مقدمه :
در قرن حاضر براي مواجهه موثر با چالشها و بحرانهاي موجود ميان پديده جهاني شدن و بومي ماندن بحران جمعيت – دگرگونيهاي فناوري و شرايط حرفه اي بستري مناسبتر – كارسازتر و موجه تر از نظام تعليم و تربيت شناسايي نشده است
نظام تعليم و تربيت بايد از طريق تدارك زمينه هاي تربيت كامل و آموزش چگونگي رويارويي و نحوه سازگاري با مسايل
شايستگي لازم براي تامين سعادت و نيك بختي را در دانش آموزان ايجاد كند ۰

تغيير نگرش نسبت به انسان مدرسه و تحولات سريع علم و فناوري سبب شده است به انسانهاي متفكري نياز داشته باشيم كه
بتوانند خود را با تغييرات غير قابل پيش بيني آينده سازگار كنند ۰ لذا وظايف مدارس در بسياري از كشورهاي جهان تغيير كرده است۰ نقش كلي و غالب مدارس در تعليم و تربيت دانش آموزان آموزش عمومي در دوره هاي مختلف تحصيلي است اين آموزش بدان علت كه مهارت خاصي را در دانش آموزان به وجود نمي آورد آموزش عمومي ناميده شده است۰

امروزه مدارس موظف به آماده كردن دانش آموزان براي كسب تجربه ها- استفاده از فرصت ها و پذيرش مسيولتها در زندگي برزگسالي اند.

۰ چرا مهارتهاي زندگي بايد به دانش آموزان آموزش داده شود ضرورت آ ن چيست ؟
مهارتهاي زندگي – مهارتهاي شخصي و اجتماعي است كه دانش آموزان بايد آنها را ياد بگيرند تا بتوانند در مورد خود و انسانهاي ديگر و كل اجتماع به طور موثر و شايسته عمل كنند۰

دانش آموزان براي مقابلهء سازگارانه با استرس ها و موقعيتها ي مختلف و تعارضهاي زندگي به كاركردها يي نياز دارند كه آنان را در كسب اين توانايي ها تجهيز كنند اين كاركردها بسيار زير بنايي اند و در فرايند تحول شكل مي گيرند كاركردهايي نظير شناخت عواطف و رفتارها كه در قالب ساختارهايي مثل عزت نفس – خود كارآمدي – حل مسئله و – مهارتهاي اجتماعي تجلي مي يابند۰

بنابر اين دانش آموزان ما در حال حاضر نياز دارند ياد بگيرند تا بدانند چه مي خواهند بگويند چه مي خواهند انجام دهند و درموقع لزوم از چه كسي كمك بگيرند يا چه كارهايي را براي حل مشكلات خود بكار برند ۰ آنها نياز دارند اعتماد به نفس وعزت نفس خود را افزايش دهند و نگرش ها – ارزشها و رفتارهايي را كه مسئوليت پذيري و مشاركت آنها را افزايش مي دهد كشف كنند و در طول زندگي از آنها استفاده نمايند ۰ به نظر مي رسد به علت پيچيدگي جامعه امروز با دروس و فعاليتهاي آموزشي ارائه شده در دوره هاي آموزش عمومي كنوني دانش آموزان به اهداف رشد و آموزشي – فرهنگي و اجتماعي بطور كامل نمي رسند ۰ آمادگي لازم براي تمرين مسئوليتها و تجارب زندگي بزرگسالي را كسب نمي كنند و به سطح مناسبي از بهداشت روان دست نمي يابند ۰ مطالعات پژوهشي هم نشان مي دهند كه دانش آموزان در مقاطع مختلف تحصيلي از مهارتهاي زندگي پايين تري برخورداربوده اند۰
يكي از پژوهشهاي انجام شده حاكي از آن است كه دانش آموزان در مهارت تصميم گيري – حل مسئله – تفكر خلاق – تفكر انتقادي – همدلي – خودشناسي – ايجاد روابط موثر با ديگران و مهارت اجتماعي با مشكلات زيادي روبرو بوده و ميانگين كسب شده در مهارتهاي فوق بسيار پايين بوده لذا آموزش اين مهارتها ميتواند موجب ارتقاي رشد شخصي و اجتماعي و پيشگيري از مشكلات رواني – ا جتماعي شود۰
فعاليتهاي مكمل و فوق برنامه :

