مقدمه

با مصرف بیرویه انرژي و مخاطراتپیشِرويِ ناشی از آن، که به نگرانی جهانی تبدیل شده است، روز به روز توجه به فناوريهاي بومی و سنتی اهمیت بیشتري مـی یابـد. جهـانی شـدن بـا تغییـر رونـدها در صنعتی شدن، خلق مراکز بزرگ تجاري شهري و شبکههاي ارتباطی گسترده به تغییـر ماهیـت جوامـع و فرهنگها منجر می شود وعموماً آنها را به سوي یکدستی و یکشـکلی هـدایت مـیکنـداصـولاً. بـهرغـم مزیتهایی که این روند بهدنبال داشـته اسـت و دارد، تنوعـات فرهنگـی منطقـهاي و محلـی رو بـه تهدیـد رفتهاند و در این میان دغدغه تضعیف ریشههاي هویتی متنـوع و بـهویـژه اختلافـات فرهنگـی متعلـق بـه جمعیتهاي روستایی، همواره به عنوان چالش اصلی مباحثات بینالمللی در سالهـاي اخیـر مطـرح بـوده است. مجموعه این تحولات، محـور نگـاهی نـو در مفـاهیم مـدرن در زمینـه مفهـوم میـراث و نیـز دانـش موزهشناسی و موزهداري بوده است.

مفهوم میراث در تفاهمنامه یونسکو (۱۹۷۲) به بیانی اطلاق می شود که تمامی محیط طبیعی و فرهنگی را در بر میگیرد و نشاندهندة مسیر طولانی توسعه تاریخی و جوهر تنوع و نیز هویـت ملـی، منطقـهاي، بومی و محلی است که به یکپارچگی زندگی مدرن کمک میکند. این میراث به مکان و یا جامعه تعلق دارد، به گونهاي که با دیگري جایگزین نشدنی است، و در عین حال مبناي توسعه بـراي زمـان کنـونی و آینـده است.۱

علم موزهداري روشها و شیوههاي تازهاي را براي نشان دادن رابطه انسان ها با میراث خـود مطـرح ساخته است و تفکرات اوایل قرن بیستم را که تنها به جهانی اندیشیدن و محلی عمل کـردن تأکیـد داشـت پشت سر گذاشته، بهگونهاي که اکنون محلی فکر کردن نیز در محـور دیـدگاه هـا و روشهـا قـرار گرفتـه است.

موزههاي روستایی ـ همچون »موزه در هواي آزاد« و »اکوموزه« ـ در ادامه چنین تحولاتی اسـت کـه بــهعنــوان یکــی از اولـین اقــدامات در راه حفاظــت از پدیـدههـاي مــادي و معنـوي گونــاگون، منـتج از سکونتگاههاي سنتی، شکل میگیرند و توسعه مییابند. این موزهها بر آناند که اشکال متنوع زیـستبـوم انسانها را در جوامع گوناگون در معرض دید بگذارند و بدین ترتیب نه تنها در حفاظـت از چنـین آداب و سنن ساخت و زیست ایفاي نقش کنند بلکه در جهت تقویت و گـسترش شـیوههـاي توسـعه مـدرن بـراي امروز و فرداي جوامع نیز گامهاي مؤثري بردارند.

موزه در بستر تاریخ

علم موزهداري و موزهشناسی در قرن نوزدهم، همزمان با گسترش مفاهیم و طبقهبنديهـا، وارد مرحلـه جدیدي از تحولات خود گردید، و اکنون اشیاي در معرض نمایش، تمامی محصولات سـنتی و صـنعتی را در بر میگیرند.
در قرن بیستم موزه به سوي فضاي فرهنگی جدید به پیش میرود و به نوعی ذهنیت تبدیل می شـود.

موزهها دیگر تنها وظیفه حفاظت از مجموعهها و مرمت آنها، به نمایش گذاشتن آنها براي عموم و کاربرد پژوهشی صرف را به عهده ندارند. موزه، مرکـز فرهنگـی و پـذیراي کنفـرانسهـا، نمـایشهـاي مختلـف، کتابخانهها، نگارخانهها، مراکز آموزشی، رستورانهـا و مکـان هـاي فـروش گـسترده کتـاب، محـصولات گرافیکی، یادگارها و اشیاي متنوع است.

