مقدمه

اساس نظریه های عدالت اجتماعی بر این است، که نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی جامعه، بر سازمان فضایی آن تأثیر دارد و نیز هر گونه تغییر در سازمان فضایی و روابط اقتصادی- اجتماعی و توزیع درآمد در جامعه اثر مستقیم دارد .(Harvey,1998 ) در عصر حاضر اصلیترین عامل بحرانهای جوامع بشری، ریشه در نابرابریهای اجتماعی و فقدان عدالت دارد، چنانچه پیامبر )ص( هم در این زمینه می فرمایند:« الملک یبقی مع الکفر والیبقی مع الظلم» )ملک و سلطنت با کفر باقی میماند ولی با ظلم پایدار نخواهد بود(. اگر تفاوت میان فقیر و غنی زیاد شود، درحدی که مردم احساس محرومیت نسبی و یا بیعدالتی توزیعی نمایند و نتوانند نیازهای تحریک شده خود را ارضاء کنند، در آن صورت نظام اجتماعی- اقتصادی و حکومتی دیر یا زود دچار انحطاط خواهد شد .(RafiPoor,1997) از منظر شهرسازی، عدالت در برگیرنده مفاهیمی چون توزیع متناسب عملکردها و خدمات، دسترسی مناسب به مراکز خدماتدهی و فعالیتی، بدون تبعیض و تفاوت بین ساکنان یک شهر یا منطقه شهری میباشد .(shakoei, 2004, p.6 ) شهر سنندج مرکز استان کردستان، با انگیزه نظامی- سیاسی و در راستای استحکام قدرت حکومت مرکزی در دوره صفویه شکل گرفته و بعد از شکلگیری نیز همواره مرکز حکومت حاکمان منطقه کردستان بوده و لذا از موقعیت برتری نسبت به سایر شهرهای استان برخوردار بوده است. وجود چنین برتری، موجبات توسعه زیرساختهای اقتصادی و خدماتی شهر سنندج شده که به تبع آن درصد قابل توجهی از تمرکز منابع، امکانات و خدمات رفاهی و جمعیت استان را به خود اختصاص داده است و چنین روند تمرکز جمعیتی با شروع جنگ تحمیلی رشد فزایندهای به خود گرفته و کماکان به طور نسبی ادامه دارد. در اثر چنین تمرکزگرایی، شهر سنندج با مسایل و مشکالت فضایی متعددی همچون شکلگیری و تشدید روند اسکان غیررسمی، توزیع فضایی نامتعادل منابع و امکانات خدماتی، توسعه فیزیکی نامناسب شهر و غیره مواجه شده است. در این تحقیق سعی شده تا ضمن تفکیک و سطح بندی نواحی شهر سنندج از نظر وضعیت اقتصادی- اجتماعی ساکنان و نحوه توزیع کاربریهای خدمات شهری، به این سؤال اصلی پاسخ داده شود که آیا بین سطح اقتصادی- اجتماعی ساکنین نواحی و میزان برخورداری نواحی از کاربریهای خدمات شهری، همبستگی و رابطۀ معناداری وجود دارد؟

تصویر:۱ منظرهای از شهر سنندج )نابرابری اجتماعی و اقتصادی را میتوان از ریخت و بافت شهر نیز استنتاج کرد(

پاییزوزمستان.۱۳۹۰شماره۷ آرمانشهر

.۱پیشینه تحقیق

مفهوم عدالت اجتماعی همواره در فلسفه اجتماعی از اخالق ارسطو به این طرف مطرح بوده است و در دو قرن اخیر این موضوع توسط هیوم و روسو مطرح گردید و اصول عدالت اجتماعی توسط بنتهام و میل فرمولبندی شد .(Harvey, 1998, p.98) ولی مفهوم و کارکرد عدالت اجتماعی از اواخر دهه۱۹۶۰ به بعد، وارد ادبیات جغرافیایی شد و جغرافیای رادیکال و لیبرال را بیش از سایر مکاتب تحت قرار داد. از دهه ۱۹۷۰ رویکرد مارکسیستی به تحلیل مسایل شهری در کشورهای پیشرفته غربی به یک جریان نیرومند و گذار تبدیل گردید. در انگلستان و ایاالت متحده، جغرافیدانی مثل دیوید هاروی۱ و در فرانسه هانری لفبور۲ به تکمیل نظریههای جامعه شناختی در زمینه مسایل و موضوعات شهری پرداختند .(Hall,1996) لفبور، شهر را شیئی فضایی میداند که پهنه و موقعیتی را اشغال کرده و

