عصر حاضر را عصر اطلاعات می نامند و دارای ویژگیهایی منحصر به فردی می باشد که در هیچ عصری وجود نداشته است. از ویژگیهای بارز این عصر می توان به افزایش شدید رقابت، گسترش و جهانی شدن بازارهای اقتصادی، پیچیدگی معاملات و رویدادهای اقتصادی، محدودتر و کمیاب تر شدن منابع و لزوم مدیریت کارا و اثربخش آنها اشاره نمود.
حسابداری به عنوان یک علم نوظهور و دارای سیستمهای اطلاعاتی کمی به عنوان بهترین ابزار مدیران در عصر پرتلاطم حاضر قلمداد می گردد و توجه خواص و عوام به آن همه روزه بیشتر و عمیق تر می گردد. تا چند دهه اخیر در دانشگاههای دنیا تقریباً هیچ توجهی به حسابداری به عنوان یک رشته تحصیلی نمی شد و آنرا نهایتاً در چند واحد درسی در رشته هایی مانند اقتصاد و مدیریت مالی مطالعه می کردند! ولی اگر اغراق نکرده باشیم، در دهه های اخیر حسابداری از چنان جایگاهی برخوردار شده است که نه تنها در تمامی دانشگاهها و دانشکده های بازرگانی مطالعه و تدریس می شود، بلکه دارای جایگاهی فراتر و استوارتر از حتی رشته هایی مانند اقتصاد، مالی و بازرگانی هم شده است.
حسابداری علمی اجتماعی و چند بعُدی بوده و می توان گفت که تقریباً به نوعی با کلیه علوم شناخته شده مرتبط و در تعامل بوده و از آنها تأثیر پذیرفته و نیز بر آنها بسیار مؤثر می باشد؛ از جمله می توان به ارتباط حسابداری با رشته هایی مانند اقتصاد، مالی، روانشناسی، جامعه شناسی، اعصاب شناختی، تصمیم گیری، اخلاق، فرهنگ و مذهب اشاره کرد. در مورد دو رشته آخر، پژوهش های متعددی ( هافستد، ۱۹۷۹؛گری، ۱۹۸۸؛ هریسون و میس کینن، ۱۹۸۶) انجام شده و بیانگر این امر هستند که تأثیر مذهب و فرهنگ بر حسابداری انکارناپذیر می باشد. با توجه به توضیحات فوق که درباره برخی وضعیت ها و شرایط عصر حاضر ارایه گردید، حسابداری نیز به عنوان یک علم اجتماعی و یک سیستم اطلاعات بایستی بتواند خود را با تغییرات محیط پیرامون اش وفق دهد تا اهمیت و نقش مؤثر خود را حفظ و تداوم بخشد.
با گسترش روزافزون بازارها و افزایش رقابت در سطح بین المللی و حتی جهانی، واحدهای تجاری و مدیران آنها نیازمند اطلاعاتی بودند که آنها در اتخاذ تصمیمات و انجام قضاوت های آگاهانه در یک سطح بین المللی یاری رساند. از سوی دیگر، سایر استفاده کنندگان از اطلاعات حسابداری از قبیل سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان نیز که مجبور به سرمایه گذاری و اعطای اعتبار در سطح گسترده بین المللی می باشند، نیازمند اطلاعاتی بودند که آنها را در این شرایط پرتلاطم یاری رساند. این چالش های پیش روی حسابداری در عصر نوین، باعث گردید تا حرفه حسابداری در سال ۱۹۷۳ اقدام به تأسیس کمیته استانداردهای حسابداری بین المللی (IASC) جهت تدوین استانداردهای قابل بکارگیری در یک سطح بین المللی، تأسیس فدراسیون بین المللی حسابداران (IFAC) و سایر سازمان های بین المللی نماید.
علیرغم اقدامات اشاره شده در بالا، و با توجه به نقش سایر عوامل تأثیرگذار بر حسابداری از جمله مذهب، سیستمهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگ و غیره، سیستمهای حسابداری در اکثر کشورهای دنیا دارای تفاوت ها و ویژگیهای خاصی هستند. پژوهش ها نشان می دهند که عواملی از جمله سطح تحصیلات و سیستمهای آموزشی، نوع سیستم سیاسی، نوع سیستم قانونی و نیز سطح توسعه یافتگی اقتصاد بر سطح توسعه و پیشرفت سیستم حسابداری یک کشور مؤثر می باشند( شرودر و همکاران، ۱۳۸۸). مثلاً، بین سطح تحصیلات شهروندان یک کشور و توسعة سیستم های گزارشگری و حسابداری در آن کشور همبستگی مستقیمی وجود دارد. همچنین، نوع سیستم سیاسی (سوسیالیست، دموکراتیک، تک حزبی( استبدادی، جمهوری و…) می تواند تأثیر به سزایی بر نحوه ارایه استانداردها و رویه های حسابداری و تکامل و توسعه آن داشته باشد، در یک کشور دارای سیستم اقتصادی متمرکز ( دولتی)، سیستم حسابداری بسیار متفاوت از سیستم حسابداری در یک کشور دارای سیستم اقتصادی خصوصی و مبتنی بر بازار خواهد بود. در همین حال، سطح توسعه اقتصادی یک کشور بر فرآیند تدوین و کاربرد روشهای گزارشگری آن اثرگذار می باشد؛ به عبارت دیگر، کشورهای توسعه نیافته نیازی به سیستم حسابداری پیشرفته ندارند( شرودر و همکاران، ۱۳۸۸).
گری(۱۹۸۸) معتقد بود که یک چارچوب نظری شامل فرهنگ می تواند جهت توزیع و پیش بینی تفاوتهای بین المللی موجود در سیستم های حسابداری و تعیین الگوهای توسعه حسابداری به صورت بین المللی مورد استفاده قرار گیرد.
روسیه کشوری است که برای مدتهای طولانی به صورت یک کشور کمونیستی و تحت اقتصاد متمرکز ( دولتی) اداره شده است. اگرچه این کشور در دهه های اخیر به سمت اقتصاد مبتنی بر بازار حرکت می نماید، ولی باز هم می توان اثرات اقتصاد متمرکز را در این کشور مشاهده کرد. از سوی دیگر، کشور امریکا به عنوان یک کشور دارای اقتصاد کاملاً مبتنی بر بازار ( اقتصاد خصوصی) شناخته می شود؛ لذا با توجه به توضیحات ارایه شده در بخش قبلی این نوشته، می توان انتظار داشت که سطح و نوع سیستم آموزشی و توسعه یافتگی حسابداری در این دو کشور ( به عنوان قطب های مهم سیاسی و اقتصادی در دنیا) دارای تفاوتهای مهمی باشند. لذا مطالعه این موارد در این دو کشور و بررسی مقایسه ای آن می تواند، نکات بسیار مهم و ارزنده ای رابرای کشورهای در حال توسعه و نیز برای محیط های آموزشی و علمی حسابداری ارایه نماید. در این مقاله که حاصل یک پژوهش پیمایشی انجام شده در دانشگاه Barry می باشد، به صورت نسبتاً جامع به بررسی سیستمها و روشهای آموزش حسابداری و تأثیرات و نیز نقاط قوت و ضعف( مزایا و معایب) آنها در دانشگاههای دو کشور روسیه و امریکا پرداخته شده است. لذا با توجه به اوضاع کنونی رو به رشد حسابداری در کشورمان ایران و لزوم توجه به تجربیات سایر کشورها، و نیز با عنایت به موضوع جالب این همایش () اقدام به ترجمه و تألیف این مقاله و ارایه آن در این همایش گردید. پیشنهاد می شود که به منظور ارتقاء و غنای ادبیات حسابداری کشورمان اقدام به بررسی متون کاربردی و مؤثر ( از قبیل مقاله حاضر) و نیز انجام پژوهش های تجربی ، پیمایشی و حتی آزمایشگاهی در دانشگاهها و محیط های اجرایی کشورمان به منظور کشف نقاط ضعف و قوت موجود و نیز ویژگی های خاص حاکم بر کشور از قبیل لزوم توجه به مذهب، فرهنگ و اخلاقیات اسلامی، و اهتمام به کاهش نقاط ضعف موجود، ارتقای نقاط قوت و طراحی و استقرار سیستم حسابداری مناسب و مؤثر در کشور خود نماییم.

