مقدمه :
خلاقیت اصطلاح و واژه اغی است که امروزه در محافل علمی و آموزشی و دانشگاهی و کارگاهی و حتی اذهان عموم مردم کاربرد فراوانی دارد.
فراوانی این کاربرد و استفاده از این اصطلاح به موقعّیت فعلی و رشد و ترقّی و پیشرفت جامعه، مربوط می شود. البته این بدان معنی نیست که در سال های گذشته خلاقیت وجود نداشته است زیرا زمینه های پیشرفت و توسعه و رشد و تعالی در عرصه های مختلف که امروزه شاهد هستیم در گذشته پی ریزی شده است.

اما آنچه که در حال حاضر احساس می شود یک نیاز عام و عمومی است ولی در گذشته این اصطلاح و واژه بصورت خاص در میان عدّه ای از فرهیختگان و نخبگان مشهود بود. زیرا این عدّه خاص در دانشگاه ها و مراکز علمی کارهای بدیع و نو خلق می کردند ولی امروزه شاهد خلاقیت بسیار جدید و بدیع یک کارگر ساده در کارخانه یا یک کشاورز در تولید یک محصول خاص یا یک گاودار در تربیت و اصلاح نژاد یک دام و یا یک معلّم در ابداع روش جدید تدریس و مطالعه و یا یک تولید کننده در تولید قطعات صنعتی و یا یک خانه دار در طرز استفاده از مواد غذایی و حفظ و نگه داری از آنها هستیم. و این امر در هر حال حاضر باعث توجّه عده زیادی از دسته های مختلف شغلی و عملی هم شده است.

خلاقیت بیانگر فرآیندی است که طی آن درک کامل و همه جانبه از یک موضوع پدیده و بازیابی آن در درک زوایای ناپیدا و کشف روابط میان مفاهیم و تجزیه و تحلیل داده ها در فضایی از ابداع و نوجویی بوجود می آید (شجری ۱۳۷۹)

تعریف کلی خلاقیت شامل عناصر و پارامترهای چندی است که اولاً خلاقیت یک فرآیند و جریان است و در ضمن در طی فرایند اطلاعات و آگاهی کامل از موضوع که به درک کامل اشاره شده وجود دارد در کنار این آگاهی کامل بازیابی و بازشناسی همه فرایند پدیده یا موضوع در ذهن همراه با زوایا و عناصر مجهول و کشف روابط آن و نیز تجزیه و تحلیل داده ها در هر بخش در انگیزه و فضایی از ابداع و اختراع امر خلاقیت را محقق می سازد.

در این گزارش که به موضوع خلاقیت پرداخته ایم به مقایسه این امر در میان کودکان اجتماعی و منزوی حدود سنی ۸ ساله اقدام شده است، هر چند از همان آغاز پاسخ این سئوال روشن است که خلاقیت کودکان انزوا طلب و اجتماعی چگونه است؟ ولی باید غافل نبود که گاهی کودکان انزوا طلب اتفاقاً به دلیل خلاقیت و در فکر فرو رفتن به خاطر موضوعی منزوی شده اند و باید دقت کافی بعمل آید که در این تحقیق به زمینه های این موارد اشاره شده است.
«کلیات»
رمز خدا در میان آوایی رسا و زمزمه ای پنهان نهفته است.
(ابن عربی)
بگوید روان گر زبان بسته شد بنالد جان گر تنت خسته شد
(فردوسی)
آنچه یک دیدن کند ادراک آن سال نتوان نمودن با بیان
(مولوی)
هدف از آوردن این سه مضمون بسیار ژرف عمیق از سه قلّه و سرافراز تاریخ و ادبیات و عرفان ایران و در واقع جهان این است که خوانندگان این ذهنیت را از ذهن خود خارج کنند که انزوا و گوشه گیری همیشه مترادف و هماهنگ با حقارت و گوشه گیری محض و فراز از حقیقت و پناه بردن به درد و الم و خیالات خود و در کل فرار از خود و جامعه است.

گاهی انزوا و فاصله گرفتن از جمع و کنره جویی از گروه و جمع بی اثر و ناخالق هدفی بدنبال دارد که از هزار فریاد و سکوت رساتر و ارزشمندتر است و باید در درک و شناخت انزوا گرایی و گوشه گری کودکان و نوجوانان کمال دقت و توجه و حساسیت را نشان بدهیم زیرا ممکن است در تعبیر و تفسیر گوشه گرایی کودکان با تمرکز و اعتماد به نفس به خود و توجه به مجهولات محیط اطراف دچار اشتباه و دگرونی شویم.

