-۱- طرح مسئله:
مسئله اوقات فراغت و چگونگي گذراندن آن از مسائل بسيار مهم براي افراد جامعه بخصوص شهرهاي كوچك مي باشد و تاثير زيادي در پرورش افراد جامعه خواهد داشت. به طوريكه اگر در مسير صحيح قرار بگيرد موجبات پيشرفت آن را فراهم آورده و در غير اين صورت موجب افزايش بزهكاري، اعمال نادرست و در كل زوال و نابودي شهر و مردمانش مي شود.

شهر بابل از شهرهاي استان مازندران مي باشد كه داراي جمعيت جوان به نسبت زياد مي باشد و از نظر فرهنگي در سطح بالايي قرار دارد. بنابراين گذراندن اوقات فراغت بسيار مهم مي باشد و مكاني كه بتوان مورد استفاده جوانان از نظر علمي، فرهنگي، تفريحي قرار بگيرد تقريباً وجود ندارد. يا لااقل در اختيار عموم نيست. بنابراين ايده طراحي چنين مركزي بر اساس دو اصل استفاده از فرهنگ و طبيعت منطقه پايه گذاري شد. و سعي خواهم كرد كه در طراحي مسائل زير را مد نظر داشته باشم.

-استفاده از فرهنگ بومي منطقه
-استفاده از طبيعت منطقه
-امكانات و پتانسيل هاي منطقه  اقليم، جاذبه هاي گردشگري و … ديد و منظر
– محدوديت ها و مشكلات  فقدان مديريت شهري و …. نبود امكانات مالي، نبودن ضابطه در ساخت ساز شهري و …
۱-۲- خلاصه اي از علت انتخاب موضوع:

در طي سالهاي اخير شاهد رشد سريع شهر بوده ايم بدون اينكه رشد چشمگير در زمينه سرانه فضاهاي فرهنگي، ورزشي را شاهد باشيم. جمعيت كثيري بدون در دسترس داشتن محيطي مناسب، در زمانهاي آزاد به سمت پاركهاي كوچك شهري و حتي فضاهاي كنار خيابانهاي اصلي رو مي آورند و آرامش از دست رفته خود را در آن جا جستجو مي كنند. با توجه به شناخت بومي منطقه و آشنايي با مشكلات و معضلات فرهنگي – اجتماعي موجود در شهر در نگاه اول نياز به طراحي مجموعه فرهنگي – ورزشي – تفريحي كه پاسخگوي برخي از مسائل فوق باشد در محدوده ضروري به نظر مي رسد. با توجه به اينكه من خود شناخت كاملي از مسائل و معضلات شهري و اجتماعي آنجا دارم طراحي اين مجموعه كه از مهمترين و ضروري ترين احتياجات مردم فرهنگ دوست آن منطقه مي باشد را به عنوان موضوع پروژه خود برگزيده ام.

اين پروژه طراحي مجموعه اي براي عدة كثيري از شهروندان بابلي و بخصوص جوانان كه بتوانند اوقات فراغت خود را پربارتر نمايند و هدف آن ايجاد تأسيسات فرهنگي، تفريحي، ورزشي در فضاهاي سالم و ايجاد زمينه هاي آزاد جهت رشد فرهنگي و تقويت قدرتهاي اجتماعي و تبادل فرهنگي مي باشد.

۱-۳- روش تحقيق:
انتخاب روش تحقيق بستگي به اهداف و ماهيت موضوع پژوهش و امكانات اجرايي آن دارند بنابراين هنگامي مي توان در مورد روش بررسي و انجام يك تحقيق تصميم گرفت كه اهميت موضوع، اهداف و نيز وسعت آن مشخص باشد. چون موضوع تحقيق اين پروژه بررسي، مطالعه و طراحي قسمتي از شهر است تاثيرپذيري و تاثيرگذاري آن بر شهر بخشي از تحقيق است در بخش مباني نظري پروژه به آن توجه خواهد شد. در بخش مطالعاتی به مطالعات نمونه هاي موجود داخل و خارجي مي پردازم و از فهرست فضاهاي مورد نياز و ساير اطلاعات مورد نياز براي اين طراحي، آگاهي پيدا می كنم. روش تحقيق به اين ترتيب است.

كتابخانه اي (اسنادي)  اهميت موضوع از جهت موارد مشابه داخلي و خارجي مورد بررسي قرار خواهد گرفت در اين بررسي چگونگي فضاها، روابط بين آنها، ساختار، شكل و … مورد ارزيابي قرار مي گيرد.

ميداني  در اين مود سايت مورد نظر، ابعاد آن، شماتيك، دسترسي، اقليم (كه تاثير زيادي در شكل و عملكرد خواهد داشت) مورد بررسي قرار خواهد گرفت.
كه در نتيجه: آشنايي با خصوصيات و نيروهاي اقليمي و جغرافيايي بستر پروژه همچنين سلسله مراتب دسترسي به اين مركز. شناخت خود زمين طرح، جهت گيري بنا، بررسي ايده ها و بررسي هندسه زمين و غيره. كار طراحي را كه شامل: الگوي ساختاري شكل گيري، مباني شكل گيري آن الگو، اصول و معيارهاي نظم دهنده به طرح، طرحهاي اوليه و سرانجام طرح نهايي و به دنبال آن طراحي جزئيات است را در پي خواهد داشت.

