بررسی نقش اطلاعات حسابداری در کاهش عدم تقارن اطلاعاتی در بورس اوراق بهادار تهران

چكيده:.. ۱
مقدمه:.. .۲
فصل اول: کلیات تحقیق
۱-۱-مقدمه : ۴
۲-۱ بیان مسأله ۴
۳- ۱ تاریخچه موضوع تحقیق ۶
۴-۱ اهمیت و ضرورت تحقیق ۷
۵-۱چارچوب نظری تحقیق ۸
۶-۱ اهداف تحقیق ۱۰

۷-۱- فرضیات تحقیق ۱۰
۸-۱-قلمرو تحقیق ۱۰

۹-۱ مدل تحلیلی تحقیق ۱۰
۱۰-۱ تعریف واژه ها و اصطلاحات ۱۲
فصل دوم: مروری بر ادبیات تحقیق
۱-۲- مقدمه : ۱۵
۲-۲شكل گيري مفهوم عدم تقارن اطلاعاتي: ۱۶
۳-۲- ورود مفهوم عدم تقارن اطلاعات به بازار هاي سرمايه: ۱۸
۱-۳-۲- مباني نظري تفاوت قيمت پيشنهادي خريد و فروش اوراق بهادار ۱۸
۲-۳-۲ عدم تقارن اطلاعاتی و دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام ۲۱
۳-۳-۲- عدم تقارن اطلاعاتی و بورس اوراق بهادار تهران ۲۵
۴-۳-۲-نظريه بازار كاراي سرمايه ۲۵
۴-۲-اطلاعات جدید و سرعت تعدیل قیمت های سهام ۲۸

۵-۲- اعلان سودحسابداري و محتواي اطلاعاتي آن ۳۱
۱-۵-۲-تحقیقات بال و بران ۳۱
۲-۵-۲-محققان پیرو بال و براون ۳۳
۳-۵-۲-تحقیقات فوستر ۳۴
۳-۵-۲-تحقیقات بیور ۳۵
۴-۵-۲-سایر مطالعات در ارتباط با تئوری اطلاعات نا متقارن: ۳۶
۵-۵-۲- تحقيقات صورت گرفته در ايران: ۳۷
۶-۲-خلاصه فصل: ۴۳
فصل سوم: روش اجرای تحقیق
۱-۳- مقدمه: ۴۶
۳-۲- روش تحقیق ۴۶
۳-۳ قلمرو تحقیق ۴۷
۴-۳- روش های گردآوری اطلاعات ۴۷
۵-۳-ابزارگردآوری اطلاعات ۴۷
۶-۳- جامعه ونمونه ۴۷
۸-۳- سنجش متغير هاي تحقيق ۴۸
۱-۸-۳-دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش ۴۸
۲-۸-۳- حجم مبادلات ۴۹
۳-۸-۳ بازده غیر عادی انباشته ۵۱
۹-۳- آزمون کولموگروف – اسمیرنوف ۵۴
۱۰-۳-آزمون علامت یک نمونه ای: ۵۴
۱۱-۳-آزمون رتبه علامت دار ۵۵

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داه ها

۱-۴-‏ مقدمه: ۵۷
۲-۴-ازمون فرضیه ها: ۵۸
۱-۲-۴- آزمون فرضیه اول: ۵۸
۲-۲-۴-آزمون فرضیه دوم ۶۰
۳-۲-۴- آزمون فرضیه سوم: ۶۲
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات
۱-۵-مقدمه: ۶۵
۲-۵-نتایج ازمون فرضیه ها: ۶۶

۱-۲-۵-نتایج آزمون فرضیه اول: ۶۶
۲-۲-۵-نتایج آزمون فرضیه دوم: ۶۷
۳-۲-۵-نتایج آزمون فرضیه سوم: ۶۸
۳-۵- نتیجه گیری کلی تحقیق: ۶۹
۴-۵- پیشنهادها: ۶۹
۱-۴-۵-پیشنهادهایی برای تحقیقات آتی ۷۰
۵-۵ محدودیت های تحقیق ۷۱
پیوستها
پیوست ۱:نام شرکتهای عضو نمونه : ۷۳
پیوست ۲: متغیر فرضیه اول،دامنه تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش هر سهم ۷۷
پیوست ۳: متغیر فرضیه دوم،متوسط گردش سهام نمونه iدر دوره t 81
پیوست ۴: متغیر فرضیه سوم،بازده غیر عادی انباشته شرکتها ۸۵

منابع و ماخذ
منابع فارسي: ۹۳
منابع لاتین: ۹۵
چکیده انگلیسی ……………………………………………………………………………………………۹۷

جدول شماره۱-۴: آزمون تک نمونه ای (آزمون نرمال بودن) ۵۹
جدول شماره۲ -۴- آزمون آماری ویلکاکسونb 59
جدول شماره ۳-۴- آزمون فراوانی ها (فرضیه اول) ۶۰
جدول شماره ۴-۴- آزمون تک نمونه ای(آزمون نرمال بودن فرض دوم) ۶۱
جدول شماره ۵-۴- آزمون آماریb ویلکاکسون ۶۲
جدول شماره ۶-۴- آزمون تک نمونه ای(نرمال بودن فرض سوم) ۶۲
جدول شماره ۶-۴- آزمون آماریb ویلکاکسون ۶۳

نمودار ۱-۲ نحوه تعادل در دو بازار ۱۹
نمودار ۲-۲-تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش ۱۹
نمودار ۳-۲- یک بازار پر افت وخیز ۲۱
نمایه ۲-۱ خلاصه نتایج مطالعات در مورد وجود عدم تقارن اطلاعاتی ۲۴
نمودار ۱-۴(داد ه های فرض اول) ۸۹
نمودار ۲-۴(داده های فرض دوم) ۹۰
نمودار۳-۴ (داده های فرض دوم پس از حذف داده های پرت) ۹۰
نمودار ۴-۴(داده های فرض سوم) ۹۱
نمودار ۵-۴(داده های فرض سوم پس از حذف داده های

پرت)…………………………………….. ۹۱
چكيده:
در این تحقیق ،مساله اصلی بررسی نقش اطلاعات حسابداری در کاهش عدم تقارن اطلاعاتی بین شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ا

ست.یکی از عوامل موثر بر روند قیمت سهام شرکتها نشانه و علائمی است که به صورت اطلاعات و پیش بینی های مختلف از داخل آن شرکتها در دسترس سرمایه گذاران و سهامداران قرار می گیرد .از جمله اطلاعات منتشر شده از سوی شرکتها،اعلان سود برآوردی هر سهم برای سال مالی آینده می باشد.بنابراین در این پژوهش وجود سطح عدم تقارن اطلاعاتی و تاثیر آن بر روی قیمت سهام و حجم مبادلات در ۲۱ روز قبل و بعد از اعلان سود برآوردی هر سهم مورد بررسی قرار گرفت.جامعه آماری در این پژوهش متشکل از ۱۵۲مورد اعلان سود می باشد که متعلق به ۹۸ مورد شرکت برای سالهای ۱۳۸۳-۱۳۸۶ می باشد.نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که در دوره مورد بررسی عدم تقارن اطلاعاتی وجود داشته و این امر در قبل از اعلان سود بیش از دوره پس از اعلان سود بوده است .همچنین مشخص گردید که اعلان سود برآوردی شرکتها تاثیری در حجم مبادلات ندارد،به عبارتی تغییر محسوسی در حجم مبادلات قبل و بعد از اعلان سود مشاهده نشد.از نتایج این پژوهش مشخص گردید که اعلان سود تاثیری در تعدیل قیمت سهام ندارد با این حال در اکثر شركتهاي مورد مطالعه بازده غیر عادی انباشته را شاهد بودیم.نتایج این پژوهش با برخی یافته خارج و داخل از کشور مطابقت دارد.

مقدمه:
در حال حاضر ، حسابداري نقش مهمي را در سيستم اقتصادي ايفا مي كند. تصميم گيري دقيق از جانب اشخاص ، شركت ها، دولت و غيره براي توزيع مناسب و كار آيي منابع مالي امري اجتناب ناپذير است . براي اين گونه تصميم گيري ها، تصميم گيرندگان بايد اطلاعاتي قابل اتكا در اختيار داشته باشند در واقع ، هدف حسابداري كمك به اين تصميم گيرندگان است.از سوي ديگر ، سرمايه گذاري ازموارد ضروري و اساسي در فر آيند رشد و توسعه اقتصادي كشور است . به طور تجربی ثابت شده است که مردم سطوح متفاوتی از اطلاعات و معلومات را دارا هستند .اطلاعاتی که آنها در اختیار دارند،رفتارشان را در موقعیت های مختلف تحت تاثیر قرار می دهد.به عنوان مثال هنگام خرید یک کالا،فروشنده معمولاً قیمت یک قلم جنس را بر مبنای دانش

و آگاهیش از قیمت سایر اقلام مشابه در بازار و شرایط آن با توجه به سایر عوامل تعیین می کند.خریدار نیز می تواند اطلاعاتی مشابه درباره قیمتهای بازار داشته باشد .اما اطلاعات خریدار درباره کیفیت کالا به احتمال زیاد با اطلاعات فروشنده برابری نمی کند و فروشنده اطلاعات کاملتری در این زمینه دارد.بنابراین بدیهی است که ما بین این دو بخش از مشارکت کنندگان در بازار کالا عدم تقارن اطلاعات وجود دارد.

در فصل اول پس از بیان مسئله تحقیق، تاریخچه موضوع تحقیق را مورد بررسی قرار می دهیم و به بیان اهمیت و ضرورت تحقیق می پردازیم. همچنین اهداف تحقیق را بیان می کنیم. چارچوب نظری تحقیق که بنیان اصلی طرح سئوال و موضوع تحقیق بوده است در این فصل آورده شده و در ادامه به مدل تحلیلی و فرضیه های تحقیق نیز اشاره شده است. در پایان این فصل تعاریف واژه ها و اصطلاحات آمده است.

