بررسی مدیریت بلایا در ۵ کشور و ایران

مقدمه
مديريت بلايا در كشورهاي:
۱- كانادا
۲- ژاپن
۳- هند
۴- امريكا
۵- تركيه
۶- پاكستان
۷- ايران

مقدمه
پژوهشگر در اين فصل به مطالعه تطبيقي مديريت بلايا در كشورهاي امريكا، كانادا، ژاپن، تركيه، هند، پاكستاان و ايران پرداخته و مطالب مرتبط با مديريت بلايا در كشورهاي مذكور را در قالب برنامه ريزي، سازماندهي، ساختار، آموزش نيروي انساني مطرح ساخته است.
در شروع بررسي هر كشور اطلاعات پايه اي در مورد كشور مورد مطالعه تحت عنوان مقدمه ذكر گرديده و به منظور تنوير ذهن خواننده اطلاعات جامعي در مورد آن كشور تحت عنوان كليات كه به نحوي با مديريت بلايا مرتبط است ارائه گرديده است تا خواننده و مخاطب يك تصوير كلي از كشور مورد مطالعه داشته باشد. اشاره به سابقه تاريخي بلايا در كشور مورد مطالعه از ديگر مواردي است كه در اين فصل به آن پرداخته شده است.

ذكر آمار تلفات و خسارات وارده به هر كشور ناشي از بلاياي مختلف در قالب جداول و تشريح موارد از منظر پژوهشگر دور بند ده و در اين فصل آورده شده است.
جايگاه قانوني مديريت بلايا در نظام قانوني كشورها و پرداختن به بيشينه آن از موارد ضروري ديگر بود كه پژوهشگر در اين فصل به آن اشاره نموده است.
تشريح مراتب مديريت بلايا در هر كشور در قالب چرخه مديريت بلايا سه تفكيك در ذيل هر يك از كشور تصريحاً ؟؟ نظر پژوهشگر در اين فصل قرار گرفت. ذكر تجارب مديريتي كشورها در بلايايي كه بازتاب جهاني داشته است در اين فصل با هدف استفاده از تجارب ديگران نيز از مواردي بوده كه مذكور گرديده است.

شايان ذكر است كه تعدد وقوع بلاياي خاصي در هر كشور هسته مركزي فعاليت هاي مديريت بلايا را شكل داده و روند تلاش هاي مديريت بلايا در آن كشور حول محور آن بلاي خاصي كه كشور ياد شده بيشتر با آن مواجه است دور ؟؟ هر چند برنامه ريزي، سازماندهي، هماهنگي و ايجاد ساختار براي مقابله با آن بلاي خاصي با مديريت ساير ؟؟ ديگر مانعه الجمع نمي باشد.
ذكر ساير موارد و مسائل مرتبط با مديريت بلايا كه مي تواند در دستيابي به يك الگوي جامع الاطراف به ايران مفيد باشد در اين فصل از منظر پژوهشگر دور نمانده است.

فهرست مطالب مديريت بلايا در كانادا
۱- پيش درآمد
يك – كليات
۲- بلايايي كه بر جامعه كانادا تأثير گذارند
۳- زمينه مخاطرات و بلاياي طبيعي در كانادا
۴- مدل كلي مديريت بلايا در كانادا
۵- استراتژي تخفيف و كاهش اثرات بلايا در كانادا
۶- مرحله تعديل بلايا در كانادا
۷- تعديل ساختاري
۸- تعديل غيرساختاري

۹- جدول اصول و رهنمودهاي استراتژي ملي تعديل بلايا در كانادا
۱۰- حمايت از زير ساخت هاي مديريت بلايا در كانادا
۱۱- سازماندهي مديريت بلايا در كانادا
۱۲- راهبردهاي اسامي در مديريت بلاياي كانادا، تخليه، بهداشت، رهبري
۱۳- هماهنگي در مديريت بلاياي كانادا
۱۴- سيستم هاي مواجهه با بلايا در كانادا

۱۵- اصولي كه در مديريت بلاياي كانادا رعايت مي شود
۱۶- انواع سيستم هاي مديريت بلايا در كانادا
۱۷- سيستم ICS
18- عملكردهاي بنيادي سيستم ICS
19- الگوي مديريت بلايا در كانادا
۲۰- سيستم بر ليتيش كلمبيا bc

۲۱- هماهنگي در سطوح وقوع بلايا
۲۲- سطح محل حادثه – سطح پشتيباني محل حادثه – هماهنگي در سطح محل – استاني
۲۳- سطح هماهنگي مركز استاني
۲۴- ساختار و الگوي مديريت بلاياي كانادا بر اساس مدل BCERms
25- نحوه مديريت محلي بلايا در كانادا
۲۶- سازماندهي و مسئوليت ها و نفش سيستم EOC

۲۷- شكل جريان ارتباطات در ESM
28- ارزيابي تكنولوژي در مديريت بلاياي كانادا
۲۹- شكل اركان دوگانه CT
30- وظايف CTA
31- برنامه ريزي مدل منسجم مديريت بلايا در كانادا
۳۲- شكل چرخه مديريت بلايا در كانادا
۳۳- الگوي مديريت منسجم بلايا با رويكرد استراتژيك در مديريت بلاياي كانادا

۳۴- كنترل و ارزشيابي بلايا در مديريت بلاياي كانادا
۳۵- آموزش نيروي انساني در مديريت بلاياي كانادا
۳۶- فرآيند آمادگي در مديريت بلاياي كانادا
۳۷- نحوه پاسخگويي مديريت بلايا به سؤالات مردم ناشي از ؟؟ تكنيكي
۳۸- بنگاهها و سازمانهايي كه در هنگام طرح مديريت بلايا مشاركت دارند. بخش محلي، دپارتمان استاني، دپارتمان مركزي ديگر بنگاهها

