چکیده

کتاب تاریخ بیهقی و قابوسنامه از آثار بسیار ارزشمند زبان فارسی در قرن پنجم هجری به شمار می آیند . هر کدام از این دو کتاب دارای ویژگی های خاص به خود می باشند.که می توان آنها را جزئی از میراث فرهنگی ایران نامید. تاریخ بیهقی از کتاب های تاریخی و ادبی مهم به شمار می آید و از باب اطلاعاتی که درباره مسائل مختلفی مانند تشکیلات درباری و آداب و عادات مختلف ، مراسم و جشن ها و تشریفات رسمی و حوادث تاریخی که دارد سودمند است .همچنین اندوخته بزرگی از امثال و حکم دارد .قابوسنامه نیز یکی از کتاب های ارزشمند در ادبیات فارسی به شمار می رود که می توان آن را نصیحت نامه نام گذاشت کتابی تربیتی و اخلاقی است و شیوه نگارش هر دو کتاب به نثر ساده می باشد. در این پژوهش سعی بر آن است نخست به این سوال پاسخ دادهشود که اصلاً فرهنگ و میراث فرهنگی چیست ؟ پس از آن قصد بر آن است که به ریشه یابی امثال و حکم در ادب فارسی پرداخته شود. سپس به مقایسه اجمالی امثال و حکم در تاریخ بیهقی و قابوسنامه و اینکه بسامد تکرار مثل ها از حیث مضمون و محتوا در هر کتاب چگونه بوده ، پرداخته خواهد شد.

کلید واژه ها : امثال و حکم ، تاریخ بیهقی ، قابوسنامه

مقدمه :

تاریخ بیهقی آیینه روشن عصر غزنوی است که نویسنده آن با باریک بینی و ژرف نگری بیشتر جلوه های زندگی اجتماعی را با خامه ی توانای خود بر دفتر ایام نقش بسته است.

شش مجلد بدست آمده از تاریخ بیهقی در بر گیرنده ی حوادث روزگار پادشاهی امیر مسعود فرزند سلطان محمود غزنوی است

æ جنگ با ترکمانان و شکست دندانقان وبر تخت نشستن طغرل سلجوقی و تعریف ولایت خوارزم و تاریخ آن از هنگام انقراض مآمون و افتادن آن سرزمین بدست سلطان محمود و حکمرانی آلتونتاش حاجب در آن سامان تا چیرگی سلجوقیان . علاوه بر این گونه مطالب که اساس کار مورخ است ، آگاهیهای سودمندی هم از سامانیان و صفاریان و طاهریان و سلجوقیان در این اثر نامدار می توان یافت ،همچنین نام گروهی از شاعران پارسی گو وتازی و نزدیک به چهار صد بیت از اشعارشان نیز در کتاب آمده است .علاوه بر این تاریخ بیهقی اندوخته ی بزرگی از امثال و حکم دارد (بیهقی،(۲۴:۱۳۹۰که در این پژوهش به بررسی امثال و حکم پرداخته خواهد شد.

نویسنده ی کتاب قابوسنامه امیر عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندربن قابوس بن وشمگیرابن زیار ،از شاهزادگان خاندان زیاری است . این خانواده در قرن چهارم و پنجم هجری در شمال ایران به خصوص در گرگان و طبرستان و گیلان و دیلمستان و رویان و قومس و ری و جبال حکمروایی داشته اند . امیر عنصرالمعالی قابوسنامه را در چهل و چهار باب برای پسرخود گیلانشاه نوشنه و خواسته است بدین وسیله حاصل تجربیات خود را در اختیار فرزندش بگذارد و او را راهنمایی کند و

۱ استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان و بلوچستان
۲ دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان و بلوچستان-sudabeh.salimi@yahoo.com

مسائل مختلف زندگانی و هنرها و پیشه ها ی گوناگون آن را به او بیاموزد.(عنصرالمعالی،(۵۴:۱۳۴۹ عنصرالمعالی نیز در نگارش کتاب به مناسبت هر باب از امثال و حکم هایی استفاده کرده است که در این پژوهش تا حد امکان به بررسی آنها پرداخته خواهد شد همچنین به مقایسه مثل های هر یک از دو کتاب بر اساس مضمون و محتوا پرداخته می شود .در این بخش از مقاله ابتدا به مسئله فرهنگ و اینکه میراث فرهنگی چیست پرداخته می شود.