چکیده :
این پژوهش به بررسی و تحلیل مقایسه ای آموزش حسابداری در دانشگاهای روسیه و ایالات متحده آمریکا می پردازد. بدین منظور دو نوع دانشگاه از هر یک از این کشورها برای اهداف مقایسه ای انتخاب شده و مورد تحلیل و مقایسه قرار گرفته اند. در این پژوهش به طور خاص دوره ی تحصیلات و آموزش حسابداری در هر یک از آنها مقایسه و ارزیابی شده است. در ابتدا با آموزش دهندگان حسابداری در پنج دانشگاه روسیه مصاحبه شده و اطلاعات گردآوری شده در جریان این مصاحبه¬ها مورد بحث واقع شده است. نتایج حاصله بیانگر این امر هستند که دانشجویان حسابداری در روسیه زمان بیشتری را برای آموزش حسابداری و سایر موضوعات مربوطه در طول دوره دانشگاهشان صرف می کنند. یکی از دلایل چنین نتیجه ای این است که میانگین برنامه آموزشی در روسیه پنج سال می باشد، در حالی که این زمان در سیستم آموزشی آمریکا چهار سال است و در این پژوهش این دو سیستم با هم مقایسه شده اند. به طور کلی می توان گفت که دانشجویان حسابداری در روسیه هرسال زمان بیشتری را برای مطالعه دانشگاهی صرف می کنند.