فصل اول:
كليات تحقیق

۱-۱-مقدمه :
حسابداري به منظور جواب گويي به نيازهاي انسان به وجود آمده است . شرايط اجتماعي ، اقتصادي و سياسي محيط حسابداري به تناسب زمان متفاوت بوده است.در نتيجه،هدف هاي حسابداري وروش هاي آن نيز متناسب باتغیير در شرايط محيطي دگرگون شده است. با گذشت زمان و به موازات گسترش فعاليت هاي اقتصادي و افزايش پيچيدگي آن، هدف ها و روش هاي حسابداري به منظور جواب گويي به نيازهاي اطلاعاتي توسعه يافته است.
در حال حاضر ، حسابداري نقش مهمي را در سيستم اقتصادي ايفا مي كند. تصميم گيري دقيق از جانب اشخاص ، شركت ها، دولت و غيره براي توزيع مناسب و كار آيي منابع مالي امري اجتناب ناپذير است . براي اين گونه تصميم گيري ها، تصميم گيرندگان بايد اطلاعاتي قابل اتكا در اختيار داشته باشند در واقع ، هدف حسابداري كمك به اين تصميم گيرندگان است.از سوي ديگر ، سرمايه گذاري ازموارد ضروري و اساسي در فر آيند رشد و توسعه اقتصادي كشور است .
یکی از عوامل موثر در تصمیم گیری ،اطلاعات مناسب و مرتبط با موضوع تصمیم است.در صورتی که اطلاعات مورد نیاز به صورتی نا متقارن بین افراد توزیع شود.(انتقال اطلاعات به صورت نا برابر صورت گیرد) می تواند نتایج متفاوتی را نسبت به موضوعی واحد سبب شود.بنابراین ،قبل از این که خود اطلاعات برای فرد تصمیم گیرنده مهم باشد،این کیفیت توزیع اطلاعات است که باید به صورت دقیق مورد ارزیابی قرار گیرد.

۲-۱ بیان مسأله
يكي از مهمترين عوامل در تصميم گيري صحيح ،اطلاعات مناسب و مرتبط با موضوع تصميم است كه اگر به درستي فراهم و پردازش نشوند اثرات منفي براي فرد تصميم گيرنده خواهد داشت از سوي ديگر نوع و چگونگي دستيابي به اطلاعات نيز حائز اهميت است .در صورتي كه اطلاعات مورد نياز به صورتي نا متقارن در بين افراد توزيع شود( انتقال اطلاعا ت به صورت نابرابر بين مردم صورت گيرد) مي تواند نتايج متفاوتي را نسبت به يك موضوع واحد سبب شود .بنابراين قبل از اينكه خوداطلاعات براي فرد تصميم گيرنده مهم باشد ،اين كيفيت توزيع اطلاعات است كه بايد به صورت دقيق مورد ارزيابي قرار گيرد.

زمانی كه عدم تقارن اطلاعاتي در رابطه با سهام يك شركت افزايش يابد ارزش ذاتي آن با ارزشي كه سرمايه گذاران در بازار سرمايه براي سهام مورد نظر قائل مي شوند متفاوت خواهد بود .در نتيجه ارزش واقعي سهام شركتها با ارزش مورد انتظار سهامداران تفاوت خوا

هد داشت (دياموند و ورچيا، ۱۹۹۱، ص۶۵) .
آنچه در بازار هاي سرمايه مورد توجه قرار گيرد اين است كه بسياري از افرادي كه اقدام به سرمايه گذاري مي كنند،مردم عادي هستند كه تنها راه دسترسي آنها به اطلاعات مهم شركتها ،اطلاعيه هايي مي باشد كه از جانب شركتها منتشر مي شود. يك نمونه از اين نوع اطلاعيه ها را مي توان اعلان سود بر آوردي هر سهم دانست که در آن سود پيشنهادي هر سهم از جانب شركت پيش بيني شده و به اطلاع عموم رسانده مي شود.
در ایران ،بر اساس ماده۵ آئين نامه افشاي اطلاعات شركتها ي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ،مديران شركت هاي پذيرفته شده در بورس موظف هستند كه بودجه و پيش بيني عملكرد سالانه حداكثر ۳۰ روز قبل از شروع سال مالي جديد و تعديل پيش بيني عملكرد سالانه در دوره هاي سه ماهه ،حداكثر ۲۰ روز بعد از پايان دوره و پيش بيني درآمد هر سهم خود را به صورت ۳ ماهه واقعي و يك ساله پيش بيني و حداكثر ۲۰ روز بعد از پايان دوره سه ماهه ،به مديريت نظارت بر شركت هاي سازمان بورس اوراق بهادار در تهران ارسال نمايند.با توجه به اينكه اعلان سود مي تواند برقيمت سهام تاثير گذار باشد ،در نتيجه مي تواند در تصميم گيري هاي افراد نقش مه

مي را ايفا كند. و از انجاي كه در بند اول مفاهيم نظري و گزارشگري مالي استاندارد حسابداري ايران ،هدف اصلي از ارائه اطلاعات حسابداري كمك به تصميم گيري ها ي اقتصادي افراد

 

مي باشد خود مي تواند گوياي اهميت فوق العاده اين امر باشد .حال اگر در بين سرمايه گذاراني كه در بازار سرمايه مشغول فعاليت بوده ،افرادي باشند كه از نظر اطلاعاتي نسبت به سايرين در موقعيت بهتري قرار داشته باشند و به عنوان مثال از اعلان هايي كه قرار است در باره سود صورت پذيرد مطلع باشند قادر خواهند بود تا بر عرضه و تقاضاي بازار تاثير گذاشته و به اصطلاح منجر به بروز شكاف قيمتها گردند.
دليل اصلي آن نيز وجود عدم تقارن اطلاعاتي در بازار سرمايه مي باشند كه بر طبق آن افراد مطلع از اعلان سود (ويا هر خبر با اهميت ديگر) را نسبت به سايرين در موقعيت تصميم گير ي مناسبتري قرار مي دهد.
در صورت وجود عدم تقارن اطلاعاتي در بازار سرمايه و نبود راهكار مناسب براي كاهش آن ،سرمايه هاي افراد عادي كه در اين بازار ها اقدام به سرمايه گذاري مي كنند همواره مورد مخاطره قرار خواهد گرفت. با توجه به مطالب ذکرشده مي توان بيان نمود که اعلان سود برآوردی چه تاثیری بر عدم تقارن اطلاعاتی دارد؟ و راهکار های مناسب برای کاهش عدم تقارن اطلاعاتی چیست؟وجود اطلاعات نا متقارن بر تصمیم گیری افراد چه تاثیری دارد؟ سوال اصلی این تحقیق بیان می کند که آیا اعلان سود حسابداری می تواند عدم تقارن اطلاعاتی را بین سرمایه گذاران کاهش دهد یا خیر؟

۳- ۱ تاریخچه موضوع تحقیق
با توجه به بررسي اطلاعات موجود در مراجع كتابخانه اي ،در مورد عدم تقارن اطلاعاتي و ارتباط آن با داده هاي حسابداري تحقيقي در بورس اوراق بهادار صورت گرفته است .در این پژوهش که توسط محمد رضا وطن پرست صورت گرفته وجود سطح عدم تقارن اطلاعاتی و تاثیر آن بر روی قیمت سهام و حجم مبادلات در ۲۱ روز قبل و بعد از اعلان سود برآوردی هر سهم مورد بررسی قرار گرفته است.نتایج تحقیق که در سالهای ۸۱ -۸۳ توسط محمد رضا وطن پرست انجام شده بود نشان می دهد که در دوره قبل از اعلان سود عدم تقارن اطلاعاتی ،حجم مبادلات بیشتر از پس از اعلا

ن سود بود.
در خارج از كشور تحقيقاتي از اواخر دهه ۱۹۷۰ ميلادي در زمينه عدم تقارن اطلاعاتي در كشور هاي مختلف صورت گرفته است .نتايج حاصل از اين تحقيقات با توجه به شرايط مكاني و زماني تحقيق متنوع مي باشد به طوري كه برخي از محققين وجود عدم تقارن اطلاعاتي را قبل از اعلان سود وبرخي پس از اعلان سود گزارش نموده اند.و به تناسب آن نيز افزايش حجم مبادلات را در دوره هاي قبل و بعد از اعلان سود گزارش كردند.
به عنوان مثال ،اشمن و مورس۱۹۸۳و چيانگ ۱۹۸۶به وجود عدم تقارن اطلاعاتي در دوره پس از اعلان سود اشاره كردند .
لي و مك لاو (۱۹۹۳) نيز با بهره گيري از اطلاعات بين روزي سطح عدم تقارن اطلاعاتي بيشتري را در دوره قبل از اعلان سود گزارش نموده اند.ايزلي و اوهارو (۱۹۹۲) نيز دريافتند به تناسب افزايش عدم تقارن اطلاعاتي حجم مبادلات نيز افزايش پيدا نموده است،البته آنها نيز اين امر را در دوره قبل از اعلان سود مشاهد نموده اند.
يان (۱۹۹۸) نيز دريافت ،واكنش بازار سهام نسبت به بازده غير عادي رابطه مثبتي با عدم تقارن اطلاعاتي در دوره قبل از اعلان سود دارد.ليبي (۲۰۰۳) با بررسي شركت هاي مستقر در بورس تورنتو وجود عدم تقارن ازاطلاعاتي را در دوره قبل از اعلان سود گزارش نمود.ويل (۲۰۰۴) نيز با بررسي شركتهاي فعال در يورونكست پاريس سطح عدم تقارن اطلاعاتي بيشتري را قبل از اعلان سود مشاهده نمود.اطلاعات بيشتر در فصل ۲ آمده است.

۴-۱ اهمیت و ضرورت تحقیق
يكي از نكات مهمي كه همواره در مورد بازار هاي سرمايه خصوصاً بورس هاي اوراق بهادار مطرح مي گردد ،بحث كارايي بازار مي باشد كه بر طبق آن تمامي اطلاعات موجود در بازار ،اثرات خود را بر روي قيمت سهام منعكس مي نمايد .شايد بتوان از ديدگاه فرضيه بازار كارا،دليل وجودي حسابداري را عدم تقارن اطلاعاتي بيان نمود كه در آن يكي از طرفين مبادله اطلاعات بيشتري را نسبت به طرف مقابل در اختيار دارد .اين امر به علت ورود معاملات و اطلاعات دروني بوجود مي آيد.
حتي اگر قيمت بازار اوراق بهادار كاملاً منعكس كننده اطلاعات باشد باز هم اين احتمال وجود دارد كه افراد درون سازمان بيش از افراد برون سازمان در مورد وضعيت كيفي شركت اطلاعات بيشتر در اختيار داشته باشد و بتواند به واسطه اين مزيت اطلاعاتي در جهت كسب منافع بيشتر اقدام نمايد.در اين جاست كه يكي از زير شاخه هاي بحث عدم تقارن اطلاعاتي موسوم به “گزينش (انتخاب)متغير “نمايان مي شود.

