بررسی نقش و عملکرد بازار خوی

۱-۱ بيان مسئله
بازار پديده اي است مربوط به شهر سنتي كه در عين حال از اركان و عوامل اصلي شكل گيري ساختار شهر سنتي بوده است . ( پور احمد ،۱۳۷۶ : ۸۰ ) ودر اكثر شهرهاي قديمي و سنتي ايران داراي قدرت اقتصادي يسيار بالايي بوده تا جايي كه ستون فقرات اكثر شهرهاي قديمي و سنتي ايران بازار تلقي مي شده و شهرها با توجه هر نقش و وظيفه اي كه دارا مي باشند نمي توانند دور از فعاليتهاي بازرگاني فرار گيرند چرا كه حيات اجتماعي انسانها در شهر و ضرورت رفع نياز آنان هم چنين فعاليتها را ايجاب مي كند .

بازار مهم ترين محور ارتباطي و فضاي شهري ايراني در گذشته به شمار مي آمده است زيرا بازارهاي اصلي و دائمي در هر شهر به طور معمول در امتداد مهم ترين راه و محور شهري كه از يك دروازه شروع مي شد و تا مركز شهر ادامه مي يافت ، شكل مي گرفت ؛ به عبارت ديگر در وهله نخست يك راه اصلي و پرتردد وجود داشت كه فضاهاي تجاري و گاه توليدي در كنار آن تشكيل مي شدند و به تدريج بازار پدپد مي آمد . شكل گيري تدريجي بازار به اين علت بود كه بيشتر شهرهاي ايراني از توسعه يك روستا پديد مي آمدند و تنها تعداد انگشت شماري از شهرها به صورت طراحي شده ساخته مي شدند .( سلطانزاده ، ۱۳۸۰ : ۲۰ )
براساس اسناد مي توان حدس زد كه پيشينة تاريخي بازارها حداقل به چند هزار سال پيش از ميلاد مي رسد . بازار هرشهر تا اوايل قرن معاصر با ساير فضاهاي شهري ارتباطي ارگانيك و منسجم داشت اما از آغاز دوره معاصر و در پي توسعه شهرها و ايجاد خيابانهايي براي دسترسي سواره و تعيين الگوهاي سكونت و شهر نشيني ، ارتباط آن با ساير فضاهاي شهري به تدريج گسيخته شد .

خصوصيات كالبدي بازارهاي دائمي و سر پوشيده به گونه اي بود كه فضايي مطلوب و مناسب براي عابران و خريداران پديد مي آمد .( سلطانزاده ، ۱۳۸۰ : ۴۵)
با توجه به مسائل مطرح شده ، شهر خوي نيز با سابقه طولاني خود بعنوان يكي از مراكز تجاري مطرح بوده و هست و بازار خوي كه در قلب و مركز شهر واقع شده در طي قرون و اعصار عنصري پر اهميّت ، داراي وزن اقتصادي در درجه اول سپس داراي نقش هاي مختلف اجتماعي ، فرهنگي ، مذهبي و سياسي بوده است.

بنابراين كليه عوامل در كنار يكديگر در طول تاريخ دست در دست هم ارتقاء اوضاع اقتصادي و همچنين تنزل تجارت خارجي منطقه را موجب شده كه در اين ميان شهر خوي با قرار گرفتن در مسير جاده ابريشم ، بعنوان محل اجتماع تجار و بازرگانان داخلي و خارجي و بازار بزرگ آن بعنوان محل استقرار كاروانها و مال التجاره هاي عظيم بوده است . و در حال حاضر شهر خوي داراي بازاري بزرگ است كه در مركز شهر واقع شده و به محلات مسكوني قديمي شهر متصل مي باشد و كانون اصلي شهر را تشكيل مي دهد . تحولات پر شتاب اقتصادي ، سياسي ، فرهنگي ، و تكنولوژيكي معاصر تغييرات چشمگيري در كاركرد و فضاي كالبدي

بازارهاي سنتي پديد آورده است . بطور يكه عليرغم توسعه جديد شهري از رونق آن كاسته شد ، و در مواردي با كالبدي فرسوده بسوي نابودي و انهدام پيش مي روند . امروزه توسعه روز افزون شهرها ، و مشكلات متعدد شهري و عدم برنامه ريزي جامع و يكپارچه شهري و عبور و مرور وسايل نقليه و … سبب كاهش فعاليت و كاركرد بازار است .

وجود عناصر جديد التأسيس مانند پاساژ ها و هسته هاي تجاري مستقل كه همجوار با بازار سنتي خوي يك نوع تضاد فكري فرهنگي و بصري را موجب شده است . در يك عبارت مي توان گفت منطقه بازار را دچار سردر گمي و نابساماني فرهنگي نموده است .

با توجه به نابسامانيهايي كه در نتيجه از بين رفتن مركز ثقل و محورفرهنگي – اجتماعي شهرهاي سنتي ( بازار ) حاصل مي شود سعي مي كنيم با بررسي روند پيدايش و اصول حاكم بر بازار به بررسي كيفيت تحولات كاركردي بزرگترين بافت تاريخي ، شهرهاي ايران و يكي از بلندترين راسته بازارهاي ايران يعني بازار سنتي شهر خوي ، اصولي را جهت حفظ هويت و احياء و تداوم كاركردهاي آن ارائه نمائيم .

