چکیده

تحقیق حاضر در زمینه یکی از اساسیترین مباحث در حوزه تعلیم و تربیـت و برنامـهریـزی درسی تحت عنوان »آموزش صلح« انجام شده که شاکله اصلی تحقیق را دو مسئله تـشکیل داده است. این دو مسأله عبارتند از شناسایی مفاهیم و مؤلفههای »آموزش صلح« و میزان توجه به این مفاهیم و مؤلفهها در برنامههای درسی مدارس دوره ابتدایی.

در این تحقیق در زمینه مؤلفههای آموزش صلح، سه حیطه اساسی دانش، توانش و نگرش صلح مدنظر قرار گرفته اند و میزان توجه برنامه های درسی به مؤلفه های صلح، در سـه حیطـه طراحی، اجرا و ارزشیابی برنامه های درسی بررسی شده است. سوالات ایـن تحقیـق پیرامـون

– ۱ تاریخ دریافت: ۱۳۸۵/۱۰/۲۷؛ تاریخ آغاز بررسی: ۱۳۸۶/۱/۲۹؛ تاریخ تصویب: ۱۳۸۷/۳/۶

.∗ دانشیار دانشگاه شهید بهشتی

.∗∗ دبیر آموزش و پرورش

بررسی نظرات و تفاوت دیدگاه ها و نقطه نظرات نمونـه هـای تحقیـق معلمـان، متخصـصان و کارشناسان سازماندهی شده است.

روش تحقیق از نوع تحقیقات توصیفی – پیمایشی بوده است. ابزار جمـع آوری اطلاعـات، پرسشنامه ویژه ای است کـه بـا اسـتفاده از منـابع مـرتبط در دسـترس تهیـه و بـا سـازماندهی مصاحبه های تخصصی با افراد صاحبنظر، روایی آن بررسی و متناسب با شـرایط کـشور، بـومی شده است و اعتبار آن نیز با استفاده از روش آلفای کرانباخ مورد بررسـی و تأییـد قـرار گرفتـه است. نمونه پژوهش شامل معلمان مدارس ابتدایی شهر تهران ۲۰۰) نفـر)، متخصـصان تعلـیم و تربیت ۲۷) نفر) و کارشناسان برنامهریزی درسی ۱۵) نفر)، در سال ۸۳–۸۴ است.

برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از روشهای آمار توصیفی و نیز استنباطی (آزمون t و آزمون F

تحلیل واریانس یکراهه) استفاده شده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهتد که:

– معلمان دوره ابتدایی، متخصصان تعلیم و تربیت و کارشناسان برنامـه ریـزی درسـی بـا آموزش مفاهیم و مؤلفه های مطروحه »آموزش صلح« در حیطه های دانش، توانش و نگرش در حد بسیار و نسبتا زیاد موافق میباشد.
– کارشناسان برنامه ریزی درسی، میزان توجه به مفاهیم و مؤلفه های »آموزش صلح« را در حیطه طراحی برنامه درسی دوره ابتدایی بسیار و نسبتا کم ارزیابی نمودهاند.
– معلمان دوره ابتدایی میزان توجه به مفاهیم و مؤلفههای »آموزش صلح« را در حیطه اجرا

و ارزشیابی برنامه درسی دوره ابتدایی بسیار و نسبتا کم ارزیابی نمودهاند.

– بین نظرات معلمان، متخصصان، و کارشناسان در خـصوص »آمـوزش صـلح« تفـاوت معناداری وجود ندارد.

کلید واژهها: بررسی میزان توجه؛ آموزش صلح؛ برنامه درسی دوره ابتدایی.

مقدمه

امروزه فرآیند جهـانیشـدن بـا شـتاب روزافـزون در حـال عبـور ازمرزهـای سیاسـی، محدودههای فرهنگی و حریمهای خانوادگی و فرد است. وقایع بینالملی نه فقط دولتهـا بلکه افراد را متأثر ساخته است. دو جنگ جهانی و آثار بهجا مانده از آن، رشد سیستمهـای تسلیحاتی اتمی، ظهور جوامع فراصـنعتی- امپریالیـستی و تعـارض میـان آنهـا، واقعـه ۱۱

سپتامبر و تخریبهای زیستمحیطی در سطح بینالمللی نشان داده است که مردم عـادی و حتی ساکنین نقاط دور افتاده از آثار شوم این تغییرات و رخدادها مصون نبوده و مجموعـه این وقایع، جهان را به سمت سراشیبی پیش برده است.

روشن است که در چنین وضـعیتی، تغییـرات سـریع شـرایط اجتمـاعی و اقتـصادی در بسیاری از کشورهای جهان باعث بیثباتی وشکلگیـری ناامیـدی، بـیعـدالتی، بـیطرفـی، پوچی، نابرابری و نفرت شده است. بدیهی است که عدم آموزش و مـدیریت صـحیح ایـن گونه پدیدهها، تخریب قابل ملاحظه و فزایندهای در زندگی انسانهـا بـههمـراه داشـته و از خاصیت حمایتی فرهنگهای بومی، مناسبات اجتماعی، همگرایی و همدلیها کاسته است و موجب درگیریها و تعارضها در صحنههای اجتماع ملی و بینالمللی گردیده است.

