی با یکدیگر ارتباط دارند و هرگونه انحراف از آن به تعامل بیشتر یا کمتر از حد با دیگران میانجامد و حالتی نامطلوب ایجاد میکند(آلتمن، ۱۳۸۲، .(۱۴ همچنین محیط کالبدی به عنوان بستر شکل-گیری رفتار، توان بالقوهای را در تامین نیازها دارد و طراح میتواند با ایجاد قابلیتهایی در محیط، کیفیاتی را ایجاد کند که در هدایت رفتار نقش موثر داشته باشند و از این طریق احتمال وقوع رفتار مورد نظر را بیشتر یا کمتر کنند. این پژوهش به دنبال تبیین چگونگی تاثیرگذاری محیط کالبدی بر »خلوت« و »تعاملات اجتماعی« در عرصه عمومی میباشد و تلاش میکند از طریق بررسی نظریات پیرامون محیط-رفتار، این ارتباط را توضیح دهد. این تحقیق به روش کتابخانهای و با مطالعه اسناد موجود انجام میشود. ابتدا واژگان کلیدی پژوهش تبیین میشود. سپس ارتباط بین خلوت و تعامل اجتماعی توضیح داده میشود. در نهایت با بیان نظریات مرتبط، نقش محیط کالبدی در ایجاد تعادل بین خلوت و تعامل توضیح داده میشود.

تعریف واژگان کلیدی
خلوت۱

در زبان انگلیسی “privacy” معادل خلوت است؛ در دیکشنری آکسفورد، “privacy” به معنای موقعیت یا شرایط تنها بودن، آسوده بودن و یا آزاد بودن از توجه دیگران؛ جدایی؛ تنهایی؛ گوشه نشینی و به معنای آسوده بودن از معارضه، دخالت، تجاوز و ورود بیاجازه است .(oxford dictionaries, 2014) مفهوم خلوت در شاخههای مختلف علوم انسانی، روانشناسی محیط و غیره، تعاریف مختلفی دارد. در تعاریف مربوط به خلوت، یک ویژگی مشترک وجود دارد. نکته اصلی این تعاریف، توانایی کنترل افراد یا گروهها بر تعامل دیداری، شنیداری و بویایی با دیگران است (لنگ، .(۱۳۹۰ آلتمن۲ خلوت را »نظارت انتخابی بر رابطه فرد یا گروه با دیگران« تعریف نموده است. از نظر آلتمن، خلوت در هر لحظه از زمان، حالت بهینهای دارد. به عبارت دیگر، درجهای بهینه از در دسترس بودن مطلوب فرد برای تعامل با دیگران وجود دارد. انحراف از آن به تعامل بیشتر یا کمتر از حد با دیگران میانجامد و حالتی نامطلوب ایجاد میکند (آلتمن، ۱۳۸۲، (۱۴ و منجر به فشارهای روانی و فیزیولوژیکی میشود، این فشار روانی نیز رفتارهای سازشی برای دستیابی به

سطحِ مطلوبِ تحریک را مختل میکند .(Wohlwill, 1974) حالت فشار روانی، فرد یا گروه را بر آن میدارد تا رفتارهای خود را برای نظارت بر مرزها بازبینی و اصلاح کند تا دوباره به سطح مطلوب خلوت دست یابد (آلتمن، ۱۳۸۲، .(۱۹۰ درجات خلوت، از طریق سازوکارهای مختلف قابل دستیابی است. مفاهیم »فضای شخصی« و » قلمرو«، دو مورد از سازوکارهایی محیطی برای دستیابی به میزان دلخواهی از خلوت هستند و »ازدحام« وضعیتی اجتماعی است که در نتیجه عدم کارایی سازوکارهای خلوت پیش میآید و در روابط اجتماعی نامطلوب به افراط منجر میشود (آلتمن، ۱۳۸۲، .(۴۳