بررسی وضعیت سنگ آهن در ایران و جهان
براساس آخرین آمارهای منتشر شده از سوی صندوق بین المللی پول و اعتبار، ۹۸ درصد از سنگ آهن دنیا برای تولید آهن و فولاد بکار برده می شود، بطور میانگین برای تولید یک تن فولاد، حدود ۱۶۰۰ کیلوگرم سنگ آهن مورد نیاز می باشد. براساس برنامه توسعه اقتصادی و صنعتی کشور تا پایان سال ۱۳۸۸ تولید فولاد ایران می بایست به ۲۸ میلیون تن افزایش یابد که سرمایه گذاری های جدید در بخش معدن می بایست پاسخگوی این میزان تولید فولاد در کشور باشد. مجموع ذخائر و منابع سنگ آهن در ایران حدود ۴/۴ میلیارد تن ذخیره تثبیت شده و ۴/۶ میلیارد تن ذخیره احتمالی است که در دهه های آینده وارد چرخه مصرفی صنایع فولاد کشور خواهد شد. ظرفیت تولید سنگ آهن در ایران هم اکنون (۲۰۰۷) از مرز ۱۸ میلیون تن در سال گذشته است (IMIDRO) و این رقم در چند سال آینده با توجه به نیازهای بازارهای داخلی و جهانی در صورت عملی شدن ظرفیتهای در دست اجرا به ۷/۴۰ میلیون تن در سال خواهد رسید.

تولید جهانی سنگ آهن در سال ۲۰۰۶، ۱۴۸۲ میلیون تن و تولید فولاد خام ۱۲۳۹ میلیون تن بوده است که این مقدار افزایشی معادل ۱۲ درصد برای تولید سنگ آهن و ۸/۸ درصد افزایش برای تولید فولاد نسبت به سال ۲۰۰۵ را نشان می دهد. تولید سنگ آهن و فولاد در اواخر دهه ۹۰ میلیادی روند ثابتی داشته است اما از سال ۲۰۰۰ میلادی تا کنون پیوسته در حال افزایش بوده است.
با توجه به این که صنعت فولاد تنها مشتری اصلی سنگ آهن است هرگونه بررسی در مورد سنگ آهن می بایست با ارزیابی بازار فولاد همراه باشد.

قاره آسیا عمده ترین قطب تولید کننده فولاد جهان تلقی می شود در سال ۲۰۰۶ حدود ۵۷ درصد فولاد جهان در این قاره تولید شده است. کشور چین با تولید بیش از ۴۱۸ میلیون تن فولاد خام در سال ۲۰۰۶ معادل ۸/۳۳ درصد تولید جهانی فولاد را داشته است .

پیش بینی شده که در سال ۲۰۰۷ حدود ۳۸۵ میلیون تن سنگ آهن به کشور چین وارد خواهد شد که ۱۸ درصد نسبت به سال قبل رشد دارد و این رقم در سال ۲۰۰۸ حدود ۴۴۰ میلیون تن، سال ۲۰۰۹ حدود ۴۰۰ میلیون تن و در سال ۲۰۱۰ حدود ۵۲۰ میلیون تن واردات سنگ آهن به کشور چین انجام خواهد شد. چین در سال ۲۰۰۷ می بایست حدود ۲/۵۲ درصد از نیاز خود به سنگ آهن را از طریق واردات تأمین کند که این رقم بالاتر از ۳/۵۱ درصد مربوط به سال ۲۰۰۶ بود است.