از این رو سازمان ملل به عنوان راهکار پیشگیرانه، دهه ۲۰۰۰-۲۰۱۰ را دهه بینالمللـی فرهنگ صلح وعدم خشونت نامیده است و در این زمینه سازمان یونـسکو اهمیـت تـرویج فرهنگ صلح را این گونه مطرح نموده است ((آموزش فرهنگ صلح منجـر بـه پـرورش و ترویج اعتقادات و اقداماتی خواهد شد که مردم هر کشور باید متناسب با ساختارهای ویژۀ فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی خود به آن عمل کند. عامل اصـلی تحکـیم ایـن فرهنـگ در جامعه تبدیل رقابتهای خشونتآمیز به همکاریهای مبتنی بر ارزشها و اهداف مـشترک است)).

با توجه به مراتب فوق و نقش ویژۀ »آموزش صلح«، تأمل مجدد در برنامهریزی درسـی در سطح مدارس بیش از پیش هویدا میشود. البته آموزش بهتنهایی راهگـشا نمـیباشـد و فقط میتواند نقش اساسی در تحول فهم جامعه جهانی داشته باشد، ولی با این وجود یک

محتوای آموزشی مناسب میتواند طوری طراحی شود که دستیابی به یـک زنـدگی متعـادل سازگار با حقوق بشر را مهیا سازد و نـسبت بـه چـالشهـایی کـه توسـط جهـانیشـدن و فنآوریهای جدید و پدیدههای مربوط به آنها ایجاد شده است، حساس باشد.

از این رو ضرورت دارد جامعه آموزشی از نقش و مسئولیتهای خود در قبال هـدایت نسل جدید برای حل مشکلات این جهان پر از خشونت، آگاه گردد (بایر، استالی۱، .(۲۰۰۳

تنها این جامعه میتواند دانشها، ارزشها، دیدگاهها و توانائیهایی را تعلیم دهد و از طریق تمرینهای روزانه مفاهیم عدالت اجتماعی را که برای برقراری صلح در جهـان لازم اسـت، اجرا نماید (یونسکو۲، .(۲۰۰۱ به عبارت دیگر اهداف »آموزش صلح« مـیتوانـد برحـسب نتایجی که از آن انتظار میرود به دقت تعریف شود. در این راستا »آموزش صـلح«، ارتقـای بینش جهانی از نوع هشیاری و آگاهی اصیل است که همه ما را قادر میسازد تا بـه عنـوان یک شهروند جهانی رفتار نماییم و شرایط موجود را از طریق تغییردادن ساختار اجتماعی و الگوی تفکری که بر وضع موجود حاکم است، متحول سازیم. از این رو این بینش و تمایل به تغییر در قلب آموزش صلح قرار دارد (ریردون۳، ۱۹۹۶، ص .(۱

اگرچه امروزه بسیاری از فعالیتهای آموزشی در جهت برقراری صلح، مناسب و خوب جلوه میکنند، اما فقدان پیوستگی نظری و تعاریف فلسفی در مـورد اهـداف، موضـوعات، شیوهها و ارزشیابی قابل مشاهده هستند (هندریکسون۴، .(۱۹۹۹ در صورتیکه این ارزیـابی را از برنامه درسی دوره ابتدایی ایران داشته باشیم متوجه میشویم که با وجود توسعه کمی و کیفی آموزشها طی سالهای اخیر، هنوز این اهداف ذکر شده بـه خـوبی محقـق نـشده است. علت این امر از یک سو فقدان برنامه درسی تحت عنوان »آموزش صلح« یـا عنـاوین مشابه میباشد و از سوی دیگر مطالعه مستقلی در خصوص مفاهیم و مـضامینی کـه بتوانـد در زمینه صلح به کودکان و نوجوانان ایرانی آموزش داده شود در دسـترس نمـیباشـد. بـا عنایت به مراتب فوق و نقش ویژۀ »آموزش صلح« در جریـان تعلـیم و تربیـت کودکـان و

۱- Bayer, Staley 2 – UNESCO 3- Reardon 4- Hendrickson

۵۳

نوجوانان در فرایند جهانی شدن، دریافت بازخورد حاصل از اجرای فعالیتهـای آموزشـی در زمینه صلح از طریق معلمان، متخصصان وکارشناسان برنامـه درسـی ضـروری بـه نظـر میرسد و این نظریه بهمعنای درکی عمیق از برنامه درسی است که کاربرد آن را در عمل به دیگران وامیگذارد و به دنبال درک عوامل مؤثر بر تغییر یا اصلاح برنامه درسی میباشـد و از این طریق میتواند برنامه درسی را به سایر امور ربط دهد (تبیین پدیده برنامـه درسـی.(۱

و این علامتی از نوعی بازگشت و تغییر مأموریت در توسعه برنامه درسی است.

اهمیت موضوع تحقیق

همانطور که در مقدمه مقاله حاضر بدان اشاره شد، در آغاز هـزاره جدیـد چـالشهـای عمیقی فراروی جامعه جهانی وجود دارد. موارد متعددی چون انزوا و گوشهگیری جوانـان از جامعه، افزایش میزان جنایات خشونتبار جوانان و نوجوانان، تخریب محـیط زیـست و درگیریهای متعدد محلی و بینالمللی از جمله این مسائل میباشند. به علت پیچیدگیهای موجود در جهان معاصر و گسترش وسایل ارتباط جمعی، بسیاری از کودکان خشونت را از طریق رسانهها فرا میگیرند (دواین۲، .(۱۹۹۸ همچنین ظهور اینترنت و بازیهـای رایانـهای خشونت را بیش از پیش ترویج دادهاند، به نحوی که به تدریج خشونت جزیـی از فرهنـگ شده و در قالب رفتارهای عادی و روزمره نوجوانان وجوانان متبلور می شود، پدیدهای که از آن تحت عنوان »طبیعی سازی خشونت«۳ نام برده میشود (نقل از فتحی، .(۱۳۸۲