کودکان دوره ابتدائی بخصوص حدود سنی ۸ ساله عموماً در کلاس دوم ابتدائی قرار دارند. و از لحاظ روانی چون بتازگی از محیط و جو خانواده و گروه عاطفی نخستین جدا و به گروه مدرسه نیز الحاق شده اند. دارای حساسیت ها و ظرافت های عاطفی و شناختی و احساسی خاصی هستند. (قنادان ۱۳۷۵ ص ، ۲۵).
اصولاً طبق نظریات مختلف روان شناختی بخصوص نظریه عقالانی پیاژه دارای طرحواره های رفتاری (حسی – حرکتی) سریع و قابل رشد هستند (پیاژه ۱۳۷۱ ص، ۱۲۵) و کودکان با خزانه فراوان طرح های رفتاری وراثتی بدنیا آمده و پس از دو سال توانایی عمل متقابل با دنیای بی واسطه اشیاء و مردمان را به گونه ای کارآمد کسب می کند.

کودک دارای طرحواره هایی است که او را در دستیابی به اشیاء و کارگری آنها در میل به هدف های خویش یاری می بخشد. طفل همچنین به تجربۀ اشیاء به منظور نیل به فهم عملی و ویژگی های آن می پردازد. این تجربه ها اگر چه مفید هستند امّا جملگی آنها به امور عینی یعنی اشیای حاضر در حوزۀ ادراکی کودک محدود می شوند مثلاً کودک برای پایین آوردن بادکنکی از سقف و دین چوب از آن برای پایین آوردن بادکنک استفاده کند اما از روابطی که میان اشیای خارج از حوزه دیداری او وجود دارند تصوری ندارد. و طفل فقط توانایی عملی بر اشیای را دارد که مستقیم در حوزۀ ادراکی او قرار گرفته است که در اواخر دو سالگی فرایندهای شناختی ذهنی نوین در کودک آغاز می شود.

یکی از جنبه های فهم رشد شناختن ظهور کنش علامتی است که اشاره به توانایی هایی دارد که از دو تا چهار سالگی در کودک پدیدار می شود مثلاً کودک می تواند نمادی از یک شی را به جای شی دیگر که قبلاً دیده و هم اکنون از نظر غایب است تصور کند برای مثال دوچرخه ای که قبلاً دیده و هم اکنون از نظر غایب است یا نماد یک چوب به جای دوچرخه عملی دوچرخه سواری را تجربه و تقلید می کند.

در مرحله ۷ تا ۱۰ و یازده سالگی همکاری ابتدایی در شخصیت کودک پدیدار می گردد و کودک درک بهتری از قواعد بازی پیدا می کند. در حالیکه معلوماتش درباره ی بازی کامل نشده است. درباره قواعد بازی به چیرگی رسیده است. و برای یادگیری سایر قواعد بازی هم کوشش می کند. و در این سنین با همبازی وهم سن خود همکاری و هم رقابت می کند. این همکاری با همباز ی خود بر سر مجموعه ای از قواعد است که در چهارچوب آن بازی را ادامه می دهند. و این

همکاری بدان معنی نیست که یک یا چند کودک یک یا چند کودک را یاری می کنند تا به هدف مشترکی برسند. بلکه رقابت برای آن است که هر کودک برای برنده شدن خود تلاش می کند و در عین حال به یک چهارچوب موافقی در بازی پایبند است. و چون در سایر زمینه ها مثل کلک زدن و تزویر به حد کمال نرسیده است بازی با آرامش و توافق ادامه پیدا می کند. (پیاژه ۱۳۷۱ ص، ۱۶۳)

پیاژه معتقد است که در کودکان ۴ تا ۵ سالگی قواعد و قوانین ثابت و مقدس هستند ولی در حدود ۹ تا ۱۰ سالگی در عین احترام به قواعد و مقررات درکی از تغییرات در قواعد بازی پیدا می کنند. این مسئله در این تحقیق بسیار مهم است زیرا این مرحله است که کودک در واقع نوعی جرأت و ادراکی از تغییر در قواعد و قوانین پیدا می کند که به مسئله خلاقیت و موضوع این گزارش مربوط می شود. (پیاژه ۱۳۷۱ ص، ۱۶۵).