فعاليت مكمل فعاليتي است كه براساس درون مايه دروس يك موضوع يا چند موضوع درسي در زمينه آموزش و پرورش ودر جهت عمق بخشي به برنامه هاي درسي طراحي ميگردد ۰ فعاليتهاي مكمل در طول برنامه درسي است و موجب تعميق يادگيري ميشود۰
فعاليتهاي فوق برنامه مجموعه فعاليتهاي سازمان يافته و پيش بيني شد ه اي است كه به منظور تثبيت – تعميق آشنايي و كاركرد عملي در طول سال تحصيلي براي دانش آموزان در نظر گرفته مي شود تا به رشد و تعالي شكوفايي استعدا دها و مشاركت در برنامه هاي عملي كمك كند ۰ اين برنامه ها در توسعه تجربيات تربيتي دانش آموزان نقش مهمي دارد (فراگيري مهارت زندگي ) در عرض برنامه درسي قرار گرفته است – نيازهاي فردي دانش آموزان و ويژگيهاي محلي و منطقه اي را مورد توجه قرار مي دهد و با لاخره موجب غناي برنامه درسي مي شود۰
اهداف فعاليتهاي مكمل و فوق برنامه :

۱- توسعه ديدگاه مدرسه محوري
۲- تعميق فرايند ياد دهي – يادگيري در زندگي دانش آموزان

۳- غني سازي برنامه درسي و اوقات فراغت دانش آموزان
۴- گسترش ياد گيري از مدرسه به خانواده و جامعه
۵- تسهيل فرايند رشد اجتماعي دانش آموزان

در برنامه فعاليتهاي فوق برنامه دانش آموزان علاوه بر شركت داوطلبانه در فعاليتها به شيوه ء غير مستقيم آموزش ديده و از روشهاي فعال يادگيري استفاده نموده آن هم بصورت مشاركتي و گروهي۰

علاوه بر آن باعث توسعه يادگيري از مدرسه به خانواده و جامعه شده و جنبه هاي گوناگون شخصيت دانش آموزان رشد يافته و باعث شادابي و نشاط آنان مي شود۰

و در حين اين فعاليتها افت تحصيلي كاهش يدفته و دانش آموز از خود ارزشيابي مستمري بعمل مي آورد ۰
مفهوم يادگيري در فعاليتهاي مكمل و فوق برنامه

لازمه برنامه ريزي براي فعاليتهاي مكمل و فوق برنامه و اجراي آنها در مدارس انتخاب روشهاي يادگيري فعالي است كه مشاركت دانش آموزان را به دنبال داشته باشد در رويكردهاي سنتي و معمول آموزشي معلم در نقش فعال و دانش آموزان در نقش مخازن اطلاعات به وظايف محوله خود عمل مي كردند در نهايت يادگيري دانش آموزان نيتجه محور بود و به سطوح پايين شناختي محدود مي شد پژوهشهاي اندك انجام گرفته در مورد عوامل موثر بر پايين بودن سطح مهارتهاي زندگي نيز نشان مي دهد كه عواملي مانند عدم بكار گيري الگوها و روشهاي مناسب تدريس – روشهاي نادرست ارزشيابي – انفعالي بودن دانش آموزان – ديكته شدن محتوي آموزشي در قالب كتابهاي درسي و عدم ارتباط عميق بين خانه و مدرسه در پايين بودن سطح مهارت زندگي دانش آموزان موثر بوده اند ۰

حال به مصاديق مشترك فعاليتهاي مكمل و فوق برنامه كه در برنامه آموزش مهارتهاي زندگي نيز مورد توجه قرار گرفته اند اشاره مي گردد:
۱- بهداشت فردي
۲- نظم و انضباط اجتماعي

۳- رعايت قوانين و مقررات
۴- حفظ محيط زيست
۵- مهارتهاي مطالعه و كتابخواني
۶- مهارت همكاري با ديگران

