چکیده

توسعه اقتصادی دیگر یک مقوله داخلی نیست و هیچ کشوری نمیتواند به تنهایی با اتکا به منابع و نیروهای درونی به توسعه دست یابد. بخش کشاورزی در اقتصاد ایران به لحاظ دارا بودن قابلیتها و ظرفیتهای بسیار زیاد تولید از اهمیت ویژهای برخوردار است. تکیه بر بخش کشاورزی و توسعه و گسترش صادرات این بخش میتواند زمینه مناسبی را برای حضور این کشور در بازارهای جهانی و استفاده از مزایای آن فراهم آورد. بیتردید، با توسعه کمی و کیفی صادرات غیر نفتی، کشور ایران از اتکا به صادرات محدودی از کالاهای سنتی و نفتی رهایی خواهد یافت با توجه به مطالعه مروری صورت گرفته در این مقاله ایران در بخش کشاورزی در فرایند الحاق به سازمان تجارت جهانی دارای مزیت نسبی است و محصولات باغی ایران در بازار جهانی قادر به رقابت با مشابه خارجی است اما به دلیل محدودیتها و موانع اساسی، از جمله نبود توسعه پایدار، کمبود سرمایهگذاری، عدم تعادل در رابطه مبادله بین بخشهای اقتصادی و انتقال کمکها و یارانههای مورد نیاز این بخش به بخشهای فاقد مزیت نسبی و … از ظرفیت موثر استفاده نمیشود بهطوریکه با رفع این موانع میتوان ظرفیتهای تولید را افزایش داد و گامی در جهت خوداتکایی و توسعه صادرات و حضور در بازارهای جهانی فراهم آورد.

واژههای کلیدی: مزیت نسبی، محصولات کشاورزی، تجارت جهانی، اقتصاد، توسعه، صادرات

۱

-۱ مقدمه

با توجه به گسترش اقتصاد در چند ساله اخیر و جهانی شدن اقتصاد، تجارت بینالملل و مزیت نسبی از مباحث مهمی است که ذهن بسیاری از اقتصاددانان را به خود معطوف نموده است. یکی از محورهای مهم اطلاعاتی در جهت برنامهریزی اقتصادی، بهویژه سرمایهگذاری در کشورهای در حال توسعه آگاهی از مزیتهای نسبی در تولید و تجارت خارجی بوده و تلاش در جهت بالفعل ساختن آنها به منظور موفقیت و حضور در عرصه رقابت بینالمللی امری ضروری به نظر میرسد. مسئله نظریه مزیت نسبی بر اساس نظریات تجارت بینالملل به اندازهای حائز اهمیت است که به عنوان زیربنای اصلی برقراری مبادلات بینالمللی معرفی شده است. تجربه بسیاری از کشورها ثابت کرده است که مزیت نسبی یک امتیاز همیشگی و پایدار نیست، بلکه پدیدهای پویاست که با گذشت زمان و با نوآوری و پیشرفت تکنولوژی متحول میشود. البته ذکر این نکته ضروری است که مزیت نسبی در بخش صادرات از اهمیت بیشتری برخوردار است، چرا که بار سنگین رسالت بخش تجارت خارجی را عمدتا صادرات به دوش میکشد، بهگونهای که به جرات میتوان گفت که مزیت نسبی کالاهای صادراتی مهمترین ابزار توسعه در هر کشوری است. برخی از کشورهای در حال توسعه با اتخاذ استراتژی توسعه صادرات به رشد بالایی دست یافتهاند، هر چند جهتگیری برخی از کشورها به دخالت و حمایت-های دولت همراه بوده است، اما روند جهانی کردن اقتصادشان و پیوستن به بازارهای جهانی ملزم به اتخاذ سیاستهای آزادسازی و خصوصی سازی بوده است. سازمان تجارت جهانی۲ به منظور افزایش تجارت بینالملل از طریق حذف موانع تجاری بهوجود آمده است و عضویت در این سازمان بینالمللی بدون شناخت مزیت نسبی کاری عبث و بیهوده است(مجتبایی حسینی، .(۱۳۸۵