چکیده:

در دین مبین اسلام تربیت و آموزش و به تبع آن برنامه ریزی آموزشی و درسی بر اساس مکتب و نیازهای مسلمانان و جامعه اسلامی تنظیم میشود. پیشرفت علم و دانش در جامعه اسلامی و حتی توسعه آموزههای دینی هم مرهون پیشرفتهای حوزه تعلیم و تربیت و برنامهریزی سنجیده و دقیق بوده است. از نقطه نظر تربیت و آموزش اسلامی، موادی را باید در برنامه درسی گنجاند که فرد را برای بهره مندی از یک زندگی سالم آماده نماید یعنی او بتواند استعدادهایش را ظاهر نموده و به کار اندازد و نیازهای فردی و اجتماعی را به موقع و به شکل مطلوب تامین کند. این مقاله با هدف ارائه مبانی مورد نیاز برای برنامه ریزی آموزشی و درسی در نظام تعلیم و تربیت اسلامی ارائه شده است. سوال اصلی این تحقیق این است که یک نظام تربیت و آموزش مبتنی بر آموزه های دینی با توجه به ویژگی ها و اهدافی که دنبال میکند، برای برنامه ریزی آموزشی و درسی باید از چه مبانی دینی، فلسفی و علمی پیروی کند تا برنامه های آموزشی و درسی اهداف مورد نظر در این نظام را تامین نماید. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی- تحلیلی و از جمله تحقیقات کیفی- اکتشافی است. جامعه مورد مطالعه پژوهش شامل منابع علمی از قبیل کتب، مقالات علمی، پایان نامه ها و منابع اینترنتی می باشد. در این تحقیق پس از گردآوری اطلاعات با بهرهگیری از مطالعات کتابخانهای، منابع اینترنتی و بررسیهای اسنادی مبانی، ابعا و مولفههای برنامهریزی آموزشی و درسی با رویکرد اسلامی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. در این راستا رویکرد اسلامی در برنامه ریزی درسی و آموزشی از منابع مختلف استخراج و ارائه شد. در ادامه مبانی فلسفی شامل جهان بینی، معرفت شناسی، ارزش شناسی و انسان شناسی اسلامی و شیعی در برنامه ریزی آموزشی و درسی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. بخش دیگری از مبانی مورد نیاز برای برنامه ریزی آموزشی ودرسی مبانی علمی است که این بحث نیز در قالب مبانی اجتماعی، مبانی اقتصادی، مبانی سیاسی-امنیتی، مبانی فنی و مبانی روانشناختی در این مقاله مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت و پیشنهاداتی برای بکارگیری آنها در نظام تعلیم و تربیت اسلامی ارائه گردید.

واژگان کلیدی: برنامه ریزی آموزشی، برنامه ریزی درسی، مبانی دینی، مبانی فلسفی، مبانی علمی، تعلیم و تربیت اسلامی

.۱ مقدمه

برنامه ریزی آموزشی و درسی در جهات مختلفی از زندگی انسانها کاربرد دارد و حوزههای مختلف زندگی انسان نیازمند برنامهریزی درست و مطلوب آموزشی و درسی است چه از جهت اقتصادی، چه از جهات سیاسی، و چه از جهات اجتماعی و جهات دیگر و این اهمیت در کشورهای اسلامی مضاعف میشود زیرا در کشوری که میخواهد ارزشهای دینی و اسلامی پاس داشته شود باید به وسایل و ابزارهای روز مجهز باشد و از طرفی هم بتواند فرهنگ، سنت و ارزشهای خویش را روشمند و با برنامه حفظ نماید و این میسر نیست جز از راه برنامهریزی درست آموزشی و درسی. از این رو در گذشته

۱

(۱۹۵۰) نیز کشورهای در حال توسعه وقتی میخواستند در جهات مختلف، تحول و انقلاب ایجاد و استقلالشان را حفظ کنند، نخست از برنامه ریزی آموزشی آغاز کردند. و این امر برای کشورهای تازه استقلال یافته در این تاریخ به صورت یک هدف در آمده بود، زیرا در جهت کسب و حفظ استقلال به افراد تحصیل کرده نیازمند بودند، زیرا پیبردند که افرادی که آینده سیاسی کشورها در دست آنان رقم میخورد از مراکز آموزشی وارد جامعه میشوند چنانچه مبانی درست نباشد منجر به برنامهریزی درست نخواهد شد و برنامهریزی آموزشی نادرست سبب تربیت افراد نادرست، ناقص و وابسته میشود و در جهت اقتصادی نیز اقتصاد دانان بر این باور بودند که رابطهای مستقیم بین سطح آموزش و پرورش و بهرهوری اقتصادی افراد وجود دارد؛ یعنی هر اندازه سطح تحصیلات یک فرد بیشتر باشد، نقش آن فرد در رشد اقتصاد ملی بیشتر خواهد بود و در جهت اجتماعی نیز آموزش و پرورش در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰م. نه تنها وسیلهای برای تامین نیروی انسانی تلقی میشد، بلکه به عنوان وسیلهای برای تحرک اجتماعیٌ به شمار میرفت (محسن پور، ۱۳۸۷، ص(.۲۲