۳۹- نقش و برنامه ريزي ارتباطات در مديريت بلاياي كانادا
۴۰- معيارهاي آسيب پذيري در مقابله با بلايا در كانادا، معيار انسجام جامعه، معيار روانشناسي و فيزيولوژيكي
۴۱- اصول كلي مد نظر وزارت بهداشت كانادا در مقابله بلايا
۴۲- تعامل مديريت بلاياي كانادا با كشورهاي همجوار شامل جلسات طرح ريزي، هيئت هاي بين المللي و توافقات مكتوب
۴۳- مديريت بلاياي كانادا در يك نگاه

اول مديريت بلايا در كانادا:
يك پيش درآمد
نام رسمي: كانادا
نام محلي: Canada
پايتخت: اوتاوا
تاريخ استقلال از انگلستان: ۱/۷/۱۸۶۷

روز ملي: اول ژوئيه (روز استقلال)
نوع حكومت: زمانداري كل
رئيس حكومت: زماندار كل
رئيس دولت: نخست وزير

مجلس عوام: با ۳۰۱ عضو به مدت ۵ سال
مجلس سنا: با ۱۱۲ عضو انقلابي
مساحت: ۹۹۸۴۶۷۰ كيلومتر مربع (دومين كشور جهان)
بلاياي طبيعي: توفان هاي شديد يخي، بارش باران هاي شديد و برف

جمعيت: ۳۳۰۹۸۹۳۲
نرخ رشد جمعيت: ۸۸/۰%
نرخ تولد در ۱۰۰۰ نفر: ۷۸/۱۰
نرخ مرگ و مير كلي در ۱۰۰۰ نفر ۸/۷
اميد به زندگي كلي: ۲۲/۸۰

اميد به زندگي مردان: ۸۶/۷۶
اميد به زندگي زنان: ۷۴/۸۳
زبان: ۳/۵۹% انگليسي، ۲/۳۲% خراف، ۵/۱۷% ساير زبان ها
نرخ باسوادي: ۹۹%
https://www.Cia.gov/cia/pubLications/factbook/goos/Ca.htmL)p.2 وب۱۰۹

Goos/ca.htmL)p.q-5
سرانه توليد ناخالص داخلي: ۳۳۹۰۰ دلار
رتبه شاخص توسعه انساني در ۱۹۵ كشور ۳

دو: كليات:
كشور كانادا سرزميني با وسعت زياد و منابع طبيعي غني كه در سال ۱۸۶۷ به عنوان يك كشور مستقل اعلام استقلال كرد ولي روابط خود را با كشور انگلستان خفظ نمود. به جهت اقتصادي و تكنولوژيكي اين كشور موازي با امريكا رشد كرده است و همسايه جنوبي امريكا در يك مرز مستحكم است.

بزرگترين شكل سياسي كانادا مواجه شدن با تقاضاي عمومي براي بهبود كيفيت در مراقبت بهداشتي و خدمات آموزشي بعد از يك دهه محروميت از بودجه است.
https://www.Cia.gov/cia/pubLications/factbook/goos/Ca.htmL)p.2 وب۱۰۹
كانادا كشوري آسيب پذير در برابر سطح وسيعي از حوادث طبيعي و وقايع انساني است.
تجربه هاي اخير در رابطه با حوادث طبيعي اثبات كرده است كه نيازهاي زيادي بايد بررسي حفظ كانادا در برابر فشار سوانح در آينده برطرف شود.

دولت كانادا در بخش امنيت عمومي و آمادگي اورژانس كانادا همفكري هدايت شده اي را با ايالت و سرزمين ها و بانك دارها داشته، اين امر براي هدف گزاري استراتژي توسعه كاهش سوانح ملت در بالا بردن ظرفيت مردم كانادا براي جلوگيري از سوانح قبل از اتفاق و رفع ناتواني گروههاي آسيب پذير مفيد است.

(Hwacha,2005,p.5)
سه- بلايايي كه بر جامعه كانادا تأثير گذارند:
– طوفان شديد (رعد و برق، باران شديد، تگرگ)
– بادهاي شديد
– گردباد
– سرماي شديد

– بوران (برف شديد- بادهاي شديد برفي)
– طوفان يخي
– سيل رودخانه اي (سيل هاي بهاري، سيل هاي ناگهاني، سيل هاي يخي)
– سيل هاي سطحي
– حوادث خطرناك (انفجار – آتش سوزي)

– تصادفات وسايل نقليه عمومي (جاده اي – ريلي، هوايي)
– انفجار خط لوله
– شيوع و رواج بيماريهاي همه گير
– آلودگي آب

– آتش سوزي مهيب (دود – برخوردهاي شهري)
– آتش سوزي (خانگي- همسايه)
– حوادث خدمات رفاهي (آب – گاز- برق)
– تروريسم
– عدم وجود آسايش داخلي (شورش هاي غيره)

– جراحات ناشي از تصادفات
– اغتشاش نيروي كار
– آوارها (Main to ba Health ??? , 2002, PP,,20)
چهار- زمينه مخاطرات و بلاياي طبيعي در كانادا: رده بندي وسيع كانادا، آب و هواي متنوع و جغرافيايي گوناگون باعث شده كه كانادا در معرض خطرات طبيعي بسياري قرار گيرد.