میزان ذخایر سنگ آهن دنیا از سال ۱۹۹۵ تا کنون پیوسته در حال افزایش بوده است و این بدلیل افزایش بازار مصرف و نیاز به شناسایی ذخایر جدید صورت گرفته است. میزان کل ذخایر زمین شناسی جهان حدود ۴۰۰ میلیارد تن برآورد شده است که ایران با ۵/۴ میلیارد تن فقط ۵/۱ درصد از کل ذخایر جهان را به خود اختصاص داده است، لذا برنامه ریزی برای اکتشاف و شناسایی و اطمینان از وجود ذخیره قابل استخراج ضروری می باشد که این امر ناشی از نبود اکتشافات تفصیلی مطلوب می باشد از ۵/۴ میلیارد تن ذخایر کشف شده کشور، حدود ۵/۲ میلیارد تن ذخایر قطعی (کاتاگوری Bو C1) و حدود ۹/۱ میلیارد تن ذخایر احتمالی و ممکن (کاتاگوی C2 و C3) می باشند که نیاز به مطالعات اکتشافی بیشتر دارند. حدود ۴۱ درصد ذخایر سنگ آهن ایران در منطقه ایران مرکزی، ۳۵ درصد آهن در منطقه گل گهر، ۲۱ درصد در منطقه سنگان قرار دارد و سایر آنومالیها فقط ۲ درصد از ذخایر سنگ آهن را در بر می گیرند. جدول شماره ۱ بیان کننده میزان تولید سنگ آهن در سال ۲۰۰۶ ، ۲۰۰۷ و ذخایر آن می باشد .

بررسی وضعیت تولید سنگ آهن در ایران ذخایر قابل استخراج سنگ آهن کشو ر دو میلیارد و ۸۷۶ میلیون تن برآورد شده است. هم اکنون ۵۳ معدن سنگ آهن در کشور وجود دارد. ولی چهار معدن گل گهر سیرجان، چادرملو، چغارت و سه چاهون بیشترین سهم در تولید سنگ آهن ایران را دارند. جداول ۲ و ۳ میزان تولید سنگ آهن دانه بندی و کنسانتره سنگ آهن را در وضعیت فعلی و پس از اجرای طرح های توسعه و افزایش ظرفیت مربوطه را نشان می دهد. براساس جدول شماره ۴ میزان تولید واحدهای تولید کننده گندله در شرایط فعلی بالغ بر ۱۰ میلیون تن است که با توجه به ظرفیت های در دست اجرا بر اساس برنامه های توسعه می بایست به ۶/۴۱ میلیون تن در سال برسد. که این رقم با توجه به چشم انداز تقاضای آتی فولاد در کشور و همچنین منظور نمدن رقمی معادل ۱۵ درصد تولید داخلی برای صادرات تا پایان برنامه چهارم توسعه اقتصادی کشور (۱۳۸۸) به حدود ۲۸ میلیون تن در سال خواهد رسید.

تولید صنعت فولاد کشور در سال ۱۳۸۵ رقمی بالغ بر ۱۰ میلیون تن بوده که با توجه به برنامه چهارم توسعه اقتصادی کشور قرار است این میزان به ۲۸ میلیون تن برسد. برای تحقق چنین رقمی طرحهای توسعه و افزایش ظرفیت فراوانی در حال اجرا هستند. نکته حائز اهمیت این است که عملی شدن برنامه های گفته شده در خصوص تولید فولاد جز با ایجاد و راه اندازی هر چه سریعتر طرح های توسعه و افزایش ظرفیت صنایع بالادستی فولاد در کشور میسر نخواهد شد.

با توجه به آمار ارائه شده در جدول شماره ۴ میزان تولید گندله کشور در حال حاضر ۱۰ میلیون تن بوده که می بایست تا پایان برنامه چهارم به ۶/۴۱ میلیون تن برسد. که بسیاری از طرح های توسعه و افزایش ظرفیت آنها (۶/۳۱ میلیون تن) در حال اجرا بوده و تعدادی از آنها مانند گندله سازی اردکان به بهره برداری رسیده است. برای رسیدن به رقم مصوب تولید گندله، ضروریست که ماده اولیه مورد نیاز آ« (کنسانتره و دانه بندی) مجموعاً بالغ بر ۲۰ میلیون تن می باشد که تا پایان برنامه چهارم توسعه این میزان تولید می بایست به حدود ۴۸ میلیون تن برسد.

لازم به توضیح است که معادل چادرملو ، گل گهر و چغارت که عمده ذخایر شناسایی شده و تولید سنگ آهن کشور هم اکنون از آنها ممکن یا امکان پذیر شده است می باشد مسیر طولانی را تا ریسدن به میزان تولید فعلی طی نموده اند. مثلاً معدن چادرملو در سال ۱۳۶۲ تجهیز و پس از گذشت ۱۵ سال به ظرفیت فعلی دست یافته است. آنومالی شماره ۱ معدن گل گهر نیز پس از گذشت بیش از ۲۰ سال که از شناسایی آن سپری شده در سال ۱۳۷۳ به بهره برداری رسید واین در حالیست که هنوز آماده سازی بزرگترین آنومالی این معدن (آنومالی شماره ۳) خاتمه نیافته است و استخراجی نیز صورت نگرفته است. چنین وضعیتی برای سنگ آهن چغارت نیز وجود دارد.

