بررسی محتوای اطلاعاتی استهلاک و رابطه آن با قیمت و بازده با تاکید بر نوع صنعت در بورس اوراق بهادار تهران

چکیده:
تحقیق حاضر به دنبال بررسی جایگاه و محتوای اطلاعاتی و ارزیابی ارتباط هزینه استهلاک و استهلاک انباشته دارایی ها با بازده غیرعادی سهام و قیمت سهام شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در یک دوره ۵ ساله از ابتدای سال ۱۳۸۳ لغایت پایان سال۱۳۸۷ در صنایع مختلف بورس بوده است، تا برای سوالات مذبور پاسخی بدست آورد:۱-آیا هزینه استهلاک بر بازده غیر عادی سهام تاثیری دارد؟ و ۲-آیا استهلاک انباشته بر قیمت سهام تاثیری دارد؟.

برای تحقق اهداف و پاسخ به سوالات از تجزیه و تحلیل رگرسیون و همبستگی استفاده شده است. و دو مدل بازده و مدل قیمت برای آزمون اینکه بین بازده غیرعادی سهام و هزینه استهلاک رابطه ای وجود ندارد و اینکه بین قیمت سهام و استهلاک انباشته رابطه ای وجود ندارد مورد بهره برداری قرار گرفته است.

به منظور گردآوری اطلاعات تحقیق از روش کتابخانه ای استفاده شده است، تا مبانی نظری مرتبط با موضوع تحقیق از منابع داخلی و خارجی استخراج وارائه شود و سپس برای آزمون فرضیه ها از روش میدانی استفاده شده است. لذا برای استخراج اطلاعات مورد نیاز شرکتها از بانک های اطلاعاتی بورس و مجلات و گزارش های بورس مانند نرم افزار تدبیر پرداز و ره آورد نوین استفاده شده است. در این تحقیق از نرم افزار اکسل جهت محاسبات و از نرم افزار اس پی اس اس جهت انجام آزمونهای آماری و برآورد ضرایب در بدست آوردن مقادیر لازم برای تجزیه و تحلیل آماری استفاده شده است.

متغییرهای تحقیق که در دو مدل مورد استفاده قرار گرفته اند، بشرح ذیل می باشد:استهلاک انباشته هر سهم، بازده غیرعادی، نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار حقوق صاحبان سهام، ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام هر سهم، هزینه استهلاک هر سهم، سودنقدی هر سهم، وجوه حاصل از عملیات هر سهم، سودوزیان فروش داراییهای هر سهم، نسبت اهرمی ، لگاریتم طبیعی سرمایه بازار، سود خالص هر سهم، قیمت هر سهم، رشد فروش.

نتایجی که از ۷۹۹ مشاهده سال شرکتی در مورد همبستگی بدست آمده بیانگر این موضوع است که همبستگی معنی داری بین هزینه استهلاک و بازده غیرعادی در شرکتهای حاضر در بورس اوراق بهادار تهران وجود ندارد و در مورد فرضیه دوم نتایج نشان می دهدکه همبستگی معنی داری بین استهلاک انباشته و قیمت سهام در شرکتهای حاضر در بورس اوراق بهادار تهران وجود دارد.

این مقاله سعی کرده است نگرشی مربوط به استهلاک و محتوای اطلاعاتی استهلاک را در بازار سرمایه مورد نقد قراردهد تا بدین وسیله باعث غنی سازی ادبیات استهلاک حسابداری گردد.
کلمات کلیدی: هزینه استهلاک ، استهلاک انباشته، بازده غیر عادی سهام، وجوه حاصل از عملیات.
مقدمه :

در سیر تکامل حسابداری و ارتباط با ماهیت آن نگاه ها و تصورات متفاوتی به وجود آمده است ، از جمله در نظر گرفتن حسابداری به عنوان يک سِستم اطلاع رسانی ، که در اين حالت حسابدار همانند يک منبع اطلاع رسان يا کانال ارسال اطلاعات خواهد بود که در يک طرف اين سيستم حسابدار و در طرف ديگر آن گروه هايی همچون سهامداران قرار دارند. (عبداله خانی، ۲۵:۱۳۸۵)