مشخصه هاي زمين شناختي غرب كانادا اين مكان را مستعد ريزش صخره ها، بهمن ها و زمين لرزه ها كرده است. تقريباً ۱۵۰۰ زمين لرزه هر ساله در كانادا با خطر و ريسك در شهرهاي اصلي در سواحل غربي، مونترال و ساير نواحي گزارش شده است. تقريباً ۸۰% از سوانح كانادا به خاطر آب و هوا و خطرات مربوط به آنها مثل گردباد، تندباد، طوفان، تگرگ، كولاك، امواج خروشان و يخبندان ها و سيل ها است.

طوفان تگرگ و ۸۰% از گردوباد تا هر ساله در شمال آنتاريو و شمال شرق كبك در فلات استان هاي مانيتوباد آلبرتا گزارش شده است.
سواحل آتلانتيك كانادا مستعد گردباد و موج هاي عظيم و طوفان هاي زمستاني شديد است كه به طور مكرر در عرض قسمت هاي مختلف كشور اتفاق افتاده است. در تابستان دماي بالا و رطوبت كم اغلب شرايط مساعد را به روي آتش سوزي هاي شديد فراهم مي آورد كه به طور نمونه مي توان از زيستگاههاي كنار شهر در فلات بريتيش كولومبيا و كبك نام برد.
سيل ها به طور مكرر در كانادا اتفاق مي افتد و تكرار زياد اين سانحه طبيعي، ايالات و سرزمين ها را در آنتاريو، كبك و ساير نواحي تحت تأثير قرار داده است.

چيزي كه كانادا را آسيب پذير ساخته تمركز جمعيت در مناطق خطرپذير است. جمعيت كانادا در ۲۵ منطقه آماري متمركز شده است و بعضي از اين مناطق در قسمت هايي قرار گرفته اند كه از نظر زمين شناسي فعالند و بر روي فلات هاي كنار سواحل يا حوزه هاي رودخانه اي كه جزء مناطق پرخطرند قرار دارد. (Hwacha,2005,P.5)
به طور مثال ونكور با۱/۲ ميليون جمعيت شهري با خطر زمين لرزه، لرزه هاي دريايي و سيل و بالا آمدن سطح دريا مواجه است.

وجود و بروز سيل و رمانيتوبا، بريتيش كلمبيا، نيوفاندلند و پيدايش گردبادهاي مخرب و طوفان و تگرگ در مانيتوبا و آلبرتا و بروز آتش سوزي هاي مهيب در آنتاريو و آلبرتا و نواحي مشابه و همچنين بروز گردبادهاي مهيب گوياي اين مطلب است كه ضرورت پرداختن دولت كانادا به مديريت بلايا بيش از هر زمان ديگري ضرورت مي نمايد. به طور متوسط در سال حداقل يك سانحه جغرافيايي و بيش از ۱۲ سانحه مربوط به آب و هوا در سال اتفاق مي افتد.
اين روند رو به افزايش نيازمند تمركز بر روي كاهش اثرات بلايا و حفظ اقتصاد و دارايي هاي كانادا بوده تا از مجراي سياست گزاري در كاهش بلايا ايمن جامعه را حفظ نمايند. (Hwacha , 2005 , P.7)

پنج- مدل كلي مديريت بلايا در كانادا: مدل مديريت بلايا در كانادا بر مبناي يك چرخه چهار مرحله اي متشكل از تخفيف اثرات، آمادگي، ارايه واكنش و بازگشت به حالت عادي فراهم آمده است.
تلاش زيادي براي ارايه بهترين و صريح ترين تعريف بعمل آمده است اما توافق اندكي در اين زمينه بر اثر قوانين حاكمه دست اندركاران قضيه حاصل شده است.
معمولاً تخفيف اثرات به عنوان اقدام از قبل طراحي شده اي تعريف مي شود كه منجر به كاهش خطر و ضرر و زيان هاي پيش آمده مي گردد.

در كانادا تخفيف اثرات بلايا به عنوان رويكردي پيشگيرانه براي كنترل مخاطرات مورد استفاده قرار مي گيرد و تخفيف اثرات همواره به عنوان پلي ميان بازگشت و آمادگي عمل نموده و به عنوان بخش از آموزش هاي اجتماعي پس از وقوع بلايا مورد استفاده قرار ميگرد و امكان دارد پس از وقوع بلا نيز در قالب ابزاري براي كاهش خطرات پيش بيني شده بكار رود.

شكل شماره – مدل چهار مرحله اي مديريت بلايا در كانادا
آمادگي كاهش اثرات بلايا (تعديل)
ارائه عكس العمل يا پاسخ بازگشت يا بهبود
در نظام مديريت بلاياي كانادا، تخفيف اثرات بلايا را بخشي از ساير فرآيندهاي سازنده اجتماعي مي دانند كه در نهايت با تحول جامعه عجين گرديده و به سمت ساخت اوضاع ايمن و پايدار هدايت مي شود. (Gordos 2003 , P10)

شش- استراتژي تخفيف اثرات بلايا در كانادا: كل رويكرد كانادا نسبت به مديريت بلايا در طول زنجيره اي بي سابقه از بلاياي طبيعي بين سالهاي ۱۹۹۶ و ۱۹۹۷ و توفان يخ در شرق كانادا در سال ۱۹۹۸ بود.
با توجه به هزينه رو به رشد پرداخت بيمه در اثر اين وقايع آب و هوايي شديد اخيراً و با توجه به تهديد نگران كننده به وقوع زلزله در سواحل غربي و شرقي، دفتر بيمه كانادا با همكاري دانشگاه اونتاريوي غربي و سايرين برانگيخته شدند تا انستيتوي كاهش ضرر و زيان هاي فاجعه آميز(ICLR) را تأسيس نمايند.

