چکیده

این پژوهش به ارزیابی نقش و عملکرد شوراها و دهیاریها در مدیریت توسعه روستایی روستای سراباغ از دهستان سراباغ استان ایلام میپردازد. در این پژوهش از روش توصیفی – تحلیلی استفاده شده است. جامعه آماری ما با استفاده از فرمول کوکران شامل ۳۴۳ نفر ازسرپرستان خانوارهای روستای سراباغ تشکیل میدهد که بر اساس نمونهگیری تصادفی ساده ۴۰ نفر به عنوان جامعه آماری برای این پژوهش انتخاب شد که پرسشنامه بین آنان پخش شد. داده های حاصل از پرسشنامه از طریق نرمافزار spss و با استفاده از روش آماری رگرسیون چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. متغیرهای مورد استفاده در این تحقیق شامل عملکرد شوراها و دهیاریها به عنوان متغیر وابسته و متغیرهای اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و میزان رضایتمندی به عنوان متغیرهای مستقل میباشد. پایایی این پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ ۰/۷۰ به دست آمد. نتایج پژوهش حاکی از این است که مردم از عملکرد شوراها و دهیاریها رضایت چندانی ندارند ولی در کل عملکرد شوراها و دهیاریها در توسعه اجتماعی و اقتصادی روستا مثبت بوده است. نتیجه نهایی حاصل از یافتهها نشان میدهد که فرضیه اول و دوم که مربوط به متغیر اجتماعی و اقتصادی میباشد، پذیرفته شده و فرضیههای سوم و چهارم که مربوط به متغیرهای میزان رضایتمندی و زیست محیطی میباشد، رد شده است.

واژههای کلیدی: توسعه روستایی، مدیریت روستایی، شورا، دهیاری، عملکرد.

۱

مقدمه

مدیریت، مهمترین عامل در حیات، رشد و بالندگی یک جامعه است و در روند حرکت از وضع موجود به سوی وضع مطلوب را کنترل میکند. یکی از محورهای اساسی در تحلیل مسائل روستایی، توجه به ساختار مدیریت در این جوامع است. روستا کوچکترین واحد تشکیلات اجتماعی در ایران محسوب میشود و بدیهی است که این واحد اجتماعی به لحاظ وجود مناسبات اجتماعی، اقتصادی و پایبند بودن افراد به قوانین عرفی نمیتواند از تشکیلات سازمان مدیریتی بینیاز باشد. روستاها به منزله مکانهایی خاص با شیوه زندگی و فعالیتهایی متفاوت نسبت به شهرها نیازمند الگوی مدیریتی مجزا و منطبق با شرایط اقتصادی، اجتماعی و بومشناختی حاکم بر روستاها هستند. مدیریت توسعه روستایی فرآیند چندجانبهای است که شامل سه رکن مردم، دولت و نهادهای عمومی است. در این فرآیند با مشارکت مردم و از طریق تشکیلات و سازمانهای روستایی، برنامه ها و طرحهای توسعه تدوین و اجرا گردیده و تحت نظارت و ارزشیابی قرار میگیرد(رضوانی، .(۲۱۱ :۱۳۸۳

در فرآیند برنامهریزی و توسعه روستایی مدیریت جایگاه و نقش بسیار مهمی دارد و بدون یک مدیریت مشروع و کارآمد، اهداف توسعه روستایی محقق نخواهد یافت. چنانچه صاحبنظران، مدیریت روستایی را تلفیق و تنظیم عوامل مختلف طبیعی، انسانی و اقتصادی جامعه روستایی که چند دهه پیش، اساس اقتصاد کشور و تأمین کننده خزانه کشور بود، تعریف میکنند(آسایش و قنبری، .(۳۱ :۱۳۸۷

