مقدمه
صنعت ساخت همواره به عنوان یکی از صنایع پر ریسک مورد مطالعه و بررسی کارشناسان مدیریت پروژه قرار گرفته است. پروژه های ساخت به دلیل طبیعت فعالیت ها و فرآیندهایی که در بر دارند، ساختار سازمانی که طلب می کنند و محیطی که در آن انجام می گیرند [i]، به صورت بالقوه در معرض انواع مختلف ریسک ها ۲ قرار دارند.
* ریسک های ناشی از حوادث قهری مانند سیل و زلزله،
* ریسک های مالی و اقتصادی مانند مشکلات اعتباری و تورم،
*ریسک های فیزیکی مانند آسیب دیدگی کارگران یا خرابی سازه،
* ریسک های سیاسی و زیست محیطی مانند تغییر در قوانین و بی ثباتی سیاسی،
*ریسک های طراحی مانند طراحی نامناسب و معیوب، ریسک های مخصوصی صنعت ساخت مانند بهره وری نیروی کار و درخواست های مکرر تغییر وجود چنین سید متنوعی از ریسک ها در صنعت ساخت موجب شده تا تحقیقات زیادی در زمینه مدیریت این ریسک ها انجام شود : اگر چه حاصل این تلاش های علمی، طرح و توسعه مدل ها و ابزارهایی متنوع برای شناسایی و مدیریت ریسک ها در صنعت ساخت بوده است ولیکن پروژه های ساخت هنوز هم عملا از سطح عملکرد مورد انتظار و رضایت بخش فاصله دارند. چنین وضعیت عملکردی در صنعت ساخت کشورمان ایران نیز به وضوح قابل مشاهده است. اهمیت ویژه صنعت ساخت در نظام اقتصادی ایران بر کسی پوشیده نیست. در سال ۲۰۰۸ ساخت و ساز در بخش مسکن ۵ درصد تولید ناخالص ملی را تشکیل داده است . افزایش سالیانه بودجه طرح های عمرانی ملی نیز دلیل دیگری بر نقش کلیدی صنعت ساخت کشور است. ولی با وجود این اهمیت، اگر عملکرد پروژه های ساخت در ایران با معیارهای عملکرد معمول در مدیریت پروژه مانند زمان، هزینه و کیفیت سنجیده شود، تصویر چندان مطلوبی بدست نمی آید. از لحاظ کیفیت، بنا به گزارش وزارت مسکن و شهرسازی، عمر مفید سازه ها در ایران بین ۲۰ تا ۳۰ سال است در حالی که این عدد در کشورهای توسعه یافته بین ۳۰ تا ۱۰۰ سال است. همچنین، نگاهی به آمار خرابی های حاصل از زلزله های متعدد در ایران در طول بیش از نیم قرن اخیر، از کیفیت پایین سه عامل طراحی، مصالح و ساخت در ایران حکایت می کند : از لحاظ مدت زمان انجام پروژه، بر اساس گزارش های رسمی، از هر سه پروژه عمرانی یک پروژه با تاخیر مواجه می شود که ارزش ارزی این تاخیرات در سال های اخیر معادل ۴۶۰ ملیون دلار برآورد شده است. بنا به مطالعات صورت گرفته توسط سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور در قالب گزارش نظارتی پروژه های عمرانی ملی، این تاخیرات به دلایل متعددی روی می دهند که از این میان «مشکلات اعتباری» و «عدم آشنایی با مدیریت علمی» از عوامل عمده محسوب می شوند IG یکی از عناصر مهم تشکیل دهنده «مدیریت علمی» پروژه ها، مدیریت ریسک است. عدم استفاده از روش ها یا ابزارهای مدیریت ریسک می تواند پروژه را در زمینه هزینه، زمان و کیفیت با مشکلات عدیده ای مواجه کند. مقاله پیش رو سعی دارد با بررسی وضعیت فرآیندهای مدیریت ریسک در شرکت های ساختمانی کشور، اولاً تصویری از میزان و دامنه کاربرد مدیریت ریسک در صنعت ساخت ایران ارائه دهد و ثانیاً بستر و اساس لازم را برای مقایسه مدیریت ریسک در صنعت ساخت ایران با وضعیت مدیریت ریسک در صنعت ساخت دیگر کشورها فراهم سازد.