صرف نظر از تعريف های فراوانی که از حسابداری شده ، موضوع و کارکرد اصلی آن ثبت ، گزارش دهی و تفسير است . اين در حالی است که زير بنای تمامی اين امور را ، سنجش تشکيل ميدهد . در همين راستا مشکلی که عموماً حسابداران با آن روبرو هستند ، نبودن يک تئوری قابل اتکا برای سنجش و اندازه گيری پديده ها و رويداد هاست .(مرتضی کلانتری، ۱۰:۱۳۷۲)
استهلاک نيز از اين مقوله خارج نيست وتفکرات و بحث های بسياری از زمانهای پيش درباره استهلاک
وجود داشته و گمراهی های بسيار و سياستهای قابل ترديدی را به وجود آورده است.

(همان، ۱۴:۱۳۷۲).
برای رفع اين ترديدها و مشکلات لازم و ضروری بنظر ميرسد که تحقيقات متعددی صورت گيرد تا به کنکاش مشکل بپردازند. در همين راستا ما به دنبال بررسی محتوای اطلاعاتی استهلاک و رابطه آن با قيمت و بازده غيرعادی سهام می باشيم.
در اين تحقيق ما معياری باعنوان وجوه حاصل از عمليات را در کنار سود خالص حسابداری بعنوان يکی از معيارهای ارزيابی عملکرد شرکتها محاسبه و بکار گرفته ايم. که البته لازم بذکر است که مطالعات قبلی صورت گرفته درباره برتری وجوه حاصل از عمليات بر سود خالص حسابداری به عنوان يک معيار ارزيابی عملکرد شرکتها بی نتيجه بوده است ، چراکه استهلاک بعنوان يک قلم مغاير بين وجوه حاصل از عمليات بر سود حسابداری ميباشد.

باتوجه به اينکه اصول پذيرفته شده عمومی حسابداری ملزم کرده است که هزينه های استهلاک را برای کل داراييهای ثابت بر مبنای عمر مفيد منظور نمائيم بسياری از مديران و متصديان نگران هستند که ثبت هزينه های استهلاک هم دارائيها و هم سود آنها را تحريف نمايد و ظاهراً برای ارزيابی صحيح تر و عملکرد بهتر به اطلاعات وجوه حاصل از عمليات بيشتر از سود مطابق با اصول پذيرفته شده عمومی حسابداری تاکيد ميکنند. (کانگ، ۱۱:۲۰۱۰)

با توجه به اينکه در سال ۱۹۹۱ سازمان شرکتهای املاک امريکا تعريف رسمی خود را از وجوه حاصل از عمليات منتشر کرد ، بيشتر تحليل گران ضريب وجوه حاصل از عمليات را معادل نسبتهای سود هر سهم تلقی ميکنند. (همان منبع، ۱۴:۲۰۱۰)
برتری بيان شده وجوه حاصل از عمليات بر سود خالص برای ارزيابی عملکرد ، در مطالعاتی که توسط فيلدز و همکاران (۱۹۹۸) ، گور استات(۱۹۹۸) ، وينسنت(۱۹۹۹) ، صورت گرفته ناتمام مانده است .يک موضوع بنيادی که توسط اسکينر(۱۹۹۹) ، تفصيل شده ، اين است که تفسير يافته های تجربی بدون درک منطقی اقتصادی تحت ادعای صنعت مبنی بر برتری وجوه حاصل از عمليات دشوار است . (همان منبع ،۱۷:۲۰۱۰)

ما بر مبنای تحقيقات قبلی کانگ (۲۰۱۰)، فيلدز و همکاران (۱۹۹۸)، گوراستات(۱۹۹۸)، وينسنت(۱۹۹۹)، تحقيقات خود را بنا نهاده ايم .