دهیاریها به عنوان نهادهای عمومی غیردولتی میباشند که اداره امور محلی را با نظارت روستاییان از طریق شوراهای اسلامی به انجام میرسانند و در حوزه عرصه عمومی و خدمات وظایفی دارند. در ابتدای راهاندازی دهیاریها مجوز تأسیس برای همه روستاهای بالای ۲۰ خانوار صادر میشد، اما در ادامه ایجاد این دو نهاد در روستاهای کوچک مورد تردید واقع شد و چنین استدلال شد که تسیس دهیاری در اینگونه روستاها به لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه نیست و اولویت با روستاهای بزرگی هست که هم به لحاظ جمعیتی و هم توان بالاتر اقتصادی برای حمایت مالی از این نهاد عمومی امکانات مناسبتری دارند. دهیاریها بهعنوان سازمانهای محلی از یک طرف با دولت از طریق نمایندگیهای آن در منطقه(استانداریها و فرمانداریها) در ارتباطند و از طرف دیگر از طریق شورا با مردم مرتبط میشوند. از آنجا که نهادهای محلی بخشی از قدرت خود را از مردم میگیرند مشارکت نقش مهمی در موفقیت آنها دارد(بدری، .(۱۶ :۱۳۸۶

۲

شوراهای اسلامی روستا یکی از سازمانهای مردمی در ایران است که نقش مهمی را در توسعه یکپارچه روستا ایفا میکند. در واقع، پس از حذف ساختار مدیریت سنتی روستا و غیرمؤثر شدن دیگر سازمانها خلأ موجود در روستاها بعد از انقلاب اسلامی توسط شوراها تا حدودی پر شد(مبلغ، .(۵ :۱۳۸۲ به نظر میرسد شوراها میتوانند خواستههای مردم از دولت را تعدیل کنند، حضور مردم را در صحنه سیاسی و اجتماعی نهادینه کنند و علاوه بر کاهش نارضایتی مردم، ظرفیت پاسخگویی دولت را نیز افزایش دهند. با توجه به قانون سال ۱۳۷۵، وظایف و اختیارات شوراهای روستا را میتوان در دو بخش کلی و اختصاصی تشریح کرد(سازمان دهیاریهای کشور، .(۲ :۱۳۸۲

به طور کلی، مدیریت روستایی نقش مهمی به عنوان رکن سیاستگذاری، برنامهریزی و اجرای برنامههای توسعه روستایی دارد. با این وجود، نگاهی به تحولات مدیریت روستایی در ایران، بهویژه بعد از اصلاحات ارضی دهه ۱۳۴۰ نشان میدهد این نهاد هنوز نتوانسته به ثبات لازم برای تحقق وظایف خود یابد و با مشکلاتی مانند تغییرات قوانین، ابهام در جایگاه قانونی و وظایف و نیز کمبود منابع مالی و انسانی مواجه بوده است(ایمانی جاجرمی و عباللهی، .(۲۲۳ :۱۳۸۸

بر این اساس، هدف اصلی این تحقیق، بررسی نقش و عملکرد شوراها و دهیاریها در مدیریت راهبردی توسعه روستایی است. ارائه راهکارهای مناسب و بهبود شرایط حال و همچنین تعیین مهمترین شاخصهای مؤثر در ارزیابی عملکرد دهیاریها و شوراها و میزان عوامل مختلف اقتصادی، اجتماعی و کالبدی که با تشکیل شوراها و دهیاریها انجام گرفته از دیگر اهدافی است که در این پژوهش به آنها پرداخته میشود و در پی یافتن پاسخهای مناسب و مستدل برای این سؤال است که دهیاریها و شوراهای اسلامی تا چه اندازه در مدیریت و توسعه روستایی مؤثر بودهاند؟ که برای رسیدن به پاسخ آن، سؤالات فرعی زیر مطرح شدهاند و مورد بررسی قرار گرفتهاند:

(۱ آیا بین کارکرد دهیاری و شورای روستای مورد مطالعه با وضعیت اجتماعی روستا رابطه معناداری وجود دارد؟ (۲ آیا بین کارکرد دهیاری و شورای روستای مورد مطالعه با وضعیت اقتصادی روستا رابطه معناداری وجود دارد؟

(۳ آیا بین میزان رضایتمندی مردم از کارکرد شورا و دهیاری با توسعه روستای مورد مطالعه رابطه معناداری وجود دارد؟ (۴ آیا بین کارکرد دهیاری و شورای روستای مورد مطالعه با وضعیت زیست محیطی روستا رابطه معناداری وجود دارد.