شده همگی حکایت از این امر دارند که می بایستی سرمایه گذاری و توجه بیشتری به حجم سرمایه و ایجاد ارزش افزوده در تولید سنگ آهن کشور نمود. با توجه به وجود ذخایر گازی فراوان و تولید ۶۸ درصد از فولاد کشور به روش احیاء مستقیم و بومی شدن تکنولوژی این روش، که با به بهره برداری رسیدن طرحهای توسعه و افزایش ظرفیت این میزان به ۸۰ درصد خواهد رسید. مسأله تأمین کنسانتره سنگ آهن و سرمایه گذاری در آن از اولویت خاصی برخوردار می باشد.

از طرف دیگر با نگاهی به ارزش ریالی فروش تولیدات شرکتهای معدنی سنگ آهن، (با فرض اینکه قیت FOB هر تن سنگ آهنکنسانتره را حدود ۱۰۰ دلار در نظر بگیریم) ، به خوبی ضرورت سرمایه گذاری و راه اندازی طرح های معدنی با افزایش ۱۴۹ درصد در ارزش فروش نمایان خواهد شد.

ناحیه معدنی بافق در یکی از کهن ترین پهنه های ایران زمین قرار دارد و در بر دارنده ذخایر سترگی از آهن، فسفر، سرب و روی است. این ناحیه ذخیرهای بیش از ۲ میلیارد تن سنگ آهن (NISCO, 1980) را در بر دارد که در ۳۴ آنومالی اصلی مغناطیسی و در ناحیه ای به وسعت ۷۵۰۰ کیلومتر مربع با روند شمالی- جنوبی در کمان آتشفشانی- پلوتونیک کامبرین آغازی موسوم به کاشمر- کرمان پراکنده است. (شکل ۱). میزبان سیستم کانی زایی مگنتیت- آپاتیت سکانسی دگرسان شده شامل گدازه ها، سنگهای پیروکلاستیک و اپی کلاستیک، کربناتهای میان لایه ای و گرانیت های ساب ولکانیک متعلق به کامبرین آغازی است و در آنها گسترده ترین آلتراسیون ها عبارتند از نوع سدیک در عمق زیاد‏، اکتینولیتی و پتاسیک در ترازهای میانی و سرسیتی و سیلیسی در عمق های کم (تراب و لمان، ۲۰۰۷). در این کانسارها مگنتیت کانی اصلی است و آپاتیت کانی مزاحم به حساب می آید. آپاتیت به صورت توده ای در رگه ها و دایک ها و به صورت بلورهای خودشکل در اندازه های ریز و درشت که گاهی طول آنها به ۱۵ تا ۲۰ سانتی متر می رسد و در چند مرحله تشکیل شده است.

منشا کانسارهای آهن ناحیه بافق به مدت یکصد سال است مورد بحث می باشد و برای آن منشاهای مختلفی پیشنهاد شده است. برای مثال فورستر و جعفرزاده (۱۹۹۴) کانی زایی آهن این ناحیه را مرتبط به تفکیک یک مایع ناهمامیز اکسید آهنی غنی از فسفر از یک ماگمای ملانفلینیتی، سامانی (۱۹۸۸) آن را مرتبط با یک ماگمای کربناتیتی و تراب و لمان (۲۰۰۷) آن را مرتبط با ماگماتیسم گرانیتی معرفی کرده اند. جمی (۲۰۰۵) و تراب و لمان (۲۰۰۷) منشا این کانسارها را هیدروترمال و سیال های مربوطه را به طور عمده حاصل از سنگهای تبخیری کامبرین آغازی و در درجه دوم از ماگمای گرانیتی دانسته اند. مر و مدبری (۲۰۰۳) نقش هر دو فرایند مذاب ناهمامیز اکسید آهنی و متاسوماتیسم قلیائی را مورد توجه قرار داده اند. با توجه به اهمیت اقتصادی و زمین شناسی و مبهم بودن منشا کانسارهای آهن ناحیه بافق در این مقاله سعی شده است تا با توجه به خطواره ها مغناطیسی، سن سنجی های اخیر و ژئوشیمی آپاتیت‏، نوع ماگماتیسم مرتبط با این کانسارها را بهتر مشخص کرد.