در مقايسه با تحقيقات قبلی، تحليل های ما به جای اينکه به برتری وجوه حاصل از عمليات يا سود خالص بعنوان معيار برتر عملکرد متمرکز باشد به تمايزات اطلاعاتی اين دو يعنی استهلا ک متمرکز شده است .
ادبيات و پيشينه:

واژه استهلاک:
در فرهنگ فارسی عميد واژه استهلاک به معنی هلاک کردن، از بين بردن، نابود کردن، هزينه کردن مال و نابود ساختن آن، وام را اندک اندک دادن، ادای قرض به تدريج، پاک کردن حسابی با پرداخت قسط های معين، آمده است.(عميد، ۱۷۵:۱۳۷۹)
در زبان انگليسی از سه واژه متفاوت به شرح زير، برای تعريف استهلاک(کاهش ارزش دارايی ها) استفاده شده است:
الف) Depreciation : اين واژه برای کاهش ارزش دارايی های ثابت مشهودی يکار می رود که وجود فيزيکی يا مادی داشته و در اثر بهره برداری، فرسودگی، کهنگی و ساير عوامل به طور تدريجی فرسوده و غير قابل استفاده می شوند مانند ساختمان.(مهدوی،۳:۱۳۸۰)

ب) Amortization : اين واژه برای کاهش ارزش دارايی های نامشهود استفاده می شود که وجود فيزيکی ندارند، يا مانده های بدهکار يا بستانکاری که بايد به تدريج و منظم به هزينه يا درآمد گرفته شوند. حق اختراع مثالی برای مورد اول و استهلاک صرف و کسر اوراق قرضه مثالی برای مورد دوم می باشد.(مهدوی، ۳:۱۳۸۰)

ج) Depletion : از اين واژه برای اشاره به کاهش ارزش معادن و منابع طبيعی استفاده می شود که بر اثر استخراج تهی می شوند.(مهدوی، ۳:۱۳۸۰)

در هر سه تعريف بالا وجه تشابه کاهش ارزش دارايی ها و وجود افتراق آنها نوع داراييهاست که بايد مورد توجه قرار گيرد.
تعاريف مختلف استهلاک :
استهلاک عبارت است از تقليل تدريجی ارزش دارايی های ثابت بعلت کهنگی ، فرسودگی، و منسوخ شدن آن(نبوی،۳۳۶:۱۳۶۴)

استهلاک عبارت ا ست از تنزل تدريجی و دائم در ارزش اقلام دارايی در اثر فرسودگی ناشی از استعمال عادی و يا تاثير عوامل طبيعی يا گذشت زمان يا ناباب شدن(سجادی نژاد، ۱۷۸:۱۳۶۶)
استهلاک عبارت است از سرشکن کردن مبلغ قابل استهلاک يک دارايی بر عمر مفيدبرآوردی آن(سازمان حسابرسی، ۳۹:۱۳۷۱)

استهلاک عبارت است از تخصيص سيتماتيک مبلغ استهلاک پذير يک دارايی طی عمر مفيد آن(کميته فنی سازمان حسابرسی، ۲۱۲:۱۳۸۰)
استاندارد شماره يازده ايران چنين بيان می دارد :
استهلاک عبارت است از تخصيص سيستماتيک مبلغ استهلاک پذير يک دارايی طی عمر مفيد آن. که مبلغ استهلاک پذير نيز به بهای تمام شده دارايی يا ساير مبالغ جايگزينی بهای تمام شده دارايی پس از کسر ارزش باقيمانده آن اطلاق می شود.
انيستيتو حسابداران رسمی امريکا در بولتن شماره ۴۴ خود حسابداری استهلاک را چنين تعريف می¬کنند:
حسابداری استهلاک، نظام توزيع و تسهيم ارزش دارايی ها بر اساس مبانی ارزشگذاری در طول عمر آن ها پس از کسر ارزش اسقاط (در صورت وجود) بر اساس يک روش منطقی و سيستماتيک است.
انجمن حسابداران امريکا استهلاک را چنين تعريف می کند:
استهلاک بيانگر کاهش ظرفيت سرويس دهی دارايی های بلند مدت است که در اثر فرسودگی و کاهش ارزش ناشی از کهنگی ايجاد می گردد.
پروفسور هندريکسون استهلاک را چنين تعريف می کند:
فرايند تخصيص اولين ارزشگذاری اموال وتجهيزات به دوره های استفاده از آن می باشد، که طبقه بندی و جدا سازی مبالغ هزينه و منظور نمودن بخشی از آن به دوره هايی از زمان است.