در دنیای اسلام برنامه ریزی آموزشی و یا آموزش و پرورش بر اساس مکتب و نیازهای مسلمانان و جامعه اسلامی تنظیم گردیده است و پیشرفت علم و دانش در جامعه اسلامی و حتی پیشرفت خود دین مبین اسلام مرهون پیشرفت های آموزش و پرورش و برنامه ریزی سنجیده و دقیق بوده است. زیرا یکی از مهمترین اهداف مهم رسالت پیامبر اسلام (ص)، آموزش و پرورش (تعلیم و تربیت) بوده است. چنانچه خداوند در قرآن می فرماید: هو» الذی بعث فی الامین رسولاً منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین «، »و کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها میخواند و آنها را تزکیه میکند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت میآموزد هر چند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند!« (سوره جمعه آیه .(۲

در همان آغاز اسلام نیز بر تعلیم و تربیت تاکید شده و در جریان جنگهای صدر اسلام، پیامبر اکرم (ص) فدیه (آزادی اسرا به شرط تعلیم ده نفر) را برای اسرای کفار تعین می کردند که نشان از ارزش و اهمیت علم در اسلام می باشد و بدین صورت ایشان توانست با تعلیمات الهی و برنامه های آموزش و پرورش اسلامی، جامعه جاهلی اعراب را بر فرهنگ سایر ملل فائق آورد و به بسط و گسترش تعلیم و تربیت اسلامی بپردازند (دلشاد تهرانی، .(۱۳۸۳

در آئین تربیتی اسلام تلاش بر این است که آدمیان اهل تدبر، بار آیند و از ظواهر امور عبور کرده و عاقبت اندیش شوند: »یعلمون اهرظ امن الحیاه الدّنیا و هم عن الآخره هم غافلون« از زندگی دنیا ظاهری را میشناسند واز آخرت غافلند (سوره روم ،آیه .(۷ انسانی که اهل تدبر نیست در ظواهر هستی می ماند و راه به حقیقت عالم نمی برد و این عدم تدبر و آینده نگری در تمام زندگی و رفتار انسانی تاثیر می گذارد و آن که اهل تدبر و برنامه نباشد پیوسته در جهالت و اشتباه و تمرین و تکرار خواهد بود. حضرت علی (ع) در این باره چنین فرموده اند:تفکر» قبل ان تعزم و تدبّر قبل ان تهجمَ« بیش از تصمیم گیری فکرکن و پیش از آنکه وارد کار شوی تدبر کن و یا اینکه »فکر قبل ان تقدم«، (شهیدی، .(۱۳۷۱

پیامبر اکرم با ارزش ترین نصحیت ها را عاقبت اندیشی در امور و برنامه ریزی در زندگی بیان می نمایند و همچنین امام محمدباقر (ع) شأن مومن را عاقبت اندیشی می داند. در آموزش اسلامی تلاش می شود که فرد به بصیرت برسد و قشری تربیت نشود و در ظواهر امور پیش روی خود متوقف نگردد تا به درستی گام بردارد و تمام موانع و محدودیت های فراروی خود را بشناسد (دلشاد تهرانی، .(۱۳۸۳ امیرالمومنین (ع) در وصیت خود به فرزندش محمد حنیفه این حقیقت را گوشزد می

. تحرک اجتماعی یک واژه جامعهشناسی است که آن را چنین تعریف کردهاند: »اصطلاح تحرک اجتماعی به جابجایی افراد از یک پایگاه ۱ اجتماعی به پایگاه اجتماعی دیگر اطلاق میشود. افراد ممکن است که از لحاظ طبقه اجتماعی، به سمت بالا تحرک داشته باشند یا به سمت پایین، یا در همان سطح باقی بمانند، ولی شغل دیگری اختیار کنند.«

۲

کند و میالتّدبرُفرماید: قبلَ» العملِ و یومنکَ من النّدم«، چاره اندیشی پیش از دست زدن به کار، تو را از پشیمانی ایمن خواهد داشت (شهیدی، .(۱۳۷۱

اگر بپذیریم که حقیقت دین، امری قدسی، حیاتی و معنوی است و هدف از نزول آن، سوق دادن انسان به سوی سعادت واقعی است که آن نیز فرجام و سرانجام معنوی برای انسان تلقی می گردد، و نیازهای اصلی و عمده انسان را نیز، نیازها و خواست های معنوی و غیرمادی او تشکیل می دهد می توان دریافت که جهت گیری اصلی آموزه های دینی بر نیازها و تمایلات آدمی متمرکز است. برای سوق دادن تعلیم و تربیت در جهت رفع این نیازها، سازوکارهایی لازم است که از مهم ترین آنها وجود برنامه ریزیی بر اساس مبانی تعلیم و تربیت اسلامی است. چنین برنامه ای با داشتن اهداف، اصول و سازوکارهای مشخص، می تواند راه را برای پرورش انسان هایی متکامل و الهی هموار سازد.