بررسی و تحلیل وضعیت عدالت اجتماعی در ساختار فضایی شهر سنندج
۱۰۵
شماره صفحه مقاله: ۱۰۳-۱۱۲

باید آن را به مثابه یک شئ با فنون و روشهای مختلف از جمله اقتصادی، سیاسی، معیشتی و غیره مورد مطالعه قرار داد. شهر برای وی حاوی سه مفهوم مرتبط است: فضا، زندگی روزمره و باز تولید روابط اجتماعی سرمایهداری است .(Afrough, 1998, pp.131132) وی فضا را سیاسی و ایدئولوژیک میداند و آن را به واسطه کشمکشهای اجتماعی، چارچوبی برای اعمال انقالبی میداند و انقالبات شهری را یک عمل اجتماعی میپندارد .(Lefebvre, 1970) به عقیده وی روابط اجتماعی تولید، تنها هنگامی وجود دارد که به لحاظ فضایی وجود داشته باشد. این روابط خود را در فضا نشان میدهد و خود را در فضایی که ایجاد کرده است محصور میکند. زیرا در غیر این صورت در انتزاعی محض باقی میماند .(Lefebvre, 1991) دیوید هاروی در کتاب با ارزش خود تحت عنوان )عدالت اجتماعی و شهر(، مفهوم عدالت اجتماعی را در کمک به خیر و صالح همگانی، توزیع درآمد در مکانها، تخصیص عادالنه منابع و رفع نیازهای اساسی مردم به کار میگیرد .(shakoei, 1999, p.141) او اضافه میکند که منابع اضافی باید در جهت از میان برداشتن مشکالت ویژه ناشی از محیطهای اجتماعی و طبیعی مصرف گردد. در کشورهای جهان سوم در زمینه توسعۀ شهری در دو دهۀ اخیر غیبت برنامههای مدیریت شهری به عنوان مهمترین نیرو در شکلدادن به مسیر توسعه در ارتباطات بشری به وضوح مشاهده شده است .(International workshop Venice,1999) در ایران نیز سابقه بررسی موضوعات توسعه شهری و عدالت اجتماعی به دو دهه اخیر برمیگردد که از جمله میتوان به آثار حسین شکوهی، دیوید هاروی و عماد افروغ و رسالههای عماد افروغ )۱۹۹۷(، نفیسه مرصوصی )۲۰۰۳(، ابراهیم کلته )۲۰۰۵(، حسین حاتمی نژاد )۲۰۰۰( اشاره نمود. عماد افروغ در فضا و نابرابری اجتماعی )مطالعه جداییگزینی فضایی و تمرکز فقر را محلههای مسکونی تهران( بعد از ارائه نظریات رایج درباره فضا و نابرابریهای اجتماعی، با بررسی نظری عوامل مؤثر بر جداییگزینی فضایی و تمرکز فقر و آثار آن بر شکلگیری خرده فرهنگ جرمزا، به تحلیل رابطه بین فضا و نابرابری اجتماعی میپردازد .(Afrough,1998)