 

۱-۲- ضرورت و اهميت تحقيق
اگر بازار را به عنوان موجودي زنده در نظر آوريم هر موجود زنده اي علاوه بر اثراتي كه بر محيط اطراف خود مي گذارد . از آن نيز تأثير مي پذيرد .
همانطور كه بازار داراي حوزه نفوذي است كه يك نوع رابطه رفت و برگشت متقابل ميان آن دو وجود دارد كه قابل تعمق و بررسي در زمينه هاي گوناگون مي باشد .
در اكثر شهرهاي ايران به خصوص شهرهايي كه در مسير كاروانهاي تجاري و بازرگاني قرار داشته اند مي توان پديده بازار را بعنوان قلب شهر يا بافت اصلي شهر نام برد . (پور احمد ، ۱۳۷۶ : ۴۷ )

اهميت موضوع نقش و عملكرد بازار خوي از جهات گوناگوني مورد مطالعه و بررسي قرار مي گيرد
۱٫ اين بازار يكي از قطب هاي تجاري ( هسته تجاري اوليه ) شهر خوي مي باشد كه تأمين كننده مايحتاج بخش اعظمي از نيازمنديهاي ساكنين مناطق مختلف شهر خوي و شهرها و روستاهاي اطراف شهر خوي مي باشد . و به روشني مي توان اين مسئله را از طريق مشاهدان ميداني دريافت نمود .
۲٫ علاوه بر ساختار و كاركرد تجاري بازار وجود تشكيلات فرهنگي و اجتماعي آن و تأثيرات آن را نيز بايد در نظر گرفت . فرم و ساختار بازار به عنوان يك عنصر فرهنگي كه ريشه در معماري سنتي و فرهنگ مردم منطقه دارد عاملي بسيار مهم و حائز اهميت است كه مي توان به آن توجه نمود . همچنين همجواري مشاغل مختلف ( راسته ها ) كه موجب تبادل افكار و فرهنگهاي مختلف مي گردد .

موقعيت مكاني بازرا خوي به گونه اي است كه دسترسي به آن از طريق محورهاي شمالي – جنوبي شرقي – غربي به راحتي و مقرون به صرفه ترين شكل امكان پذير است .( مي باشد) .

۱-۳- اهداف تحقيق
در تحقيق حاضر ، به دنبال بررسي تاريخي ، فيزيكي ، عملكردي شهر خوي به طور عمده و بازار شهر به طور اخص مي باشيم و به عبارتي ما مي خواهيم ، در اين تحقيق فرآيند تحولات بازار در گذشته و حال ، در قالب تحولات جغرافيايي بررسي و چگونگي تغييرات كمي و كيفي آن را به خواننده تحقيق ارائه دهيم . همچنين با بررسي نقاط مثبت بازار ( مانند جذب گردشگر ) به دنبال ارائه الگويي مناسب جهت حفظ و احيا ء و با زنده سازي بافت هاي سنتي بازار و برنامه ريزي براي بهسازي فضاهاي شهري مي باشيم .

 

۱- ۴ سئوالات تحقيق
سئوالاتي كه در اين رساله مطرح مي باشد عبارتند از :
۱٫ آیا نقش شهری و به ویژه نقش منطقه ای بازار خوی کاهش یافته است؟
۲٫ آيا بافت قديمي و تاریخی بازار به دلايل برخورداري از ارزشهاي زيبا شناختي ، تنوع معماري ، تنوع زيست محيطي و عملكردي داراي ارزش حفظ و احياء هستند ؟

۱- ۵ فرضيات تحقيق

با توجه به موضوع رساله مورد نظر ، با بررسي و تحليل در اين مورد و با رائه فرضيات مناسب ، اميدوارم بتوانيم نشانگر راهكارهايي بهينه برنامه ريزي شهري در رابطه با احياء و بهسازي بافت بازار شهر خوي باشيم و اميد آن داريم كه فرضيات مطروحه و همچنين راهكارها جهت طراحي شهري و معماري جزئيات بافت در نظر گرفته شود . لذا بعنوان پيش فرض ضمن توجه به نكات كلي فوق اين فرضيه ها را در ارتباط با مسئله مورد پژوهش مورد توجه و مطالعه قرار مي دهيم :
۱٫ به نظر می رسد نقش شهری و به ویژه نقش منطقه ای بازار خوی کاهش یافته است.
۲٫ بافت قديمي و تاریخی بازار به دليل برخورداري از ارزشهاي زيبا شناختي ، تنوع معماري، تنوع زيست محيطي و عملكردي داراي ارزش حفظ و احياء هستند .

