چکیده

مطــابق بــا آخــرین تحقیقــات انجــام شــده غیــر رســمی قــدیمی تــرین ســفال مکشــوفه بــه دوازده هــزار ســال قبــل از مــیلاد بــاز مــی گــردد. از ظــروف گلــی و ســفالی مــی تــوان بــه ظــروف دوره اوروک اشــاره کردکــه بیشــتر جنبــه کــاربردی دارنــد. یکــی از ســفالهای شــاخص ایــن دورکاســه لبــه واریختــه مــی باشــد کــه جایگــاهی ویــژه در تــاریخ ســفالگری و باســتان شناســی خــاور نزدیــک دارد. ایــن ویژگــی نــه بــه دلیــل ســادگی و زمختــی کاســه لبــه واریختــه بلکـــه بیشـــتر بـــه دلیـــل کمیـــت حیـــرت آور و پراکنـــدگی وســـیع جغرافیـــای آن اســـت. ضـــرورت پـــرداختن بـــه ایـــن موضـــوع از آنجـــا روشـــن مـــی شـــود کـــه بتـــوان میـــزان رشـــد وپیشـــرفت روابـــط فرهنگـــی و تجـــاری ایـــن دوران را روشـــن کـــرد و میـــزان پـــراکنش و گســـتردگی آن را مـــورد مطالعـــه قـــرار داد. در ایـــن تحقیـــق از روش کتابخانـــه ای و تجزیـــه و تحلیـــل و بررســـی داده هـــا اســـتفاده شـــده اســـت. نگارنـــدگان در جســـتار پـــیش رو ســـعی در شناســـاندن ویژگی ساختاری، فنی و تشابه سفالی دوره اروک در مناطق کوناگون دارند.

واژگان کلیدی:

اوروک، کاسه لبه واریخته، روابط فرهنگی و تجاری، پراکنش و گستردگی

۱ دانشجوی کارشناسی ارشد تهران مرکز

۲ دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه سیستان و بلوچستان

۱

مقدمه:

در منطقهی غرب چهارمحال و بختیاری؛ شهرستان اردل تاکنون مطالعات باستان شناسی هدفمندی انجام نشده و تنها آگاهی ما از این منطقه تا پیش از انجام بررسیهای باستانشناختی در بخش میانکوه محدود به بررسی آلن زاگارل در سال ۱۹۷۷م در درهی هلوسعد است که تنها اشاره به دو محوطهی نوسنگی و مس و سنگ کرده است. زاگارل سفالهای محوطه نوسنگی آن را در گروه قلعه رستم I تا III تاریخگذاری کرده است ( زاگارل، .( ۳۶ : ۱۳۸۷ روستای هلوسعد در حاشیهی رودخانهی سرخون یکی از شاخابههای رودخانه کارون قرار دارد. محوطههای پیش گفته، اخیراً به علت ساخت و ساز روستاییان به کلی نابود شدهاند و تنها قطعات پراکندهی سفال آنها را میتوان در حاشیهی روستا درون زبالههای خانگی و خاکهای برداشت شده روستاییان جهت ساخت و ساز مشاهده کرد. در سالهای اخیر با توجه به ضرورت تهیهی نقشهی باستان شناسی کشور بررسیهای گستردهای در سطح استان انجام گرفت، از جمله فصل اول بررسی و شناسایی بخش میانکوهِ شهرستان اردل که در پاییز ۱۳۸۸ به سرپرستی علیرضا خسروزاده و با همکاری دیگر نویسنده به مرحلهی اجرا درآمد و محوطههای مختلفی از دوران پیش از تاریخ تا اسلامی شناسایی و ثبت شد ( خسروزاده، .( ۱۳۸۸ هیئت در حوزهی رودخانهی سرخون و تقریباً در بخشهای جنوبی آن در نزدیکی روستای متروکه شیاسی محوطهای با سفالهای شاخص نوسنگی کشف کرد. این محوطه در بیان بومی، پشتهی بِلابیده۱ نام دارد. محوطه در سال-های اخیر به شدت آسیب دیده، شخم خورده و به زیر کشت گندم دیم رفته است. با توجه به وجود درههای کوچک با دامنههای شیبدار، و پتانسیل محدود کشاورزی در این حوزه، کشاورزان هرجاییکه را که در دسترس بوده تسطیح کرده، شخم زده و به زمین زارعی تبدیل کردهاند. به دلیل حاصلخیزی خاک محوطههای باستانی این حوزه، و اهمیت آن در تقویت زمینهای زراعی، بیش از

