چکیده

شرایط فعلی اقتصاد کشور ما گویای آن است که اکنون زمانی است که باید به صورت همه جانبه از بخشهای مختلف اقتصادی حمایت شود. در این میان بحث تعاونیهای تولید هم به عنوان یکی از بخشهای مهم در توسعه اقتصادی کشور باید مورد توجه قرار گیرد. بخش تعاون به عنوان یکی از ارکان اصلی در نظام اقتصادی جمهوری اسلامی ایران، مورد توجه برنامه ریزان کشور قرار دارد و به منظور تحقق اهداف اقتصادی، هدایت فعالیتها به سمت بخش تعاون از اهمیت ویژهای برخوردار است. از سوی دیگر بررسی نقش تعاونیها، به خصوص نقش تعاونیهای تولید در توسعه پایدار کشاورزی کشور، ضروری به نظر میرسد. چنین به نظر میآید که رویکرد توسعه تعاونیهای تولید روستایی به دلیل اهمیت چند جانبهای که در حوزهای مختلف اقتصادی کشورمان دارد، بتواند مصداق بارزی از تحقق اهداف برنامههای توسعه کشور در بخش کشاورزی و همچنین توسعه اقتصادی کشور باشد. از این رو این مطالعه سعی دارد با رویکردی توصیفی- پیمایشی، همراه با مطالعات کتابخانهای و اسنادی، اثرات و نقش توسعه تعاونیهای تولید روستایی در توسعه پایدار بخش کشاورزی کشور را مورد مطالعه قرار داده و در ادامه پیشنهادات لازم را جهت توسعه اینگونه تعاونیها ارائه دهد.

نتایج مطالعه نشان میدهد که توسعه تعاونیهای تولید کشاورزی در کشور ما میتواند اهداف زیر را در جهت توسعه پایدار کشاورزی و همچنین توسعه بخش روستایی به طور خاص برآورده کند: یکپارچه سازی کشت و ایجاد یک واحد اقتصادی بزرگ و گسترده تولید، تجمیع تواناییهای پراکنده و ایجاد روحیه همکاری و مشارکت در کار و تولید، جلوگیری از خرد شدن واحدهای تولیدی کشاورزی، استفاده مشترک از ماشینآلات و تجهیزات و افزایش سطح مکانیزاسیون، افزایش درآمد تولیدکنندگان محصولات کشاورزی و کاهش هزینههای تولید، امکان ارائه آموزشهای فنی به اعضاء و همچنین امکان ایجاد مراوده و گفتگو بین اعضاء برای انتقال دانش بومی خود به همدیگر.

واژههای کلیدی: تعاونیهای تولید روستایی، توسعه پایدار، توسعه روستایی، نظامهای بهرهبرداری، بخش کشاورزی

۱ـ مقدمه

با توجه به تحقیقات متعددی که به منظور شناسایی عوامل موثر در افزایش بازده تولید در بخش کشاورزی انجام گرفته است، دو دسته عوامل متفاوت و جدا از هم قابل تفکیک است که در هنگام برنامه ریزی برای هر واحد تولیدی باید به هر دوی آنها توجه داشت. یک دسته از ان عوامل ناظر بر ویژگیهای نرم افزاری هستند که بیشتر بر متغیرهای کیفی(شکل مالکیت، حاکمیت یا شکل تصرف و مدیریت وسازمان کار، شیوه توریع و همچنین ویژگیهای فرهنگی ) دلالت دارند. دسته دوم از عوامل یاد شده ناظر بر ویژگیهای سخت افزاری یا کمی(مانند وسعت اراضی، نوع ابزار و ماشین آلات، نوع محصول و…) هستند که بر خلاف ویژگیهای نرم افزایی در هر واحد بهرهبرداری به راحتی قابل مشاهده و تشخیص اند. امروزه بهره برداری نامطلوب از زمینهای کشاورزی و تخریب آن از جمله مسائل عمدهای است که موجب نگرانی برنامهریزان و سیاستگذاران این بخش شده است(صفری شالی، ۱۳۷۲، .(۲۱۴ بر اساس نظریههای اقتصادی، تخریب غالب منابع طبیعی و از جمله بعضی از زمینهای کشاورزی نتیجه پراکندگی و خرد بودن آنها و فقدان مالکیت تعریف شده برای اینگونه منابع است. چرا که در چنین شرایطی عدهای از بهرهبرداران سعی میکنند با پیش دستی در استفاده از اینگونه منابع

æ بهرهبرادی در سطح زیاد و فشرده حداکثر بهره را از منابع طبیعی در دسترس بگیرند بی آنکه نگران خسارت وارده بر آن باشد. عده دیگری هم به خاطر خرد و پراکنده بودن زمینهای کشاورزی و در نتیجه با صرفه نبودن آن از لحاظ اقتصادی از فعالیت در آن خودداری میکنند(باصری وهمکاران، ۱۳۸۹، .(۶