فرضیه ها

(۱ به نظر میرسد بین کارکرد دهیاریها و شوراهای روستایی و توسعه اجتماعی روستا رابطه معنیداری وجود داشته باشد. (۲ به نظر میرسد بین کارکرد دهیاریها و شوراهای روستایی با توسعه اقتصادی روستا رابطه معنیداری وجود داشته باشد. (۳ به نظر میرسد بین میزان رضایتمندی مردم از عملکرد شورا و دهیاری با توسعه روستایی رابطه معناداری وجود دارد.

(۴ به نظر میرسد کارکرد دهیاریها و شوراهای روستایی با توسعه اجتماعی روستا رابطه معنیداری وجود داشته باشد.

۳

اهداف پژوهش

هدف اصلی: بررسی نقش و عملکرد دهیاران و شوراها در مدیریت راهبردی توسعه روستایی از اهداف اصلی این پژوهش میباشد. اهداف فرعی:
-۱ شناخت نقش و اهمیت دهیاریها و شوراها در توسعه روستا جهت توسعه و پیشرفت روستا.

-۲ ارائه راهکاری جهت بالابردن همکاری میان شوراها و دهیاریها با مردم جهت توسعه و پیشرفت روستا. -۳ شناسایی مشکلات اقتصادی و اجتماعی و محیطی و کالبدی در روستاها.

روششناسی پژوهش

پژوهش حاضر از نوع تحقیق، کاربردی و از نظر روش تحقیق توصیفی – تحلیلی است. برای گردآوری اطلاعات و داده های مورد نیاز در این پژوهش از روشهای مطالعات کتابخانهای و اسنادی و مطالعات میدانی استفاده شده است که روش میدانی مبتنی بر پرسشنامه مربوط به روستاییان است.

پیشینه پژوهش

فلاح خوش خلق((۱۳۸۹ در پایاننامه کارشناسی ارشد خود با عنوان » بررسی نقش دهیاران در توسعه اجتماعی و فرهنگی روستاهای شهرستان تالش « به این نتایج دست یافت که بر خلاف پیشبینیهای اولیه، متغیرهای نوع همکاری و سابقه مدیریت روستایی که در ابتدا تصور میشد، باید نقش مهمی را در تبیین میزان فعالیت دهیاران داشته باشند، رابطهای با آن ندارند. در صورتی که متغیرهای میزان تسهیلات و آگاهی از وظایف، رابطه مثبتی با متغیر میزان فعالیت دارند. همچنین نتایج نشان می دهد میزان برخورداری روستاهای شهرستان تالش از امکانات اجتماعی و فرهنگی در سطح پایینی میباشند و بسیاری از آنها فاقد اکثر این امکانات هستند. لذا این روستاها به لحاظ توسعه اجتماعی و فرهنگی در وضعیت مناسبی به سر نمیبرند.

هاشمی و همکاران((۱۳۹۰، مقالهای تحت عنوان » تبیین نقش دهیاریها و شوراهای اسلامی در توسعه کارآفرینی روستایی(مطالعه موردی: بهاباد استان یزد) انجام دادهاند. نتایج حاصل از تحقیق نشانگر آن است که دهیاران و شوراهای اسلامی در زمینه توسعه کارآفرینی روستایی عملکرد نسبتاً موفقی داشته و از نظر مردم فعالیتهای کارآفرینان، مسئولان محلی، دهیاران و شوراها زمینه های لازم را برای توسعه کارآفرینی روستایی، از جمله زیرساختهای کارآفرینی، رفتار و نگرش کارآفرینانه، جذب منابع مالی و اقتصادی و عوامل فرهنگی و اجتماعی فراهم کرده و عملکرد دهیاران و شوراها در این موارد قابل قبول بوده است و منجر به توسعه کارآفرینی روستایی شده است.