کلانتری، (۱۳۷۲) با مقاله ای تحت عنوان اهميت حسابداری استهلاک با جمع آوری اظهار نظرهای مختلف در چارچوب حسابداری استهلاک چه از سوی صاحب نظران داخلی و چه خارجی به بحث در مورد انواع مفاهيم استهلاک به ويژه در چهار بعد آن بشرح زير می پردازد ۱- استهلاک به عنوان کاهش در قيمت ۲-استهلاک به عنوان زوال فيزيکی ۳- استهلاک به عنوان کاهش ارزش ۴- استهلاک به عنوان تخصيص هزينه وسپس به تفسير ارتباط ميان هزينه ها و درآمدها با توجه به ويژگی های

الف)تطابق مستقيم هزينه های تحمل شده با يک درآمد بخصوص و ب) تطابق مستقيم هزينه های متحمل شده با يک دوره و ج) اختصاص هزينه به دوره هايی که از آن بهره مند شده ايم و د)هزينه(جاری)نمودن تمامی مخارجی که در دوره وقوع يافته اند بجز آنها که دارای منافع آتی هستند می پردازند.و سپس کل مفهوم استهلاک رابه بخش مفاهيم عملياتی و مفاهيم مالی تقسيم بندی می نمايند.

مهدوی و شريفی نيا، (۱۳۸۰) در تحقیقی با عنوان ميزان هماهنگی مقررات استهلاک قانون ماليات های مستقيم با هزينه استهلاک واقعی دارايی های استهلاک پذير انجام داده اند و از تجزيه و تحليل نتيجه ها چنين برآمده که به طور کلی ۷۹ درصد از پاسخگويان نسبت به عدم تطابق نرخ های استهلاک مندرج در مقررات استهلاک قانون ماليات های مستقيم با اصول و استانداردهای حسابداری (فرضيه شماره يک)و۷۴٫۶ درصد نسبت به عدم مطابقت نرخ های استهلاک قانون ماليات های مستقيم با کارايی واقعی دارايی ها (فرضيه شماره دو)و۸۴ درصد نسبت به مطابق نبودن نرخ های استهلاک مندرج در مقررات استهلاک قانون ماليات های مستقيم بااستهلاک واقعی دارايی ها در مناطق جغرافيايی مختلف(فرضيه شماره سه)و ۶۴ درصد نسبت به عدم تطابق نرخ های استهلاک قانون ماليات های مستقيم با ماهيت شرکتها(فرضيه شماره چهار) و۹۰ درصد نسبت به اين موضوع که شرکتهای ايرانی فقط نرخ های منعکس شده در قانون ماليات مستقيم را ملاک محاسبه استهلاک قرار می دهند(فرضيه شماره پنج)نظر موافق دارند.

وينسنت،( ۱۹۹۶) يک تحليل جامعی از محتوای اطلاعاتی و قدرت توضيحی وجوه حاصل از عمليات را در برابر ساير معيارهای معروف عملکرد شرکت بنام سود هر سهم و… راارائه نمود.ايشان دو روش سطوح و تغييرات معيارهای عملکرد را برای کاهش وابستگی های بحث شده در بالا بکار گرفته و با استفاده از داده های سالانه ۱۸۱ شرکت ملکی دريافت که وجوه حاصل از عمليات هر سهم بطور معناداری با بازده های سهام ارتباط دارد.اما سود هر سهم اين ويژگی را ندارد.از طرف ديگر با استفاده از داده های فصلی ۸۵۰ شرکت دريافت که سود هر سهم بطور معناداری با بازده های سهام مرتبط است که در عوض وجوه حاصل از عمليات اين چنين نيست.
گورواستات،( ۱۹۹۸) در تحقيقی محتوای اطلاعاتی استهلاک شرکت های املاک را برای۵۹۷مشاهده ملکی در دوره ۱۹۹۱-۱۹۹۶ مورد آزمون قرار دادند.آنها يافتند که وجوه حاصل از عمليات و سود يا زيان های اموال بطور عمده با بازده های سهام مرتبط هستند، در حاليکه استهلاک اينگونه نيست.البته بايد در نظر داشت که مطالعات قبلی صورت گرفته در مورد نقش هزينه استهلاک هر يک از شرکتهای ملکی را فراموش کرده اند.
فيلدز و همکاران،( ۱۹۹۸) سودمند بودن وجوه حاصل از عمليات و سود خالص مبتنی بر اصول پذيرفته شده عمومی حسابداری را با استفاده از اطلاعاتی که بطور دستی برای ۲۰۱ مشاهده سال شرکت ملکی برای سال های ۱۹۹۱-۱۹۹۵جمع آوری شده مورد مقايسه قرار دادند.آنها دريافتند که وجوه حاصل از عمليات از وجوه حاصل از عمليات يکساله و جريان نقدی عملياتی پيش بينی بهتری را ارائه می کنند و آنکه سود خالص مبتنی بر اصول پذيرفته شده بطور معناداری انحراف بزرگتر سود خالص يکساله را تشريح می کند. با اين وجود وجوه حاصل از عمليات و سود خالص در اصطلاحات توضيح دهنده قيمت های سهام تفاوتی ندارند.

