مقدمه:

دین مانند سایر عناصر سازنده هویتی در تعریف هویت افراد و هویت جوامع نقش ارزنده ای دارد و همواره به

عنوان معیاری در مطالعات انسان شناسی مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.

برای تبیین و توضیح این موضوع باید دو نکته و موضوع را مورد توجه قرار داد. موضوع اول مربوط به سهم دین

در ایفای نقش در هویت افراد و برگزیده شدن دین به عنوان سهمی از هویت است. به عبارت دیگر سؤال این است

که دین چه اندازه می تواند به عنوان مؤلفه سازنده هویتی مورد انتخاب افراد قرار گیرد؟

سؤال و نکته دوم این است که دین چه نقشی در تعریف افراد از هویت آنها دارد. در پاسخ به سؤال اول ممکن

است متوجه این نکته شویم که اگر چه دین به عنوان مؤلفه سازنده هویت مطرح است ولی ممکن است از سوی

افراد به عنوان مؤلفه اصلی سازنده هویتی مورد نظر نباشد. البته این موضوع در میان افراد و جوامع گوناگون متغیر

است.اما در پیکره ی جوامع دینی و خصوصا اسلامی همواره به عنوان عامل اساسی هویت سازی اسنانها مورد توجه و تاکید است.

در پاسخ به سؤال دوم باید در نظر داشت که دین نقش بسیار مهم و زیادی را برای تعریف افراد از هویت خودشان ایفا میکند.

این نکته نیز باید مورد توجه قرار گیرد که تبیین و تعیین جایگاه عناصر سازنده هویتی در تعریف هویت افراد کار

سهل و آسانی نیست. به عنوان مثال تعیین حدود میان عنصر ملیت و عنصر دین در تعریف هویت افراد کار

دشواری است .اما به هر روی دین در دنیای کنونی نقشی در هویت افراد و جوامع بازی میکند و در این مسأله تردیدی وجود ندارد.

مسائل تحقیق :

این تحقیق قصد دارد به این سوالات اساسی پاسخ گوید:

-۱ مهمترین پرسشی که در این مقاله در صدد پاسخگویی به آن هستیم آن است که موضع دین در قبال مقوله ی

»هویت« چیست؟

-۲ سوال دیگری که این تحقیق قصد پاسخگویی آن را دارد این است که نقش دین در چه ابعادی از هویت قابل

بررسی است؟

-۳ پرسش دیگر آن است که آیا نقش دین در هویت سازی انسان در ابعاد مختلف آن قابل استفاده در دنیای صنعتی و مدرن امروز هست؟

ضرورت بحث:

یکی از بحرانهای عصر کنونی، احساس پوچی و سرگردانی و بیهدفی است؛ به همین دلیل جنگ و خونریزی در

جهان، هر روز افزایش مییابد.

مرحوم علامه محمد تقی جعفری در کتاب »بن بست امروز بشر« میگوید: »به یاد دارم این مسأله را با یکی از

انسانهای دلسوز که از عواطف انسانی برخوردار و عمری را در فکر دفاع از آزادیهای معقول و حقوق انسانها سپری کرده بود، مطرح کردم. او با استناد به از دست رفتن هویت انسانی و ارزشهای والای انسان گفت: بگذار این

زمین که فقط به صورت زرادخانه (برای انباشتن سلاح بیشتر) و قهوهخانه عیش و عشرت و پوچ گرایی و مبارزه با

هر گونه عظمتهای انسانی در آمده است، هر چه زودتر از بین برود!« (جعفری تبریزی، ۱۳۷۸، (۵۹

در هویت دینی ، آنچه انسان را از پوچی خارج میکند جهان بینی الهی است. انسان دارای عطشی است که فقط با پیمودن راه خدا و رسیدن به وصال خدا فرو مینشیند. مذهب به آدمها ارزش میدهد. قصد دارد آنها را از تهی بودن

و بیهدفی و پوچی برهاند. ای انسان، تو گمان میبری که موجودی ناتوان و ضعیف هستی، در حالی که نظام

بزرگ جهان هستی در تو پنهان است؟!

دین الهی، بعد از این که برای انسانها ارزش قائل میشود، دیدگاه روشنی را هم تبیین میکند و آن این است که: هدف زندگی، تکامل است و تکامل، صورت نمیگیرد مگر با نزدیک شدن به پروردگار که آن هم با تقوا و عمل

صالح امکان پذیر است. به همین دلیل، انسان میداند که کیست، از کجا آمده، در کجاست و به کجا میرود. لذا

یکی از آثار مهم هویت دینی، هدفمند کردن انسانهاست. در کنار آن باید مطرح کنیم که یکی از مشکلات عصر

کنونی، فشارهای روانی است که بعضی از آن، به عنوان طاعون قرن یاد میکنند که به طور کلی میتوانیم بگوییم که بررسیهای انجام شده نشانگر آن است که عمل به تعالیم دین، در کاهش اضطراب، فشار روانی، افسردگی و بحرانهای شخصیتی، بسیار مؤثر است.َپس چه چیز بهتر از دین و چه هویتی کارگشاتر از هویت دینی؟