»جنیفر جیمز«، یکی از محققان در حوزه »آموزش صلح«، بر این بـاور اسـت کـه حتـی بهترین مدارس نیز خشونت را هر روز از طریـق قـوانین و مقـررات، محتـوای آموزشـی و روشهای تعلیم و تربیت اعمال مینماینـد. بـهزعـم وی، هنگـامی کـه قـوانین و مقـررات آموزشی بدون مشارکت دانشآموزان تدوین و اجرا میشود یـا برنامـه درسـی مـدارس بـه صورت زمانبندی شده، فقط براساس نظرات بزرگسالان و بدون کمترین توجه به نیازهـای

۱- explain curricular phenomena 2- Devine 3- normalization of violence

دانشآموزان تدوین میگردد، خود ترویجکننده خـشونت اسـت (جیمـز۱، ۱۹۹۶، ص .(۳۴

این نوع خشونت، که از آن تحت عنوان خشونت سـاختاری نیـز نـام مـیبرنـد، مـیتوانـد احساسات و عکسالعملهای عاطفی و هیجانی را در بـین دانـشآمـوزان تـرویج دهـد. در چنین وضعیتی دانشآموزان فکر میکنند کـه هـیچگونـه کنتـرل و اختیـاری بـر زنـدگی و تحصیل خود ندارند و نتیجـه طبیعـی ایـن فراینـد، آسـیب دیـدن عـزتنفـس و احـساس خودارزشمندی آنهاست که خود یکی از مؤلفههای مهم حقوقبشر اسـت (نقـل از فتحـی،

۲(۱۳۸۲

در چنین شرایطی شاید به سختی بتوان از »آموزش صلح« در مدارس صحبت کـرد. امـا در عین حال مطالعات بیان شده این حقیقت را گوشزد میکند که »آموزش صلح« نمیتواند تنها بر توقف خشونت فیزیکی در مدرسه و جامعه متمرکز باشد بلکه آمادهسـازی بچـههـا برای زندگی صلحآمیز مستلزم تعلیم و تربیتی همه جانبه است که آگـاهی آنـان را از خـود، اجتماع، فرهنگ و محیطزیست افـزایش دهـد و ایـن امـر نـه تنهـا بایـد از طریـق اجـرای برنامههای »آموزش صلح«، بلکه باید در قالب فعالیتهای تربیتی، تدوین واجـرای قـوانین، روشهای آموزشی و فضا و تعاملات موجود در سطح مدرسه (به ویژه در سـطح مـدارس ابتدایی کـه بچـههـا از آمـادگی بیـشتری بـرای جامعـهپـذیری برخوردارنـد) دنبـال شـود

(مک فارلند۳، .(۱۹۹۹

اهـداف تـحقیـق

اهمیت و ضرورت آمـوزش و آمـادهسـازی کودکـان و نوجوانـان بـرای صـلح، حـوزه مطالعاتی جدیدی را تحت عنوان »آموزش صلح« به وجـود آورده اسـت. »آمـوزش صـلح« رشته جوانی است که درصدد خلق فرصتهای لازم برای ایجاد جامعهای مبتنی بر عـدالت و زیست مسالمتآمیز است.

۱- James 2- Reardon 1996 3- Mc Farland

۵۵

براساس مطالعهای که توسط »انجمن جهانی آموزش و پرورش پـیشدبـستانی«۱ انجـام شده است، مهمترین هدفهای» آموزش صلح« را پرورش ویژگیهـای زیـر در کودکـان و نوجوانان در نظر گرفته است:
-۱ عشق و احترام به نوع بشر، حساس بودن به مـسائل انـسانی، صـداقت، مهربـانی و توانائی برقراری ارتباط مؤثر؛

-۲ ایجاد نوعی گرایش عمیق در کودکان، برای رعایـت ارزشهـای اخلاقـی و اصـول پذیرفته شده اجتماعی؛

-۳ احساس تعهد و مسئولیت نسبت به دیگـران و مـسائلی کـه افـراد جامعـه (ملـی و بینالمللی) با آن مواجه هستند.

همانطور که ملاحظه میشود، طیف وسیعی از اهـداف و مقاصـد بـرای آمـوزش صـلح مطرح شده است، اما به طور کلی آموزش صلح میتواند برحسب نتایجی کـه از آن انتظـار میرود، به دقت تعریف شـود. در ایـن راسـتا آمـوزش صـلح بایـد جنبـههـای زیـر را در دانشآموزان پرورش دهد:

-۱ توانائی اندیشیدن شامل: آگاهی از صلح و روشهای حصول به آن؛

-۲ هشیاری و آگاهی اجتماعی شامل: مشارکت، همکاری و تشریک مساعی؛

-۳ زندگی عاطفی شامل: احساس همدردی با دیگران در سطح گروه، جامعه محلـی و بینالمللی؛

-۴ زندگی اخلاقی شامل: مسئولیتپذیری برای اعمال شخصی؛

-۵ مهارتهای صلح شامل: مهارت در حل مسالمتآمیز تعارضات؛

-۶ و سرانجام، هشیاری زیستمحیطی شامل: احترام قایل شدن به تمامی اشکال زندگی و حیات (سانز۲، ۱۹۹۳، ص (۶۶ (نقل از فتحی، .(۱۳۸۱