۲ – ادبیات موضوع
ریسک پروژه در پیکره دانش مدیریت پروژه (PMBOK) بدین صورت تعریف شده است: یک رویداد یا شرایط نامطمئن که در صورت وقوع بر حداقل یکی از اهداف پروژه از قیبل زمان، هزینه، محدوده یا کیفیت تأثیر مثبت یا منفی می گذارد. وقوع ریسک می تواند منتج از یک یا چندین دلیل و اثر آن هم می تواند شامل یک یا چندین اثر باشد. سازمان ها، عموماً ریسک را به عنوان اثر عدم قطعیت بر روی پروژه و اهداف سازمانی می شناسند با این حال هر سازمان و ذینفع پروژه از درجه پذیرش ریسک متفاوتی برخوردار است . مدیریت ریسک یک عنصر کلیدی و مهم در مدیریت پروژه است : ) مدیریت ریسک رویکردی نظام مند جهت شناسایی، ارزیابی و پاسخگویی به ریسک هایی است که پروژه در چرخه حیات خود با آنها مواجه می شود ! تاکنون، استانداردها و متدلوژی های مختلفی برای مدیریت ریسک پیشنهاد گردیده است ولی مهم ترین و مقبول ترین آنها که در عرصه صنعت ایران نیز مورد استقبال و استفاده قرار گرفته است، ساختار و فرآیند پیشنهادی در پیکره دانش مدیریت پروژه (PMBOK) است. بر این اساس، فرآیند مدیریت ریسک شامل ۶ مرحله ی برنامه ریزی مدیریت ریسک، شناسایی ریسک ها، تحلیل کیفی ریسک، تحلیل کمی ریسک، پاسخ گویی به ریسک و کنترل و پیگیری ریسک می شود که در ادامه هر یک به اختصار توضیح داده می شوند ۱۰}
ا) برنامه ریزی مدیریت ریسکن برنامه ریزی مدیریت ریسک، فرآیند تصمیم گیری در مورد چگونگی انجام و نحوه برنامه ریزی فعالیت های مدیریت ریسک پروژه است. در این مرحله، خط مشی و چگونگی ایجاد سیستم مدیریت ریسک توصیف شده و ساختار سیستم مدیریت ریسک به همراه روش انجام آن تعیین می گردد. تدوین خط مشی مدیریت ریسک، شناسایی ابزارها و منابع اطلاعاتی مورد استفاده، ایجاد گروه کاری مدیریت ریسک، تعیین زمان های جمع آوری اطلاعات و گزارش دهی، تعیین فرمت های گزارش دهی و تصمیم گیری در مورد
روش های مستند سازی اطلاعات برای استفاده آتی در خود پروژه یا در پروژه های آینده همه در این مرحله انجام می شوند.
۲) شناسایی ریسک فرآیند شناسایی ریسک شامل تعیین ریسک های احتمالی موثر بر پروژه، تعیین مشخصه های ریسک های شناسایی شده و مستندسازی آنها می باشد. برای شناسایی ریسک ها و مشخصات آنها معمولاً می توان از مدیر پروژه، مدیر سیستم مدیریت ریسک و اعضای آن، افراد خبره بیرون از سازمان، حامیان پروژه و یا دیگر مدیران داخلی نظر خواهی نمود. جهت شناسایی ریسک ها همچنین می توان از اطلاعات و مستندات پروژه های قبلی استفاده نمود. به منظور بهبود کیفیت اطلاعات جمع آوری شده توسط مجموعه تیم پروژه در مورد انواع ریسک ها و ارزیابی و نظر خواهی درباره آنها، از روش دلفی می توان استفاده کرد. مرحله شناسایی ریسک در طول چرخه حیات پروژه، در زمانهای از قبل تعیین شده یا متناسب با تغییرات تاثیر گذار بر پروژه، تکرار می شود.
