چکیده

آرمانشهر، یوتوپیا یا مدینه فاضله از جمله مفاهیمی است که سال ها ذهن اندیشمندان و فلاسفه را چه در دنیای غرب و کسانی چون افلاطون، آگوستین، توماس مور، کامپانلا و مارکس و چه در دنیای اسلام و ایران و کسانی چون فارابی، خواجه نصیرالدین طوسی، شهاب الدین سهروردی و ابن خلدون را به خود مشغول کرده است. در نوشتار حاضر تلاش شده است با بهره گیری از روش تحلیلی، به بررسی مفهوم، ماهیت، شکل، دامنه و عملکرد آرمانشهر در اندیشههای سیاسی اسلام، ایران پرداخته شود. ضرورت بحث از آنجا روشن است که آرمانشهرگرایی، ذهن بسیاری از فیلسوفان و اندیشه ورزان را به خود واداشته و تأثیرات بسزایی در عالم اندیشه و تار یخ نهاده و مواردی از آن، همانند تفکر مارکسیسم موجب تحولات چشمگیری در تاریخ شده اند.

کلید واژه ها: یوتوپیا، ضد یوتوپیا، آرمانشهر ایرانی، آرمانشهر اسلامی

مقدمه

تاریخ زندگی بشری گواه آن است که سودای نیل به سعادت فردی و اجتماعی و جامعهای عاری از کاستی، همواره ذهن اندیشمندان و فلاسفه را به خود مشغول داشته و با تولد اندیشه در انسان همراه بوده است. چنین انسانی در آرزوی داشتن جامعهای عاری از پلیدی، خشونت و خودخواهی ها و همراه با رفاه و آسایش، همواره در تکاپو بوده و چاره ها اندیشیده است. زیرا آدمی همواره مقهور امیال خودخواهانه خود بوده و این امر دورانی تیره و فلاکت بار را برای او به ارمغان آورده است. لذا سودای ساختن جامعهای بسامان و یک آرمانشهر پاسخی است به چنین وضعیتی که فیلسوف سیاست را مشغول خود ساخت تا جایگزین مناسبی برای وضعیت فعلی خویش فراهم آورد و اگر فیلسوف وضعیت را مناسب می دید همین وضعیت طبیعی برایش آن آرمان مطلوب و عصر طلایی بود و دیگر معنا نداشت به دنبال یک آرمانشهر باشد.

آرمان خواهی بزرگترین عامل حرکت و تکامل آدمی بوده و او را وا داشته تا هرگز در حصار محدود و ثابت واقعیت موجود در طبیعت و زندگی ساکن نشود و همین نیرو است که او را همواره به تفکر، کشف، کنجکاوی، حق یابی، ابتکار و خلق مادی و معنوی وا میدارد؛ هنر، ادبیات و تمام فر هنگ بشری تجلیگاه روح ایده آل این موجودی است که هرگز به تسلیم در برابر وضعی که جهان برایش تدارک دیده خشنود نیست، به ویژه انسان عصر جدید یک نگاهش به گذشتهای سراپا تیره و تار همانند قرون وسطا و یک نگاهش به آینده ای روشن و عصری طلایی بوده و خواهان جهانی پرشکوه و جلال بوده است. از این روی تشکیل جامعه ای آرمانی، اصلاحگری آن در رفع مظاهر مفاسد هر جامعه و زیستی انسانی سودای همیشگی بشریت بوده است و البته این رویای بشری صفحه ضمیر اندیشه ورزان مشرق زمین و مغرب زمین را در نوردیده و پیرو قابلیت های آنان، تعینات گوناگونی یافته است ، چنان که شاعر در شعرش، پیکره تراش در پیکره اش و نقاش در نقاشی اش آرمان خود را نشان می دهد.