مقدمه :
قبل از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ، روسیه و دیگر جمهوری هاي شوروی سابق، کم و بیش دارای برنامه آموزش حسابداری یکنواختی در دانشگاه های خود بود. بخش بسیار ناچیزی از حسابداری متکی بر تحصیلات دانشگاهی بود. دانشجویان ، حسابداری را به عنوان بخش اصلی اقتصاد مطالعه می کردند . تاکید اصلی بر چارت حسابها بود و بعضی چیزها در مورد حسابداری بهای تمام شده وجود داشت ( اگرچه حسابداری بهای تمام شده در زمان شوروی سابق قیمتها را شامل نمی شد ) چون همه قیمتها به صورت دلخواهانه تعیین می شد و برای تخصیص منابع و اندازه گیری سود استفاده نمی شد. صورتهای مالی بیشتر از چیزی که در غرب صورت جریان وجوه نقد نامیده می شد را شامل می شد. هیچگونه جریان حسابرسی تا قبل از ۱۹۹۰ وجود نداشت.
از زمانیکه روسیه تبدیل به یک کشور مستقل شد اقتصاد متمرکز به اقتصاد بازار تبدیل شد و این کشور یک سیستم حسابداری اتخاذ کرد که بیشتر منطبق با اقتصاد بازار بود (cheney1990: Enthoven1999: Verrue1995 ) پروستوریکا موجب ایجاد تغییرات اصلی در اقتصاد شد که البته این تغییرات توسط سیستم حسابداری روسیه فیلتر شده است (Enthoven1992: Shama and McMahan1990: Verrue1995 ) . حتی قبل از پروستوریکا مدیران روسی به این نتیجه رسیدند که احتیاج به تغییر روش در ارتباط با موارد و مایل موجود اتحاد جماهیر شوروی سابق وجود دارد( Chastain 1982). در هیمن راستا وزیر مالی روسیه اظهار داشت که همه بانک های روسیه و تعدادی از شرکت های تجاری روسی بایستی استفاده از استاندارد های گزارشگری مالی بین المللی را از یکم ژانویه ۲۰۰۴ شروع کنند . با وجود این هیچ کس نمی دانست که درمورد وضعیت حسابرسی روسیه اتفاقی خواهد افتاد . اما این واقعیت صرف که وزرات امور مالی می خواست اعمال حسابرسی روسی را در آن مسیر به سرعت تحت فشار قرار دهد – یک سال قبل از اقدامات مشابهی در اتحادیه اروپا ((EU اتخاذ شده بود – نشان می دهد که آنجا یک حمایت بسیار قدرتمندی برای ارتقاء سطح حسابرسی ها در روسیه وجود داشت .
یکی از موانع اصلی برای تبدیل سیستم حسابداری روسیه که تحت برنامه متمرکز می باشد این است که آنهامجبور به خروج از اقتصاد بازار بودند، زیرا تعداد حسابداران ناکارآمدی که تحت سیستم جدید در روسیه تربیت شده بودند زیاد بود . تا قبل از سال ۱۹۹۸ استاندارد های حسابداری بین المللی (IAS) که در UK منتشر شده است و توسط چندین کشور مشهور استفاده می شود به زبان روسی در دسترس نبود . ترجمه ای که اکنون در دسترس است جریان های زیادی دارد . برای مثال هیچ کدام از تغییرات متعددی که هئیت استانداردهای حسابداری بین المللی از سال ۱۹۹۸ در استانداردهای خود ایجاد کرده است در این ترجمه ها اعمال نشده است .هر چند که پس از آن برخی از جدیدترین استاندارد های بین المللی به زبان روسی ترجمه شده است . انتقاد دیگر از نسخه روسی IAS این است که برای این استاندادها تاريخ انقضاء معيني وجود، که این امر دارد خواننده را در مورد چیزی که استاندارد بیان می کند شگفت زده می نماید .البته برخی از این تاريخ هاي انقضا ناشی از اشتباهات ترجمه ای اساسی است. حداقل ممکن است که در یک جمله کلمه NOT را باقی می گذارد که این امر می تواند منجر به این شود که خواننده به این باور برسد که بعضی چیزها که نبایستی انجام بگیرد، باید انجام می گیرد(۲۰۰۴McGee Preobragenskaya and).
همچنین کمبود متون درسی با کیفیت بالا و سایر مواد آموزشی وجود دارد. اگرچه بعضی متون حسابداری غربی به زبان روسی ترجمه شده است بیشتر متون در چند ویرایش در دسترس هستند یعنی به همان اندازه که برای غربی ها در دسترس است. مثلاً یک متن آمریکایی كه در سال ۲۰۰۳ ، یازدهمین ویرایش آن در دسترس است ممکن است در روسیه ویرایش هشتم آن در سال ۱۹۹۹ چاپ شود ( ۲۰۰۳McGee Preobragenskaya and ) . مشکل دیگر کاربرد متون امریکایی در دانشگاهای روسیه است که آنها درایالات متحده مبتنی بر GAAP است نه بر مبنای IAS . اگر دانشجویان روسیه نیاز به یادگیری IAS داشته باشند، آنها بایستی روش دیگری برای این منظور پیدا کنند، زیرا آنها از متون ایالات متحده استفاده می کنند و این متون نیز یا چیز کمتری در مورد IAS می گویند و یا اصلاً چیزی نمی گویند .
عامل دیگر برای پذیرش کامل و پیاده سازی IAS در روسیه فقدان اساتیدی می باشد که با این موضوع آشنایی داشته باشند. تدریس IAS و تکنیک های حسابرسی غربی برای افزایش دانشجویان حسابداری روسی زمانیکه خود پروفسور ها با این موضوعات به طور کامل آشنا نباشد مشکل است . در حال حاضر اساتیدی که قبل از ۱۹۹۰ از دانشگاهای روسی فارغ التحصیل شده اند یا احاطه کمتری بر مفاهیم حسابداری نوین داشتند، برای تدریس در دانشگاههای روسیه فراخوانده شده اند. بسیاری از پروفسورهای روسی که بعد از ۱۹۹۰ فارغ التحصیل شده اند نیز تسلط کافی بر IAS و استاندارد های بین المللی حسابرسی ( ISA) جهت آموزش و تدریس مناسب ندارند . مگر اینکه آنها ابتدا خودشان IAS و ISA را به طور کامل مطالعه و یاد بگیرند . وضعیت در بیرون از شهرهای اصلی مسکو و شهر سنت پتزوبورگ حتی بدتر از این است ، زیرا تقاضا برای یادگیری حسابداری جدید در بیرون از این دو شهر بزرگ روسیه کمتر است. یک دلیل برای فقدان چنین تقاضایی این است که تنها بزرگترین شرکت های روسی نیاز دارند که از IAS استفاده کنند و دلیل اصلی این است که آنها استفاده از IAS را فقط برای جذب سرمایه های خارجی نیاز داشته و در غیر این صورت نیازی به آنها نخواهد بود . همچنین باید ذکر نماییم که مقامات مالیاتی روسیه اطلاعاتی را تقاضا می کند که برای استانداردهای حسابرسی دولت روسیه گردآوری شده است .بدیهی است که جاییکه تقاضایی وجود ندارد تولید هم وجود نخواهد داشت، لذا بیرون از بزرگترین شهرهای روسیه بزودی تغییری ایجاد نخواهد شد .
بحث اصلی این مقاله در این مورد می باشد که نویسندگان آن در پی این امر بودند که مواردی چیزی را که در دانشگاهای روسیه در فضای آموزش حسابداری انجامی شود یاد بگیرندمی باشدآنها خواهان این امر هستند که مواردیی را که به دانشجویان حسابداری در دانشگاهای روسیه تدریس می شد را یاد گرفته و مقایسه ای بین دوره ها و موضوعات آموزشی حسابداری ارائه شده توسط میانگین دانشگاههای US و روسیه انجام دهند .

ادبیات پژوهش :
ادبیات زیادی در ارتباط با آموزش حسابداری در ایالات متحده وجود دارد . بنابراین ، بخش عمده این ادبیات برای اهداف این مطالعه که در مورد آموزش حسابداری در روسیه بحث میکند نامربوط می باشدس .
طبقه دیگر ادبیات مرتبط با آموزش حسابداری می باشد که عمدتاً معطوف به آموزش حسابداری در اقتصاد های متحول می باشد . فدراسیون بین المللی حسابداران ( IFAC ) برخی رهنمود هایی را ارائه میکند که در چندین اقتصاد متحول پذیرفته شده است ( IFAC 2003a-h) .
طبقه سوم این از ادبیات نیز به آموزش حسابداری در روسیه مربوط است . (Anon.2001,1994: Coyle and Platonov 1998: Enthoven et al. 1998: Kobrak 1991: Smirnova et al. 1995)) . همچنین بخشی از ادبیات آموزش حسابداری نیز وجود دارد که آموزش حسابداری را در سایر جمهوری های شوروی سابق بحث می کند. (McGee 2003 )
اگر چه آموزش حسابداری در دیگر جماهیر شوروی سابق کم و بیش شبيه آموزش های حسابداری گذارنده شده دانشجویان روسی است، در این مقاله به ارزیابی این ادبیات نیز پرداخته شده است . از زمان فروپاشی شوروی سابق ، آموزش حسابداری در زمینه های متفاوت در جمهوری های شوروی تکامل يافته است و قبل از آخرین تغییرات انجام شده در این رشته مطالب آن نیز چاپ شده است .

