مقدمه

در هزاره های قبل از میلاد با آغاز عصر نوسنگی، زمانی که انسان توانست ابزارهای سنگی را به کار بندد

ﻭ با فن سبد بافی آشنا شود، احتمالا با اندود کردن بدنه خارجی سبدها و قرار دادن آن ها درآتش به طور اتفاقی به شناخت ظروف سفالی و مزایای آن دست یافت. دسترسی به چنین ابزاری، تحولی چشمگیردر امـــر جمع آوری و نگه داری غذا پدید آورد و انسان به مرحله جدیدی از تحول

ﻭ خلاقیت قدم گذاشت. در تکوین وگسترش این تحول، نام ایران همواره به عنوان یکی از نخستین جوامع پیش رو، در گاه نگار سفالگری جهان به چشم می خورد.

نگاهی اجمالی به تاریخچه سفال نشان می دهد، تداوم

ﻭ پیشرفت این هنر نزد ایرانیان پیوسته با تفکر و خلاقیت همراه بوده است. به طوری که می توان جلوه های آن را در شکل ها و نقوش متنوع سفالینه ها مشاهده کرد. بررسی این آثار، از مهارت و توانایی این هنرمندان در چگونگی ساخت، تولید و ایجاد نقش های متناسب برروی سفال ها حکایت دارد. نقوشی که با بیانی حساس و دقیق به توصیف محیط، فرهنگ و آداب آن ها می پردازد و خواسته ها و نیازهای آن ها را بازگو می کند. در روند تحولات بعدی، گرایش و تمایلات هنرمندان به خلق مضامین جدید، صورت و شکلی دیگر به خود می گیرد. عدم وفاداری به طبیعت و توجه به ساختار و جوهر اشیاﺀ، تحول دیگری است که در علائم و نشانه های او آشکار می شود. علائمی که برای استعانت از قوای طبیعت و صیانت از نیروهای مقتدر اهریمنی در قالب طرح ها و کنایات تصویری دارای معانی و ارزش های نمادین و اسطوره ای می گردد.(تصویر١)

اگر چه می توان، هدف اصلی این نقوش را بیان همین ارزش ها و مفاهیم دانست. اما در کنار این توجه، آفرینش آثاری متنوع زیبا در ترکیباتی متناسب، ما را متوجه جنبه های دیگری از این نقوش،که همانا توجه به ساختارهای بصری
ﻭ زیبا شناسی اثر است، می گرداند. به طوری که می توان نمونه های آن را با آثار هنرمندان معاصر به ویژه نقاشان شیوه آﭖ آرت مقایسه کرد. گرایشی که به دنبال ادراکات حسی ناب، تاثیرات دیداری و ایجاد خطاهای بصری از طریق سازمان دهی اشکال انتزاعی در سطح اثر بود.

جنبش هنری آﭖ آرت١
گرایش های کم و بیش مرتبط در نقاشی سال های ١٩٦٠- ١٩٧٠ را می توان زیر عنوان نقاشی بصری یا

شبکیه٢ قرار داد. این جنبش به عنوان یکی از بارزترین نمایندگان هنر هندسی و انتزاعی با تکیه بر عناصر بصری به عنوان بیانی مستقل، در دورانی شکل گرفت که به طورخاص دوره شکوفایی جنبش های جدید با اسامی تازه بود. این گرایش ها شامل بررسی های پر دامنه ای می شوند که بهترین تعریف ممکن شان در تحلیل آثار منفرد به دست می آید.

آﭖ آرت یا هنر بصری نوعی انتزاع گرایی مبتنی بر سامان دهی اشکال دو بعدی و سه بعدی بود که بر تاثیرات دیداری و حرکت نگاه در پهنه تابلوی نقاشی توجه داشت. آن چه که بیننده در مواجهه با چنین اثری دریافت می کرد، یا متکی بر واکنش های روانشناسانه در حرکت نگاه و فرایند دیدن بود و یا صرفا« اشیایی که در ساختمان خود، عنصر حرکت را تداعی می کردند. تضاد رنگ مایه ها در آثار این سبک، توهم حرکت را پدید آورده و از این طریق کیفیتی بصری با آمیزش دو عنصر تضاد و حرکت حاصل می آمد. (هاروارد ، ١٣٧٤، ٥٨٦)

بررسی عوامل مشترک بین هنرمندان ایران باستان و شیوه آﭖ آرت

در بررسی تاریخچه هنر نقاشی و علل انگیزه های خلق آثار اولیه در بین هنرمندان باستان، باید به هزاران سال پیش و به واپسین دور های عهد پارینه سنگی رجوع کرد. جایی که نخستین نشانه های تصویری بر بدنه غارها ثبت شده است. این تصاویر زنده، با نگاه طبیعت گرایانه خود از وفاداری محض به طبیعت آغاز میشود و به شیوه ای چالاک تر و درخشان تر ارتقاﺀ می یابد و سپس ضبط حالت ها و جنبه های پیوسته و اطوار سخت را به عهده می گیرد. شیوه طبیعت گرایانه که تا پایان دوره چند هزار ساله پارینه سنگی ادامه داشت اینک با آغاز عصر نو سنگی و دگرگونی در شیوه زندگی انسان، تحولات و تجربیات متفاوتی احساس شد.