شواهد و مطالعات نشان میدهد که فهرست اهداف برنامههای صلح در اکثر کـشورهای جهان کموبیش مشابه است. با این همه در کشورهای مختلف جهتگیـریهـای گونـاگون

۱- Word Organization for Pre-school Education (WOPE) 2- Sunds

دربارۀ اصول متون و روشهای آموزش صلح وجود دارند. کشورهایی هـستند کـه در آنهـا رشتههای بدبینی، مانع فعالیتهای صلحجویانه به حساب میآیند. تربیت ناکافی معلمـان و کمبود منابع برای مطالعه، اغلب از موانع فعالیت در زمینه »آموزش صلح« به شمار میروند، چون بنیادهای نظری گوناگونی برای این نوع آموزش وجود دارد. مثلاً در کشورهای غربی،

»آموزش صلح« یک کار آموزشی تصور میشود که تفاهم و همکاری بینالمللی را افـزایش میدهد و در کشورهای سوسیالیستی، »آموزش صلح« به معنای تعلیم انسانیت و برابری، در قالب نظام آموزش و پرورش رسمی کشور است و همـه آمـوزشهـا در واقـع وابـسته بـه آموزش صلح میباشد، زیرا صلح هدفی برای رشد تاریخی جوامع سوسیالیستی بوده است.

در این کشورها عملاً فاصله میان نظر و عمـل بـسیار بـوده اسـت. در کـشورهای در حـال توسعه، آموزش صلح همان آموختن بیعدالتیهای حاکم بر جامعه و تلاش برای کاهش یا از بین بردن آنهاست و تلاشی برای رشد اقتصادی، اجتماعی و ملیت است.

با بررسی برنامه درسی دورۀ ابتدایی ایران به این نتیجه رسیدهایم که مطالعه مـستقلی در این زمینه صورت نگرفته است. با توجه به این واقعیت، اهداف و پرسشهای ذکرشده قابل طرح است:

اهـداف اصلـی:

-۱ بررسی میزان توجه به »آموزش صلح« در برنامه درسی دوره ابتدائی.

-۲ ارائه پیشنهادهایی برای بهبود بخشیدن وضعیت برنامه درسی دوره ابتدائی در زمینـه

»آموزش صلح.«

اهـداف فرعـی:

-۱ شناسایی مفاهیم اساسی »آموزش صلح« در دوره ابتدائی.

-۲ بررسی میزان توجه به »آموزش صلح« در مرحله طراحی برنامه درسی. -۳ بررسی میزان توجه به »آموزش صلح« در مرحله اجرای برنامه درسی. -۴ بررسی میزان توجه به »آموزش صلح« در مرحله ارزشیابی برنامه درسی.

سـؤالهای اصـلی تـحقـیق

-۱ در آموزش و پرورش دوره ابتدایی چه مفاهیم و مؤلفههـایی بایـد در زمینـه دانـش صلح آموزش داده شود؟

-۲ در آموزش و پرورش دوره ابتدایی چه مفاهیم و مؤلفههایی بایـد در زمینـه تـوانش صلح آموزش داده شود؟

-۳ در آموزش و پرورش دوره ابتدایی چه مفاهیم ومؤلفههـایی بایـد در زمینـه نگـرش صلح آموزش داده شود؟

-۴ به چه میزان به مفاهیم »آموزش صلح« در طراحی برنامههـای درسـی دوره ابتـدایی توجه شده است؟

-۵ به چه میزان به مفاهیم »آموزش صلح« در اجرای برنامـههـای درسـی دوره ابتـدایی توجه شده است؟

-۶ به چه میزان به مفاهیم »آموزش صلح« در ارزشیابی برنامههای درسـی دوره ابتـدائی توجه شده است؟

در ارتباط با اهداف تعیین شده و پرسـش هـای مطروحـه متغییرهـای عملیـاتی چنـین شناسایی شدهاند :

متغـیرهـای تحـقیـق

-۱ مفـهوم »آمـوزش صلـح«

الف- تعریـف نظـری:

گسترش دانشها، مهارتها، ترویج عقایـد و دیـدگاههـا کـه بـا ضـوابط و هنجارهـای موجود در صلح آغاز میشود، توجه ما را به سوی تجسم یک جهـان صـلح آمیـز و انـسانی معطوف میکند … که هدف آن افـزایش هوشـیاری و آگـاهی مردمـی اسـت کـه مـسئول

برقراری صلح جهانی هستند (آسپسلاف۱، ۱۹۸۴، ص .(۱۵ از این رو »آموزش صلح« ایجاد فرصت برای دانشآموزان در جهت تحقق بخشیدن به تغییرات اجتمـاعی اسـت (هـریس۲،

.(۱۹۹۸ این امر ما را قادر میسازد تا به عنوان یک شهروند جهانی رفتار نماییم (ریـردون۳،

.(۱۹۹۶

از لحاظ عملیاتی آموزش صلح میتواند متمرکز بر سه بعد دانشی۴، مهارتی۵، و ارزشـی یا نگرشی۶ باشد.