در نوشتار حاضر ضرورت بحث از آنجا روشن است که آرمانشهرگرایی، ذهن بسیاری از فیلسوفان و اندیشه ورزان را به خود واداشته و تأثیرات بسزایی در عالم اندیشه و تاریخ نهاده و مواردی از آن، همانند تفکر مارکسیسم موجب تحولات چشمگیری در تاریخ شده اند (مطلبی و نادری، .(۱۳۸۸

جدول شماره : ۱ ویژگی های اجتماعی و سیاسی شهرهای اسلامی و غربی

مفهوم و چیستی آرمانشهر

یکی از آرزوهای دیرینه بشر، دستیابی به آن نوع شیوه زیست بوده است که زندگی او را با بهروزی و کامیابی قرین سازد. “اندیشه آرمانشهری” آن بخش از اندیشه است که در طول تاریخ راه های تحقق این آرزو را بررسی کرده است. آرمانشهر، مدینه فاضله، جامعه توحیدی یا یوتوپیا، جامعهای است آرمانی، که درآنجا زندگانی مردم، کامل و قرین رستگاری است. مفهوم یوتوپیا از آشفتگی و صعوبت خاصی برخوردار است چنانکه نظریه پردازان و نگارندگان یوتوپیا نتوانسته اند به تعریف مشترکی از آن دست یابند اما واژه یوتوپیا برگرفته از واژه ی یونانی توپوس۱ به معنی مکان است که نظریه پردازن با افزودن حرف نفی او۲ از آن مفهومی منفی ساخته که خوبستان، هیچستان یا بهترین مکان یا لامکان۳ و یا به گفته شیخ اشراق شهاب الدین سهروردی ناکجا آباد معنی می دهد (سهروردی،(۲۱۱:۱۳۸۰ و به عنوان یک تعریف توسط توماس مور برای کتابی که در سال ۱۵۱۶ منتشر گردید، استفاده شد.

یوتوپیا با نفی توپیا یعنی مکان، درصدد تغییر آن است. یوتوپیاها نه تنها متنوعاند که در بسیاری جهات با یکدیگر متضاد نیز هستند. برخی از آنها ستایشگر پرهیزکاری اند و برخی دوست دار لذت جویی. از همین رو، کریستیان گودن، در کتاب “آیا باید از یوتوپیا اعاده حیثیت کرد؟” از چهار دسته یوتوپیا نام می برد:

یوتوپیای آزادی که به ترسیم وضعیت ایده آلی بودن می پردازد؛ یوتوپیای با سنت مردمی و انقلابی از سنخ همان یوتوپیای توماس مور؛ یوتوپیای نظم که وضعیت دولت ایده آل را ترسیم می کند؛

یوتوپیای نهادینه و تمامیت ساز که خود را از پیروان سنت “شهر خورشید” کامپانلا می داند. (گودن،(۳۵-۳۴: ۱۳۸۳
آرمان شهر یا یوتوپیا، شهر، جامعه یا دولتی آرمانی و کامل است که اهل آن، تاریخ ندارند و به دور از هر گونه نگرانی و ترس و آسوده از اندیشه مرگ، در شهر خود به کار مشغول اند. یوتوپیا شهری زمینی است که مردان آن، جایگاهی معین در شهر دارند و این انتظام را چیزی جز قانون آن شهر معین نکرده است که آن هم ساخته و پرداخته دست بشر است. آرمانشهر، رؤیای بازگشت به بهشتی است که آدم از آنجا رانده شد، اما در شکل بخشی آرمانشهر، اوصاف این بهشت به شهری زمینی نسبت داده می شود که در زندگی انسان متجلی است (شاه سنی،.(۳۲ :۱۳۷۷

در اندیشه و تفکر اسلامی، نخستین بار واژه ی آرمانشهر توسط حکیم ابونصر فارابی به صورت “مدینه فاضله” به کار گرفته شد، از آن پس این نام دستخوش تغییر نگردید. چرا که حکیم در کتاب خود از اقسام دیگر مدینه (مدینه ی ضروریه، بداله، خست، کرامت،… ) نیز یاد کرده است (فارابی،(۴۴: ۱۳۶۱، بنابراین در اصل واژه تغییری داده نشده است. در فارسی بهتر است به جای واژههای بیگانه یوتوپیا و یا مدینه فاضله از واژههای آرمانشهر و آرمانشهرگرایی سود جسته شود چنانکه عزت ا… فولادوند در ترجمه کتاب گریز از آزادی اثر اریش فروم از اصطلاح کام شهر و امیرحسین آریان پور در کتاب نقدهایی بر زمینه جامعه شناسی از اصطلاحات بی نام شهر، جامعه ی آرمانی، شهریور، خرم آباد، خیال آباد، شهر لامکان استفاده نموده است.