زندگی و ساخت سر پناه در بستر رودخانه ها اندازه گیری و محاسبات طغیان آب در فواصل و فصول مختلف، تقسیم اراضی و توسعه فنون کشاورزی، ایجاد نقشه های اقتصادی در جهت پیش بینی احتمالات گوناگون، برقراری نظم و تشکیل جامعه ای با منافع، وظایف و تعهدات مشترک، باور به نیروهای برتر و قدرت های متعالی، برگزاری مناسک مذهبی، ساخت پرستشگاه ها، بت ها، طلسم ها و نمادهای مقدس، جملگی انسان عهد نوسنگی را با عناصر،

۲-VisualPainting

تصویر ۱- نمادهای آسمان و زمین در نقوش سفالینه های ایران باستان ، ماخذ: عبد اللهیان۷۷۳۱، ۷۴

تصویر ۲- سفال شهر سوخته، ۰۰۰۵ ق م، مــــــــــــاخذ : www.archaeology.ac.ir

پدیده ها و تجربیات متفاوتی مواجه می سازد و به شکلی ناخودآگاه، ذهن و نگاه او را به ساختاری انتزاعی، هندسی و ریاضی گونه سوق می دهد.(کامبخش فرد،١٣٨٠، ٣٢)

در این میان نقوش سفالینه های ایران باستان نمونه مناسبی است از این تحول که با شکلی متفاوت از شیوه های طبیعت گرایانه ظاهر می گردد. انسان عهد نوسنگی در سایه اندیشه و تفسیر، نقوش تجریدی را در برابر واقعیت تجربی قرار می دهد و از نقش حقیقی و انعکاس آن عدول می کند و با کلیشه سازی و ساده سازی محیط، پاسخی برای ذهن پرسشگر خود می یابد. پیدایش تفکرات انتزاعی، گرایش به ناب گرایی و انعکاس آن درآثار هنرمندان ایران باستان، تشابه این نقوش هزاران ساله را به آثار هنرمندان آﭖ آرت نزدیک و مرتبط می کند.

در بررسی هنر معاصر اصطلاح انتزاع به معنی چیزی جدا شده از طبیعت همواره موضوع مورد بحث بوده است. به طور تقریبی هنرمندان از اواسط سده نوزدهم به بعد آگاهانه یا ناآگاهانه، در جهت پی ریزی تصوری از نقاشی به عنوان یک پدیده فی نفسه مستقل و نه صرفا تقلیدی گام برداشته اند. واسیلی کاندینسکی١ به عنوان یکی از بنیان گذاران عرصه انتزاع،گام های بزرگی را در روند استقلال نقاشی از موضوعات واقعی برداشت. او در کتاب معروف خود به نام»معنویت در هنر« شدیدا به مقوله انتزاع و توجه به شکل های ساده شده هندسی و جدا سازی هنر از دنیای عینی و کشف یک موضوع ذهنی جدید که تنها بر نیاز درونی هنرمند متکی باشد تاکید دارد.(کاندینسکی، ١٣٨٧ ،١٤)

هنرمندان آﭖ آرت نیز در باز آفرینی اندیشه خود، آثار و تجربه های وسیعی را در قالب شکل های انتزاعی

ﻭ ساختاری ریاضی گونه هندسی انجام دادند. بهره مندی از انواع تدبیرهای بصری به غیره گرایش به ساده سازی

ﻭ استفاده از اشکال ناب هندسی در مقولاتی منظم از عمده نکات آثار این هنرمندان است. آن چنان که جاسیار رایچارت٢ می نویسد:»آﭖ آرت هنری انتزاعی، اساسا فرم گرایانه و بسیار دقیق است و آن را می توان صورت تعمیم

یافته و جوهر هدف کازمیر مالویچ برای آن چه خود تفوق ادراک حسی ناب در هنر نامیده تعریف کرد).«گودرزی، ١٣٨١، ٥٢٥)