روش پژوهش :
پس از مرور ادبیات آموزش حسابداری در اروپای غربی و جماهیر شوروی سابق ، اقدام به تهیه لیستی آزمایشی از دانشجویان حسابداری روسیه می گردد. یک نمونه از دانشجویان حسابداری نشان می دهد که دانشگاههای ایالتی انتخاب شده و نتایج آنها به هم ربط داده شده اند .
مصاحبه های انجام شده به صورت زمان بندی شده بوده و در طی تابستان سال ۲۰۰۳ در مسکو ، سنت پترزبورگ ، اُمسک و غازان انجام شده اند . مصاحبه ها ی پژوهش در دانشگاهها زیر انجام شده اند :
 دانشگاه پلی تکنیک دولتی سنت پترزبورگ
 دانشگاه دولتی وابسته به خط آهن سنت پترزبورگ ( دانشگاه حمل و نقل دولتی پترزبورگ )
 دانشگاه کشاورزی تیمیریازف مسکو
 دانشگاه دولتی اُمسک
 انجمن اقتصادی مالی دولتی غازان
 لازم به ذکر است که مصاحبه هایی با رؤسای دانشکده ها ؛ رؤسای دپارتمانهای حسابداری و دیگر اساتید انجام شده اند و نتایج بدست آمده نشانگر این هستند برنامه های حسابداری به خوبی گردآوری شده است .

آموزش حسابداری در روسیه :
دانشگاهای روسی ضرورتاً برنامه های حسابداری خود را در مدت مشابه با دانشگاهای آمریکایی ارائه نمی دهند. با این وجود اینکه دانشگاهای آمریکایی مدرک لیسانس را در مدت چهار سال به دانشجویان ارائه می دهند، اما اکثریت دانشگاههای روسی این برنامه های آموزشی را در پنج سال ارائه می دهند. کمتر از ۱۰ درصد دانشگاههای روسی مدرک لیسانس را در چهار سال ارائه می دهند . یکیاز دلایل مربوط به محبوبیت برنامه های پنج ساله آموزشی این است که اکثر کارفرمایان روسی فکر می کنند که دوره ی لیسانس ارزش کاری چندانی برای شرکت آنها ندارد. آنها ترجیح می دهندکه کسی را استخدام کنند که دوره تخصص پنج ساله خود را گذرانده باشند، به خاطر اینکه ارزش کاری این دوره بیشتر و مفید تر است. بدین منظور دانشگاههای ایالتی پلی تکنیک سنت پترزبورگ به منظور مقایسه گزینه های مختلف انتخاب شد . دلیل این انتخاب نیز این بود که برنامه آموزش حسابداری آنها نسبتاً مدرن بوده و مطابق با استاندارد های روسیه می باشد. برنامه ی آموزشی این دانشگاه، روندی را در آموزش حسابداری که نتایج آن قابل مقایسه در حد میانگین AACSB آمریکایی ها بود و زمان آزمون آن طولانی تر از سایر دانشگاههایي که پیشرفت آنها در حد پیشرفت دانشگاه ایالتی پلی تکنیک سنت پترزبورگ نيست، نمی باشد.
این دانشگاه برای دوره لیسانس یک دوره چهار ساله، برای دوره ی تحصیل ویژه یک دوره ی ۵ ساله، و برای دوره فوق لیسانس یک دوره ۶ ساله را ارائه می دهد. در حالیکه۲۰درصد دانشجویان دوره ی تخصصی خود را تا دوره فوق لیسانس به مدت ۶ سال ادامه مي دادند، دلایل معتعددی نیز وجود دارندکه دانشجویان را از ادامه تحصیل برای گرفتن مدرک دوره ی فوق لیسانس باز می دارد. یکی از این دلایل این بود که دولت دوره ی ۶ ساله مطالعاتی را حمایت نمی کرد بنابراین دانشگاهها مجبور می شدند تا هزینه ی سال ششم را از بودجه خودشان بپردازند، با این وجود، نتایج حاصل از مصاحبه در غازان نشان داد که دانشگاه بودجه ای را برای سال ششم دریافت می کند . بنابر این سیاست ادامه مطالعات در سال ششم در تمامی دانشگاههای روسی بصورت متحدالشکل صورت نگرفت. همچنین مردم یک مدرک فوق لیسانسي را می گیرند که قادر نیستند شهریه بسیار بالای آن را بپردازند به خبر دانشجویانی كه بعد از ترک دانشکده پولی بدست می آورند تا دوره تخصص را بگذرانند، بنابراین شانس کمتری برای همه وجود دارد تا تحصیلاتشان را تا دوره فوق لیسانس ادامه دهند. دانشجویانی که تصمیم می گیرند به هر نحوی مدرک دوره فوق لیسانس را بگیرند به این خاطر این کار را می کنند که می دانند که مدرک فوق لیسانس بازار کار آنان را بهتر خواهد کرد .
جدول ۱ نشانگر این است که چگونه ساعات آموزشی بصورت متنوع بین دانشجویان ثبت نام کرده در دوره آموزشی ۵ ساله تخصیص یافته است . برنامه ۵ ساله بدین دلیل برای تجزیه و تحلیل انتخاب شده است که برنامه ۵ ساله، مشهورترین و بیشترین برنامه پیشنهاد شده نه تنها در دانشگاه پلی تکنیک دولتی پترزبورگ بلکه در سراسر روسیه است . اگر مقایسه ای بین آموزش حسابداری در روسیه و ایالات متحده انجام شود، چنین استنباط خواهد شدکه برنامه انتخاب شده بایستی بر اساس برنامه ای باشد که اکثر دانشجویان حسابداری روسیه آن را دنبال می کنند .
این امر در واقع دلیل اصلی انتخاب نشدن دوره ی آموزشی لیسانس بود، حتی اگر برنامه دوره لیسانس چهار ساله روسیه برنامه دوره ی لیسانس آمریکا را پوشش دهد .
دانشجویان روسی که حسابداری که به مطالعه می پردازند مدت زمان زیادی نسبت به سایر موضوعات صرف می کنند و به همین دلیل بیشتر آنها فرصتی برای عملي کردن مطالعات خود ندارند .البته اکثر دانشجویان روسی، برنامه آموزشی همتایان امریکایی خود را دست دارند، زیرا در این کشور(روسیه)بدون اینکه توجه عمده ای شود زمان زیادتری توسط دانشجویان جهت مطالعه علوم اجتماعی ، انسانی ، علوم ریاضی و طبیعی صرف شده است . جدول ۱ برنامه آموزشی حسابداری استاندارد توصیه شده بوسیله دولت روسیه را نشان می دهد . جمعا ۹۲۸۰ ساعت برای یادگیری برنامه تخصصی حسابداری لازم است.
جدول ۲ جزییات و سرفصل های موضوعات مورد مطالعه برای رشته حسابداری دانشگاه پلی تکنیک دولتی پترزبورگ را ارائه می دهد . دوره آموزشی آن اندکی از دوره ی آموزشی توصیه شده دولت روسیه متفاوت می باشد البته این امر با اجازه وزارت آموزش روسیه اجازه داده شده است .در این جدول که از اسناد رسمی دانشگاه گردآوری شده است. ستون های جداگانه ای برای کنفرانس ، مطالعه آزمایشگاهی و خودخوان وجود دارد. لازم به ذکر است که ساعت های مربوط به مطالعه کلاسی ، خودخوانی و غیره، برآوردهای مولفان این مقاله نیستند، بلکه ساعات واقعی برنامه ریزی شده در برنامه آموزشی این دانشگاه می باشند .
جدول ۳ نشان دهنده جزئیات برنامه آموزشی از طریق طبقه بندی انجام شده است. همانگونه که مشاهده می شود در این جدول بخش های جداگانه ای برای حسابداری و سایر امور تجارتی و نیز امور غیرتجاری وجود دارند . بعضی موارد قراردادی ( اختیار ) در این سه طبقه وارد شده است. برای مثال ، آمار و نظریه احتمالات بعنوان روش های تجاری طبقه بندی شده اند، در حالیکه آنها می توانستند در زمره تجارت یا ریاضیات باشند . بعضی دانشگاههای روسی در مدرسه تجارت ، آمار تدریس می کنند در حالیکه در سایر دانشگاهها، آنها را در دپارتمان ریاضی تدریس می کنند . فقه (الهیات ) بعنوان امور غیر تجاری طبقه بندی شده است، در حالیکه برخی از سرفصل های محتوای آن قانون تجارت را شامل می شد . علوم اطلاعاتی نیز بعنوان امور غیر تجاری طبقه بندی شده است، در حالیکه این موضوع درآمریکا اغلب در دانشکده های بازرگانی تدریس شده و البته بعضی مدارس آمریکا نیز آن را در زمره هنرها و علوم تدریس می کنند .