کانگ، (۲۰۱۰) در تحقیقی که انجام داده به بررسی محتوای اطلاعاتی و ارزيابی مربوط بودن استهلاک در بين صنعت املاک و غير املاک پرداخته است و نتایج مربوطه به این ترتیب هست که ۱-بين بازده سهام و هزينه استهلاک هيچ رابطه ای وجود ندارد.۲-رابطه بين بازده سهام و هزينه استهلاک بين شرکتهای ملکی و غير ملکی متفاوت نيست.۳-بين قيمت سهام و استهلاک انباشته هيچ رابطه ای وجود ندارد.۴-رابطه بين قيمت سهام و استهلاک انباشته در بين شرکتهای ملکی و غير ملکی متفاوت است۵-هيچ رابطه ای بين سودوزيان فروش و استهلاک انباشته اموال فروخته شده وجود دارد.۶- بين سود وزيان حاصل از فروش و استهلاک انباشته اموال فروخته شده در بين شرکتهای ملکی و غير ملکی رابطه ای وجود دارد.۷-هيچ رابطه ای بين درآمدهای آتی واستهلاک انباشته وجود ندارد.۸-رابطه بين درآمد آتی و استهلاک انباشته در بين شرکتهای ملکی و غير ملکی متفاوت است.

بيان مسئله:
در مطالعه رفتار و محتوای اطلاعاتی عوامل موثر بر بازار و لاجرم اقتصاد بازار جستجوی متغيير يا متغييرهايی که بتواند ارتباط بخش مالی اقتصاد با بخش حقيقی اقتصاد را توضيح دهند از اهميت بالايی برخوردار است. بازار پول و سرمايه بعنوان ارکان بخش مالی اقتصاد وظيفه تامين مالی برای بخش حقيقی اقتصاد را برعهده دارند، بخش حقيقی اقتصاد شامل بازار هايی است که دارايی های واقعی که مشهود هستند و بصورت فيزيکی قابل لمس ميباشند مانند ساختمان، ماشين آلات، تجهيزات، در آن معامله ميشود. به بيان ديگر بخش حقيقی اقتصاد بخش کالا و خدمات است که در همين راستا نگرشی که صاحبان صنايع از هزينه استهلاک دارند اينگونه است که فاقد ارزش و محتوای اطلاعاتی بوده و ثبت و انعکاس آن در دفاتر و صورتهای مالی فقط برای رعايت اصول پذيرفته شده عمومی حسابداری می باشد. (کانگ،۲۸:۲۰۱۰) .