*۲- شناخت و بررسی ویژگیهای کلی منطقه
۲-۱- شهر بابل (پيشينه و وجه تسميه)

شهر بابل در گذشته به نام هاي ديگري خوانده مي شد كه قديمي ترين آن مامطير است. در باره بناي مامطير و همچنين نام آن روايات گوناگوني وجود دارد. ابن اسفنديار در تاريخ طبرستان ص ۷۳ درباره بناي مامطير و نام آن مي گويد كه چون امام حسن بن علي (ع) در زمان خلافت عمر به مامطير رسيد و مكاني دلگشا با آبگيرهاي و مرغان و شكوفه ها بديد گفت: «بقعه طيبه ماء و طير» از آن تاريخ مختصر عمارتي پديد آمد… »

در مورد تغيير نام شهر به بارفروش، عباس زرياب خويي مي نويسد: دقيقاً معلوم نيست كه در استيلاي مغول بر مامطير چه گذشته است. ظهيرالدين در تاريخ طبرستان و رويان و مازندران (تهران ۱۳۶۳ ش، ص ۲۶۴) مي گويد كه لشگر مغول در استراباد و مازندران قتل به افراط كردند، چنانكه تودة خاك در آمل و ساري و كجور كه از خرابكاري آنها پيدا شده بود هنوز (در زمان او) بر جاي بوده است. اگر حال شهرهاي بزرگ چنين بوده، حال شهرك ها معلوم است و شايد از اين رو نام مامطير برافتاده و در قرن هشتم در زمان حكومت مرعشيان نام

بارفروش ده بر آن نهاده شده باشد. در باره اين تحول مي توان حدس زد كه شهرك مامطير، مانند شهركهاي ديگر مجاور آن از قبيل رودبست و ارم و تريجه و غير آن، در حمله مغول به كلي ويران شده بود. پس از مدتي چون محل آن استعداد آبادي و استقرار جمعيت را داشته است مردم به تدريج در آن جمع شده اند و اين از افسانه اي كه دومرگان از قول مردن اين شهر در بارة آستانة «كلاج مشهد» يا «كلاج مسجد» ذكر كرده است به خوبي معلوم مي شود.

… در كتاب هيأت علمي فرانسه در ايران (تاليف ژاك دومرگان، ترجمه كاظم وديعي، ج ۱، ص ۲۲۰) در ذيل بارفروش آمده است: «تنها بناي تاريخي شهر مسجد كهنه اي است كه در حدود هزار سال است بنا شده …. و مقبره امام ابوالقاسم (كذا) پسر امام موسي (ع) وجود دارد (كذا). مازندراني ها آن را كلاغ مسجد، ايراني ها آنرا امازاده ابوالقاسم مي نامند.» پس از آن افسانه اي درباره بناي شهر و اين محل ذكر مي كند و مي گويد كه: اين منطقه قبل از بناي مسجد خالي از سكنه بوده و همه هفته در آنجا بازاري تشكيل مي شده است.

اهالي متوجه شدند كه در محلي كه امروز مسجد بنا شده است، كلاغ ها گروه گروه گرد هم جمع مي آيند و مردم به همين دليل زمين را كندند و آثار و بقاياي امام را يافتند و در آنجا مسجدي ساختند كه به مسجد كلاج يا مسجد كلاغ موسوم شد و شهر پيرامون آن بنا گرديد. به موجب اين افسانه در آن محل هفته بازاري تشكيل مي شده است و اين وجه نامگذاري بعدي آن را به بارفروش روشن مي سازد.

۲-۲- رشد شهر: (عمل جايگزيني شهر در مقر فعلي)

رشد شهر به سه صورت قابل بررسي است. وجه عملكردي، وجه جمعيتي و وجه فضايي. در واقع نقش و عملكرد شهر موجب جذب جمعيت و تثبيت آن مي شود و به تبع آن شهر مرحله به مرحله در مقر خويش رو به رشد مي نهد.
۲-۲-۱- الف) وجه عملكردي: در مورد رشد وجه عملكردي بارفروش، مي توان به عملكرد تجاري و بازرگاني اين شهر توجه كرد. پيدايش اين شهر با ايجاد يك هفته بازار در مقر اوليه شهر همزمان بوده است و محل بارفروش ده بيانگر اهميت تجاري شهر از بدو تولد بوده است.

۲-۲-۲- ب) وجه جمعيتي: رشد وجه عملكردي شهر كه عمدتاً حول محور عملكرد تجاري آن استوار بوده است، موجب جذب جمعيت شده و به اين ترتيب زمينه هاي لازم را براي رشد وجه جمعيتي فراهم كرده است و جمعيت قابل توجهي از تجار مسلمان، يهودي و ارمني و باكويي و روسي به دليل اهميت تجاري شهر، در اين شهر زندگي مي كردند.
۲-۲-۳- ج) وجه فضايي: رشد فضايي شهر يعني ملاحظه اين نكته كه شهر چگونه مرحله به مرحله در مقر خويش رو به رشد مي نهد و چگونه اين رشد در سيماي بناها انعكاس مي يابد.