۳) تحلیل کیفی ریسکه تجزیه و تحلیل کیفی ریسک عبارت است از ارزیابی اثر و احتمال وقوع ریسک های شناسایی شده در این فرآیند ریسک ها با توجه به پیامد و اثر بالقوه شان بر روی اهداف پروژه درجه بندی می شوند. جهت تحلیلی کیفی لازم است تا میزان احتمال وقوع و پیامدهای ریسک با استفاده از ابزار و تکنیکهای کیفی مشخص گردد. آنالیز کیفی موارد ریسک و شرایط آنها برای تعیین اولویت اثرات ناشی از هر کدام بر اهداف پروژه انجام می شود. به عنوان مثال، قرار داشتن ریسک بر روی مسیر بحرانی به عنوان یک فاکتور اساسی در تعیین اهمیت ریسک مطرح است. همچنین وجود (عدم وجود) اشاره به ریسک یا تاکید و تکرار بر روی آن از طرف مجموعه پروژه در مرحله آنالیز کیفی، علی الخصوص وقتی مرحله مذکور در طول مدت پروژه تکرار می شود، نشان دهنده اهمیت (عدم اهمیت) ریسک و نتیجتاً لزوم داشتن آمادگی بیشتر (کمتر) در پاسخگویی به ریسک می باشد. آنالیز کیفی هم می تواند مستقیماً جهت برنامه ریزی پاسخ به ریسک مورد استفاده قرار گیرد و هم می تواند به عنوان ورودی برای آنالیز کمی ریسک های دارای اولویت بالا به کار برده شود. مهم ترین خروجی آنالیز کیفی ماتریس احتمال – اثر (P-I) است که برای نشان دادن نرخ ریسک بر حسب احتمال وقوع و شدت تأثیر ریسک ایجاد می شود.
۴) تحلیل کمی ریسکه هدف از تجزیه و تحلیل کمی ریسک آنالیز عددی احتمال وقوع یک یا چند ریسک و پیامدهای آن بر اهداف پروژه است. با استفاده از روش های تحلیل کمی ریسک مانند شبیه سازی مونته کارلو و آنالیز تصمیم گیری می توان:
– ریسک های مهم و مورد توجه را شناسایی کرد. – احتمال دستیابی به یک هدف خاصی از پروژه را تعیین کرد
– مقدار ریسک پروژه و میزان هزینه و زمان ذخیره اقتضایی مورد نیاز را مشخص کرد. – هزینه، زمان و محدوده نهایی واقعی و دست یافتنی پروژه را تعیین کرد.
۵) برنامه ریزی واکنش به ریسکه برنامه ریزی واکنش به ریسک فرآیند افزایش مداوم “فرصت” ها از طریق واکنش مناسب به ریسک ها و تهدیدها می باشد. در این مرحله، روش ها و تکنیک های پاسخ به ریسک با هدف انتخاب روش بهینه پاسخگویی مورد ارزیابی و مقایسه قرار گرفته و ضمناً فرد یا افراد مسئول برای اجرای برنامه پاسخگویی به ریسک تعیین می گردند. استراتژی پاسخگویی به ریسک متناسب با میزان تأثیر ریسک تعیین می شود. بدین منظور، چهار استراتژی استاندارد پاسخ به ریسک وجود دارد که عبارتند از:
الف) اجتنابن در این استراتژی، مدیریت پروژه برای حذف تقریباً تمامی اثرات ناشی از ریسک برنامه ریزی می نماید. البته با در نظر گرفتن این موضوع که حذف کلیه اثرات ریسک هیچ وقت امکان پذیر نمی باشد.
ب) انتقال در این استراتژی، مدیریت پروژه در جهت انتقال اثرات ناشی از ریسک به طرف ثالث برنامه ریزی می کند.
ج) کاهش در این استراتژی، مدیریت پروژه در جهت کاهش احتمال یا اثرات ناشی از ریسک تا حد تعریف شده برنامه ریزی می کند.
د) پذیرش در این استراتژی، مدیریت پروژه تصمیم به تغییر برنامه کاری خود به منظور پاسخ به ریسک نداشته و یا اصولا برخورد با ریسک کن نیست.
G) پیگیری و کنترل ریسکن این فرایند شامل پیگیری ریسک های شناخته شده، کنترل ریسک های باقیمانده، شناسایی ریسک های جدید، اطمینان از اجرای برنامه مدیریت ریسک و ارزیابی میزان اثر بخشی آن در کاهش ریسک است. در این مرحله، نتایج پاسخگویی به ریسک و باقی مانده اثرات ریسک بر پروژه ردیابی شده و به این سوال که آیا پاسخ گوئی به ریسک به درستی انجام شده پاسخ داده می شود. پی – گیری و کنترل ریسک فرآیندی است که در طول چرخه حیات پروژه تکرار می شود زیرا که با پیشرفت پروژه، موارد ریسک تغییر می کنند. یعنی موارد ریسک جدید پدیدار می شوند و یا موارد پیش بینی شده قبلی ممکن است رخ ندهند. بررسی اینکه چه مواردی از ریسک متوجه پروژه شده که پیش بینی یا شناسایی نشده اند نیز در این مرحله صورت می گیرد.