منظور از فرهنگ در ادب فارسی

فرهنگ به مفهوم عام خود،روش زندگی کردن و اندیشیدن است و حاصل می شود از مجموع دانسته ها و تجربه ها و اعتقادهای یک قوم. استنتاجی است که ملتی در طی قرن های متمادی از دریافت های خود از زندگی کرده.به همین سبب یکی از موجبات غنای فرهنگ را، درازی عمر کانون آن می دانند.زیرا فرهنگ مجموعه ارزش ها و آیین های خوب است،وهر چه زمان بیشتر بر قومی گذشته و فرصت های بیشتری به دستش داده شده باشد،افزونتر خواهد توانست سرمایه ی معنوی ذخیره کند.(اسلامی ندوشن،(۳۵:۱۳۷۱

برای شناخت مردم ،هر قوم و قبیله ای و ایل و طایفه ای،باید فرهنگ عامه یا فولکور محلی آنها را مورد بررسی قرار داد. مطالعه ی آداب و سنت ها و آیین جشن ها ی مذهبی و ملی،عقاید و عادات،قصه ها و افسانه ها،امثال،وترانه ها و اشعار آنها، ما را به احوال و افکار و ذوق و هنر و روحیات آن مردم آشنا می سازد و در لابلای فرهنگ مردم،ما به بسیاری از نکات دقیق ادبی،اخلاقی، اجتماعی،وانتقادی و دقایق اوضاع زمان و طرز زندگی و عادات و رسوم و تخیلات و نوع اندیشه های آنها آگاه می شویم . (میرنیا،(۹:۱۳۷۸
ما وقتی از فرهنگ گذشته،یا میراث فرهنگی ایران سخن می گوییم، باید به تعیین و تقویم دو چیز بپردازیم:یکی آنکه ایران در طی تاریخ چه راه و رسمی در زندگی پذیرفته ؛ دیگر آنکه چه آثاری در جهت گشایش و عمق زندگی به وجود آورده است . اما این کافی نیست که بگوییم در گذشته چه داشته ایم؛ قدم دوم این است که ببینیم چه مقدار از این ذخیره ی هنگفت به درد امروز می خورد، یا به عبارت دیگر چه قسمت هایی از آن هنوز زنده است.(اسلامی ندوشن،(۳۹:۱۳۷۱ با این مقدمه درباره ی فرهنگ و میراث فرهنگی به این نتیجه می رسیم که ادبیات فارسی سرشار از آثار فرهنگی درخشان و ارزشمند می باشد که در این پژوهش دو اثر ارزشمند و مهم تاریخی و ادبی تاریخ بیهقی و قابوسنامه از لحاظ امثال و حکم مورد نقد و بررسی قرار می گیرد که با مطالعه این دو اثر گرانبها پی به فرهنگ غنی ایران می بریم.

ریشه یابی امثال و حکم :

مثل در لغت به معنی مانند و شبیه است . این کلمه عربی است و ریشه آن از ماده مثول به معنی شبیه بودن چیزی به چیز دیگر است .( دهخدا،ذیل واژه مثل) وبه معنی ،شبیه ، برهان و دلیل،منطق سخن ،پند وعبرت و نشانه و علامت است ، اما در اصطلاح خاص ادبی نوع خاصی است که در فارسی معادل داستان به کار می رود. (ذولفقاری ،(۲۰:۱۳۸۴ و “حکم”جمع حکمت است ،از دسته ی ادب و غرر و درر و لطایف نکت و بذله ها ( دهخدا،ذیل واژه حکم)

در تعریف دیگر مثل گفته می شود که :یکی از انواع کلام که در محاورات عادی مردم مورد استعمال فراوان دارد مثل یا به تعبیر عامیانه متل است. مثل(بروزن عمل)سخنی کوتاه و قابل حفظ و جالب توجه است که مایه ی آن از تجارب یا حوادث یا افعال یا اشیائی که ذهن گوینده و شنونده غالباً با آن آشناست،فراهم می آید و در هنگام مکالمه یا مباحثه درباره ی مطلبی به علت مشابهتی که مفهوم مثل از جهتی مستقیم یا غیر مستقیم با موضوع بحث دارد برای تایید یا تردید آورده می

شود.(بشیری،(۹:۱۳۷۵ گردآوری امثال فارسی نخستین بار در سال۱۰۵۱هجری قمری توسط ادیبی به نام میرزا محمد حبله رودی(یا هبله