ICLR به عنوان يك مؤسسه قانوني، راههاي تقليل هزينه هاي ناشي از وقوع بلاياي طبيعي در كانادا را مورد بررسي قرار دهد.
در پاييز سال ۱۹۹۸ ICLR با همكاري واحد آمادگي در هنگام بحران كانادا(EPC) يك رويكرد ملي براي كاهش تأثير بلاياي طبيعي در نظر گرفتند و حاليه EPC سازمان حمايت و مقابله در مقابل بلايا ناميده مي شود. (ociPEP)

اهداف اوليه اين برنامه ريزي عبارتست از تغيير رويكرد كانادا نسبت به مديريت بلايا با جايگزين كردن تأكيد بيشتر بر تلاشهاي پايدار در كاهش خطرات بلندمدت.
اين مسئله منجر به تغييري مهم در استراتژي مي گردد و آنرا از سياست عكس العمل محور به سياست فعال تغيير مي دهد كه هدف آن ساخت چيزي است كه iCLR آنرا جوامع ترميم پذير ناميده است.

در اين دوره در پي مجموعه اي از كارگاههايي كه در سرتاسر كشور با گروههاي مختلفي از شركت كنندگان برگزار شد استراتژي تخفيف اثرات بلاياي ملي شكل گرفت.
هم چنين اين استراتژي به طور غير مستقيم از طريق يك زير كميته مجلس سنا در سال ۱۹۹۹ كمك دريافت كرد.
اين زير كميته در مورد آمادگي در مقابل بلايا در كانادا فعاليت مي كرد تا پيشنهاد اين را در خصوص كاهش تأثير بلا بر اقتصاد كانادا فراهم آورد و اين امر در مجلس سنا در سال ۲۰۰۰ در كميته بودجه ملي مطرح شد.

در عوض آژانس مديريت بلاي ايالت متحده FEMA از اواسط دهه ۱۹۹۰ در حال ترويج استراتژي تخفيف اثرات ملي خود است و مدلي را نيز براي كانادايي ها در سال ۱۹۹۶ پيشنهاد كرد.
موضوع تخفيف مسئله اصلي دهه بين المللي سازمان ملل براي كاهش بلاياي طبيعي بود (IDNDR) كه در سال ۱۹۹۹ برپا شد و هدف آن كاهش آسيب هاي وارده به جان و مال مردم و مشسكلات اجتماعي و اقتصادي توسط بلاياي طبيعي بود.

نقش سازمان ملل در اين كوشش موجب ارتقاي نماي تخفيف در بين جوامع دنيا گرديد و زمينه اي براي نوآوري هاي كانادايي ها فراهم نمود كه بوسيله اعضاي كميته مشاركت كانادا در IDNDR مورد حمايت قرار گرفت.
به طور خلاصه انگيزه ابتدايي براي يك استراتژي تخفيف اثرات بلاياي ملي مستقل از ضرروزيان هايي ريشه مي گيرد كه در سال ۱۹۹۸ در اثر طوفان – يخ ايجاد شدند و به صورت غير مستقيم ناشي از تأثير جوامع بين المللي همچون ايالات متحده و نيز دهه بين المللي سازمان ملل متحد براي كاهش بلاياي طبيعي است.

هزينه بلاياي مربوطه به آب و هوا در كانادا به سرعت در طي دو دهه گذشت افزايش يافته است و به نظر مي رسد چهار فاكتور در افزايش آسيب پذيري جامعه كانادا تأثير داشته اند.
ضرر و زيان هاي بالقوه آن در اثر وقوع بلايا شامل مرگ و ميز و از دست رفتن سرمايه بوده و از آن مهمتر تأثيرات ثانويه آن در اثر آسيب به توليد و رقابت صنعتي، هزينه هاي فراوان مربوط به مرحله بازگشت، مشكل فردي پيش بيني نشده و تأثيرات جانبي آن است.(Gordon , 2003 . P7-90)
مسئله مهم اين است كه اين ضرر و زيان ها مي توانند با اجراي يك برنامه پايدار در مورد كاهش خطر، كاسته شوند.

آنچه در كانادا در اين خصوص مورد عمل است اين است كه به مسئله استراتژي و برنامه ريزي براي تخفيف بلايا ممزوج كردن آن در امور فعاليت روزانه است.
ICLR سعي بر اين دارد كه بايد آنرا در قالب مجموعه اي از هنجارهاي فرهنگي يعني فرهنگ تخفيف محور به عنوان يك رويكرد روشنگرانه براي ساخت و حفظ جامعه بشري توجه داد و سعي بر اين دارند كه استراتژي تخفيف به داخل فعاليت جاري سازمان ها وارد شود.

ضرورت همكاري ما بين سنجش دولتي و بخش خصوصي در سرمايه گذاري و اجراي استراتژي تخفيف بلايا امري اجتناب ناپذير بوده و جامعه محلي مناسب ترين جايگاه براي انجام پروژه هاي تخفيف قلمداد مي شود. (Gordon , 2003 , PP.15-18)

الف- مرحله تعديل بلايا در كانادا:
اجراي فرآيند تعديل موجب كاهش ريسك بلا در جامعه مي شود و تعديل عبارتست از فعاليت هايي كه به منظور كاهش يا از بين بردن ريسك خطرات بر جوامع آسيب پذير مي گردد.
فعاليت هاي تعديل بوسيله ريسك بالقوه خطرات تا يك مخاطره قريب الوقوع تقويت مي شود. فعاليت هايي كه در جهت محدود كردن تأثيرات مخرب صورت مي گيرد بيشتر به فرآيندهاي آمادگي و پاسخگويي مربوط مي شود.

