مقدمه

موضوع پیش رو در واقع عنوان مطالعهای بوده است ه در حدود ی دهه گذشته، درباره بیش از ۳۰ مقبره در استان مازندران صورت گرفته و وظیفه اصلی آن، عالوه بر مطالعات تطبیقی، رسیدن به مبانی نظری مناسب برای حفاظت و مرمت بوده است.

این ابنیه در گستره جغرافیایی غرب تا شرق مازندران و در حوزههای اقلیمی وهستانی، جنگلی و جلگهای قراردارند. مقبرهها به بخشی از تاریخ سیاسی و مذهبی منطقه به ویژه در قرن ۸ و ۹ هجری قمری اشاره رده و در اسناد مختلف به صورت لی نام و نشانی از آنها آمده است.

موضوع مقابر به دلیل نوع زندگیای ه در آنها جریان دارد، بسیار حایز اهمیت است. برخی از آنها امامزاده هستند و به طور طبیعی مورد عنایت مردم، اهالی محل و ادارات و سازمانهایی ه به نحوی ذینفع هستند، قرار میگیرند؛ اما برخی دیگر مدفن و مقبره بزرگان و سرداران و افراد مشهور زمان خویش بوده ه به دلیل عدم توانایی در برآورده ردن نیازهای مادی و معنوی افراد منطقه، همچنان مهجور مانده و اینگونه به حیات خویش ادامه میدهند.۳

به طور معمول در دورههاي مختلف، آرامگاههاي حفظ

و مرمت ميگردد كه نوعي تقدس براي مردم شهر ا حتي مناطق دورتر اجادكند. بنابران مقابري كه براي اشراف زادگان ا عوامل غردني بنا شده بود از رونق افتاد و توجه خاصي به آنها نمیشد.
اصطالحاتی ه برای آرامگاهها-مقبرهاربردهمیشددرویشپیرمی شهریارتوانست تا حدودی بیانگر نوع خدمات قابل ارائه به زیارتنندگان باشد. بطور مثال واژ مزار به محل زارت گفته ميشد و هچگاه نميتوانست معنا و مفهوم بناهاي معماري را منتقل سازد. واژ مشهد اشاره به محل شهادت ا مدفن شهد دارد. بقعه خالصه شده بقعهالخر عني محل كار خر ميباشد

و بدن دلل، ان محل به عنوان مكان كار خر معروف شد كه در كنار قبور مذهبي، تسهالت و امكانات رفاهي براي زائرن مهیا بود. ان امر كامالً در وقفنامههاي امان آرامگاهي مانند بقعه دروش فخرالدن بابل، بقعه گلما دروشساري، امامزاده رضای نور مشهود است.۴

اغلب برج های مقابر در ایران، در خالل سالهاي۳۹۰ الي ۵۶۹ ه.ق ساخته شد. بخش زادي از ان آرامگاهها براي امران، جنگجوان و سپهساالران بنا گردید.۵ اغلب این امان دارای پالن چهارضلعی، دایره و.. هستند و در نوع پوشش با یدیگر متفاوت میباشند. گاهی گنبدی تیزهدار

بر فراز آنها ایجاد گردید، گاه مازهدار و در برخی اوقات نیز به شل تخت هستند. ما در طول قرن ۹ ه.ق نوع ساده شده مقابر مورد اشاره در مازندران به شدت رواج افت و بدن ترتب پس از این دوره، برج مقبره به شدت سر نزولي خود را طي نمود و هچگاه مثل سابق مورد استفاده قرار نگرفت و جاي خود را به مقبرههاي با گنبد ر داد مانند امامزاده صالح ساري و شمسآل رسولآمل.

مقابر مورد مطالعه )جداول شماره۱ تا)۵ مربوط به دورهها و اقلیمهای مختلف مازندران هستند ه عبارتند از:

