مقدمه

جرم و بزه مشكل درپاي جوامع بشري است و زماني بر بشر نگذشته است كه در محيط کامالً پاك و پيراسته از انحراف و جنايت تنفّس كند و مسير سعادت و كمال را در آرامشي عميق سپري کند. دباي گفت هر اندازه بر دوران زندگي بشر گذشته است، نه تنها از دامنه جرم و جنايات او كاسته نشده؛ بلكه آمارها نشان دهنده روند رو به افزايش بزه كاري هستند. از جمله عوامل افزایش جرم، برخوردهای نادرست و نامناسب و منافی با شخصیّت انسانی مجرم در طول مجازات است.
هنگامي كه با مجرمي رو به رو مي شويد، چه احساسي به شما دست مي دهد؟ آيا مجرم را فردي منفي و بي ارزش مي دانيد؟ اآي مي توان به خود اجازه داد كه در برخورد بايك رفتار منفي سرزده از يك مجرم، با همه رفتارها، وژگي ها، و به طور كلي، با كل شخصيت او منفي و پيش داورانه برخورد شود؟

به بيان ديگر، آيا مي توان كسي را كه مرتكب جرمي شده ، يا اشتباه و خطاي از او سر زده است، جرم و خطاي او را معرّف تمام شخصيت او انگاشت؟ آيا آدمیان با خطا و اشتباه، از مسير انسانيّت خارج مي شوند و اجازه بي حرمتي و برچسب زدن به آنان از سوی شرع داده شده است؟

روشن است كه نمي توان به چنين پرسش هاي شتاب زده پاسخ داد؛ زيرا در دين اسالم، همه افراد داراي حرمت و ارزش انساني مي باشند و نمي توان به آنان بي دليل اهانت کرد؛ با افراد مجرم و زنداني نيز در کنار مجازات اسالمي، بايد به گونه اي برخورد کرد كه آنان به شخصيت و جایگاه واقعي خويش پي ببرند و دیگر بار اعمال و رفتار ناپسند و ناشايست انجام ندهند.

این تحقیق تالش می کند تا ضمن تبیین معنای جرم و مجازات و نیز تبیین احترام به عنوان یک قاعده، به دیدگاه اسالم در رابطه با شخصیت انسانی مجرم و لزوم احترام به حریم انسانیِ او بپردازد.

.۱ مفهوم شناسي «جرم»

دانشمندان هريك با توجه به رشته تخصصي خود و مكتب فكريهك از آن الهام گرفته اند، توصيف هاي گوناگوني از «جرم» نموده اند. «جرم» از نگاه جامعه شناختي، انحراف و عملي خالف موازين جامعه و مخالف با هنجارهاي اجتماعي است كه «ناهنجاري» خوانده مي شود. برخي ديگر «جرم» را عملي نابهنجار، و «مجرم را كسي كه نظم اجتماعي را بر هم می زند، تلقي كرده اند )ستوده، .)۶۴ :۱۳۷۶

Archive of SID

۳۵

جرم از نگاه حقوق، عملي است خالف قانون و مقرّرات كه قانون گذار براي آن مجازات در نظر گرفته است. برخي از حقوق دانان هر فعل و ترك فعلي را كه نظم، صلح و آرامش اجتماعي را مختل سازد و قانون نيز براي آن مجازاتي تعيين كرده باشد، «جرم» مي دانند. )تاج زمان، )۵۴:۱۳۸۱

اّام«جرم» از نگاه روان شناسان عبارت است از:«خارج شدن از حالت تعادل رواني و رفتاري؛ به عبارت ديگر، فقدان همسازي و وحدت بين اجزاي شخصيت و داشتن رفتار منحرفانه، يا رفتاري كه صورت عادي و نرمال نداشته باشد» )قائمی، )۳۰ :۱۳۶۶ .از نگاه دين و آموزه هاي ديني، جرم تخطّي از جنبه هاي اعتقادي و تعاليم مذهبي و طغيان و سركشي در برابر امر و نهي هاي پروردگار متعال است )همان، )۳۲

.۲ معنای احترام:

احترام از واژه حرام و از ریشۀ «حرم» اخذ شده است. واژۀ حرام در لغت به معنای «ممنوع و