تعديل در مراحل ابتدايي به جلوگيري از رفتار متقابل مخرب ميان وقايع فوق العاده و جوامع آسيب پذير مي پردازد.
در كانادا مسئوليت فرآيند تعديل كه به از بين بردن و يا كاهش ريسك خطرات در جوامع آسيب پذير مي پردازد به دو صورت انفرادي و جمعي در جامعه تقسيم مي شود و تصميم گيري در مورد تعديل يك خطر به فرآيند مديريت ريسك منتهي مي شود.

در تقسيم فرآيند تعديل بين فرد و جامعه در كانادا به اين صورت است كه هر فرد و هر سازمان در جامعه نقشي را در فر‌آيند تعديل ايفا مي كند و در كل همه اعضاء جامعه بايد از فعاليت هاي تعديل تشويق و پشتيباني نمايند و بخش بهداشت در زمينه تعديل دو كاركرد اصلي زير را ارائه مي دهد:
– كاهش مستقيم ريسك قابليت ها و طرحها

– سعي در كاهش مقياس ريسك در جامعه
بخش بهداشت در جامعه كانادا مسئوليت بارزي در حفاظت از قابليت ها و گروه مراجعين در ميزان مقياس تعديل دارا مي باشد.
قابليت هاي مراقبت هاي بهداشتي از مراجعين مراقبت مي نمايد و در زماني كه حفظ قابليت ها نيازمند خدماتي هست، به آنها خدمت ارائه مي دهد.
بخش بهداشت در كانادا در مسئوليت جامعه و در پشتيباني از مقياس هاي حذف يا كاهش ريسك بالاي، جمعيت سهيم است. به عنوان مثال بيماران بستري در منزل كه بيشتر در مقابل اثرات خطرات تخصصي آسيب پذيرند به شناسايي آسيب پذيري بيماران و جامعه مي پردازد.
فعاليت هاي زير در مديريت بلاياي كانادا به منظور كمك در تأثير گذارتر كردن و بادوام تر كردن فعاليت هاي تعديل اتخاذ مي شوند.

– حفاظت و حفظ كيفيت محيط
– انعطاف پذيري سريعتر عملي و مسئوليت مقابله با بلايا
– درك اين نكته كه داشتن اقتصاد بادوامتر و فعال، مهم و باارزش است
– شناخت و تضمين عدالت درون نسلي و برون نسلي
– اجراي يك اقدام توافقي كه از داخل محل شروع مي شود.
ب- تعديل ساختاري: در كانادا تكنيك هاي ساختاري به مقياس هاي فيزيكي در جهت كاهش از بين بردن ريسك ها گفته مي شود. به عنوان مثال براي انجام فعاليت تعديل در حريق جنگل ها اقدامات تعديلي ساختاري زير انجام مي پذيرد.

– بازسازي جنگل ها با فضاهاي آتش گيري كمتر
– طرحهاي مديريت جنگل به منظور محدود كردن استخراج سوخت
– جلوگيري از آتش سوزي در جنگل يا در جهت عدم انتشار آتش سوزي
– اصول ساختمان سازي شامل مواد مقاوم در مقابل آتش
– طرحهاي استفاده از زمين براي مناطق با ريسك بالا
– سيستم هاي اطفاء حريق
– اصول سركوب آتش

– محدودتر كردن دسترسي به جنگل ها حين دوره هاي افزودني خطر
ب- تعديل غير ساختاري: اين نوع تعديل كه شامل فعاليت هاي مديريتي مي شود مي تواند يك جامعه را آسيب پذير و يا برعكس مستحكم نمايد.

(maintoba Health disaster management, 2002 ,PP26-27)
مشاركت ميان دولت و بخش خصوصي در كانادا سرمايه گذاري براي تعديل را مورد توجه قرار داده است و مردم محلي را بهترين تكان براي پذيرش اجراي پروژه هاي تعديل مورد توجه قرار داده است. انعطاف پذيري در فعاليت ها و شيوه ها در مقابل شرايط منطقه اي گوناگون كه در كانادا وجود دارد يك ضرورت بنظر مي رسد.

برگزاري دوره هاي آموزشي و آگاهي مردم از خطرات با انجام تحقيقات كاربردي به منظور شناخت و درك بهتر خطرات به عنوان اصول بنيادي در پي اشاعه فرهنگ تعديل كه در نهايت از يك استراتژي پايدار تعديل حمايت مي كند.
حمايت هاي مالي مربوط به قبل از بروز بحران در راستاي اجراي تحقيقات كاربردي با هدف تعيين اولويت ها در جوامع كانادا صورت مي پذيرد.
حمايت هاي مالي پس از بروز بحران با ارزشيابي هايي كه در طول مرحله بهبود صورت مي پذيرد شكل مي گيرد.

ICLR توصيه نموده است كه بودجه بندي طرح هاي تعديل مربوط به قبل از بروز بحران ساليانه ۱۰۰ تا ۱۵۰ ميليون دلار با همكاري دولت فدرال و دولت هاي ايالتي در نظر گرفته شود.
پولي كه از اين بودجه استخراج مي گردد به منظور حمايت از پروژه هاي عملياتي تعديل است. كه در برنامه هاي قبل شهرداري منظور گرديده است.