آیین مقدم((۱۳۸۹، در پایاننامه خود با عنوان» نقش دهیاریها و شوراهای اسلامی روستا در ساماندهی مدیریت روستایی(مطالعه مورد: دهستان سررود جنوبی)، به این نتیجه رسیده که وضعیت اقتصادی و اجتماعی روستاها رابطه معنیداری با عملکرد شوراها و

۴

دهیاری دارد. همچنین دهیاری و شوراها در روستاهای پرجمعیت به دلیل دریافت سرانه اعتباری موفقتر از روستاهای کوچک عمل کرده است. میانگین رتبه پاسخهای بهدست آمده از عملکرد شورا و دهیار در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، محیطی و کالبدی نشان داد که دهیاری و شوراها در انجام وظایف مربوط به بعد اجتماعی موفقتر از سایر ابعاد عمل کردهاند. و کمترین ارزیابی صورت گرفته از دید جامعه نمونه مربوط به بعد اقتصادی میباشد.

شیخی و همکاران((۱۳۹۲، مقالهای با عنوان» بررسی و ارزیابی عملکرد دهیاران در روند مدیریت و توسعه روستایی(مطالعه موردی: شهرستان همدان) انجام دادند. نتایج حاصله حاکی از آن است، در بحث اهمیت دادن دهیار به شاخصهای چهارگانه، شاخص عمرانی بالاترین درجه اهمیت و شاخص اقتصادی کمترین درجه را به خود اختصاص داده است. همچنین در بحث تخصص و مهارت دهیاران، شاخص خدماتی بالاترین و شاخص اقتصادی کمترین رتبه را به خود اختصاص داده است.

کوچکیانفرد((۱۳۸۶، در پژوهشی با عنوان» چالشهای فراروی روابط شورای اسلامی روستا و دهیاری به بررسی سابقه بروز و ظهور دهیار و دهیاریها در روستاهای کشور پرداخته و سپس شوراها و دهیاریها را به لحاظ قوانین و مقررات مورد مقایسه قرار داده و به تداخل وظایف دهیاریها و شورای اسلامی اشاره داشته و در نهایت، برای موفقیت شورا و دهیاریها در عملکرد، پیشنهادها و راهحلهایی ارائه کرده است.

مطیعیلنگرودی و همکاران((۱۳۹۲، در مقاله خود با عنوان» ارزیابی عملکرد دهیاران در فرآیند توسعه روستایی با تأکید بر گروههای هدف کشاورزی، نشان دادند که بین ارزیابی عملکرد دهیاران از منظر گروههای هدف کشاورزی و توسعه اثرات عملکردی دهیاران بر توسعه روستایی بخش کونانی مربوط به اثرات اجتماعی است.

پورطاهری و همکاران((۱۳۸۸، مقاله ای با عنوان» ارزیابی عملکرد شوراهای اسلامی در توسعه روستایی؛ نمونه موردی: دهستان آلاداغ بجنورد« انجام دادهاند. نتایج تحقیق نشان میدهد که اعضای شوراهای اسلامی روستایی در نظارت بر اجرای مقررات بهداشتی، تشخیص کمبودها و نارساییهای موجود و نیز کمکرسانی در مواقع بحرانی موفق نبودهاند.

خسروی((۱۳۸۹، مقالهای تحت عنوان» بررسی عملکرد دهیاریها در نظام نوین مدیریت توسعه روستایی کشور؛ مطالعه مردی: دهیاریهای شهرستان کوهدشت) انجام دادهاند. نتایج نشان داده است که عملکرد دهیاریها در منطقه مورد مطالعه حاکی از آن است که میتوانند نقش بسیار مهمی در روستایی بهویژه بهبود اوضاع کالبدی فیزیکی سکونتگاههای روستایی ایفا نمایند.

رکنالدین افتخاری و همکاران((۱۳۸۶، در مقالهای با موضوع نگرشی نو به مدیریت روستایی با تأکید بر نهادهای تأثیرگذار به تعاریف مختلف توسعه و مدیریت روستایی پرداخته و سپس مدیریت روستایی را از ابعاد مختلف توسعه پایدار از جمله بعد اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی مورد بحث قرار داده است و در نهایت نتایج، بیانگر این موضوع است که بررسی بازیگران اصلی مؤثر در عرصه مدیریت روستایی پرداخته و نقش و جایگاه هر یک را به خوبی تبیین کرده است.

