چکیده

نخستین فلاسفه یونان را طبیعت گرا می دانند زیرا آنان بیش از همه به طبیعت و رویداد های طبیعی توجه داشته اند و آنها اعتقاد داشتند که از همان ابتدا عنصری به عنوان عنصر اولیه و نهایی خلق اشیاء وجود داشته است و آنچه که یونانیان را به تفکر واداشت این مسئله بود که خاک بی جان چگونه و از چه طریق به درختان سر به فلک کشیده و گل های رنگارنگ تبدیل شده است

.این پژوهش به بررسی و تحلیل در دیدگاه های کلی فلاسفه به عناصر طبیعت و تاثیرات آنها در معماری و بررسی و کشف عنصر اولیه و نهایی خلق همه اشیاء می پردازد. نظر به اینکه اطلاعات موجود درباره اثر پذیری طبیعت در فلسفه و معماری اندک بوده، این تحقیق می تواند در این زمینه مفید واقع گردد.کلیه ی اطلاعات گردآوری شده در این پژوهش به اختصار در قالب جدولی ارائه گشته ودر ادامه به بررسی دیدگاه های معماری و انسان نسبت به طبیعت در معماری ارگانیک و بیونیک پرداخته است.

واژه های کلیدی : طبیعت ،فلسفه ،انسان ،معماری، بیونیک

-۱ مقدمه

طبیعت از ابتدا تا به امروز همواره یکی از خاستگاه ها و سرچشمه های هنر بوده است .تحقیق در طبیعت و کشف قوانین حاکم بر آن علاوه برآنکه به ع نوان آ یات ال هی و راهن مای ان سان به سوی شناخت ،نق شی اسا سی دار ند می توان ند به ع نوان راهن ما و ال گوی ان سان در ساختن محی طی مناسب زیست و هماهنگ با نظم موجود در کائنات مورد بهره برداری قرار گیرند .

ا ین تحق یق با گرد آوری و تف حص در د یدگاه های ک لی فلا سفه به عنا صر طبی عت و تاثیرات آن ها در ز ندگی و برر سی و ک شف عن صر اول یه و ن هایی خ لق ه مه ی ا شیاء، در ن ظر دارد تا با مطال عه ی موارد ذ کر شده و همچ نین تف حص در ارت باط بین طبی عت و مع ماری و ن قش طبی عت و عنا صر تشکیل دهنده آن در معماری، به مقایسه این دو مقوله بپردازد.

این تحقیق چون در جایگاه تخصصی معماری گردآوری و تدوین شده است سعی دارد جایگاه خود را در آن حیطه دیده و مسائل فلسفی و برداشت های آن را به یاری این دیدگاه تخصصی بیاورد.

۱-۱ طبیعت درفلسفه پیش از سقراط

نخ ستین فیل سوفان به دن بال تغی یرات ظاهری بودها ند. آن ها سعی دا شته تا به قوانینی جاودانه در طبیعت دست یابند، و آنچه را که در طبیعت رخ میداد از طر یق طبی عت تو ضیح ده ند. ا ین روش و تف کر که مر بوط به پیش از سقراط میباشد، به سه فیلسوف از شهر میلتوس، به نام های طالس ،آناکسیمندر وامپدوکلس، بر میگردد.

ار سطو در مابعدالطبی عه (متافیزیک)اظ هار می ک ند که ب نا بر ن ظر طالس((Thales زمین روی آب قرار گرفته اسـت و ظـاهرا زمـین را هماننـد قرصی شناور در نظر می گرفت، اما مهمترین نکته این است که طالس ماده اولیه همه چیز را آب می داند و در واقع او مساله یکی در همه چیز را مطرح کرد . و همچنین از نظر ارسطو ،طالس معتقد است که تمام چیز ها پر از خدایان است .

مطلب مهم درباره عقیده ی طالس این است که وی اشیا را به عنوان صور متغ یر یک عن صر او لی و ن هایی ت صور می کرد . طالس به ع نوان آ غازگر فلسفه یونانی آب را به عنوان عنصر اولیه همه ی اشیاء می داند.

در فلسفه طبیعت سعی می شود تا وجود و طبیعت آن فهمیده شود و فهمیدن طبیعت آنها تنها وابسته ی کشف یک اصل اول است .