-۲ دانش صلح

تعـریف نظـری دانـش صلـح

منظور از دانش صلح، مجموعهای از آگاهی، اطلاعات، درک و فهمهای صلحآمیز اسـت که هر فرد برای زندگی در جامعه نیاز دارد (فتحی۷، .(۲۰۰۱

تعـریف عملـیاتی دانـش صلـح

در این پژوهش منظور از دانش صلح، مؤلفههایی نظیـر آگـاهی از مفـاهیم و نحـوه بـه دستآوردن اطلاعات، آگاهی از حقوق و آزادیهای فردی، آشنایی با مفهوم تغییر، آگـاهی از قوانین و مقررات اجتماعی به منظور ایجاد نظم و مـسئولیتپـذیری، آشـنایی بـا روابـط متقابل انسان و محیط (اجتماعی و زیستی)، آگاهی از صـلح و روشهـای حـصول بـه آن، آگاهی از عدالت اجتماعی و فرصتهای برابر، آگاهی از تفاوت انـسانهـا و جلـوگیری از درگیریها و حل آنها بدون توسل به خشونت و … است که یک دانشآموز برای زنـدگی در دنیای معاصر به آن نیاز دارد.

۱- Aspeslagh 2- Harris 3- Reardon

۴- knowledge domain 5- skill domain 6- value domain 7- Fathi

۵۹

-۳ تـوانش صلـح

تـعریف نظـری توانـش صلـح

منظور از توانش صلح، مجموعهای از مهارتها، قابلیتها و توانمندیهایی است که فرد برای رفتار صلحآمیز به آن نیاز دارد (فتحی۱، .(۲۰۰۱

تـعریف عملـیاتی توانـش صلـح

در این پژوهش منظور از توانش صلح تقویت صلاحیتها و توانـاییهـای مـشارکتی و عمل مستقلانه در مؤلفههایی نظیر توانایی احترام به حقوق و درک متقابل، گفتگو و تفـاهم، پذیرش تنوع و تکثر در جامعه و احترام به آن، توانایی درک محیط زیست و ارتباط صحیح با آن و تقویت مهارتهای ارتبـاطی و گروهـی و مـسئولیتپـذیری و حـل مـسالمتآمیـز تعارضها است که یک فرد در دنیای معاصر برای حضور فعال و پویـا در جامعـه بایـد بـه آنها تسلط داشته باشد.

-۴ نـگرش صلـح

تـعریف نـظری نـگرش صلـح

منظور از نگرش صلح، مجموعهای از طرز تلقیها، باورها و دیدگاههای صلحآمیز است که برای یک فرد ضروری است (فتحی، .(۲۰۰۱
ب – تـعریف عملـیاتی نـگرش صلـح

در این پژوهش منظور از نگرش صلح ارتقاء میزان باورها و دیـدگاههـا در مؤلفـههـایی نظیر تقویت فرهنگ بردبـاری و محـو خـشونت و درگیـری، پـرورش روحیـه مـشارکت، همکاری، همبستگی و انتقادپذیری، احترام به تمـامی اشـکال زنـدگی و حیـات، پـذیرفتن تفاوتهای ملـل مختلـف و گـسترش تفـاهم بـینالمللـی از ایـن طریـق، داشـتن روحیـه قانونپذیری، نفی جنگ و خشونت و … است.

۱- Fathi

-۵ بـرنـامـه درسـی

بوشامب در کتاب »تئوری برنامه درسی« سه برداشت متفاوت از برنامه درسی ارائه کرده است:

برنامه درسی به عنوان یک سند مکتوب، برنامه درسـی بـه عنـوان یـک نظـام و برنامـه درسی به عنوان یک حوزه مطالعاتی است که منظور ما، برنامه درسی بـه عنـوان یـک نظـام میباشد و مشتمل بـر عناصـر طراحـی و اجـرا و ارزشـیابی اسـت (بوشـامپ۱، .(۱۹۸۸ در پژوهش حاضر برنامه درسی مشتمل بر مؤلفههای طراحی، اجرا و ارزشیابی است.

-۶ طـراحـی بـرنـامـه درسـی

منظور از طراحی برنامه درسی، فرایند تعیـین عناصـر برنامـه درسـی اسـت (قورچیـان

.(۱۳۷۵ در پژوهش حاضر طراحی برنامه درسی، با استفاده از مؤلفههایی نظیر نحوه طراحی اهداف، نحوه طراحی محتوا، چگونگی سازماندهـی محتـوا و نحـوه طراحـی مـواد کمـک آموزشی مورد بررسی قرار میگیرد.

-۷ اجـرای بـرنـامـه درسـی

فرایند به عمل درآوردن برنامه درسی را، اجرای برنامه درسی میگویند (فالان۲، .(۱۹۹۱

در این پژوهش با توجه به ماهیت ویژه آن، مؤلفههایی نظیر تعامل دانشآمـوزان بـا اولیـای مدرسـه، روش تـدریس معلـم، مقـررات آموزشـی، فـضا و جـو کلـی کـلاس و مدرسـه، فعالیتهای جنبی کلاس درس و تجربیات عملی دانشآموزان مد نظر قرار می گیرد.

۱- Beauchamp 2- Fullan

۶۱

-۸ ارزشـیابی بـرنـامـه درسـی

ارزشیابی برنامه درسی عبارت از فرایند داوری و قـضاوت دربـاره ارزش و شایـستگی برنامه درسی است (ساندرز۱، .(۱۹۸۵ در این پژوهش با توجه به ماهیت ویژه آن ارزشـیابی در سه زمینه هدفهای ارزشیابی، روشهای ارزشیابی و سطوح مـورد توجـه در ارزشـیابی برنامه درسی مد نظر قرار میگیرد.