۷- مهارتهاي مقابلهاي ( مقابله با اعتياد و …)
۸- مهارتهاي نوجواني
اين مهارتها از طريق اجراي فعاليتهاي مكمل و فوق برنامه قابل تحقق اند ۰
ويژگيهاي فعاليتهاي فوق برنامه :

اگر نگرش دانش آموزان نسبت به فعاليتهاي فوق برنامه و غير درسي نگرش به اوقات فراغت باشد بايد با دانش و آگاهي با آن روبرو شويم و برنامه اي سنجيده و منظم براي رويارويي با آن داشته باشيم و گرنه دچار صدمات و زيانهاي جبران ناپذير ي خواهيم شد۰
از جمله اين نكات عبارتند از:

۱- درحقيقت بايد در برنامه ريزي فعاليتهاي فوق برنامه به علايق و نيازهاي دانش آموزان توجه شود و بين دانش آموزان بعنوان يك انسان وشرايط زيستي او رابطه روشني وجود داشته و اين ارتباط هر چقدر بهتر ساماندهي شود اثر تربيتي بيشتري خواهد داشت ۰
۲- از طرفي در راس فعاليتهاي غير درسي و فوق برنامه بايد فردي متخصص و صاحب نظر وجود داشته باشد تا بتواند اين فعاليتها را درست رهبري نمايد۰
۳- كلاسهايي كه براي دانش آموزان در نظر گرفته مي شوند نبايد آنها را گريزان كند بلكه بايد به قدري با نشاط و شادي همراه باشد و تفكر خلاق را سبب شود و در اين مسير بايد از هنر استفاده كرد ما بايد به فرزندانمان فكر كردن را بياموزيم متاسفانه دانش آموزان ما ياد نگرفته اند كه در مورد يك مسئله فكر كنند و در نهايت يك انديشه نو ارائه دهند حال آن كه اين كار مخصوصا” براي رده سني نوجوان بسيار مهم است ۰

۴- در فعاليتهاي فوق برنامه باي تنوع وجود داشته باشد تا دانش آموزان به فراخور خود از بين آنها انتخاب كنند و تنوع فعاليتها باعث نشاط آنها و مانع خستگي و ملامت آنان خواهد شد ۰

۵- در فعاليتهاي فوق برنامه مطلب ديگري كه بايد رعايت شود زمان آن است كه مصادف با زمان استراحت دانش آموزان نباشد و همچنين اين ساعات غير درسي طولاني نباشد كه باعث خستگي و دلزدگي آنها بشود و زمان فعاليت بايد با زمان توجه فرد تناسب داشته باشد يعني دانش آموز را با توجه به ظرفيت سن و سالش به فعاليت واداشت۰

۶- در فعاليتهاي فوق برنامه فضايي كه فعاليت در آن شكل مي پذيرد از نظر رواني وسن وسال دانش آموز تناسب داشته و او از اين فضا لذت ببرد و علاوه بر آن باعث آرامش رواني و آزادي عمل وي شود ۰ طبيعي است كه فضاهاي تاريك و نامناسب و غير بهداشتي و سخت گيريهاي بي مورد با فعاليتهاي غير درسي در تضاد خواهي بود۰

۷- از طرفي نگرش دانش آموزان نسبت به فعاليتهاي فوق برنامه نبايد نگرشي نگران كننده باشد يعني در اين فعاليتها دانش آموز احساس نكند كه بايد يكسري تكاليف معين خسته كننده و وقت گيري را انجام دهد۰
از جمله فعاليتهاي فوق برنامه اي كه بايد به آن توجه شود :

۱- موسيقي: موسيقي كه با فرهنگ ملي وبومي مادر تعارض نباشد آن هم مومسيقي كه سرودها و محتوي آهنگ ها در آن غني بوده و استفاده از آلات موسيقي با اصوات خفيف كه موجبات آرامش ما و فرزندانمان را نيز فراهم نمايد ۰