-۱ مقبره درویش علمبازی بابل

-۲ برج سرست بابل

– ۳ مقبره درویش فخرالدین بابل

-۴ مقبره سید بیر بابل

-۵ مقبره سید محمد طاهر بابل

-۶ مقبره امامزاده عباس ساری

-۷ مقبره آقا شیخ نیه رزن

-۸ مقبره سالطین استندار بلده

-۹ مقبره ناصر الحق آمل

-۱۰ مقبره امامزاده جعفر می گوش جور

-۱۱ مقبره درویش امیر ناسنگ جور

-۱۲ مقبره امامزاده عیسی خندق ساری

-۱۳ بقعه گلما درویش ساری

-۱۴ بقعه امیر سید مال ساری

۱۵

-۱۶ مقبره امیر بابلانی بهشهر

-۱۷ مقبره امامزاده صالح مرزرود ساری

-۱۸مقبره درویش رستم زانوس اطاقسرا

-۱۹ برج مقبره ذریا شروه

-۲۰ مقبره امامزاده رضای نور

-۲۱ مقبره خارمیان ساری

-۲۲ مقبره امامزاده هاشم تیرتاش

-۲۳ مقبره امامزاده علی ابر اوسا

– ۲۴ مقبره شاطر گنبد ساری

-۲۵ مقبره امامزاده عبداهلل وانا

-۲۶ مقبره امامزاده جوانمرد حمزه هرود

-۲۷ مقبره امامزاده هشتل علیا

-۲۸ مقبره امامزاده خضر آمل

-۲۹ برج مقبره یا داوود یوش

-۳۰ مقبره سیف الدین چالو آمل

تاریخ شکل گری مقابر

كشف آثاري از گورهاي ساده- دوخانهاي، ك خانه به همراه مرده، سردابهاي و گورهاي خشتي )براي سرداران( در سلك كاشان، تپه حصار دامغان، تورنگ تپه گرگان، شهر سوخته سستان، گودن تپه و … داللي بر جهتگري آرامگاه از دوران پیش از اسالم به سوي شكلگري مناسبتر بوده است.

در دوره مادها به دلل اعتقاد به دن مزدسنا، مردگان درون دخمههاي صخرهاي در اختار جانوران قرار ميگرفتند تا استخوانهای آنها بهطور كامل پا گردد. آرامگاههاي صخرهای هخامنشي نز به تبع آرامگاه مادها )به دلل ادغام قلمرو مادها به قلمرو هخامنشان و گسترش محدود امپراتوري به طرف شمال و دوري از تمدن االم و جنوب بن النهرن( با همان شل ساخته شد. آرامگاههایي چون نقش رستم و آرامگاه داروش -كه كي از دالل حفظ آنان تاكنون استفاده از نام شاهان اسطورهاي و احترام خاص ارانان به شاهان افسانهاي بوده است- معرف سبك و ساق ویژه در ش و ساخت آرامگاه ها در اران پیش از اسالم هستند. هر چند كه در ان مان مي توان آرامگاه كورش را از نظر شكل ك استثنا دانست ولي بساري از متفكران آنرا آخرن آرامگاه زگوراتي ميدانند.

بي تكلف و ضد تشرفات بودن پارتان و دور بودن آنان از سرزمنهاي تمدن قدم نز دللی بر عدم پیشرفت در ساخت آرامگاه در حدود پنج و نیم قرن حكومت سلوكان

و اشكانان بود. هر چند كه در برخی آرامگاهها نفوذ هنر هخامنشي و در برخي دیگر چون آرامگاه – پرستشگاه كنگاور نفوذ هنر وناني به چشم ميخورد ولي ساخت آرامگاه بهدلل انكه آنان مردگان خود را بر خالف مادها

و هخامنشان دفن نموده و ا ميسوزاندند، رشد كافي نداشته و تنها استودانهاي از آن دوران باقي مانده است.

ساسانان از برجهاي به عنوان آرامگاه استفاده نمودند كه با مصالحي چون سنگ و مالت ساخته ميشد و به آن استودان ميگفتند. شاد بتوان انگونه برداشت رد كه استودانهاي مورد بحث تا حدودي تحت تأثر استودان هاي زرتشتي )كعبه زرتشت( قرار گرفته و پس از گذشت چند قرن به ان شكل درآمدند.