ICLR توصيه كرده است كه بودجه بندي طرح هاي تعديل مربوط به قبل از بروز بحران ساليانه ۱۰۰ تا ۱۵۰ ميليون دلار با همكاري دولت فدرال و دولت هاي ايالتي در نظر گرفته شود.
پولي كه از اين بودجه استخراج مي گردد به منظور حمايت از پروژه هاي عملياتي تعديل است كه در برنامه هاي قبلي شهرداري ها منظور گرديده است.
ICLR توصيه كرده است تا دولت كانادا از الگوي ايالت متحده امريكا پيروي كند و بودجه مربوط به دوره قبل از بروز بحران را تا ۱۵% افزايش دهد.

در عين حال اين استراتژي خواهان همكاري و شركت بخش خصوصي در برنامه هاي تعديل بوده و در جستجوي روش ها و راهنمايي هايي است كه بتواند جامعه غير دولتي را به منظور حمايت مالي در ارتباط با پروژه هاي دولتي ترغيب نمايد. سازمان حمايت از مقابله در مقابل بلاياي دولت كانادا توسعه يك استراتژي تخفيف اثرات بلاياي ملي را با درگيري تمامي سطوح دولت جدول شماره اصول و رهنمودهاي استراتژي ملي تعديل بلايا در كانادا وذي نفعان غير دولتي و بخش خصوصي در سال ۲۰۰۱ اعلام كرده است.

مكانيزم اجرا- منابع در دسترس اصل مشاركت سرمايه گذاري بر اساس مشاركت اهداف عمده برنامه پايدار عملياتي
تعديل در سطح ملي مشاركت- استانداردها اقدام بر اساس مشاركت تداوم در روش و اجرا
نوگرايي و رهبري در زمينه هاي مختلف انعطاف پذيري در سطح ملي توسعه فرآيند تعديل از تعادل اطلاعاتي در زمينه هاي مختلف
دبيرخانه تعديل ملي – صنايع – جلسات افزايش آگاهي و ترويج آموزش ارزشيابي بهترين فعاليت
بازبيني شيوه اجرا حركت بر اساس چارچوب ؟؟؟ كنوني چارچوب تخصيص منطقي منابع

(Gordon , 2003 , PP 18-19)

هدف اوليه توصيف برنامه پايدار عملياتي بر اساس افكار جمعي است كه نيازمند منابع مورد نياز است به نحوي كه زير ساخت مخابرات بتواند در كاهش ميزان خطر ايجاد تحول نمايد.
هدف دوم همانا تداوم در روش و اجراست، تضمين اجرا در سطح ملي در گرو اعمال و اجراي استانداردهاي مبنا جهت حمايت فعاليت هاي مربوط به تعديل بحران است و تداوم انطباق با شرايط محلي به همكاري متناسب ميان دولت و بخش خصوصي بستگي خواهد داشت.

سياست دولت فدرال در قبال سيستم هاي مخابراتي در شرايط اضطراري در يك اقدام با گرايش فرآيند پاسخگويي شكل گرفته است و از تداوم فعاليت هاي دولتي حمايت نموده، همانطوري كه درمسئوليت هاي وزارت صنايع كانادا لحاظ شده كه اين مسئوليت ها به شرح زير است.
– ارائه طريق و همكاري با بخش هاي مختلف دولتي

– ارائه تسهيلات لازم مخابراتي جهت مجهز ساختن دپارتمان هاي وابسته به دولت به همان شكلي كه در عمليات پاسخگويي نه شرايط اضطراري مورد نياز است
– همآرايي و اداره برنامه به منظور تضمين دسترسي به مخابرات با هدف حمايت از مسئولين، سيستم هاي هشدار دهنده و پاسخگويي به نيازهاي فدرال براي تداوم حاكميت در زمان هايي است كه سيستم ها هم پوشاني پيدا مي كنند.

هر گونه اختلال در خدمات مخابراتي محلي در نتيجه وقوع يك زلزله شديد، آب و هواي بسيار بد، حوادث در محل كار و اقدامات تروريستي مي تواند به سرعت در سراسر كانادا و در ناحيه امريكاي شمالي توسعه يافته و بحران هاي ثانويه را در زمينه هاي اجتماعي و اقتصادي بوجود آورد. (Gordon , 2003 , P.22)
هفت- حمايت از زير ساخت هاي مديريت بلايا در كانادا: اين حوزه چيزي را شامل مي شود كه در ايالات متحده امنيت ملي و آمادگي در مقابل بحران نام دارد و در كانادا به عنوان اداره صنعت مخابرات در هنگام بلايا ناميده مي شود.

تمركز اين حوزه اساساً بر تداوم اداره اوضاع، در پي وقوع يك بلا است. اين رويكرد نسبت به مخابرات در زمان بلايا از روند ابتكارات دفاعي استراتژيك است كه در طي جنگ سرد انجام شده است و اخيراً جنگ بر عليه تروريسم ناميده ميشود.
تحقيق هاي انجام شده در زمينه حمايت از زير ساخت هاي بلايا تمايل به تمركز بر تأثيرات تكنولوژي هاي در حال ظهورداشتند كه بر توانايي هاي آمادگي و پاسخگويي دولت مؤثر بودند.