مبانی نظری پژوهش

۵

رشد و توسعه جوامع انسانی بر حسب زمان و مکان و با توجه به زیست و فعالیت بخشی از آنها در فضاهای روستایی، برنامهریزی و توسعه روستایی مفهوم و مصداق پیدا میکند(رضوانی، .(۲ :۱۳۸۳ هدف کلی توسعه، رشد و تعالی همهجانبه جوامع انسانی است، لذا از اینرو در فرآیند برنامهریزی برای دستیابی به توسعه و قرارگرفتن در مسی آن، شناخت و درک شرایط و مقتضیات جوامع انسانی و نیازهای آن در ابعاد مادی و معنوی از جمله اقدامات ضروری در این زمینه است(سعیدی، .(۱۵۰ :۱۳۹۰

مدیریت یکی از ارکان اساسی در جهت پیشرفت و توسعه روستایی میباشد و گامی جهت رسیدن به سطحی از توسعه پایدار است. امروزه جایگاه مدیریت در امور شهری و روستایی برای همه روشن شده است و مدیریت مشارکتی در شهرها و روستاها بهعنوان کلید توسعه یکپارچه معرفی شده است. تعریفی که از مدیریت می توان ارائه داد، عبارت از: فرآیند برنامهریزی، رهبری و کنترل در یک سازمان به منظور دسترسی به اهداف از پیش تعیین شده را مدیریت گویند(مهدوی و همکاران، .(۲۲ :۱۳۸۴

به عبارت دیگر، فرآیند بهکارگیری مؤثر و کارآمد منابع مادی و انسانی در برنامهریزی، سازماندهی، بسیج منابع مادی و امکانات و هدایت و کنترل را مدیریت گویند که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت گیرد(رضاییان، .(۶ :۱۳۷۹

مدیریت راهبردی

اصطلاح مدیریت راهبردی، مرکب از دو واژه مدیریت و راهبرد است؛ صاحبنظران، مدیریت را فراگرد بهکارگیری مؤثر منابع مادی

æ انسانی بر مبنای یک نظام ارزشی که از طریق برنامهریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، مدیریت و کنترل عملیات برای دستیابی به اهداف تعیینشده، صورت میگیرد تعریف کردهاند(رضاییان، .(۸ :۱۳۷۹

راهبرد یا راهبردها حاصل فرآیند برنامهریزی راهبردی و یا بینش و تجربه شخص کارآفرین است(همان: .(۲۴۲ و عبارت است از برنامهای جامع، منسجم و کامل برای تحقق اهداف اساسی سازمان تدوین میگردد. بنابراین راهبرد نوعی برنامه است که برای نیل به مقاصد و اهداف اصلی سازمان تدوین میشود و تعیینکننده نوع خدمات یا محصولاتی است که سازمان به جامعه عرضه می کند

æ الگوی نحوه پاسخگویی سازمان به محیط را تشکیل میدهد. همچنین راهبرد، کارکنان و سایر منابع سازمان را با توجه به چالشها و مخاطرات موجود در محیط، برای نیل به اهداف کلی سازمان بسیج میکند و مسیر واحدی را برای تحقق آن اهداف مشخص میسازد؛ تا با بهکارگیری منابع موجود، تحقق اهداف جامع سازمان عملی گردد. راهبرد به منزله الگوی تصمیمهایی است که در سازمان اخذ میشود و فعالیتها و نتایج را شکل میدهد. راهبردهای خوب، ابزارهایی رقابتی به شمار رفته و راهبردهای مناسب، ضعفهای عمده برای سازمان محسوب میشوند(همان: .(۲۰۹-۲۱۰ در حقیقت راهبرد یک سازمان مشخص میکند که یک سازمان چگونه میخواهد برای سهامداران، مشتریان و شهروندان ارزش آفرینی کند(کاپلان و همکاران، .(۱۴ :۱۳۸۶

مدیریت راهبردی(استراتژیک) عبارت است از هنر و علم تدوین، اجرا و ارزیابی تصمیمات وظیفهای چندبعدی]در امور مدیریت، بازاریابی، مالی، تحقیق و توسعه و سیستمهای اطلاعات رایانهای[ که سازمان را قادر میسازد به اهداف بلندمدت خود دست
یابد(دیوید و همکاران،.(۴-۵ :۱۳۸۷

۶

مدیریت روستایی

مدیریت روستایی، اداره امور اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و … میباشد. به طور کلی مدیریت روستایی، به مجموعه ای اعم از دولتی