مـفهوم صـلح۲

واژه »صلح« در جوامع گوناگون با معانی بسیار متفاوتی مورد استفاده قرار میگیـرد. بـه عبارت روشنتر، برداشتهای افـراد از ایـن واژه و تعبیـری کـه از آن ارائـه مـیدهنـد تـابع متغیرهای متعددی است که در کانون آن عوامل فرهنگی و سیاسی قرار دارد و نشاندهنـده جنبههای مختلفی از مفهوم گسترده و وسیع صلح است.

به طور مثال، منظور براگ اوتن۱۹۸۵)۳، ص (۲ از صلح، عدم خشونت در کلیه اشکال آن (مستقیم و غیرمستقیم) و نیز تضمین حقوق اعضای جامعه و منطبق با متن منشور سازمان ملل از مفهوم صلح میباشد.

منظور ما از واژههای صلح، فقدان هرگونه خشونت در جوامع مستقل یا وابسته، داخلی یا خارجی میباشد و منظور از نتایج صلحآمیز برابری حقوق انسانهاست، به طوریکه هـر عضو از جامعه به طور یکسان در تصمیمگیریها شرکت کند بهنحوی که همه در خدمت و توزیع منابعی که در حفظ آن نقش دارند، مشارکت نمایند.

سید یاها۱۹۸۷)۴، ص (۵۴، یک نویسنده هنـدی در مقالـهای از صـلح بـه عنـوان یـک فرایند نه یک نتیجه یاد مینماید. او مینویـسد: صـلح فرآینـدی اسـت کـه بـه واسـطه آن هیچکس ضرر نمیکند. به عبارت دیگر، صلح مجموعهای از مهارتهـا در زمینـه برقـراری ارتباط و رعایت قواعد اخلاقی است.

۱- Sanders 2- peace 3- Brock Utne 4- Sydiaha

۲۶ فصلنامه نوآوریهای آموزشی، شمارۀ۲۵، سال هفتم، بهار۱۳۸۷

همچنین، برخی افراد سیاسی و نظامی، مانند هاوارد۱۹۸۷)۱، ص (۵۴ مـورخ برجـسته نظامی و استاد تاریخ دانشگاه هاروارد، تعریف سیاسی و نظامی خود را از صـلح ایـنگونـه بیان میکنند: … معنی صلح از دیدگاه دیپلماتهای کهنهکار، عدم جنگ و بهترین اسـتفاده ممکن را از جهان بردن است.

کالتونگ (۱۹۸۵)، دراین رابطه بررسی جامعتری دارد و بر این باور اسـت کـه درسـت همانند روانشناسی، دانشی که علوم اجتماعی درباره جنـگ فـراهم آورده بـیش از دانـشی است که درباره صلح به دست داده است. دانش روانشناسی بیشتر بر مطالعـه گـرایشهـای منفی متکی است (همانند بیماریهای روانی که »گرایش منفی« است، در مقابل »خلاقیـت« که گرایش »مثبت« است). متأسفانه، در مطالعات صلح نیز واحد تحلیل بر جنگها (به جای دورههای صلح) متمرکز شده است. به همین جهت برای تعریف مفهوم “صـلح” از مفهـوم

“عدم جنگ” استفاده شده است.بنابراین، اندیشهوزری در باب صلح بیشتر بدانسو گرایشداشته است که صلح امری آرمانی و متعلق به آینده و امری آمیخته به ارزش تلقی شود، نـه چون واقعیتی تجربی و قابل تحلیل. در این صورت دور از ذهن نیست که پـژوهشهـا بـر مفهوم صلح متمرکز شوند نه بر مفهوم جنگ. بر همین مبناست که کالتونگ تلاش میکند تا طبقهبندی ارائه دهد که معطوف به صلح باشد نه بر جنگ (کالتونگ۲، .(۱۹۸۵

در یک طبقهبندی کلی، میتوان حداقل دو برداشـت متفـاوت از صـلح را در واژههـا و لغات به کار رفته در جوامع مختلف از یکدیگر تشخیص داد، برداشـتهـای عمـوم مـردم ونقطهنظرات صاحبنظران و اندیشمندان. این مفاهیم عبارتنـد از »صـلح منفـی«۳ یـا »حفـظ صلح۴« و »صلح مثبت۵« یا »ایجاد صلح.۶« همانطور که ماریا مونتـهسـوری۱۹۴۹)۷، ص (۷
میگوید:

۱- Haward 2- Gultung 3- negative peace 4- peace-keeping 5- positive peace 6- peace-building 7- Montessori

بررسی میزان توجه به آموزش صلح در برنامه درسی دورۀ ابتدایی
۶۳

اگرچه آنچه که عموماً از صلح استنباط میشود، پایان بخـشیدن بـه خـشونت و جنـگ

(صلح منفی) است، اما صلح واقعی، ترویج و اعتلای عدالت و عـشق در بـین انـسانهـا و ایجاد دنیایی بهتر است که در آن هماهنگی، همسازی وتوافق حاکم باشد.