َ ُ َ
ناروا بودن» آمده است و برخی از لغویان آن را نقیض حالل دانسته اند و شریفۀ «جعل اهلل الکعبه
ِ ًِ ََ َ
را شاهد بر همین معنا یافته اند که خداوند بسیاری
البیت الحرام قیاما لّلناسِ وَّالشهر الحرام» )مائده، )۹۷
َ َ َ َ
از امور را که در جاهای دیگر حرام نیست، در مکّه ممنوع ساخته است)ابن منظور، بی تا، ج۱۲، ۱۲۱؛ فراهیدی، ۱۴۱۰، ج۲، .)۱۳۱ از دیگر معانی این واژه، «مهابت و گرامی بودن یا بزرگ داشتن» است و بر همین اساس برخی از اهل لغت یادآور شده اند که حرمت یعنی چیزی که هتک و شکستن آن روا نیست )فیومی، بی تا،.)۱۳۱ /۲ بر همین اساس نوشته اند که اگر عرب
َ ِ
ِ
بگوید «البلد الحرام و المسجدالحرام» مراد از حرام در چنین موارد، محرم و مورد احترام است
َ َ َ َ َ ّ
)انصاری و طاهری، .)۸۲۲ /۲ :۱۳۸۴ برخی از فقیهان نیز به این مساله تصریح دارند که حرمت به معنای احترام نیز آمده است) مومن، ۱۳۷۴، .)۸۳

مجازات طول در مجرمان انسانی شخصیت به احترام نظری و مبانی بررسی

Archive of SID

۳۶

.۳ مدارک احترام به عنوان یک قانون

.۱-۳ قیاس اولویّت

از ادله بر مي آيد که قذف کافر حربي روا نيست ؛ پس به طریق اولی در مسلمان مجرم بی احترامی به وی روا نیست. اگر در فقه اماميه به کاوش دست بزنیم، می یابیم که از حرمت اصلي و عرضي سخن رفته است. دريك دسته بندي انسان ها سه گروه تقسیم می شوند.

۱٫ امت مسلمان : اين جماعت، داراي حرمت اصلي و ذاتي، و مكلف به احترام جان و مال و آبروي هم ديگرند.

۲٫ كافرانِطرف قرارداد : كافرانيهك به نحوي در پناه اسالم هستند، معاهد و مستأمن و در حال هدنه )آتش بس(هكتا زمان بقاي معاهده و امان و هدنه از حرمت عرضي، بهره مندند و آسيب رساندن

تابستان-۱۳۹۴شماره -۳۳دوازدهم سال

به جان و مال و آبروي شان ضمان دارد )طباطبایی، ۱۴۲۲، ۱۶و ۲۴۶؛ نجفی، بی تا.) ۱۳۲ /

.۳ كافران حربي : كافراني كه وارد ذمه اسالم نگرديده و معاهد يا مستأمن نيستند، هرچند آبرو و عرض آنها باید حفظ شود؛ ولي اموال )در شرایطی خاص( آنان احترام ندارد و مي توان با پيروزي اي چاره سازي اموال شان را گرفت) کاشف الغطاء، بی تا،۳۶۹/ ۴؛ بحرالعلوم، ۱۴۰۳، ج۱، .)۲۸۱

اموال كفاريهكبه موجب قراردادهاي شرعي داراي روابط با مسلمانان هستند نيز در حمايت اسالم اند و اموال و خون هاي آنان در حكم اموال مسلمين هستند و همان حرمت را دارند )محقق داماد، .)۲۱۸:۱۳۸۷ بر این اساس، اگر حفظ آبروی کافر حربی توصیه شده، به طریق اولی رعایت حرمت و آبروی مجرم مسلمان الزم است. عالوه بر این، بین هدر بودن مانند خون شخص و ارزش نداشتن آبرو و تن وی در باب کافر حربی مالزمه ای نیست، چه برسد به مسلمان. در برخي از موارد در فقه يافت مي شود که افرادي خونشان هدر است؛ مثال به خاطر قتل عمدي که انجام داده اند بايد به قتل برسند و اي کسي که زناي محصنه انجام داده که حد وي سنگسار است و يا از قطاع الطريق بشمار می رود، در اين موارد اگر چه خونشان هدر و مباح است، ولي مال و آبروي آنها و حتي بدن آنها محترم است، افزون بر آنکه در برخي از موارد جواز قتل براي هر کسي نيست؛ بلکه فقط حاکم اين حق را دارد)هاشمي شاهرودي، .)۸۳ /۱ :۱۴۲۵

