چکیده

هدف پژوهش حاضر، بررسی جایگاه عقل و عقلورزي به عنوان ابزار شناخت و منبع معرفتی مهم و مبنایی در اندیشه تربیتی امام خمینی(ره) میباشد.

از اینرو در پژوهش حاضر برآنیم تا با بررسی مفهوم عقل و عقلورزي، مشخص کنیم که آیا عقل در حوزه نظر، در اندیشه تربیتی امام از چه جایگاهی برخوردار است؟ و اگر از جایگاهی برخوردار است در حوزه عمل چگونه به کار میآید؟

در پژوهش حاضر، با توجه به استفاده از اطلاعاتی که در متن سخنرانیها و بیانات امام خمینی(ره) مطرح شده روش تحقیق، توصیفی کیفی است و روش تحقیق و جمع آوري اطلاعات، روش کتابخانهاي است، که با استفاده از فیشبرداري از اسناد و مدارك، صورت گرفته است.

در نتایج پژوهش مطرح میشود که از منظر امام، انسان براي عقلورزي، به دو عنصر علم نافع و عمل صالح نیاز دارد، که محصول آن، مطابقت و عدم تنافی علم و عمل در آدمی و در نتیجه برخورداري، از وحدت شخصیت است.
امام، مکتسبات عقل انسانها، را از دین و آیین آنها متأثر میدانند؛ لذا معتقدند، مکتسبات عقل انسان مسلمان از معارف اسلامی اکتسابی وي در سه بعد عقیدتی، عاطفی و عملی تأثیر میپذیرد. امام در تربیت عقلانی از روشهایی با عنوان تزکیه نفس و تعلیم حکمت نام میبرند که به ترتیب، روشی براي تربیت عقل عملی و عقل نظري است؛ و در نهایت تأکید دارند که این دو مکم ل و ملازم یکدیگرند و تربیت صحیح، بدون آنها محقّق نمیشود.

واژگان کلیدي: امام خمینی، عقل، تربیت، تزکیه، تعلیم حکمت.

کنگره ملی بررسی اندیشههاي فرهنگی و اجتماعی حضرت امام خمینی(ره)
۲

مقدمه

امام خمینی(ره) راه رستگاري را در هر جامعه، اصلاح و احیاء فرهنگی میدانند و معتقدند، فرهنگ، اساس

سعادت یا شقاوت یک ملت است. از نگاه امام فرهنگ داراى دو سـاحت اصـلی اسـت. نخسـت بعـد فـردي

فرهنگ که با انسان و سعادت او ارتباط دارد و دیگري بعد اجتماعی فرهنگ کـه در عرصـه حیـات اجتمـاعی

انسانها حضور دارد. به هر روي با این نگاه، فرهنگ موضوعی است ویژه انسان و ارتباطی وثیق بـا هـدایت و تربیت او دارد.

از نگاه ایشان فرهنگ سازنده و پیشرو در حوزه هاي فردي و اجتماعی سبب هدایت انسان هـا و جامعـه و

تربیت الهی خواهد شد. ایشان با توجه به هر دو بعد فردي و اجتمـاعی فرهنـگ، تـأثیراتی عمیـق بـر هـر دو

ساحت فرهنگ اسلامی ـ ایرانی گذاشتهاند، ایشان در بعد فردي مسائل فرهنگی سالها به خودسازي و تربیـت

خویش و دیگران پرداختند و در قالب سلوك اخلاقی و عرفان عملی اسلام نمونه اي از انسان تربیت یافته الهی

را به جهان امروز معرفی نمودند؛ و در ابعاد اجتماعی نیز تئوري اصلاح فرهنگی امام، در قالب انقلاب اسلامی معرفی و تبیین شد. از نگاه امام فرهنگ مطلوب یک جامعه باید حاوي سه ویژگی باشد، کـه اولـین آن وجـود

یک نظام تربیتی براي رشد و تعالی انسان است.

