چکیده :

امروزه با گسترده تر شدن علم و صنعت گردشگری، زوایای جدیدی فرآروی مطالعه ی آن قرار گرفته است. ایـن گسـتردگی تـا حدی است که تقریباً تمام احتیاجات و نیازهای بشر مورد توجه واقع می شوند. معماری، خود ب رای برطرف نمودن بسیاری از نیازهای بشر بوجود آمده است اما از دیدگاه گردشگری، معماری دو نقش اصلی را دارا است که عبارتند از لازمه و جاذبه. لازمـه در حوزه ی زیر ساختهای صنعت گردشگری قرار می گیرد درحالیکه جاذبه، جزئی از جاذبـه هـای فرهنگـی اسـت کـه در آن دسته بندی های متفاوتی به منظور جاذبه های معماری در نظر گرفته شده است. این تحقیق با هدف بررسی ارتباط بنیـادی دو صنعت عظیم معماری و گردشگری در بستر جغرافیایی ایران به روش تحلیلی- توصیفی صورت پـذیرفت. نتـایج نشـان داد کـه معماری نقش اساسی در بین جاذبه های گردشگری ایران بازی می کند و بخش عمده ای از گردشگران به جهت دیـدار از آثـار معماری وارد ایران می شوند.

واژه های کلیدی: صنعت گردشگری، معماری، توسعه، ایران.

۱

-۱ مقدمه

گردشگری، صنعتی گسترده، عظیم و روبه رشد در عرصه ی فرهنگ و اقتصاد جهان است. گردشگری تقریباً تمـام جنبـه هـای یک اجتماع را در بر می گیرد. امروزه اهمیت و وسـعت ایـن صـنعت موجـب شـده اسـت تـا پدیـده هـای متعـددی از دیـدگاه گردشگری مورد تحلیل قرار گیرند. هنگامی که تاریخ گردشگری را مورد مطالعه قرار می دهیم این مساله مشخص می شود کـه معماری همواره نقشی اساسی در گردشگری داشته است. از پیدایش نخستین جاذبه ها، میهمان خانه ها، کاروانسراها و غیره تـا رسیدن به صنعت گسترده ی امروزی، گردشگری و معماری در پیوندی پایدار بوده اند. اکنون که گردشگری یکی از علوم نـوین و پیشرو در سطح جهانی شده است. رویکردهای متفاوتی برای مطالعه ی این صـنعت در نظـر گرفتـه مـی شـود. یکـی از ایـن رویکردها، رویکرد میان رشته ای است. همانطور که در شکل ۱ مشخص شده است، معماری از جمله علومی است که در بررسی ها و مطالعات گردشگری همواره مورد توجه و مطالعه قرار می گیرد.

شکل شماره :(۱) رویکرد بین رشته ای در مطالعات جهانگردی

معماری همچنین از جمله عناصری است که در کار، زندگی، تفریح و سفر انسانها نقش بسزایی دارد. در واقع بیشـترین فعالیـت هایی که در هنگام فراغت و سفر انسانها انجام می شود، در مکانهایی اتفاق می افتـد کـه توسـط معمـاران طراحـی شـده اسـت .(Khaksar et al,2010) عوامل بسیاری در معماری هر منطقه تاثیر گذار است که از مهمترین آنهـا مـی تـوان بـه مـذهب، اقلیم، فرهنگ، تکنولوژی، جغرافیا و نفوذ بیگانگان اشاره کرد (شکل.(۲ با بررسی معماری هر منطقه ای که ویژگی هـای خـاص خود را دارد تاثیرات فوق کاملاً مشهود است. این تاثیرات که در مناطق مختلف سبب تفاوت آثار معمـاری و جـذاب بـودن آنهـا برای گردشگران می شود.