۱-۶ پيشينة تحقيق « ادبيات مربوطه »
در گذشته وجود بازار و بازرگاني در يك شهر و يا كشور و سرزمين مستلزم و نمايانگر ايحاد امنيت داخلي و گسترش روابط تجاري – بازرگاني خارجي با ساير ملل مي بود . از طرفي وجود بازارها چه در گذشته و چه در زمان حال نشانگر فرهنگ گروههاي انساني ساكن در يك سرزمين مي باشد .

شهر خوي نيز با قدمت نسبتاً طولاني خود و قرار گيري بر سر راه تجاري جاده ابريشم به عنوان يكي از مراكز تجاري مهم مطرح بوده و هست . بازار شهر خوي در طول ادوار مختلف تاريخي به عنوان يكي از اركان مهم و تأثير گذار شهري بر تحولات اجتماعي و سياسي و اقتصادي مطرح بوده و مي باشد .
در عصر ما نيز به دليل احساس نياز فراوان براي درك مفاهيم و ارزشهاي مختلف بازار ، افراد و گروههاي مختلفي به شيوه ها و روشها مختلف در مورد بازار و مفاهيم آن كار كرده اند كه ما مي توانيم اين منابع و ادبيات تحقيق را به چند دسته اصلي و مهم تقسيم نماييم كه در اينجا اشاره مختصري به آن مي كنيم :
الف ) منابع مختص و مرتبط با بازار و كاركردهاي آن در جهان و ايران كه مي توان به آثار زير اشاره نمود :

۱٫ مقالات و كتب محقق معروف آلماني اويگن ويرث درباره شهرهاي شرقي و اسلامي و بويژه بازار آنها از جمله بازار اصفهان و تبريز كه بسيار با اهميت است . كه وي معتقد است كه بازار تنها سهيل و عنصر متمايز كننده شهر شرقي – اسلامي از ساير شهرهاست .
۲٫ مطالعات محمد شرابي از الجزاير كه به زبان آلماني تحت عنوان « بازار » نوشته شده و بازار در كشورهاي اسلامي را مورد پژوهش قرار داده است .
۳٫ مطالعات اروين گروتس باخ آلماني كه در اثر خود تحت عنوان شهر و بازار و جغرافياي شهر در افغانستان ، كه شهر و مراكز تجاري و تركيب اصناف و بازارهاي مكاره افغانستان را با روش توصيفي مورد مطالعه قرار داده است . كه به عنوان يكي از نمونه هاي مهم مطالعات روي بازار مي توان دانست .

مايكل بوناين كه يزد و بازارهاي آن و همچنين بازارهاي ايراني را مورد مطالعات گسترده اي قرار داده و با ديدگاه جغرافيايي به شهر و بازار توجه داشته و عامل مذهب را در تعيين مسير و توسعه فيزيكي بازارهاي جوامع ايراني به عنوان يك عامل تأثير گذار و مهم مطرح كرده است و جايگاه خاصي را براي آن قائل شده است و بيشتر در مطالعات شهري خصوصاً در مطالعه بازار يزد و شهر يزد به عنوان محيطي و مذهبي در تحليل جفرافيايي آنها اهميت و ارزش قائل شده است .
مطالعات انجام شده در داخل كشور پيرامون بازار كه مهمترين مي توان به آثار كاظم وديعي پيرامون بازار و بافت نوين شهرها و اسفنديار بيگلري درباره بازارهاي ايران پيرامون بازرا كرمان و احمد پور احمد پيرامون بازرا كرمان و كاركردهاي آن و همچنين آثار حسين سلطانزاده در مورد بازار هاي ايران اشاره كرد .

ب ) منابع عمومي بازار و شهر
در اين منابع محققان ضمن بررسي ابعاد و عناصر مختلف شهر به موضوع بازار نيز توجه ويژه اي داشته اند . به تعدادي از اين منابع به عنوان نمونه اشاره مي شود :

۱٫ احمد اشرف از جمله كساني است كه روي بازار پژوهش و تحقيقات فراواني كرده است . كه مقالات و پژوهش هاي او همچون « موانع تاريخي رشد سرمايه داري در ايران دوره قاجاريه» و« بازار ومساجد در انقلاب اسلامي ايران » و« ويژگيهاي تاريخي شهر نشيني در ايران دوره اسلامي» نوشته شده است .
۲٫ محمد منصور فلامكي در كتاب سيري در تجارب مرمت شهري پيرامون كيفيت و شكل گيري شهر بحث كرده است .
۳٫ اسفنديار بيگلري نيز مطالعات مختلفي در مورد بازار در شهرهاي ايراني خصوصاً بازار همدان داشته و مي توان وي را اولين كسي دانست كه تأثير عوامل اقليمي را در ساختمان بازار مورد مطالعه قرار داده است .