خطواره های مغناطیسی و ارتباط زمین شناختی آنها:
بر اساس نقشه مغناطیس سنجی ناحیه دو خطواره عمده با روند NNW-SSE در دو طرف گسل فرضی پشت بادام قابل تشخیص است که در شکل ۲ بازسازی شده اند. خطواره مغناطیسی شرقی به طور مشخصی با گرانیت های ناریگان، زریگان و دوزخ دره منطبق است یا با آنها همپوشانی دارد. این ارتباط به نظر ما از لحاظ ژنز این کانسارها کلیدی است و اهمیت آن را در بخشهای دیگر مقاله خواهیم دید.

خطواره دوم در غرب گسل فرضی پشت بادام قرار دارد و قسمت بزرگی از آن در شمال با نهشته های رسوبی نئوژن و کواترنری پوشیده شده است. بخش جنوبی این خطواره، کانسارهای چغارت و آنومالی شمالی را در برمی گیرد که در آنها توده های کوچکتری از گرانیتهای نوع زریگان و ناریگان در سطح زمین و یا در حفاری ها دیده می شود. شکل ۲ نشان می دهد که خطواره های مغناطیسی مورد بحث به موازات کمربند گرانیتی کامبرین آغازی و در دو طرف آن قرار دارند. خطواره های مغناطیسی مورد بحث در ناحیه ساغند چرخش مشخصی به طرف شرق نشان می دهند. با این چرخش، خطواره مغناطیسی مورد بحث به شکل کمانی در می آید که تقعر آن به سمت شرق است. شایان ذکر است که این خطواره مغناطیسی کمانی با کمان آتشفشانی- پلوتونیک کامبرین آغازی کاشمر- کرمان که توسط رمضانی و تاکر (۲۰۰۳) معرفی شده به خوبی منطبق است.
سن یابی آپاتیت، مونازیت و زیرکن به روش های ایزوتوپی U-Pb و غیر ایزوتوپی Th-U/Pb :
سن تبلور آپاتیت همرشد با کانه آهن در کانسار آهن چغارت با روش U-Pb اندازه گیری شده و۵۱۶±۶ میلیون سال تعیین گردیده است(قادری و رمضانی ۱۳۸۱).جالب است که تراب و لمان (۲۰۰۷) نیز سنی مشابه (۵۱۵±۲۱ Ma) را به روش غیر ایزوتوپی Th-U/Pb برای تبلور مونازیت در کانسنگ آهن-آپاتیت به دست آورده اند.از طرف دیگر، رمضانی و تاکر (۲۰۰۳) با استفاده از روش U-Pb بر روی زیرکن سن جایگزینی لوکوگرانیت های زریگان و دوزخ دره را به ترتیب ۵۲۵±۷ و ۵۲۶±۱ میلیون سال به دست آورده اند. هم پوشانی قابل توجه سن تشکیل آپاتیت و مونازیت کانسنگ های آهن با سن جایگزینی توده گرانیتی منطقه– با منظور کردن دامنه خطاهای مربوطه – نشانه محکمی برای ارتباط کانی زایی آهن- آپاتیت با ماگماتیسم گرانیتی کامبرین آغازی است.