اما سؤال اساسی این نظام تربیتی که به عنوان دکترین آن مکتب مطرح می شود، این است که، بایـد نسـبت خود را در حوزه نظر و عمل براي بشریت مشخص کند؛ یعنی باید به این دو پرسش اساسـی، پاسـخ روشـنی دهد؛ یعنی اثبات کند که دکترین آن مکتب در حوزه نظر عقلانی است؛ و روشـن نمایـد و احـراز کنـد کـه در حوزه عمل بالاخص انسانیت آموزه هاي آن مکتب، انسانی است و در شأن بشریت میباشد و تعریـف درسـتی از انسانیت ارائه می کند. این از آن دسته سؤالات مهمی است که باید به آن پاسخ داد. اگر براي ارزش ها مـلاك

و قدرت تجزیه و تحلیل نداشته باشیم ، آن وقت بحران حقانیت در حوزه نظر پیش می آید؛ که کدام حق است

و کدام باطل؟ درست چیست و نادرست چیست؟ خوب چیست و بد چیست؟ و هم در حـوزه عمـل بحـران مشروعیت پیش می آید که چه کاري مشروع است؟ چه کاري نامشـروع اسـت؟ ایـن تفـاوت هـاي معرفتـی و فرهنگی است بین آنچه به عنوان غرب نامیده میشود و آنچه شرق نامیده میشود.

از این رو در پژوهش حاضر برآنیم تا با بررسی مفهوم عقل و عقل ورزي، مشخص کنـیم کـه آیـا عقـل در

حوزه نظر، در اندیشه تربیتی امام خمینـی(ره) از جایگـاهی برخـوردار اسـت یـا خیـر ؟ و اگـر از جایگـاهی

برخوردار است در حوزه عمل چگونه به کار میآید؟

تعریف مفاهیم و اصطلاحات

الف) عقل

عقل واژه اي عربی است که از حیث مفهوم، باعقال تناسب دارد(الفراهیدي، .(۱۴۱۴عقال به زانوبنـد شـتر

گفته می شود؛ و از این جهت عقل نامیده شده است که بر سرکشی غرایـز و هـوس هـا بنـد مـی نهـد (سـاعی،

.(۱۳۸۳

کنگره ملی بررسی اندیشههاي فرهنگی و اجتماعی حضرت امام خمینی(ره)
۳

ب) تربیت

واژه تربیت از ریشه ربو و باب تفعیل است. در این ریشه معناي زیادت و فزونی اخذ گردیـده اسـت و در

مشتقات مختلف آن، میتوان این معنی را به نوعی بازیافت. مثلاً به تپه ربوه گفته میشود، زیرا نسبت به سـطح

زمین برآمده است؛ نفس زدن را ربو میگویند، به سبب اینکه موجب برآمدن سینه است.

ِربا نیز، از آنرو که زیادتی بر اصل مال است، بدین نام خوانده می شود. البته در لسان شـرع، تنهـا بـه نـوع خاصی از زیادت بر اصل مال، ربا اطلاق شده، نه به هرگونه زیادتی؛ فی المثل، برکت که نوعی زیادت بر اصل

است. ربا به معناي شرعی محسوب نمیگردد. واژه تربیت با توجه به ریشه آن، به معنی فراهم آوردن موجبات

فزونی و پرورش است و از اینرو به معنی تغذیه طفل به کار می رود و علاوه بر این، تربیت به معنـی تهـذیب

نیز استعمال شده که به معنی زدودن خصوصیات ناپسند اخلاقی است. گویا در این استعمال، نظر بـر آن بـوده

است که تهذیب اخلاقی، مایه فزونی مقام و منزلت معنوي است و از این حیـث مـی تـوان تهـذیب را تربیـت دانست (باقري، .(۱۳۸۵

روش تحقیق

در پژوهش حاضر، با توجه به استفاده از اطلاعاتی که در متن سخنرانیها و بیانات امام خمینی(ره) مطـرح

شده روش تحقیق توصیفی کیفی است؛ و از کلیه مدارك و اسناد موجود در کتابخانه ها و بالاخص سازمان هاي

وابسته به مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، نمونه گیري و فیش برداري به عمل آمده است. نهایتاً سـعی شده اطلاعات به دست آمده، با روش تحلیل محتوا که همانا راه استنتاج منظم و عینی ویژگی هاي خاص یـک متن است مورد تجزیه و تحلیل عقلانی قرار گیرد.