۲- آموزش نقاشي : آموزش نقاشي باعث ايجاد شور وشعف در دانش آموزان شده و ديدن نقاشيهاي شخصيتهاي بزرگ جهاني علاوه بر لذت بردن آنان ممكن است آنها را به سوي اين هنر سوق دهد و حتي در اين امر ميتوان از امكانات پيشرفته تري مانند رايانه استفاده نمود و از طريق ميل به اين موهبت الهي (زيبا شناسي ) حتي ممكن است فرد از نظر خودشناسي و خداشناسي به مراتب بالاتري صعود نمايد۰

۳- توجه به تربيت بدني (ورزش ) : هدايت انرژي دانش آموزان در جهت نيك آن هم از طريق گرايش آنان به ورزشهاي ملايم نظير شنا – تنيس روي ميز و.. از اهميت خاصي برخوردار است كه از جمله فعاليتهاي ورزشي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود :
الف – احساس نشاط ب – حفظ سلامت جسماني

ج – دفع مواد زايد از بدن د – احساس قدرتمندي
ه – آماده شدن براي فعاليتهاي ديگر و عدم احساس خمودگي
۴- استفاده از رايانه : نگرش دانش آموزان در استفاده از رايانه نيز چو ن هدايت و برنامه ريزي نشده است عوارض منفي را به دنبال دارد از جمله :
الف – ساعات طولاني در مقابل مانيتور نشستن كه باعث عوارض جسماني – رواني و اجتماعي مي شود
ب- كم اشتهايي و سوء تغذيه دانش آموزان

ج- عوارضي كه متوجه ستون فقرات و حتي ديسك كمر آنها مي شود
د- ايجاد پرخاشگري و خشونت بعد از ديدن انجام بازيهاي كامپيوتري
ه –ايجاد آلودگي صوتي ناشي از انجام بازيهاي كامپيوتري
البته نگرش گروهي از دانشمندان به فعاليتهاي غير درسي نگرشي است كه در آن نبايد از دانش آموزان وظايف الزام آوري را مد نظر داشت بلكه دانش آموز بايد بتواند فعاليتي را آزاد انتخاب نموده و آن را انجام دهد كه قبلا” به آن اشاره شد۰

۵- استفاده از كتابخانه:
چرا عده اي از دانش آموزان كتابخانه هاي عمومي را بعنوان مكاني براي فعاليتهاي فوق برنامه انتخاب مي كنند ؟
۱- عدم به روز بودن كتابخانه مدارس
۲- واگذاري تعداد كم كتاب به دانش آموزان براي مطالعه و تحقيق
۳- عدم تخصص همكاراني كه در اين بخش مشغول فعاليت هستند و بعضا” رفتار نامناسب كه آنان با دانش آموزان دارند باعث سرخوردگي و بعضا” گريزان شدن آنان از كتابخانه مدارس مي شود ۰

۴- عدم ارائه اطلاعات در كتابخانه مدارس به تمام دانش آموزان با توجه به تفاوتهاي فردي
۵- بالا بودن قيمت كتب در سطح جامعه و كمبود كتب در كتابخانه هاي مدارس باعث گرايش دانش آموزان به كتابخانه هاي عمومي شده است ۰
۶- عدم مكان مناسب جهت نشستن و مطالعه طولاني مدت دانش آموزان

نقش اعتماد به نفس در دانش آموزان :
يكي از مواردي كه بايد در فعاليتهاي فوق برنامه مد نظر باشد مسئله اعتماد به نفس دانش آموزان است كه متاسفانه تعدادي از دانش آموزان مستعد با عدم اعتماد به نفس روبرو مي باشند ۰

يكي از عمده ترين دلايل “كمرويي ” نيز نزد دانش آموزان ضعف در اعتماد به نفس و احساس خود ارزشمندي است ۰
پديده كمرويي كه امروزه به عنوان يك معلوليت اجتماعي مطرح است رابطه مستقيمي با چگونگي نگرش فرد نسبت به خود و احساس خود ارزشمندي وي دارد۰ در درمان كمرويي هم براي كاهش اضطراب و افزايش مهارتهاي اجتماعي
(مثل شمرده و رسا صحبت كردن – برقراري ارتباط بصري با مخاطبين و … ) بدون توجه اساسي به اصول و روشهاي تقويت اعتماد به نفس اقدام موثري انجام نمي پذيرد ۰