۲

شکل شماره(:(۲ عوامل تاثیر گذار بر معماری

معماری هر منطقه در آثار، بناها و همچنین نحوه شهرسای آن منطقه متبلور است. از ارزشمندترین بافت های معمـاری، بافـت سنتی معماری هر منطقه است. بر اساس ویژگی های خاص ، اهداف و اشکال بازاریابی گردشـگری، معمـاری مـی توانـد کمـک قابل ملاحظه ای به شکل دادن میراث سنتی معماری و ارائه ی صنعت گردشگری نماید. در زمان های اخیر به طور فزاینده ای، معماری سنتی به عنوان یک بخش حیاتی میراث فرهنگی، بسـیار فـراوان و گسـترده مشـاهده مـی شـود و نیـاز دارد بـه طـور اقتصادی تعیین ارزش شده و با بازسازی و تغییر کاربری با لحاظ کردن الزامات زندگی مدرن حفظ شود. ارزش گـذاری میـراث معماری سنتی برای مقاصد گردشگری، یکی از راه های بسیاری است که در آن می توان این میـراث را از گزنـد آسـیب حفـظ نمود .( Medica et al, 2010) در بسیاری از شهرها و روستاها همانطور کـه خواهـد آمـد گسـترش و رونـق گردشـگری مـدیون معماری است، تا جائی که می توان در گردشگری شهری و روستایی، معماری را از جاذبه های اصلی دانست. در این مقاله سعی بر آن است تا با بررسی جنبه های مختلف ارتباط معماری و گردشگری ایران به تحلیل این رابطه پرداختـه شـود. جاذبـه هـای معماری در ایران درصدر جاذبه های گردشگری قرار داد. در فهرست آثار تـاریخی سـازمان میـراث فرهنگـی، صـنایع دسـتی و گردشگری ایران حدود ۳۷۲۶ اثر به ثبت رسیده است که جز آثارمعماری هستند (سـازمان میـراث فرهنگـی، صـنایع دسـتی و گردشگری، .( ۱۳۹۱ از مهمترین این آثار که به ثبت آثار جهانی یونسکو رسیده اسـت. ۱۰ شـاهکار معمـاری ایرانـی اسـت کـه شامل: میدان نقش جهان اصفها، کتیبه بیستون کرمانشاه، گنبد سلطانیه زنجان، تخـت جمشـید، فـارس، زیگـورات چغازنبیـل خوزستان، تخت سلیمان آذربایجان غربی، ارگ بم کرمـان، پاسـارگاد فـارس، مجموعـه کلیسـاهای آذربایجـان غربـی و شـرقی (مجموعه کلیسای تادئوس و سن استپانوس و زوردزور)، سازه های آبی شوشتر خوزستان، مجموعه بـازار تبریـز، آرامگـاه شـیخ صفی الدین اردبیلی و مجموعه باغهای ایرانی (ایرانی پاسارگاد، ارم، چهلستون، فین، عباس آباد، شازده، دولت آباد، پهلـوان پـور، اکبریه) می گردد. (کمیسیون ملی یونسکوایران، .(۱۳۹۱ ایرانیان در طول تاریخ چند هزار ساله ی معماری این سـرزمین سـعی

۳

کرده اند تا با تدابیر گوناگون در کنار طبیعت پیرامون خود، محیطی را به وجود آورند که باشنده یا مصرف کننده در هر فصل و هر ساعت بتواند آسایش نسبی را با توجه به زمان بهره گیری از فضای مورد نظر داشته باشد (پیرنیا و معماریان، .(۱۳۸۱

هنر و معماری ایران از دیرباز دارای چندین اصل بوده که به خوبی در نمونه های این هنر نمایان شده است. ایـن اصـول چنـین هستند: مردم واری، پرهیز از بیهودگی، نیارش، خودبسندگی و درون گرایی، مردم واری به معمای رعایت تناسـب میـان انـدام های ساختمانی با اندام های انسان و توجه به نیازهای او در کار ساختمان سازی است. معماری همیشه و همه جا هنری وابسته به زندگی مردم بوده و درا یران بیش از هر جای دیگر، در معماری ایران تلاش می شده کار بیهوده در ساختمان سـازی نکننـد و از اسراف بپرهیزند. این اصل، هم پیش از اسلام و هم پس از آن مراعات می شده است.اگر در کشورهای دیگر هنرهای وابسته به معماری مانند نگارگری و سنگ تراشی، پیرایه به شمار می آمده، در کشورما هرگز چنین نبوده اسـت. گـره سـازی بـا گـچ و کاشی وخشت و آجر و به گفته ی خود معماران، آمود و اندود بیشتر بخشی از کار بنیادی ساختمان است. واژه نیارش بیشتر در معماری گذشته ایران به کار می رفته است. نیارش به دانش ایستایی، فن ساختمان و ساختمایه (مصالح شناسی) گفته می شده است. معماران گذشته به نیارش ساختمان بسیار توجه می کردند و آن را از زیبایی جدا نمی دانستند. آنها به تجربـه بـه انـدازه هایی برای پوشش ها و دهنه ها و جرزها دست یافته بودند که همه بر پایه ی نیارش به دست آمده بود. معماران ایرانـی تـلاش می کردند ساختمایه مورد نیاز خود را از نزدیک ترین جاها بـه دسـت آورنـد و چنـان سـاختمان را بنـا مـی کردنـد ه نیازمنـد ساختمایه جاهای دیگر نباشند و خودبسنده باشند. این گونه کار ساخت با شتاب بیشتری انجام می شده و ساختمان با طبیعت پیرامون خود سازوارتر می شده است و هنگام نوسازی آن نیز همیشه ساختمایه آن دردسترس بوده است. اصولاً در سـاماندهی اندامهای گوناگون ساختمان و به ویژه خانه های سنتی، باورهای مردم بسیار کارساز بوده اسـت. یکـی از باورهـای مـردم ایـران ارزش نهادن به زندگی شخصی و حرمت آن و نیز عزت نفس ایرانیان بوده که این امر به گونـه ای معمـاری ایـران را درون گـرا ساخته است.