به هر حال، صلح در چارچوبهای مختلفی مطرح شده است و این تعاریف به وضـوح نشاندهنده حجم وسیعی از معانی، مفاهیم و مقولههـای صـلح اسـت. تعـاریف ارائـهشـده تاکنون از جنبههای درک، میزان کاربرد و شـدت بـا یکـدیگر متفـاوت هـستند (کالتونـگ،

۱۹۸۵، ص .(۱۵۵ بنابراین به منظور دستیابی به یک دیدگاه جامع و کـلنگـر، بایـد تمـامی برداشتهای متعدد از صلح و ظرفیتهای انسانی مرتبط با آن مدنظر قرار گیرد.

شنـاخـت صلـح و آمـوزش صلـح۱

تحولات اجتماعی، سیاسی، صنعتی و علمی همواره آموزش را تحت تأثیر خود قرار داده است. از این رو به بررسی تأثیراتی که تحولات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و تحقیقات صلح بر دیدگاهها و شناخت آموزش صلح در اوایل دهه ۱۹۵۰ تا ۱۹۹۰ گذاشته است، میپردازیم. این بررسی در چهار دورۀ زمانی مختلف انجام گرفته است.

-۱ دورۀ خلع سلاح اتمی:۲از اوایل دهه۱۹۵۰تا اواسط دهه۱۹۶۰ادامه داشته اسـت،زمانی که توجه اکثریت به جنـگ سـرد منعطـف شـده بـود و مطالعـات صـلح بـر محـور موضوعات خلع سلاح قرار گرفته بود.

-۲ دوره عدالت اقتصادی و اجتماعی:۳از اواسط دهـه۱۹۶۰تـا اواسـط دهـه۱۹۷۰

ادامه داشت. زمانی که مفهوم صلح بیانگر تغییر از خشونت مستقیم به خشونت غیرمـستقیم

(ساختاری) بود و توجه اکثریت بر قبول داشتن عدالت اقتـصادی و اجتمـاعی و تأکیـد بـر درگیریهای بدون خشونت بود و بر وجود کشورهایی با برخورداری از صلح مثبت، تأکید میشد.

۱- peace understandings and peace education 2- nuclear disarmament 3- social and economic justice

۴۶ فصلنامه نوآوریهای آموزشی، شمارۀ۲۵، سال هفتم، بهار۱۳۸۷

در این راستا یونسکو از اواسط دهه ۱۹۷۰ تلاشهایش را برای ارتقاء عدالت اجتمـاعی و اقتصاد در آموزش به کار گرفت و در ایـن رابطـه، پیـشنهاد پیرامـون »آمـوزش شـناخت بینالمللی، همکاری و صلح« را مطرح نمود و موارد اساسی را که تمام دانـشآمـوزان بایـد آنها را مطالعه کنند، در موارد زیر خلاصه نمود:

-۱ تساوی حقوق انسانها

-۲ حفظ صلح و خلع سلاح

-۳ مطمئن کردن مردم از وجود حقوق بشر

-۴ رشد اقتصادی و تحول اجتماعی

-۵ محافظت از میراث فرهنگی انسان

-۶ محافظت از منابع طبیعی

-۷ نقش سازمان ملل در حل چنین مشکلات (هیکس۱، (۱۹۸۳

-۳ دوره آموزش خلع سلاح:۲ این دوره از اواسط دهه۱۹۷۰تا اواسط دهه۱۹۸۰بهطول انجامید و محور اصلی آن بر تربیت نیروهای بومی آموزش خلع سلاح قـرار گرفـت.
در این دوره نگرانی پیرامون مسائل زیستمحیطی آغاز شده بود.

-۴ دوره وابستگی متقابل جهانی و سیاره ای:۳این دوره شامل اواسـط دهـه۱۹۸۰تـاعصر کنونی میباشد و توجه عمده آن پیرامون وابستگی متقابل جهانی و سـیارهای اسـت و تأکید فراوان بر مسائل محیطی در جهت دستیابی به زندگی بهتر، بدون تباهی محیط زیست دارد.

آمـوزش صلـح در برنـامههـای درسـی

با توجه به مطالب گفته شده با آنکه تلاشهای بسیار گستردهای در زمینه آموزش صـلح صورت گرفته است، اما نگرانیهایی در این مورد وجود دارد. مونتهسوری نگرانـی خـود را اینگونه عنوان کرده است:

۱- Hicks 2- disarmament education 3- global and planetary interdependence

بررسی میزان توجه به آموزش صلح در برنامه درسی دورۀ ابتدایی
۶۵

»آموزش … افراد را تشویق میکند تا به دنبال علایق شخصی خود بروند دانشآمـوزان در مدرسه آموزش میبینند کـه هـیچ کمکـی بـه اطرافیـان خـود نکننـد و بـرای پیـشرفت همکلاسیهای خود هیچ تلاشی نکنند و تنها نگرانیشان این باشد که در پایـان سـال رتبـه بالا کسب کنند و جایزه این رقابت را به خود اختصاص دهند. این مخلوقـات خودخـواه و بیچاره که به طور تجربی ثابت شده است از لحاظ روحی و ذهنی خسته هستند، بعـدها در زندگی خود را همانند دانهای جدا بر روی کویری مییابند که هرکس جدا از همسایه خود زندگی میکند، آنها بیحاصل و بیثمر هستند و اگر طوفانی بیابید این ذرههای ریز انـسانی که هیچ وابستگی به دنیا و زنـدگی نداشـتهانـد، بـه راحتـی از هـم پاشـیده خواهنـد شـد«

(مونته سوری۱، ۱۹۷۲ ، ص (۳۴

با توجه به چالشهای عمیق جامعه جهانی، تقریباً کلیـه کـشورها در شـرف تجدیـد یـا اصلاح سیستمهای آموزشی خود هستند تا از این طریق به رفـع نیازهـای مربـوط بـه قـرن بیست و یکم بپردازند. در این روند پاسخ به چالشهـا را دیگـر نمـیتـوان در زمینـه ملـی جستجو کرد بلکه مستلزم همکاری گسترده و هماهنگی فراگیر بین المللی است.