۴٫ فرانك هنسون در اثر خود به نام تحولات اقتصادي ايران به شرايط اقتصادي كشور در قرن بيستم پرداخته است .
۵٫ واژه ب – بازار دانشنامه جهان اسلام – زير نظر مصطفي ميرسلیم بنياد دائرة المعارف اسلامي يكي از كاملترين منابع فارسي ، بازار مي باشند . كه به ارائة اطلاعات دايره المعارفي در مورد بازار توفيق بسيار يافته اند . اطلاعات غالباً محدود و مختصر بوده ليكن جامعيت بسيار زيادي دارند .
ج) رساله ها و پايان نامه ها و پژوهشها ي مرتبط با بازار

۱٫ پور احمد ، احمد ، « بررسي تحولات كاركردي بازار كرمان » دانشگاه تربيت مدرس ، رسالة دكتري
۲٫ رجبي ، آزيتا ، « مطالعه جغرافيايي بازارهاي سنتي – اقماري تهران ( تجريش ، شهر ري » ،دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات ، رساله دكتري .
۳٫ يابنده ، زينب ، « تحليلي بر روند گسترش و عملكرد بازار شهر رشت » ، دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي ، رساله كارشناسي ارشد .
۴٫ موسوي، مريم السادات ، « بررسي نقش و عملكرد تجاري بازار تجريش بر روي حوزه نفوذ آن » ، دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي ، رسالة كارشناسي ارشد .

۵٫ شهرام ، مينويي ، « كاربرد GIS در تحليل جغرافيايي بازار كرمان » دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي ، رساله كارشناسي ارشد .
۶٫ زنگي آبادي ، علي « جغرافيا و برنامه ريزي شهري كرمان » دانشگاه تربيت مدرس ، مطالعه سيستماتيك روي بازار كرمان انجام داده كه ارزش كار وي را بيشتر نموده است .

۷٫ نوروزي ، سيمين ، « شناخت بازارهاي سنتي ايران » دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران .
د ) اسناد ، وقفنامه هاي مربوط به بازار و شهر

معمولاً اسناد تاريخي ووقفنامه ها به عنوان اسناد و منابع مرجع و اصلي براي مطالعه و تحقيقات در مورد بازار و شهر قابل استفاده و توجه مي باشند . كه از طريق آنها مي توان به كاركردهاي مختلف بازار در طي قرون و اعصار گذشته دست يافت و اطلاعاتي در آن مورد بدست آورد .
سرقت مال التجاره و اموال اتباع انگليس در كرمان ۱۳۰۶ ه . ق
عقدنامه احمد خان دنبلي ۱۱۷۱ ه . ق

سوء استفاده امين الدوله از ماليه خوي ۱۲۹۹ ه . ق
اعلان ورود مال التجاره به تبريز ۱۳۱۴ ه . ق
قانون تجارت ۱۳۰۳ ه . ق

كمك كسبه جهت روشنايي بازار تهران ۱۳۲۸ ه . ق
گزارشات شهرباني راجع به تعطيلي بازاروتحصن مردم تلگرافخانه براي موضوع نان
در تهران ۱۳۳۶ ه . ق
۱- ۷ قلمرو مكاني – زماني تحقيق
در تحقيق حاضر ، بازار مركزي شهر خوي ، وبازارچه ها و مراكز تجاري پراكنده در سطح شهر خوي مورد مطالعه قرار مي گيرد . به بررسي وضع موجود بازار شهر خوي خواهيم پرداخت و اجزاء ، عوامل و عناصر مختلف موجود در بازار شهر و روند تحولات بوجود آمده را مورد ارزيابي قرار خواهيم داد .
در واقع حوزه مطالعاتي و تحقيقاتي پايان نامه حاضر ، در مركز شهر و بافت قديم شهر خوي كه بازار در آن بافت قرار دارد مي باشد . و قلمرو مكاني تحقيق اين پايان نامه بازار خوي مي باشد . قلمرو موضوعي اين پايان نامه نيز بررسي نقش و عملكرد بازار خوي مي باشد .

اطلاعات زماني تحقيق شامل اطلاعات مربوط به شهر خوي در دوره هاي زماني مختلف به ويژه اطلاعات به دست آمده از سر شماريهاي عمومي نفوس و مسكن در مقاطع ۱۳۷۵ – ۱۳۳۵ مي باشد همچنين اطلاعات اوليه سر شماري ۱۳۸۷ از فرمانداري و نيز اطلاعات مربوط به بازار مربوط به مقطع زماني ۱۳۸۷ ، كه از طريق بررسيهاي ميداني نگارنده در سال ۱۳۸۷ جمع آوري گرديده است .

۱- ۸ مراحل و روش تحقيق
مراحل تحقيق به طور اخص شامل سه بخش كلي زير مي باشد :
۱٫ تحقيق توصيفي : در اين مرحله سعي شده است با استفاده از منابع كتابخانه اي و مكتوب و روشهاي آماري اطلاعات مورد نياز در اين تحقيق جمع آوري و تهيه شود . كه در اين ميان از كتابخانه هاي دانشگاه هاي مختلف و كتابخانه ميراث فرهنگي ، وزارت اقتصاد و دارايي و مجمع امور صنفي خوي استفاده گرديد .
۲٫ تحقيق ميداني : در اين مرحله با توجه به فرضيات تحقيق با روش هايي همچون مصاحبه ، مشاهده و توزيع پرسشنامه اطلاعات مورد نياز جمع آوري گرديده است . البته بيشترين اطلاعات جمع آوري شده در اين مرحله بر اساس پرسشنامه ها به دست آمده است . براي جمع آوري اطلاعات از طريق پرسشنامه ها به دليل بالا بودن تعداد جامعه از روش نمونه گيري تصادفي استفاده شده است .

