خلاصه :
یکی از معانی مهم و موثر در ارتباط انسان و محیط که مورد توجه طراحان بوده است ، حس تعلق و مالکیت فضایی می باشد. امروزه در جهانی زندگی میکنیم که انسانها در کلینیکها به دنیا میآیند و در بیمارستانها میمیرند؛ جهانی که در آن موقعیتهاي تفننی و غیرانسانی دایما افزایش مییابند؛ جهانی که در آن نقاطگذار و اشتغالهاي موقت در شبکه متراکمی از وسایل ارتباطی متنوع و متعدد و در فضاهاي متفاوت و متضاد توسعه مییابند و در عین حال چنین فضاهایی، آکنده از انسانها هستند؛ انسانهایی که دایم در حال جابهجایی از مکانی به مکانی دیگرند و شاید آنقدر جابهجا میشوند و مکانهاي متعدد را تجربه میکنند که احساس »لامکانی« میکنند. جهانی که به این ترتیب به فردیت منزوي، بهگذار، به حالت موقت و به روزمرگی سپرده شده است، موضوعات جدیدي را در برابر ما قرار میدهد که قابل تامل و تفکر هستند. از جمله این موضوعات این است که مکان من در این فضاها کجاست؟ و به کدام مکان تعلق دارم؟ حس مکان و احساس تعلق به مکان از موضوعات مورد بحث در علوم مختلف از جمله معماري، جغرافیاي انسانی، برنامهریزي شهري، برنامهریزي روستایی، جامعهشناسی و بالاخص قومشناسی سیاسی است.

کلمات کلیدي: حس مکان، هویت، عوامل کالبدي، ، حس تعلق ،معماري اسلامی

۱٫ مقدمه

“حس مکان” عاملی است که موجب تبدیل شدن یک فضا به مکانی با خصوصیات حسی و رفتاري ویژه براي افراد خاص می گردد و “تعلق مکانی” از لحاظ فرهنگی منعکس کننده مولفه هاي اصلی حیات فرهنگی- اجتماعی است. تعلق بیانگر برقراري پیوندي پرمعنا بین انسان و محیط مفروض است که از تلاش براي هویت یافتن(حس تعلق داشتن) به مکان ناشی گردیده است. احساس تعلق به مکان منجر به احساس تعلق، پایداري و امنیت شده و برآوردن نیازها و نیل به اهداف به واسطه مکان را ممکن میسازد و میتواند به تعاملات متعهدانه انسان در قبال مکان بیانجامد. »اگر مکان به انسان اهداء شود و او نسبت به آن حس تعلق پیدا کند،آنگاه میتواند آن را به خاطر بسپارد و در نهایت به آن تقرب جوید.[۵]«

۲٫ بیان مساله:
کلیه آنچه در این روزگار مسلم است، نیاز بیش از پیش بشر به زندگی در قالب زندگی شهري است. بالابردن کیفیت زندگی شهري، به یکی از مهمترین دغدغههاي مدیران شهري تبدیل شده است. در همین راستا یکی از جدیدترین مفاهیمی که در حوزه مدیریت شهري کارآمد به آن توجه زیادي میشود، مفهوم »حس تعلق به مکان« است. این توجه وافر از دو جهت اهمیت زیاد دارد: اول اینکه فرآیندهایی مثل جهانیسازي و افزایش توان تکنیکی بشر در راستاي قابلیت جابهجایی بیشتر و آسانتر، پیوندهاي مکان ـ فرد را شکنندهتر کرده است. و دوم، گسترش مسایل و مشکلات زیستمحیطی است که وجودمکانهاي بااهمیت براي ما و ارتباطات ما با آنها را بیش از گذشته تهدید میکند.

بشر براي پیشبرد فعالیتهاي مربوط به زندگی خود ناچار از اشغال مکان است. مکانها در ذهن انسان، مراکز »ارزشهاي حسشده«اند که به عنوان »مراکز مهم تجارب بیواسطه ما از جهان« عمل میکنند. از نظر روانشناسان محیط، انسان در سه سطح تعامل خود را با مکان شکل میدهد: سطح شناختی، سطح عاطفی و سطح رفتاري. انسان در سطح شناختی، بنیان برقراري ارتباط متقابل را با مکان شکل میدهد. شناخت مکان را میتوان اولین حلقه از فرآیند شکلگیري رابطه انسان با مکان دانست. در سطح عاطفی، پیوند عاطفی انسان با مکان صورت میپذیرد. این سطح از تعامل انسان با مکان، برانگیزاننده معانی عاطفی و احساسی مکان براي انسان است. و بالأخره در سطح رفتاري، انسان پیوند خود را با مکان تحکیم میکند. در این مرحله است که مکان یا مکانها براي انسان با معنا پیوند خورده و در گذشته و آینده فرد تأثیرگذار و تصویرگر است.

١

دومین همایش ملی پژوهش هاي کاربردي در »مهندسی عمران، معماري و مدیریت شهري«

nd National Conference on Applied Researches in Civil engineering, Architecture and Urban planning٢

۳٫ پیشینه پژوهش:

حداکثر در این زمینه مطالعات منطبق با عنوان دقیق مقاله بسیار محدود است، لیکن برخی از مطالعات داراي همپوشانی هایی در حوزه مورد مطالعه می باشد که از نتایج آن براي تکمیل و تدوین متغیرهاي تحقیق بهره گرفته شده است. برخی از مهمترین این مطالعات در قالب جدول زیر ارائه شده است.

جدول-۱ پیشینه اي از مطالعات منطبق بر موضوع