پس از ساسانان و با آمدن دن مبن اسالم، ساخت آرامگاه به شدت زر سؤال رفت؛ به طوري كه پامبرارم

)ص( فرمودند «بر مؤمنن پسندده است بر روي قبر هچ بناي ساخته نشود بلكه الزم است قبر با زمن به طور كامل همسطح باشد.» در آن زمان مسلمانان، بنا به دستور حضرت محمد )ص( باد از هرگونه گره و شون، ناله و زاري بر روي مزار مردگان دوري ميجستند و شدت كار به آنجاي رسد كه مدفن مردگان ميباست با زمن هم سطح ميگشت و اثري از آن باقي نميماند )غروی، .)۸۹ :۱۳۷۸

بدن ترت ب درصدر اسالم نميتوان هچ اثري از آرامگاه دد؛ چنانكه پامبر ارم )ص( در خانه خود دفن گشتند و بعد از ۷۰ سال قبر پامبر به دست ولد، خلف اموي، بنا گردد. ولي با ان حال تا قرن دوم و سوم ه.ق برخي خلفا در داخل خانههاي خوش دفن ميشدند. اما در همان سالها با ان استدالل كه زمن باالي گور سرداران بزرگي كه در جنگهاي مرزي كشته ميشدند باید از تعرض باد و باران دور باشد، احداث ساهبان جاز شد و پس از مدتی قبر اصحاب بزرگ پامبر نز به وسل شاخصهاي چوبي و چادري پوشانده و به نام قبور ساهباني معروف شد. به هر حال در صدر اسالم، رواج عقدههاي بنادي اسالم مانع از آن شد كه توسع آرامگاهها شكل اساسي به خود گرد. با ان وجود و با توسل به بناهاي باقيمانده از آن زمان، گسترش ساخت آرامگاه را ميتوان از قرن۴ ه.ق به بعد جستجو نمود )غروی،.)۸۹ :۱۳۷۸

در دوره سامانیان مقبر امر اسماعل ساماني، گنبد قابوس وگنبد علي ابرقو ساخته شد ه به نظر می رسد ه هری به نوعی از معماری پیش از اسالم الهام گرفته اند. ُسنان سلجوقي شكل آرامگاهها را متنوع كرده و ساختاری به نام برج – مقبره را به وجود آوردند كه بر ارتفاع گراي تأكد مي نمود. در قرن ۸ و۹ ه.ق ساختمان هشت گوش جس م و با بام چند وجهي و نماي سه قسمتي، معار تعدادي از آرامگاه هاي شعي قم شد؛ مانند مقابر سهگانه در باغ سبز كه در قرون بعد نز در نقاط مختلف كشور اجرا گردد. ان مقبرهها كه در قسمت كف داراي فضاي وسعتري از برجهاي سلجوقي بودند در طول قرن ۹ ه.ق نوع ساده شده این نوع مقابر در مازندران به شدت رواج افت مانند امامزاده صالح ساري، شمس آل رسول آمل و … .

زارتگاههاي كه قبور سادات است مانند امامزاده عباس ساري، امامزاده هاشم ت رتاش، امامزاده جوانمرد حمزه و نیز مقابری ه مدفن علما می باشد مانند مقبره مربزرگ آمل، ناصرالحق آمل، شمس آل رسول آمل، مقبره سدكبر بابل در قرن۹ه.ق در مازندران ساخته شدند )جداول شماره ۱تا .)۵

دوم، شماره اول، سال پژوهشی، -علمی فصلنامۀ دو فرهنگی تاریخی، بافتهاي و آثار مرمت، نشریۀ
۱۳۹۰ زمستان و پایز

۷۷

۷۸

آمل رسول آل شمس مقبره معرفی موردی: نمونه مازندران در ق.ه ۹ و ۸ قرن های مقبره – برج مطالعه و بررسی

جدول .۱ مطالعات تطبقي مقابر مازندران

جدول. ۲ مطالعات تطبقي مقابر مازندران

دوم، شماره اول، سال پژوهشی، -علمی فصلنامۀ دو فرهنگی تاریخی، بافتهاي و آثار مرمت، نشریۀ
۱۳۹۰ زمستان و پایز

۷۹

۸۰

آمل رسول آل شمس مقبره معرفی موردی: نمونه مازندران در ق.ه ۹ و ۸ قرن های مقبره – برج مطالعه و بررسی

جدول .۳ مطالعات تطبقي مقابر مازندران

جدول. ۴ مطالعات تطبقي مقابر مازندران

دوم، شماره اول، سال پژوهشی، -علمی فصلنامۀ دو فرهنگی تاریخی، بافتهاي و آثار مرمت، نشریۀ
۱۳۹۰ زمستان و پایز

۸۱

۸۲

آمل رسول آل شمس مقبره معرفی موردی: نمونه مازندران در ق.ه ۹ و ۸ قرن های مقبره – برج مطالعه و بررسی