به طوريكه قبلاً توضيح داده شد در قرن ششم در زمان حكومت مرعشیان نام بارفروش ده بر اين مكان نهاده شده است. «در زمان زنديه و هنگام نقل فعاليتهاي اقامحمدحسن خان قاجار ذكر بارفروش بسيار به ميان مي آيد و جالب آنكه كلمه «ده» از آخر آن برداشته شده است و اين اهميت روزافزون آن را در اواخر قرن دوازدهم هجري مي رساند. »
چنانچه ذكر شد، به نظر فريزر بارفروش در ۱۲۳۸ هـ . ق / ۱۸۲۳ م. به اوج شكوفايي و عظمت خود رسيده بود

ملگونف در سال ۱۲۷۷ هـ . ق / ۱۸۶۰ م در مورد اين شهر، به نام ۵۲ محله اشاره مي كند. تعدادي از اين نام ها كه ملگونف به آنها اشاره كرده است، امروز براي شهرواندان اين شهر ناشناخته است.

در مورد شكل ظاهري شهر ، ابب در سال ۱۲۶۰ هـ . ق فضاي شهر را اينگونه توصيف مي كند: تمام شهر پوشيده از درخت است و كمتر منطقه ای از آن در يك نظر ديده مي شود. شهر در زميني صاف و هموار است و خيابانها و كوچه هاي نامنظمي داد كه در زمستان پر از گل و لاي است و اسب تا زانو در گل مي رود. بازار اينجا خياباني صاف و مستقيم است، نه فراوانی نعمت دارد و نه زيباست.

در سال ۱۳۰۶ هـ – ش در زمان سلطنت رضاشاه، نام بارفروش به بابل تغيير يافت، اين نام ظاهراً از بابلرود گرفته شده است كه از كنار اين شهر مي گذرد.
تا قبل از ۱۳۰۹ فقدان طرح شهري در اين شهر كاملاً احساس مي شود. بي نظمي در توسعه تدريجي محله هاي شهر باعث بوجود آمدن كوچه هاي تنگ و دراز و بن بست پيچ در پيچ شده بود.

نوسازي اين شهر از تابستان ۱۳۰۹ آغاز شد و بسياری از خيابانهای تنگ آن تخريب و خيابانهاي اصلي ساخته شد.
بناهاي ماندگاري از اين دوره به جاي مانده است كه اغلب با هدف كاركرد اداري و خدماتي احداث شده بودند. بسياري از اين بناها مانند ساختمان شهرباني، ساختمان شهرداري سابق (گنجينه بابل). بيمارستان و بناهاي ديگر هنوز مورد استفاده قرار مي گيرند. در سالهاي اخير با احداث كمربندي شهر بابل و ايجاد پلهاي جديد برروي بابلرود در مسير جاده آمل، شهر در اطراف كمربندي و همچنين بابلرود در دو طرف جاده آمل گسترش يافته است.

۲-۳-دين و سواد و آموزش
در سرشماري آبان ۱۳۵۷ حدود ۷۹/۹۹ درصد از جمعيت اين شهرستان را مسلمانان تشكيل مي دادند. از جمع ۴۲۱۰۶۸ نفر جمعيت اين شهرستان، ۴۲۰۱۸۰ نفر مسلمان، ۱۱۶ نفر زرتشتي، ۸ نفر مسيحي، ۱ نفر كليمي، ۲۴۵ نفر ساير مذاهب و ۵۱۸ نفر اشهارنشده اعلام شده است.

در سال ۱۳۷۵ از ۳۷۵۷۹۹ نفر جمعيت ۶ سال و بيشتر شهرستان حدود ۲۵/۷۸ درصد باسواد بوده اند. نسبت باسوادي در گروه سني ۱۴-۶ سال ۳۴/۹۷ درصد و در گروه سني ۱۵ سال و بيشتر ۷۰/۷۰ درصد بوده است. در ميان افراد لازم التعليم (۱۴-۶ ساله) نسبت باسوادي در نقاط شهري، ۳۰/۹۷ درصد و در نقاط روستايي ۲۷/۹۷ درصد بوده است. نسبت باسوادي در ميان مردان ۴۴/۸۲ درصد و در ميان زنان ۱۳/۷۴ درصد بوده است. اين نسبت در نقاط شهري براي مردان و زنان به ترتيب ۴۸/۸۸ درصد و ۸۲/۹۰ درصد و در نقاط روستايي ۸۵/۷۲ درصد و ۸۳/۶۷ درصد بوده است.

۷۲/۷۱ درصد از جمعيت ۲۴-۶ سال شهرستان بابل در سال ۱۳۷۵، مشغول تحصيل بوده اند اين نسبت در نقاط شهري ۷۵/۷۶ درصد و در نقاط روستايي ۲۵/۶۸ درصد بوده است ۹۵/۹۵ درصد از كودكان (۱۰-۶ ساله)، ۲۶/۹۲ درصد نوجوانان (۱۴-۱۱ ساله) و ۳۱/۴۳ درصد از جوانان (۲۴-۱۵ ساله) در زمان سرشماري به تحصيل اشتغال داشته اند.

۲-۴- جمعيت و نيروي انساني:
جمعيت و پراكندگي آن:
به موجب سرشماري ابان ۱۳۷۵، جمعيت شهرستان بابل ۴۲۱۰۶۸ نفر بوده است كه از اين عده ۶۶/۴۲ درصد در نقاط شهري و ۳۴/۵۷ درصد در نقاط روستايي سكونت داشته اند. جمعيت غيرساكن اين شهرستان صفر بوده است.
-ساخت جنسي و سني:
از ۴۲۱۰۶۸ نفر جمعيت شهرستان بابل حدود ۲۰۸۶۸۰ نفر مرد و ۲۱۲۳۸۸ نفر زن بوده اند كه نتيجة نسبت جنسي برابر ۹۸ بوده است، يعني در مقابل هر ۱۰۰ نفر زن، ۹۸ نفر مرد وجود داشته است. از جمعيت اين شهرستان ۰۴/۳۶ درصد در گروه سني كمتر از ۱۵ سال، ۸۱/۵۸ درصد در گروه سني ۶۴-۱۰ سال و ۱۳/۵ درصد در گروه سني ۶۵ سال و بيشتر قرار داشته اند. (نمودار ۱)