دولت كانادا، رهبري در اين حوزه را از ايالات متحده اخذ كرده و در اين كشور تعدادي از سازمان ها، تحقيقات مربوط به مخابرات در زمان بحران را بر اساس حفاظت از زيربناي بحراني هدايت نمودند. (Gordon , 2003 , PP20-27)
هشت- سازماندهي مديريت بلايا در كانادا: در موارد خطرآفرين مديريت شركت يا مالك آن مسئوليت مد يريت بلايا را برعهده دارد،اين بدان معنا است كه مدير مسئول بخش فني بلايا بوده و از كارشناسان بخش خصوصي يا دولتي كمك مي گيرد و شهرداري نيز از مردمي كه آسيب ديده اند مراقبت مي نمايد مثل تخليه از محيط آسيب ديده.

در بسياري موارد از آنجا كه منابع مالي كافي براي پرداخت هزينه هاي ناشي از وقوع بلايا وجود ندارد، شهرداري مسئوليت كار را بر عهده گرفته و بطور مستقيم از سطح ايالتي كمك درخواست مي كند.
در صورتيكه بحران در ارتباط با مواد خطرآفرين به وقوع پيوسته باشد، پاسخ CDMS (سيستم مديريت بلاياي كانادا) بر اساس آگاهي از محصولات در منطقه كه در مورد آنها ريسك ارتباطات در اولويت قرار دارد استوار خواهد بود.

در قوانين كانادا بجز در موارد قوانين مربوط به محيط زيست موارد خاصي مشاهده نمي شود.
معذالك در كانادا قانوني قابل مقايسه با قانون مشابه به امريكا مشاهده نمي شود، اخيرا ً لايحه جديدي توسط دولت ايالت كبك پيشنهاد گرديده است. بر اساس لايحه جديد كليه صاحبان مشاغل بايد از خطراتي كه متحمل است جامعه را مورد تهديد قرار دهند، اطلاعات كافي در اختيار نيروهاي مربوط به مقابله با بلايا قرار دهند.

در پي اين برنامه شهرداري و مقامات منطقه مجبور خواهند بود طرح هاي مديريتي مربوط به اينگونه خطرات را تهيه و مردم را نيز از آنها مطلع نمايند.
هر چند در لايحه مذكور مسئول اصلي و واقعي مشخص نشده بود كه آيا صاحب شغل مسئول است يا نهاد يا سيستم مديريت بلا.
با اين وجود دولت كانادا توانسته در فرآيند موفقيت آميز دواطلبانه در خصوص ارتباطات ريسك در جوامعي كه درگير بحران مواد خطرآفرين شده اند سربلند بيرون آيد.

به عنوان مثال در مونترآل شرقي نمايندگان صنايع و سه دايره دولتي در حال حاضر سعي مي كنند با شهروندان محلي و كارشناسان در زمينه درك خطراتي كه منطقه را مورد تهديد خود قرار ميدهند فعاليت نمايند.
اصولاً در هر جايي كه بلايا با مواد خطرآفرين پيوند بخورد شدت احتمال وقوع بلا بيش از بلايي است كه از جاري شدن سيل هاي ادواري و يا ساير موارد بوجود مي آيد. (Denis,2007 , PP796-204)

نه- راهبردهاي اساسي در مديريت بلاياي كانادا:
در مديريت بلاياي كانادا سه عنصر و مؤلفه راهبرد اساسي دارند كه عبارتند از:
تخليه، بهداشت، راهبري كه در زير به شرح آنها مي پردازم.
الف- تخليه: در صورتيكه مردم در تهديد جدي قرار بگيرند بطور همزمان تخليه تنها راه انتخاب پيش روي است و مسائل فني براحتي بر شمار افرادي كه تخليه مي شوند تأثيرگذار است و اگر تخليه به موقع انجام نشود مسائل تكنيكي و فني را تحت الشعاع قرار خواهد داد و به ريسك بيشتر تخليه پاسخگويان منتهي خواهد شد.

مسائل تكنيكي هم چنان مي تواند مدت زمان تخليه را تحت تأثير خود قرار دهد.
بنابراين مديريت بلايا در كانادا به تخليه و مؤلفه هاي تأثيرگذار در آن تأكيد داشته و در برنامه ريزي هاي خود آنرا ؟؟؟ نظر قرار مي دهد.
ب: بهداشت: در هر بحران اثرات مشكل فني موارد مربوط به بهداشت از همه بيشتر حياتي بوده و دچار بي ثباتي مي گردد و عاملي است كه بالاترين نگراني را در ميان اعضاء يك جامعه بوجود مي آورد.

ليكن اين موضوع را نبايد فراموش كرد كه اين نگراني در ميان نيروهاي پاسخگو نيز وجود دارد. بنابراين بهداشت يكي از عناصر اوليه اي است كه پاسخگويان به مشكلات تكنيكي آنها را در تصميمات خود اعمال مي كنند.
مديريت بلاياي كانادا در انتخاب تكنيك هاي مقابله با بلايا نسبت به تأثير مسائل بهداشتي و ملاحظات ايمن بر مديريت بلايا و بلعكس توجه كافي مبذول داشته است.
ب- رهبري: سومين راهبرد براي روابط ميان مشكلات تكنيكي و سياسي اجتماعي در مديريت بلايا توجه به اهميت رهبري و فرماندهي است. يعني اينكه مقام مسئول در مقابل مشكلات تكنيكي و آمادگي و پذيرش عواقب بلايا چگونه ظاهر مي شود.