۳٫ تحليل سيستمي : در اين مرحله با استفاده از منابع كتابخانه اي و اطلاعات ميداني و استفاده از تحليل سيستمي به برقراري ارتباط بين عوامل مختلف پرداخته و موضوعات مورد بحث به تجزيه و تحليل كشيده شده است . براي تجزيه و تحليل برخي از اطلاعات از نرم افزار Excel استفاده شده است . همچنين از نرم افزار هاي GIS و ائوكد براي تهيه نقشه هاي تحقيق استفاده شده است و در نهايت يك نتيجه گيري منطقي بدست آمده و بر اساس آن و شناختي كه در مراحل قبلي شكل گرفته است به ارائه پيشنهادات پرداخته شده است .

۱-۹ – محدوديت ها و مشكلات تحقيق

۱٫ كمبود و اطلاعات دقيق در زمينه بازار .
۲٫ عدم دسترسي به نقشه مدون از بازار
۳٫ عدم همكاري بعضي از مديران شهري و سازمانها در ارائه آمار و اطلاعات موجود و مورد نياز تحقيق
۴٫ هزينه بالاي خريد آمار و اطلاعات و انجام تحقيق .
۵٫ وجود زمان كم براي انجام يك تحقيق كامل و بنيادي .

۱- ۱۰ تعريف واژه بازار
بازار به معني محل خريد و فروش و عرضه كالا است . واژه بازار بسيار كهن است و در برخي از زبان هاي كهن ايراني وجود داشته است . بازار در فارسي ميانه به صورت وازار و باتركيب هايي مانند وازارگ ( بازاري ) و وازارگاه ( بازرگان ) به كار مي رفته ؛ و در پارتي به صورت واژار مورد استفاده قرار گرفته است ( سلطانزاده ، ۱۳۸۰ : ۱۱ )
اساساً براي شناسايي و بررسي عناصر سه گانه نقش ، عملكرد و رفتار بازار ، ابتدا بايد محدوده بازار تعريف شود در غير اينصورت بحث پيرامون اجزاء و عناصر بازار بي معني خواهد بود .
در هر كار تحقيقاتي ، ابتدا بايد موضوعي كه در اطراف آن تحقيق مي شود بدقت تعريف شود . شناسايي عناصر بازار و نحوه ارتباط آنها ميسر نيست مگر آنكه در ابتدا خود بازار تعريف شود .
بازار كلمه اي است بسيار قديمي كه ابتدا « واچار » تلفظ مي شد و سپس به مرور زمان به بازار تغيير يافت . اين كلمه ريشه فارسي دارد ، در اغلب زبانهاي جهان ه كار رفته است . بازار علاوه بر داشتن نقش خريد و فروش ، محل تفريح ، قطب سياست و مركز اجتماع مردم نيز بوده است . ( پور احمد ، ۱۳۷۶ : ۵۸ )
در فرهنگ دهخدا پيرامون بازار آمده است :

بازار در پهلوي واكار در پارسي باستان آباكاري بمعني محل اجتماع در گيلكي و نطنزي واكار به سمناني وازهار به سنگسري وزر بازار محل خريد و فروش كالا و خوراك و پوشاك ، لغت فرانسه ، بازار از پرتغالي گرفته شده و پرتغاليان نيز از ايرانيان گرفته اند ،
اعراب در آن تصرف كرده الف را بيا بدل كرده بيزار گفته و بيا زره بر آن جمع بسته اند . همچنين دورسته از دكانهاي بسيار در برابر يكديگر كه غالباً سقفي آن دو رسته را به يكديگر مي پيوندد ، ميدان دادو ستد ، كوي سوداگران ، مغازه دكان ، بازار . ( دهخدا ، فرهنگ دهخدا حرف ب : ۳۳۴۸ )
با توجه به مسائلي كه ذكر شد ، به برخي از تعاريف كه در كتب گوناگون اقتصادي آورده شده است مي پردازيم :
۱٫ بازار مجموعه اي است از افراد ، كه برخي از آنان در پي خريد و برخي در پي فروش يك كالا يا خدمت ويژه هستند ، بنابراين براي هر كالا يا خدمتي كه خريد و فروش شود يك بازار وجود دارد .

۲٫ يك بازار در اقتصاد پولي وظيفه دارد خريداران و فروشندگاني كه مي خواهند كالا و پولشان را مبادله كنند . گردهم بياورد افرادي كه با همديگر نقش اصلي را در تعيين قيمتها و مقادير بازي
مي كنند .
۳٫ بازار مكان و موقعيتي است كه در ان خريداران و فروشندگان كالاها ، خدمان و منابع را خريد و فروش مي كنند براي هر كالا ، خدمات يا منبعي كه در اقتصاد خريد و فروش مي شود بازاري وجود دارد .

