مقدمه

واژه توانمندسازي (صغکعطکwپژعغ) به معنی قدرتمند شدن، مجوز دادن، قدرت بخشیدن و توانا شدن است. این واژه در اصطلاح در برگیرنده قدرت و آزادي عمل بخشیدن براي اداره خود است و در مفهوم سازمانی به معنی تغییر در فرهنگ و شهامت ایجاد و هدایت یک محیط سازمانی است.

توانمندسازي مفهوم تازهاي نیست و به صورتهاي مختلف در منابع علمی جدید مدیریت آمده است، براي مثال در سالهاي دهه ۱۹۵۰،منابع علمی پیشنهاد کردند که مدیران باید در قبال کارکنانشان رفتار دوستانهاي داشته باشند و در قبال نیازها و انگیزههاي کارکنان حساس باشند .(۱)

در آموزش عالی محور توسعه و موتور محرکه ایجاد تحول در جامعه و کانون اصلی تربیت منابع انسانی متخصص و آموزش دیده است که میتواند با برخورداري از ایدهها و اندیشههاي نو، حرکت روبه رشد جامعه را تسریع نماید.

دانشگاه به عنوان یک نظام اجتماعی حساس و مهم، از جایگاه خاصی برخوردار است و مهمترین ارکان بنیادین جهت هرگونه تغییر و تحول و نوآوري است .(۲) تحقیقات از ارکان اصلی توسعه پایدار فرهنگی، اجتماعی و اقتصادي محسوب میشود و فرض توسعه یافتگی دراز مدت بدون ایجاد یک نظام تحقیقاتی منسجم محال است. اهمیت تحقیقات تا بدان جاست که شاخصهایی چون میزان سرمایه گذاري ملی در تحقیقات، نسبت تعداد محقق به جمعیت، تعداد مقالات چاپ شده و ویژگیهاي از این دست از ملاكهاي مهم پیشرفت جوامع محسوب میشود .(۳) اهمیت دادن به امر تحقیق و افزایش پژوهش در هر کشور موجب توسعه و پیشرفت شده، خودکفایی و استقلال واقعی را براي آن کشور به ارمغان میآورد در بعد اقتصادي نیز تحقیق فعالیتی کاملاً ضروري و داراي بازده مثبت تلقی میشود، زیرا مبناي نوآوري و زمینه ساز تحول و تکامل وسایل و ابزارهاي تولید است .(۴) شتاب تغییرات و نوآوريهاي آموزشی فضاي رقابتی فشردهاي را ایجاد کرده است دانشگاهها در این عرصه ناگزیر باید به سطح بالایی از دانش و اطلاعات دست یابند. اساتید با احساس مسئولیت، خلاقیت، ابتکار، اعتماد به نفس و احساس تعلق سازمانی و توانا شدن در کار گروهی با عملکرد خوب میتوانند نقش مؤثري در ارتقاء آموزش دانشجویان داشته باشند که در این میان پژوهش در زمینه آموزش منجر به ایجاد روشهاي

نوین آموزشی خواهد شد .(۵) از دیگر سو مسئولان دانشگاهها نیز با توجه به نیاز و وضعیت آموزشی و نوع ساختار و فرهنگ حاکم باید محیط دانشگاهها را براي بروز توانمنديهاي اساتید و ارتقاء این توانمنديها به سطوح بالاتر آماده نمایند.

لازمه همگام و همسو شدن با تغییرات و تحولات، توانمندسازي اساتید و پژوهشهاي آموزشی جهت آموزش مفید و موثر است. شناسایی موانع پژوهش باعث ایجاد بستر مناسب و محیط مطلوب براي بروز افکار تازه، خلاقیت و نوآوري در دانشگاهها است.

با توجه به موارد بالا تا زمانی که فضا و فرهنگ مناسب پژوهش در دانشگاه حکمفرما نباشد انتظار آموزش مدرن، امکان پذیر نیست. بنابراین براي ایجاد آموزش مناسب و پیاده نمودن برنامه پژوهشهاي آموزشی توجه به توانمندسازي امري ضروري است. در این راستا پژوهشگران بر آن شدند تا ارتباط میان توانمندسازي و پژوهشهاي آموزشی را بررسی نمایند.

روش بررسی

این پژوهش توصیفی تحلیلی از نوع مقطعی میباشد و جامعه آماري آن اعضاي هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد بوده که به روش سرشماري وارد مطالعه شدند.