۳٫ پیشینه موضوع
وضعیت مدیریت ریسک در صنعت ساخت کشورهای مختلف در چندین تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است. در یکی از جامع ترین مقالات در این زمینه که وضعیت مدیریت ریسک در صنعت ساخت استرالیا [۱۱] را توصیف می کند، به موارد زیر اشاره شده است:
الف) سطح اطلاع صنعت ساخت از دانش مدیریت ریسک و میزان کاربرد مدیریت ریسک در حد متوسط تا بالا ارزیابی شده است. از این نظر، میان سازمان ها با اندازه، نوع و درجه تحمل ریسک مختلف تفاوت چشم گیری مشاهده نشده است.
ب) استفاده از مدیریت ریسک در مراحل برنامه ریزی و اجرای پروژه بیشتر از مرحله طراحی آن به چشم می خورد. همچنین، در عمل فرآیندهای شناسایی ریسک و تحلیل ریسک بیشتر از فرآیندهای پاسخ گویی به ریسک و مستندسازی ریسک در پروژه ها اجرا می شوند و در زمینه تحلیل ریسک، گرایش بیشتری به تحلیل کیفی ریسک نسبت به تحلیل کمی وجود دارد. ج) در مرحله شناسایی ریسک، مهم ترین ابزارهای مورد استفاده عبارتند از طوفان ذهنی، چک لیست ها، تجربیات و مطالعات موردی، در مرحله تحلیل ریسک، مهم ترین ابزارهای مورد استفاده شامل شهود، قضاوت و تجربه کارشناسان می شود.
د- تمایل به استفاده از استراتژی های مختلف پاسخ گویی به ریسک بدین ترتیب است: کاهش ریسک، انتقال ریسک، پذیرش ریسک و اجتناب از ریسک. همچنین، در بین روش های مرسوم و متناظر هر استراتژی پاسخ به ریسک، برنامه های اقتضایی جهت کاهش ریسک و نیز انتقالی ریسک به دیگر ذینفعان پروژه نسبت به استفاده از بیمه ارجحیت دارند.
و عوامل محدود کننده استفاده از مدیریت ریسک در صنعت ساخت عبارتند از: صرفه اقتصادی، دشواری مشاهده مزایا، مقاومت سازمانی،نبود مدل مدیریت ریسک پذیرفته شده و مختص صنعت ساخت، نداشتن دانش و تخصصی و زمان کافی، در تحقیق دیگری که بر روی صنعت ساخت کویت انجام گرفته ۱۲]، انواع ریسک های صنعت ساخت شناسایی و اهمیت آنها از نگاه کارفرمایان و پیمانکاران ارزیابی شده است. همچنین، روش های پاسخ گویی به این ریسک ها مورد توجه قرار گرفته است. بر این اساس، مهم ترین روش برای استراتژی اجتناب از ریسک، ایجاد یک برنامه مناسب پس از اخذ اطلاعات به روز و تخمین های جدید از پروژه است و مهم ترین روش برای استراتژی کاهش ریسک، همکاری نزدیک و متقابل با پیمانکاران دست دوم پروژه می باشد. در تحقیق دیگری از ]]، به مقایسه کاربرد مدیریت ریسک در صنعت ساخت در چهار ایالت آمریکا پرداخته شده است. بر این اساس، در حالیکه اکثر شرکت های ساختمانی (بیش از ۷۰ درصد) در ایالت فلوریدا برای تحلیل ریسک به شهود، قضاوت و تجربه فردی کارشناسان خود متکی هستند، در ایالت نورث کارولینا، نیویورک و ایلینویز، ۳۰ درصد شرکت ها از روش های محاسباتی و کمی نظیر شبیه سازی و سیستم های خبره جهت تحلیل ریسک استفاده می کنند. فعالان صنعت ساخت در ایالت فلوریدا، دلایل زیر را برای عدم استفاده از روش های کمی در زمینه تحلیل ریسک برشمرده اند: عدم آشنایی با روش های کمی، تردید در مناسب بودن روش های کمی برای کاربرد در تحلیل ریسک صنعت ساخت، سابژکتیو بودن اغلب