گزينش مغاير به وضعيتي اطلاق مي شود كه در آن فروشندگان اطلاعات مربوطي در اختيار دارند كه خريدارن از آن بي اطلاع مي باشند و (بالعكس)،كه اين امر دقيقاً قبل از وقوع معامله به وجود مي آيد. زماني كه معامله گران در بازار از وجود افراد غير مطلع آگاه شوند مسئله گزينش مغاير افزايش مي يابد. در اين حالت افزايش سطح عدم تقارن اطلاعاتي از طريق گسترش تقارن دامنه پيشنهادي قيمت خريد و فروش سهام نشان داده مي شوند و بازار گردان ها از افزايش اين تفاوت براي جبران و سبك گزينش مغاير بهره مي گيرند.به عبارت ديگر حضور افراد نا آگاه در بازار سرمايه اين امكان را فراهم مي سازد تا سرما يه گذاران حرفه اي نرخ بازده بالاتري به دست آورند.
معمولاً زماني كه اطلاعات تازه اي از وضعيت شركت ها در بازار منتشر مي شود ،اين اطلاعات توسط تحليل گران ،سرمايه گذاران و ساير استفاده كنندگان مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته و بر مبناي آن ،تصميم گير ي نسبت به خريد يا فروش سهام صورت مي پذيرد.
اين اطلاعات و نحوه واكنش آن ها و رفتار استفاده كنندگان به خصوص سهامداران بالفعل و بالقوه تاثير گذاشته و باعث افزايش و يا كاهش قيمت و حجم مبادلات سهام مي گردد.زيرا نحوه برخورد افراد با اين اطلاعات جديد نوسانات قيمت ها را شكل مي دهد.بنايراين ،در صورت انتشار محرمانه و نا همگون اطلاعات واكنش هاي متفاوتي را از سوي سرمايه گذاران به واسطه ورود عدم تقارن اطلاعاتي در بازار سرمايه شاهد مي باشيم كه اين امر تحليل هاي نادرست و گمراه كننده اي را از وضعيت جاري بازار به همراه خواهد داشت.
مطالب فوق مي تواند بيانگر اهميت موضوع عدم تقارن اطلاعاتي و تاثير غير قابل انكار آن بر روي تصميم گيري هاي اقتصادي افراد باشد.

۵-۱چارچوب نظری تحقیق
در دهه ۱۹۷۰ ميلادي سه دانشمند به نام هاي مايكل اسپنس ،جرج اكرلوف و جوزف استيليتز (برندگان جايزه نوبل اقتصاد در سال ۲۰۰۱) در زمينه اقتصاد اطلاعات ،نظريه اي را پايه گذاري كردند كه به نظريه عدم تقارن اطلاعاتي موسوم شد.در آن زمان محافل مالي و اقتصادي دنيا همواره سوال هايي به شرح ذيل مطرح بود:
چرا كساني كه قصد خريد اتومبيل دست دوم دارند ترجيح مي دهند به واسطه مراجعه كنند تا به فروشنده؟
چرا موسسه ها با وجود اطلاع از وضع ماليات بر سود سهام، بين سهامداران خود سود تقسيم مي كنند؟
چرا نرخ بهره در كشورهاي جهان سوم اغلب بيش ا زحد بالاست؟

مساله اطلاعات نا متقارن در جايي اتفاق مي افتد كه يك فرد اطلاعاتي در ارتباط با رويداد هاي اقتصادي داشته باشد و فرد يا افراد ديگر فاقد آن باشند.تا كنون ما تصور مي کرديم كه كيفيت كالاهاي مورد معامله هميشه براي همه طرفهاي مشاركت كننده در يك معامله مخص است .مثالهاي بي شماري وجود دارد كه اين فرض و تصور درست نيست .معمولاً يك طرف معامله نسبت به طرف ديگر اطلاعات بيشتري در اختيار دارد .
با توجه به اينكه ميزان اطلاعاتي كه در اختيار يك طرف معامله قرار دارد ،توسط دادگاه يا ساير مراجع قابل تشخيص نيست بنابراين نمي توان براي برابري نمودن اطلاعات قرارداد تنظيم نمود.
برندگان جايزه نوبل ،پاسخ مشتركي براي سوالات مطرح شده ارائه دادند و با استفاده از فرضيه واقع بينانه عدم تقارن اطلاعاتي به بسط نظريه خود پرداختند و براي سوالات فوق پاسخ هايي به شرح ذيل ارائه نمودند:
فروشندگان اطلاعات بيشتري نسبت به خريداران درباره كيفيت اتومبيل دارند.
مديران شركت ،بيش از سهامداران از وضعيت سودآوري موسسه مطلع مي باشند.
وام گيرندگان بهتر از وام دهندگان درباره توانايي شان جهت باز پرداخت اقساط در آينده اطلاع دارند.
به طور مشخص ،اكرلوف نشان داد كه عدم تقارن اطلاعاتي مي تواند موجب افزايش گزينش مغاير در بازار ها شود كه اين امر قبل از وقوع معامله براي افراد بوجود مي آيد .اسپنس خاطر نشان كرد كه در شرايط خاص ،واسطه هاي مطلع مي توانند با انتقال اطلاعات محرمانه خود به واسطه هاي كم اطلاع، درآمد بازار خود را بيشتر كنند.به اين ترتيب مدير شركت با صرف مخارج اضافي براي ماليات سود سهام ،خبر از بالا بردن سود مي دهد.
مقاله اكرلوف (۱۹۷۰) با عنوان “بازار نابسامان “اولين تحليل رسمي از بازار هايي را كه با مشكل گزينش مغاير رو به رويند،معرفي مي نمايد .اكرلوف نوعي بازار را به تصوير مي كشد كه در آن به اصطلاح رايج ،فروشنده نسبت به خريدار اطلاعات بيشتري را در اختيار دارد.البته حسابداران براي كاهش مشكل گزينش مغاير ،سياست افشاي كامل را پذيرفته اند تا ميزان اطلاعات در اختيار عموم افزايش يابد.
شركتهايي كه بر اساس اطلاعات نهايي از سودآوري بالاي خود مطلع مي باش

ند،سود سهام پرداخت مي كنند و بازار آن را علامتي براي خبر خوب تلقي مي

كند و قيمت بالاتري براي سهام آن شركت قائل مي شود. و از اين طريق با بالا رفتن قيمت سهام ماليات پرداختي بر روي سود سهام را جبران مي كنند. )جلیلی،۱۳۷۸، ص ۲۰۸)۲٫
۶-۱ اهداف تحقیق
هدف اصلي در اين تحقيق ،تعيين تاثير اعلان سود بر كاهش عدم تقارن اطلاعاتي در بين سرمايه گذاران مي باشد.

۷-۱- فرضیات تحقیق
در اين تحقيق ،تفاوت موجود بين قيمتهاي پيشنهادي خريد و فروش سهام و رابطه آن با حجم مبادلات و قيمتهاي سهام در زمان اعلان سود مورد بررسي قرار ميگيرد تا در يابيم:
آيا اعلان سود حسابداري در كاهش عدم تقارن اطلاعاتي بين سرمايه گذاران موثر است.؟
برا ي پاسخ به سوال فوق و با توجه به مباني نظري موجود در اين زمينه فرضيه هايي به شرح زير تدوين شده اند:
فرضيه ۱: دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام قبل از اعلان سود نسبت به دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش بعد از اعلان سود بيشتر است.
فرضيه ۲: حجم مبادلات قبل از اعلان سود ،بيشتر از حجم مبادلات پس از اعلان سود است.
فرضيه ۳:اعلان سود منجر به تعديل قيمت سهام مي گردد.

۸-۱-قلمرو تحقیق
جامعه مورد بررسي در اين تحقيق ،شركت هاي پذيرفته شده در بورس تهران مي باشد.محدوده زماني اين تحقيق سال ۸۳-۸۶ مي باشد .قلمرو تحقيق از لحاظ موضوع ، اعلان سود حسابداري مي باشد.

۹-۱ مدل تحلیلی تحقیق
براي محاسبه عدم تقارن اطلاعاتي در بورس اوراق بهادار تهران از مدل زير استفاده شده است . اين مدل توسط چيانگ و وينكاتش در سال ١٩٨٦ براي تعيين دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام مورد استفاده قرار گرفت. پس از وي نيز افراد ديگري در تحقيقات خود از اين مدل بهره گرفتند. مدل يادشده به شرح زير است:

كه در آن:
=Tدوره زماني مورد بررسي
=iنمونه مورد بررسي

=SPREADدامنه تفاوت قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام
=(ASK PRICE)APميانگين قيمت پيشنهادي فروش سهام شركتiدر دوره t
=(BID PRICE)BPميانگين قيمت پيشنهادي خرید سهام شركتiدر دوره t

بررسي تغييرات در حجم مبادلات از فرمول زير كه توسط فاستر و بيور مطرح ش

ده، استفاده شده است:

۱ تعداد سهام شركت iكه در هفته t معامله شده
* Vit=
تعداد روزهاي معاملاتي در هفته t تعداد سهام منتشرشده شركت iدر هفته t

لازم به يادآوري است، به دليل اين كه در اين تحقيق از اطلاعات روزانه استفاده شده است در فرمول يادشده تغييراتي صورت گرفته است . بدين معني كه در محاسبات مربوطه به جاي اطلاعات هفتگي، اطلاعا ت روزانه جايگزين شده است كه در نهايت مدل تغيير يافته به شرح زير است:

تعداد سهام شركت iكه در هفته t معامله شده
Vit=
تعداد سهام منتشرشده شركت iدرروز t
كه در اين فرمول:
=iنمونه هاي مورد بررسي
=tدوره زماني مورد بررسي
= Vit متوسط گردش سهام نمونهiدر دوره t
محاسبه بازده غيرعادي انباشته براي هر نمونه بر اساس رابطه زير محاسبه شده است:

CAR=بازده غیر عادی انباشته
AR=بازده غیر عادی
N=تعداد نمونه ها
نیز به شرح زیر محاسبه می شود:

Rit=بازده واقعی نمونه iدر دوره t
P1= قیمت سهام در پایان دورهt
P0= قیمت سهام در ابتدای دوره t

روش محاسبه mt R نیز به شرح زیر است:

Rmt = بازده بازار در دوره t
TEDPIXt= بازده قیمت و سود نقدی سهام در دوره t

TEDPIXt-1= بازده قیمت و سود نقدی سهام در دوره t-1
باید خاطر نشان کرد که TEDPIX برآیند حرکت های قیمتی وبازده نقدی سهام در بورس اوراق بهادار تهران است که می تواند بازده کل سرمایه گذاری را بر روی اوراق سهام در طی یک روز معین نشان دهد.