بنابراين به منظور همآرايي در مديريت بلايا در كانادا در كليه بخش هاي مرتبط با بلايا به اهميت رهبري در مديريت بلايا پرداخته شده و در هر بخش مسئوليت ها معلوم شده است.
مثلاً در حوادث خارج شدن ترن از خطوط راه آهن مسئوليت به طور آشكار بر عهده شركت هاي خطوط راه آهن است. لذا اين كمپاني ها تضمين كننده خط رهبري بوده و از آغاز علاوه بر قبول مسئوليت در قبال مشكلات فني نتايج آنرا بر مشكلات، سياسي، اجتماعي نيز بر عهده گيرند.
بر اين اساس مالك تجهيزات مركز حادث مسئول هم هست و مسئوليت پاسخگويي و عواقب بحران را عهده دار است. (Denis , 2002 , PP. 205-207)

ده – هماهنگي در مديريت بلاياي كانادا: در سطح فدرال هماهنگي با ساير سطوح متفاوت است و بستگي به نوع بحران و ويژگي آن و تخصصي كه به آن ارتباط پيدا مي كند دارد.
اين الگو بر اساس ارائه خدمات در پي بروز بلا داراي ويژگي خاصي خود بوده و با مسئوليت دپارتمان هدايت كننده پياده خواهد شد.
حمايت هاي غير نظامي كه بر پايه آمادگي در مقابل شرايط اضطراري كانادا نام دارد با رياست وزير دفاع ملي در نقش هماهنگ كننده امور اجرايي منابع مورد نياز در سطح فدرال در صحنه مديريت بلا خواهد بود.

در ايالت كبك دولت ايالتي الگوي متفاوتي را براي هماهنگي پذيرفته است. متولي حفاظت از غير نظاميان كه بر عهده اداره امنيت غير نظامي و با رياست وزير امنيت عمومي است به عنوان يك هماهنگ كننده رسمي در هر نوع بحراني ايفاي نقش دارد.
در هر يك از شهرداري هاي هماهنگ كننده پيشاپيش توسط شوراي شهرداري انتخاب مي گردد.
اين فرد مي تواند حاكم شهر، رئيس آتش نشاني و يا يك افسر ارشد پليس باشد و يا هر دو نفر با هم باشند. هنگاميكه هر دو نفر به يك اداره تعلق داشته باشند اين الگوي نظري بيشتر به واقعيت نزديك خواهد بودع زيرا اين مسئولين قبل از بروز بلايا با هم تماس برقرار خواهند كرد و اين الگو مي تواند ارتباطات قانوني و در عين حال هماهنگ كننده اي را بوجود آورد. (Denis , 2007 , PP 190-197)

يازده- سيستم هاي مواجه با بلايا در كانادا:
در سطح شهري هميشه اين امر محدوده وسيعي از عوامل پاسخگو شامل رده هاي دولتي منابع صنعتي و سازمان هاي اجتماعي را در بر مي گيرد.
در كانادا مواجهه با بلايا مسئوليت مقامات برگزيده در سطح شهر است. مطابق قانون آنها موظفند تا براي مواجهه با بلايايي كه ممكن است جامعه آنها را متأثر كند آمادگي داشته باشند.

در ميان اين طيف وسيع نظارتي، عواملي از نظارت هاي مختلف مثل خدمات آتش نشاني، پليس، اورژانس پزشكي مقامات بهداشتي، متخصصين مواد خطرناك، اعضاي صنايع محلي و مقامات اجتماعي از دپارتمان هاي دولتي فدرال و استاني هم وجود دارند.
استثنائات نادر در اين قانون بلاياي با وسعت جغرافيايي وسيع كه جوامع زيادي را فرا مي گيرند و يا حوادث و بلايايي كه مناطق تحت نظارت استاني يا فدرال را متأثر مي كند.

ماهيت چند سازماني و چند نظارتي مواجهه با بلايا مستلزم همكاري ميان عوامل پاسخگو و هماهنگي فعاليت هاي آن ها در عملا بحران است. (وب ۱۷ ص ۱۰)
ماهيت چند كارگزاري پاسخگويي شهري مستلزم يك سيستم مديريت بلايا است كه از سيستم مديريتي برنامه ريزي شده براي تأمين نياز سازمان ها متفاوت است.

دوازده- اصولي كه در مديريت بلاياي كانادا رعايت مي شود:
الف: مواجهه مناسب با موقعيت هاي ويژه
ب: انعطاف پذيري و تطابق
پ: همكاري در سطح سازماني و صاحبان قدرت
ت: تحت حمايت بودن مقامات آستاني و فدرالي
ث: هماهنگي فعاليت هاي برنامه ريزي و مواجهه با بلايا
ج: تأكيد بر جريان و انتشار اطلاعات

الف: سيستم ICS: سيستم مديريت بلاياي كانادا با استفاده از تجربيات (fema) كه بدنبال آتش سوزي هاي سال ۱۹۷۰ كاليفرنياي جنوبي سيستم فرماندهي بحران را پي ريزي كرد كه قابل انطباق با سناريوهاي گوناگون از عملكردهاي روزمره گرفته تا بلاياي بزرگ كه نيازمند دخالت عوامل و ناظرين متعد مي باشد.

در ICS چهار نكته نهفته است، ساختار سازماني، اصول عملكردي مشترك واژه شناسي مشترك و صلاحيت پرسنل در واقع سيستم ICS يك ساختار سازماني است كه به دپارتمان هاي آتش نشاني كه با حوادث مقابله دارند اين امكان را مي دهد تا منابع خود و نيز منابع و كمك هاي كساني را كه براي كمك به آنها در محل حاضر مي شوند هماهنگ نمايند. اين سيستم براي بسط و انعقاد قراردادهايي مبتني بر نياز در دسترس بودن منابع طراحي مي شود.