خلاصه

شناخت عوامل مؤثر در ایجاد تعلق خاطر و آنچه که انسان را در ارتباطی درونی با محیط قرار میدهد از مواردي است که بی توجهی به آن موجب بی هویتی بنا میگردد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه هاي تاثیرگذار بر ضمیر ناخودآگاه انسان درایجاد حس تعلق خاطر به فضا از طریق مبلمان تاریخی صورت گرفته است.لذا مفاهیم بنیادین فضا -مکان و ارتباط آن با لایه هاي پنهان روح و روان انسان با مطالعه اسنادي آراي اندیشمندان شناسایی نهایتاَو در کافی شاپ هاي محله جلفا مورد بازبینی قرارگرفت. حاصل پژوهش شناخت رازي است که در مبلمان تاریخی میباشد.سادگی و صراحت در بیان مفاهیمی که از طبع انسان و قوانین طبیعت تبعیت میکند و انسان امروزي براي رهایی از جریانات جامعه به آن پناه میبرد،این همان بازگشت به خویشتن خود و همسو شدن با طبیعت است.اینگونه مبلمانی تاریخی در ضمیر ناخودآگاه انسان تأثیر گذاشته و او را وابسته به خود میسازد.

واژگان کلیدي: تعلق خاطر، مکان، مبلمان، ضمیر ناخودآگاه،کافی شاپ

-۱ مقدمه

-۱ -۱ بیان مسئله

فضا و مکان، دو واژه اي که جایگاهشان در معماري چه بسا فراتر از تعاریف نوگرا و فرانوگرایی است که امروزه به این دو مفهوم وارد است. این مفاهیم درکافی شاپ هاي منطقه جلفا به لحاظ موقعیت تاریخی و نیز بافت جمعیتی آن از ویژگی هاي منحصر به فردي برخوردار است. در عموم این کافی شاپ ها غالباً مبلمان مورد استفاده از میز و صندلی ها گرفته تا پورتره هایی که بر روي دیوارها نصب شده همگی به نوعی یادآوري کننده مفهومی خاص از نوع فضا می باشند و براي افرادي که از آن مکان استفاده می کنند نوعی حس تعلق خاطر به فضا ایجاد می کند و باعث می شود که آن مکان در ذهن و روح افراد ماندگار شود. در این راستا پژوهش حاضر بر شناسایی مولفه هاي مؤثر در ایجاد حس تعلق خاطر به فضا از طریق مبلمان تاریخی در کافی
شاپ هاي محله جلفا متمرکز شده است.

-۲-۱ ضرورت تحقیق

– اهمیت نقش تعلق مکان در ارتقاء هویت مکانی.

دومین همایش ملی پژوهش هاي کاربردي در »مهندسی عمران، معماري و مدیریت شهري«

nd National Conference on Applied Researches in Civil engineering, Architecture and Urban planning٢

– نقش وابستگی به مکان در ماندگاري آثار معماري.

– نقش مبلمان تاریخی در ایجاد پیوند میان دوره ها و سبک هاي مختلف.

– شناخت مؤلفه هاي تاثیر گذار فضا در جهت سامان دهی هرچه بهتر عناصر داخلی.

– لزوم شناخت ارتباط میان روح مکان و ضمیر ناخودآگاه در جهت ایجاد فضاهاي زنده و سیال.

-۳-۱ سؤلات و فرضیات تحقیق

سؤال اصلی در پژوهش حاضر این است که چه رابطه ي تاریخی میان مبلمان در کافی شاپ هاي منطقه جلفا اصفهان در یک دهه اخیر و ضمیر ناخودآگاه مشتریان وجود دارد که باعث ایجاد حس تعلق خاطر به فضا می شود؟. و با توجه به مبانی نظري فرضیات تحقیق را می توان اینگونه عنوان کرد:

-۱ هر الگویی که تعیین می کنیم باید به صورت قاعده اي تبیین شود که رابطه اي را میان این ۳ برقرار کند:-۱ زمینه -۲ سیستم نیروهایی که در آن زمینه فعال است -۳ ترکیبی که به آن نیروها امکان دهد خود را در آن زمینه آزاد کنند.