»شورای جهانی برنامه درسی و آموزش«۲ در سـال ۱۹۷۱ توسـط معلمـانی از سرتاسـر جهان تشکیل شد. در مقدمه اساسنامه این شورا که یکی از سازمانهای معروف جهـانی در امر آموزش است و مسئولیت و جایگاه معینی را در آموزش صلح به خود اختـصاص داده، چنین بیان شده است:
اکنون زمانی است که جامعه جهانی و آموزگاران وظیفه اطمینـان بخـشیدن بـه مـردم را دارند. آموزش نقش مؤثری در ارتقاء برابری، صلح و تصور حقـوق بـشر جهـانی دارد. در نتیجه، تمامی برنامههای درسی و آموزشی مؤسـسات آموزشـی بـرای کودکـان، جوانـان و سالمندان باید در جهت ارتقاء عزتنفس افراد، آگاهی اجتماعی و ایجاد توانائی شـرکت در تمامی سطوح جامعه جهانی از ملی تا جهانی باشد (کارسون۳، ۱۹۸۸، ص .(۱۹

۱- Montessori 2- (WCCI) World Concil of Curriculum and Instruction 3- Corson

۶۶ فصلنامه نوآوریهای آموزشی، شمارۀ۲۵، سال هفتم، بهار۱۳۸۷

این شورا خواستار تمرکز بیشتر بر روی مـسائل صـلح، هـم در حـوزه کتـب درسـی و برنامههای آموزشی و هم در محـدوده دانـش و نگـرش و تـوانش دانـشآمـوزان، هـستند

(ریردون۱ ، .(۱۹۸۲ آنها معتقدند در حقیقت مدرسه باید مکانی برای آمـوزش و پـرورش صـلح و مفاهمـه باشـد (ریـردون۲، (۱۹۸۲ زیـرا کودکـان و نوجوانـان امـروز، رهبـران و تصمیمگیرندگان فردای جامعه هستند و هرگونه تلاش برای ایجاد بـاور عمیـق نـسبت بـه صلح و ضرورت احترام به خود، دیگران و محیط پیرامون، میتواند در خلق و حفظ جهانی صلحآمیز بسیار مؤثر باشد (دواین۳، ۱۹۹۸، ص .(۱۸

البته پژوهشهای صلح نشان دادهاند که صلح تنها به واسطه تغییر آگاهی انسان به وجود نمیآید و تنها با خواست مردم محقق نمیشود، بلکه مـسئله صـلح بـه امکـان تغییـر مـؤثر ساختهای اجتماعی نیز مربوط است. از این رو »آموزش صلح« بایـد بـر مفـاهیم کلیـدی مانند تجاوز سازمان یافته، خشونت ساختمند و عدالت اجتماعی تکیه کند. به همین منظور، آموزش باید به عمیقترین مرکز شخصیتی انسان و به قضاوت اخلاقـی سرشـت و طبیعـت صلح، کنجکاوی و همکاری دست یابد (بالنو۴، ۱۹۶۶، ص .(۷۷

آموزش صلح در برنامه های درسی ایران

در برنامه درسی دورۀ ابتدایی ایران، برنامه درسی معینی تحت عنوان »آموزش صلح« یـا عناوین مشابه وجود ندارد. با توجه به اهداف تعیین شده و شناسایی متغیرهای عملیـاتی از طریق یافتههـای دردسـترس، در ادبیـات »آمـوزش صـلح« مجموعـهای از مفـاهیم معـرف شناسایی شد و سپس در اختیار ۱۰ نفر از متخصصان »آموزش صلح« در سطح دانشگاههای تهران قرار گرفت و بر مبنای نظرات ارائه شده بارها مورد تجدید نظر و تعدیل قرار گرفت.
جدول شمارۀ ۱ چارچوب مورد استفاده برای شناسایی مفاهیم و مؤلفههای »آموزش صلح« را نشان میدهد.

۱- Reardon 2- Reardon I-bid 3- Dewina 4- Bollnow

بررسی میزان توجه به آموزش صلح در برنامه درسی دورۀ ابتدایی
۶۷

جدول :۱ شناسایی مفاهیم و مؤلفههای دانش، توانش، و نگرش صلح از طریق متخصصان آموزش صلح
مفاهیم و مؤلفههای دانش صلح مفاهیم و مؤلفههای توانش صلح مفاهیم و مؤلفههای نگرش صلح
-۱آگاهی از حقوق و آزادیهای -۱۲توانایی احترام به حقوق و -۲۲تقویت فرهنگ بردباری و محو
فردی درک متقابل خشونت و درگیری
-۲آشنایی با مفهوم تغییر از طریق -۱۳توانایی گفتگو و تفاهم -۲۳پرورش روحیه مشارکت
تغییرات فرد، طبیعت، جامعه همکاری، همبستگی و انتقادپذیری

-۳آگاهی از قوانین و مقررات -۱۴توانایی پذیرش تنوع و تکثیر -۲۴احترام به تمامی اشکال زندگی