Archive of SID

۳۷

.۲-۳ کرامت انسانی؛ مبنای احترام به شخصیت مجرم

:۱-۲-۳ برخورداری انسان از کرامت ذاتی بر مبنای آیات قرآن

به مقتضای برخی از آیات شریف قرآن، می توان گفت که انسان، مادامی که عنوان انسان بر او صدق کند، از نوعی حرمت و کرامت ذاتی برخوردار است. یکی از آن آیات، همان است که انسان را برخوردار از روح الهي دانسته است. خداوند پس از آن كه انسان را از گل آفريد، از روح عظيمي در آن دميد و آن را به خود منسوب كرد و آن را «روح خدا» ناميد: «و از روح خود در آن دميدم» )حجر، )۲۹ در آيهاي ديگر از اين مرحله )دميدن روح)، به نشئة جديدي از خلق تعبير ميكند كه خداوند به خاطر اهميت خلقت آن خود را ستايش ميكند: «از آن پس، آن را آفرينش تازهاي

ايجاد كرديم، بزرگ است خدايي كه بهترين خلق كنندگان است» )مومنون، .)۱۴

برخورداری از مقام خليفه اللهي،از دیگر مواردی است که بر اساس آن، نوعِانسان از کرامت و شرافت برخوردار است: «و هنگامي كه پروردگار تو به فرشتگان گفت: من در روي زمين، جانشين و حاكمي قرار خواهم داد» )بقره، )۳۰ در این آیۀ شریفه، خداوند هنگام خلق نوعِ انسان، این بیان

شریف را فرموده است و این نشان شرافت و کرامت نوعِانسان است. خداوند انسان را به صورت
خویش آفریده و امام خمینی در تفسیر حدیث شریف َََ می فرماید؛

«إنّ‏ اهلل خلَق‏ آدم على‏ُصورَته»

يعنى آدم مثل اعالى حق و آيت ّاهلل كبرى و مظهر اتمّ و مرآت تجليات اسماء و صفات و وجه اهلل و عين اهلل و يد اهلل و جنب اهللاست ) خمینی، .)۶۳۶:۱۳۸۸ در اندیشۀ صدرالمتالّهین، انسان موجودي ملكي، ملكوتي و فطرت‏دار است )صدر المتالهین، .)۴۰۶/۱:۱۳۸۳

استاد مطهري )ره( مي گويد: «از نظر قرآن انسان موجودي است برگزيده از طرف خداوند، خليفه و جانشين او در زمين، نيمه ملكوتي و نيمه مادي، داراي فطرتي خود آشنا، آزاد، مستقل، امانتدارِ خدا و مسئول خويشتن و جهان،… ظرفيت علمي و عملي اش نامحدود است» )مطهری، .)۲۷۲/۲:۱۳۷۲ برخورداری انسان از نیروی تعقّل و اینکه انسان ذاتاًاین توانایی را دارد که خوب و بد را تشخیص داده و با نیروی اراده و انتخاب خود، اعمال شایسته و خوب را برگزیند، نیز مبنایی برای برخورداری وجود انسانی از نوعی شرافت ذاتی است. این دلیل البته دلیلی برون دینی استّاما

مجازات طول در مجرمان انسانی شخصیت به احترام نظری و مبانی بررسی

Archive of SID

۳۸

تابستان-۱۳۹۴شماره -۳۳دوازدهم سال

تأییدات دینی داشته و برخی از مفسّران، در تفسیر آیۀ شریفۀ «وََلقدکَرمنا بنی َآدَم…» )االسراء ، )۷۰ بر

َ ّ

این امر تاکید کرده اند که خداوند به واسطۀ ّقوۀ تعقّل، قدرت تمییز حق از باطل و تدبیر دنیا و آخرت، به انسان کرامت بخشیده است. )طریحی، .)۱۵۲ :۱۴۰۸

به طور ّکلی، جانشین خداوند در روی زمین بودن )فاطر: ۳۹؛ اانعام، ۱۶۵؛ بقره، ۳۰؛ یونس، ۱۴ و )۷۳، مسجود مالئکه بودن )اعراف، ۱۱؛ اسراء، )۶۱قدرت انتخاب، آگاهی، اعطا موهبت عقل و… همه و همه نشان از برخورداری انسان از کرامت اعطایی است که در بین تمام انسان ها وجود دارد. این ها همه نشان از آن است که انسان، به نفس انسان بودن، برخوردار از نوعی شرافت است که حداقل حقوق

انسانی را برای او اثبات می کند.