۱۰-۱ تعریف واژه ها و اصطلاحات
یکی ازنخستین اقداماتی که درفرآیند حل یک مسأله تحقیقی لازم به نظرمی رسد این است که
اصطلاحات مهمی که درگذاره آن مسأله آمده ، به گونه عملیاتی تعریف شود(خاکی،۱۳۷۸،ص ۶۷)۲٫

عدم تقارن اطلاعاتی:
به وضعیتی اطلاق می شود که در آن یکی از طرفین معامله ،اطلاعات بیشتری را نسبت به طرف مقابل در اختیار داشته باشد .این امر به علل مختلف ،از جمله وجود معاملات و اطلاعات محرمانه به وقوع می پیوندد (جلیلی ،۱۳۸۷،ص ۴۵)۱٫
در این تحقیق عدم تقارن اطلاعاتی ،از طریق تفاوت در دامنه پیشنهادی قیمت خرید و فروش سهام به صورت مقداری محاسبه شده است.

اعلان سود:
عبارت است از اعلان سود پیشنهادی هر سهم ،که از طریق اطلاعیه های سازمان بورس و اوراق بهادار تهران به اطلاع عموم رسانده می شود (وطن پرست ،۱۳۸۴،ص ۱۰)۲٫ در این تحقیق منظور از اعلان سود برآوردی هر سهم، اعلان سود بودجه ای برای اولین بار است.

قیمت سهام:
اغلب بیانگر انتظارات بازار از وضعیت اقتصادی شرکتهاست.از این رو شاخص های بازار نمایانگر وضعیت و عملکرد آتی کل اقتصاد می باشند (راعی و تلنگی،۱۳۸۳،ص۶۸)۳٫

حجم مبادلات:
عبارت است از تعداد سهام مبادله شده از یک سهم ،در یک روز فعالیت بورس اوراق بهادار تهران

بازده تحقق یافته (بازده واقعی):
بازدهی است که واقع شده، یا بازده ای است که کسب شده و به وقوع پیوسته است (اسلامی بید گلی، ۱۳۷۸، ص۱۱۸)۴٫

فصل دوم:

مروری بر ادبيات تحقيق

 

۱-۲- مقدمه :
حسابداري يك سيستم اطلاعاتي است كه هدف از آن تامين نياز هاي اطلاعاتي استفاده كنندكان در راستاي تصمیم گيري هاي اقتصادي مي باشد.استفاده كنندگان از اطلاعات حسابداري طيف وسيعي از جامعه را تشكيل مي دهند.ويليام بيور در سال ۱۹۸۹ در كتاب گزارشگري مالي خود استفاده كنندگان اطلاعات حسابداري را به پنج گروه عمده شامل :سرمايه گذاران ،واسطه هاي مالي ،قانون گذاران، مديران و حسابرسان تقسيم مي كند.
در تقسيم بندي متداول ديگر ،استفاده كنندگان از اطلاعات حسابداري به دو گروه عمده استفاده كنندگان درون سازماني و برون سازماني نيز طبقه بندي مي شود. استفاده كنندگان برون سازماني عبارتند از سهامداران ،اعتبار دهندان ،دولت و ساير اشخاصي كه به نحوي با سازمان در ارتباط هستند و از اطلاعات حسابداري در تصميماتي كه در ارتباط با سازمان اتخاذ مي كنند،بهره مند مي گردند.استفاده كنندگان درون سازماني عبارتند از مديران و اداره كنندگان سازمان كه از اطلاعات اخذ شده توسط سيستم حسابداري در اداره عمليات سازمان استفاده مي نمايند.هر يك از دو گروه استفاده كنندگان فوق ،نياز هاي اطلاعاتي خاصي دارند كه در اين ميان حسابداري مالي جهت پاسخگويي به نياز هاي اطلاعاتي گروه اول و حسابداري مديريت براي پاسخگويي به نياز هاي گروه دوم از هم متمايز مي شوند(نوروش و آژيري ،۱۳۷۸،ص۸۹)۱٫
همان گونه كه در بالا اشاره شد اطلاعات حسابداري يكي از منابع مهم اطلاعاتي براي تصميم گيري هاي اقتصادي مي باشد .در تصميم گيري هاي اقتصادي ،اطلاعات حسابداري مي تواند با اطلاعاتي كه خارج از سيستم حسابداري تهيه مي شود ،مورد استفاده قرار گيرد .تقريباً تمامي اطلاعات حسابداري متاثر از يك رشته قواعد و روش هايي است كه اصطلاحا ً آنها را اصول پذيرفته شده حسابداري مي ناميم.به نظر مي رسد حسابداري تامين كننده اطلاعات براي تصميم گيري در يك موسسه اقتصادي مي باشد و همواره بين گزارش حسابداري و (به عبارتي هر نوع اطلاعات مالي ) و تصميم گيري اقتصادي رابطه مستقيمي برقرار مي باشد .
البته براي اينكه ارتباط اطلاعات حسابداري و تصميم گيري هاي مفيد اقتصادي به خوبي تبيين شود بايد در مفهوم عبارات زير دقت كافي داشته باشيم (بدري ،۱۳۷۲،ص۱۶۴)۱٫
اگر اطلاعات حسابداري در فرايند تصميم گيري به عنوان اطلاعات مربوط تلقي نشود هر گونه تغيير در اين اطلاعات نيز بر تصميم موثر نخواهد بود.هرگاه اطلاعات غير حسابداري موجود باشد،آن گاه مفهوم و جايگاه ذهني اطلاعات غير حسابداري از نظر تصميم گيرنده بر ارزش اين اطلاعات (اطلاعات حسابداري)در فرايند تصميم گيري موثر نخواهد بود.وجود اطلاعات غير حسابداري در ارزش گذاري اطلاعات حسابداري توسط فرد تصميم گيرنده در فرآيند تصميم ،عامل تعيين كننده و مهمي خواهد بود.در این فصل پس از مروری چند در سابقه و پیشینۀ تح

 

قیق، شكل گيري مفهوم عدم تقارن اطلاعاتي،ورود مفهوم عدم تقارن اطلاعات به بازار هاي سرمايه،مباني نظري تفاوت قيمت پيشنهادي خريد و فروش اوراق بهادار،عدم تقارن اطلاعاتی و دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام،عدم تقارن اطلاعاتی و بورس اوراق بهادار تهران،اطلاعات جدید و سرعت تعدیل قیمت های سهام،اعلان سودحسابداري و محتواي اطلاعاتي آن مورد بررسی، تبیین و تشریح قرار گرفته است و در انتهای فصل به تحقیق های گذشته داخلی و خارجی و نتایج آن نیز اشاره گردیده است.

۲-۲شكل گيري مفهوم عدم تقارن اطلاعاتي:
در دهه ۱۹۷۰ ميلادي سه دانشمند به نام هاي مايكل اسپنس،جرج اكرلوف و جوزف استيليتز (برندگان جايزه نوبل اقتصاد در سال ۲۰۰۱) در زمينه اقتصاد اطلاعات ،نظريه اي را پايه گذاري كردند كه به نظريه عدم تقارن اطلاعاتي موسوم شد.در آن زمان محافل مالي و اقتصادي دنيا همواره سوال هايي به شرح ذيل مطرح بود:
چرا كساني كه قصد خريد اتومبيل دست دوم دارند ترجيح مي دهند به واسطه مراجعه كنند تا به فروشنده؟
چرا موسسه ها با وجود اطلاع از وضع ماليات بر سود سهام، بين سهامداران خود سود تقسيم مي كنند؟
چرا نرخ بهره در كشورهاي جهان سوم اغلب بيش ا زحد بالاست؟
مساله اطلاعات نا متقارن در جايي اتفاق مي افتد كه يك فرد اطلاعاتي در ارتباط با رويداد هاي اقتصادي داشته باشد و فرد يا افراد ديگر فاقد آن باشند.تا كنون ما تصور مي رديم كه كيفيت كالاهاي مورد معامله هميشه براي همه طرفهاي مشاركت كننده در يك معامله مشخص است .
مثالهاي بي شماري وجود دارد كه اين فرض و تصور درست نيست .معمولاً يك طرف معامله نسبت به طرف ديگر اطلاعات بيشتري در اختيار دارد .با توجه به اينكه ميزان اطلاعاتي كه در اختيار يك طرف معامله قرار دارد ،توسط دادگاه يا ساير مراجع قابل تشخيص نيست بنابراين نمي توان براي برابري نمودن اطلاعات قرارداد تنظيم نمود.

برندگان جايزه نوبل ،پاسخ مشتركي براي سوالات مطرح شده ارائه دادند و با استفاده از فرضيه واقع بينانه عدم تقارن اطلاعاتي به بسط نظريه خود پرداختند و براي سوالات فوق پاسخ هايي به شرح ذيل ارائه نمودند:
فروشندگان اطلاعات بيشتري نسبت به خريداران درباره كيفيت اتومبيل دارند.
مديران شركت ،بيش از سهامداران از وضعيت سودآوري موسسه مطلع مي باشند.
وام گيرندگان بهتر از وام دهندگان درباره توانايي شان جهت باز پرداخت اقساط در آينده اطلاع دارند.
به طور مشخص ،اكرلوف نشان داد كه عدم تقارن اطلاعاتي مي تواند موجب افزايش گزينش مغاير در بازار ها شود كه اين امر قبل از وقوع معامله براي افراد بوجود مي آيد .اسپنس خاطر نشان كرد كه در شرايط خاص ،واسطه هاي مطلع مي توانند با انتقال اطلاعات محرمانه خود به واسطه هاي كم اطلاع، درآمد بازار خود را بيشتر كنند.به اين ترتيب مدير شركت با صرف مخارج اضافي براي ماليات سود سهام ،خبر از بالا بردن سود مي دهد.
مقاله اكرلوف (۱۹۷۰) با عنوان “بازار نابسامان “اولين تحليل رسمي از بازار هايي را كه با مشكل گزينش مغاير رو به رويند،معرفي مي نمايد .اكرلوف نوعي بازار را به تصوير مي كشد كه در آن به اصطلاح رايج ،فروشنده نسبت به خريدار اطلاعات بيشتري را در اختيار دارد.البته حسابداران براي كاهش مشكل گزينش مغاير ،سياست افشاي كامل را پذيرفته اند تا ميزان اطلاعات در اختيار عموم افزايش يابد.
شركتهايي كه بر اساس اطلاعات نهايي از سودآوري بالاي خود مطلع مي باشند،سود سهام پرداخت مي كنند و بازار آن را علامتي براي خبر خوب تلقي مي كند و قيمت بالاتري براي سهام آن شركت قائل مي شود. و از اين طريق با بالا رفتن قيمت سهام ماليات پرداختي بر روي سود سهام را جبران مي كنند (جلیلی، ۱۳۸۷، ص۲۰۸)۳٫