سایر نقاط در خطر نابودی قرار دارند. بنابراین لازم است تا پیش از نابودی کامل مورد بررسی و مطالعه قرار گیرند. اهمیت این حوزه، و به طور کلی منطقه بختیاری از نظر مطالعات دورهی روستانشینی، موجودیت فیزیکی میان دو منطقهی متفاوت خوزستان و فارس، با گونههای زیستی مشابه آن دو منطقه، و گونههای زیستی خاص خود میباشد که در ادبیات باستان شناسی اِکاتانس((Ecotones نامیده میشود ( هول، .( ۳۵ : ۱۳۸۱ به طورکلی این پژوهش بر دو مسئلهی زیر تأکید دارد: (۱) ارتباط حوزهی رودخانهی سرخون با تأکید بر گونه شناسی سفالهای پشته بلابیده با دیگر بخشهای استان، و مناطق خوزستان و فارس

چگونه است؟ (۲) نقش عوامل جغرافیایی و محیطی در شکلگیری محوطه ی مورد مطالعه چگونه ارزیابی میشود؟

جغرافیا و زیست محیط حوزهی مورد مطالعه:
حوزهی آبریز سرخون که محوطهی مورد مطالعهی ما در آن قرار گرفته، در تقسیمات سیاسی جزئی از بخش میانکوهِ شهرستان اردل به شمار میرود. منطقه میانکوه بخش کوهستانی شهرستان را تشکیل داده و مساحتی معادل ۳۲۸۶۳ هکتار (تقریباً۷۶۰ کیلومترمربع) دارد ( حاجیپور و قاسمی، ) ( ۳ :۱۳۷۹ نقشه.(۱ از نظر ساختار زمین شناختی، نوار باریکی از روراندگیهای زاگرس چین خورده این بخش را به وجود آورده است. جهت ارتفاعات آن شمال غربی- جنوب شرقی است و هرچه از شمال غرب به جنوب شرق حرکت کنیم از ارتفاع آنها کاسته شده و در نهایت به جلگهی نسبتاً پست لردگان منتهی میشود. این حوزه دارای دره-های فرعی زیادی است که بسیاری از آنها به درهی رودخانه سرخون منتهی میشوند. در کل ترکیبی از کوههای بلند و درههای عمیق با دشتهای بسیار کوچک با پتانسیل اندک کشاورزی را میتوان در این حوزه مشاهده کرد، که امکان کاربری متفاوتی از زمین را فراهم کرده است ( زاگارل، ) ( ۲۲ :۱۳۸۷ نقشه( ۲ بدین صورت که در حواشی رودخانهی سرخون، در درههای سرخون، هلوسعد و شیاسی روستاهای کوچکی ایجاد شده که زندگی کنونیشان وابسته به این رودخانه است. ساکنان آن، اندک زمینهای حاشیهی رودخانه را به صورت تراس درآورده و از آب آن جهت کشت برنج سود بردهاند. به علت اندک بودن زمینهای کشاورزی و

۱٫ به معنی گمشده

۲

نبود امکانات کافی جهت انتقال آب رودخانه به بخشهای مرتفعتر، این مناطق تقریباً تسطیح شده و به زیر کشت محصولات دیم رفتهاند. با وجود این محدودیتها ، مراتع و جنگلهای کافی جهت تغذیه دام و سایر مصارف ساکنان آن حوزه موجود میباشد. پوشش گیاهیِ غالب آن، درختان متراکم بلوط و گون است. این حوزه در پهنهبندی اقلیمی، به سبب نزدیکی به خوزستان دارای اقلیم نیمه گرمسیری با تابستانهای گرم و خشک است.

پشته بلابیده:
این محوطه در ۵۰۰ متری شمال شرق روستای متروکه شیاسی، در درهی کوچک معروف به دره قنات، و در یک چشمانداز تپه-ماهوری در ۲/۵ کیلومتری بخش شمال شرقی رودخانهی سرخون قرار گرفته است. دلیل نامگذاری این دره به دره قنات به سبب احداث چند حلقه قنات برای مشروب کردن مزارع برنجی است که در بالادست شیاسی متروکه و جنوب محوطه قرار گرفتهاند. جاده خاکی منتهی به سرچشمهی این قناتها درست از بخش میانی محوطه عبور میکند. محوطه بر سطح و دامنهی پشتهای کم ارتفاع، در دامنهی جنوبی کوهی نسبتاً مرتفع قرار دارد. محوطه از سوی جنوببا شیبی نسبتاً ملایم به مزارع برنج ختم میشود. سطح محوطه توسط کشاورزان شخم خورده و به زیر کشت گندم دیم رفته است. خاک محوطه خصوصاً بخشهایی که شخم عمیقتری خورده، به علت درصد بالای فسفر و پتاس موجود در بافت دانهای آن، تیرهتراست. پراکندگی سفال نیز بیشتر در همین بخشها دیده میشود.