ژئوشیمی آپاتیت ها و ایزوتوپ های پایدار:
آپاتیت به صورت کانی فرعی در اغلب سنگهای آذرین وجود دارد. تغیرات در غلظت عناصر فرعی و نادر خاکی در آپاتیت رابطه نزدیکی با درجه تفریق ماگما دارد. بلوسووا و همکاران (۲۰۰۲)نشان داده اند که آپاتیت های سنگهای مختلف دارای شاخص های متمایزی از لحاظ فراوانی نسبی عناصر فرعی مانند Sr,Y,Mn ,Th و عناصر نادر خاکی (REE ها) هستند و به طور کلی پس از نرمالیزه شدن نسبت به کندریت الگوهای متمایزی به دست می دهند.
برای نشان دادن این که آپاتیت های کانسنگ های آهن ناحیه بافق با کدامیک از گروههای آپاتیت معرفی شده توسط بلوسووا و همکاران (۲۰۰۲) شباهت دارد داده های موجود درباره عناصر مذکور در آپاتیتهای منطقه بافق بر روی نمودارهای Sr در مقابل Y و Mn ، (Ce/Yb)cn در مقابل REE کل، Y در مقابل Eu/Eu* و الگوی پراکندگی عناصر نادر خاکی رسم شده است (شکل ۳) و تفسیر آنها به شرح زیر است.
نمودار تغیرات Sr در مقابل Y و Mn :
مقدار Sr و Y آپاتیت ها خیلی متغیر است و تطابق منفی قوی میان غلظت های این دو عنصر دیده می شود چون که مقدار Sr با درجه تفریق ماگما از سنگهای کربناتیتی و الترامافیکی به سمت سنگهای گرانیتوئیدی شدیدا تفریقیافته و پگماتیتها کاهش می یابد در حالیکه مقدارY افزایش می یابد (شکل ۳a). غنی شدگی نسبی Y، HREE و Mn همراه با تهی شدگی نسبی Sr در آپاتیتها ارتباط نزدیکی با تفریق سنگ میزبان دارد. بنابراین مقدار Mn و یا Y از حدود ۱۰۰ پی پی ام در آپاتیتهای سنگهای کربناتیتی و لرزولیت های مشتق شده از گوشته تا حدود ۱% در آپاتیتهای گرانیتوئیدهای شدیدا تفریق یافته و پگماتیتها افزایش می یابد. کاهش مقدار Sr به سمت سنگهای اسیدی تر (شکل۳a) احتمالا به دلیل شرکت پذیری Sr در پلاژیوکلاز است. در حالیکه عناصر Y و HREE ها عناصر ناسازگار هستند. این نمودار تمایز دقیقی از آپاتیتها برای انواع سنگهای مختلف نشان می دهد که نمونه های آپاتیت مربوط به منطقه بافق در محدوده مشترک بین سنگهای مافیک و گرانیتوئیدها قرار گرفته است.
نمودار Sr در مقابل Mn (شکل ۳c) تطابق ضعیف تری نسبت به Sr در مقابل Y نشان می دهد که احتمالا بدلیل این است که مقدار Mn تنها بستگی به درجه تفریق سنگ میزبان ندارد بلکه به حالت اکسیداسیون آن نیز وابسته است. با این حال این نمودار تمایزآشکاری بین آپاتیتهای سنگهای مافیک با سنگهای گرانیتوئیدی و کانسنگ های آهن نشان می دهد که نمونه های منطقه بافق در محدوده کانسنگ های آهن و سنگهای گرانیتوئیدی قرار گرفته است.

نمودار تغیرات (Ce/Yb)cn در مقابل REE کل:
این نمودار نسبت Ce/Yb نرمالیزه شده به کندریت در برابر REE کل آپاتیت سنگهای مختلف را نشان می دهد که مقدار (Ce/Yb)cn با افزایش تفریق از سنگهای کربناتیتی و الترامافیک های مشتق شده از گوشته به سمت سنگهای گرانیتوئیدی و پگماتیتها کاهش می یابد و ارتباطی با REE کل ندارد. عناصر نادر خاکی سبک (LREE) به طور کلی تمرکز بیشتری در سنگهای کمتر تفریق یافته نشان می دهند. این ممکن است به دلیل این باشد که کانی های فرعی همزیست مانند مونازیت LREE ها را از مذاب در حین تفریق خارج می کند و منجر به تهی شدگی این گروه در آپاتیتهای سنگهای تفریق یافته تر می شوند. آپاتیتهای کانسنگ های آهن منطقه بافق در این نمودار در محدوده آپاتیتهای سنگهای گرانیتوئیدی قرار گرفته اند (شکل۳b).