ریسک های صنعت ساخت و تناسب بیشتر با تحلیلی از طریق تجربه و قضاوت، عدم درخواست رسمی از سوی مشتریان برای تحلیل ریسک و نبود اطلاعات لازم. در زمینه پاسخ گویی به ریسک، در ایالت فلوریدا روش های اجتناب از ریسک و انتقال ریسک محبوبیت بیشتری دارند در حالیکه در ایالت های نورث کارولینا، نیویورک و ایلینویز که از توانمندی بیشتری در زمینه مدیریت ریسک برخوردارند، بیشتر از استراتژی های کاهش و پذیرش ریسک استفاده می گردد. ابزارهای مدیریت ریسک مورد استفاده توسط شرکت های موفق در مدیریت پروژه موضوع تحقیق مهم دیگری بوده است ۱۴ این تحقیق، ضمن برشمردن ابزارهای استفاده شده در حوزه های شناسایی، برنامه ریزی، تحلیلی، پیگیری و کنترل ریسک، نتیجه می گیرد که گرچه استفاده از ابزارهای مرتبط جهت شناسایی ریسک ها کم و بیش در بیشتر شرکت ها و پروژه ها وجود دارد، اما استفاده از ابزارهای مربوط به مراحل پیشرفته تر مدیریت ریسک نظیر تحلیل و پیگیری و کنترل، بیشتر در پروژه هایی وجود دارد که در آنها مدیریت ریسک به صورت نظام مند و تحت یک فرآیند تعریف شده صورت می گیرد. نتایج تحقیقات فوق الذکر که در کشورهای مختلف و در بازه های زمانی متفاوت انجام گرفته است، در جدول شماره آمقایسه شده اند.

بنابراین به نظر می رسد از بین فرآیندهای مدیریت ریسک، دو فرآیند شناسایی ریسک و پاسخ گویی به ریسک به میزان بالایی در صنعت ساخت عملی گردیده اند ولیکن دو فرآیند برنامه ریزی ریسک و کنترل و نظارت ریسک در تعداد محدودی از سازمان ها پروژه ها استقرار یافته اند. در بین ابزارهای مورد استفاده در مدیریت ریسک، قضاوت و تجربه کارشناسان از بیشترین محبوبیت برخوردار است و این در حالی است که هر چه استفاده از ابزار مدیریت ریسک نیازمند دانش و تخصص بیشتری باشد (نظیر ابزارهای تحلیل کمی) میزان استفاده از آن ها کاهش می یابد. همچنین از مهم ترین نکات مغفول مانده در تحقیقات قبلی، توجه به عامل “اندازه سازمان ” است. از آنجا که مدیریت ریسک، نوع و مقدار منابع خاص خود را طلب می کند، بنابراین انتظار می رود که میزان توجه به این مقوله با افزایش اندازه سازمان/ پروژه بیشتر شود. با توجه به مرور اجمالی ادبیات موضوع، به نظر می رسد گرچه همه تحقیقات فوق الذکر به بررسی وضعیت، میزان و دامنه کاربرد مدیریت ریسک در صنعت ساخت پرداخته اند، اما هر یک از آنها بدون پیروی از ساختار مشخصی سوالات خاص خود را طرح کرده اند و به همین دلیل امکان مطالعه مقایسه ای و تطبیقی بین این مقالات به طور دقیق وجود ندارد. به منظور جبران این ضعف، در مقاله حاضر از فرآیندهای مدیریت ریسک پیشنهادی در پیکره دانش مدیریت پروژه (PMBOK) به عنوان مبنا و چارچوب تحقیق استفاده شده است. علاوه بر این، با توجه به مطالعات محدود صورت گرفته، این گونه به نظر می رسد که میان کشورهای پیشرفته و در حال توسعه از نظر میزان و دامنه کاربرد مدیریت ریسک تفاوت هایی وجود دارد. مقاله حاضر با به دست دادن تصویری از میزان کاربرد مدیریت ریسک در صنعت ساخت در ایران، تشخیصی و بررسی این تفاوت های احتمالی را نیز تسهیل می سازد.