بهدنبـال مـوزه هنرهـاي کـاربردي، مـوزههـاي قـومشناسـی، مـوزة هـواي آزاد، مـوزههـاي علـوم، حملونقل، پست، انـواع بـازيهـا، پنیـر، نمـک، کـاه و جـز اینهـا در اواخـر ایـن قـرن بـهوجـود مـیآینـد

(کریمی، ۱۳۷۴، ص .(۴۵

موزهها، که نخست در فضاهاي معماري موجود در کاخها و هتـلهـا و بـاغهـاي کلکـسیونرها شـکل میگرفتند، با شروع این تحولات و اهمیت یافتن کارکردهاي آموزشی، بناهـاي شـان بـاطراحـیِ معمـاران مشهوري چون شینک،۲ ونکینز۳ و سمپر،۴ تیپولوژي (گونهشناسـی) معمـاري ویـژه و سـاختار جدیـدي مییابند (ت،ز ,زتتل y,هپلاه ۲غه غطئطکق). با افزایش تعداد موزهها، دیگر امکان متمرکز شدن همـه آنهـا در مراکز شهري وجود نـدارد. گـسترش سـریع راههـا، ارتقـاي تکنولـوژي، توجـه بـه منـاطق طبیعـی و روستایی و گسترش صنعت توریسم، سیاست تمرکززدایی از مکان موزهها را به همراه داشته و در ایـن راه نهضت احیا و تغییر کاربري پارهاي از بناهاي تاریخی به هدف ایجاد موزه نیز بر این امر مؤثر بـوده است.

در ایـران واژة مـوزه همـراه بـا تحـولات انقـلاب صـنعتی در ادبیـات و فرهنـگ واژگـان کـشورمان وارد مـیشـود. در مـورد برداشـت مفهـوم مـوزه در ایـران، اعتمادالـسلطنه در روزنامـه شـرف چنـین مینویسد:

»موزه به اصطلاح اهالی فرنگ، عبارت است از مکان و محلی که مخزن آثار قـدیمی و اشـیاء بـوده و نفایس و مستظرفات دنیاست… و میتوان گفت که مـوزه مقیـاس شـعور و میـزان عقـول و درجـه افهـام اصناف و مرآت ادراك سلاسل است، مشکلات لاینحل در اینجا حل میشود و بر معلومات تاریخی شهود اقامه مینماید« (شیرازي، ۱۳۷۱، .(۲

اولین موزهاي که به قصد بازدید عموم و حفاظت از اشیاي میراث فرهنگی تأسـیس مـیشـود، مـوزه ملی است که گفته میشود محل آن در دارالفنون بوده و بعدها به ساختمان مسعودیه منتقـل شـده اسـت
(شهمیرزادي، .(۱۳۷۱ این موزه با ساخته شدن موزه ایران باستان در سال ۱۳۱۵ به آن مکان منتقل شـد

و در پی آن موزههاي مردمشناسی و محوطههاي باستانی و موزههاي عمومی استانی وموزههاي طبیعی در سطح کشور گسترش یافتند. در سالهاي اخیر نیز موزه در فضاي باز و یا موزه روستایی گیلان کـه در سال ۱۳۸۵ افتتاح گردید۵ از جمله اینها هستند. در مجموع می توان تحولات ذکر شده در اروپا را با کـم

و بیش تغییر و با تأخیر پنجاه ساله در ایران پی گرفت.