ابزار گردآوري دادههاي توانمندسازي، پرسشنامه اسپریتزر (طکzکصططژحض داراي ۱۲ گویه و بر اساس طیف هفت درجهاي لیکرت بر اساس طیف هفت درجهاي لیکرت (از =۱خیلی موافق تا =۷خیلی ناموافق) بوده است و پرسشنامه عوامل موثر بر پژوهشهاي آموزشی شامل سه بخش، خصوصیات دموگرافیک و عضویت در هخغ، تعداد طرح تحقیقاتی مسئولیت اجرایی،داشتن طرح تحقیقاتی در زمینه آموزش، موانع پژوهشهاي آموزشی (شامل موانع سازمانی، فردي، حرفهاي، امکاناتی، علمی و مالی) به صورت چهار لیکرتی

(همیشه، اغلب،گاهی و هرگز) و سوالات باز شامل سایر موانع و راههاي پیشنهادي جهت افزایش تمایل اعضاي هیئت علمی براي پژوهش در زمینه آموزش میباشد و علاوه بر آنکه روایی محتوایی صوري پرسشنامه، توسط ۱۵ نفر از متخصصین تایید و با استفاده از مطالعه آزمایشی روي ۴۰ نفر از اعضاي هیئت علمی،پایایی ابزار با آلفاي کرانباخ ۹۲/۸ درصد در مطالعات

فصلنامه مرکز مطالعات وتوسعه آموزش دانشگاه علوم پزشکی شهیدصدوقی یزد دوره نهم، شماره دوم، تابستان ۱۳۹۳

منصوره وحدتی و همکاران

قبلی مورد تایید قرارگرفته بود،با توجه به تغییر محیط پژوهش در این مطالعه مجدداً با مطالعه منابع علمی و دیدگاه هشت نفر از متخصصین (عضو هیئت علمی،عضو هخغ حداقل ۱۰

سال سابقه و تجربه پژوهش در آموزش)،روایی محتوایی و صوري پرسشنامه تایید گردید و سپس با استفاده از مطالعه آزمایشی روي ۲۰ نفر از اعضاي هیئت علمی،پایایی ابزار با آلفاي کرانباخ ۸۸/۲ درصد مورد تایید قرار گرفت.

روایی پرسشنامه از طریق نظرسنجی از متخصصان تعیین شده و پایایی آن از طریق آلفاي کرانباخ محاسبه شد.

براي تحلیل دادهها، نرم افزار ححبح وجهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون آنالیز واریانس یک عامل و ضریب همبستگی پیرسون و آزمون صکک۱س۱ استفاده شد.

پرسشنامه بینام و توسط پژوهشگر و مواردي با کمک مسئولین دفاتر گروه توزیع گردید و جمعآوري گردید.

ملاحظات اخلاقی که رعایت گردید شامل:

۱٫ کسب مجوز از شوراي پژوهشی دانشگاه جهت اجراي مطالعه

۲٫ دادن اطلاعات کافی به هر یک از واحدهاي پژوهش در مورد تحقیق
۳٫ اطمینان دادن به واحدهاي پژوهش در مورد محرمانه بودن اطلاعات
۴٫ اجباري نبودن شرکت در پژوهش نخواهند داشت.

۵٫ در اختیار آنان قرار گرفتن نتایج نهایی پژوهش در صورت تمایل مسئولین ذيربط

یافتهها

از مجموع ۲۰۰ شرکت کننده در این طرح، اکثریت افراد مشارکت کننده را مردان((%۶۰/۵ و بقیه را زنان، تشکیل دادند. میانگین و انحراف معیار سن مشارکت کنندگان به ترتیب ۴۲/۰۲ و ۷/۴۵سال و مرتبه علمی اکثریت افراد استادیار (%۵۹/۹) بوده است. محل خدمت اکثریت افراد دانشکده پزشکی (%۵۳/۵) گزارش گردید.

%۴۳/۱ نمونهها داراي مسئولیت اجرایی در دانشگاه بودند،%۳۶/۴ نیز داراي حداقل یک طرح تحقیقاتی مصوب بودهاند. %۲۴/۵ داراي سابقه عضویت در مرکز مطالعات دانشکده محل خدمت خود بودهاند.

