چکیده

سازمانها به منظور شناسایی و ارزیابی و سنجش میزان بلوغ خود از مدلهایی نظیر EFQM (برای سنجش بلوغ سازمان)، KMMM (برای سنجش بلوغ مدیریت دانش) و … استفاده میکنند. نتیجه و خروجی ارزیابی سازمانها، از طریق سنجش سطح بلوغشان توسط این مدلها، منجر به شناسایی نقاط قوت و زمینههای قابل بهبود سازمان خواهد شد. در سازمانهای پروژه محور در حوزه مدیریت پروژه، مدیریت طرح و مدیریت پورتفولیو نیز مدلهایی جهت سنجش بلوغ و استخراج نقاط قوت و زمینههای قابل بهبود وجود دارد. در همین ارتباط طی سالهای اخیر تلاش گستردهای جهت ارائه روشهای سیستماتیک جهت ارزیابی و ارتقای میزان بلوغ مدیریت پروژه در سازمانها صورت پذیرفته است. با توجه به اینکه در زمینه مدلهای بلوغ در سطح جهان و کشورمان مطالعات متعددی انجام شده است. در این مقاله تلاش میشود ویژگیهای کلی مدلهای بلوغ بیان شده و چند مدل بلوغ معروف نیز معرفی شوند و سپس به منظور استخراج نقاط قوت و زمینههای قابل بهبود آنها، مقایسهای صورت گیرد. پس از این مقایسه و انتخاب مدل بهینه جهت سنجش بلوغ سازمانی مدیریت پروژه، شرکت نصبنیرو – به عنوان پیمانکار و مجری پروژههای کلید در دست نیروگاهی، پالایشگاهی، نفت و گاز و انرژیهای نو در داخل و خارج از کشور در حوزه -EPC تحت بکارگیری این مدل قرار گرفته تا پس از بررسی نتایج حاصل از این پژوهش به شرکتهای پیمانکاری EPC، تعمیم یابد.

واژههای کلیدی

بلوغ، مدلهای بلوغ، OPM3، مدل KPM3، نصبنیرو (مپنا).

-۱ مقدمه

سازمانها، برای دستیابی به استراتژی های خود، پروژههای مختلفـی را مدیریت و اجرا میکنند. میزان موفقیت این پروژهها، انعکاس دهنده میزان موفقیت سازمان در دستیابی به اهداف خود میباشد. بنابراین سازمانها، به دنبال روشهایی برای بهبود عملکرد و موفقیت پروژههای خود هستند. در واقع، برای بقـا چـارهای جـز بهبـود ایـن پـروژههـا وجـود ندارد.کسـانیکه میخواهند پیشرو باشند و سهم بـازار خـود را حفـظ کننـد، بایـد بصـورت مستمر بهبود یابند. سوالات مهم و کلیدی که در این فضـا مطـرح میشـود

این است که چطور میتوان فرآیندهای مدیریت پروژه را بـه صـورت کـارا و اثربخش به انجام رساند؟ چطـور مـیتـوان پروژههـای درسـت و مناسـب را انتخاب کرد و آنها را با موفقیت به پایان رساند؟ در چنین شرایطی ضـرورت استفاده از ابزارهای مدیریت پروژه بیشتر میشود تا افراد بتوانند در محیطی آزاد با تمام وجود، مسئولانه تـلاش کننـد و مـدیران پروژههـا قـادر باشـند پروژههای خود را با زمـان و هزینـهای قابـل قبـول و مناسـب بـه سـرانجام برسانند. با توجه به موارد فوق توجه به وضعیت سـازمانها از منظـر میـزان بلوغ امری ضروری و اجتناب ناپذیر میباشد.

پس از ارائه اولین مدلهای بلوغ در اوایل دهه۱۹۹۰، صاحبنظران مدیریت پروژه به این فکر افتادند استانداردهای مدیریت پروژه را میتوان به عنوان پایگاه دانش و مدلهای بلوغ را بهعنوان ابزار ارزیابی و بهبود در نظر گرفت. اما باید دقت نمود که بکارگیری یک مدل بلوغ مناسب به عنوان یک متدولوژی که مناسب فرهنگ سازمانی و راه و رسم کاری یک سازمان خاص باشد بسیار با اهمیت است و در صورت عدم وجود آن، پروژهها و به دنبال آن سازمان با چالشهای فراوان روبرو خواهد شد.

با توجه به اینکه حدود ۲ دهه از عمر مدلهای بلوغ در حوزه مدیریت پروژه سپری شده است، این مقاله تلاش میکند تا با بررسی ویژگیهای مدلهای بلوغ مختلف و استخراج نقاط و ضعف آنها (جدول(۱ مدلهایی که با شرکتهای با ساختار پیمانکاری و همچنین حوزههای دانشی مدیریت پروژه تطابق بیشتری دارند، انتخاب و از میان آنها بهینهترین مدل را برای شرکتهای پیمانکاری ۱(EPC)، انتخاب نموده و اقدام به تهیه مدلی بهینه با اضافه نمودن حوزههای دانشی مختلف، شرکت نصبنیرو (بازوی اجرایی گروه مپنا) را مورد ارزیابی قرار داده و از این طریق کاربرد مدل را در شرکتهای پیمانکاری (EPC) مورد بررسی قرار دهد.

-۲ معرفی مدلهای بلوغ برای مدیریت سازمانهای پروژه محور

قبل از هر چیز بهتر است که تعاریف زیر مورد بررسی قرار گیرد تا به درک بیشتر مفاهیم عنوان شده منتهی گردد. پروژه: استانداردPrince II، دو تعریف را برای پروژه ارائه داده است. این استاندارد از جهت اهداف، پروژه را یک محیط مدیریتی که به منظور تحویل یک یا چند محصول تجاری مطابق با یک موقعیت تجاری مشخص ایجاد شده است تعریف میکند و در جای دیگر و با توجه به ویژگیهای پروژه آن را یک سازمان موقتی که باید یک نتیجه منحصربهفرد و از پیش تعیین شده را با یک زمان از قبل تعیین شده و منابع مشخص، ایجاد کند میداند . راهنمای دانش مدیریت پروژه ۲ (PMBOK)، یک پروژه را تلاشی موقتی که به منظور تولید محصول، خدمت یا نتیجهای منحصربهفرد انجام میگیرد، میداند. براساس تعریف استاندارد ۳ ICBپروژه یک عملکرد محدود شده توسط زمان و هزینه برای دستیابی به تحویل شدنیهای تعریف شده (محدوده تعریف شده برای برآوردن موضوعات پروژه) براساس استانداردهای کیفیت و الزامات است. قابل توجه است که همه این استانداردها محدودیت زمان، هزینه (منابع) و موقتی بودن را درکنار تولید یک محصول مشخص و منحصربهفرد مورد توجه قرار دادهاند. مدلهای بلوغ: مدلهایی که معمولاً اهداف زیر را دنبال میکنند:

• موقعیتی را جهت آغاز حرکت به سوی تعالی سازمانی ایجاد میکنند.
• یک زبان مشترک و یک چشم انداز مشترک ایجاد میکنند.
• چارچوبی برای اولویتبندی اقدامات ایجاد میکنند.
• پروژههای بهبود را به منظور پیشرفت سازمان تعریف میکند. سازمانهای پروژه محور: سازمانهایی که به هر سه دامنه مدیریت پروژه، مدیریت طرح و مدیریت پورتفولیو اشاره دارند.