.۲ روششناسی تحقیق

تحقیق حاضر از نظر نوع، جزء تحقیقات کاربردی و روش بررسی آن، مبتنی بر روش توصیفی- تحلیلی و همبستگی میباشد. به منظور جمعآوری دادهها از روش اسنادی و کتابخانهای، به منظور بررسی مبانی نظری مرتبط با تحقیق و جمعآوری آمار و اطالعات اجتماعی- اقتصادی و کالبدی، از اطالعات آماری ۲۰۰۶ سنندج و طرح توسعه و عمران سنندج )جامع )۲۰۰۴ استفاده شده است. به منظور دستیابی به اهداف تحقیق که بررسی رابطه بین سطح اقتصادی- اجتماعی ساکنان نواحی شهری سنندج با نحوه توزیع و میزان برخورداری از کاربریهای خدمات شهری میباشد، از شاخص ناموزون موریس و تحلیلهای آماری استفاده شده است. در ابتدا شاخصهای مناسب با توجه به اطالعات قابل دسترس جهت بررسی وضعیت اقتصادی- اجتماعی ساکنان نواحی در قالب سه دسته شاخصاجتماعی، اقتصادی و کالبدی دسته بندی شده و اطالعات مربوطه از آمار جمعیتی سال ۲۰۰۶ و طرح جامع ۲۰۰۴ استخراج شدند، سپس با استفاده از مدل موریس به رتبهبندی و سطح بندی اقتصادی، اجتماعی و کالبدی نواحی شهری سنندج پرداخته و با استفاده از تحلیلهای آماری به بررسی میزان و نوع همبستگی و ارتباطی که بین این شاخصهای نهایی با همدیگر و همچنین همبستگی که بین سطح اقتصادی- اجتماعی نواحی با میزان برخورداری نواحی از کاربریهای خدمات شهری وجود دارد، با استفاده از نرمافزار spss پرداخته شده و به منظور ترسیم نقشهها و نمایش سطحبندی نواحی از نرمافزار Arc/Gis استفاده شده است.

.۳ یافتهها و تجزیه و تحلیل دادهها

-۳-۱ نظریههای عدالت اجتماعی

-۳-۱-۱ اسالم و عدالت اجتماعی

در فرهنگ اسالمی عدالت اجتماعی و تحقق آن برای جامعه بشری، از چنان ارزش و اعتباری برخوردار است، که خداوند متعال در آیات متعددی از جمله آیه ۲۵ سوره حدید، دلیل فرستادن پیامبر )ص( را، مطرح کردن و تحقق عدالت در همه زمینههای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی، بیان فرموده است. برابری اجتماعی، مشخصه اصلی و جلوه حیاتی”امت” به شمار میرود. در اسالم تعبییر عدالت اجتماعی، مفهومی مطلق است نه نسبی، این تعبییر به عنوان یک نظام اجتماعی از این حقیقت نشأت میگیرد که خداوند تمام انسانها را به گونهای یکسان آفریده است که این حقیقت در کالم خداوند در آیه ۱۳ سوره حجرات آمده است .(Mortaza, 2008, p.49)

-۳-۱-۲ مارکسیسم و عدالت اجتماعی

بنیان عدالت سوسیالیستی در قرن ۱۹ توسط هگل با معرفی دولت به عنوان منبع عدالت اجتماعی ارائه شد. برمبنای چنین دیدگاهی، ماهیت عدالت اجتماعی توزیع عادالنه ثروت و داراییهای جامعه میباشد که چنین توزیعی براساس

آرمانشهر پاییزوزمستان.۱۳۹۰شماره۷

۱۰۶

میزان نیازمندی افراد جامعه و تقسیم بر اساس میزان کار و تولید صورت میگیرد که بعدها با نظریه مارکس مبنی بر، از هرکس به اندازه توانش و به هرکس به میزان نیازش اشاعه پیدا کرد. مارکس ریشه تمام مسایل و مشکالت جامعه بشری و بیعدالتی را، زاده نظام طبقاتی- به ویژه نظام سرمایه داری- میداند.

-۳-۱-۳ لیبرالیسم و عدالت اجتماعی

لیبرالیسم مفهومی سیاسی است که ریشه در فلسفه غرب دارد که متفکران نامداری چون آدام اسمیت، جان الک، منتسکیو، کانت، جان استوارت میل وغیره پرچمدار آن بودهاند. جان الک به عنوان یکی از چهرههای سرشناس لیبرال، مفهوم علت وجودی دولت را مطرح میکند. به نظر الک، علت وجودی دولت، حمایت از آزادی و دارایی شهروندان تحت حمایت دولت است که تا به امروز از مفاهیم بنیادی و اصولی لبیرالیسم است. از اوایل دهه ۱۹۷۰ رالز اندیشههای عدالت اجتماعی خود را در کتاب تئوری عدالت منتشر کرد. رالز براساس تئوری عدالت خود جامعهای را عادالنه تصور میکند که ساختار آن مبتنی بر اصول و معیارهای عادالنه باشد .(Rawls,1972) رالز عدالت اجتماعی را بر پایه دو اصل که آنها را زیربنای جامعه و نظام توزیع حوزههای گوناگون اجتماعی است مطرح میکند:

اصل اول: اصل آزادی که حاکم بر آزادیهای پایهای و اساسی است، با این مفهوم که همه افراد جامعه باید حقی برابر نسبت به آزادیهای اساسی )آزادی بیان، حق رأی( داشته باشند.

اصل دوم: اصل نابرابری که حاکم بر خواستههای اولیه اجتماعی- اقتصادی است. در تفهیم این اصل، رالز بیان میکند که نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی، باید به گونهای باشد که اوالً بیشترین نفع را برای افراد محروم جامعه در پی داشته باشد. ثانیاً همه افراد جامعه در زمینه فرصتهای شغلی باید دارای شرایط برابر قرارگیرند. به این معنی که باید همه منابع اولیه اجتماعی )درآمد، ثروت، آموزش، فرصتها شغلی( باید در میان افراد جامعه توزیع شود. بر این اساس، مفهوم عدالت اجتماعی مورد نظر رالز مبتنی بر عدالت توزیعی است که نحوه تکوین ساختار جامعهای مطلوب و عادالنه را توصیف

میکند .(Ernesto M.Serote, 2008, pp.45)

-۳-۱-۴ جغرافیای شهری و عدالت اجتماعی

از دهه ۱۹۶۰ مفهوم وکارکرد عدالت اجتماعی، وارد ادبیات جغرافیایی شد و مسایلی نظیر رفاه اجتماعی، نابرابریهای شدید، فقر، بیکاری به سرعت مورد توجه جغرافیدانان قرار گرفت و جغرافیای رادیکال و لیبرال را بیش از سایر مکاتب دیگر تحت قرار داد. از میان جغرافیدانان و جامعهشناسانی که به طور مشخص به موضوع فضا و ارتباط آن با ساختار اجتماعی پرداختهاند، دیوید هاروی جغرافیدان و امانوئل کاستلز جامعهشناس هستند که از دو دیدگاه مختلف به موضوع پرداختهاند .(Harvey,1969) دیوید هاروی مفهوم عدالت اجتماعی را در کمک به منافع همگانی، مالک توزیع درآمدها در مکانها، تخصیص عادالنه منابع و رفع نیازهای اساسی مردم به کار برد. در واقع هاروی با طرح وابستگی میان نابرابریهای اجتماعی و ساختارهای فضای جغرافیایی، در تحلیل اصول عدالت اجتماعی سه معیار “نیاز”، “منفعت عمومی” و”استحقاق” را مطرح میکند و معتقد است، این سه معیار از جامعیت کاملی برخوردارند که در برگیرنده دیگر معیارها میباشند.

پاییزوزمستان.۱۳۹۰شماره۷ آرمانشهر

-۳-۲ نابرابریهای اجتماعی و انواع آن

جامعهای بدون نابرابری نمیتوان فرض کرد، چرا که از یکسو نابرابری درونی که الزمه جامعه است و از سوی دیگر نابرابری بیرونی نیز که به انسان و جامعه او پیوست خورده است، همراه همیشگی آدمی است. درباره علل نابرابری نیز ایدههای زیادی وجود دارد. از اندیشههای ارسطویی که نابرابری را مطلقاً الزم میدانستند، تا فیلسوف مشهور دیوید هیوم، که ۴ عامل مادی )تقاضا زیادی و عرضه کم(، روانی )انسان زیادت طلب(، اجتماعی )قوانین و هنجارهای خاص( و سیاسی )قدرت( را در این باره مورد تأکید قرارداده است.