۳-۲- ورود مفهوم عدم تقارن اطلاعات به بازار هاي سرمايه:
در ادبيات مربوط به زير ساخت بازار ،دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام از سه بخش تشكيل مي شود.هزينه پردازش سفارش ،هزينه نگهداري موجودي و هزينه گزينش مغاير ،هزينه پردازش سفارش مبلغي است كه بازار ساز ها براي آماده بودن جهت انجام سفارش هاي خريد و فروش هزينه مي كنند(تينيك،۱۹۷۲) . بخش هزينه نگهداري موجودي كه توسط استال (۱۹۷۸) و هوو استال (۱۹۸۱) مدل سازي شده است،بيان مي كند كه هزينه

معاملات منجر مي شود بازار سازها پرتفوي متنوع نگهداري نمايند تا از اين طريق بتوانند هزينه هاي خود را پوشش دهند.در نهايت ،گزينش مغاير كه توسط كاپلند و گالي (۱۹۸۳) و گلشتن و ميلورام (۱۹۸۵) مطرح گرديد نمايانگر يك امر جبراني براي معامله گران جهت پذيرش ريسك معامله با افرادي است كه احتمال دادر اطلاعات مهم و محرمانه اي در اختيار داشته باشند.به عبارت ديگر ،اگر بخش عمده اي از بازار افراد غير مطلع تشكيل دهند ،بازار ساز ها دامنه تفاوت قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام را افزايش مي دهند تا از اين طريق ريسك گزينش مغاير را جبران كنند .

 

۱-۳-۲- مباني نظري تفاوت قيمت پيشنهادي خريد و فروش اوراق بهادار
زماني كه اوراق بهادار انتشار مي يابد و به موجوديت خود در بازار ادامه مي دهد تا بازخريد شوند يا به سررسيد پرداخت برسند اما برخي ديگر از انواع اوراق بهادار را عده اي فروخته و عده اي ديگر آن را خريداري مي كنند بنابراين دو نوع بازار خواهيم داشت،نوع اول بازاري است كه براي تمامي اوراق بهادار وجود دارد و نوع دوم بازاري است كه جريان خريد و فروش همان اوراق بهادار را در طي زمان پيگيري مي كنند .در نمودار شماره ۱ اين بازار نحوه به تعادل رسيدن عرضه و تقاضا در آنها نشان داده شده است.

نمودار ۱-۲ نحوه تعادل در دو بازار (مجله تحقیقات مالی ۱۴و۱۳،ص۱۸(۱

نمودار سمت چپ كه بازار موجودي را نشان مي دهد ،نمايانگر يك عرضه ثابت وتقاضايي به شكل اريب رو به پايين با توجه به قيمت اوراق بهادار مي باشد . هر چه قيمت اوراق بهادار كمتر باشد تقاضا براي آن بيشتر خواهد بود.نمودار سمت راست بازار در جريان را در هر واحد نشان مي دهد .اگر زمان يك روز باشد اين نمودار نمايانگر تقاضايي رو به پايين است .در اين نمودار ،عرضه ثابت نخواهد بود و به صورت اريب رو به بالا مي باشد.تعادل در نمودار سمت چپ زماني اتفاق مي افتد كه قيمت در سطح pe باشد .در نمودار سمت راست جريان عرضه و تقاضا در نقطه اي همديگر را قطع مي كنند . آن نقطه جايي است كه عرضه اوراق بهادار يا تقاضا ي آن به تعادل رسيده است كه اين تعادل در نقطه pe تشكيل شده است.اگر هر دو بازار به تعادل برسد ،تعادل كلي ايجاد خواهد شد .در تعدل كلي قيمت اوراق بهادار در هر دو بازار يكسان خواهد بود .

نمودار شماره ۲-۲-تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش

در نمودار شماره ۱-۲-نيز همچنان قيمت تعادلي برقرار مي باشد اما در بازار واقعي اين قيمتهاي معاملاتي است كه مورد توجه قرارمی گیرد .این قیمت ها ،تفاوت پيشنهاد خريد و فروش بازار سازها است قيمتي كه بازار ساز اوراق بهادار را مي خرد”،قيمت پيشنهادي خريد ” و قيمتي كه با آن اوراق بهادار را مي فروشد ،”قيمت پيشنهادي فروش ” ناميده مي شود.
اختلاف بين دو قيمت” شكاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش “خواهد بود .اگربيشتر از يك بازار ساز وجود داشته باشد ،تفاوت بالا ترين قيمت پيشنهادي خريد و پايين ترين قيمت فروش را شكاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش بازار مي نامند و نقطه تعادلي جايي بين قيمت

پيشنهادي خريد و فروش بازار قرار مي گيرد.در يك بازار مالي سازمان يافته ،نقش بازار سازان ايجاد جريان دو طرفه قيمت براي پيشنهاد خريد و پيشنهاد فروش در تمام شرايط مي باشد.
به طور خلاصه ،بازار سازها مسئوليت تنظيم بازار را به عهده خواهند داشت سانات قيمتها را كنترل نمايند. نگهداري موجودي براي اين افراد هزينه هايي در بر خواهد داشت كه از طريق اختلاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش اوراق بهادار، اين هزينه ها را جبران مي كنند .در نمودار شماره ۱-۲درآمد بازا ر سازان به صورت هاشور زده نشان داده شده ،در واقع به بيان رياضي مي توان گفت كه:
(Pa – Pb ) Q درآمد بازار سازان مي باشد.
هزينه ها و ريسك عمليات بازار ساز ها به ويژگي هاي خاصي از قبيل افت و خيز بازار و يا وسعت بازار ،”عمق بازار “و “انعطاف پذيري بازار ” بستگي دارد .در ضمن ،ريسك عمليات بازار سازي به تعداد افرادي كه بر اساس انگيزه اطلاعاتي و نه انگيزه نقدينگي ،اقدام به انجام مبادله مي نمايند،بستگي دارد .در نمودار شماره ۲-۳ به اين رابطه پرداخته مي شود.
اگر در بازاري به حد كافي براي اوراق بهادار ،حجم خريد و فروش به قيمت تعادلي وجود داشته باشد مي توانيم بگوييم كه اين بازار داراي وسعت كافي مي باشد و به عبارت ديگر روان است .بازار هايي كه تعداد خريداران و فروشندگان در آن كم است به بازار هاي كم رمق معروف مي باشند.

نقدينگي اوراق بهادار به درجه روان بودن بازار بستگي دارد .شكاف قيمت پيشنهادي خريد و فروش بازار سازها در يك بازار روان كمتر از شكاف قيمت پيشنهادي در بازار كم رمق مي باشد.زيرا در بازار هاي روان ،حجم مبادلات بالاتر و در يك آن كمتر است .
بازاري داراي عمق است كه قيمت پيشنهادي خريد و فروش بازار ساز نزديك به قيمت تعادلي باشد كه تغييرات قيمت در چنين بازاري غالباً پيوسته مي باشد .اما در بازار كم عمق تغييرا ت قيمت به صورت جهشي و نا پيوسته مي باشد .تغيير قيمتها در بازار هاي عميق پايينتر از تغيير قيمتها در بازار هاي كم عمق مي باشد. بنابراين ريسك بازار سازها در بازار هاي عميق كمتر از بازار ها ي كم عمق است. اگر بازار عميق باشد اوراق بهادار نيز داراي قابليت برگشت زياد خواهد بود.

نمودار شماره ۳-۲- یک بازار پر افت وخیز

۲-۳-۲ عدم تقارن اطلاعاتی و دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام
تحقیقات تجربی که اخیراً صورت گرفته است ، تاثیر اعلان سود بر رفتار دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام را به صورت کلی مورد توجه قرار داده اند. بر طبق مطالعاتی که اوشمن و

مورس (۱۹۸۳) بر روی ۲۵ شرکت انجام دادند به تغییر دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام در زمان اعلان سود پی بردند.ویکنتاش و چیانگ (۱۹۸۶) نیز تغییرات مهمی را در دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام پس از اعلان سود ،تنها زمانی که هیچ اطلاعات مهمی

از جانب شرکت در ظرف ۳۰ روز قبل از اعلان سود منتشر نشده باشد مشاهده نمودند.
پاتل (۱۹۹۱) مدعی شد که پس از اعلان سود ، دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام افزایش می یابد.لی، مک لاو ردی (۱۹۹۳) با استفاده از اطلاعات بین روزی شواهدی را ارائه نمودند که بر مبنای آن دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام در دوره پس از اعلان سود به مدت یک روز دارای وسعت بیشتری می باشد و قبل از اعلان سود شاهد کاهش قیمت پیشنهادی بودند.
کرینسکی ولی (۱۹۹۶) در یافتند که اعلان سود عدم تقارن اطلاعاتی را در بازار افزایش می دهد.بر طبق مدل عدم تقارن اطلاعاتی که کاپلند و گالی (۱۹۸۳) و میلورام و گلشتن (۱۹۸۵) ارائه نمودند، در بازار می توان دو نوع معامله گر را متصور شد:
(الف )معامله گران نقد (ب)معامله گران مطلع .
معامله گران مطلع به این خاطر اقدام به انجام معامله می کنند که دارای اطلاعات محرمانه ای هستند که در قیمت ها منعکس نشده است.
در حالي كه معامله گران نقد(سرمايه گذارن غيرمطلع) تنها به دليل دارا بودن نقدينگي به انجام مبادله اقدام مي كنند. البته اين مدل ها بر روابط بين تفاوت قيمت خريد و فروش و افراد مطلع در بازار اشاره دارند . بازارسازها از انجام معامله با افراد مطلع دچار زيان مي شوند و اين زيان را از طريق گسترش دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام جبران مي كنند . بر اساس اين مدل عدم تقارن اطلاعاتي در بازار منجر به افزايش دامنه قيمت هاي پيشنهادي مي شود .
در مدل كيم و ورچيا ( ١٩٩٤) برخي افراد مطلع در بازار از قبيل سهامداران عمده، اطلاعات عمومي (مانند اعلان سود) را به سمت اطلاعات محرمانه سوق مي دهند . بديهي است كه اين افراد داراي مزيت اطلاعاتي نسبت به سايرين هستند و از اين رو قادرند تا ارزيابي بهتري نسبت به عملكرد موسسه از طريق اعلان سود داشته باشند . البته تمركز اصلي آن ها بر چگونگي تاثير عدم تقارن اطلاعاتي در مبادلات افر اد مطلع پيرامون زمان اعلان سود است . از نظر آنان اعلان سود منجر به افزايش حجم مبادله و گسترش عدم تقارن اطلاعاتي مي شود. كيم و ورچيا اثرات اين اعلان ها را به دو صورت بيان مي كنند: اول اين كه، اعلان هاي سود زمينه را براي معامله اي برابر و يكسان در بازار فرا هم مي كند زيرا منجر به انتشار اطلاعات براي همه افراد حاضر در بازار مي شود و بدين ترتيب بايد شاهد افزايش عدم تقارن اطلاعاتي در روزهاي قبل از اعلان سود باشيم. دوم اين كه، بازار متشكل از افرادي است كه توانايي هاي متفاوتي در پردازش اطلاعات دارند . طبق اين ديدگاه عدم تقارن اطلاعاتي نبايد قبل از اعلان سود افزايش يابد بلكه بايد در يك سطح صعودي در پي اعلان سود باقي بماند . زيرا، برخي از معامله گران قادر به پردازش بهتر اطلاعات هستند و اين پردازش اطلاعات است كه موجب افزايش حجم مبادلات در يك محيط داراي نقدينگي كم ترمي شود، نه عدم تقارن اطلاعاتي. در اين زمان معامله گران غير مطلع به دليل افزايش دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام از انجام مبادله خودداري مي كنند .
كايل ( ١٩٨٥ ) ايزلي و اوهارو (١٩٩٢) در يافته هاي خود پي بردند هنگامي كه عدم تقارن اطلاعاتي افزايش يابد شاهد افزايش حجم مبادلات نيز خواهيم بود.