در طبقهبندي عمومی، امروزه موزهها را میتوان به دو گونه تفکیک کرد: نخست موزة نمایش اشیا که قدمت زیادي دارد و در آن، تملک و حفاظت و مرمت و ارائه اشیا مورد نظر است. دیگري مـوزهاي اسـت که بر تحقیق و بررسی و بهکارگیري روشهاي مدیریتی لازم و تفسیر حاصل از رونـد مـشارکت مـردم تکیه دارد. موضوع قومشناسی و بومشناسی از نشانههاي بـارز مـوزههـاي نـوع دوم اسـت. ایـن گونـه موزهها در طول زمان و در نقاط مختلف اسامی متفاوتی ـ مانند موزه همسایگی، پاركهاي طبیعی، موزه فضاي باز ـ به خود گرفته و در نهایت در سالهاي اخیر به »اکوموزه« مشهور گشتهاند.

موزههاي همسایگی به موزههایی اطلاق میشود که به دسته یا اقشاري از طبقات اجتماعی که مـورد ظلم و بیمهري قرار گرفتهاند، امکان ارائه مشکلاتشان را میدهد تا بدین طریق در حل ایـن معـضلات و بهبود وضعیت آنها کمک شود (کریمی، .(۴۱ .۱۳۷۴

در مقابل، موزههاي فضاي باز »نمونه کامل یک فرهنگ یا خردهفرهنگ یا بخشهایی از آن را به طـور زنده و در مقیاس واقعی به نمایش میگذارد« (کریمی، ۱۳۷۴، » .(۴۲شکلگیري موزههـاي فـضاي بـاز در

… هاي موزه با اکوموزه مفهوم ايمقایسه بررسی

شهرسازي و معماري نامه

۶۳

شهرسازي و معماري نامه ۸۹ تابستان و بهار | چهار شماره | هنر دانشگاه دوفصلنامه

۶۴

واقع براساس جمعآوري و دوبارهسازي ساختمانها و خانههاي قدیمی در مکان دیگر است، ضمن اینکـه مناظر قدیمی آن مکان نیز دوبارهسازي میشود« (حبیبیزاد، ۱۳۸۷، .(۶۱

معمولاً مناطقی که معماري چوبی دارند، بهدلیل سهولت برچیدن سازه و واچین کـردن آن بـراي ایـن موزهها انتخاب میشوند. در اینجا بازدیدکنندگان تنها شاهد و تماشاچی زندگی بومی و محلی اند ولـی در فعالیتهاي آن شرکت ندارند.

در نهایت اکوموزهها بدعتی نوپا در مبحث موزهشناسی هستند که خواه و ناخواه به تدریج جاي همه موزههاي کلاسیک را خواهند گرفت. اکوموزه دربرگیرنده همه چیز هر زیستبـوم اسـت و بیـانگر همـان ناحیه در همه اعصار قرون و دورههاي باستانی، تاریخی و معاصر آن (کریمی، ۱۳۷۴، .(۴۷

انگارة »اکوموزه«

اکوموزه از لحاظ ریشهشناسی، واژهاي فرانسوي است و بر بـومشناسـی تأکیـد دارد. پیـشوند »اکـو« از واژه یونانی حقلعق به معناي بوم و زیستگاه گرفته شده است. این واژه را اولین بار اوگ دو وارین۶ در سال ۱۹۷۷ بهکار برد. در این زمینه پیتر دیویس اکوموزه را چنین تعریـف مـیکنـد: »اکومـوزه پـروژهاي میراثی است که بر توسعه پایدار پایهگذاري میشود« (کککذ ,کطههخ).

اکوموزه بنا بر هدفی کهپیشِ رو خواهد داشت، می تواند انواع متنوع و گوناگونی را شامل شـود. ایـن گونهها با توجه به انواع و اندازه میتواندکاملاً متفاوت بـا دیگـري باشـد و در هـر حـال اکومـوزه کلیـه موزههاي اجتماعی را ـ چه در شهر و چه در روستا ـ پوشش میدهد. بهدلیل گستردگی مفهوم و عملکرد و بهمنظور شناخت دقیق تر، بهتر خواهد بود که این موزهها با موزههاي سنتی مقایسه گردند. در مقایـسه این دو گونه باید اشاره کرد که موزههاي سنتی به حفاظت و نمایش اشیاي مادي و ملموس مـیپردازنـد، در حالیکه عناصر مورد نمایش در اکوموزهها میراث مادي و معنوياند و گسترة عمـل وسـیعتـري هـم دارند. در موزههاي سنتی اشیا در داخل بنا یا ساختمانیعمدتاً بسته بـه نمـایش گذاشـته مـیشـوند، در حالی که عرصه مورد نمایش اکوموزه پهنه سرزمین است. فعالیت متخصصان و کارشناسـان از ویژگـی موزههاي نوع اول است، در حالیکه در نوع دوم ساکنان بومی نیز نقش عمدهاي دارند.