آموزش حسابداری در آمریکا :
شیوه آموزش حسابداری در ایالات متحده در یک از دانشگاه ها متفاوت از دانشگاه دیگر است، هر چند که اختلاف چندانی زیادی مخصوصاً در سطح لیسانس بین آنها وجود ندارد .
یکی از دلایل چنین یکنواختی نسبی عبارت است از وجود انجمن مکاتب همکاری پیشرفته در تجارت ( AACSB) ، آژانسی که به برخی از دانشکده های بازرگانی در ایالت متحده اعتبار بخشیده و تاحدودی می تواند نیازمندیهای شدیدتری را در مورد اینکه چه کسی باید این اعتبارات را بگیرد تعیین نماید.AACSB در واقع اعتبار کمتر از نصف دانشکده های بازرگانیرا تعیین کرده در ايالات متحده قدرت و نفوذ زیادی در این زمینه دارد؛ زیرا دانشگاههایی که AACSB به آنهااعتبار می دهد از دانشکده های بزرگتر پشتیبانی می کنند . تقریبا همه دانشگاههایی که دوره های PHD حسابداری را برگزار می کنند توسط AACSB اعتبار داده شده هستند .
در این ارتباط مولفان این مقاله تصمیم گرفتند تا از الزامات دوره های آموزشی یک دانشکده اعتبار داده شده توسط AACSB برای اهداف مقایسه ای استفاده نمایند . دانشگاه Barry به این دلیل انتخاب شد که آن یک دانشگاه کوچک با اندکی کمتر از ۹۰۰۰ دانشجو بوده و اعتبار AACSB را در آوریل سال ۲۰۰۳دریافت کرده است . احتمالا برنامه آموزشی این دانشگاه در زمینه حسابداری بیانگر، استاندارد های جاری AACSB می باشند ( اگرچه برخی استاندارد های AACSB در حال تغییر هستند اما این استانداردها به برنامه آموزشی مربوط نیستند) دانشگاه Barry در واقع نمونه ای از دانشگاههایی است که اخیراً اعتبارنامه AACSB را گرفته اند . زمانیکه AACSB برای اولین باراعطای اعتباریه دانشکده را شروع کرد ، عمدتاً دانشگاههای بزرگتر برای اخذ این اعتبار نامه تقاضا کرده بودند،ولی در حال حاضر اکثراً دانشگاههای کوچکتر برای اخذ این اعتبارنامه ها از AACSB تقاضا می کنند .
جدول ۴ جزئیات برنامه آموزش دوره ليسانس چهارساله حسابداري را نشان مي دهد . طبقات جداگانه اي براي حسابداري و ساير امور تجارتی و واحدهاي غيرتجاري وجود دارد . دانشگاه Barry از سيستم زماني نيمسالي استفاده مي كند ، که هر نيمسال شامل ۱۵ جلسه كلاسي است . هر ساعت آموزشی در این دانشكده ۵۰ دقيقه می باشد، بنابراين بخاطر سادگي يك ساعت دانشكده را ۶۰ دقيقه تعريف كرده ايم . به منظور اهداف مقايسه اي، چنین برآورد شده است كه به ازاي هر ساعت صرف شده در كلاس، ۵/۱ ساعت نیز براي مطالعه صرف شده است . البته بایستی ذکر شود که برخي قراردادها در طبقه بندي بعضي موضوعات وجود دارد. براي مثال دانشگاهBarry درس اقتصادكلان را بعنوان يك علم اجتماعي فهرست مي كند اما ما آن را بعنوان يك درس تجاري طبقه بندي كرده ايم . دانشگاه Barry طبقه بندي جامعي براي دروس تجارت و آمار و احتمال مقدماتي بعنوان روش هاي رياضيات انجام داده است، ولی ما آنها را بعنوان روش هاي تجاري فهرست كرده ايم. همچنین این دانشگاه درس مبانیBarry كاربرد كامپيوتر را بعنوان یکی از دروس غیرتجاری فهرست كرده است که ما آن را بعنوان یک درس از امور تجاری طبقه بندي نمودیم.