۴٫ بازار محلي است كه در آن به خريد وفروش و عرضه كالا ، خدمات و منبعي مي پردازند. براي هر كالا ، منبع يا خدمات بازاري وجود دارد . كه در آن رفتار عرضه كنندگان و تقاضا كنندگان در تقابل قرار مي گيرند .

۵٫ واژه بازار دلالت دارد بر وضعيتي كه در آن يك كالا در محلي كه براي فروش عرضه شده است تقاضا داشته باشد . بنابراين حتي اگر فقط يك خريدار و با يك فروشنده وجود داشته باشد بازاري هست مشروط به اينكه خريدار بتواند از فروشنده خريد كند .
۶٫ بازار عبارت است از شبكه روابط بين مبادله كنندگان يا تمركز سازمان يافته بر خورد عرضه و تقاضاي مربوط به كالاها و خدمات معين است .
شايد نتوان هيچكدام از تعاريف بالا را به تنهايي بعنوان تعريف معيار پذيرفت چرا كه باز هركدام از آنها به مفهوم خاص از بازار تكيه دارند . ( غلامي رناني ، ۱۳۷۶ :۱۸ )

از نظر علم اقتصاد بازار عبارت است از محل معين و يا افراديكه براي خريدو فروش جنس معين با يكديگر تماس پيدا كرده و در نتيجه مبادلات آنها در زمان واحد و به قيمت معين انجام مي گيرد . گاهي اوقات نام بازار به مجموع عرضه ها – تقاضا ها اطلاق مي شود مثلاً در بازار بورس كالاها گويند فلان شركت بازار خوبي دارد به اين معني كه در بورس عرضه و تقاضاي آن برگ بها دار يا سهام زياد است و يا معاملات زيادي روي آن سهم انجام مي گيرد . ( شيباني ، ۱۳۵۶ :۱۷ )
منظور ما از بازار به گفته ويرث ، Wirth)) مركز اصلي اقتصادي شهر شرقي و بخش ويژه فعاليتهاي كسب و كار سنتي است كه اغلب در مركز شهر قرار دارد . ( مجله قرن ،۱۹۷۵ : ۴۵ تا ۹۴ )

در تعريف بازار به دو جنبه مهم آن بايد توجه كرد .اول آنكه بازار فضاي باز ( ساخته نشده ) يا كالبدي براي دادو ستد و بازرگاني بوده است و دوم ، محل تجمع و رفت و آمد مردم به عبارتي مسير شاهراهي و فضاي ارتباطي – اجتماعي شهرها و روستاها بوده است . در حقيقت ، بازار ها فقط فضاي كالبدي و ساخته شده براي تجارت نبوده ، بلكه در كنار آن محل تجمع و تشكل و تبادل اطلاعات و اخبار و محل برخوردهاي سياسي و اجتماعي نيز بوده است . ( رجبي ، آزيتا ، ۱۳۸۶ : ۱۸ )

۲-۱ تئوريها و نظريه هاي تحقيق
۲-۱-۱ نظريه اقتصادي : شهر بعنوان يك بازار
در نظريه هاي اقتصادي ، شهر مركز مبادله كالا و كانون اصلي تجارت شناخته مي شود . شهر بعنوان مركز يك ناحيه جغرافيايي باعث مي شود مبادلات تجاري در داخل ناحيه همواره در مركز آن صورت مي گيرد و تجارت راه دور نيز در آن متمركز مي شود . در اين نظريه شهر كانون برخورد مسيرهاي تجاري بشمار مي آيد كه در بخش بازار اين مسيرها به هم مي رسند براي حفظ ثروت شهر و امنيت تجاري آن ، اطراف شهر برج و بارو مي سازند تا دفاع از آن امكان پذير شود . بازارها كه به مثابه قلب و مركز شهرها محسوب مي گردند روح حيات و جريان زندگي را در كالبد شهرها دميده و در واقع تداوم بخش حيات شهرها محسوب مي شوند . در حقيقت شهر بدون بازار غير قابل تصور بوده و معنايي ندارد . بازارها همواره در رشد و توسعه يك شهر و حتي در زوال و نابودي آن نقشهاي عمده اي داشتند . در شهر آرايش ويژه اي از فعاليتها و كالاها بوجود مي آيد . در بعضي از شهرها تحرك اجتماعي براي هر فرد امكانپذير است بر خلاف حوزه هاي روستايي كه در آنها تحرك اجتماعي و امكانات فردي محدود است . شهرها ، بازارهاي ناحيه و محل مبادله كالاها و فراورده هاي روستائي ناحيه بشمار مي روند و ارتباط روستائيان منطقه نفوذ خود را بطور روزانه يا هفتگي و فصلي بر قرار مي سازند و به نظر عده اي از محققان ، شهر ، حافظ و تأمين كننده اقتصاد پويا و پر تنوع روستاها است .
در اين نظر ، توسعه كشاورزي تحت تأثير رشد و توسعه شهري قرار مي گيرد .
بدينسان كه با كشاورزي ، هم مواد غذايي مورد نياز شهر تأمين مي شود و هم مواد اوليه و خام كارگاهها و صنايع توليدي شهر فراهم مي آيد . اين نظريه را نه تنها به زمان گذشته بلكه به زمان ما نيز تعميم مي دهند .