این نوع شرافت و حرمت، شرافتی است که از جانب خداوند ّمتعال به انسان اعطاء شده است

و همۀ انسان ها و همۀ افراد انسانی باید این شرافت انسان های دیگر را به عنوان یک حق، شناخته

و ضمن اینکه البته خود را از این حق برخوردار می دانند، خود را در برابر آن، مکلّف نیز بدانند. برخورداری از اين نوع كرامت، حاكي از عنايت ويژه پروردگار به آدمي است و به اختيار انسان
ربطي ندارد. انسان چه بخواهد و چه نخواهد، از اين كرامت [حداقل به صورت بالقوّه] برخوردار است؛یعنی از نیروها و استعدادهایی برخوردار است که او را بر حرکت به سوی کمال قادر می سازد. خداوند در این باره می فرماید: «ما بني‏آدم را كرامت بخشيديم و آنان را بر صحرا و دريا مسلط

كرديم و بر بسياري از مخلوقات خويش برتري داديم» )اسراء، .)۷۰

خداوند متعال با بیان احکام مختلف اخالقی، از مقام کرامت انسان حراست نموده و به بندگان خویش نیز دستور می دهد که مبادا برخالف شأن و کرامت خود و دیگر انسان ها عملی انجام دهند. امر به احسان و نیکوکاری )نحل،۹۰؛ نساء، ۳۶؛ بقره، ۸۳؛ انعام، ۱۵۱؛ اسراء )۲۳ و خیر دیگران را به خیر بیشتری تالفی کردن یا شر آنان را با شر کمتری مجازات کردن؛ مایۀ اصالح جامعه و گردش ثروت و تأمین امنیّت عمومی در سطح اجتماع است و از جمله مواردی است که به آن ها توصیه شده است )طباطبایی، .)۳۳۰ /۱۲ :۱۳۷۰ اجتناب از تکبر و تحقیر مردم در احوال و اقوال )نساء، ۳۶؛ اسراء، )۳۷ لزوم وفا به عهد و پیمان )مائده، )۱ دوری از ستم و تعدی به حقوق

Archive of SID

۳۹

دیگران )بقره، ۲۲۹؛ مائده، )۴۵ نیز، از جمله فرمان های خداوند در قرآن کریم است که احترام قائل شدن به کرامت اعطایی انسان ها را به عنوان یک تکلیف قلمداد کرده و این تکلیف، البته تمام انسان ها با هر رنگ، نژاد، جنس، اعتقاد و طرز نگرش را شامل می شود همان گونه که تمام آنها از این کرامت به عنوان یک حق برخوردارند.

الزمه ارزشمندی و کرامت انسان،ّّّتحفظ کیان، شخصیت و حقوق خاص برای همه انسانهاست که هیچ کسی نمیتواند آن را سلب کند. این کرامت به گروه، قشر، مذهب و منطقه جغرافیایی و نژادی و رنگ پوست اختصاص ندارد و شامل همه انسان ها میشود امنیت، عدالت، رضایت خاطر و تأمین نیازهای معیشتی و اقتصادی و آسایش از لوازم حفظ کرامت انسان است. این امور در فرهنگ اسالمی مقدمه رشد و تعالی و برطرف کردن موانع داخلی برای رسیدن به مقصود است.

:۲-۲-۳ برخورداری انسان از کرامت بالقوّه

غالب فقیهان اسالم نظیر صاحب جواهر، و عالمه جعفری و… کرامت اعطایی انسان را بالفعل نمی دانند؛ هرچند معتقدند که انسان، بالقوّه گوهری شریف است. از نظر آنان عقیده، ایمان و آزادی معنوی است که منشأ کرامت بالفعل انسان قرار می گیرد. معیار اساسی در نگرش این بزرگواران، تقوا است و مقام و موقعیت انسان متوقّف بر میزان تقرّب به فضایل و کماالت الهی است و از این رو حقوق واقعی انسان ها به جایگاه دینی و ایمانی آنان باز می گردد )نجفی، .)۴۱۳/ ۴۱ :۱۳۶۸ عالمه جعفری، در این زمینه معتقد است که «خداوند سبحان فقط زمینه ارزش و کرامت را در وجود انسان به وجود آورده است. لذا اگر انسانی در صدد هواپرستی و خودکامگی برآید و استعدادهایی که در وجودش نهاده شده است را در جهت اهداف پلید بکار گیرد حق کرامت

ذاتی ندارد» )جعفری، .)۲۷۹ :۱۳۷۰