انواع نابرابریها

-۳-۲-۱ نابرابری بیرونی۳

این نوع نابرابری که از بیرون بر فرد تحمیل میشود، از تبعیض آمیزترین نابرابریهاست و به پایگاه محول فرد مربوط میگردد. سن، جنسیت، قومیت، نژاد، رنگ، مذهب، زبان و طبقه فرد موجب میگردد تا او موقعیتها و تولیدات مختلف مادی، سیاسی، اطالعاتی و اجتماعی را به دست آورد یا از دسترسی به آنها محروم گردد. مثالً حقوق یک زن که به علت زن بودنش، در بسیاری از جوامع پایمال می شود.

-۳-۲-۲ نابرابری درونی۴

این نوع نابرابری که بیشتر مختص جامعه مدرن است، ناشی از تقسیم کار اجتماعی در جامعه است. از آن حیث که

بررسی و تحلیل وضعیت عدالت اجتماعی در ساختار فضایی شهر سنندج
۱۰۷
شماره صفحه مقاله: ۱۰۳-۱۱۲

استعداد افراد و توانایی آنان و نیز کارکرد و نقش هرکس در جامعه متفاوت است به اقتضای این تفاوت از بهرههای متفاوت مادی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی برخوردار میگردد. که این نوع نابرابری اگر در مسیر صحیح هدایت شود و هرکس بتواند استعدادهای خود را در فضایی سالم شکوفا کند و همگان از حداقل شرایط و مواهب انسانی برخوردار باشند، عین عدالت است و نابرابری است که باید باشد تا جامعه بتواند ادامه حیات دهد.

-۳-۳ نقد دیدگاههای رایج در زمینه فضای شهری و نابرابریهای اجتماعی

-۳-۳-۱ دیدگاه کارکردگرایی

دیدگاه کارکردگرایان نسبت به نابرابری اجتماعی در جغرافیای شهری، بیشتر در قالب نظریه اکولوژیستها مطرح شده است. در این مکتب در زندگی اجتماعی شهرها، طرح اکولوژی گیاهی ارنست هاکل، بهکار گرفته شده، زیرا بنیانگذاران مکتب شیکاگو معتقدند گروههای شهری با هر پایگاه اجتماعی و اقتصادی و قومی، مانندگونههایگیاهی، با حرکت به سوی تعادل و توازن، همه مراحل اکولوژیک را در زیستگاه خویش در طول زمان طی میکنند .(shakoei, 2000, p.127) نظریهپردازان کارکردگرایی از وجه جهانی و همیشگی بودن نابرابری نتیجه میگیرند که نابرابری، وجه اساسی هر سازمان اجتماعی است و ضرورتی کارکردی است که در جهت کارکرد مؤثر جامعه ایفای نقش میکند. دیویس و مور دو مالک عمده را برای اهمیت کارکردی یک موقعیت ارائه میکنند:

الف( میزان کمیابی موقعیت در مقایسه با سایر موقعیتها، ب( میزان وابستگی سایر موقعیتها به موقعیت مورد نظر.
از دیدگاه آنان نابرابری اجتماعی طرحی ناآگاهانه است که از طریق آن، جوامع مطمئن میشوند که مهمترین موقعیتها به طور خودآگاه توسط شایستهترین افراد اشغال خواهد شد. به عقیده پارک، فرایندهای طبیعی و درونی شهر به گونهای به رقابت بر سر منابع کمیاب برمیگردد که در نهایت به انطباق اکولوژیک میانجامد. رقابت در اجتماع، برای ایجاد تعادل اجتماعی است. رقابت بین افراد و گروههای شغلی و طبقاتی به همکاری رقابتآمیز از طریق تمایز یافتگی کارکردی و توزیع فضایی موزون کارکردها در نواحی مربوط منجر میشود. به تعبیر پارک، تمایزیافتگی کارکردی، به طور فضایی نیز تبلور پیدا میکند، زیرا رقابت نه تنها باعث تقسیم کار میشود، بلکه گروههای مختلف اقتصادی را به نواحی گوناگون شهر پراکنده میکند. به عقیده وی فشار بر فضا در مرکز شهر، باعث افزایش ارزش زمین میشود و تفاوت در ارزش زمین مکانیزمی است که توسط آن گروههای مختلف کارکردی در فضا به شیوهای منظم و بدون برنامهریزی پخش

میشوند .)Afrough,1998, pp.202203(