فیلسوف دیگر میلتوس، آناکسیمندر)(Anaximander، دسـتیار طـالس بـود .او
ه مواره همان ند طالس به دن بال ک شف عن صر اول یه و ن هایی ه مه ا شیاء
بود.ا ما براین عق یده بود که عن صر اول یه ن می توا ند چ یزی مان ند آب

با شد.زیرا آب و رطو بت خود ی کی از ا ضداد ا ست. ب نابراین او به ا ین عق یده ر سید که عن صر اول یه ی ا شیاء نامعین ا ست. و آن چ یزی ا ست که

ت مام ا ضداد از آن به و جود می آی ند و به آن می پیوند ند. و او ا ین
عن صر را” ع لت مادی” نام ید. و او نخ ستین ک سی بود که آن را اینچ نین
نامگذاری کرد :”این عنصر نه آب است و نه هیچیک از دیگرعناصر، بلکه

طبیع تی ا ست م غایر با آن ها و نامت ناهی که ت مام آ سمان ها و عوالم

درونی آنها از آن ناشی می شوند” (کاپلستن ،۲۶۳۱، .(۰۴
سومین فیلسوف آناکسیمنس((Anaximenes بود که دستیار آناکسـیمندر بـود. او عن صر م عین را به ع نوان ماده اول یه تع یین ن مودو ا ین عن صر هوا بود. او بین انسان و طبیعت به طور کلی مقایسه و تشبیه می کند “درست همان طور که نفس ما، که هوا است، ما را نگه می دارد همینطور نفس و هوا بر تمام جهان احاطه کرده است ” (کاپلستن ،۲۶۳۱ ،.(۰۱

همچ نین ار سطو در ماب عد الطبی عه می گو ید که “ک سانی که فیثاغورث یان نامیده می شوند خود را وقف ریاضیات کرده اند و نخستین کسانی بودند که ا ین ر شته ی دا نش را پی شرفت داد ند، و چون در آن پرورش یاف ته بودند تصور می کردند که اصول آن، اصول تمام اشیاء است ….” (ارسطو

،( ۵۸۹
در وا قع اگر چه طالس باور کرده بود که ه مه ا شیاء، در ا صل از آب
ه ستند و آناک سیمنس ه مین را در باره ی هوا معت قد بود، آن ها عق یده
دا شتند که نوعی ماده می توا ند به نوع دی گری م بدل گردد، حداقل به
ا ین مع نی که مثلا آب ، خاک و هوا وآ تش شود. ا ما ام پدکس که به طر یق
خاص خود ا صل پارمی ندس یع نی تغ یر نا پذیری و جود را تف سیر می کرد،
معت قدبود که یک نوع ماده ن می تواند به نوع دی گر ماده ت بدیل شود،

بل که ا نواع اسا سی و از لی ماده یا عنا صر B خاک، هوا، آ تش و آب و جود دارند. و او از این چهار عنصر به عنوان “ریشه های همه چیز” یاد می کند.

خاک نمی تواند آتش شود وآب هم نمی تواند خاک شود، چهار نوع ماده، عناصر نهایی و تغییر ناپذیری هستند که اشیاء عالم را با اختلاط خود می سازند. به این ترتیب اشیاء به سبب اختلاط عناصر به وجود می آیند، و به سبب تفاوت عناصر از میان می روند، اما خود عناصر نه به وجود می آیند ونه از میان می روند، بلکه همیشه نا متغیر باقی می ماند.

فیلســوف دیگــری کــه نمیتوانســت وجــود تنهــا یــک مــاده اولیــه را بپذیرد، آناکساگوراس بود. او نظر امپـدکلس را نیـز قبـول نداشـت. او معتقد بود که همه چیز در طبیعت از به هم پیوستن ذرههای بسیار کوچکی به و جود آ مده ا ست. ا ین ذره ها به چ شم د یده نمی شوند. ه مه چ یز را میتواند به اجزای کوچکی تقسیم کرد ولی کوچکترین این اجزا نیز همه ویژگیهای آن چیز را در خود دارد.

آناک ساگوراس به نوعی ن یرو معت قد بود و ا ین ن یرو را عا مل به و جود آمدن انسانها، حیوانات، گلها و درختان میدانست. او این نیرو را روح مینامید. او نخستین فیلسوفی بود که توجه زیادی به ستارهشناسی داشت.

او معت قد بود که ت مامی ا جرام آ سمانی از ه مان مادهای ساخته شدهاند
که ز مین به و جود آ مده ا ست. او ز مانی به ا ین باور ر سید که ی کی از
سنگهای آسمانی را مورد مطالعه قرار داد.
دموکری توس با فیل سوفان پیش از خود در ا ین نک ته هم عق یده بود که
تغی یرات طبی عی مطمئ ناً به ع لت تغی یر چ یزی ا ست. او به ه مین خاطر

معتقد بود همه چیز باید از ذرههای غیر قابل رویتی ساخته شده باشد. که جاودا نه و غ یر قا بل تغییر ند. دموکری توس ا ین ذره های ر یز را ا تم نامید. اتم در زبان یونانی به معنی تجزیه ناپذیر است.