از طرفی دیگر با مرور آثار و بر اندیشه های برخی از هنرمندان آﭖ آرت، با نیت و عملکردی مشابه آن چه در نقوش سفالینه های ایران باستان رخ داده مواجه می شویم به طوری که برجیت رایلی٣ یکی از چهره های برجسته این جنبش، عناصر تشکیل دهنده آثارش را به عنوان بخشی از طبیعت به کار می گیرد و در صدد ارائه نیروهای طبیعی همچون سیل، رودخانه و کوه ها بر می آیـــد که البته این تاثیر بدون تاکید بر منظره سازی و در قالب اشکال ناب مشتق شده از جوهر طبیعت صورت می پذیرد. مشابه همین برداشت را می توان در آثار اولیه ویکتور وازارلی٤ یکی از بنیان گذاران شیوه آﭖ آرت در ارائه سوﮊه هایی چون ببرها و گورخر ها که زمینه ای برای ارائه طرح های راه راه و انتزاعی او بودند، مشاهده کرد. بررسی تصاویر موجود بر روی در سفالینه های باستان نشان می دهد هنرمندان این آثار در کنار انتقال مفاهیم و ترسیم نقوش نمادین به درک ویژه ای از جهت احاطه بر تجسم و ترکیب عناصر بصری نائل آمده اند. به طوری که در بسیاری از نمونه ها، هنرمند سفالگر با خطوط و اشکال ساده، علاوه بر ارضای غرایز خود در تبلیغ هنر و انعکاس زیبایی گام برداشته است.

به کارگیری طرح های هندسی شامل، خطوط شکسته، خطوط موازی و موج دار، مثلث، مربع و دایره ها با ریتمی هماهنگ و موزون نشان می دهد که هنرمند ایران باستان با کیفیت عناصر بصری از جمله وزن، کشش، ریتم و نیروهای آن ها آشنایی کامل دارد و آن را در جهت برقراری تعادل، متناسب با شکل و حجم سفال به کار می بندد. توجه به معیارهای زیبا شناسی و سازمان دهی آن در نقوش سفالینه های ایران باستان به چنان توفیقی می رسد که آرتور آپهام پوﭖ٥ درکتاب خود شاهکار های هنر ایران می نویسد: »نمونه سفال های ایران باستان در نوع خود به نهایت زیبایی رسیده و در عین سادگی بسیار صریح نقش شده اند.« (پوﭖ، ١٣٨٤، ٩)

بهره مندی از اشکال و قواعد بصری و آرایش آن در جهت خلق اثری زیبا در نقوش سفالینه های ایران باستان، از دیگر معیارهای مشابهی است که می توان در مقایسه و بررسی جنبه های فنی جنبش آﭖ آرت به آن اشاره کرد. آن چه مسلم است علاقه به پژوهش های بصری در شکل گیری آثار هنرمندان آﭖ آرت نقش به سزایی داشته است. بهره گیری از شیوه ها و تدابیر گوناگون برای ایجاد تاثیری مهیج و آنی در چهار چوب سازمان بصری و انتزاعی، از اجزای ضروری نقاشان آﭖ آرت است. در واقع هنرمندان این جنبش به شکلی از هنر روی آوردند که بیش ترین تاکید را بر تاثیرات بصری و جنبه های حسی داشت.

فصلنامه علمی- پژوهشی

۱- Wassily Kandinsky 2- Jasyar Richrt 3- Bridget Riley 4- Victor Vasarely

۵- Arthur Upham Pope

۹۸

شــماره۷۱ بهــــار۰۹

بررسی و تطبیق گرایش بــه انتزاع در نقــــــوش سفالینه های ایران باستان و شیوه آﭖ آرت

تصویر ۳- سفال تل باکون، ۰۰۵۳ ق.م، ماخذ: کامبخش فرد،۱۲۱

آثار آﭖ آرت اصولا موضوع مناسبی برای کاوش های عقلی و فکری نیستند. قوت این آثار معمولا در تاثیرات حسی شدیدی است که بر جای می نهند. بررسی این آثار نشان می دهند شیوه و بهره گیری مناسب از اشکال و عناصر بصری عملا به موضوع اثر مبدل می شود و می توان تاثیرات ناشی از این عناصر را تنها محتوای اثر به شمار آورد. ویکتور وازارلی، که عمرش را یکسره وقف هنرهای بصری و نظریه های مربوط به ادراکات حسی کرده است، در خلق آثارش به تجربه نقش های موج دار، ضرب آهنگ های سکته دار، شکل های مکرر هندسی، جذابیت خطوط موزون، تغییرات ساختاری و جنبش نمایی های بصری می پردازد. او در تاثیر این عناصر می کوشد تا با ایجاد واکنش های بصری، ادراک بیننده را برهم زند و نوعی احساس لذت را در او بیدار سازد.(گودرزی، ١٣٨١، ٥٢٧)