پس به بعضی دلیل از نظر ساخت شخصیتی کودکان تا سنسن ۵ سالگی عموماً فاقد ایجاد و رفرم در قواعد و بازی ها و اطلاعات هستند ولی پس از این سالها و حدود سال های ۸ و ۹ سالگی این درک در کودکان شکل می گیرد که در برخی از موارد می توانند قواعد بازی و تغییر در شناخت ها را بوجود آورند. که اصطلاح پیاژه در دین زمینه عبور از مطلق گرایی است. زیرا تا این زمان فکر می کرد که این بازی که پدرش برای آنها طراحی کرده یک بازی مطلق و پدرش آدم عجیب و اعجوبه ای است که این بازی را طراحی و به آنها یاد داده است اما پس از این دوره و آغاز سنین ۸ تا ۱۰ سالگی این صفت و ویژگی در اثر افزایش معلومات و تجربه های عینی و بار وراثتی به امکان تغییر و تبدیل قوانین و مقررات در امور وجود دارد.

ویژگی کودکان خلاق :
کودکان تیز هوش و با استعداد کسانی هستند که توانمدیهای قابل توجهی در عملکرد کنش های هوشی نشان میدهند. این کودکان به طور بالفعل یا بالقوه در یک یا چند زمینه از خود برجستگی خاصی نشان می دهند (غلامعلی افروز ۱۳۷۳ ص، ۱۹۰).
۱ ) توانایی در هوش عمومی

۲ ) استعداد خاص تحصیلی
۳ ) تفکر خلاق یا مولّد
۴ ) توانایی رهبری
۵ ) هنرهای تجسمی و نمایشی

۶ ) توانایی روانی – حرکتی
بر اساس تعریف ترمن کسانی که از بهرۀ هوشی دو انحراف معیار بالای میانگین (۱۰۰) باشند تیز هوش هستند – به عبارت دیگر آن دسته از کودکانی که بر اساس آزمون هوشی عمومی (استنفرد – ینیه) (گنجی ۱۳۷۳).بهره هوشی آنها ۱۳۲ یا بالاتر باشد تیز هوش قلمداد می شوند.
ویژگی های رفتاری کودکان خلاق
۱ ) کمال جویی
۲ ) شدت و عکس العمل سریع
ویژگی های عمومی کودکان و دانش آموزان خلاق و تیز هوش : (افروز ۱۳۷۳ ص، ۱۹۷).
۱ ) برخورداری از بهرۀ هوشی بالاتر از متوسط (۱۰۰)
۲ ) برجستگی خاص در یادگیری و یادسپاری و یادآوری مطالب
۳ ) حافظه قوی : مطالب مورد علاقه را با سرعت و دقت خارق العاده فرا می کیرند.
۴ ) پر انرژی بودن : غالباً نیاز کم تری به خواب دارند.
۵ ) قدرت تخیل : اغلب این کودکان همبازی های خیالی هم دارند.
۶ ) کنجکاوی : دوست دارند سئولات فراوان و پیچیده مطرح کنند.
۷ ) ارائه پاسخ های پیچیده : در پاسخ سعی می کنند به زمینه های پیچیده و بدیع رو آورند.
۸ ) درک سریع روابط بین عناصر و پدیده های مختلف
۹ ) گستردگی خزانه بغات
۱۰ ) سلامت کلامی : نسبت به همسالان از قدرت و سلامت روانی کلامی بالاتری برخوردارند.
۱۱ ) خوش خلقی.
۱۲ ) گستردگی دامنه علایق
۱۳ ) گستردگی دامه توجه
۱۴ ) قدرت تفکر انتزاعی
۱۵ ) سازماندهی تازه از اطلاعات دریافتی
۱۶ ) حساسیت فوق العاده
۱۷ ) کمال جویی
۱۸ ) علاقمندی نسبت به دیگران
۱۹ ) قدرت رهبری و تمایل به نظارت
۲۰ ) تمیزی و توجه به ظاهر فیزیکی و بهداشت

 

کودکان و دانش آموزان انزوا طلب :
بر خلاف دانش آموزان خلاق و بااستعادا دانش آموزان منزوی و گوشه گیر دارای صفات و ویژگی های زیر هستند.
۱ ) از لحاظ هوشی در سطوح مختلف وپراکنده قرار دارند زیرا دانش آموز با استعداد هم ممکن است منزوی وگوشه گیر باشد.
۲ ) از لحاظ میدان تحرک و حوزه فعالیت رفتاری کاهش نرخ رفتاری بخصوص در بازی و شرکت در گروه را دارند.
۳ ) علاقه و انگیزه ای به یادگیری مطالب جدید ندارند.

۴ ) دارای فراوانی ارتباط کلامی و غیرکلامی بسیار اندک هستند.
۵ ) معمولاً از یک عقده و گره خلقی یا جسمانی یا اجتماعی در رنج هستند.