از دیگر اختلافهاي مطرح شده براي ایـن دو نـوع مـوزه، افـراد مـورد فعالیـت در آنهاسـت. در ایـن زمینه اوگ دو وارین در نموداري ساده، شـرایط ایـن دو نـوع را مقایـسه مـیکنـد (شـکل (۱ (حبیبـیزاد،
۱۳۸۷، .(۶۲

قلمرو یا سرزمین ساختمان

اکو موزه موزة سنتی
مردم بومی میراث بازدید کنندگان مجموعه اشیاء

شکل .۱ مقایسه موزههاي سنتی با اکوموزهها از دیدگاه اوگ دو وارین

همانطور که فرایند اکوموزه در شکل ۲ نشان میدهـد، مـوزه بـه سـاختمانی محـدود مـیگـردد کـه مجموعهاي از اشیا و آثار را به نمایش مـیگـذارد. در مـوزههـا کارشناسـان ومتخصـصانِ مـوزهداري فعالیت میکنند و مخاطبان آن قشر خاصی از مردم هستند. اما اکوموزه یک سرزمین را در بر میگیرد، و قلمرو آن را مرزهاي جغرافیایی تعیینشده تعریف نمیکنند بلکـه سرتاسـر هویـت فیزیکـی و فرهنگـی را شامل میشود و متخصصان آن همان مردم بومی و ساکنان اصلی منطقه هستند. بـرعکس مـوزههـا، آن چه در اکوموزه حفظ و نگهداري میشود، اشـیاي خـاص نیـست بلکـه تمـام جنبـههـاي زنـدگی مـردم را در برمیگیرد.

در سال ۱۹۹۹ پیتر دیویس اکوموزه را در کتاب خود بـا عنـوان »حـس یـک مکـان«، بـه گـردنبنـد و شاخصههاي آن ـ یعنی جامعه، میراث، آداب و رسوم، طبیعت، خاطرات، سـرزمین و چـشمانـداز ـ را بـه مرواریدهاي این گردنبند تشبیه میکند:

اکوموزه

به مثابه فرایند

چشمانداز

جوامع

سایتها

میراث

قلمرو

سنتها
طبیعت خاطرات

شکل .۲ اکوموزه از دیدگاه پیتر دیویس

منبع: کککذ ,کطههخ

کازوچی هوآرا مفهوم و ساختار اکوموزهها را به بیانی دیگر ترسـیم کـرده اسـت. او شاخـصههـاي اصلی اکوموزه را قلمرو (منطقهاي که اکوموزه در آن استقرار مییابد)، مرکز و هـسته (مکـان قرارگیـري دفتر مدیریت، اطلاعرسانی و خدمات عمومی)، مسیرهاي بازدیـد و شـبکه راههـاي دسترسـی (ارتباطـات مرکز و موزههاي اقماري) میداند (شکلهاي ۳ و .(۴