دمسكي و فلتهام (۱۹۹۴) و مك نيكولاس و ترومن ( ١٩٩٤) بر اهميت تمركز بر فعاليت بازار اوراق بهادار در دوره قبل از اعلان سود علاوه بر دوره پس از اعلان سود اشاره دارند. به نظر مك نيكولاس و ترومن سرمايه گذاراني كه داراي افق سرمايه گذاري كوتاه مدتي هستند جستجوي اطلاعات محرمانه را قبل از اعلان سود افزايش u1605 مي دهند . اين امر بدين معناست كه قبل ا

ز اعلان سود، سطح بالايي از عدم تقارن اطلاعاتي را شاهد خواهيم بود.
اسكينر ( ١٩٩١ ) در تحقيق خود افزايش قابل ملاحظه اي را در دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام پيرامون زمان اعلان سود مشاهد نکرد.. يان ( ١٩٩٨ ) به وجود عواملي اشاره مي كند كه طبق آن، حركت هاي مهمي را در قيمت سهام پيرامون زمان اعلان سود مشاهده كرد كه مي تواند معامله گران را به گردآوري اطلاعات بيشتر ترغيب كند . وي دريافت كه هم تغييرپذيري سود و هم واكنش بازار نسبت به سود غيرمنتظره رابطه مثبتي با تغييرات در دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام قبل از اعلان سود دارد . از اين رو دامنه قيمت پيشنهادي در روز قبل، روز اعلان و روز پس از اعلان داراي روندي افزايشي است . اكر ( ٢٠٠٢ ) وجود تفاوت اندك در دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش سهام و افزايش حجم معاملات را پيرامون زمان اعلان سود گزارش كرده است.
لي بي و همکاران (٢٠٠٣) با بررسي شركت هاي فعال در بورس تورنتو دريافتند كه قبل از اعلان سود دامنه قيمت پيشنهادي خريد و فروش سها م افزايش پيدا كرده است. ويل ( ٢٠٠٤ ) با بررسي شركت هاي فعال در بورس يورونكست پاريس، وسعت دامنه قيمت . پيشنهادي خريد و فروش سهام را در زمان اعلان سود مشاهده كرد.
در ادامه نیز خلاصه نتایج بدست آمده در نمایه ۲-۱ نشان داده شده است.

نمایه ۲-۱ خلاصه نتایج مطالعات در مورد وجود عدم تقارن اطلاعاتی
ردیف محقق سال افزایش دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام
۱ اشمن-مورس ۱۹۸۳ پس از اعلان سود
۲ کایل ۱۹۸۵ پس از اعلان سود
۳ وکینتاش چیانگ ۱۹۸۶ پس از اعلان سود
۴ پاتل ۱۹۹۱ پس از اعلان سود
۵ اسکینر ۱۹۹۱ پس از اعلان سود
۶ ایزلی-اوهارا ۱۹۹۲ قبل از اعلان سود

۷ لی-مک لاو-ردی ۱۹۹۳ پس از اعلان سود
۸ مک نیکلاس-ترومن ۱۹۹۴ قبل از اعلان سود
۹ دمسکی –فلتهم ۱۹۹۴ قبل از اعلان سود
۱۰ کیم-ورچیا ۱۹۹۴ پس از اعلان سود
۱۱ کرینسکی-لی ۱۹۹۶ قبل از اعلان سود
۱۲ بروک ۱۹۹۶ پس از اعلان سود
۱۳ یان ۱۹۹۸ قبل از اعلان سود
۱۴ گرهاردکلینگ ۲۰۰۰ قبل از اعلان سود
۱۵ اکر ۲۰۰۲ پس از اعلان سود
۱۶ لی بی –متئو-ترومن ۲۰۰۳ قبل از اعلان سود
۱۷ لوئچی ویل ۲۰۰۴ قبل از اعلان سود

۳-۳-۲- عدم تقارن اطلاعاتی و بورس اوراق بهادار تهران

با توجه به بررسی هایی که بعمل آمده ،در مورد عدم تقارن اطلاعاتی و ارتباط آن با داده های حسابداری محمد حسین قائمی و محمد رضا وطن پرست نقش اطلاعات حسابداری را در کاهش عدم تقارن اطلاعاتی در بورس تهران در دوره ۱۳۸۱-۱۳۸۳ مورد برسی قرار دادند .نتایج تحقیق وی نشان می دهد که عدم تقارن اطلاعاتی در قبل از اعلان سود بیش از بعد از اعلان سود است و به تبع حجم و بازده غیر عادی انباشته قبل از اعلان بیشتر پس از اعلان سود می باشد .

۴-۳-۲-نظريه بازار كاراي سرمايه
از اوايل قرن بيستم ،اعتقاد گروهي از دست انداركاران ابزار هاي اوراق بهادار،بر اين بود كه مطالعه تاريخي قيمتها حاوي اطلاعات مفيدي براي پيش بيني قيمتها در آينده است ٍ؛لذا،با به دست آوردن روند قيمتها،الگوي تغييرات ،شناخته مي شوند و اين الگو به ما مي گويد كه هر چند وقت يكبار ،روند خاصي رخ مي دهد.معتقدين به اين طرز تفكر را به دليل اينكه بر نمودار ها تمركز داشتند چارتيست ناميدند (سينايي،۱۳۷۲،ص۵۰)۱٫به نظر اين مكتب تحليل بنيادي ضرورتي ندارد ،و حاميان آن بر اين باورند كه تاريخ تكرار مي شود (فیشر و جردن، ۱۹۹۱، ص۶۳۵)۲ .
از دهه ۱۹۳۰ مطالعات ديگري كه در نقطه مقابل اين ديدگاه قرار داشت،آغاز شد.تمركز اصلي اين تحقيقات ،روي تصادفي بودن رفتار قيمتها بود و اينكه قيمتها از روند خاصي پيروي نمي كنند.نتايج اين مطالعات به صورت يك جريان فكري و نظري قوي وارد مباحث اقتصاد و سرمايه گذاري گرديد و نظريه رفتار تصادفي قيمتها شكل گرفت (سينايي،۱۳۷۲،ص۵۰)۳٫
مكتب گشت تصادفي ،از طريق آزمون هاي تجربي به اثبات رساند كه تغييرات متوالي قيمتها در دوره هاي كوتاه مدت،همانند يك روز ،يك هفته يا يك ماه،مستقل از يكديگر است (فیشر و جردن، ۱۹۹۱، ص۶۳۵)۴٫پس از دهه ۱۹۶۰تحقيقات از شكل آماري مطالعه رفتار قيمتها،به مسئله ويژگي هاي اقتصادي بازار سهام،كه موجب تغييرات تصادفي مي شد،سوق پيدا كرد.اين مسئله ،موجب پيدايش نظريه بازار كارا شد (سينايي،۱۳۷۲،ص۵۰)۵٫ بنيادگرايان باور دارند كه با تجزيه و تحليل متغير هاي مالي و اقتصادي كليدي ،مي توان ارزش واقعي سهم را برآورد نمود (فیشر و جردن، ۱۹۹۱، ص۶۳۵)۶٫
بر اساس اين نظريه ،هيچ كس نمي تواند در بلند مدت به طور سيستماتيك بيشتر از ميزان ريسكي كه متحمل شده است،بازده كسب كند.در چنين بازاري ،قيمت سهام انعكاسي از اطلاعات مربوط به آنهاست و تغييرات قيمتها داراي الگوي خاص و قابل پيش بيني نيست(فدايي نژاد ،۱۳۷۵،ص۷)۱٫
كارا بودن بازار از اهميت زيادي برخوردار است،چرا كه در صورت كارا بودن بازار سرمايه ،هم قيمت اوراق بهادار به درستي و عادلانه تعيين مي شود و هم تخصيص سرمايه،كه مهمترين عامل توليد و توسعه اقتصادي است ،به صورت مطلوب و بهينه انجام مي شود(جهانخاني و عبده تبريزي،۱۳۷۲، ص۷)۲٫
در دنياي مالي،سه نوع كارايي در بازار سرمايه وجود دارد (فیشر و جردن

، ۱۹۹۱، ص۶۰)۳٫
• كارايي اطلاعاتي ؛
• كارايي تخصيصي؛
• كارايي عملياتي؛

• كارايي اطلاعاتي
وچود اطلاعات كافي در بازار و انعكاس به موقع و سريع آن بر قيمت اوراق

بهادار،ارتباط تنگاتنگي با كارايي بازار دارد .در بازار كارا ،اطلاعاتي كه در بازار پخش مي شود به سرعت بر قيمت تاثير مي گذارد.در چنين بازاري قيمت اوراق بهادار به ارزش ذاتي آ ن نزديك است؛به بيان ديگر ،ويژگي مهم بازار كارا اين ست كه قيمت تعيين شده در بازار ،شاخص مناسبي از ارزش واقعي اوراق بهادار است.بنابراين بازار كارا به بازاري اطلاق مي شود كه در آن قيمت اوراق بهادار از قبيل قيم سهام عادي،منعكس كننده تمام اطلاعات موجود در بازار باشد.بازار كارا بايد نسبت به اطلاعات جديد حساس باشد .اگر اطلاعات تازه اي به اطلاع عموم برسد،قيمتها،متناسب با جهت اطلاعات ياد شده ،تغيير خواهد كرد.اگر بازار نسبت به اطلاعات جديد بي تاوت باشد و عكس العمل لازم را انجام ندهد ؛يعني ،تحليل كننده اي در بازار براي ارزيابي و بررسي اطلاعات جديد برقيمت نباشد ،طبعاٌآن بازار كارايي نخواهد داشت(جهانخاني و عبده تبريزي ،۱۳۷۲،ص۸)۴٫ كارايي اطلاعات به نوبه خود به سه شكل ضعيف،نيمه قوي و قوي تقسيم مي شود (فیشر و جردن، ۱۹۹۱، ص۶۰)۵٫در ادامه به تفضيل در باره هر يك از شكلهاي كارايي اطلاعاتي خواهيم پرداخت.