جدول .۵ مطالعات تطبقي مقابر مازندران

تصویر .۱ تصاویری از آرامگاه های مربوط به دوره سامانی و سلجوقی

مقبرههای قرن ۸و۹ هجری قمری در مازندران

در دوره تیموری كنارههاي دراي خزر شامل دو ناحه بود: مازندران در شرق و گالن در غرب. گنبد كاووس در مازندران به عنوان شهري با راه نظامي، چراگاه تابستاني، زمستاني و مركز مهم بازرگاني در امتداد نشابور-گرگان مورد توجه فرمانروایان بود. در ان مناطق به دلل وجود جنگلهاي فراوان، آب و هواي مرطوب و مردابهاي بزرگ، احداث راه دشوار بود تا انكه از دوران صفوي به بعد راه سنگفرش ساخته شد. وضع جغرافاي ان مناطق به صورتي بود كه سلسلههاي كوچكي در آباديهاي كوچك، جدا ازهم، تشكل شده بودند و هر كدام منطقه خاصي را تحت سلطه خود داشتند.۶

تمور در سال ۷۹۵ ه.ق از جانب مشرق وارد ان منطقه شد و پس از غارت شهرهاي آمل و ساري، فرمان قتل عام اهالي گرگان و گنبد را صادر كرد. در آن زمان سلسله سادات مرعشي از سال۷۶۰ه.ق در مازندران حكومت ميكردند و تا سال ۹۸۹ه.ق در آن مناطق فعالتهای عمرانی زادي را انجام میدادند. با ان حال تموران با تصرف مازندران، مقبره قوام الدن را خراب و حاكم آمل را تبعد نمودند )هلن براند، .)۲۵۳ :۱۳۷۷ ناحه مازندران داراي صدها روستاي كوچك و دهها شهر بود كه در ان مان شهرهاي آمل، اشرف، بارفروش )بابل كنوني(، مشهدسر )بابلسركنوني(، ساري و استرآباد )گرگان كنوني( از همه مهمتر بودند. ساري مركز سادات مرعشي بوده و دققاً در همین دوره در اغلب نقاط مازندران برج هاي آرامگاهي زیادی ساخته شد. توجه و حمات پادشاهان و درباران بشتر بر آرامگاه های مذهبی متمركز بود؛ زارتگاههاي قدمي مورد تعمر و مرمت قرار مي گرفت و زارتگاه هاي جدیدی احداث و اغلب آنها تز۳ن ميشد.

مقابر ان دوره با پالنهاي مختلف، نشانگر الگوی معماري

آرامگاه هاي دوره تموري است. مقابري كه در ان زمان ساخته شده اند اغلب با پالنهاي چهارضلعي، چندضلعي و صلبي دده ميشوند. ساختمانهای چند ضلعي كمتر از بقه موارد در معماري آرامگاههاي قرن ۸ و ۹ه.ق وجود دارد. مقابر مربع شكل۷ داراي ك ورودي و نماهاي تزین دار است. البته نميتواند در تز۳ن با نوع چندضلعي۸ برابري نماد و لكن نقطه مشتر اغلب آنها جلوخانی است كه به صورت طاق در آرامگاه ها وجود دارد.
اعمالي كه در مقابر مذهبي )زارتگاهها( انجام ميشد موجب آن گشت ه فضاهای دیگری نیز در دورههای بعدی به هسته اصلی الحاق گردد. در ان فضاها انجام اعمالي مثل تالوت قرآن و ادعیه و اقامه نماز انجام می گرفت. فضاهای مذور از دو قسمت كفشكن و زارتخان۹ تشكل ميشد. شكلهاي دگري چون صلبي كه از تركب دو مربع با وروديهاي چندگانه خود را نماان ميسازد، در نمه آخر دوره تموري مرسوم شد.

برج مقبرهها براي زارت ساخته شده بود و در برون شهر، نزدك گورستان و در كنار قبرهاي كه با سنگهاي سخت خشن مشخص شده بودند، قرار داشتند. نقشه سقف آنها به شل عرقچین، مربع، هشت ضلعي و دوازده ضلعي بوده و با مصالحي چون آجر قرمز رنگ ساخته شده و داراي ك نظام انتقالي، بام هرمي ا مخروطي شكل بودند.