الگوی پراکندگی REE در آپاتیتها:
الگوی پراکندگی REE آپاتیتهای نرمالیزه شده نسبت به کندریت به طور تیپیک شیب منفی دارند که نشان دهنده غنی شدگی آشکار از LREE ها است. علاوه بر این شیب نمودارها از سنگهای شدیدا تفریق یافته تا سنگهای مافیک کمتر تفریق یافته افزایش می یابد. بنابراین نسبت (Ce/Yb)cn برای آپاتیتهای سنگهای کربناتیتی و لرزولیت های مشتق شده از گوشته خیلی بالا (به ترتیب بیش از ۱۰۰ و بیش از ۲۰۰) است (شکل۳e). در مقابلنسبت (Ce/Yb)cn آپاتیتهای سنگهای گرانیتوئیدی بیشتر از ۲۰-۱۵ و آپاتیتهای پگماتیت های گرانیتی کمتر از ۱ است که نشان دهنده غنی شدگی HREE ها و تهی شدگی LREE ها با افزایش تفریق است (شکل۳e). نسبت (Ce/Yb)cn کانسارهای آهن ناحیه بافق ۲۳-۱۷ است و الگوی REE آپاتیتهای این کانسارها مشابه آپاتیتهای موجود در سنگهای گرانیتی و بازیک است (شکل۳e). آنومالی منفی Eu در الگوی پراکندگی REEبه طور کلی با تفریق افزایش می یابد (شکل۳e) که در آپاتیتهای سنگهای کربناتیتی و لرزولیت های مشتق شده از گوشته کمتر است و در آپاتیتهای سنگهای گرانیتی تفریق یافته بیشتر است. آنومالی منفی موجود در کانسگ های آهن ناحیه بافق مشابه سنگهای گرانیتی است

ایزوتوپ های گوگرد:
در این مطالعه تعداد ٧ نمونه از پیریت های همراه با کانسنگ آهن از کانسارهای مختلف ناحیه بافق در آزمایشگاه ACME کانادا مورد آنالیز ایزوتوپی گوگرد قرار گرفته و نتایج در شکل ۴a ارائه شده است. گوگرد این نمونه ها از لحاظ ایزوتوپی به طور قابل ملاحظه ای با گوگرد مشتق شده از گوشته زمین (δ۳۴S=0) فاصله دارد و با گوگرد سنگهای تبخیری و آب دریا شباهت نشان می دهد.
ایزوتوپ های اکسیژن:
جمی (۲۰۰۵) داده های ایزوتوپی اکسیژن برای نمونه های مختلف کانسنگ آهن ناحیه بافق گزارش کرده اند. از لحاظ مقادیر δ۱۸O مگنتیت های آنالیز شده با آب دریا (SMOW) شباهت دارد و با آب ماگمایی گوشته زاد (δ۱۸O=+6_+8) فاصله زیادی نشان می دهد. بر اساس مر و مدبری (۲۰۰۳) مگنتیت چغارت از لحاظ ترکیب ایزوتوپی اکسیژن به سیال هیدروترمال ماگمایی شبیه است.

نگاهي به معادن سنگ آهن مركزي ايران – بافق
شهرستان بافق در ‪ ۱۲۰‬كيلومتري جنوب شرقي شهر يزد داراي منابع زير زميني متنوعي است و از جمله مناطق معدن خيز كشور به شمار مي‌رود.

سنگ آهن چغارت ، چاه گز و سه چاهون ، منگنز ناريگان ، فسفات اسفوردي ، سرب و روي كوشك و معدن مرمريت بيشه در ، از مهمترين معادن بافق هستند.
شركت سهامي خاص معادن سنگ آهن مركزي ايران در ‪ ۱۰‬كيلومتري شمال شرقي شهر بافق و در حاشيه مركزي ايران قرار دارد.
اين شركت در سال ‪ ۱۳۵۰‬براي اكتشاف و بهره‌برداري از كانسارهاي آهن منطقه بافق توسط سازمان ذوب آهن ايران سابق تاسيس شد و هم اكنون يكي از واحدهاي مهم زير مجموعه شركت تهيه و توليد مواد معدني ايران و بزرگترين‌شركت توليد كننده سنگ آهن دانه‌بندي و كنستانتره كشور است.