… هاي موزه با اکوموزه مفهوم ايمقایسه بررسی

شهرسازي و معماري نامه

۶۵

شهرسازي و معماري نامه ۸۹ تابستان و بهار | چهار شماره | هنر دانشگاه دوفصلنامه

۶۶

سرزمین

موزة اقماري

موزة موزة اقماري

اقماري

موزة موزة
اقماري هسته
اقماري
مرکزي

موزة

اقماري
موزة اقماري

موزة اقماري

سرزمین

شکل .۳ مدلی مفهومی از اکوموزه در ژاپن

منبع: ز ,ختتل ,هطهلاق

شکل .۴ مدل ساختاري اکوموزهاي در شبهجزیره میورا

منبع: ، ,ختتل ,هطهلاق

در مقایسه این دو نوع موزه، چه در متون خارجی و چه در مـدارك فارسـی، در اکـومـوزههـا مـردم بومی جایگزین بازدیدکنندگان میشوند؛ ولی به نظر میرسد کـه چنـین مقایـسهاي، جلـوهاي نادرسـت از آنچه که در اکوموزهها میگذرد باشد. وجود مردم ساکنان بومی در اکومـوزههـا از نکـات بـارز و وجـه تمایز آنها با موزههاي سنتی است، مادامی که سخن از میراث مادي و معنوي بـه میـان مـیآیـد، منظـور همین مردم با سنن و فرهنگ آنها نیز هست. بنابراین اختلافات این دو را مـیتـوان بـه صـورت جـدول ۱

بیان کرد.

جدول .۱ جدول مقایسه اي موزة سنتی و اکوموزه

موضوع زمان گسترة ابزار روش
مورد هدف فضا
نمایش فعالیتها مدیریت حفاظت
نظر

حفاظت و معرفی ساختمان مدیریت و حفاظت
موزه اشیا گذشته محدود نظارت مستقیم
آزمایشگاهی
اشیا (فضاي بسته) کارشناسان و
(پطصطه غط)
متخصصان

محوطه باز، شامل
اشیا آداب و گذشته، حفاظت و معرفی مجموعهاي از بناهاي مشارکت مردم حفاظت در
سنتی مرکز
اکوموزه بسیار محلی،
سنن فرهنگ حال، ارتباطات طبیعت، اطلاعات رسانی و محل
متنوع متخصصان و
و مردم محلی آینده جامعه و انسان شبکههاي دسترسی (أصطح غط)
بازدیدکنندگان
و محیط پیرامون

طبیعی

اکوموزه در تجربه جهانی

ابتکار تشکیل موزههاي جدید و در حقیقت انتقال سـاختوسـازها در قلمـروي بـا نـام اکومـوزه، وارث و نتیجه تفکر و حضور »موزههاي فضاي باز« است. آن طور که آدرین جونگ در خـصوص ایـن مـوزههـا مینویسد، »جابهجا کردن و بازسازي ساختمانها برحسب اتفاق انجام نـشده اسـت. بـا ایـن حـال، عمـل انتقال برخی از ساختوسازها در موزهها به قصد محافظت از آنها براي آینـدگان و بـه تـصویر کـشیدن فرهنگ قبل از صنعتی شدن جمعیتهاي روستایی در آخر قرن نوزدهم ابتکاري واقعـی بـود) « ,؟غپپکخ ذزذ ,لککذ). موزه اسکانسن۷ از نخستین موزههاي فضاي باز است که در سـال ۱۸۹۱ در اسـتکهلم و بـا هدف حفاظت از فرهنگ سنتی، بازگشایی میشود. »اینجا حفاظت تنها محدود به حفاظت فیزیکـی از بناهـا نمیشد، بلکه اخلاقیات و آداب و رسوم نیز حفاظت میگشت و در معـرض دیـد عمـوم قـرار مـیگرفـت«

(ل ,صککذ ,غکغکهع).

براساس دیدگاه تعدادي از صاحبنظران همچون مارك مور، دهسال قبل از موزة اسکانسن، کلکسیون پادشاه اسکار دوم در اسلو۸ با ویژگیهاي اشاره شـده وجـود داشـته اسـت. وي در ایـن بـاره نـروژ را بهعنوان »مکان برتر تکوین موزه در فضاي باز« میداند (لتتل ,کطأهق).

این موزهها نه تنها فرهنگ روستایی بلکه فرهنگ شهري را محافظت میکردند و از لحاظ آموزشـی و فنی، علاوه بر تأکید بر مطالعات و مستندسازيهاي علمی، بر جنبههاي مردمشناسی نیز تأکید دارند.