æ یا مردمی، چه در سطح خرد که با دانش و خرد خویش به اداره امور روستایی پرداخته و بتوانند کمبودهای مراکز روستایی را شناسایی و در رفع آن تلاش نمایند، گفته میشود(جمعی از اساتید مدیریت، .(۴۸ :۱۳۷۸

برای توسعه روستایی، مدیریت روستایی لازم و ضروری میباشد. مدیریت روستایی، فرآیندی است که شامل سه رکن مردم، دولت

æ نهادهای عمومی است. در این فرآیند با مشارکت مردم و از طریق تشکیلات و سازمانهای روستایی و طرحهای توسعه روستایی تدوین و اجرا گردیده و تحت نظارت و ارزشیابی قرار میگیرد.
امروزه مدیریت توسعه روستایی را فصل مشترک مدیریت محلی و مدیریت دولتی در مناطق روستایی می دانند، چرا که از یک سو سازمانهای دولتی که در روستا حضور دارند، نوعی از مدیریت دولتی هستند که بهعنوان عامل بیرونی میخواهند در درون روستا تحول ایجاد کنند، و از سوی دیگر در درون روستا نیز نوعی مدیریت محلی وجود دارد که در فرهنگ ریش سفیدی میتوان آن را مشاهده کرد. در این نوع مدیریت هیچ اثری از دولت دیده نمیشود و به عنوان عامل درونی میتواند روستا را متحول نماید. چون در مدیریت، توسعه روستایی نوعی نظام محلی وجود دارد که با مدیریت محلی دارای فصل مشترک می باشد. در این نوع مدیریت است که مشخص میشود که جامعه روستایی چه میخواهد و مدیریت دولتی برای رفع نیازمندی های روستاییان چه فعالیتی را باید انجام داد. لذا در مدیریت توسعه روستایی نوعی حالت چرخشی وجود دارد که ارتباط مدیریت محلی را با مدیریت ستزمانی و دولتی در هم ادغام میکند. البته سازمانی که مسئولیت مدیریت توسعه روستایی را بر عهده میگیرد، جدا از این دو نمیباشد، در عین حال هم نمیتواند صرفاً یکی از دو مدیریت وابسته باشد(عمادی، .(۱۰ – ۱۶ :۱۳۷۹

ابعاد مختلف مدیریت روستایی

در توسعه پایدار روستایی، مدیریت یعنی تنظیم رابطه بین انسان با محیطزیست خود که در آن به پیوند نظامهای اجتماعی، اقتصادی با نظامهای بومشناختی توجه میشود(فیروزنیا و افتخاری، (۱۵۴ :۱۳۸۲؛ بنابراین فرآیند توسعه پایدار میتوان مدیریت روستایی را در سه بعد اصلی اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی را در نظر گرفت که هریک از این ابعاد دارای جنبههای خاص خود هستند و اهداف مدیریتی در آنها متفاوت است(افتخاری و دیگران، .(۱۰ :۱۳۸۶ در ذیل به توضیح ابعاد سهگانه مدیریت روستایی میپردازیم:

– بعد اقتصادی: در بعد اقتصادی، هدف مدیریت ایجاد فضای مناسبی برای توسعه اقتصادی است که طی آن کارایی، عرضه کالا و خدمات موردنیاز افزایش می یابد و به تبع آن سطح زندگی و رفاه عمومی ترقی پیدا میکند؛ بنابراین در محیط روستا، هدف

۷

مدیریت اقتصادی تأمین سرمایه، تأمین تغذیه، جلوگیری از خروج سرمایه، ایجاد زمینه اشتغال، کارآفرینی، تأمین بازار برای فروش کالاها و خدمات تولیدی و کنترل میزان مصرف، مدیریت عرضه و تقاضاست.

– بعد اجتماعی: در بعد اجتماعی، هدف ایجاد زمینه مناسب برای توسعه انسانی است که شامل تغییرات متوالی و مستمر در بهدست آوردن الگوهای یک زندگی مطلوب برای کلیه افراد یک منطقه یا کشور با در نظرگرفتن استعدادهای بالقوه افراد و مکانهای زیست آن است.