رودی)صورت گرفته و کار او تحت عنوان جامع التمثیل انتشار یافته است. ادیب مذکور که در دوران سلطنت سلطان عبداالله قطب شاه در حیدر آباد دکن(هندوستان)می زیسته در کتاب خود قریب یکهزارویکصد مثل را جمع آوری کرده و اکثر آنها را در حکایتی شیرین و لطیف گنجانیده است .چندی بعد از تالیف جامع التمثیل ادیب دیگری که برخی نام او را محمد صادق

اصفهانی و برخی دیگرحاج میرزا علی اکبر خان فائم مقامی دانسته اند به تالیف دانشنامه ی بزرگی به نام شاهد دست زده و در فصل هشتادم کتاب خود بخشی را به امثال فارسی اختصاص داده و در آن پانصد و شصت مثل فارسی را ذکر کرده است . به هر حال پس از تالیف جامع التمثیلمدت سه قرن ظاهراً هیچ گونه تالیف مهم و مستقل دیگری در زمینه ی امثال فارسی صورت نگرفته این بی اعتنایی به امثال و حکم همچنان ادامه داشته تا آنکه در سال ۱۳۳۹ ه.ق. مجموعه ی کوچکی تحت عنوان هزار و یک سخن در امثال و نصایح و حکم فارسی تالیف امیر قلی امینی در برلن به چاپ رسیده است.

اما نخستین فرهنگ جامع و بزرگ در زمینه ی امثال فارسی در سال ۱۳۱۰شمسی تحت عنوان امثال و حکم توسط ادیب دانشمند بزرگ معاصر علی اکبر دهخدا تالیف شده که باید آن را کامل ترین و معتبرترین فرهنگ در زمینه ی امثال و حکم فارسی دانست . (شکورزاده بلوری،(۹:۱۳۷۲

تاریخ امثال و حکم عربی به دوران جاهلیت برمی گردد بسیاری از امثال و حکمی که امروز هم در زبان عربی نزد خواص و عوام به کار می رود،در دوره ی جاهلیت هم متداول بوده و اصولاً زمان وضع و شان آن ها به دوران جاهلیت مربوط می شود.(رازی،(۱۳:۱۳۷۵

یکی از مظاهر فرهنگ و تمدن و ادبیات هر کشور امثال و حکم و کلمات قصار و پر مغزی می باشد که از دهان بزرگان علم و ادب و یا مردم عامی آن دیار تراوش کرده است . در زبان فارسی بیش از هر زبان زنده ی دنیا مثل و حکمت است که هر کدام دارای یک جهان ذوق و اندیشه و حلاوت و حسن تعبیر در ادای مقصود آن می باشد،به کار رفته است . ارسطو هزاران سال پیش از این، معتقد بوده است که امثال و حکم در حکم خوشه های حکمت باستانی می باشد که در پرتو ایجاز،درستی و صواب از خطر نابودی در امان مانده است.(گلپایگانی،۴:۱۳۷۶و( ۵ امثال و حکم فوایدی دارد که بحث درباره ی آن از حوصله ی این مقال بیرون است وخود مقاله ای را می طلبد اما در این جا

تنها به اهم فواید امثال و حکم پرداخته می شود .یکی از فواید امثال حفظ فرهنگ غنی ایرانی است . در واقع انحطاط فرهنگی از زمانی آغاز می شود که نسل ها پیوستگی فرهنگی خود را با فرهنگ ، هنر و ادب بومی خود بگسلد،ترویج امثال و حکم به ویژه آنهایی که جنبه های تعلیمی و اجتماعی و سازندگی بیشتری دارنددر حکم میراث های معنوی یک ملت ومرام و فرهنگ،غنای آن را تضمین می کند.از دیگر فواید امثال وحکم به طور خلاصه ساده کردن مباحث سنگین برای اذهان عامه، چنانچه مولوی بیشترین استفاده را از این داستان ها برده است و با استفاده از داستان های تمثیلی در جهت توجیه و تقدیر مدعای خود از مواردی است که جای تامل دارد.(زرین کوب،:۱۶۶بی تا)
خداوند تبارک و تعالی در آیات متعددی از جمله آیه های ذیل اهمیت ضرب المثلها را بیان فرموده است : “وتلک الامثال نضربها للناس لعلهم یتفکرون”(سوره حشر،آیه:(۲۳ “ویضرب االله الامثال للناس لعلهم یتذکرون” (سوره ابراهیم؛آیه: (۲۵ ان” االله لا یستحیی ان یضرب مثلاً ما وضهٌبع فما فوقها”(سوره بقره؛آیه:(۲۴