چشمانداز کلی محدودهای که محوطه در آن شکل گرفته، به شکل تپه ماهورهای به هم پیوستهای است که به همراه کوههای صخرهای پستی و بلندیهای متفاوتی را به وجود آورده است ( تصویر.( ۱ از سوی شمال و شمال شرق بر ارتفاع این تپهماهورها افزوده شده تا به کوههای مرتفع، و از سوی جنوب به درهی عمیق شیاسی و بستر رودخانهی سرخون منتهی میشود. سطح این تپه ماهورها و اطراف محوطه درختان پراکندهی بلوط به چشم میخورد. برسطح محوطه شمار فراوانی لاشهسنگهای کوچک و بزرگ و در شرق آن چند برونزد صخرهای بزرگ دیده میشود. ارتفاع آن از سطح آبهای آزاد ۱۵۵۴ متر، و همانند بیشتر محوطههای نوسنگی جنوب و جنوب غرب ایران کمتر از ۱ هکتار وسعت دارد ( بهرامینیا، .( ۲۹ : ۱۳۹۱

سفال محوطهی بلابیده و ارتباطات درون منطقهای و برونمنطقهای:

سفالهای بدستآمده از این محوطه دارای خمیرهای به رنگ نخودی خاکستری، نخودی زرد، نخودی قهوهای و کرم سبز هستند. در خمیرهی بیشتر آنها علاوه بر مواد گیاهی، از ماسه، شن ریز و ذرات ریز سفیدرنگ و گاهی شن ریز به عنوان ماده چسباننده استفاده شده است. مغز بیشتر آنها طیفی از نخودی تا خاکستری است. کیفیت ساخت بیشتر آنها متوسط، اما شماری سفال ظریف نیز در بین نمونهها دیده میشود ( جدول۱؛ تصویر.( ۲ تمامی سفالها دست سازند و بیشتر آنها پوششی غلیظ به رنگ کرم یا قرمز برسطح خارج یا داخل دارند. بر سطح شماری از آنها نیز اثر صیقل به شکل خطوط افقی یا عمودی دیده میشود. شمار زیادی از سفالها دارای نقش هستند که این نقش اغلب بر سطح بیرونی ظرف دیده میشود. نقوش به رنگ سیاه، قرمز یا قهوهای قرمز و به شکل خطوط موازی و مورب، زیگزاگی، لوزی، و خطوط مورب محصور در نوارهای نسبتاً پهن اجرا شده است ( تصویر.( ۲ شکل شاخص آنها را کاسههای با دهانهی باز و لبهی به خارج برگشته تشکیل میدهند ( تصویر( ۳ که بخش داخلی آنها بیشتر صیقلی شده است ( بهرامینیا، .( ۴۵ : ۱۳۹۱

آنچه در مقایسه تطبیقی سفالهای بلابیده با قلعهرستم، موشکی و جری دیده میشود وجود کاسههای با لبهی به خارج برگشته و کاسه یا کوزهی با بدنه زاویهدار است که در تمامی این محوطهها به چشم میخورد ( .( Sumner, 1972: 36-37 وجود این گونهها در پشتهی بلابیده، نشاندهندهی پیوستگی بالای میان فرهنگهای مناطق مرتفع، در زاگرس جنوبی ( حوزه کر ) و جنوب زاگرس مرکزی ( منطقه بختیاری ) به بهترین شکل ممکن است. هرچند که این پیوستگیها درکلیات بوده اما در جزئیات فنی کاملاً با هم فرق دارند. در برخی از نمونهها علاوه بر شکل، نوع پوشش و مادهی چسبانندهی مشابه با مناطق یادشده به کار رفته

۳

که شاید در مشابهت زمینریختی، جغرافیایی، زیستمحیطی و خاک، و یا ارتباطات میان دو منطقه با استفاده معابر و ایل راههای تنگ و پرپیچ و خم درههای کوهستانی باشد. حوزهی رود کر از درههای میانکوهی موازی و وسیعی شکل گرفته، که عموماً محل گذر عشایر کوچرو است و مرکز آن به صورت صاف و هموار دیده میشود