بلوك معدني بافق با ذخيره بيش از يك سوم سنگ آهن كشور بعنوان مهمترين زون آهن دار ايران شناخته شده‌است.
به دنبال عمليات اكتشافي انجام شده ، از سال ‪ ۱۳۴۰‬تاكنون در اين منطقه بيش از ‪ ۳۸‬آنومالي آهن دار با ذخيره نزديك به ‪ ۱/۷‬ميليارد تن شناسايي شده كه مهمترين آنها معادن چغارت ، سه چاهون، آنومالي شمالي، ميشدوان و چاه‌گز هستند.
شركت سنگ آهن مركزي ايران ، بزرگترين توليدكننده سنگ آهن دانه بندي كشور طي ‪ ۳۰‬سال گذشته است كه از سال ‪ ۱۳۵۰‬عمليات استخراج سنگ آهن در معدن چغارت را آغاز كرد.
اين معدن طي اين مدت، سنگ آهن مورد نياز كارخانه ذوب آهن اصفهان و برخي صنايع فولادسازي كشور را تامين كرده و از سال ‪ ۸۰‬تاكنون به جمع صادر كنندگان سنگ آهن پيوسته است.
هم‌اكنون از دو معدن “چغارت” و “سه چاهون” سالانه هشت ميليون تن سنگ آهن استخراج مي‌شود كه نيمي از آن سنگ آهن دانه‌بندي شده‌است و بطور مستقيم براي مصرف در كارخانه ذوب آهن اصفهان و صادرات استفاده مي‌شود و مابقي نيز در كارخانه فرآوري چغارت به كنسانتره سنگ آهن تبديل مي‌شود.

معدن سنگ آهن چغارت بافق
معرفی:
شرکت سهامی خاص معادن سنگ آهن مرکزی ایران که بزرگترین تولید کننده سنگ آهن دانه بندی کشور می باشد ،از سال ۱۳۵۰ عملیات تولید سنگ آهن را در معدن چغارت آغاز و تاکنون سنگ آهن مورد نیاز کارخانه ذوب آهن اصفهان و دیگر صنایع فولاد کشور را تامین و از سال ۱۳۸۱ به جمع صادر کنندگان سنگ آهن پیوسته است.
در حال حاضر این شرکت از دو معدن چغارت و سه چاهون سالیانه نزدیک به ۱۰ میلیون تن سنگ آهن استخراج می نماید که از این مقدار حدود ۴ میلیون تن دانه بندی و ما بقی آن جهت تبدیل به کنسانتره به کارخانه فرآوری چغارت ارسال می گردد.

موقعیت معدن چغارت به همراه راههای ارتباطی
این معدن در جنوب شرقی شهرستان یزد و در ۷۵ کیلومتری جنوب غربی شهر بهاباد و در حاشیه کویر مرکزی ایران واقع است. دارای آب و هوای بسیار گرم و رطوبت خیلی کم می باشد به طوری که درجه حرارت بین ۴۷درجه و ۷-درجه متغییر است. میزان بارندگی کم و بطور متوسط در سال ۷/۵۵میلیمتر است. یک سلسله فعالیتهای زمین شناسی مربوط به زمان «اینفراکامبرین» باعث بوجود آمدن حوضه آتشفشانی منطقه بافق گشته که ازنظر ذخایر معدنی حایز اهمیت می باشد. محدده آهن دار زرند و ساغند و رباط پشت بادام که بنام بلوک بافق نامگذاری گردیده در این حوضه قرار دارند. کانسار های با ارزشی از قبیل سنگ آهن منگنز دار و آپاتیت و سرب و روی در محدوده این بلوک تجمع یافته اند. شرکت ملی ذوب آهن و بدنبال آن شرکت سنگ آهن مرکزی ایران-بافق از سال۱۳۴۰تا کنون فعالیتهای گسترده ای را زمینه اکتشاف سنگ آهن مورد نیاز

کارخانجات فولاد کشور و همچنین شناسایی آبهای زیر زمینی به عمل آورده که در مجموع با تهیه حدود ۲۰۰۰۰۰هکتار نقشه ژئو فیزیکی و زمین شناسی بالغ بر ۷/۱میلیارد تن میسر گردید که از جمله می توان به کانسار های«چغارت،چادر ملو،چاه گز،سه چاهون»اشاره نمود.
اين معدن از سال ۱۳۵۰ تامين کننده خوراک کارخانه ذوب آهن اصفهان بوده است نوع سنگ آهن مصرفي عبارت است از سنگ آهن پر عيار و کم فسفر و دانه بندي شده در کارخانه موجود مي باشد.