• كارايي تخصيصي
يكي از عمده ترين پيامدهاي كارايي بازار اين است كه منابع موجود به بهترين حالت ،و به شكل بهينه و مطلوب ،بهره برداري شود.يكي از وظايف مهم بازار سرمايه ،بايد تامين مالي شركتها و نهادها باشد .بازار سرمايه بايد اين ويژگي را داشته باشد كه شركتهاي نيازمند بتوانند سرمايه لازم خود را تامين كنند و شركتهايي كه پروژه هاي آنها توازي معقولي از بازده و ريسك ندارد،از دستيابي به نابع جديد در بازار محروم شوند(جهانخاني و عبده تبريزي ،۱۳۷۲،ص۱۱)۱٫
در اين مفهوم ، بازار هايي دارايي كارايي تخصيصي مي باشند،كه در آن پروژه هاي سرمايه گذاري با بهره وري نهايي سرمايه ،تامين مالي مي شوند (فیشر و جردن، ۱۹۹۱،ص۶۰)۲٫تخصيص هنگامي بهينه است كه بيشترين سرمايه متوجه سودآورترين فعاليت شود.پس تخصيص سرمايه هنگامي درست انجام مي شود كه شركتهايي كه فرصتهاي سرمايه گذاري بهتر دارند ،سرمايه مورد نياز خود را تامين كنند،و آن بخشهاي اقتصاد كه بازدهي كمتري دارند (و با محدوديت بيشتر روبرو هستند) از استفاده سرمايه محروم شوند.
• كارايي عملياتي
كارايي عملياتي اشاره به تسهيل و سرعت مبادلات در بازار دارد ،كه از طريق آن بازار هاي سرمايه امكان ملاقات خريداران و فروشندگان را ممكن مي سازند.اين نوع كارايي ،منجر به افزايش سرعت نقد شوندگي دارايها مي شود (همان منبع، ص۶۰)۳٫
بازاري از نظر عملياتي ،كارا محسوب ميشود كه هزينه انجام مبادلات در حداقل سطح ممكن باشد.سه مشخصه كارايي بازار را مي توان به صورت زير بيان نمود۴:
۱٫چنانچه كارگزاران و معامله گران ،سودهاي عادي و معقولي را (با توجه به سطح ريسك فعاليتشان)به دست آورند ،بازار از نظر عملياتي كارا است؛
۲٫كارايي عملياتي بستگي به درجه رقابت بين كارگزاران و معامله گران (سهولت در ورود و خروج) دارد؛

۳٫كارايي تخصيصي ،مستقيماً به سطح كارايي عملياتي در هر بازاري مرتبط است.
گونه هاي سه گانه كارايي اطلاعاتي بازار سرمايه:
كارايي اطلاعاتي بازار در سه سطح ،از نظر مفروضات و پيامدهاي آن مطرح است كه ذيلاً مطرح مي شود(سينايي ،۱۳۷۲،ص۴۸)۲:

شكل ضعيف :انعكاس اطلاعات بر قيمت سهام مي تواند در سطح نازل و به اصطلاح در شكل ضعيف آن مطرح باشد.در اين سطح از كارايي ،قيمتها ي اوراق بهادار ،فقط اطلاعاتي كه در گذشته قيمتها نهفته است و از توالي تاريخي قيمتها حاصل مي شود را منعكس مي كنند،كه اين اطلاعات بلافاصله در قيمتهاي جاري منعكس مي شوند.در اين حالت فذض مي شود قيمت اوراق بهادار ،فقط منعكس كننده اطلاعات تاريخي باشد؛
بدين معني كه قيمت سهام روند خاصي نداشته و بازار سهام ،حافظه اي ندارد؛يعني قيمت سهام در بازار كارا به شكل تصادفي تغيير مي كند. اين همان نظريه گشت تصادفي يا گردش تصادفي است.
شكل نيمه قوي:اين سطح از فرضيه مي گويد كه قيمت سهام ،منعكس كننده همه اطلاعات عام و منتشر شده است. در اين جا ،اطلاعات عام،محدود به قيمت گذشته نيست بلكه در بر گيرنده هر اطلاعاتي درباره عملكرد شركت و مشخصات صنعتي است كه شركت در آن فعاليت مي كند.
شكل قوي:در اين حالت فرض آن است كه تمام اطلاعات مربوط و موجود ،اعم از اطلاعات محرمانه و اطلاعات دردسترس عموم ،در قيمت اوراق بهادار انعكاس دارد .مفهوم كارايي بازار را مي توان همانند نمودار نشان داد(استرانگ،۲۰۰۰،ص۲۱۸)۱٫
شكل قوي شكل نيمه قوي شكل ضعيف
• اطلاعات خصوصي اطلاعات عمومي منتشر شده اطلاعات تاريخي
• اطلاعات عمومي منتشر شده اطلاعات تاريخي
• اطلاعات تاريخي

۴-۲-اطلاعات جدید و سرعت تعدیل قیمت های سهام
از سال ۱۹۶۵ در حوزه امور مالی ،فرضیه ای در مورد کارا بودن بازار سرمایه مطرح شده است. علت انجام این تحقیقات آزمودن این نظریه بود که آیا بازار سهام در کسب و پردازش اطلاعات ورودی به طور معقول عمل می کند یا خیر ؟ و آیا اطلاعات بدون درنگ و گرایش خاصی در قیمت اوراق بهادار منعکس می شود یا خیر ؟
منطقاً سرمایه گذاران برای حداکثر رساندن مطلوبیت مورد نظر خود ، از کل اطلاعاتی که به تعیین ارزش و قیمت گذاری اوراق بهادار مربوط می شود استفاده می کنند.
البته در تعیین قیمت اوراق بهادار، باید هزینه پردازش اطلاعات و نیز هزینه انجام معاملات را در نظر داشت .در سال ۱۹۷۰ برای نخستین بار بود که فاما به صورت رسمی مفهوم کارایی بازار اوراق بهادار را مطرح نمود .وجود اطلاعات کافی در بازار و انعکاس به موقع و سریع اطلاعات بر روی قیمت اوراق بهادار، ارتباط تنگاتنگی با کارایی بازار دارد .
در بازار کارا ، اطلاعاتی که در بازار منتشر می شود، به سرعت بر روی قیمت ها تاثیر می گذارد. در چنین بازاری ،قیمت اوراق بهادار به ارزش ذاتی ، آن نزدیک می گردد؛ به عبارت دیگر ،ویژگی سهم بازار کارا این است که قیمت تعیین شده در بازار ،شاخص مناسبی از ارزش واقعی اوراق بهادار می باشد. از نظر فاما ،بازار کارا به بازاری اطلاق می شود که در آن قیمت اوراق بهادار (مانند سهام عادی) منعکس کننده تمام اطلاعات موجود در بازار باشد. شاید بتوان از دیدگاه فرضیه بازار کارا ، دلیل وجودی حسابداری را عدم تقارن اطلاعاتی بیان نمود که در آن یکی از طرفین مبادله ، اطلاعات بیشتری را نسبت به طرف مقابل د راختیار دارد . بازار کارا باید در برابر اطلاعات جدید حساس بوده و نسبت به آن اطلاعات از خود واکنش نشان دهد . فاما برای کارایی بازار ویژگی هایی به شرح ذیل عنوان نمود .
۱٫ شرایط رقابتی در بازار حکمفرما باشد
۲٫ اطلاعات باید به سرعت و با حداقل هزینه در دست تمامی افراد قرار گیرد
۳٫ اطمینان از وجود قیمتی عادلانه برای اوراق مورد مبادله
۴٫ کم هزینه بودن معامله در بازار ،تا حدی که به وضعیت بدون هزینه نزدیک باشد.
۵٫ عدم توانایی معامله گران در تحت نفوذ قرار دادن بازار
۶٫ در این بازار هر کس می تواند به نرخ های رایج بازار مالی قرض بدهد و بگیرد .
۷٫ قیمت بازار طوری تعیین می شود که منعکس کننده ی تمامی اطالاعات خوب و بد می باشد .
۸٫ در بازار کارا ، تعدیل قیمت ها با سرعت انجام می شود .

۹٫ شرط لازم برای کارایی وجود رقابت است
۱۰٫ بازار کارا در هر مقطعی از زمان ، عده ای در آن خریدار و عده ای در آن فروشنده می باشد.