بطور كلي دادو ستد در پيدايش شهر نشيني نقش مهمي را ايفا نموده و علت وجودي برخي از شهرها را مي توان در عامل فوق جستجو نمود . اين موضوع بويژه در دوره هاي مختلف تاريخي يكي از عوامل اصلي علت وجودي شهرها شناخته شده است يعني در قرون گذشته يكي از علل عمده ايجاد و گسترش شهرها ، همان مسئله تجارت و بازرگاني بوده است كه بازار كانون اصلي و اساسي اين نوع فعاليتها بشمار مي رفت . ( شكويي ، ۱۳۷۳ : ۱۴۳ )
۲-۱-۲ – نظريه رابرت ديكنسون ( نظريه ساخت عمومي شهرها )

رابرت ديكنسون جغرافيدان انگليسي ، شهر را در مقياس كلي مي نگرد و هر شهر را به ۴ منطقه تقسيم مي كند :
۱٫ منطقه مركزي : در اين منطقه ، مركز شهر و بخش قديمي آن قرار گرفته است و در آن حداكثر تراكم از لحاظ جا و فضا مشاهده مي شود زيرا مركز اصلي شبكه هاي وسايل ارتباطي است . با اشغال عمودي و افقي و جانبي ، ساختمانهاي منطقه مركزي گسترش مي يابد و باعث تراكم ترافيك مي گردد . در اين منطقه ، خرده فروشي ، عمده فروشي ، بخش اداري ، و بخش تجاري ، همچنين بازارها ، هتلها و بخش مسكوني براي طبقه ممتاز و ثروتمند و طبقة فقير و كم در آمد مانند قطبهاي جاذب عمل مي كنند .

۲٫ منطقه مياني : طرحهاي شهري در اين منطقه به صورت نسبتاً كاملي اجرا شده است كه طرز خيابان بندي و عرضي خيابانها نمونه اي از اين طرحهاست . اين منطقه يك منطقه مسكوني است و تراكم واحدهاي مسكوني در آن بسيار زياد است منطقه مياني شهرها بدلايل مختلف ، منطقه در حال تحول و منطقه رو به پژمردگي ناميده مي شود .

۳٫ منطقه بيروني : اين منطقه ، منطقه اي باز و داراي فضاي وسيع و پاركهاي عمومي است از اين رو تراكم كمتري را نشان مي دهد . در اين منطقه ، با توجه به اعتبار اجتماعي مردم ، آپارتمانها و ساختمانهاي چند طبقه اي ايجاد مي شود كه بهترين مكان براي سكونت يا انتقال و تأسيس شركتها ، سازمانهاي تجاري و باشگاهها به شمار مي رود .

۴٫ حاشيه شهر يا مرزهاي دهشهر : به منطقه بيروني حومه هاي شهري گفته مي شود كه در آن سوي مرزهاي اداري شهر واقع شده است و يك حوزه وسيع روستايي بشمار مي آيد . در منطقه بيروني ، مزارع و جنگلها بر چشم اندازهاي منطقه مسلط است . با توسعه شهر مناطق مسكوني به سوي منطقه بيروني گسترش مي يابد و صنايع جديد و ديگر فعاليتهاي شهري در اطراف شهركها يا روستاهاي موجود متمركز مي شود . ( شكويي ، ۱۳۷۳ : ۵۲۷ )
نكته اي كه بايد درباره نظريه هاي مكان يابي و ساختار شهري ذكر شود اين است كه تمام آنها بر اصول مكانيسم بازار مبتني است بعبارت ديگر ، با قبول اصول مكانيسم بازار شروع به بررسي مكان يابي واحد هاي توليدي و خانواده ها مي كنند .

۲-۱-۳ – نظريه ارنست برگس ( ساخت شهر بصورت دواير متحدالمركز )
او معتقد است در ابتداي پيدايش شهر ، همه فعاليتهاي تجاري و صنعتي ، همچنين منطقة واحدهاي مسكوني در داخل دايره اول بوجود مي آيد . با گذشت زمان و توسعة تدريجي شهر ، دايرة اولي را دايرة ديگري احاطه مي كند ؛ زيرا مردم با افزايش فعاليتهاي بازرگاني ، عمده فروشي خرده فروشي و مراكز حمل ونقل ، همچنين ايجاد هتلها ، سينماها و مراكز تفريحي ، ناگزير به منطقة ديگري كه در داخل دايره دوم قرار دارد نقل مكان مي كنند ، سپس با توسعه شهر و

فعاليتهاي وابسته به آن ، جا براي ساكنان منطقة دوم تنگ مي شود و آنها واحدهاي مسكوني خود را در منطقة سوم انتخاب مي كنند . پيرامون منطقة سوم ، منطقة چهارمي تشكيل مي شود كه واحدهاي مسكوني طبقة پر در آمد شهري در آن قرار گرفته است و در نهايت در بيرون اين منطقه : دايره ، محل سكونت افرادي است كه براي انجام دادن كارهاي روزانه و اشتغال به مركز شهر عزيمت مي كنند .