بررسی مقايسه ای:
انجام یک مقايسه صريح بين دوره های آموزشي دانشگاهي كه يك دانشجوي حسابداري روسي و نیز یک دانشجوي آمريكايي مجبور به گذران آن خواهند بود، سخت است . سوابق ثبت روزنامه آنها نیز متفاوت ازهم هستند . مقايسه بين دانشجويان در كشورهاي مختلف بصورت غيررسمي نشان داده است كه دانشجويان آمريكايي تقريباً در دوره هاي رياضيات و مهارتهاي علمي پايين تر از سطح متوسط بوده اند، آزمونهاي استاندارد بين المللي نيز گوياي اين امر است . در طرف ديگر، دانشجويان روسي در مهارت هاي رياضي و علمي شهرت دارند. بنابراين چنین نتيجه گیری ميشود كه بطور متوسط در سال اول دانشجو در يك دانشگاه روسي بهتر از دانشجوي آمريكايي براي اجرای كار آكادميك آماده ميشود.

اگر این استنباط صحيح باشد، مسلماً دانشگاه هاي روسي نسبت به دانشگاه هاي آمريكايي ممکن است بيشتر از دانشجويان سال اولشان تقاضا داشته باشند. در ديدگاه اول مصاحبه هاي يكي از نويسندگان (مولفان) با انواع دانشجويان كشورهاي اروپاي غربي در طول سال تاييد شده بود . آنها عموماً چنین احساس می کردند كه دانشگاه هاي آمريكايي در برخي روش ها با آنها رقابت نمي كنند و احساس ميكردند مدارس امريكايي نسبت به زماني كه آنها دانش آموزان دوره متوسطه بودند موارد بيشتري را شامل مي شد، ‌بنابراين اين ديدگاه عمومي به برخي از روشهاي حسابداري كه آنها در دانشگاهاي آمريكايي مي پنداشتند توسعه داده شد . چنین به نظر مي رسيد که حسابداري ميانه بطور خاص مورد توجه می باشد اگر چه هيچ كدام از دانشجويان در مصاحبه هايشان این امر را صراحتاً نگفته بودند كه حسابداري ميانه سخت تر از بعضي روشهاي دانشگاه هاي اروپاي غربي است .
ولی این موضوع، تنها اختلاف بين وي‍‍ژگي هاي دانشجويان سال اول دانشگاه هاي روسي و امريكايي نمی باشد. درصد بيشتري از فارغ التحصيلان دوره متوسطه در امريكا نسبت به روسيه وارد دانشگاها ميشوند، بنابراين حتي اگر معدل دوره متوسطه دانشجويان روسي پايين تر از معدل دانشجويان امريكايي باشد معدل سال اول دانشگاهي دانشجويان روسي نسبت به معدل سال اول دانشجويان آمريكايي بالاتر خواهد بود، زيرا دانشگاه هاي روسيه تنها فارغ التحصيلان مدارس خوب تر را پذيرش ميكنند درحاليكه برخي دانشگاه هاي آمريكايي فارغ التحصيلان همه مدارس را پذيرش ميكنند. برخي دانشگاه هاي آمريكايي حتي ترك تحصيل كنندگان از مدارس را كه بالاي ۲۳ سال سن داشتند، تنها به دليل اينكه آنها دارای تجربه كاري می باشند و به بلوغ عقلي رسيده بودند را پذيرش مي كنند. با توجه به اینکه در نظر گرفتن تمامي اين عوامل در فرآیند مقایسه، ما را از زمينه اصلي بررسي هايمان كه در واقع مقايسه برنامه های آموزشي در دانشگاه هاي روسي و آمريكایی می باشد، جدا خواهد كرد، لذا بنابراين ما اين بحث را به آينده موكول ميكنيم .

دلايل ديگري وجود دارد كه چرايي مقايسه بين برنامه هاي آموزشي حسابداري در دانشگاه هاي روسيه و‌دانشگاه هاي آمريكايي را دشوار مي كند . مثلاً اين كه ممكن است دوره مطالعاتي آن متفاوت باشد. در مدارس آمريكايي برنامه آموزشي معمولاً بين ۱۲۰ الي ۱۲۸ ساعت در هر ترم می باشد كه ۱۵ ساعت آن در كلاس خواهد بود . اما هر ساعت كلاس فقط ۵۰ دقيقه است . برنامه آموزشي ميتواند براي يك دانشجوي تمام وقت در عرض ۴ سال تکمیل شود. اين مدت زمان براي

دانشگاه هاي روسي بصورت متحد الشكل نيست ، مثلاً برخي از دانشگاه هاي روسي دارای يك برنامه آموزشي می باشند كه چهار سال طول مي كشد، در حالي كه برخي ديگر از آنها ۵ سال طول مي كشد. برخي از دانشگاه هاي روسي نیز دارای یک برنامه آموزشي شش ساله می باشند كه به آن دوره فوق ليسانس گفته ميشود. همچنين در اين دانشگا

ه هاي روسي مطالعات تنها بر اساس زمان سپري شده در كلاس سنجيده نمي شود. عوامل ديگر براي اين امر شامل زمان مطالعه، زمان هاي شركت در آزمايشگاه،‌ زمان هاي كاري بعنوان يك كارآموز و يا حسابدار علمی نيز ميباشد. همچنين برخي از سخنراني هاي انجام شده در سالن هاي بزرگ سخنراني كه اساتید( پروفسورها) انجام ميگيرد و نیز ساير گروه هاي كوچك که بوسيله استادیارها راهنمايي ميشود، جزء برنامه های این دوره ها می باشند. بنابراين شايد تفاوت هايي در كيفيت سخنراني هاي انجام شده در دانشگاه هاي كوچك و بزرگ وجود داشته باشد. عده اي چنین می پندارند كه كيفيت آموزش

با افزايش تعداد نفرات كلاس كاهش خواهد يافت. بايد درك كرد كلاسهاي كوچكتر نسبت به كلاس هايي كه در سالن هاي بزرگ برگزار ميشود منجر به تجربيات آموزشي بهتري خواهد شد . دانشجويان تمايل دارند تا توجه بسياري داشته باشند و با همديگر صحبت نكنند تا صداي استاد را در كلاس هاي كوچكتر بتوانند بهتر بشنوند . اين امر در برخي از دانشگاه هاي بزرگ آمريكايي نيز صورت گرفته است كه دست كم در سال هاي اول يا دوم آموزشي آنها صورت مي گيرد اما هنوز این روش در دانشگاههاي كوچك مورد استفاده قرار نمي گيرد .