۲-۵- معماري و مسكن: (معماري بومي منطقه)
تا قبل از سال ۱۳۱۰ هـ . ش تغييرات محسوسي در وضع خانه هاي سواحل جنوبي درياي خزر به وقوع نپيوست. حتي در مناطق شهري شكل سنتي خانه ها حفظ شده بودند. ولي در سبك كاخ ها، بناهاي مذهبي، ساختمانهاي دولتي و بناهاي ديگر به علت اينكه در احداث آنها هميشه از طرز معماري نقاط مركزي ايران پيروي مي شد، تغييراتي صورت گرفته است.
بناي خانه هاي سنتي شهرستان بابل عموماً از خشت خام، سنگ، آجر، ني (یله) و چوب تشكيل شده و پوشش آن از گاله (ني)، تخته و سفال است. گاله نوعي گياه است كه در كناره هاي مرداب مي رويد و از آن براي بافتن حصير و پوشش بناها استفاده مي كنند. در گذشته، آجر به علت كمياب بودن منحصراً در قصرهاي شمال ايران و در خانه هاي اعيان و اشراف بكار مي رفت. حتي تا چند سال پيش، كاربرد آجر در خانه هاي روستايي كمتر به چشم مي خورد.

در اواخر دورة قاجار، به دليل رفت و آمد دائمي مردم اين ناحيه به اروپا و به خصوص همسايه شمالي، خانه ها و بناهاي شهرهاي اين منطقه كم كم رنگ و شكل ديگري پيدا كرد. توانگران براي ساختن خانه هاي خود آجر را از شهر بادكوبه وارد مي كردند.
از ۱۳۱۰ به بعد به تدريج بناهاي غربي در نواحي شمالي كشور به خصوص در شهرها و نواحي ساحلي توسعه يافت. مشخصات سبك بناهاي اين منطقه به طور كلي عبارت است از: ۱-پوشش با شيب تند. ۲-سقف مسطح – ۳-تالار ستون دار

بناهاي شهرستان بابل همچون بناهاي ساير نواحي سواحل جنوبي درياي خزر، به طور كلي همواره با خطرات زير مواجه بوده اند:
۱-رطوبت دائمي هوا كه چوب را به سرعت فاسد مي كند و از بين مي برد.
۲-خزه و علف هاي هرز كه در بام خانه ها و سطح بيروني ديوارها مي رويد و در آنها شكاف ايجاد مي كند و باعث فروريختن آنها مي شود.
۳-سرعت باد كه تخته هاي پوشش بام را از جا كنده و با خود مي برد.

۴-آب باران كه پي ساختمانها را مي شويد و رفته رفته از استحكام آن مي كاهد.
۵-پرندگان كه طعمه هاي خود را زير سفالهاي بام يا ميان گالي (لي) پنهان مي كنند و براي بازيافتن آنها سفالها را با منقار بلند مي كنند و گاله را بيرون مي كشند و موجب نفوذ آب باران به بام خانه مي شوند و
۶-آتش سوزي

۲-۶- امكانات ارتباطي:
امكانات ارتباطي، اعم از راهها، وسايل حمل و نقل، تلفن، راديو، تلویزيون، مطبوعات علاوه بر تأثير مستقيم بر توليدات يك منطقه و كشور، همچنين توزيع آن، بر پراكندگي مناسب جمعيت، كاهش مهاجرت و ارتقاي سطح آگاهي و فرهنگ جامعه تأثيري قاطع دارند. جابجايي عوامل تولید و حمل و نقل كالاهاي توليد شده به مراكز مصرف و برقراري تعادل در عرضه و تقاضاهاي كالاها و خدمات، بدون وجود شبكة گسترده اي از راهها و وسايل كافي حمل و نقل ممكن نيست.

۲-۶-۱- راهها: به موجب قوانين و مصوبات جاري، مجموعه شبكه هاي اصلي راههاي كشور، اعم از جاده هاي موجود و جاده هاي در حال احداث و ترميم و نگهداري آنها، به عهده وزارت راه و ترابري است. آنچه كه به راههاي روستايي فرعي مربوط مي شود، اين وظايف به عهده وزارت جهادسازندگي است.
اداره راه و ترابري شهرستان بابل، مديريت قستهايي از سه محور اصلي بابل – بابلسر، بابل – قائمشهر و بابل – آمل، به طول ۴۵ كيلومتر و همچنين ۹ محور روستايي به طول ۱۱۵ كيلومتر را به عهده دارد. نقشه ۲ وضعيت راهداري حوزه استحفاظي اداره راه و ترابري شهرستان بابل را نشان مي دهد.