این اصطلاح تعاریف متعددی دارد، گاهی از آن به عنوان تصوری از گذشته دور و بدوی، وقتی که انسان ارتباط بیشتری با خدا یا خدایان داشت و گاهی هم در بعضی فرهنگ های باستان تصوری از سرزمینی بیگانه بود، که ساکنان

۱ Topos 2 Ou

۳ Eutopos

آن در حکومتی بدون جرم و سختی زندگی می کردند، و البته در مقابل گاهی اصطلاح یوتوپیا به یک زمان و مکان کاملی در آینده ارجاع داده می شد، آنجا که، بازیافتن یک بهشت گم شده، تصویری از سلطنت مسیح و یا ایجاد یک جامعه ی ایده آل توسط خدا بوده است و در این میان گاه تصویری از جهان های آسمانی همچون افسانه جزایر خوشبختی، سرزمین پاک بودایی و یا تصویر قرآن از بهشت همه به عنوان تصوراتی از یک شهر آرمانی است که مطرح میشود. کارل مانهایم در مهمترین اثر خود “ایدئولوژی و یوتوپیا” که در واقع پاسخی جامعه شناختی به کتاب ” تاریخ و آگاهی طبقاتی” لوکاچ بود، یوتوپیا را به عنوان آرزوی تغییر تعریف می کند به این معنی که اندیشه یوتوپیایی نیروی اصلی تغییر تاریخ است. آرزوهای یوتوپیایی عبارتند از تلاش برای متحول کردن نقش های اجتماعی موجود .(Mannheim,1936:106)

به لحاظ مفهومی، آرمانشهر یا یوتوپیا تجسم شهری آرمانی است، که از جمله آرزوهای کهن انسان بوده است، آرزویی کاملاً طبیعی که عمری به درازای عمر آدمی دارد. در واقع با تحقق این آرزو، مکانی پیدا میشود که مجمع همه خیرها و فضیلت هاست و در آن از شر و شیطان خبری نیست. ویژگی هایی که برای این مکان برشمرده می شود، آن چنان شوق انگیز است که کمتر کسی هوس رفتن بدانجا را نکند و البته بسیاری از اندیشمندان سیاسی سعی بر ایجاد چنین آرمانشهری داشتهاند و به تعبیری میتوان تاریخ اندیشه سیاسی را داستان جذاب و پر ماجرای کوشش برای تاسیس آرمانشهر دانست. به هر ترتیب هم زمان با کوشش برای توصیف جامع های مطلوب و ایده آل و یا راه های دستیابی به آن، تعاریف مختلفی نیز بر حسب نظر اندیشمندان از یوتوپیا صورت گرفته است. بعضی آنرا منطبق بر کمال معنوی انسان و عد های آنرا در آزادی و خوشبختی مادی می دانند اما باید گفت، آرمانشهر، محصول تفکر انسان ناخرسند از وضعیت روزگار و در واقع تجلی آرزوی نویسنده است و هر یک از متفکران نیز به گوشه ای از ابعاد آرمانشهر پرداخته اند.

البته لازم به گفتن است که در قرون اخیر گونهای از تفکر آرمانشهری سکولار به نام مارکسیسم رواج یافته است. آرمانشهری که نتیجه حاصل از آن یک جامعه آزاد از طبقات و مذهب است. مفومی که توسط سیاست مدارانی چون لنین، استالین و رهبران چین، کوبا و کره مورد بهره برداری قرار گرفت و بدین صورت سیاست های مارکس به سمت نوعی یوتوپیایی شدن حرکت کرد و بعدها کمونیسم و سوسیالیسم شکلهای مختلفی به خود گرفت، که این نوع برداشت در پی توجه به ارزش های مادی و زمینی است. حاصل آن که، برخی از ویژگی های یوتوپیاها را می توان این گونه برشمرد:

یوتوپیا طرحی ذهنی و تصویری ایده آل از دنیای به نسبت بهتر می باشد؛ یوتوپیا عدالت را شالوده اساسی حکومت خود می داند. در حقیقت ایده آرمانشهر گرایی از عمق وجودی یک فیلسوف به عنوان یک نگرش فطری به عدالت بر می خیزد؛

یوتوپیا از سویی از واقعیت های موجود انتقاد می کند و از سوی دیگر، برای توصیف جامعه مطلوب وضع شده که در واقعیت وجود ندارد؛ یوتوپیا می خواهد فرد را با جامعه و همگان متحد ساخته و سازش دهد و از این روی مدنیت طبیعی و رابطه تعاون

میان انواع انسانی از شالوده های آرمانشهر است؛ یوتوپیا از مرزهای زمان و مکان می گذرد .جایگاه آن تخیلی است؛ جرقه پیدایش یوتوپیا در بحران ها زده می شود؛

صلح ، آسایش و رفاه از ویژگی های مثبت یوتوپیا به شمار می آید؛ بیشتر نویسندگان یوتوپیا اندیش، افرادی گوشه گیر و ناسازگار بوده اند؛

توجه به حاکم از ویژگی های غالب آرمانشهرها است .کسانی همانند فارابی و افلاطون، فرانسیس بیکن برآن بودند که باید حکیم حاکم و یا حاکم حکیم باشد .کامپلانا یک جامعه سوسیالیستی را به تصویر می کشد که کشیشان و روشنفکران، رهبران آن هستند و آگوستین معتقد است اراده الهی در بدو خلقت چنین بود که هیچ انسانی بر انسان دیگر حکومت نکند بلکه حاکم علی الاطلاق خدا باشد و انسانها در طول حاکمیت خدا باشند پس جامعه ای سعادتمند است که تحت نظارت و رهبری کلیسا و روحانیون باشد و بهتر و راحت تر همین است که مردان خداترس که از قوانین و اوامر الهی تبعیت می کنند همیشه در رأس امپراتوری ها باشند و این ستمها را نه به خاطر خود که به خاطر مردمانی که به آنها حکومت می کنند، بپذیرند (حسینی،(۲۸-۲۳:۱۳۸۲ دانایی و خرد نیز از بارزترین ویژگی های آرمانشهر است و در غالب یوتوپی ها مورد توجه قرار گرفته است، چنانکه در

بسیاری از آنها همانند آرمانشهرهای افلاطون، فارابی، فرانسیس بیکن و … حاکم باید فیلسوف باشد.

آرمانشهر و آرمانشهرگرایی در اندیشه سیاسی اسلام
اندیشه آرمانشهر و پیدائی و پیدایش و خلق شهری آرمانی در تمامی مکتبها و اندیشهها به نوعی موجود است. در این میان دین اسلام، به سبب رویکردهای خاص توحیدنگر و ویژگیهای خاص خود، صفات و ویژگی های مشخصی را برای آرمانشهر مطلوب خود خواهان است. به بیانی دیگر یکی از مهمترین مباحثی که همواره در دین اسلام مطرح گشته است، مساله آخرالزمان، ظهور منجی موعود وتشکیل حکومت آرمانی در آن زمان است، که از امور مسلم و بدیهی نزد شیعیان می باشد.

آرمانشهر یا حکومت مهدوی به اعتقاد شیعه در موعد مقرر تحقق خواهد یافت و اندیشه انتظار که از مستحکم ترین عوامل پیشرفت شیعیان است از همین مفهوم سر چشمه میگیرد، اندیشه ای که از بعد از دوران غیبت کبری ،امام دوازدهم شیعیان حضرت حجه ابن الحسن العسگری(عج) شروع گشته، هنوز ادامه دارد و روز به روز محکم تر گشته است. در نظر شیعه تاریخ بشری، فرجامی خجسته دارد و با ظهور مهدی (عج) کار جهان به سامان می آید و آدمی به رستگاری دست می یابد. علامه طباطبایی در المیزان می فرماید:

“با این که شیطان از خدا تا قیامت مهلت میخواهد،اما مهلت الهی تا وقت معلوم است.”