مبانی تربیت عقلانی از دیدگاه امام خمینی(ره)

.۱ انسان و گوهري به نام عقل

رکنی که اساس و نقطه آغاز تمام روش هاي تربیت عقلانی است. امام در بیاناتشان در اشاره به این مسـئله می فرمایند: »همانا خداى تعالی آفرید عقـل را و آن اول مخلـوق از عـالم ارواح اسـت)«امـام خمینـی، ۱۳۷۷،

ص.(۱۹ در توضیح این عقلی که در انسان است، ایشان می فرمایند: »آن قو ه عاقله یعنی قو ه روحانیـهاى اسـت که به حسب ذات، مجرّد و به حسب فطرت، مایل به خیرات و کمالات و داعی به عدل و احسان است)«همان،

ص.(۲۱

.۲ تربیتپذیري عقل

امام در ذیل بحث مناقشه در تقسیم عقل به عقل هیولانی و غیرهیـولانی در تقریـرات درس فلسـفه خـود

می فرمایند: »عقلی که اوایل در انسان تولید میشود، ضعیف است؛ مثل اینکه شمع پنج درجه باشد، این مرتبه، ماده و هیولاى مرتبه ده درجه است و در این مراتب، عقل به غیر اختلاط دارد و وجود عقلانی صـرف نشـده،

بلکه اختلاط است، تا به تدریج انسان که سیر می کند، اگر تحت تربیت رحمانی قرار گرفت، این جوهر عقلی،

کنگره ملی بررسی اندیشههاي فرهنگی و اجتماعی حضرت امام خمینی(ره)
۴

رحمانی بوده و وقتی که از اختلاط خارج می شود یک موجود عقلانی رحمانی میشود، و اگـر تحـت تربیـت

شیطانی قرار گرفته باشد یک موجود عقلانی شیطانی میگردد)«اردبیلی، ۱۳۸۵، ج۳، ص.(۷۷

.۳ عقل داراي دو شأن نظري و عملی است

امام در این مبحث، ضمن تقسیم نفس به دو قو ه ادراك و قو ه تحریک میفرمایند: این دو خود به دو شعب

منقسم میشوند. قو ت ادراك به عقل نظري و عقل عملی، که کارهاى معقوله را عملی میکند و قو ت تحریک، به قو ه دفع و قو ه جذب، که دو شُعبِ قو ه ادارك ناظر بر روشهاي تربیتی خاص خود میباشند؛ از جمله

تزکیه نفس روشی براي تربیت عقل عملی و تعلیم حکمت یعنی تعدیل قو ه نظری ه و تهذیب آن روشی براي

تربیت عقل نظري (امام خمینی، ۱۳۷۷، ص.(۱۵۱

در بحث رابطه این شئون نیز تأکید دارند که در هر دو عمل لازم است و عقل نظري به عقل عملی

برمیگردد؛ چنانکه عقل عملی هم به عقل نظري برمیگردد و در نظري هم که درك و علم است، عمل لازم

است؛ چون هر چیزي که در هر مرتبه از مراتب وجود واقع شود، به مرتبه دیگر آن سرایت میکند(اردبیلی،

۱۳۸۵، ج۳، ص.(۳۴۱

ایشان براي عقل نظرى چهار مرتبه قائلاند و آخرش را آن مرتبهاي دانستهاند که عقل مستفاد باشد؛ و آن

مرحلهاي است، که تمام آن مکتسبات عقل نظري بالفعل در نفس موجود میباشد و غایت آن فناءفیاللﱠه است.