در يك تلاش جهت تخمینن اين تفاوت ها، ما اقدام به ارایه فرضياتي با توجه به سيستم آموزشی آمريكايي نمودیم . براي مقايسه اين فرضيات، ما فرض كرديم كه بطور متوسط دانشجويان آمريكايي به ازاي هر ساعت آموزش در كلاس، ۵/۱ ساعت بيرون از كلاس مطالعه مي كنند و نیز جهت راحتي انجام تخمین و ارزیابی فرضیه خود هر ساعت آموزش را ۶۰ دقيقه در نظر گرفتيم در حاليكه يك ساعت آموزش دانشگاهی دانشگاهي فقط ۵۰ دقيقه است.

ما براي اهداف مقايسه اي تصميم گرفتيم برنامه ۵ ساله روسيه را با برنامه دوره ليسانس چهار ساله دانشگاههای آمريكا مقايسه كنيم،اگرچه ممكن است آن چنین انتخابی عجیب به نظر برسد، ولی دليل آن ميتواند توجيه كننده باشد؛ همانطور كه قبلاً اشاره شد كمتر از ۱۰% دانشگاه هاي روسيه كه برنامه آموزش حسابداري را برگزار می نمایند، دوره ليسانس چهارساله را توصيه كرده اند، و اكثريت آنها نیز دوره ليسانس پنج ساله را پيشنهاد می نمایند. بنابراين اگر هدف مقايسه حسابداري در ميانگين دانشگاه هاي روسيه و حسابداري توصيه شده توسط دانشگاه هاي آمريكايي باشد، مقايسه برنامه هاي پنج ساله روسيه با برنامه دوره ليسانس چهار ساله آمريكا خيلي مناسب به نظر مي رسد.

 

جدول ۵ برنامه حسابداري دانشگاه هاي روسيه و آمريكايي را كه براي اهداف مقايسه اي انتخاب شده اند مقايسه مي كند. همانگونه كه انتظار مي رود، دانشجويان حسابداري روسي براي هر سه طبقه موضوعات زمان بيشتري نسبت به همتایان روسي جهت انجام مطالعه صرف مي كنند. یکی از دلایل زياد بودن ساعات مطالعه اين است كه برنامه هاي روسيه پنج سال می باشند، در حالي كه برنامه هاي آمريكا چهار سال هستند. اگر اعداد این جدول بصورت ساليانه بود مقايسه مي توانست كمي فشرده تر نیز شود. اگر مجموع ساعات روسيه به پنج تقسيم شود و مجموع ساعات آمريكا به چهار تقسيم شود، متوسط زمان مطالعه سالانه بدست مي آيد:

۱۷۳۷ = ۵ / ۸۶۸۴ = زمان مطالعه سالانه در روسيه
۱۱۸۲ = ۴ / ۴۷۲۶ = زمان مطالعه سالانه در آمريكا
اگر اين اعداد برآورد هاي معتبري از زمان صرف شده جهت مطالعه باشند آن به اين معني است كه ميانگين زمان مطالعه صرف شده دانشجويان حسابداري روسيه، به میزان ۵۵۵ ساعت در يك سال بيشتر است .

اگر مجموع زمان مطالعه مقايسه شود نتايج اختلاف قابل توجه تري را نشان خواهد داد . دانشجويان روسي براي کسب دانشنامه (ديپلم) ۸۶۸۴ ساعت زمان صرف ميكنند كه این زمان براي دانشجويان حسابداري امريكايي ۴۷۲۶ ساعت مي باشد . اگر آنها را با هم مقايسه كنيم ۳۹۵۸ ساعت اختلاف وجود خواهد داشت كه این میزان، بيشتر از ۸۴% است.

ظاهراً مدارك كافي وجود دارند مبنی بر اینکه بطور متوسط فارغ التحصيلان حسابداري در روسيه بهتر از فارغ التحصيلان حسابداري در آمريكا هستند. دانشگاه هاي روسي انتخابي تر هستند و اجازه مي دهند تا دانشجويان در برنامه هاي خود شركت كنند. دانشجويان روسي تعداد ساعات بيشتري را در زمینه حسابداري مطالعه مي كنند و آنها ۲/۳۱% زمان خود را براي مطالعه حسابداري صرف ميكنند، در حالي كه دانشجويان آمريكايي ۸/۲۳% زمان خود را صرف مطالعه مي كنند. همچنین دانشجويان روسي ۲۷۰۷ ساعت زمان براي مطالعه صرف مي كنند ولي دانشجويان آمريكايي ۱۱۲۵ ساعت مطالعه مي كنند كه در واقع به میزان ۱۵۸۲ ساعت و يا ۱۴۱% بيشتر است.