نتایج حاصل از پژوهش به طور کلی بیانگر آن است که میانگین و انحراف معیار موانع پژوهشهاي آموزشی به ترتیب

فصلنامه مرکز مطالعات و توسعه آموزش دانشگاه علوم پزشکی شهیدصدوقی یزد

Archive of SID

۳۵

۶۵/۹ و ۱۱/۱۷ونمره توانمندي ۷۸/۱۵ و۹/۱۲از حداکثر صد امتیاز بوده است.نتایج این پژوهش با توجه به جدول شماره ۱

نشان میدهد که موانع حرفهاي بالاترین میانگین (۷۸/۹۳) و

موانع علمی با میانگین (۶۵/۹) پایینترین میباشد.

موانع حرفه اي در این تحقیق با توجه به جدول شماره ۱

با میانگین ۷۸/۹۳ اولین و بالاترین اولویت را به خود اختصاص داده است و ارتباط معنی داري بین داشتن مسئولیت اجرایی و موانع حرفهاي دیده شد.موانع سازمانی با میانگین

۶۸/۷۵دومین مانع موجود شناسایی شده است و با توجه به جدول شماره ۲ارتباط معنی داري بین داشتن سابقه عضویت در واحد توسعه آموزش دانشکده و موانع سازمانی بدست آمده است.همچنین با توجه به جدول شماره ۳ ارتباط معنی دار بین داشتن طرح تحقیقاتی در زمینه آموزشی و موانع سازمانی دیده شده است.موانع فردي سومین رده را در این تحقیق به خود اختصاص داده است.

موانع مالی با میانگین ۶۷/۵۱ از حداکثر ۱۰۰ امتیاز، چهارمین مانع از موانع پژوهشهاي آموزشی محاسبه شده است؛ که با توجه به جدول ۳ ارتباط معنیداري بین داشتن طرح تحقیقاتی در زمینه آموزشی و موانع مالی به دست آمده است.

موانع امکاناتی با میانگین ۵۹/۲۹ پنجمین مانع از موانع پژوهشهاي آموزشی این تحقیق شناسایی گردیده است که با توجه به جدول ۲ ارتباط معنیداري بین داشتن سابقه عضویت در واحد توسعه آموزش دانشکده و موانع امکاناتی شناسایی شده است. موانع علمی با میانگین ۵۶/۴ کمترین مانع به شمار رفته است که ارتباط معنیداري بین جنسیت و داشتن مسئولیت اجرایی و موانع علمی به وجود آمده است.

نتایج حاصل از این تحقیق نشان دهنده عدم وجود همبستگی مثبت و معنی دار بین توانمندي و موانع پژوهشهاي آموزشی است. ولی ارتباط معنیدار بین داشتن طرح تحقیقاتی در زمینه آموزشی و موانع کلی دیده شده است.

با توجه به بررسی میانگین گویههاي هر کدام از موانع ششگانه:

در موانع مالی بالاترین میانگین مربوط به ناچیز بودن میزان درآمد حاصل از فعالیتهاي تحقیقاتی مرتبط با آموزش با میانگین ۲/۱۷ میباشد. تفاوت میانگین گویههاي موانع

دوره نهم، شماره دوم، تابستان۱۳۹۳

Archive of SID

۶۳ بررسی موانع انجام پژوهشهاي آموزشی و چگونگی توانمند سازي اعضاي…

امکاناتی از نظر اساتید نشان میدهد که گویه عدم وجود کارشناسان کمک تحقیقاتی با میانگین ۲/۱۲ بالاترین امتیاز را دارد.

بررسی میانگین گویههاي موانع حرفهاي نشان دهنده این است که گویه زیاد بودن حجم کارهاي بهداشتی و درمانی با میانگین ۲/۵۰ بالاترین امتیاز را به خود اختصاص داده است.

در گویههاي موانع علمی،گویه عدم آشنایی اساتید با دانش

آموزش پزشکی با میانگین ۱/۸۴ بالاترین امتیاز را دارد. در میانگین گویههاي موانع فردي، گویه روحیه فردگرایی و عدم تمایل به مشارکت در تحقیقات آموزشی با میانگین ۲/۱۵

بالاترین امتیاز را به خود اختصاص داده است. میانگین گویههاي موانع سازمانی نشان میدهد که گویه عدم کاربست نتایج تحقیق در بهبود امور آموزشی دانشگاه با میانگین ۲/۲۳

بالاترین امتیاز را دارد.