پلهاي متعددي در محدوده شهرستان بابل احداث شده است كه مهم ترين آنها عبارتند از: پل محمدحسن خان، پل موزيرج، پل درازكلا – خليل كلا، پل جبيبي، پل خراسان محله، پل ديوا و پلهاي ديگر. جدول ۱۳ فهرست پلهاي بالاي ده متر در محدوده بابل را نشان مي دهد.
رديف نام پل طول به متر نوع پل تعداد دهانه طول هر دهانه نام محور كيلومتر

۱ محمدحسن خان ۵/۱۳۵ آجري و قوسي ۹ (۵/۱۱*۵)+(۱۴*۴) بابل-آمل قديم ۵۰۰+۰
۲ اكتيچ كلا ۱۶ بتني ۱ ۱۶ بابل-آمل قديم ۵۰۰+۹
۳ ديوا ۳۵ تير و دال ۳ ۵/۱۱*۳ بندپي غربي ۰۰۰+۲۳
۴ حبيبي ۳۰ بتني و فلزي ۱ ۳۰ شهيد صالحي
۵ خراسان محله ۲۰ تير و دال ۳ (۲۰*۱)+(۵*۲) بندپي غربي

۶ درازكلا-خليل كلا ۵/۱۰۲ تير و دال ۵ ۵/۲۰*۵ بابل-گنج افروز
۷ موزيرج بابل-آمل جديد
چنانچه ذكر شد علاوه بر موارد ياد شده، بخشي از راههاي شهرستان بابل در حوزه استحفاظي سازمان جهادسازندگي شهرستان بابل قرار دارد. مجموع طول اين راهها در ۱۳۷۶ حدود ۷۳۴ كيلومتر بوده است كه ۲۲۰ كيلومتر آن راههاي آسفالته، ۳۱۴ كيلومتر راههاي شوسه و ۲۰۰ كيلومتر راههاي خاكي را شامل مي شده است. در ۱۳۷۶ تعداد ۲۵ روستاي فاقد راه در شهرستان بابل وجود داشته است.

۲-۷- فضاهاي سبز و تفريحي: (جاذبه هاي توريستي)
فضاهاي سبز و پاركهاي تفريحي شهر بابل به دليل كمبود امكانات و تجهيزات هيچگونه جاذبه اي براي پر كردن اوقات فراغت شهروندان ندارد. بسياري از شهرهاي زيبا و معروف جهان شهرهايي هستند كه رودخانه اي از وسط شهر عبور مي كند. حتي در بعضي موارد با تغيير جهت مسير رودخانه، سعي مي كنند تا با سامان دهي و عمران و آبادي دو طرف رودخانه و احداث پلهاي متعدد، ارائه انواع خدمات و مانند آنها از جاذبه هاي آن استفاده بهينه به عمل آورند. حتي بار مالي اين گونه اقدامات عمراني از طريق واگذاري امتياز برخي از فعاليتهاي

خدماتي و اخذ عوارض مرغوبيت اراضي مي توان تأمين كرد. متأسفانه، از گذشته هاي دور تا كنون هيچگاه بابلرود، همچون بسياري از رودخانه هاي ديگر كه از ارتفاعات البرز سرچشمه مي‌گيرند و از كنار شهرهاي ساحلي عبور مي كنند و به درياي خزر مي‌ريزند، به عنوان عاملي كه مي تواند از نظر زيبايي، حفظ تعادل محيط زيست، جذب گردشگران و ديگر جذابيت ها چهره شهر را دگرگون كند، مورد توجه قرار نگرفته است. همواره به بابلرود به عنوان عامل محدودكننده توسعه و گسترش شهر توجه شده است و همواره انواع فاضلابهاي شهري، روستايي و صنعتي و ديگر آلاينده ها، اين رودخانه را آلوده كرده اند. به علاوه تا كنون هيچ عمران و آبادي در دو طرف اين رودخانه انجام نشده است. در محدوده شهر بابل گذشته از پل قديمي محمدحسن خان و پل جديد مجاور آن و پلهايي كه در مسير جاده بابل – آمل احداث شده راه ارتباطي ديگري بين شرق بابلرود و غرب آن وجود ندارد.
توجه به اطراف رودخانه و انتخاب مكانهاي مناسب به منظور توسعه فضاي سبز و احداث امكانات تفريحي در اين اماكن مي تواند چهره شهر را دگرگون كند.

به موجب گزارش وضع موجود فضاي سبز و تفريحي شهر بابل كه توسط مهندسين مشاور در طرح و ابداع انجام شده بود، در ۱۳۶۸ اين شهر داراي ۴۵۱۵۰ متر مربع فضاهاي سبز و تفريحي بود كه اين مقدار حدود ۲۳/۰ درصد فضاي شهر را به خود اختصاص مي داد. سرانة فضاي سبز و پارك عمومي در اين شهر ۵/۰ متر مربع بوده است كه بسيار ناچيز است. نقشه ۳ محل پاركهاي عمومي شهر بابل را نشان مي دهد.

در سالهاي اخير بخشي از زمينهاي متعلق به هلال احمر كه در شمال شهر و شرق جاده بابل به اميركلا واقع است و قبلاً به صورت مزروعي بوده، با تغيير كاربري به پارك كودك تبديل شده است.