۶ ) این قبیل کودکان از لحاظ شخصیتی کم رو و خجالتی و معمولاً دارای اضطراب در برقراری ارتباط هستند.
۷ ) در برنامه ریزی هفتگی و کلاسی و درسی دچار ضعف هستند.
۸ ) به امور و فعالیت های فردی و نظافتی کم اهمیت هستند.

۹ ) در مورد موارد و مسایل جدید نه تنها رغبت نشان نمی دهند بلکه با نوعی بی میلی و گریز از آن فرار می کنند.

۱۰ ) هیچ اهمیتی به پیشرفت ها و موفقیت های همسالان نمی دهند.
اهمیت و ضرورت مسأله :
در همهی صفات و ویژگی های ذکر شده پذیرش خویشتن یک اصل جدای ناپذیر است. (شاکتی کواین ۱۳۸۳ ص، ۱۱۱).
زیرا اگر کودکی با داشتن صفات ۲۰ گانه خودش را قبول نداشته باشد اصولاً معنی و مفهوم خلاقیت زیر سئوال می رود.
در دنیای امروزه و جهان معاصر پرورش و آموزش کودکانی با اصفات و ویژگی های خلاق وکارآمد برای پیشبرد اهداف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و حتی نظامی و … یک امر لازم و بلکه واجب است.
تنها مسئه ای که در این تحقیق همانطور که در مقدمّه نیز به آن اشاره گردید این است که محققان و صاحب نظران و اندیشمندان بخصوص درباب تصمیم و تربیت در تمیز و تفکیک کودکان منزوی و انزوا طلب واقعی از کودکانیکه فقط بخاطر تمرکز و توجه و ایجاد تخیل خلاقیت و تجزیه و تحلیل امور و عناصر پدیده ها به خود پناه می برند دقت لازم را مبذول دارند.
زیرا التقاط و عدم تفکیک کدکان خویش دار و خود مدار با کودکان و دانش آموزان منزوی و گوشه گیر خود باعث بروز مشکلات دیگری می شود.

اهداف تحقیق :
هدف های عمده و اساسی در این پژوهش عبارتند از :
شناسایی و شناخت عناصر و ویژگی های دانش آموزان انزوا طلب
شناسایی و شناخت عناصر و ویژگی های دانش آموزان اجتماعی
شناسایی و تجزیه و تحلیل عناصر موضوعی خلاقیت

مقایسه عناصر خلاقیت در هر دو گروه
اهداف جزئی :
در تحقق اهداف کلی بالا لاجرم به موضوعات و عناصر زیر باید توجه کنیم :

۱ ) میزان برقراری ارتباط دانش آموزان با سایر همسالان و اعضای خانواده
۲ ) میزان موفقیت دانش آموزان در امور تحصیل
۳ ) بررسی نوع شخصیت کودکان با استفاده از پرسشنامه ها و تست ها یا مشاهده

۴ ) آزمون و برگزاری آن در میان دو گروه از حیث خلاقیت
۵ ) مقایسه توفیق هر دو گروه در آزمون استعداد خلاقیت (پاشا شریف ۱۳۷۴).

فرضیات :
خلاقیت کودکان اجتماعی از کودکان انزوا طلب بیشتر است.
تعاریف عملیاتی متغیرها :
برخی از واژه ها و اصطلاحات بخصوص در تحقیقات روان شناسی و علمی و پژوهشی احتیاج به تعریف وتفسیر دارد که خواننده نسبت به مبانی و نظری آنها استیلا و آگاهی داشته باشد.

مطلق گرایی : آنچه که کودکان تا ۷ سالگی فکر می کنند هر بازی وموضوعی دارای قواعد ثابت و غیر قابل تغییر است.
طرحواره : زمینه و تم ذهنی و فکری کودک در مورد هر موضوعی که قادر به انجام و برگزاری آن است.
کنش علامتی : تعمیم دادن یک پدیده و شئی جدید به پدیده و شئی که قبلاً کودک آنرا شناخته و تجربه کرده است.
انتزاعی : ارزش ها و عناصر وموضوعاتی که معنای ارزشی و غیرصوری دارند.

خلاقیت : استفاده از دانش و آگاهی در زمینه ای برای ایجاد و تغییر و نوآوری در آن موضوع
اجتماعی : شرایطی که کودکان در ایجاد ارتباط با محیط و همسالان و دیگران از همه استعداد و توانایی خود برای رسیدن به هدف بهره می گیرند.
انزوا طلب : تمایل و میل کودک به فرار و کناره گیری از واقعیات وکاهش دادن نرخ رفتارهی ارتباطی و تصحیح و آموزشی و فرورفتن در خود به عنوان یک اختلال.