ما در اين تحقيق رابطه بين قيمت و بازده سهام را با هزينه استهلاک و استهلاک انباشته داراييها مورد آزمون قرار خواهيم داد و بطور خلاصه شواهد با استفاده از داده های بازار سرمايه مورد آزمون قرار خواهد گرفت تا به سوالات اصلی تحقيق که بدين صورت است پاسخ داده شود.
آيا هزينه استهلاک داراييها بر بازده غير عادی سهام تاثير دارد؟
آيا استهلاک انباشته داراييها بر قيمت سهام تاثير دارد؟
همچنين با توجه به متغييرهای مورد بررسی در اين تحقيق ميتوان سوالات تحقيق را بدين گونه خلاصه نمود:
آيا بين هزينه استهلاک و بازده غير عادی سهام و استهلاک انباشته و قيمت سهام رابطه وجود دارد؟
اهميت و ضرورت انجام تحقيق:
با توجه به اينکه هسته بحث برتری وجوه حاصل از عمليات بر سود خالص حسابداری وابسته به رفتار استهلاک است، چند استدلال که از ارجحيت وجوه حاصل از عمليات بر سود خالص حمايت ميکند بشرح زير است:
گوراستوت در سال ۱۹۹۸ مستقيماً محتوای اطلاعاتی استهلاک املاک را برای ۵۹۷ مشاهده ملکی در دوره زمانی ۱۹۹۱-۱۹۹۶ آزمون نمود، که دريافت وجوه حاصل از عمليات و سود های حاصل از فروش اموال بطور عمده با بازده سهام مرتبط هستند در حاليکه استهلاک اينگونه نيست.
ويونگ در سال ۱۹۸۹ در تحقيق خود نشان داد که نه وجوه حاصل از عمليات و نه سود خالص هيچکدام توان توصيفی بيشتری بر ديگری ندارند.
کوتری و زيمرون در سال ۱۹۹۵ اشاره کردند که مسئله خطا در متغيير ناشی از، استفاده از سطوح متغييرها ميتواند اريب شيب يک مدل بازده ها را به صفر برساند، بنابراين نتايج آنها درباره برتری وجوه حاصل از عمليات بر سود خالص ناتمام ماند.
وينسنت در سال ۱۹۹۹ با استفاده از داده های عمومی شرکتهای ملکی در طی ۱۹۹۴-۱۹۹۶ تحليل جامعی از محتوای اطلاعاتی و توان توصيفی وجوه حاصل از عمليات را در مقابل ساير معيار های معروف عملکرد شرکت يعنی سود هر سهم ، سود قبل از کسر ماليات را ارئه نمود.وينسنت با استفاده از داده های سالانه ۱۸۱ شرکت ملکی دريافت که وجوه حاصل از عمليات هر سهم و نه سود هر سهم با بازده سهام رابطه معنی داری دارد .
فايلدز و همکاران در ۱۹۹۸ سودمندی وجوه حاصل از عمليات و سود خالص را بر اساس اصول پذيرفته شده حسابداری را با استفاده از گردآوری دستی اطلاعات وجوه حاصل از عمليات برای ۲۰۱ مشاهده در دوره زمانی ۱۹۹۱-۱۹۹۵ مقايسه نمود و دريافت که وجوه حاصل از عمليات يکساله و جريان های نقدی عملياتی بهتر پيش بينی ميکند و اينکه سود خالص بر اساس اصول پذيرفته شده حسابداری انحراف معنی داری نسبت به سود خالص يکساله را تشريح ميکند. و با اين وجود، وجوه حاصل از عمليات و سود خالص در دوره های توصيفی تفاوتی ندارند.
با در نظر گرفتن همه موارد فوق در مطالعات قبلی ما بااستفاده از دو مدل بازده و قيمت رابطه بين هزينه استهلاک و استهلاک انباشته با بازده غير عادی سهام و قيمت سهام را بررسی خواهيم کرد.
اهداف تحقيق:

بطور کلی ما دراين تحقيق به بررسی جايگاه و محتوای اطلاعاتی هزينه های استهلاک و استهلاک انباشته ميپردازيم . که در اين راستا ارتباط هزينه استهلاک و استهلاک انباشته را با بازده غير عادی سهام و قيمت سهام به وسيله دو مدل بازده و قيمت مورد بررسی و ارزيابی قرار خواهيم داد که مقصد از اين بررسی ها تغيير ديدگاه ها نسبت به استهلاک و محتوای اطلاعاتی استهلاک می باشد، که در نتيجه موجب غنی سازی ادبيات حسابداری و مالی از لحاظ مربوط بودن استهلاک و محتوای اطلاعاتی آن در بازار سرمايه ميشود.
فرضيه های تحقيق:
۱- بين بازده غير عادی سهام و هزينه استهلاک رابطه ای وجود ندارد.
۲- بين قيمت سهام و استهلاک انباشته رابطه ای وجود ندارد.