خود شناسي و پذيرش مسووليت اجتماعي از مهمترين هدفهاي تربيتي در هر جامعه است و برخورداري از حس “خودارزشمندي ” و ” اعتماد به نفس ” قوي به مثابه يك سرمايه ارزشمند حياتي براي همه انسانها بويژه دانش آموزاني كه از مهارتهاي اجتماعي كمتري بهره مند هستند از موثرترين عوامل پيشرفت و شكوفايي استعدادها و خلاقيتها به شمار مي آيد ۰بطور كلي فرايند هاي شناختي – احساسات- انگيزه ها – برقراري روابط في مابين – شيوه زندگي – تصميم گيريها و انتخابهاي ما قويا” متاثر از چگونگي احساس خود ارزشمندي و اعتماد به نفس است ۰
يك اراده قوي در گرو اعتماد به نفس قوي و استوار است ۰ تسليم ناپذيري – مطمئن – مصمم و راسخ قدم بودن از صفات برحسته رهبران بزرگ تاريخ انسانهاست ۰

به عبارت ديگر تنها عوامل تعيين كننده رفتار اعتماد به نفس و احساسي است كه ما نسبت به خودمان داريم ۰

نتیجه یک پژوهش

بسياري بر اين باورند كه يكي از كار آمد ترين شيوه هاي آموزشي به منظور حذف يا كاهش مشكلات آموزشي دانش آموزان به ويژه ضعف هاي آن ها در مباحث گوناگون درسي ” تكرار و تمرين ” است ۰ اين باور اگرچه تا حدودي درست و منطقي به نظر مي رسد اما در بسياري موارد افزايش مدت آموزش به بهانه ي تكرار و تمرين و افزايش تسلط دانش آموزان بر مباحث درسي نتيجه ي مطلوب نمي دهد چرا كه در اغلب موارد افتادن به ورطه ي تكرار موجب دلزدگي و خستگي دانش آموزان مي شود و اين تنها ارمغان ايده ي تكرار و تمرين به بهانه آموزش بهتر است ۰

پژوهشگران ” انجمن نظارت و توسعه ي برنامه ريزي درسي ” يعني دكتر ديويد بيكلر – دكتر رودريگو فابر يگو – كلوديا گاليندو و ياكوب مشيكوك از ژانويه ۱۹۹۹ تا ژانويه ي ۲۰۰۰ به بررسي افزايش زمان آموزش درسها و تاثير آن بر ميزان فراگيري نمرات درسي و موفقيت دانش آموزان در بيش از ۵۶ كشور جهان پرداختند ۰ نتايج نهاي اين پژوهش ۱۰ مه ۲۰۰۵ انتشار يافت ۰ آنچه در پي مي خوانيد نتايج اين بررسي است ۰

پژو هشگران عوامل متعددي را در افزايش ميزان فراگير ي و بازده آموزشي دانش آموزان دخيل مي دانند كه از مهمترين آ نها مي توان به اين موارد اشاره كرد:
۱- تسلط و تجربه معلم
۲- دوره تحصيلي و درسهاي آموزشي هر دوره
۳- وضعيت آموزشي هر مدرسه

۴- توجه مسوولان آموزشي مدرسه به ارتقاي كيفيف آموزش
۵- مديريت و توان اداره ي كلاس توسط معلم

۶- شرايط خانوادگي دانش آموزان از جنبه هاي اقتصادي – اجتماعي – فرهنگي و …
اما از منظري ديگر مي توان مهمترين و تاثير گذارترين عامل را در افزايش ميزان فراگيري و بازده آموزشي دانش آموزان ” مدت زمان مطالعه و ساعات درس ” آنان دانست ۰پس بايد بدانيم مد ت زماني كه معلم صرف آموزش هريك از مباحث درسي به دانش آموزان مي كند تا چه حد بر ميزان فراگيري آنها تاثير مي گذارد ؟
آموزش مداوم و بي وقفه و طولاني مدت مباحث درسي و افزايش ساعات آموزشي چه تاثيري بر روند آموزشي دانش آموزان دارد؟