فصل دوم :
 یادگیری خلّاق

شپره گر وصل آفتاب نخواهد
رونق بازار آفتاب نکاهد
«سعدی : گلستان»

یادگیری خلاق، بیپانگر سیری است که طی آن درک کامل و به خاطر سپاری تمایم داده ها انجام می پذیرد و بازیابی آن به راحتی امکان پذیر می گردد و در این گذر، درک زوایای ناپیدا وکشف روابط میان مفاهیم و تجزیه و تحلیل داده ها در گسترده ای از خلاقیت، تحقق مییابد.بنابراین یادگیری خلاق بیانگر همراهی خلاقیت و یادگیری و یا حضور خلاقیت در پی یادگیری است.

ورود به چنین سرزمینهای نو و آبادان در صورتی امکان پذیر می گردد که مغز به فعالیتی چشمگیر دست یازد چه خلاقیت و شکوفایی استعدادها در گروی فعالیت مغز است و بر مبنای فعالیت مغز و تفکر حاصل از آن است که حرکت در جهت تعالی و تکامل، صورت می پذیرد. چگونه می توان افزایش فعالیت مغز و کسب بیشترین بازدهی از اوقات مطالعه از رهگذر آن، موجب شد؟

نیمکره های مغز :
مغز از دو نیمکره چپ و راست تشکیل شده است. در زمینه مطالعه؛ یادگیری علوم، ریاضیات و فنون، خواندن و نوشتن، با استفاده از ویژگیهای نیمکره چپ صورت می گیرد. بر این نکته تأکید می گردد که یادگیری هر نوع علم وفنی، به نیمکره چپ ارتباط دارد و همچنین فرمان نوشتن به دست از سوی نیمکره چپ صادر می شود ضمن آنکه در حدود ۷۵ درصد چپ دستها نیز فرمان نوشتن را از نیکره چپ دریافت می دارند.

اما آنچه به نیمکره راست مربوط می گردد، ویژگی هایی است که خلاقیت و بهره وری حاصل آن است.ویژگی های نیمکره عبارتست از : تصور و تجسم، تخیلی و رؤیا، شناخت موسیقی. هرگاه در هنگام مطالعه به گونه ای عمل شود که ملزم به بهره گیری از تصور و تجسم و یا تخیل و رؤیا برای درک و به خاطر سپاری داده های دریافت شده، گردیم و یا با توجه به جزییات و شناخت رنگ و همچنین پخش موسیقی مناسب در هنگام مطالعه، به استخراج داده ها و نگهداری آن در حافظه بپردازیم، به افزایش تحرک و فعالیت نیمکره راست مغز، مبادرت ورزیده ایم که حاصل آن افزایش بازدهی از مطالعه است. این ویژگی ها که از عمده ترین

خصوصیات مستقل و یا مشترک نیمکره راست می باشد، کلیدهایی است که با پرداختن به هر یک از آنها، افزایش فعالیت نیمکره راست مغز و شکوفایی استعدادها را موجب خواهیم شد. به یاد داشته باشید که در شرایط عادی در هنگام فراگیری، نیمکره چپ فعال می گردد چه یادگیری از اعمالی است که به نیمکره چپ مربوط می گردد؛ زمانی که نیمکره راست نیز به میدان وارد خواهد شد که یکی از ویژگیهای مربوط به نیمکره راست، در هنگام یادگیری مورد عمل

قرار گیرد تا به تحریک نیمکره راست بی انجامد. ورود نیمکره راست به عرصه یادگیری، به معنای دو برابر شدن توان یادگیری به جهت فعالیت نیمکره ای دیگر نیست، یادگیری با بهره گیری از نیمکره راست در کنار نیمکره چپ، توان

یادگیری را به چندین برابر افزایش می دهد چرا که نیمکره راست با خلاقیت؛ تفکر و کیفیت ارتباط دارد

و ارزش و میزان یادگیری در این حالت به صورت تصاعدی افزایش می یابد. مقایسه میزان موارد درک به خاطر سپرده شده با و بدون حضور نیمکره راست، نشان از فزونی چشمگیر میزان یادگیری در هنگام حضور نیمکره راست در میدان یادگیری دارد. در پایان این سلسله مباحث، به طراحی آزمونهایی پرداخته ایم که با انجام آن، تفاوت فاحش یادگیری خلاق – که متضمن فعالیت ممتاز نیمکره راست مغز می باشد.پ – یادگیری عادی، مورد سنجش و اندازه گیری قرار خواهد گرفت.