با بهره گیری از آموزه های دینی و اسلامی و رعایت اصول اخلاقی، می توان به شیوه ای صحیح و موثر، در به فعلیت رساندن این استعدادهای معنوی و انسانی کوشش نمود و شخصیت واقعی انسان را نشان داد. بنابراین می توان مقصد نهایی

æ غایت تربیت دینی، تربیت اخلاقی و تربیت اسلامی را در تربیت معنوی مشاهده کرد. تربیت معنوی با پیروی از دستورات الهی (تربیت دینی و اسلامی) و زدودن باطن از صفات ناشایست و آراستن آن با صفات نیک (تربیت اخلاقی)، تحقق می یابد

æ خود نیز دارای مراتب و مدارج فراوانی است. بنابراین افزودن قیودی مانند دین، مذهب و اسلام به تربیت، به مبانی، اصول، به راه کارها و توصیه هایی اشاره دارد که تنها بر اساس آنها می توان مراحل گوناگون فرایند تربیت معنوی را پیمود و در بستر آن حرکت کرد. در تربیت اخلاقی نیز دستیابی به صفات و ملکات انسانی و سوق دادن رفتارها و ابعاد شخصیتی آدمی به سوی روش ها و منش های اولیای الهی، یک هدف اساسی به شمار می آید که نهایت آن، رسیدن به مراتب و منازلی از

تربیت دینی تلقی می شود (نجفی و کشانی، .(۱۳۸۹

اسلام تا آنجا که متصور است، هدف تعلیم و تربیت را در دنیا به غایت سنجیده و جامع عرضه کرده است. انسان بالقوه خلیفه خداوند بر روی زمین تلقی میشود که پروردگار او را اشرف مخلوقات قرار داده است. برای آنکه آدمی بتواند در زندگی واقعی اشرف بودن خود را محقق سازد، باید آن »خردی« که او را به یک انسان نیک مبدل میسازد و در عین حال او را تا سر حد یک مخلوق برتر سوق میدهد، کسب کند. بر این اساس، تعلیم و تربیت به عنوان فرایندی جامع میتواند توانمندیهای عقلی، عاطفی و احساسی آدمی را همزمان شکوفا سازد (محسن پور و اشرف، .(۱۳۷۷ بر همین اساس با طراحی برنامه درسی بر اساس الگوی اسلامی می توان در این مسیر به پیش رفت.
.۲ادبیات و مبانی نظری تحقیق

-۱-۲رویکرد اسلامی به برنامه ریزی آموزشی و درسی

تعلیم و تربیت اسلامی نظامی است که شاگردان را به گونهای تربیت میکند که در گرایشهایشان نسبت به زندگی، در اعمال و تصمیمهایشان و در برخورد با تمام معارف، همواره حاکمیت ارزشهای اخلاقی اسلامی را احساس کنند. آنها به گونهای تربیت میشوند و ذهن آنها چنان نظم پیدا میکند که نمیخواهند دانش را صرفا برای ارضاء کنجکاویهای فکری یا منافع دنیوی کسب کنند. بلکه منطقی و متقی بار میآیند و فراهم آوردن موجبات رفاه مادی، معنوی و اخلاقی خانواده، ملت خود و بنی آدم را وجهه همت خویش قرار میدهند. دانش آموزی که از تعلیم و تربیتی اسلامی برخوردار میشود فردی صلح دوست، متعادل، متین، متقی و معتمد به بخشایش بی منتها و عدالت خدشهناپذیر خداوند بار میآید و موزون با طبیعت و نه معارض با آن زیست میکند. تربیت اسلامی در انتخاب مواد و موضوعهای درسی بیش از هر چیز به میزان تاثیر آنها در تقویت ایمان و تزکیه نفس مردم توجه کرده است. انسان مؤمن می تواند خود بیاموزد و از آموخته هایش استفاده مطلوب کند. دانشمندان اسلامی معتقدند هرقدر علم و معرفت شخص بیشتر باشد به همان میزیان به خداوند نزدیکتر خواهد بود بنابراین، تربیت دینی، آموزش قرآن و تفسیر، احادیث معتبر، فقه و الهیات را توصیه کرده اند.