به بيان ديگر ، او معتقد است هر شهر به پنج منطقه تقسيم مي شود ، غير از مركز اصلي شهر كه در اين منطقه ناحيه عمده – فروشي ، دومين منطقه ، ناحيه گذر كه در آن تركيبي از خانواده هاي كم در آمد و محله هاي زاغه نشين و بسياري از فعاليتهاي تجاري منطقه سوم محل اسكان خانواده هاي كم در آمد متوسط ، منطقة چهارم اسكان خانواده هاي پر در آمد و بالاخره ، منطقه آخر حومه مي باشد . ( شكويي ، ۱۳۷۳ : ۵۰۹ – ۵۱۲ )
۲-۱-۴- نظريه مكان مركزي والتر كريستالر

يكي از علمي ترين ساخت سكونتگاهها كه در بيشتر موارد ، برنامه هاي توسعة اجتماعي – اقتصادي كشور ها و نواحي را تحت تأثير قرار داده است ، نظريه مكان مركزي والتر كريستالر ( ۱۸۹۳ – ۱۹۶۹ ) است كه براي اولين بار در كتاب او با عنوان مكانهاي مركزي در جنوب آلمان چاپ ۱۹۳۳ طرح شده است . مركزيت در مفاهيم آماري عبارت از « نيروي جاذبه » يا « اهميت » مراكز مسكوني است و معمولاً بر حسب اندازة جمعيت يا وسعت مراكز مسكوني بيان مي گردد . ليكن در تئوري كلاسيك مكان مركزي « مركزيت » بر حسب كميت و كيفيت خدمات و كاركردهاي مختلفي كه ارائه مي دهد ، بيان مي گردد . كريستالر معتقد است كه مركزيت انعكاس جدي « قدرت جاذبه » يا « اهميت كاركردي يك مكان نسبت به مكانهاي ديگر » مي باشد . كاركرد اصلي مكان مركزي ، ارائه كالا و خدمات به

سكونتگاههايي و نواحي كه فراتر از حول وحوش خود قرار دارند ، مي باشد . مكان مركزي بنا بر فرضيات كريستالر در مركز منطقه قرار دارد . به اين ترتيب مكانهاي مركزي را بر اساس تعداد . انواع كاركردهايي كه دارند و به جمعيتي كه سرويس مي دهند در گروههاي سلسله مراتبي چند مي توان دسته بندي كرد اين مفهوم مي رساند كه مكانهاي مركزي از لحاظ اهميت متفاوت مي باشند . مكانهاي مركزي رده بالاتر تعداد قابل ملاحظه اي از كاركردهاي سطح بالاتر را در بردارند و حوزه اي وسيعتر و جمعيت بيشتري را سرويس مي دهند . در حالي كه مكانهاي مركزي رده يا بيشتر كاركردهاي محدودتري را كه از لحاظ اهميت در درجات پايين قرار دارند ، دارا هستند و نتيجه آنكه حوزه كوجكتري را تحت پوشش قرار مي دهند .

كريستالر براي طرح فرضيه هايش و تعميم داده قواعد فضايي ، اساس ظريه به خود را در مجموعه اي از فرضيات قرار داده است كه يكي از اين فرضها عبارتست از :
مصرف كنندگان به نزديكترين مكان مركزي كه كالا و خدمات مورد نياز آنان را ارائه مي دهد مراجعه مي كنند يعني مصرف كنندگان حداقل مسافت را براي دريافت كالا و خدمات مي پيمايند .
در نظريه كريستالر ، عامل هزينه حمل و نقل و آمد و شد براي خريد كالا و خدمات ، از موارد تعيين كننده محسوب مي شود بنابراين تكنولوژي حمل ونقل نيز به نحوي شكل گيري نظام سلسله مراتبي را تحت تأثير قرار مي دهد ؛ بدين سان كه با حمل و نقل سريع و ارزان ممكن است مصرف كنندگان كالا و خدمات از مراجعه به مراكز كوچكتر منصرف شوند و به مراكز بزرگتر و تخصصي تر مراجعه كنند تا به كالا ها و خدمات بهتر و تخصصي تر دست يابند .

مفهوم آستانه در كاركردهاي مكان مركزي عبارت است از حداقل سطح تقاضا نسبت به حمايت از يك فعاليت اقتصادي ؛ به عبارت ديگر آستانه ، حداقل ميزان نفوذ بازار است كه در آن بخش ، يك مكان ، ناتوان از عرضه كالاي مركزي است . بنابراين حوزه نفوذ بازار براي فروش كالا و عرضه خدمات ، حداكثر فاصله اي است كه يك مصرف كننده ، تمايل به طي آن دارد تا كالا و خدمات مورد نياز خود را با قيمت معين از مكان مركزي تهيه كند . ( شكوئي ، ۱۳۷۳ : ۳۷۹- ۳۹۴ )