پیشینه ی بحث:

در قرون اخیر هر چند مطالعات بسیار چشم گیر و گسترده ای، به ویژه در سطح محافل آکادمیک غرب در ارتباط با دین و تجربه و تفکر دینی صورت پذیرفته است، در عین حال، این مطالعات به ندرت به مساله اساسی هویت و

دین اشاره دارد، اگر نگوییم اصلا به این نکته مهم توجه نکرده است. داده ها و پردازش های منتج از این مطالعات،

اگر دین را از صحنه زندگی و فرهنگ مردم خارج نساخته باشد به سختی آن را نقش آفرین و صاحب اثر در صحنه مزبور دانسته است. اساسا دین و هویت در غرب از دریچه های مردم شناسانه فلسفی، روان شناختی، جامعه شناختی، تاریخی و تربیتی مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته است.

شاید بتوان اثر فیلسوف روان شناس ومتفکر طبیعت گرایی چون ویلیام جیمز در زمنیه گوناگونی تجربه دینی; تحقیق کلامی – عرفانی فیلسوف و محققی چون رودلف اتو در مورد نظریه عالم قدس; و مطالعه روان شناسانه انسان گرای معاصری چون ابراهام مزلو در زمینه ادیان، ارزش ها و تجارب عالی را از جمله مطالعات دین شناسانه ای دانست که در آن ها عینیت دین در جامعه و فرهنگ و نهایتا هویت مردم اصلا و یا چندان مورد توجه

قرار نگرفته است.

از میان رویکردهائی، که در زمینه دین شناسی مورد توجه صاحبنظران غربی بوده است، روان شناسی دین غالبا به مطالعه آرا و عقاید دینی در راستای ساختار شخصیت فرد می پردازد، درحالی که، جامعه شناسی دین عملکردهای

دین و ارتباط تعاملی دین را با سایر مؤسسات و نهادهای اجتماعی مورد بررسی و مطالعه قرار می دهد. گسترش

دین، همچنین ساختار پدیدارشناسانه دین و ارتباط آن با هویت انسانها از عمده مسائل مربوط به تاریخ دین به شمار

می رود.

– ۳ ر.ک: مقالات اولین همایش دین و بهداشت روانی.

پیشینه بحث پیرامون آثار هویت شناسانه ی باورداشت ها و اعمال دینی به قدمت بحث از خود دین باز می گردد.

ماکیاولی از صاحب نظران قرن شانزدهم میلادی در خطابه ها و گفتارهای خود به تحلیل عملکرد مسیحیت می

پردازد و به تاثیر قابل ملاحظه ای که این دین در عرصه زندگی فرهنگی و اجتماعی مردم داشته است اشاره می کند. در پی آن، متفکرینی چون اسپینوزا، مونتسکیو، روسو وکامت به بررسی و تحلیل اهمیت نقش سیاسی تعهد دینی

و مسائل مربوط به تاثیر دین بر اخلاق شخصی و هویت اجتماعی پرداختند. به نظرمی رسدماکس وبر از معدود

کسانی باشد که بیش از هر کسی دیگر، بر ارتباط تعاملی دین و جامعه تاکید ورزیده است. از همه بیش تر تز او

پیرامون تاثیر سیستم اخلاقی پروتستانت بر پیدایش و ظهور جامعه مدرن چنین ارتباطی راروشن می سازد.

از سویی دیگر علی رغم مطالعاتی که در جهان اسلام و غرب پیرامون دین و تاثیر عنصر دینی در ساختار زندگی

فردی و اجتماعی و نقش هویت سازی آن به عمل آمده است، هنوز جای بحث جامع در این ارتباط خالی به نظر

می رسد. نظری اجمالی به تحلیل زبان دین کافی است تا ما را متوجه حضور و نفوذ عناصری از دین در عرصه ی

هویت فردی و اجتماعی گرداند. اعمال و آیین و گفتار مذهبی هر کدام زبان خاص را دارد و بر حسب مفاهیم و برداشت های ویژه ای مورد التفات پیروان متعهد و معتقد به یک مذهب قرار می گیرد. از آن فراتر، حتی افرادی که چندان اعتقاد و التزامی به مضامین و اعمال دینی از خود نشان نمی دهند، باز هم از کاربرد فراوان زبان دین توسط اهل دین تاثیر می پذیرند.

روش تحقیق:

به طور کلی منظور از روش تحقیق و پژوهش، ارائه مهارتها و تجربههایی است که دستیابی به هدف را آسانتر

و عملیتر میسازد و با صرف وقت کمتر، نتایج بیشتری به دست میآید. این نکته، در کلّیه روشها مطرح است.