۳

از نقطه نظر تربیت اسلامی، موادی را باید در برنامه درسی گنجاند که فرد را برای بهره مندی از یک زندگی سالم آماده نماید یعنی او بتواند استعدادهایش را ظاهر نماید، به کار اندازد و نیازهای فردی و اجتماعی را به موقع و به شکل مطلوب ارضا کند. آموزش علوم و فنون مختلف همراه با آموزش اخلاق نظری و عملی رسیدن به هدف مذکور را ممکن می نماید. همچنین، اسلام، آموزش نظامی را ضروری می داند تا شخص بتواند در مواقع لزوم مقابل دشمنان اسلام بایستد و از حیات خود و جامعه اش دفاع کند چنانکه می فرماید: »نیروی لازم برای ترساندن دشمنان خدا و خود و غیر آنها که خداوند از آن آگاه است فراهم آورید« (سوره انفال، آیه .(۶۳ علاوه بر مواد درسی باید موادی را هم در برنامه درسی گنجاند که به آموزش و یادگیری سایر مواد کمک می کنند مانند زبان که یادگیری مواد درسی را امکان پذیر می نماید و ورزش یا تربیت بدنی که آمادگی بدنی برای یادگیری را به وجود می آورد. یا در کشورهای اسلامی غیرعربی، آموزش زبان عربی ضرورت دارد تا دانش آموزان را برای یادگیری قرآن آماده نماید (شعاری نژاد، .(۱۳۷۶

این مجموعه در یک تعامل نظامند با ساختار سیاسی و اجتماعی طراحی و اجرا می گردد تا زندگی مادی و معنوی فرد و اجتماع سعادتمندانه و در نیل به خداگونه شدن تامین گردد.

برنامه درسی در تربیت اسلامی و ترویج ارزشهای آن را نمی توان به عنوان جزیره ای منفصل یا کم ارتباط با سایر عناصر مرثر در ترویج فرهنگ ارزشی اسلام تلقی کرد. در تعلیم و تربیت نظام مند، برنامه درسی با سایر عناصر در هر یک از مراحل طراحی، اجرا و ارزشیابی ارتباط دارد، تلاش دانشمندان تعلیم و تربیت اسلامی به پیشرفت و توسعه سیاست های آموزشی، اهداف تربیتی، تألیف و طبقه بندی متون درسی منجر شده است. در متون تعلیم و تربیت اسلامی همه عناصر تعلیم وتربیت وارتباط آنها دریک چشم انداز نظام مند درن ظر آورده نشده وبه تربیت اسلامی به عنوان یک روش کامل زندگی پرداخته نشده است (نلر، ۷۱،.(۷۲-۱۳۷۹

اکثر صاحب نظران تربیت اسلامی، برنامه درسی را به عنوان محتوا در نظر آورده اند. اینان برنامه درسی را شامل فهرستی از محتوا، موضوعات یا مواد درسی تلقی می کنند. در این دکترین، منشأ و منبع دانش، نقش اساسی در تعیین و تفکیک محتوا برعهده دارد. در حالیکه خداوند مصدر و منشأ هر دانشی است، برخلاف دیدگاه سکولار، که مبنای وحی را جهت تعیین و تفکیک برنامه درسی و محتوای آن نمی پذیرد، “دراسلام یقین به حقیقت منزل، غیرقابل تردید است” (جوادی آملی، .(۱۳۶۱

برنامه درسی منتج از سیمای انسان طبیعی(مادی)، انسان و جامعه را همان طور که هست درنظر می آورد و غالبا در خصوص محتوای برنامه بر دانش های این جهانی و نیازهای انسان در سطح من طبیعی که مبتنی بر غرایز و امیال است، تاکید دارد. در صورتی که برنامه درسی منتج از سیمای انسان آرمانی، محتوا را در جهت تربیت انسان و جامعه ای بهتر، تدوین و سازماندهی می کند و غالبا درخصوص محتوای برنامه بر علوم دینی، تعالیم ایثارگری و گذشت، شهادت و از خودگذشتگی جایگاه ویژه ای دارد زیرا بر رشد و تکامل معنوی و آرمان های اصیل انسانی سروکار دارد. بنابراین در تدوین برنامه درسی جامع و متوجه به ارزشهای اسلامی، لازم است به جهت گیری سیمای انسان طبیعی و آرمانی توجه شود تا شکاف بین طبیعت، با آرمان و واقع، با ممکن به حداقل برسد. باید وسعت های وجودی آدمی آن طور که هست به عنوان مبنایی جهت تربیت انسان آن طور که باید به کار گرفته شود (کرمعلیان و حسینی، ۱۳۸۳، ص.(۶۹