چکیده :

قوانین الهی علاوه بر اینکه همه ابعاد و جوانب حیات بشری را شامل می شود،به دلیل انطباق با فطرت و طبایع انسانی،بستری مناسب برای رشد و کمال انسان ها فراهم می کند.حجاب و عفاف امری انسانی و دینی است و از آن جهت که در ذات و فطرت بشر وجود دارد، برای حیات اجتماعی او ضروری بوده و نقش مهمی در کارکرد جامعه و زندگی اجتماعی انسان ایفا می کند. لذا در همه ی ادیان الهی دارای جایگاه خاصی است.در شریعت اسلام نیز حجاب با هدف کنترل غرایز حیوانی و حفظ بنیان خانواده، هم برای زن و هم برای مرد وضع شده است و امنیت و سلامت جامعه را تامین می نماید. علاوه بر این حجاب و عفاف مختص زنان نبوده و مردان از این امر مستثنا نمی باشند.دین مبین اسلام هم برای زن و هم برای مرد، حجاب خاصی قرار داده است که طبق آن هریک باید قسمتهایی از بدن خود را از دیگران بپوشانند. اما حجاب و عفاف زن به دلیل تفاوتهای عاطفی و جسمانی با مرد، متفاوت است.و رعایت این امر در زندگی موجبات آرامش و کمال و تعالی جوامع بشری،را فراهم می نماید.این پژوهش ، با روشی توصیفی- تحلیلی از یک سو فواید و آثار حجاب از جمله رشد و حفظ حیا و عفاف و نقش آن در استحکام نهاد خانواده را بررسی نموده ؛و از سوی دیگر آثار زیانباری که عدم رعایت حجاب در تخریب بنیان خانواده و متعاقبا در جوامع انسانی خواهد داشت را بیان می کند.

واژگان کلیدی: قرآن ،زن ،فطرت،حجاب،نهاد خانواده

مقدمه :

حجاب، معنی گستردهای دارد،مفهوم لغوی آن »نهفتن و پنهان کردن چیزی« است.هر چیزی میتواند از نظر مخفی و پوشیده باشد وممکن است پوشیده بودن یک شئ از یک شئ دیگر باشد.حجاب یک حد و مرز تعادل بین دو محیط داخل و خارج شئ یا موجود است در صورتی که راههایی برای تبادل بین دو محیط برقرار باشد و امنیت و سلامت و حیات موجود را حفظ کند.لباس مانعی مادی و حجابی است که بدن را پنهان نگه میدارد(میرغفوری، .(۳-۶ : ۱۳۷۳

نوع انسان از دو جنس زن و مرد آفریده شده است و این مخلوق آفریدگار برای بقای نسل و حفظ نوع خود نیازمند جفتی است که با او بتواند به این هدف برسد. بنابراین، خداوند او را نسبت به جنس مخالف خود حساس آفریده و در مواجه با او آسیبپذیر بوده است و به او تمایل دارد. اندام و دستگاه تولید مثل براساس بقاء نسل(فرد و نوع و جامعه)به وجود آمده است.چون انسان دو جنسی است و باید در محیط اطراف، رفتارهایی برای یافتن جفت خود انجام دهد.این رفتارها همان انگیزههای جنسیاند که برای آن حدود شرعی و اخلاق علمی معین گردیده است و حجاب در انسان همین مفهوم را دارا میباشد؛ زیرا ماننند پردهای است که خانواده را از هر چه سلامت و امنیت آن را از بین میبرد، دور میسازد و چگونگی حفظ و نگهداری خانواده توسط حجاب تامین میشود.(همان، ص.(۴

پوشیدن لباس صرفا به خاطر محافظت از سرما و گرما نیست، بلکه انسان به دلیل انسانیت و اشرف مخلوقات بودن، موظف به رعایت آن است. حجاب، معنای گستردهای دارد و تنها مختص زنان نیست. مردان هم مکلف به رعایت آن هستند و حدودی برای آن در نظر گرفته شده است.

۱

جایگاه حجاب در فطرت انسانی

انسان موجودی الهی و خداگراست که به فضایل و نیکیها گرایش دارد و از رذائل و بدیها گریزان است.قرآن کریم نیز بارها به این نکته اشاره کرده و در آیات متعدد بر آن صحه گذاشته است. از جمله آیاتی که دربارهی فطرت وارد شده است:»و نفس و ما سواها.فالهمها فجورها و تقواها: « سوگند به نفس آدمی، آن کسی(خدایی)که آن را سامان داد.پس فجور و تقوایش را به وی الهام کرد(شمس.(۸-۷/طبق این آیهی شریفه،خداوند متعال صفات عمل انسان را به او شناسانده و به وی فهمانده عملی که انجام میدهد، تقوی است یا فجور. به عبارت دیگر، برایش مشخص فرموده که تقوا و فجور چگونه اعمالی هستند.(طباطبایی، .(۵۰۰ :۱۳۶۲لذا حجاب و عفاف،کششی است که انسان از درون خود احساس نموده و به سمت آن گرایش مییابد و از نداشتن پوشش انزجار و نفرت دارد و از آن جا که منشأ امور فطری، آفرینش انسان است،نتیجه میگیریم که این تمایل فطری به پوشش، امری همگانی خواهد بود،هرچند این فطرت پاک در اثر جامعه و محیط آلوده،ضعیف و پوشیده گردد.بنابراین،یکی از امتیازات انسان درمقایسه با موجودات دیگر،تهیهی پوشش مناسب برای اندام خویش است و بر این اساس لباس پوشیدن یکی از شئون و ویژگیهای انسان است.خداوند میل و گرایش به پوشش- بهویژه در مورد اعضای جنسی-را در انسان قرار داد تا با حفظ و کنترل غرایز شهوانی،مانع از فساد و تباهی انسان شود(همان).

تاریخچهی حجاب
تاریخچهی رویکرد آدمیان به پوشش از نخستین انسانها یعنی حضرت آدم و حوا آغاز میشود و این دلیل روشنی بر فطری بودن پوشش می-

باشد.در قرآن کریم آمده است:»فلما ذاقا الشجره بدت لهما سواتهما و طفقا یخصفان علیهما من ورق الجنه: و آن گاه که آدم وحوا از آن درخت ممنوع چشیدند، پوشش خود را از دست دادند و به سرعت با برگ درختان بهشتی خود را پوشاندند.)«اعراف.(۲۲/از جملهی بالا به-خوبی استفاده میشود که به محض چشیدن از میوهی درخت ممنوع این عاقبت شوم به سراغ آنها آمد و در حقیقت از لباس بهشتی- در ظاهر لباس ظاهری و در باطن لباس تقوی – که لباس کرامت و احترام خدا بود، برهنه شدند.لذا پوشش آدم و حوا، نشانهای برای شخصیت و احترام آنها محسوب میشده که با نافرمانی از اندامشان فرو ریخته است.(مکارم شیرازی، .(۱۱۸ : ۱۳۵۳

نکته جالب و قابلتوجه این است که این احساس شرم از برهنگی، حتی بدون حضور ناظر بیگانه نیز مطرح بوده است.آثار به جا مانده از انسان-ها و تمدنهای کهن، نشانگر پیشینهی تاریخی و دیرینه ی پوشش است و به اسلام اختصاص ندارد.(مطهری، .(۴۳۰ : ۱۳۸۱

براساس تحقیقات صورتگرفته، انسان از آغاز کوشیده است خود را به نحوی بپوشاند.آدمی نخست با برگ درختان، سپس با پوست حیوانات و بعدها با دست بافتهای خود، خویش را پوشانید.(ویلدورانت، .(۱۵۵ : ۱۳۷۰