روش ما نیز در این تحقیق با توجه به ماهیت موضوع روش توصیفی-تحلیلی بوده است. از سویی دیگر شیوه ی جمع آوری و استخراج اطلاعات بر اساس شیوه ی کتابخانه ای بوده است. بدین صورت که ابتدا سعی شده است با رجوع به منابع و آثار دسته اول و مقالات و مجلات ادبی و اینترنت ،مواد اولیه ی تحقیق به صورت فیش جمع آوری شود. سپس به دسته بندی و ویرایش مواد جمع آوری شده بر اساس جدول فصول پرداخته شده است

بحث و بررسی:

۱هویّت:- × الف: مفهوم هویت:
در فرهنگ معین آمده است: هویت یعنی ذات باری تعالی، هستی، وجود، آنچه موجب شناسایی شخص باشد.

(معین، ۱۳۷۸، (۵۲۲۸

در فرهنگ عمید چنین تعریف شده است: هویت یعنی حقیقت شی یا شخصی که مشتمل بر صفات جوهری او

باشد. هویت در لغت به معنای شخصیت، ذات، هستی، وجود و منسوب به هو می باشد.(عمید،۱۳۷۴، (۱۲۶۵ بنابراین هویت عبارت است از مجموعه ویژگیها، شناسه ها و الگوهای رفتاری اکتسابی که فرد، قوم، ملت و تمدنی را از دیگر اقوام ، ملل و تمدنها متمایز می سازد.

ب: سابقه پیدایش هویت:

مسئله هویت بطور عام یک مفهوم فراگیر است که عمری برابر با عمر بشریت و تمدن دارد. در این معنا زمانی که

اولین گروههای انسانی به دور یک محور متشکل از مجموع عناصر و مؤلفههایی چون قومیت، نژاد، زبان و دین گرد آمدند، صاحب هویتی شدند که با افراد دیگری در جغرافیایی دیگر متفاوت بود.(میرمحمدی،۱۳۸۳، (۱۷۱

بر خلاف دیدگاه ساختارگرایانی که میکوشند هویت را امری طبیعی و ثابت نشان دهند، باید گفت که هویت امری

تاریخی و محتمل است. این پدیده همانند بسیاری چیزهای دیگر، محصول »زمان و تصادف« است و توسط منطق

یا اصلی فراتاریخی تعیین نمیشود.(گل محمدی، ۱۳۸۱، (۲۲۵

ج: عناصر سازنده ی هویت:

مسئله ی هویت مسئله ی پیچیدهای است؛ یکی به این دلیل که موضوعی کاملاً شخصی است و شاید بتوان گفت

شخصیترین موضوع برای هر فرد، هویت او میباشد. از طرف دیگر ما میبینیم که منابع اجتماعی و عناصر و

عوامل فوق فردی هم در تشکیل هویت بسیار مهم هستند.

این عوامل به طور کلی شامل: -۱ جهانبینی -۲ دین -۳ فرهنگ می باشد. (میرمحمدی، ۱۳۸۳، (۴۹

در این مقاله به طور أخص به عامل دین به عنوان یکی از مهمترین عوامل هویت ساز خواهیم پرداخت.

* هویت دینی: الف: مفهوم دین:

دین((Religion در لغت به معنای جزا، حساب، طاعت، ورع، سلطه و قهر و غلبه، و نیز به معنای شریعت و آیین

است.(ابن منظور، ۱۴۰۸،ج۴۶۰،(۴

اصطلاح دین دارای یک معنای واحد که مورد قبول همه باشد نیست بلکه پدیدار-های متعدد فراوانی تحت نام دین گرد می-آیند که به گونه-ای با هم ارتباط دارند.(هادوی مقدم،۱۳۷۷، (۳۸۲ اما دین در تعابیر قرآنی مجموعه عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتی است که برای اداره جامعه انسانی و پرورش

انسان ها باشد. گاهی همه این مجموعه حق، و گاهی باطل و گاهی مخلوطی از حق و باطل است. اگر مجموعه ی حق باشد دین حق و در غیر اینصورت آن را دین باطل و یا مخلوطی از حق و باطل می نامند.(جوادی آملی،

۱۳۷۲، (۹۳

بنابراین دین حق عبارتست از آیینی که دارای عقاید درست و مطابق با واقع بوده و رفتارهایی را مورد توصیه و

تأکید قرار دهد که از ضمانت کافی برای صحت و اعتبار برخوردار باشد.(مصباح یزدی،۱۱،(۱۳۷۷

ب: دین و هویـّت انسانی:

دین در تمدن بشری و هویتبخشی به انسان و جامعه ی انسانی نقشی اساسی دارد. هرچند دین نیز مانند زبان، نژاد

و… شاخهای از فرهنگ است ولی میتوان، دین را اولین منبع هویتبخشی یک جامعه محسوب نمود. در میان

عناصری که هویت یک جامعه را از جامعهای دیگر تمایز میبخشند، دین یکی از مهمترین عناصر است. (منصورنژاد،۱۳۸۵، (۳۱ بر کسی پوشیده نیست که انسان فطرتاً خداجو آفریده شده است و میل و گرایش باطنی به خدا دارد.