در طرح جامع شهر بابل پيش بيني شده بود كه تا ۱۳۷۲ حدود ۴۴۲۱۵۹ متر مربع از طريق تبديل قبرستانهاي داخل شهر و همچنين تبديل اراضي غرب بابلرود در پشت فلكه قاضي كتي و نواحي مجاور به مساحت فضاي سبز شهر بابل اضافه شود و سرانة فضاي سبز از ۵/۰ متر مربع به ۱۴/۳ متر مربع افزايش يابد. به نظر نمي رسد تا كنون اين هدف تحقق يافته باشد.
۲-۸- نتیجه گیری
با توجه به آمارهای داده شده در این فصل در خصوص دین ، سواد و جمعیت نیروی جوان مردم این منطقه از لحاظ داشتن آگاهی در زمینه های مختلف در سطح بالایی قرار دارد و جمعیت جوان شهر نیز نسبتاً زیاد می باشد. همچنین امکانات ارتباطی که آن را از سه طرف به سه شهر دیگر مانند قائم شهر، آمل و بابلسر متصل می کند این شهر را دارای اهمیت خاصی در منطقه می نماید از جهتی کمبود جاذبه های توریستی مانند پارک و فضای سبز و نیاز مردم به آن موجب می شود که نبود فضای فرهنگی، تفریحی در آن جا بسیار احساس شود. بدین جهت بود که طراحی فضای ورزشی، آموزشی و خدماتی برای مردم منطقه در نظر گرفته شد.

*۳- خصوصیات جغرافیایی و اقلیمی
۳-۱- موقعیت شهرستان بابل :
سرزمین سرسبز و خوش آب و هوایی که به صورت یک مجموعه جغرافیایی واحد و نواری باریک در سواحل جنوبی دریایی خزر واقع و به وسیله دیوار عظیم رشته کوههای البرز از بقیه کشور جدا شده است ، از نظر تقسیمات کشوری به سه استان گیلان ، مازندران و گلستان تقسیم شده است ، شهرستان بابل محدوده نسبتاً کوچکی از این سرزمین سرسبز است که در استان مازندران واقع شده است و از دامنه های شمالی و مرطوب کوه های سوادکوه ، فیروز کوه و کنیون از رشته کوههای البرز شروع می شود و جلگه نسبتاً وسیعی را در بر می گیرد ، رودخانه های بابلرود ، سجا رود ، متالون رود ، کلارود و چند رودخانه دیگر نیز از ارتفاعات این ناحیه سرچشمه می گیرند .

شهرستان بابل بین ۳۶ درجه و ۵ دقیقه و ۳۶ درجه و ۳۵ دقیقه عرض شمالی از خط استوا ( مدار مبداء ) و ۲۵ درجه و ۳۰ دقیقه و ۲۵ درجه و ۴۵ دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ واقع شده است .

عرض جغرافیایی هر واحد مکانی در نوع آب و هوای مکان مورد نظر موثر است . نظر به اینکه این ناحیه در عرضهای جغرافیایی متوسط واقع شده است لذا فاقد آب و هوای سردی است که معمولاً در عرضهای بلند وجود دارد . اگر در بعضی نقاط هوای زمستانی خیلی سرد مشاهده می شود ، بیشتر به علت ارتفاع زیاد از سطح دریاست، نه عرض جغرافیایی .
یکی از عوامل مساعد بودن شرائط آب و هوایی این منطقه عرض جغرافیایی است شهرستان بابل در ۲۱۰ کیلومتری شمال شرقی تهران واقع است و از شمال به شهرستان بابلسر از جنوب به خط الراس کوههای البرز ، از غرب به شهرستان آمل و از شرق به شهرستانهای قائمشهر و سواد کوه محدود می شود.

مساحت این شهرستان حدود ۱۴۳۰۱ کیلومتر مربع است که تقریبا ۹۴/۵ درصد کل استان را در بر می گیرد
به موجبات آخرین تقسیمات اداری استان مازندران شهرستان بابل در ۱۳۷۷شامل سه بخش ده، دهستان، دو شهر و ۵۵۶ آبادی است.
جدول۱ نقشه و تقسیمات اداری شهرستان بابل را نشان می دهد .

۳-۲- شرایط اقلیمی: این منطقه از پرباران ترین و سرسبزترین مناطق اقلیمی ایران است و در تمام فصول سال دارای بارندگی می باشد. با وجود عرض نسبتا کم این کرانه از دو ناحیه تقریبا مجزا تشکیل شده است. یکی ناحیه جلگه ای است که به صورت نوار باریک در امتداد دریا گسترش یافته و کشتزارهای وسیع وهمچنین شهرهای بزرگ در این ناحیه می باشند . عرض این جلگه درمجاور رودخانه هایی مانند سفید رود، هراز، تجن و در منطقه شرقی دریای خزر بیشتر است دوم ناحیه کوهستانی شمال سلسله جبال البرز است که پوشیده از درختان جنگلی می باشد. در بیشتر مناطق خصوصا در مناطق مرکزی و شمال غربی، فاصله این رشته کوه تا دریا از چند کیلومتر تجاوز نمی کند.

خصوصیات آب و هوایی این کناره به قرار زیر است:
الف- بارندگی زیاد در تمام فصول سال خصوصا در فصل پاییز و زمستان
ب- رطوبت نسبتا زیاد در تمام فصول سال
ج- اختلاف کم درجه حرارت بین شب و روز
د-پوشش وسیع نباتی.

سمت جنوب غربی دریای خزر یعنی استان گیلان دارای بارندگی بیشتر نسبت به سایر قسمتها است و هرچه از سمت غرب به شرق پیش رویم از بارندگی کاسته می شود به نحوی که در بندر انزلی در جنوب غربی کناره، معدل ۲۸ ساله (بین سالهای ۱۳۶۷-۱۳۴۰ش) میزان بارندگی سالیانه ۱۸۱۸ mm و در گرگان در جنوب شرقی کناره معدل میزان بارندگی حدود یک سوم یعنی تنها ۶۱۷ mm است درصد رطوبت نسبی نیز در منطقه بسیار زیاد است و در شهرهایی مانند بندر انزلی ، رشت، رامسر و بابلسر حدود ۸۰% می باشد که بیش از حد آسایش انسان است. میزان رطوبت در کنار دریا بیشتر و در ارتفاعات و قسمتهای شرقی کمتر است.