-۲ در ارتباط با رابطه ي میان مبلمان و معماري می توان ۲ حالت را در نظر گرفت، نخست اینکه مبلمان و عناصر داخلی به عنوان برنامه دوم در نظر گرفته می شوند و این معماري است که به کمک سطوح می آید و ویژگی هاي یک فضا را مشخص می کند. حالت دوم طراح، برنامه تغییر فضایی را دارد که از قبل وجود داشته است این حالت در کافی شاپ ها می تواند حقیقت داشته باشد.

-۲ روش تحقیق

در پژوهش حاضر از بررسی تطبیقی استفاده شده است. بررسی تطبیقی »فرآیندي جامع، چند بعدي و سیستماتیک است که به دنبال یافتن تفاوت ها و شباهت ها در مورد پژوهش است].«٢٠٠٥[ Pickvance.١ این نوع پژوهش الگوهایی را که عمومیت دارند از محیط پژوهش اخذ می کند و به نوعی با تأکید بر تفاوتها و اختلاف هاي میان بستر پژوهش به درك بیشتر موضوع کمک می کند. پی یر (۲۰۰۵) بر این باور است که روش تطبیقی چارچوب تحلیلی مناسب تري را در اختیار طراحان قرار می دهد. در مطالعات تطبیقی دو روش کمی و کیفی مورد استفاده قرار می گیرند. پژوهش کیفی»در پی آنست که پدیده هاي اجتماعی -کالبدي را در زمینه اي پیچیده توصیف یا تبیین کند و با نگاهی کل نگر به تحلیل آن بپردازد].«گروت و وانگ» ۲[۱۳۸۸:۱۷۹پژوهشگران کیفی، اشیا را در موقعیت هاي طبیعی آنها مطالعه می کنند و می کوشند پدیده ها را برحسب معنایی که مردم به آن ها می دهند، مفهوم سازي یا تفسیر کنند].«گال، بورگ،۳[۱۳۹۱:۶۰ در این روش براي دیدگاه هاي افراد مورد تحقیق، ارزش قائل می شوند و می کوشند تا از دیدگاه هاي آنان آگاه گردند، »ضمن آنکه پژوهشگر و افراد مورد تحقیق با هم رابطه متقابل برقرار می کنند. این تحقیق هم حالت توصیفی دارد و هم تبیینی]«مارشال و راس من،۴[۱۳۷۷:۷ از آنجایی که تعلق خاطر داراي ماهیت اجتماعی-کالبدي است و مردم مرجع اصلی خاطرات جمعی محسوب می شوند، در پژوهش حاضر رویکرد غالب، رویکرد کیفی است که بر ماهیت اجتماعی واقعیت ها و اهمیت ارزش ها در فرآیند تحقیق تأکید دارد. با توجه به نوع رویکرد پژوهش به مقوله مبلمان، پژوهش، مقاله یا تحقیقی که به صورت مستقیم در ارتباط با این موضوع بررسی هایی انجام داده باشد یافت نشد، لذا سعی شده است که از منابع مختلف با موضوع ها و رویکرد هاي مختلف، اطلاعاتی مفید در ارتباط با موضوع جمع آوري کرد تا به مطالبی منسجم و مفید در ارتباط با موضوع رسید.

-۳ مبانی نظري و پیشینه تحقیقاتی

با توجه به اینکه در اکثر پژوهش هاي پیشین و نیز در منابع موجود در زمینه مبلمان، تنها به ذکر مشخصات فنی و اصول ارگونومی در طراحی مبلمان و نیز صرفاً مشخصات مبلمان در هر دوره اشاره شده است و همچنین در زمینه ساختار مکان و اصول ماندگاري اثر تنها به تعاریف و نسبت آن ها با معماري و حوزه ي دریافتی انسان اشاره شده است؛ در پژوهش پیش رو سعی بر آشکار ساختن ابعاد پنهان مولفه هاي مکان و ساختار آن از طریق شناخت هویت اثربخش مبلمان تاریخی، شده است. لذا کشف ارتباط میان مبلمان تاریخی و ضمیر ناخودآگاه انسان و نسبت این دو با ماندگاري اثر و ایجاد حس تعلق
خاطر به آن، از جمله موارد بدیع و تازه اي می باشد که در این پژوهش به بررسی آن پرداخته شده است.