– بعد زیستمحیطی: یعنی با مدیریت مناسب اثرات مخاطرات طبیعی و مخاطرات ناشی از فعالیتهای غیرطبیعی در زندگی انسان کاهش مییابد(افراخته، .(۳۸ :۱۳۸۸

ارکان مدیریت روستایی

منظور از ارکان مدیریت روستایی، دو نهاد مدیریتی شورای اسلامی روستایی و دهیاری است که در مدیریت روستایی مکمل یکدیگر بوده و متولی امور عمومی و عام المنفعه روستا می باشند.
-۱ شورای اسلامی و مدیریت توسعه روستایی

شورای اسلامی نهادی است که اعضای آن بر اساس قانون با رأی مستقیم مردم روستا برای مدت چهارسال انتخاب می شوند. این نهاد وظیفه مدیریت روستایی را بر عهده داشته و بر کلیه امور عمومی روستا نظارت عام دارد. شورای اسلامی در روستاهای تا ۱۵۰۰ نفر جمعیت سه نفر و در روستاهای بیش از ۱۵۰۰ نفر پنج عضو دارد(افراخته، .(۱۰۵ :۱۳۸۸

تشکیل شوراها از جمله در نواحی روستایی، اقدامی بسیار مؤثر در فرایند مردمسالاری و مشارکت مردم در سرنوشت خویش محسوب میشود. در نواحی روستایی در چند دهه اخیر خلأ مدیریت وجود داشت، چرا که شوراها توانستهاند خلأ مدیریت را در روستاها برطرف کنند . بیشک شوراهای اسلامی روستایی با وجود نوپایی به عنوان تجربهای جدید، نقش مؤثری در اداره امور محلی و در روند توسعه و عمران نواحی روستایی داشتهاند. البته در زمینه ارزشیابی عملکرد و تأثیر شوراهای روستایی مطالعات چندانی صورت نگرفته است که بتوان بر اساس آن قضاوت دقیقی ارائه کرد. به هر حال، با توجه به جدید بودن تجربه شوراها و وضعیت خاص نواحی روستایی، مسلما شوراها در کنار قوتها، ضعفهایی نیز داشتهاند که گذشت زمان، اصلاح قوانین و مقررات شوراها، و تکامل فرهنگ شورایی میتواند قوتها را به حداکثر ممکن و ضعفها را به حداقل ممکن برساند.

برخی معتقدند تفویض اختیارات بیشتر به شوراها، آنگونه که به نوعی اداره محلی چشمگیر یا حکومت محلی جهتگیری شود ضروری است. از این دیدگاه شوراها به نهاد قانونگذاری و نظارتی کوچکی تبدیل خواهند شد که دستگاههای اداری و نهادهای محلی در چارچوب ضوابط طراحی شده و با نظارت آنها عمل خواهند کرد. شاید در ابتدا این وضعیت مشکلاتی را به وجود آورد، ولی به مرور تفویض اختیارات بیشتر میتواند از یکسو اهمیت این نهاد را در افکار عمومی بیشتر نماید و بر دامنه مشارکت آنها و در نتیجه استواری و مشروعیت نظام سیاسی بیفزاید و از سوی دیگر تجربیات سیاستگذاری در مقیاس کوچکتر را ممکن سازد تا

۸

اگر از کار درآمد در جاهای دیگر و در سطح ملی الگوبرداری شود. به هر حال طبق قوانین برنامههای توسعه، دولت مکلف است بخشی از فعالیتهای دستگاههای دولتی را به شوراهای روستا، مدیریتهای محلی و مؤسسات غیردولتی واگذار کند که تفویض اختیارات بیشتر به شوراهای اسلامی روستایی ضروری است(رضوانی، .(۲۳۹ :۱۳۹۰

وظایف شوراهای اسلامی روستایی به شرح ذیل است( اکبری و عبداللهی، .(۵۶-۵۵ :۱۳۸۴
➢ انتخاب فردی ذیصلاح به سمت دهیار؛

➢ بررسی و شناخت کمبودها، نیازها و نارساییهای روستا و تهیه طرحها و پیشنهادهای اصلاحی و عملی؛