به دلیل وجود دریای خزر و همچنین رطوبت بسیار زیاد هوا، نوسان درجه حرارت در طی شبانه روز بسیار اندک است و از چند درجه سانتیگراد تجاوز نمی کند خصوصا در مواقعی که آسمان ابری است نوسان درجه حرارت باز هم کاهش می یابد به خاطر اینکه ابر مانند عایق حرارتی در طی روز مقداری از نور و حرارت که آفتاب رابه فضای خارج جو منعکس می کند و همچنین در طی شب باعث کاهش تابش حرارت از زمین گرم به اسمان سرد می شود.

جهت آسایش انسان ویژگیهایی که این اقلیم ایجاب می کند این است که در فصول گرم در کلیه فضاهای شهری از جریان باد و در داخل ساختمانها از کوران دو طرف هوا باید حداکثر استفاده صورت گیرد. در طی این فصول وجود جریان هواو ایجاد سایه بهترین شرایط را برای آسایش انسان فراهم می نماید. در فصول سرد باید جلوی باد سرد و همچنین باد توام با باران را سد نمود. مطلب دیگر اینکه در کلیه فصول ساختمان راباید در مقابل بارش بارانهای سیل اسا و رطوبت حاصل از آن محافظت نمود.

۳-۲-۱- بافت شهری: در مناطقی که در نزدیکی ساحل دریا می باشند ویا مقدار بارندگی زیاد است، وجود رطوبت هوا از جمله مشکلات عمده می باشد هوای مرطوب از هوای خشک سنگین تر است ودر قسمت زیرین هوای خشک قرار می گیرد. لذا اگر فضاهای شهری محصور باشند و کوران هواو باد در آنها جریان نداشته باشد در سطح شهر کلیه این فضاها از هوای مرطوب انباشته خواهد شد و تنفس و فعالیت بسیار طاقت فرسا خواهد گردید به همین دلیل باید از جریان هوا حداکثر استفاده صورت گیرد تا از ساکن شدن رطوبت بیش از حد در فضاهای شهری جلوگیری شود.

لذا ساختمانها در این مناطق مجزا از هم ساخته می شوند با حیاطها و فضاهای باز و وسیع و حصار دور این فضاها اغلب کوتاهتر از قد انسان است دلیل این امر همان استفاده از جریان هوا است تا ازمیان ساختمانها عبور کرده و هوای مرطوب و راکد را با خود به بیرون محوطه و فضاهای زیستی ببرد بهره بردن از طبیعت زیبا و سرسبز منطقه نیز از دلایل دیگر جهت تلفیق محیط مسکونی با طبیعت است.

البته باید توجه داشت هر چه از حاشیه شهر به مرکز نزدیک می شویم به دلیل تراکم بیشتر جمعیت و همچنین ارزش بیشتر زمین ، فاصله ساختمانها از یکدیگر کمتر می شود ، ولی بهر جهت در فضاهای مرکزی شهر نیز سعی می شود تا از جریان هوای بین دریا و خشکی و یا از جریان باد غالب در منطقه جهت تهویه هوای فضاها، حداکثر استفاده بشود.
خصوصیات کلی بافت شهری و روستایی در منطقه به قرار زیر است:
الف- بافت شهری و روستایی به صورت باز و گسترده

ب- فضاهای شهری نسبتا وسیع
ج- محوطه ها با دیوارهای کوتاه
د- کوچه های نسبتا عریض
هـ- ساختانهای جدا از هم ، در مراکز شهری متصل به هم
– فرم بنا: با دلیل بارندگی بسیار زیاد و رطوبت بیش از حد، فرم بنا در منطقه عمدتا جهت مقابله با این دو عامل شکل گرفته است.
۳-۳ – ویژگیهای معماری بومی مناطق معتدل و مرطوب
معماری بومی این مناطق دارای ویژگیهای زیر است.

۱) در نواحی بسیار مرطوب کرانه های نزدیک به دریا برای محفاظت ساختمان از رطوبت بیش از حد زمین ، خانه ها روی پایه های چوبی ساخته شده اند ولی در دامنه کوه رطوبت کمتر است معمولا خانه ها روی پایه هایی از سنگ ، گل و در پاره ای موارد روی گربه روها بنا شده اند.
۲) برای حفاظت اتاق ها از باران، ایوانک های عریض و سر پوشیده در اطراف اتاقها ساخته اند. این فضاها در بسیاری از ماه های سال برای کار و استراحت و در پاره ای موارد برای نگهداری محصولات کشاورزی مورد استفاده قرار می گیرد.

۳)بیشتر ساختمانها با مصالحی با حداقل ظرفیت حرارتی و در صورت استفاده از مصالح ساختمانی سنگین،ضخامت آنها در حداقل میزان ممکن حفظ شده است (در این مناطق بهتر است از مصالح سبک استفاده شودچون زمانیکه نوسان دمای روزانه هوا کم است ذخیره حرارت هیچ اهمیتی ندارد و علاوه بر این مصالح ساختمانی سنگین تا حدود زیادی تاثیر تهویه و کوران را که یکی از ضروریات منطقه ای کاهش می دهند.)

