خلاصه

آنگاه که در زبان روزمرّه واژه اندیشه یا اندیشیدن را به کار میبریم، بویژه ما معماران، موضوع این کارمان را نمیتوانیم، به قید اطمینان، برای دیگران تعریف یا تشریح کنیم. اندیشیدن، در پهنه زمان تحقق مییابد و هرآینه بخواهیم به تصویرهایی دست یابیم که هر یک متعلق به لحظهای از این سیر در طول زمان است، جز صورتهایی منفصل، به دست نمیآوریم. روند طراحی یک معیار شامل تعداد زیادی تقسیمها وفرآیند تکامل آنهاست که منجر به تولد مفهومی خیالی با پتانسیل واقعیت در ذهن میشود که در آینده تحقق میپذیرد . این مفهوم خیالی به واسطه الزاماتی خاص مانند توجه به فرم، عملکرد، فنآوری ، مقررات دولتی با کمک ترسیمات، گام به گام به طرح نهایی نزدیک میشود. در سالهای اخیر معماران درگیر بحث های نظری طراحی و نحوه اعمال نظر طراح در فرآیند طراحی هستند. ا ین روند نشان میدهد که اهداف و اصول حاصله از بحثهای نظری به سادگی قابل اجرا در یک طرح واقعی نیستند اما کشف این اصول جزء الزامات جهت ارتقاء طراحی معماری میباشند. یکی از این موارد، آشنایی با نوع اندیشه طراح و در پی آن، مهارت به کارگیری اندیشه در طراحی میباشد، در پی این هدف لازم است که انواع اندیشه شناخته شود و نسبت هر یک در روند طراحی مورد کنکاش قرار گیرد.

واژگان کلیدی: هنر ومعماری،اندیشه

مقدمه:

نزد ایرانیان، اندیشه همانند درختی زنده است؛ موجودیتی که پیشینهاش قابل شناسایی است؛ اما از شکل آیندهاش اطمینانی نداریم. اندیشه، عنصری سرزنده است و بیش از این، پذیرنده تعین و پذیرنده حکم نیست بویژه حکمی که برون از گستره کاوش و پردازش او زاده شود. (فلامکی،:۱۳۹۲ (۱۰۶اندیشه ناب لازمه پیشرفت است چرا که مصرف زدگی در تولید اندیشه، از مصرف زدگی در تولیدات صنعتی خطرناکتر است . اولین قدم در استقلال فکری، و جایگزین کردن اندیشه مفهومی با اندیشه تولیدی، فراگیری مهارت اندیشیدن است. اندیشیدن از کجا شروع میشود. سلامتش کدام است و چه شرایطی پیدا میکند که تبدیل به اندیشه زمان میشود؟ اندیشهای ماندگار و در انتقال از نسلی به نسل دیگر چه خصوصیاتی باید داشته باشد

اندیشهای علمی اندیشهای است که ذهن در شرایط عادی به سمت آن گرایش دارد . علم به آن بخش از معرفت بشری گفته میشود که از طریق یک نوع تجزیه قابل اندازهگیری، کسب میشود. اکتشاف آن اندازهگیری، در فضای علمی صورت میگیرد .

نوع اندیشه با ۲ آیتم شناخته میشود. اول موضوع و دوم روش آن اندیشه است. موضوع اندیشه علمی یافتن قوانین طبیعت و کشف قوانین عالم مادی با روش تجربی میباشد در این بین نظریهها خلق میشوند که هدف آنها نزدیک کردن انسان به دید برتر و پیشبرد علم بشر امید اثبات در آینده میباشد. (اوج اندیشه علمی قرن ۱۸ میلادی میباشد. ) گاهی موضوع اندیشه علمی طبیعت و گاهی روانشناسی و کارکرد انسان است. علوم انسانی هم جزئی از اندیشه علمی به شمار میآیند و در نتیجه بخش عمدهای از معماری نیز متکی بر اندیشه علمی است. اما سوال اینجاست این اندیشه تا چه حد در تفکر طراح و خلق یک جانمایه طراحی اجازه نفوذ دارد اندیشه علمی در کدام قسمت از طراحی به کار میآید. این سوالی است که در جمعبندی به آن پرداخته میشود.

بیان مساله:

چنانکه میدانیم، معماری فراورده سنجشها و یافتههایی است که به قید تدبیر و نظم فضایی خاص- که آفریننده اثر دوست داشته- به دیگران عرضه میشود. یک اثر معمارانه شکل گرفته و محقق شده که طبق خواستههای متعارف آدمیان غیرمعمار به آنان عرضه شده، به میزان توان تحلیلی بینندهاش، موجودیتی بحثانگیز و تفسیرپذیر دارد. یک اثر معمارانه، از یک نمازخانه فروتن تا مسجدی که پرابهت و گرانقدر زاده میشود، همیشه و برای همگان، سخنی یکسان ندارد. و این نکتهای است که هر آینه تا کتابت نگردد، بردانستناش ادّعا میکنیم. اندیشیدن به معماریِ در حال آفریده شدن، بسیار پر ابهام است و حکایت کننده نکته هایی است که در طول راه یا روند آفرینشاش رخ میکنند. این نکتهها یا یافتهها، پس از آفریده شدن و به میدان بهرهوری مردمان قرار گرفتن، پر رمز و راز میشوند؛ همانند غزلی سروده شده، سروسرّی »هر بار دگر را« به دیگر بیننده مینمایاند. اگر بتوانیم یافتههایمان را به قیدعیّنت با خواننده در میان بگذاریم، به تجربه زندگی بدل میشوند و انرژی هزینه شده برای آفرینش اثری معمارانه، در طول زمان تحقق مییابند؛ و معمار، نه تعیین کننده طول راهی است که طی میکند تا به نقطه پایانی کارش برسد و نه خود اثری که گام به گام به دنیا میآید و رخهایی را میزاید که الزاماً هماهنگ و همسوی و همدل نیستند، سیر کار آفرینش معماری را وضعیتی خطی نمیدهد. راه آفرینش معماری، نه خطیّ است و نه یکسویه؛ و این از جهت آن است که اندیشه بر آن فائق میشود؛ زیرا اندیشه انسانی، پذیرای حکم نیست؛ بلکه جوینده آن است. حکمی برخاسته از ذهن معمار، تا مگر بتواند، به قید آمد و شدهایی که به قصد تنویر صورت میگیرند…، فضایی مرافق با

حرکتهایی غیر مکلف را در پهنه فضای معماری سازمان دهد

اندیشه و انواع آن:

اندیشه ناب لازمه پیشرفت است چرا که مصرف زدگی در تولید اندیشه، از مصرف زدگی در تولیدات صنعتی خطرناکتر است. اولین قدم در استقلال فکری، و جایگزین کردن اندیشه مفهومی با اندیشه تولیدی، فراگیری مهارت اندیشیدن است. اندیشیدن از کجا شروع میشود. سلامتش کدام است و چه شرایطی پیدا میکند که تبدیل به اندیشه زمان میشود؟

اندیشهای ماندگار و در انتقال از نسلی به نسل دیگر چه خصوصیاتی باید داشته باشد.