اگر چه ساير عوامل نيز وجود دارد که احتمالاً بر این نتایج تأثیرگذار باشند، براي مثال كيفيت نسبتاً نامطلوب متون درسي و منابع اطلاعاتي در روسیه، لز جمله اهم این موارد هستند. متون حسابداري روسيه به اندازه متون كتابهاي آمريكايي شفافيت ندارند و هيچ كتاب روسي وجود ندارد كه بتواند با كتاب هاي سطح متوسط آمريكايي در عمق و گستردگي مطالب برابري كند. اگر چه برخي از متون آمريكايي به روسي ترجمه شده است اما اين ترجمه ها عمدتاً مربوط به هشت الي ده

 

سال پیش بوده و كيفيت ترجمه ها نیز چندان خوب نيست. اكثريت دانشجويان روسي كتابهاي درسي حسابداري زيادي ندارند، زیرا هزینه تهیه آنها بخاطر اينكه براي دانشجويان روسي بسيار گران می باشد. براي غلبه بر اين مشکل، آنها به كتابخانه مي روند و تنها آن كتابهايي را می توانند مطالعه نمایند كه در كتابخانه مربوطه وجود دارند . اين روش مطالعه در دانشگاه هاي روسيه كاملاً رايج است. اما مسئله اين است كه كتابخانه هاي دانشگاه هاي روسيه نیز كتاب هاي كافي براي همه دانشجويانی كه مي خواهند مطالعه كنند ندارند. اين مشکلات در مورد شهرهاي ديگر به غير از مسكو و سنت پترزبورگ، بسیار صادق می باشد. يكي از پروفسور های حسابداری به ما چنين گفت كه ما اطلاعات ديگري را نيز بدست مي آوريم كه به نظر با اين ادعاي كلي ميتواند قابل بحث باشد. همچنين ساير افرادي كه با آنها مصاحبه شد فكر ميكردند كه به اندازه كافي براي دانشجويان كتاب دارند. بنابراين شايد نتوان گفت كه مشکل كمبود كتابهاي درسي در آنجا وجود دارد.

راه حل ديگري كه در طی جريان مصاحبه ها حاصل گردید، اين بود كه بعضي از كتب دانشجويي به صورت يارانه اي بود خریداری شوند؛ براي مثال وزارت كشاورزي كه كنترل زيادي بر دانشكده كشاورزي Timiryazev (تمیر یازف)داشت به خريد كتاب سوسبيد داده بود، بنابراين ميانگين هزينه هاي كتاب دانشجويان حدود ۲ دلار بود كه تا حد امكان كمترين هزینه ای بود كه دانشجويان قادر بودند براي خريد كپي كتاب هايي كه آنها احتياج داشتند بپردازند. با وجود این، چنین اقدامی، بر اساس مصاحبه هايي كه انجام شده است در ساير دانشگاه ها وجود ندارد.

سوسبيد دادن به كتابهاي درسي همچنين در زمره پروژه هاي تجديد ساختار (اصلاحي) حسابداري بوده است كه توسط نمايندگي توسعه بين المللي آمريكا (USAID) در آمريكا و بوسني انجام شده است. در اين دو كشور، USAID يكسري كتابهايي را براي كتابخانه هاي دانشگاهي اعطا نموده يا بابت هزينه ترجمه و چاپ كتابهاي حسابداري سوسبيد داده است. لذا انجمن حسابداري محلي، كتابهايي را مي فروخت كه ميتوان از عهده قيمت آن برآمد. علیرغماین موارد، مصاحبه كنندگان در بخشي از مطالعه حاضر، به گونه اي رفتار كردند كه به غير از دانشكده كشاورزي Timiryazev مدارك زيادي براي سوسبيد متون درسي در روسيه پيدا نشد.

همچنين مي تواند گفت كه بعضي متون درسي حسابداري دارای هزينه اي حدود ۳ دلار (بدون سوسبيد ) بوده و این امر كتابها را براي دانشجويان روسي، البته در صورت تمایل ممكن ميسازد . بنابراين دليل ديگري وجود ندارد كه دانشجويان روسي زيادي كتابهاي درسي حسابداري را نمي خرند حتي اگر به آنها پيشنهاد شود، زیرا ۳ دلار بپردازيد تا صاحب يك كتاب شويد زمانيكه شما ميتوانيد بطور رايگان آن را در كتابخانه بخوانيد. دانشجويان روسي فكر مي كنند كه منطقي نيست که پولي را براي كتابي كه ارزشي بعد از فارغ التحصيلي ندارد بپردازند، زیرا که آن کتاب بخاطر اينكه آن قديمي مي شود و هرگز مجدداً خوانده نمي شود.

عامل ديگري كه نياز به بحث دارد به دانشجويان جديدالورود و فارغ التحصيلان دانشگاه ها مربوط مي شود. اگر دانشجويان حسابداري را به عنوان توليدات و دانشگاه را بعنوان توليد كننده در نظر بگیریم، با وجود اینکه دانشجويان جديد الورود كه وارد دانشگاه هاي روسيه مي شوند ممكن است دارای شرايط يا كيفيت بالايي باشند ولي بطور آماري نمي توان گفت كه آنها با كيفيت بهتري فارغ التحصيل خواهند شد، زیرا یک تفاوت هايي اساسی در اين فرآیند وجود دارد و اين تفاوت ها نه فقط به خاطر كتاب هاي درسي و مواد امتحاني می باشدكه دانشجويان بايستي با موفقيت پشت سر بگذارند تا ديپلم خودشان را در پايان سال تحصيلي بگيرند.

این یک واقعیت بدیهی است كه در دانشگاه هاي آمريكايي اولين درس حسابداري مالي بعنوان يك غربال عمل ميكند و آن بخشي از يك فرآيند حذف مي باشد. تعداد زيادي حذف در كلاس وجود خواهد داشت، زيرا بسياري از دانشجوياني كه اين درس ها را ميگيرند در واقع نه تنها لياقت دانشگاه بازرگانی را ندارند، حتي لياقت دانشجو شدن را ندارند. وجود استاندارد هاي اندک در ابتدای ورود به دانشگاه هاي آمريكايي به داوطلبان اجازه ميدهد كه به راحتی دانشگاه وارد بشوند؛ اما اين

استانداردها به آنها اين اجازه را نميدهد كه تا زمان تشكيل كلاس و شركت در كلاس ها واقعاً به عنوان دانشجو پذيرفته بشوند. آنها بایستی تا يك ميزان قابل توجهي از هوش و توانايي برخوردار باشند تا موفق شوند بعنوان دانشجو باقي بمانند.
دانشجوياني كه متون حسابداري مالي را مي گذرانند، بايستي متون حسابداري مديريت را نيز بگذرانند كه این امر نيز بعنوان غربالي براي جلوگيري از ورود دانشجوياني كه براي مراحل بعدي توانايي هاي كمتري دارند عمل ميكند. اگرچه مقصود از اين متون آن نیست که حتماً يك درصد مشخص از دانشجويان را حذف كنند. با اين وجود آنها تاثير خود را ميگذارند چون كه بسيار سخت تر از آنيست كه برخي از دانشجويان بتوانند آن را انجام دهند.