چکیده

مقاله حاضر به منظور بررسی” نقش میانجی مدیریت کیفیت جامع در رابطه بین راهبرد سازمانی و عملکرد سازمانی ” انجام شده است. متغیرهای این پژوهش شامل راهبرد سازمان به عنوان متغیر مستقل دارای دو بعد ؛ تمایز و رهبری هزینه می باشد. و عملکرد سازمانی متغیر وابسته است که دارای سه بعد ؛ نوآوری در محصول، نوآوری در فرآیند و کیفیت محصول میباشد. روش تحقیق مورد استفاده در این تحقیق، توصیفی و از نوع همبستگی – مدل معادلات ساختاری بوده است. جامعه آماری پژوهش متشکل از ، مدیران، معاونین و کارشناسان خبره در شرکت های صنعتی استان کرمانشاه می باشد که با استفاده از فرمول تعیین حجم نمونه کوکران تعداد ۱۱۱نفر نمونه برداری انتخاب گردیده است. نهایتاً مجموعه دادهها به کمک نرم افزار LISREL با مدلسازی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان دادند که بین راهبرد سازمان و مدیریت کیفیت جامع رابطه مثبت ، معنادار و مستقیمی وجود دارد همچنین بین مدیریت کیفیت جامع و عملکرد سازمانی نیز رابطه مثبت ، معنادار و مستقیمی وجود دارد پس نقش میانجی مدیریت کیفیت جامع در رابطه بین رهبرد سازمان و عملکرد سازمانی پذیرفته می شود.

واژه های کلیدی : راهبرد سازمان، عملکرد سازمانی، مدیریت کیفیت جامع معادلات ساختاریافته ، رابطه عملکرد و راهبرد سازمانی ، مدیریت شرکت های صنعتی

×

استادیار گروه مهندسی صنایع دانشگاه پیام نور- مرکز تهران – دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی صنایع-صنایع دانشگاه پیام نور- مرکز تهران –

مقدمه

رابطه میان استراتژی سازمان، ساختار سازمانی و عملکرد سازمان یک موضوع کلاسیک در ادبیات مدیریت استراتژیک است، با این فرض اساسی، که استراتژی سازمان تعیین کننده ساختار سازمانی است و بر عملکرد سازمان اثر می گذارد. این مطالعه تلاش می کند تا روابط میان استراتژی سازمان (رهبری هزینه و تمایز)، ساختار سازمانی (دامنه اجرای مدیریت کیفیت جامع) و عملکرد سازمان (کیفیت و نوآوری) را مورد بررسی قرار دهد . منطق انجام این تحقیق، نیاز به بررسی رابطه میان این سه گروه از متغیرها به دلیل وجود برخی تناقضها و مناقشه ها در شناسایی این روابط است. دانشمندان مدیریت کیفیت جامع برای مطالعه مدیریت کیفیت جامع در متون سازمانی به یکپارچه کردن عواملی چون محیط تجــاری، فرهنگ سازمانی و خصوصا استراتژی ســازمان اقدام کردهاند. در حالی که تعدادی از محـققان رابطه میان مدیریت کیفیت جامع و عملکرد سازمانی را بررسی کرده اند، هیچیک به بررسی دقیق رابطه میان مدیریت کیفیت جامع و استراتژی معینی نپرداخته اند. خصوصاً نیاز به بررسی نقش مدیریت کیفیت جامع به عنوان بخشی از

اجرای استراتژی، در اثرگذاری بر رابطه میان استراتژی و عملکرد سازمانی زمانی مهم جلوه می نماید که مدل عام استراتژی رقابتی پورتر پیشنهاد می شود. پورتر تاکید می کند که هر استراتژی نیازمند منابع متفاوتی است و تنظیمات سازمانی سبب دستیابی به هدف اولیه استراتژی خواهند شد.

راهبرد سازمان

عبارت است از رویکرد سیستم یا سازمان در تعیین اقدامات عملیاتی جهت دستیابی به اهداف یا آرمان تعیین شده یا به عبارتی دیگر جهتگیری سیستم یا سازمان بمنظور حرکت از وضع موجود به سمت وضعیت آینده می باشد. این فرایند افراد و منابع را نیز شامل میشود. برای آنکه سازمان بداند به کجا خواهد رفت باید بداند اکنون دقاًی کجا قرار گرفته است. پس از آن باید آنچه میخواهد باشد را به درستی تعریف کرده و چگونگی رسیدن به آن جایگاه را مشخص کند. مستندات حاصل از این فرایند را برنامه راهبردی سازمان مینامند. برنامه ریزی راهبردی برای برنامه ریزی موثر به منظور تصویر کردن پلان یک سازمان بکار میرود، اما هرگز نمیتواند مشخصا پیشبینی کند بازار در آینده دقاًی چگونه خواهد بود و در آینده نزدیک چه اتفاقاتی رخ خواهد داد. به هر رو، متفکران استراتژی در سازمان میباید استراتژیهای سازمان را بر اساس زنده ماندن در شرایط سخت طراحی کنند ( آذر ، .(۱۳۸۱

مدیریت کیفیت جامع

چکیده ای از مباحث کیفیت و رضایت مشتری را در بردارد . در دنیای امروز که از یکسو رقابتهای ملی، منطقه ای و بین المللی بسیار شدید و تنگاتنگ و از سوی دیگر تغییرات و تحولات در تکنولوژی، نیاز بازار و … بسیار سریع و پر شتاب بوده ومسلمًا تجزیه و تحلیل شناخت صحیح و بکارگیری مناسب مباحثی از قبیل مدیریت کیفیت جامع می تواند بسیار راهگشا و مؤثر باشد. سه معیار، رهبری، مدیریت منابع انسانی و برنامه ریزی کیفیت استراتژیک، تمام عناصر TQM نرم هستند (شمس اور .(۲۰۰۵ از نکات برجسته و ممتاز بحث مدیریت کیفیت جامع اینست که بسیاری از فنون و روشهای مرتبط با مسائل مدیریتی و کیفیتی را بطور جامع و با تلقینی مناسب و بصورت یکپارچه در خود جای داده است. بطور کلی شرکتهایی که در جهت اجرای فلسفه مدیریت کیفیت فراگیر قدم بر می دارند، بایستی از تلاشهای بهبود مستمر کیفیت که در تمام اجزا سازمان جریان دارد، مطمئن شوند . حرکت در جهت یک فرایند بهبود مستمر، اغلب با پذیرش یکی از فلسه های مدیریت کیفیت، مانند اصول دمینگ، فلسفه جوران یا کرازبی شروع می شود . این

۲

افراد صاحب نام، اصول و راهنمایی هایی را برای تغییر محیط شرکتها و ایجاد فرهنگ کیفیت مداری در سطح سازمانها با نگرشها و رویکردهای منابع انسان تدوین کرده اند.