وجود همین ویژگی و غلبه جنبه دکوراتیو و لذت بصری آثار او سبب تکثیر، چاﭖ و انتشار آن ها در سراسر دنیا شده است. از سویی دیگر نکته اساسی در آثار هنرمندان جنبش آﭖ آرت بهره گیری از جلوه های جادویی، حاصل از رنگ ها و عناصر بصری، در جهت ایجاد توهمی از حرکت و عمق است. در این توهم فرایند طبیعی و متعارف دیدن، اغلب از طریق ایجاد تغییر در ساختار عناصر بصری و رنگ های موجود در اثر، در معرض تردید قرار می گیرد

ﻭ نیاز به بازنگری ضروری می نماید. استفاده از روش های گوناگون برای ایجاد تصور حرکت و دگردیسی در قالب اشکال انتزاعی یکی از مهم ترین توجهات هنرمندان آﭖ آرت است. بهره گیری از ریتم های تکرار شونده، استفاده از اشکال هندسی مربع، مثلث، چند وجهی، مستطیل و دایره گاهی با نمای روبه رو و گاه به صورت یکبری، به کارگیری رنگ های درخشان بر زمینه های متضاد همگی از جمله روش هایی است که هنرمندان آﭖ آرت در القای حس حرکت، عمق، و به عبارتی ایجاد خطای باصره به کار می بندند.(گودرزی، ١٣٨١، ٥٢٨) با توجه به اهمیت آن چه گفته شد، به کارگیری همین تمهیدات در آثار گذشتگان نیز قابل بررسی است. خطای بصری، به نحوی از همان نخستین روزهای پیدایش هنر نقاشی در قالب نقاشی های غارها توجه نقاشان را به خود جلب کرد. ترسیم پیکره ها و حیوانات شکار بر دیوار غارها با در نظر گرفتن برجسته گی ها

ﻭ فرورفته گی های سطوح انجام می گرفت، به طوری که قسمت های حجیم و برآمده حیوان در بخش های برجسته دیوار نقش می شد تا به درک و تجسم واقعی حیوان کمک کند. از طرفی دیگر بدن حیوانات ترسیم شده بسیار کشیده

ﻭ اغراق آمیز به نظر می رسد که این موضوع خود تمهیدی بود به منظور بیان و القای حس حرکت. (هاورز، ١٣٦٢، ٥٨٦)

تصویر ۴- برجیت رایلی،۱۶۹۱ ماخذ: wikioedia.org/opart

فصلنامه علمی- پژوهشی

تصویر ۵- سفال سیلک، ۰۰۵۱ ق.م ماخذ: کامبخش فرد، ۵۹

با ورود به دوران نوسنگی و اختراع سفال، توجه هنرمندان ایران باستان به موضوع حرکت و ثبت آن در نقوش سفالینه ها همچنان تداوم یافت، به طوری که اکتشافات اخیر باستان شناسان در شهر سوخته واقع در سیسـتان و بلوچسـتان، خبر از کشف سفال انیمیشن١ با قدمت ٥٠٠٠ ق.م می دهد. این سفال تصویر بز کوهی، نماد ایران باستان است که برای چیدن گیاه مقدس هوم جست وخیز می کند و تداوم این حرکت را می توان به طور پیوسته به دورسفال مشاهده کرد. (تصویر٢)

تجسم حرکت، در نقوش هندسی سفالینه های ایران باستان نیز قابل جست وجو است. آن جا که هنرمند باستان با پدیده های متحرک طبیعت نظیر حیوانات، باد، رعد و برق و حرکت خروشان رودخانه ها مواجه می شود، از کیفیت عناصر بصری بهره می گیرد، و خطوط و اشکال هندسی را در پیچش های موزون، زیگزاگ و مواج در قالب ریتم های پیوسته و هماهنگ به کار می بندد. او نظیر همین تاثیرات را در القای شکل های دور و نزدیک نیز به کار می گیرد، تغییر در انحنا و ضخامت خطوط، بزرگی اشکال هندسی در سطوح جلوتر و ترسیم تقسیمات کوچک تر در انتهای ظروف سفالی، جملگی روش هایی است که هنرمندان عهد

باستان به آن توجه داشته ودر به کارگیری حس حرکت، بعد و توهمات بصری در نقش سفالینه ها به کار بسته اند.
اگر چه در این مقایسه باید اشاره کرد هنرمندان آﭖ آرت به منظور دستیابی هر چه بیش تر به جنبه های گوناگون خطای باصره، تحقیقات وسیعی را درباره ارزش ها، نسبت ها و تاثیرات متقابل رنگ ها انجام دادند که توجه به این امر شاید، به دلیل محـدودیت سطح و فضای سفال ها در آثار هنرمندان ایران باستان کم تر دیده می شود.