بر اساس این آیه (سوره الحجر، آیات ۳۶ تا (۳۸، دورانی می آید که زمان خوش دنیاست و آن روز دیگر شیطان بر انسان ها حاکمیت ندارد و مدینه ی فاضله تحقق می یابد و درآن موقع همه وعده های مربوط به امام زمان وفا می-شود. در اعتقاد شیعه آن زمان جامعه اسلامی در سراسر دنیا پایه ریزی می گردد. زمانی که او ظهور می کند، دنیا آکنده از بی عدالتی، جنگ و خونریزی است که با ظهور حضرت مهدی(عج) انسانهای پرهیزگار وارث زمین میگرداند و آنانند که سعی در ترویج آرامش و امنیت در بین تمام انسا نهای دنیا میکنند، قرآن کریم در سوره آل عمران آیه ۱۴۰می فرماید:

” و ما به نوبت این روزها را برای مردمان خواهیم آورد “

قرآن به عنوان کتاب مقدس مسلمانان از سوی خدا بیانگر این امر است، که اسلام سراسر دنیا را فرا می گیرد و اسلام حقیقی با ظهور امام زمان و هدایت ایشان در همه جا پیروز می گردد (سوره انبیاء، آیه ۱۸ و سوره رعد ۱۷ ، آیه). در این زمان بدی ها، سختی ها و دشمنی ها از بین رفته و مدینه فاضله تحقق م ییابد .دوره ای که قرآن و احادیث شیعه به آن اشاره کرده و

آن را دوره تکامل انسان می داند، زیرا از همه جهات انسان به کمال میرسد و چنین گرایشی به مفهوم امید به آینده ای درخشان توأم با عدالت اجتماعی، در جوهر اعتقادات شیعه نهفته است و این آرمانشهر دارای صفات و ویژگیهای منحصر به فردی در اندیشه اسلامی است.

آرمانشهر اسلامی، شهر عدالت، شهر طهارت و پاکی، شهر ذکر و تذکر، شهر اصلاح، شهر شکر، شهر امن؛ و شهر تحقق شأن واقعی انسان در مقام خلیفه الهی است. اسلام در عین تذکر بر آدمی در هجران از دارالقرار واقعی و بهشت موعود، وعده تحقق حتمی آرمانشهری را ارائه می دهد که صورت کالبدی آن در سیطره دولت امام دوازدهم حضرتبقیهاللﱠه مهدی موعود(ع)، نمود عینی خواهد پذیرفت. جهان شمولی، بهره گیری از تمامی قابلیتها و قدرتها و نیروهای مادی و معنوی، تکامل شگرف علوم، اتصال آرمانشهر اسلامی مهدی موعود (ع) به عالم های بالا و عالم شهود و غیب برخیز از

برجسته ترین صفات و ویژگی
های آرمانشهر اسلامی حضرت
مهدی موعود (ع) است.

نمودار : ۱ نمایش ارتباط و نقش فضاهای سه گانه“ فکری”،“ رفتاری ”و“ عینی” به عنوان“ارکانِ” “شهر اسامی”
منبع : نقی زاده، ۱۳۸۹

آرمانشهر در اندیشه سیاسی ایران
در ایران اندیشه آرمانشهری از روزگاران قدیم به صورت اساطیری آغاز شد و در دوران اسلامی در عرصه های دین، حکمت و ادب خودنمایی کرد (اصیل،.(۱۹:۱۳۷۴ باید گفت که آرمانشهرهای ایرانی، برخلاف نمونه های یونانی آن، نیروی خود را نه از خرد و تعقل فلسفی (که نتیجه غور فلسفه یونانی در اخلاق، عدالت و مدنیت بود) بلکه از ادراک اسطوره ای و رازآمیز نسبت به جهان هستی اخذ می کردند .به عبارتی دیگر، آرمانشهر یونانی زاییده تعقل فلسفی و آرمانشهر ایرانی نتیجه درک رازآلود جهان بوده اند (رضایی راد، (۱۳۷۸ با این حال، نگرش معنوی به شهرها، تأثیرات قابل توجهی بر کالبد شهرها، به ویژه شهرهای باستانی، گذاشته است.