امام(ره) عقل عملی را اعمال صالحهاي میدانند که جوارح و اعضاء انسان انجام دهند. درحقیقت، قوا و جوارح، طهارت حاصل نماید با عملهایی که مناسب مقام انسانیت است و باعث کدورات و ظلمات و احتجابات نباشند؛ و اعمال جوارح و قوا اعمالی باشند که سازگار با روح و نفس انسانی باشد؛ چون عمل

صالح مانند دواى صالح است(همان، ص.(۴۶۴ امام با استناد به آیه ”مْنعمَل صالحاًمْن ذَکَرٍ أو انْثَیو هو

مؤْمٌن فَلَنُحیِی نﱠه حیاه طَیبه“ (نحل:(۹۷ میفرمایند: »وجه و علت مفرد آورده شدن عمل صالح آن است که غیر از عمل واحد که عبارت از عملللﱠه باشد، عملی سازگار مقام انسانی نیست، چنانکه آیه شریفه ”إنﱠما أعظُکُم

بِواحده“ (سبأ:(۴۶ شاهد آن است، و چنانکه حضرت امیر(ع) در دعاى کمیل این معنا را میفرماید: ”حتّی َتکون أعمالی و أوراديُﱠکلها ورداً واحداً“ (مفاتیح الجناح، دعاي کمیل) که با ورد واحد باشد، پس اگر انسان در کثرت باشد، در عمل صالح نیست؛ چون اوراد متعدد، با انسان ناسازگار است… آنچه با انسان سازگار است، عمل صالح است و آن هم واحد است)«همان، ص.(۴۶۴ امام غایت عقل عملی را نیز در آخرین مرتبهاش، فناء

فی اللﱠه میدانند، که در نهایت غایت، هر دو عقل یکی میشوند، و لو در آغاز از هم جدا بودند. ناگفته نماند

ایشان معتقدند: »کمال انسانی، به عقل عملی است نه به عقل نظرى؛ چنانکه گفتیم که ممکن است انسان، برهان داشته باشد ولی در مرتبه کفر و شرك باقی بماند؛ ولی عقل عملی، همان ارجاع کثرت به وحدت عملاً

و خارجاً است؛ لذا کمال انسان به عقل عملی اوست نه به عقل نظرى)«همان، ص.(۳۵۴

.۴قوه فکر باعث رشد و شکوفایی عقل است

امام در اینباره معتقدند، »اساسیترین عنصر در تربیت انسان، تفکر است و بیآن هر عمل و حتی عبادت،

فاقد خاصیت و اثر سازندگی خواهد بود)«سري فیشهاي »روشهاي تربیتی«، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام

کنگره ملی بررسی اندیشههاي فرهنگی و اجتماعی حضرت امام خمینی(ره)
۵

خمینی، ص.(۱۰۵۴ در جاى دیگر میفرمایند: »بدان که از براى تفکر فضیلت بسیار است و تفکر مفتاح ابواب

معارف، و کلید خزائن کمالات و علوم است و مقدمه لازمه حتمیه سلوك انسانیت است و در قرآن شریف و احادیث کریمه، تعظیم بلیغ و تمجید کامل از آن گردیده و از تارك آن تعییر و تکذیب شده…)«امام خمینی،

۱۳۷۱، ص.(۱۹۱ اینجاست که امام شرط اول مجاهده با نفس و تزکیه را با توجه به ریشه لغوي آن، یعنی زکو

که معناي زیادت را در تربیت افاده میکند (قرشی،(۱۳۶۱، براي انسان عاقل، تفکر میدانند؛ تفکري که در این

مقام، عبارت است از آنکه انسان، لااقل در هر شب و روز، مقدارى، ولو کم هم باشد فکر کند (امام خمینی،

۱۳۷۱، ص.(۶