۴) در تمام ساختمانهای این مناطق ،بدون استثنی از کوران و تهویه طبیعی استفاده می شود به طور کلی پلان ها گسترده و باز و فرم کالبدی آنها بیشتر شکل های هندسی طویل و باریک است به منظور حداکثر استفاده از وزش باد در ایجاد تهویه طبیعی در داخل اتاقها جهت قرارگیری ساختمانها با توجه به جهت وزش نسیم های دریا تعیین شده در نقاطیکه بادهای شدید و طولانی می وزد قسمت های رو به باد ساختمانها کاملا بسته است.
۵) به منظور استفاده هر چه بیشتر از جریان هوا، همچنین به دلیل فراوانی آب و امکان دسترسی به آن در هر نقطه ساختمانها به صورت غیر متمرکز و پراکنده در مجموعه سازماندهی شده است.

۶) به دلیل بارندگی زیاد در این مناطق ، بام ها شیب دار است و شیب بیشتر آنها تند است.
۳-۴- فرم ساختمان در اقلیم های مختلف
اقلیم معتدل : با وجود انکه دمای هوای مناطق معتدل در حدی است که پلان ساختمان را انعطاف پذیر می سازد ولی در هر حال گسترش پلان در طول محور شرقی – غربی لازم به نظر می رسد در ارتباط با شدت تابش آفتاب و تاثی آن بر فرم ساختمان در این مناطق آزادی عمل بیشتری وجود دارد زیرا شدت تابش آفتاب بر دیوارهای واقع در جهت های مختلف – حتی دیوارهای شرقی –غربی در این مناطق کمتر از مناطق دیگر است. در نتیجه در این مناطق می توان از فرم های آزاد و حتی صلیبی شکل استفاده کرد ولی با این وجود این فرم ساختمان حتما باید در طول محور شرقی غربی کشیدگی داشته باشد.

۳-۵- تهویه مورد نیاز و اقلیم- اقلیم معتدل و مرطوب
با منطبق کردن شرایط حرارتی مناطق معتدل و مرطوب بر جدول زیست – اقلیمی ساختمانی در می یابیم که مشکل عمده در این مناطق رطوبت زیاد هوا در تمام فصل های سال است از این رو، مهمترین عامل ایجاد آسایش در ساختمانهای این مناطق ، برقراری و تداوم کوران در فضای داخلی است بنابراین در طراحی ساختمان برای این مناطق باید مسئله ایجاد کوران در داخل ساختمان مورد توجه خاصی قرار بگیرد. در این مورد توجه به نکات زیر اهمیت فراوان دارد:

۱)ارتفاع ساختمان از سطح زمین یکی از عوامل تعیین کننده میزان فشار باد بر ساختمان ودر نتیجه میزان استفاده از باد در ایجاد تهویه طبیعی در آن است ساختمانهاییکه بلندتر از درختان و ساختمانهای اطراف خود هستند، نسبت به سایر ساختمانها شرایط بهتری برای تهویه طبیعی دارند. برج های مرتفع که ارتفاعشان از ساختمانهای کوتاه اطراف بیشتر است نه تنها از شرایط تهویه مناسبی برخوردارند بلکه در بهبود شرایط تهویه ساختمانهای اطراف خود نیز نقش عمده ای دارند ولی این ساختمانها ، در زمستان در معرض وزش شدید باد و بارندگی قرار دارند و به همین دلیل باید تدابیری اندیشید که از نفوذ اب باران به داخل دیوارها جلوگیری شود.

۲) به طور کلی در مناطق مرطوب به دلیل اهمیت ایجاد کوران جهت ساختمان باید با توجه به جهت وزش بادهای مطلوب و به گونه ای تعیین شود که بیشترین استفاده از جریان باد در ایجاد کوران در فضاهای داخلی به عمل آید. البته اگر رنگ سطوح خارجی تیره یا پنجره های بزرگ و بدون سایه بان موثر باشد، توجه با تابش آفتاب و انرژی حاصل از آن در جهتهای مختلف اهمیت فراوانی دارد. هرچه پنجره ها بزرگتر باشد، انتخاب ساختمان، با توجه به تابش آفتاب اهمیت بیشتری می یابد.

۳)در مناطق مرطوب ، طرح ساختمان باید امکان ایجاد کوران در تمام اتاقها را فراهم سازد از این رو ساختمانهاییکه شامل آپارتمانهایی با یک سطح خارجی آن هم در منطقه مکش (پشت به باد) هستند مناسب نیست.

۴)افزایش اندازه پنجره ها بیش از حداقل اندازه مشخص تا حدی که به طور موثر در برابر تابش آفتاب محافظت شود، اهمیت چندانی ندارد.حتی با استفاده از پنجره های کوچکی که با توجه به وزش باد در محل مناسبی قرار گیرند، می توان در داخل ساختمان کوران ایجاد کرد. ولی اگر امکان ایجاد کوران وجود نداشته باشد پنجره های بزرگ درخنک سازی هوای داخلی هنگام عصر تاثیر به سزایی خواهند داشت. البته ایجاد سایه بان های موثر برای این پنجره ها اهمیت زیاد دارد ولی چنانچه اشاره شد ایجاد سایه بر روی پنجره های بزرگ- بویژه در دیوارهای شرقی یا غربی-دشوار است.

۵-برای ایجاد تهویه طبیعی و کوران در داخل اتاقها جریان اصلی هوا باید به منطقه ای هدایت شود که افراد در آن ساکن هستند.