بازار کارای سرمایه ، بازار پیچیدهای است که ابزارهای پیچیده مالی در آن وجود دارد ، همانگونه که مشاهده می شود یکی از ویژگی های بازار کارا این اس

ت که در آن تعدیل قیمت ها به سرعت انجام شود و رفتار بازار تابع گام تصادفی می باشد . آنچه که مسلم است مرکز ثقل آزمون های تجربی ، سرعت تطابق قیمت با اطلاعات جدید است.
برای نخستین بار در سال ۱۹۵۹ هری رابرتز بیان نمود که یک رشته اعداد را به طور تصادفی استخراج نموده و نمودار آن را ترسیم کرده است که شبیه نمودار یک رشته از قیمتها ی سهام می باشد.وی اشاره کرد که اگر تغییرات قیمت سهام را هم محاسبه و این تغییرات بر روی نموداری رسم کنیم ، دو نمودار بسیار شبیه به هم خواهد بود. وی درخواست نمود تحقیقات بیشتری صورت پذیرد تا نتیجه گیری او در مورد تصادفی بودن تغییر قیمت سهام مورد بازبینی قرار گیرد .در سال ۱۹۵۹ فیزیکدانی به نام از بورن که در این سال به بازار سهام علاقه مند شده بود تحقیق دیگری را انجام داد .وی اعدادی از قیمت های سهام را مورد بررسی قرار داد و دریافت که تغییرات قیمتها از یکدیگر مستقل می باشند. هر چند دیدگاه ازبورن با رابرتز فرق می کرد اما نتایج شان مشابه بود.
در پی آزمون های رابرت و ازبورن ،آزمون های مور۱(۱۹۶۲)، فاما۲ (۱۹۶۵) و گرانجر و مورگن اشتر۳ (۱۹۶۳) بر نتایج اولیه آن دو صحه گذاشتند .مور به دنبال همبستگی زمانی تغییرات پی در پی قیمت تک تک سهام بر آمد .وی قیمت های هفتگی سالهای ۱۹۵۱ تا ۹۵۸ را با قیمت ۲۹ سهمی که به صورت تصادفی انتخاب کرده بود بررسی نمود و ضریب همبستگی ۶% را به دست آورد .این رقم بسیار پایین گویای این مطلب بود که مطالعه تغییرات هفتگی قیمت برای پیش بینی قیمتهای آینده بی ارزش می باشد.
فاما رقم های روزانه تغییرات قیمت سهام را برای ۵ سال (۱۹۵۸تا۱۹۶۲) مورد بررسی قرار داد و به ضریب همبستگی ۳%+ دست یافت.در واقع ،حتی تغییرات قیمت با تاخیر۴ هم چندان همبستگی نشان نداد .به طور خلاصه همه شواهد حاصل از آزمون ها ی تجربی دال بر حمایت از فرضیه گام تصادفی بود که نشان می داد تغییرات قیمت سهام تا اندازه زیادی مستقل از یکدیگر می باشند.
بال و براون نیز نوعی دیگر از بررسی ها را انجام دادند آنان برای دوره زمانی ۱۹۴۶ تا ۱۹۶۰ نتایج نرخ های بازده عادی ۲۶۱ شرکت را مورد بررسی قرار دادند تا اثر اعلان سود سالیانه مشخص شود.
آنان شرکتها را به دو گروه تقسیم کردند گروه اول ،شرکتهایی که بهتر از نرخ عادی بازار سود داشتند و دوم ،شرکتهایی که کمتر از نرخ بازار سود آور بودند .نتایج تحقیق آنان نشان داد که متوسط نرخ های بازده شرکتهای با سود بیشتر افزایش داشته و برای سهام با سود کمتر عکس آن را مشاهده نمودند.به بیان دیگر محتوای اطلاعاتی مربوط به سود را ،بازار پیش بینی کرده بود.(جهان خانی و عبده تبریزی ،۱۳۷۲)۵٫

در زمینه بررسی سرعت تعدیل قیمتهای سهام پس از اعلان سود نیز مطالعات متعددی صورت گرفته است .
برای مثال افرادی از قبیل پاتل وولفسون۱ (۱۹۸۴)،تالر۲(۱۹۸۵)، باندت۳(۱۹۸۷)، فرانسیس۴ (۱۹۹۲) و بروکس۵ (۲۰۰۳) در مطالعات خود به این نتیجه رسیدند که تعدیل قیمتها در ارتباط با اعلان سود ،آنی و فوری نمی باشد.
اما گرین و واتس۶ (۱۹۹۶)،کا او۷(۲۰۰۲)،بیاس۸ (

۱۹۹۹) به نتیجه ای کاملاً متفاوت دست یافتند .در ادامه مطالعات صورت گرفته لوئیچی ویل۹ (۲۰۰۴) واکنش قیمت سهام نسبت به اعلان سود را سریع و فوری ارزیابی نمود.

۵-۲- اعلان سودحسابداري و محتواي اطلاعاتي آن
۱-۵-۲-تحقیقات بال و بران
نخستین تحقیقی که در زمینه اعلان سود و پیامد های ناشی از آن در حرفه حسابداری به صورت تجربی انجام شده است مربوط به پژوهشی می باشد که آقایان بال و براون در دهه ۱۹۶۰ میلادی انجام دادند .در آن زمان باور حسابداری عموماً بر این بود که مدیران قادرند با استفاده از سود حسابداری۱۰ بازار را تحت تاثیر قرار دهند و به عبارت دیگر آن را گمراه نمایند. اما پس از چندی با ظهور فرضیه بازار کارا۱۱ که معتقد به تاثیرگذاری سود بر قیمت سهام بود این دو دیدگاه در تقابل با یکدیگر قرار گرفتند.
بال و براون با در نظر گرفتن فرضیه بازار های کارا بر ان شدند تا از نظر تجربی به بررسی ارتباط بین قیمت سهام و سود بپردازند واز سوی دیگر پاسخی نیز برای این سوال مهم بیابند که آیا اعلان سود حسابداری حاوی اطلاعات تازه و بیشتری هست یا خیر ؟ودر صورت تایید این سوال توانایی آن را در جهت انتقال اطلاعات به بازار،مورد بررسی قرار دهند .بال و براون برای بررسی این امر در صدد بر آمدند تا پارانتر هایی از قبیل :
میانگین نرخ بازده غیر عادی۱ ،بازده غیر عادی۲ و سود غیر منتظره۳ را مرود محاسبه قرار دهند.
بال و براون در بررسی های خود به این نتیجه رسیدند که سود و بازده غیر عادی با یکدیگر در ارتباط می باشند و همچنین اعلان های سود منجر به ورود اطلاعات بیشتر به بازار می شوند. بال و براون اصطلاح محتوای اطلاعاتی را برای نشان دادن ارتباط بین سود سالیانه و نرخ بازده غیر عادی سالیانه ارائه کردند و این سوال را مطرح نمودند که آیا تغییرات قیمت سهام در تاریخ اعلان سود ، یک موضوع قابل توجه است یا خیر ؟البته مفهوم محتوای اطلاعاتی بدین معنی است که یک حادثه مانند اعلان سود بر قیمت سهام تاثیر گذار می باشد و این تاثیر دقیقاً در همان زمانی رخ می دهد که آن حادثه (مانند اعلان سود) اتفاق افتاده

باشد .چرا که از نظر آنان مقصود از اطلاعات آن چیزی ست که از قبل شناخته شده نباشد .زیرا در غیر این صورت عوامل موثر بر قیمت سهام مربوط به رویدادهایی
می باشند که از قبل شناخته شده بودند.آنها دریافتند که در صورت مشاهده ارتباط بین تغییرات سود و نرخ بازده غیر عادی می توان نتیجهاً اطلاعاتی را به بازار منتقل می کنند. در این خصوص بال و براون در اولین تحقیقات انجام شده در سال ۱۹۶۸ دلایل و شواهدی را نسبت به وسعت اطلاعاتی که سوی منابع مختلف از قبیل مشاوران ،تحلیل گران مالی و . . . ارائه می شود مطرح کرده اند.
بال و براون۴ (۱۹۶۸) ارتباط بین جهت حرکت سود غیر منتظره و میانگین بازده غیر عادی را مورد محاسبه قرار دادند و پیش بینی کردند که افرایش در سود غیر منتظره معمولا ً همواره با نرخ مثبت بازده غیر عادی و کاهش در آن نیز با نرخ بازده غیر عادی منفی توام می باشد .فرض بال و براون بر این بود که اعلان سود ،اطلاعات را به بازار منتقل می کند. آنها این مساله را با بررسی میانگین بازده غیر عادی در ماه های اعلان سود مورد مطالعه قرار دادند .اگر سود دارای جهت غیر عادی مثبت و برای نمونه های با سود غیر منتظره منفی باید میانگین نرخ بازده غیر عادی منفی وجود داشته باشد .به هر حال زمانی که آنها تحقیق می کردند کوتاه ترین دوره در دسترس برای محاسبه بازده ،دوره های ماهانه بود و این یکی از محدودیت های آن دوره به شمار می آمد چرا که ،میانگین نرخ بازده غیر عادی در ما اعلان سود صفر نخواهد بود.بال و براون اندازه گیری سود ها ی غیر منتظره را از دو راه پیش بینی کردند .اولین راه استفاده از تغییر سود آوری بود .
اگر سود ها جایگزین مناسبی برای جریانات نقدی باشند ،این مسئله بر وجود ارتباط بین نرخ بازده غیر عادی و تغییرات در جریان نقدینگی صحه می گذارد و البته فرض بر این است که جریان سود یک جریان شزطی است یعنی انتظار این است که سود سال آینده همانند سود سال جاری خواهد بود .دومین بر آورد در خصوص سود های غیر م

نتظره مساوی با تغییر در سود پس از کنار گذاشتن اثر تغییر در شاخص بازار سود است.
بال و براون ارتباط با اهمیتی در خصوص رابطه بین جهت تغییر سود سالیانه و میانگین بازده غیر عادی گزارش ننمودند امکا واتس۱ (۱۹۷۸) دریافت که میانگین نرخ بازده غیر عادی مربوط به اعلامیه های سود به طور قابل ملاحظه ای با صفر اختلاف دارد و نتیجه گرفت که تغییرات سود سالیانه و تغییرات ارزش سهام با یکدیگر مرتبط م

ی باشند.

۲-۵-۲-محققان پیرو بال و براون
محققین دیگر نیز به پیروی از بال و براون مطالعاتی در خصوص اعلان سود سالیانه انجام دادند.برای مثال می توان به بررسی های بال و براون در کشور استرالیا ،فوستر۲ (۱۹۷۵) در آمریکا ،فورس گاردو و هرتزن۳ (۱۹۷۵) در سوئد ،فرتس۴ (۱۹۸۱) در بریتانیا و تایت۵ (۱۹۸۳) در آفریقای شمالی اشاره نمود .تفاوت مطالعات بال و براون (در بورس نیویورک) با براون (در بورس استرالیا) در این بود که تعدیل قیمت ها در طی سال در بازار نیویورک کمتر تکرار شده بود و دیگر اینکه بیشتر تعدیل قیمت ها در بورس استرالیا در ماه اعلان سود به وقوع پیوسته بود.البته تفاوت دیگر را می توان در اندازه شرکتها ی امریکایی در قیاس با شرکتهای استرالیایی بیان نمود که به دلیل کوچک بودن آنها انتظار می رفت که منابع اطلاعاتی کمتری در خصوص آنها وجود داشته باشد .فوستر نیز در بررسی های خود از سود دوره های سه ماهه و نرخ بازده روزانه استفاده نمود.