➢ جلب مشارکت و همکاری عمومی در امور فرهنگی و دینی؛

➢ نظارت و پیگیری در اجرای طرحهای عمرانی مخصوص روستا؛

➢ همکاری با مسئولان برای احداث و اداره و بهرهبرداری از تأسیسات عمومی؛

➢ کمکرسانی و امداد در مواقع بحرانی و اضطراری؛

➢ تلاش برای رفع اختلاف افراد و محلات؛

➢ نظارت بر حسن اجرای تصمیمات شورای اسلامی روستا

➢ شناسایی مشکلات فرهنگی، ورزشی و آموزشی روستاها و پیشنهاد به مسئولین؛

-۲ دهیاریها و مدیریت توسعه روستایی

تشکیل شوراهای اسلامی روستایی اقدامی بسیار مؤثر در فرایند مشارکت مردم در توسعه نواحی روستایی محسوب میشود، ولی از آن جا که شورا اساساً یک نهاد مشورتی و نظارتی است، بدون تشکیلات اجرایی ناقص است و نمی تواند وظایف خود را انجام دهد، کما این که شوراهای اسلامی روستایی تشکیل شده در سال های اولیه بعد از انقلاب نیز به دلیل نداشتن واحدهای اجرایی موفقیت چندانی نداشتند. خوشبختانه قانونگذار به این نکته توجه داشته و در قانون شوراها، تشکیل دهیاری را نیز پیش بینی کرده است(

رضوانی، .(۲۴۳ :۱۳۹۰

دهیاریها از بدو تشکیل تاکنون با استفاده از همیاری و مشارکت مردم و کمکهای دولتی به منظور رفع نیازمندیهای عمومی، برنامه خدمات عمومی و برنامه خدمات اجتماعی ـ اقتصادی، سه فعالیت عمده دهیاریها را تشکیل میدهد. تشکیل دهیاریها و شکلگیری مدیریت اجرایی در سطح روستاها، زمینه مناسبی را برای اجرای طرحهای هادی روستایی و موفقیت اجرای آنها فراهم ساخته است. در گذشته، نبود مدیریت واحد و یکپارچه، مشکلات بسیاری را در فرایند تهیه و اجرای طرحهای بهسازی و هادی روستایی فراهم می کرد و این مسئله در عدم توفیق نسبی این طرحها بسیار مؤثر بود. ولی در روستاهای دارای دهیاری، و دیگر دستگاههای اجرایی، این طرحها را اجرا نماید. وظیفه بنیاد مسکن در این زمینه طبق وظایف انجام شده، صرفا تهیه و نظارت بر اجرای این طرحها است. در واقع همان تفکیک وظایفی که بین شهرداری و سازمان مسکن و شهرسازی در زمینه تهیه و اجرای

۹

طرحهای توسعه شهری وجود دارد، بین دهیاری و بنیاد مسکن نیز در این زمینه تهیه و اجرای طرح هادی و بهسازی روستایی به وجود آمده است.

در دهههای اخیر از جمله راهکارهایی که در فرآیند توسعه روستایی و در حوزه مدیریت روستا همراه با مشارکت مردم مورد توجه ویژه برنامهریزان و کارشناسان قرارگرفته، ساخت و رشد ظرفیتها و قالبهای جدید برای همکاری هدفمند و تعریفشده مردم جوامع روستایی در مدیریت روستاها بود و بر این اساس شوراها و نهادهای محلی پدیدار شدند و رشد یافتند. در ایران نیز پس از تحولات و چالشهای فراوان در عرصه مدیریت روستایی، شوراهای اسلامی و دهیاریها پا به عرصه مدیریت روستایی کشور نهادند. همانگونه که از نام شورا پیداست، ایجاد تعادل و همکاری و همیاری برای تسهیل در فرآیند روستایی از اهداف این نهاد مردمی است. لذا توسعه پایدار مستلزم ارتباط شورا به عنوان نهاد نظارتی با دهیاری به عنوان نهاد اجرایی در روستا می باشد. در واقع مشارکت، ارتباط و همکاری دوسویه میان این دو موجب تسهیل در اداره روستا و از طرفی تسریع در روند توسعه روستا خواهد شد(بدری، .(۳۹ :۱۳۸۸